دسته‌ها
فرهنگی اجتماعی شهدا اخبار آخرین خبر اخبارپایگاه اخبار آخرین عناوین مدافعان حرم

حاج قاسم سنگ صبور خانواده شهدای مدافع حرم

همسر شهیدی که سر حاج قاسم داد کشید/ شب ۱۳ دی بی‌قرار بودم

به گزارش بقاع خبر از فارس : در شعرها و متون افسانه‌ای بارها از لحظه وصال و فراق سخن‌ها گفته شده. اغلب آدم‌ها به شیرینی وصال فکر می‌کنند و تلخی و غم فراق. اما کمتر جایی در مورد آن چند قدم، چند ثانیه و چند لحظه منتهی به وصال صحبت شده است. لحظه‌ای که برای «کُلی» انگار در خلأ می‌گذشت. نمی‌دانست پایش روی زمین است یا با سر راه می‌رود. هر چه بود چهار سال دوری و بی‌خبری، مست دیدارش کرده بود. انتظاری که داشت به سر می‌رسید، اما نه آنگونه که او منتظرش بود و شب‌ها در موردش فکر کرده بود. در رویاهای کلی، علی همانطور چهار شانه مقابلش ایستاده بود و گله‌هایش را گوش می‌کرد. در رویاهای او عصبانیتش که فروکش می‌کرد، خود را در آغوش علی می‌انداخت و چهار سال دلتنگی را یکجا از تنش بیرون می‌ریخت، اما در واقعیت، علی با شمایل دیگری به دیدار آمده بود.

«کلثوم ناصر» همسر شهید مدافع حرم «علی سعد» آن روز فراموش‌نشدنی را روایت می‌کند. قسمت اول و قسمت دوم گفت‌وگو را بخوانید.


کلثوم ناصر کنار شهید سعد و فرزندشان

*شاید دیدار همانطور باشد که می‌خواستم

عید نوروز تازه تمام شده بود و با بچه‌هایم سوار ماشین ون شدیم و همراه تعدادی از دوستان علی به معراج شهدا رفتیم. در راه سرم را به شیشه چسبانده بودم و بدون اینکه متوجه باشم اطرافم چه می‌گذرد، همراه نسیمی که به صورتم می‌خورد در خاطراتم با علی سیر می‌کردم. تصور من این بود که حالا دیگر واقعاً می‌توانم لااقل جسم علی را ببینم. از ماشین که پیاده شدم، پایم جان نداشت. اضطراب همه وجودم را گرفته بود. نمی‌دانم چه حالی داشتم. لحظه‌هایی بود که هم دوست داشتم زود تمام شود، هم کش آمدنش برایم سراب امیدی شده بود که شاید دیدار همانطور باشد که می‌خواستم.


دیدار با پیکر علی بعد از ۴ سال در معراج

بیشتر بخوانید 

شهدای مدافع حرم مظلوم و غریب هستند/ امنیت امروز ایران اسلامی مرهون ایثار مدافعان حرم است

برگزاری یادواره شهدای مدافعان حرم و اربعین شهید حججی در مسجد امام علی ع شهرستان گرمسار

مدافعان حرم پیشرو در شهر آفتاب تهران

مدافعان حرم برای اعتقادات و منافع ملی با تروریست‌ها مبارزه می‌کنند

*این پیکر همسر من نیست

وقتی مسئولین معراج جعبه چوبی پوشیده شده در پرچم ایران را جلویم گذاشتند، شروع کردند به باز کردن در تابوت. دو نفر از دوستانم که آنها هم همسرانشان همچنان مفقود الاثر هستند، همراهم آمده بودند. داخل تابوت کفنی بود که طولش به یک متر هم نمی‌رسید. چند جایش نوشته بودند: علی سعد. به یکی از دوستانم نگاه کردم و گفتم: معصومه اینکه پیکر علی نیست! چرا به من دروغ می‌گویند؟ علی قدبلند و چهار شانه است. فکر می‌کنم این پیکر یک رزمنده دیگر باشد.

مسئول معراج در حال باز کردن بندهای کفن بود. با صدای لرزان گفتم: لطفاً باز نکنید، آن پیکر همسر من نیست. او که مردی مسن بود، فهمید حال من بد است. گفت: دخترم می‌شود بنشینی و صلوات بفرستی؟ آرام باش. همین کار را کردم و کمی به خودم آمدم. تصور می‌کردم لااقل الان که بندها باز شود، صورت علی را می‌بینم، اما وقتی پارچه باز شد تنها با چند استخوان مواجه شدم.

(علی سال ۱۳۹۴ در خان طومان سوریه به شهادت رسیده بود، اما بدنش در منطقه ماند و پیکرش چهار سال بعد در فروردین سال ۹۸ توسط گروه تفحص کشف شد.)


شهید علی سعد

*هدیه‌ای از طرف علی

آن آقا گفت: این علی شماست. دوست دیگرم که متوجه حال من شده بود، گفت: «بعد از چهار سال مفقودی توقع داشتی پیکر علی چطور بیاید؟ آرام باش و با او صحبت کن.» روی پیشانی جمجمه علی، سربند یا زهرا(س) بسته شده بود. آن مرد برای اینکه مرا آرام‌تر کند، گفت: چون خانم خوبی بودی و شلوغ کاری نکردی این سربند را باز می‌کنم و به تو می‌دهم. از طرف شهید یادگاری نگهدار. جمجمه علی را در آغوش گرفتم و تنها یادم می‌آید آن لحظه با فریاد خدا را صدا کردم و دیگر چیزی یادم نمی‌آید.

*علی را به خاک سپردیم

 فردا ظهرش پیکر که چه عرض کنم، استخوان‌های علی را آوردند خانه و بعد از تشییع حرکت کردیم به سمت فرودگاه. علی وصیت کرده بود در زادگاهش، شهرکی نزدیکی دزفول به خاک سپرده شود. به فرودگاه اهواز که رسیدیم تعدادی سرباز آمدند و سلام نظامی دادند و احترام گذاشتند و روز بعد در کنار مزار «اسحاق نبی» جایی که خود علی وصیت کرده بود، به خاک سپرده شد.

*من حسین پورجعفری هستم

چند ماه گذشت تا اینکه حاج قاسم خودش گفته بود می‌خواهد یک دیدار خصوصی با خانوده شهید سعد داشته باشم. اواخر مهر سال ۹۸ بود. من معاون مدرسه بودم. یک روز که مدرسه تعطیل شد، خواستم به خانه بیایم که گوشی‌ام زنگ خورد. آقایی که بعدا شناختم و فهمیدم شهید پورجعفری بود، گفت: «سلام خانم سعد!» گفتم: «امرتان را بفرمایید.» گفت: «من حسین پورجعفری هستم، از دفتر حاج قاسم تماس می‌گیرم.» اول فکر کردم شاید کسی دارد مزاحمت ایجاد می‌کند.

آقای پورجعفری گفت: «حاج قاسم می‌خواهد با شما صحبت کند.» بلافاصله حاج قاسم گوشی را گرفت شروع کرد به حال و احوال کردن. تا صدایش را شنیدم، با ناراحتی زیاد گفتم: «سلام حاجی! دستت درد نکنه!» حاج قاسم گفت: «می‌دانم دلت پر است، اما صبر کن می‌خواهم چیزی به تو بگویم.» گفتم: «مگر چیزی هم باقی مانده؟» گفت: «آره، پنجشنبه می‌خواهم بیایم خانه شما، هستین؟» گفتم: «بله.» گفت: «پنجشنبه ساعت ۹ صبح می‌آیم.»

* گفتم: حاجی این چه کاری بود؟

پنجشنبه ۲ آبان ۹۸ از ساعت ۹ منتظر بودم. حدود ساعت یازده و نیم حاجی همراه شهید پورجعفری آمدند خانه ما. فکر کردم ناهار می‌مانند. برای همین کمی قورمه سبزی درست کرده بودم، میوه، شیرینی، چای، دمنوش و همه چیز آماده کرده بودم.

تا چشمم به حاج قاسم افتاد، شروع کردم گریه کردن. گفتم: «حاجی این چه کاری بود؟ شما ۴ سال به من گفتی علی اسیر است، برمی‌گردد. این دیگر چه اسارتی بود؟» گفت: «دخترم! مگر علی اسیر نبود؟» گفتم: «اما شما به من گفتی او زنده است.» گفت: «مگر غیر از این است که شهدا زنده هستند؟ این آیه قرآن است، من از خودم نمی‌گویم.»

*۲۵ روز سعی کردیم آماده شویم

بعد با همان لحن مهربانش گفت: «دخترم وصیت خود علی بود: تا زمانی که خودم نیامدم، چیزی به همسرم نگویید. تحملش را ندارد. وقتی آمدم همه چیز را بگویید. ما ۲۵ روز بعد از آمدن پیکر علی این دست و آن دست می‌کردیم که تو آماده شوی، اما روز به روز حالت بدتر می‌شد. انگار نمی‌خواهی بپذیری علی شهید شده.» گفتم: «هنوز هم نپذیرفته‌ام. به اعتقاد من آن پیکر، پیکر علی نبود.» حاج قاسم گفت: «چرا پیکر علی بود. من خودم جواب آزمایش DNA او را دیدم.»

من بچه‌هایم را برای دادن آزمایش DNA نبرده بودم، چون اصلا اعتقادی به این کارها نداشتم. می‌گفتم: علی زنده است. حاج قاسم گفت: «برادر علی آمد DNA داد و فهمیدیم پیکر متعلق به علی آقاست.»

*حاج قاسم گفت: به یقین رسیدیم علی شهید شده

علی گفته بود حتی اگر قطع نخاع شدم هم چیزی به همسرم نگویید. هر وقت آمدم خودش مرا می‌بیند. اگر اسیر شدم چیزی به او نگویید، اگر هم شهید شدم تا پیکرم نیامده چیزی به او نگویید. حاج قاسم می‌گفت: «هر باری که می‌خواستیم به تو بگوییم علی شهید شده و به یقین رسیده بودیم که او به شهادت رسیده، هر بار انگار جلوی پای ما سنگ می‌افتاد، متوجه شدم این خواست شهید است و ما نمی‌توانیم کاری کنیم.»

باز برگشتم سر پله اولم. گفتم: «حاج قاسم! شما گفتید علی برمی‌گرده!» گفت: «مگر برنگشت؟ در میان دوستانت کسی نیست شوهرش مفقود باشد؟» گفتم: «چرا.» گفت: «ما حتی نمی‌دانیم پیکر همسران آنها کجا هست؟ چیزی از پیکر آنها مانده یا نه؟ اما من به تو قول دادم علی می‌آید، هرطور شده او را آوردم. حالا چه حرفی داری؟»

 

 

 

*نباید با حاجی اینطور صحبت کنیم

عمویم هم آن روز خانه ما بود. وقتی لحن صحبت من با حاج قاسم را دید، لبش را گاز گرفت و گفت: «نباید با حاجی اینطور صحبت کنیم.» من با جیغ و گریه حرف می‌زدم. گفتم: «حاجی! من با سه تا بچه چه کار کنم؟» حاج قاسم گفت: «وقتی شهید در خانه نباشد، خلیفه خانه خداست. تو خدا را داری.» حرف‌هایش به جانم می‌نشست، اما باید حرف‌های دلم را که کوهی از آتش بود، بیرون می‌ریختم تا صحبت‌های مردی چون او آرامش را به من برمی‌گرداند.

حاجی گفت: «در ضمن، من اول پدر تو هستم بعد پدر تمام بچه‌های شهدا.» گفتم: «حاجی من نمی‌توانم تنهایی بچه‌ها را بزرگ کنم.» گفت: «من کمکت می‌کنم، خدا هم هست، دعای علی هم هست.» بعد گفت: «حالا بیا می‌خواهم دعوای پدر دختری با تو بکنم. نمی‌خواهم جلوی آقای پور جعفری و عمویت باشد.» رفتیم کمی آن طرف تر، چند حرف به من زد و نصیحتم کرد. گفت: «هر کسی لیاقت همسر‌ شهید بودن را ندارد. ببین خدا تو را چطور نگاه کرد که همسر شهید شدی. هر کسی توفیق این را ندارد که بشود فرزند شهید، ببین خدا تو را چقدر دوست دارد که سه یادگار شهید به تو داده.» گفتم: «حاجی سخت است.» گفت: «می‌دانم ولی بی‌خود نیست که خدا چنین مقامی به تو داده، در ضمن علی هم زنده است، فقط تو او را نمی‌بینی. علی کنار توست. باید آنقدر صبور باشی در رسانه‌ها با لب خندان و خوشحال صحبت کنی که اگر دشمن دید، دلشاد نشود. دشمن باید ببیند ما همچین شیرمردانی داریم که به میدان رفتند و شهید شدند و شیر زنانی هم داریم که حمایت‌مان کردند. صبور باش! اینقدر بی‌تابی نکن. علی همیشه می‌‌گفت تو خیلی صبوری و هرچه او می‌گفت روی حرفش حرف نمی‌زدی. حالا هم باید همینطور باشی. همسرت مرد بزرگی بود.»

این حرف‌ها را که می‌زد. خیلی آرام شدم و دیگر بعد از آن بی‌تابی نمی‌کردم.

*ابلهانی که این حر‌ف‌ها را می‌زنند

حاج قاسم گفت: «مرد، ستون و سقف خانه است. زنی که شوهرش را از دست می‌دهد، ستون خانه‌اش را از دست داده، پس باید آنقدر قوی باشد که که نگذارد باد و باران گزندی به بچه‌هایش برساند.» گفتم: «با زخم زبان‌‌ها چکار کنم؟» گفت: «آدم‌های ابلهی هستند که می‌گویند مدافعان حرم برای پول رفتند؛ در حالی که آنها برای وطن و ناموس رفتند.» بعد، ضرب‌المثلی زد که خیلی دوست داشتم. گفت: «آدم‌هایی که طبقه اول یک ساختمان هستند، مزاحمی به شیشه خانه‌شان سنگ بزند، هم سنگ شیشه را می‌شکند، اما خود مزاحم به راحتی قابل دیدن است، اما وقتی به طبقه سوم بروی، شاید سنگ به شیشه بخورد، اما مزاحم کمتر دیده می‌شود. به طبقه پنجم بروی دیگر سنگ به شیشه نمی‌رسد و مزاحم را کوچک‌تر می‌بینی. وارد طبقه بیستم شوی سنگ که هیچی، خود مزاحم هم دیده نمی‌شود.»

پرسیدم: یعنی چی؟ معنی این حرف چیست؟ گفت: «یعنی باید آنقدر اوج بگیری و شعور اخلاقی‌ات را بالا ببری که حرف‌ها و آدم‌های این چنینی در اطرافت مثل پشه به نظر برسند. معرفتت را بالا ببر و به همان عهدی که با شهدا بستی بمان. ما هم باید به مقام آنها برسیم که این چیزها تکان مان ندهد.»

حرف‌های حاج قاسم خیلی به دلم نشست. بعد پرسید: «بهتر شدی؟ الان آرامی؟» گفتم: «خیلی.»

*مردی به صمیمیت حاج قاسم

بعد بابا صدایش کردم و گفتم: می‌شود امروز ناهار با ما بمانید؟ گفت: خیلی دوست دارم، اما کار دارم و باید بروم. خواهش کردم و گفتم: «من ناهار درست کردم. الان که بچه‌ها شما را دیدند انگار بابایشان را دیده‌اند.» حاجی خندید و گفت: «حالا پاشو برویم ببینم چه درست کردی که من ناهار بمانم؟» همراهم آمد آشپزخانه. در قابلمه را برداشت و گفت: «نه! معلومه که آشپز خوبی هم هستی. قورمه سبزی جا افتاده، اما برنج دم نکشیده.» گفتم: «تا شما چای بخورید من برنج را دم می‌کنم.»

آقای پورجعفری گفت: «خانم سعد! حاجی را در معذوریت قرار ندهید. غذا خوردن برای او ممنوع است.» فکر کردم به خاطر مسایل امنیتی می‌گوید. خندیدم و گفتم: «آقای پورجعفری! خانه شهید غذا خوردن مگر چه اشکالی دارد؟ من حاضرم جان خودم و بچه‌هایم را فدا کنم برای حاج قاسم.»

*آن روز یکی از بهترین روزهای زندگی من بود

حاجی گفت: «من به شما قول می‌دهم یک روز دیگر برای ناهار به منزلتان بیایم. بعد رو کرد به معصومه و با قربان صدقه گفت: «دخترم! تو چقدر نازی!» و او را بوسید و گفت: «معصومه شماره موبایلم را یادداشت کن. هر موقع مادرت سرت غر زد به من زنگ بزن تا حسابش را برسم!» معصومه خندید و گفت: «حاجی! مامان خیلی بی‌تاب بابامه و خیلی گریه می‌کنه.» پریدم وسط حرفش و گفتم: «حاج قاسم! ای کاش می‌گذاشتید پیکر علی تهران می‌ماند.» گفت: «چرا؟ می‌خواستی هر شب بروی بالای مزارش غرغر کنی؟» بعد با خنده صدا کرد: «حسین حسین، شماره خودت را هم به خانم سعد بده و هر وقت زنگ زد جواب بده که غرغرهایش را بکند و دست از سر شهید بردارد.»

آن روز واقعاً یکی از بهترین روزهای زندگی من بود. انگار تازه جان گرفتیم و نفس من بعد از چهار سال که در سینه‌ام حبس شده بود، آزاد شد. داشتم خفه می‌شدم. همیشه بغضی در گلویم داشتم، اما وقتی حاج قاسم آمد، انگار همه غم و بدبختی من تمام شد.

*حاج قاسم از من درخواست هدیه کرد

روزی که حاج قاسم آمده بود خانه‌مان به بچه‌ها انگشتر هدیه داد. به من هم هدیه داد و گفت: «دخترم! می‌شود خواهش کنم تو هم به من یک هدیه بدهی؟» گفتم: «هر چی که بخواهید! من جانم را می‌دهم.» گفت: «بابا! می‌روی یکی از زیر پیراهنی‌های علی را برایم بیاوری؟» گفتم: «برای چی؟» گفت: «من فکر می‌کنم هنوز توفیق شهادت ندارم.» گفتم: «حاجی! تو را به خدا دیگر این حرف را نزنید، تمام امید بچه‌های شهید شما هستید. چرا این حرف را می‌زنید؟» گفت: «دخترم! شهادت آرزوی من است. همه این سال‌ها تلاش کردم، چرا نباید شهید شوم؟ می‌خواهم لباس شهید را بپوشم، شاید من هم شهید شوم.»

من یک چفیه و یک زیرپوش علی را به او دادم و گفتم: «می‌دهم اما تو را به خدا به این نیت که گفتید استفاده نکنید.» گفت: «باشه.»

*قولی که هیچ وقت عملی نشد

یکی ـ دو شب قبل از شهادت حاج قاسم استرسی که قبل از شهادت علی پیدا کردم، همان استرس را برای شهادت حاج قاسم پیدا کردم. زنگ زدم به آقای پورجعفری گفتم: «می‌شود تلفن را به حاج قاسم بدهید؟» گفت: «حاجی دستش بند است.» گفتم: تو را به خدا چند دقیقه فقط کار دارم. شهید پورجعفری حاجی را صدا کرد و گفت: «نمی‌دانم چرا خانم سعد دارد گریه می‌کند.» حاجی تلفن را گرفت و گفت: «دختر غرغروی من! دوباره چی شده؟» گفتم: «حاجی کجا هستید؟ من دوباره بی‌قرار هستم. نکند جایی بروید. احساس می‌کنم همان اتفاقی که برای علی افتاد، ممکن است برایتان بیافتد. همان حس بد را از دیشب تا حالا نسبت به شما پیدا کردم.» گفت: «یعنی می‌خواهم شهید شوم؟» گفتم: «خدا نکند، دشمنت بمیرد.» گفت: «دارم کارهایم را جمع و جور می‌کنم. اینقدر هم غرغر نکن سر من. خیالت راحت من دارم می‌روم جایی، برمی‌گردم بعد می‌آیم همان قولی که دادم، ناهار می‌آیم خانه شما.»


دیدار حاج قاسم با خانواده شهید علی سعد

* شبی که پابرهنه به سرمان می‌زدیم

شب شهادت حاج قاسم با دوستانم رفتیم قم. نمی‌دانم چه جشنی می‌خواستیم برای همسران شهدا بگیریم. دوستانم گفتند بیایید مکان مراسم را آذین ببندیم. دست و دلم نمی‌رفت. همه می‌گفتند خانم سعد، همیشه انرژی شما منفی هست. گفتم: نمی‌دانم چرا دست و دلم به آذین بستن نمی‌رود. برگشتیم خانه. ۱۳ دی وقتی شنیدم حاج قاسم شهید شده، دنیا دوباره روی سرم خراب شد. دوباره علی شهید شده بود. این بار نه تنها غم از دست دادن علی را داشتم، احساس می‌کردم پدرم را هم از دست داده‌ام. صبح که گوشی را روشن کردم و خبر را شنیدم و گفتم: این‌ها دیگر چه چرت و پرتی است منتشر می‌کنند؟ مطمئن که شدم، گریه کردم. بچه‌ها با حالت بدی از خواب بلند شدند و شروع کردند گریه کردن. معصومه بعد از آن تا مدت‌ها افسردگی گرفت و حالش بد بود. من و بچه‌هایم خودمان را به فرودگاه رساندیم تا به استقبال پیکر او برویم. پابرهنه به سرمان می‌زدیم در فرودگاه و می‌دویدیم.

آنقدر جیغ زدم که آقایی گفت: «خانم! چه کار می‌کنید؟» گفتم: ما تازه جگرمان سوخته بود و دلمان آتش گرفته بود. تازه یکی دو ماه است رنگ خوشی را دیده‌ایم. حاج قاسم رفت و آرزوی دوباره دیدنش به دلمان ماند.

انتهای پیام/

دسته‌ها
أماکن مذهبی فرهنگی خادمین رسانه ای شهدا مدافعان حرم اخبار خادمین حرمین اخباربقاع متبرکه خادمین مدافعان حرم

گزارش تصویری غبارروبی امامزاده علی بن جعفر(ع) محله کن

به گزارش خبرنگار بقاع خبر؛مراسم غبارروبی آستان مقدس امامزاده علی بن جعفر(ع) محله کن،که مصادف با ایام عملیات خیبر و سالروز شهادت فرمانده خیبرشکن شهبد حاج ابراهیم همت و ایام سالروز تدفین شهید مدافع حرم میثم نظری بود، با حضور معاونت فرهنگی اداره اوقاف و امور خیریه شمالغرب تهران،زائران،مجاوران و بسیجیان پایگاه شهید قدرت الله روستایی امروز دوشنبه ۱۸ اسفند ۱۳۹۹ برگزار شد.

انتهای پیام/

خبرنگار و عکاس: علی مومنی

دسته‌ها
تکیه،حسینیه وهیئت ها عتبات عالیات فرهنگی شهدا مناسبت ها اخبارپایگاه اخباربقاع متبرکه اخبار مدافعان حرم

گزارش تصویری اولین سالگرد شهادت سردار دل ها

به گزارش خبرنگار بقاع خبر؛ اولین سالگرد سردار شهید حاج قاسم سلیمانی مصادف با ایام فاطمیه برگزار شد. این مراسم به صورت مجازی در آستان مقدس امامزاده علی بن جعفر(ع) محله کن با سخنرانی حجت الاسلام بهنام حشمدار و مداحی کربلایی مهدی عزیزی و محمد اکبری برگزار گردید.

خبرنگار وعکاس: علی مومنی

 

دسته‌ها
فرهنگی اجتماعی شهدا مدافعان حرم فضای مجازی مناسبت ها اخباربقاع متبرکه اخبارقرآنی اخبار مدافعان حرم

محافل مجازی انس با قرآن به یاد سردار دل ها

به گزارش خبرنگار بقاع خبر، محافل مجازی انس با قرآن به یاد سردار دلهادر امامزادگان محله کن برگزار می شود.

این مجالس در شب و روز اولین سالگرد شهادت شهید حاج قاسم سلیمانی در امامزادگان محله کن به صورت مجازی برگزار می گردد.

اولین مجلس روز جمعه ۱۲ دی ماه از ساعت ۱۹ در آستان مقدس امامزاده علی بن جعفر(ع) با قرائت قرآن سعید محمدخان و شاگردان مکتب سلیمانی و سخنرانی حجت الاسلام محمدزاده و مداحی کربلایی هادی سقازاده

دومین مجلس روز شنبه ۱۳ دی ماه از ساعت ۱۶ در آستان مقدس امامزاده محمد(ع) همراه با پخش از اینستاگرام به آدرس : emamzade.mohamad

دسته‌ها
أماکن مذهبی شهدا فضای مجازی امامزادگان مناسبت ها اخبارپایگاه اخباربقاع متبرکه اخبار مدافعان حرم

غبارروبی مزار شهدای امامزاده علی بن جعفر(ع)

به گزارش خبرنگار بقاع خبر، در آستانه اولین سالگرد شهادت سردار دلها شهید حاج قاسم سلیمانی گلزار شهدای آستان مقدس امامزاده علی بن جعفر(ع) محله کن غبارروبی شد.

در این مراسم که همراه با یادبود شهدای مدافع حرم آرمیده در این امامزاده واجب التعظیم شهیدان میثم نظری و احمد روستایی بود رییس و معاون فرهنگی بنیاد شهید و امور ایثارگران منطقه ۵ و ۲۲ تهران بزرگ ، نماینده اداره اوقاف و امور خیریه شمالغرب تهران ، نماینده شهرداری ناحیه ۲ منطقه ۵ و بسیجیان و خانواده های معظم شهدا حضور داشتند.

خبرنگار و عکاس: علی مومنی

دسته‌ها
امامزادگان شهدا مناسبت ها اخبارپایگاه اخباربقاع متبرکه اخبار مدافعان حرم

حضور بسیجیان درگلزار شهدای محله کن

به گزارش خبرنگار بقاع خبر، به مناسبت هفته بسیج و همزمان با سالروز رحلت کریمه اهل بیت حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها بسیجیان پایگاه شهید قدرت الله روستایی جهت زیارت شهدای آرمیده در آستان مقدس امامزاده علی بن جعفر (ع) محله کن حضور یافتند.

 

 

خبرنگار وعکاس: علی مومنی

دسته‌ها
شهدا مدافعان حرم اخبار ویژه اخبارپایگاه اخبار مدافعان حرم

ترور ژنرال سلیمانی ، نقض منشور ملل متحد

به گزارش بقاع خبر از فارس ؛ «اَگنِس کالامارد» گزارشگر ویژه سازمان ملل در حوزه ترورهای غیرقانونی و

خودسرانه ، جنایت آمریکا در ترور سردار سلیمانی و المهندس را غیرقانونی و نقض منشور ملل متحد خواند .

به نوشته خبرگزاری «رویترز»، کالامارد در گزارشی ضمن رد کردن ادعاهای مقامات آمریکایی درباره دلیل ترور

سردار سلیمانی، نوشت واشنگتن نتوانسته مدارک کافی از تهاجم قریب‌الوقوع یا در حال انجام به منافعش را ارائه

کند تا حمله به کاروان سردار سلیمانی در نزدیکی فرودگاه بغداد را توجیه نماید.

وی در ادامه تاکید کرد که ترور سردار سلیمانی به همراه «ابو مهدی المهندس» معاون شهید سازمان

الحشدالشعبی در عراق و چند تن دیگر از همراهانشان، نقض منشور سازمان ملل متحد بود و خواستار اعمال

قوانین حسابرسی و مقررات سخت‌تر درباره کشتار به وسیله پهپادهای تهاجمی شد.

این کارشناس سازمان ملل در گفت‌وگو با رویترز توضیح داد: «در حوزه استفاده از پهپادها، جهان در برهه حساسی

و احتمالا نقطه بحرانی قرار دارد… شورای امنیت اقدامی [در این باره] انجام نمی‌دهد، جامعه جهانی نیز عامدانه

یا سهواً ساکت مانده است».

بر این اساس، کالامارد قرار است امروز یافته‌های خود در گزارش جدید را به شورای حقوق بشر سازمان ملل ارائه

کند. آمریکا به دلیل خروج دو سال قبل خود از این شورا، در نشست مذکور حضور نخواهد داشت.

وی همچنین در این گزارش تصریح کرده است: «به دلیل نبود تهدید واقعی، مسیر اقدامی که آمریکا انجام داد،

غیرقانونی بود».

ارتش آمریکا بامداد ۱۳ دی‌ماه ۱۳۹۸ طی یک عملیات تروریستی به دستور «دونالد ترامپ»، رئیس‌جمهور این

کشور، سردار سلیمانی و شماری از همراهان ایشان از جمله المهندس را لحظاتی بعد از ترک فرودگاه بغداد به

شهادت رساند.

چندی پیش نیز پایگاه «امریکن کانزروتیو» نوشت سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا) از ارائه اسناد مرتبط با ترور

سردار سلیمانی خودداری کرده است. جزئیات بیشتر

کلمات کلیدی

قاسم سلیمانی  ، گزارشگر ویژه سازمان ملل ، آمریکا ،  نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران ، اگنس کالامارد

اخبار مرتبط

هشدار انگلیس درباره بزرگداشت شهیدسلیمانی

نگرانی غربی‌ها از دستگیری موسوی مجد

اظهارات سخنگوی ائتلاف بین‌المللی

آخرین نامه سردار سلیمانی به فلسطینیان

خودداری سیا ازارائه اسناد ترور سلیمانی

دسته‌ها
معارف شهدا اخبار مدافعان حرم

رونمایی سردیس سردار شهید سلیمانی در تالار وحدت

سردیس سردار شهید سلیمانی در تالار وحدت رونمایی شد

به گزارش بقاع خبر به نقل از خبرگزاری مهر، آیین رونمایی از سردیس شهید حاج قاسم سلیمانی صبح امروز یکشنبه ۱۵ تیر با حضور سیدعباس صالحی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، آیت‌الله سیدمحمدعلی موسوی جزایری، سید مجتبی حسینی معاون امور هنری وزارت ارشاد، خانواده شهید سردار سلیمانی و جمعی از اصحاب رسانه در تالار رودکی برگزار شد. در این مراسم همچنین در قالب ویدیو کنفرانس با استان‌های خوزستان و کرمان از پوستر جشنواره بین‌المللی «ذوالفقار» در خوزستان و پوستر جشنواره ملی تئاتر «سردار آسمانی» در کرمان رونمایی شد.

در ابتدای مراسم، تلاوت قرآن مجید از مزار شهید قاسم سلیمانی در شهر کرمان پخش شد. سپس مجری مراسم ضمن خوشامدگویی به حضار، گفت: نشان ذوالفقاری که حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی به سردار شهید قاسم سلیمانی تقدیم کردند، بالاترین نشان نظامی است و این عنوان، جشنواره‌ای ادبی هنری با موضوع شهید قاسم سلیمانی با گستره بین‌المللی در قالب پوستر، پویانمایی و شعر در استان خوزستان شد.

رونمایی از پوستر جشنواره بین‌المللی «ذوالفقار»

پس از صحبت‌های مجری، از طریق ویدئوکنفرانس ارتباط مستقیمی با استان خوزستان برقرار شد و پوستر جشنواره بین‌المللی «ذوالفقار» رونمایی و فراخوان آن منتشر شد.

در این ارتباط ویدئویی، حجت‌الاسلام‌والمسلمین موسوی فرد خطیب نماز جمعه اهواز دقایقی به صحبت پرداخت و گفت: سردار حاج قاسم سلیمانی به‌گونه‌ای در قلب‌ها نفوذ کرد که تا قرن‌ها خاطره‌اش در یادها باقی خواهد ماند. روحیه ایشان همچون امام خمینی (ره) و ویژگی ممتاز ایشان بود که هر جا که می‌توانست نیازی را برطرف کند در آنجا حضور پیدا می‌کرد.

در ادامه غلامرضا شریعتی استاندار خوزستان نیز ‌لحظاتی به صحبت پرداخت و گفت: استان خوزستان در هشت سال دفاع مقدس شاهد فداکاری‌های سردار سلیمانی بود و همچنین در سیل خوزستان شاهد مدیریت و کنترل سیل توسط ایشان و همراهانش همچون ابومهدی المهندس بودیم.

وی همچنین یادآور شد: ما آمادگی این را داریم که دبیرخانه دائمی این جشنواره را تشکیل دهیم و ذره‌ای از دین‌مان به این شهید والامقام را ادا کنیم.

محمد جوروند مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی خوزستان هم در سخنانی اظهار داشت: بنده به نیابت از هنرمندان خوزستان اعلام آمادگی می‌کنم، تلاش خواهیم کرد که میزبان شایسته‌ای برای هنرمندان رشته‌های مختلف با نام و یاد شهید حاج قاسم سلیمانی باشیم.

آمادگی کرمان برای برگزاری جشنواره تئاتر سردار آسمانی

بخش دیگر مراسم، به ارتباط مستقیم اینترنتی با شهر کرمان برای رونمایی از پوستر دومین جشنواره ملی تئاتر «سردار آسمانی» اختصاص داشت.

در این ارتباط که از کنار مزار شهید سلیمانی برقرار شد، محمدرضا علیزاده مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان کرمان با اشاره به حضور رضا ایرانمنش بازیگر سینما و جانباز دفاع مقدس در این مراسم گفت: پس از شهادت سردار سلیمانی، جامعه فرهنگی هنری جزو اولین گروه‌هایی بودند که برنامه‌هایی برای این موضوع تدارک دیدند.

وی افزود: دومین دوره جشنواره ملی تئاتر سردار آسمانی اول تا ششم دی‌ماه در سالگرد شهادت سردار سلیمانی در سه بخش خیابانی، صحنه‌ای و نمایشنامه برگزار می‌شود.

پس از صحبت‌های محمدرضا علیزاده، با حضور آیت‌الله سید محمدعلی موسوی جزایری، استاندار کرمان و دیگر مسئولان این استان از پوستر دومین جشنواره ملی تئاتر سردار آسمانی رونمایی شد.

بعد از اجرای موسیقی زنده، کلیپ ساخت سردیس شهید سلیمانی توسط صبرعلی لوایی هنرمند مجسمه‌ساز پخش شد.

در اواسط برنامه قرار بود سردار علی فضلی فرمانده دانشگاه افسری و تربیت پاسداری امام حسین (ع) حضور یافته و از رشادت‌های شهید سلیمانی سخن گوید، اما به دلیل مساعد نبودن وضعیت جسمانی و توصیه اکید پزشکان، این موضوع ممکن نشد، اما به احترام خانواده شهید سلیمانی پیامی به مراسم فرستاده شد که توسط مجری برنامه برای حضار قرائت شد.

آرامش، شجاعت، عزت و شکوه راز زندگی شهید سلیمانی بود

در بخش دیگر این مراسم، سید عباس صالحی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در سخنانی اظهار داشت: میزبان حقیقی این محفل خانواده سردار سپهبد شهید قاسم سلیمانی هستند.

صالحی با اشاره به تیتر یکی از روزنامه‌ها بعد از ارتحال امام خمینی (ره) که نوشته بود (باشکوه آمد و باشکوه رفت)، گفت: درباره شهید قاسم سلیمانی می‌توان از این تیتر کمک گرفت و درباره این شهید گفت: حاج قاسم سلیمانی باشکوه زیست، با شکوه رفت و با شکوه خواهد ماند. آرامش، شجاعت، عزت و شکوه راز زندگی شهید سلیمانی بود و مصداق آیه إِنَّ اللَّهَ مَعَ الَّذینَ اتَّقَوا وَالَّذینَ هُم مُحسِنونَ بود و ۴۰ سال هیچ منیتی از او دیده نشد. مهار نفس و ذبح کردن من خود که اخلاص می‌آورد، کار بسیار دشواری است. رهبر انقلاب تعبیری درباره ایشان به کار برده‌اند که بسیار دقیق است و نشان‌دهنده «مراعات در حال عمل» (تقوا) بود، فرمانده جنگاوری که به‌شدت مراعات حدود الهی می‌کرد.

وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی تصریح کرد: شهید سلیمانی مردمی بود و مردمی زیست و مردم نسبت به او ادای دین دارند، چون حس می‌کردند از جنس خودشان است. هر شخصی می‌توانست بدون فاصله و حجاب، دردش را به ایشان بگوید و درمان بگیرد. شهید قاسم سلیمانی با دفاع مقدس جان گرفت و امسال در چهلمین سالگرد دفاع مقدس، اولین سالگرد ایشان است. چهلمین سالگرد دفاع مقدس فرصت خوبی است که با نام این شهید بزرگوار ارتباط معناداری بگیرد. وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به‌نوبه خود برنامه‌هایی دارد و استان کرمان نیز به اعتبار زادگاه شهید سلیمانی و همچنین استان خوزستان به اعتبار حضور هشت سال دفاع مقدس برنامه‌های ویژه‌ای در این زمینه تدارک دیده‌اند.

رونمایی از سردیس سردار سلیمانی در محوطه تالار وحدت

در پایان این مراسم، سردیس برنزی سپهبد شهید قاسم سلیمانی با حضور خانواده شهید سلیمانی، وزیر ارشاد و نماینده ولی فقیه در استان خوزستان رونمایی شد.

سیدمحمدمجتبی حسینی معاون امور هنری وزارت ارشاد، مهدی افضلی مدیرعامل بنیاد رودکی، حمید قبادی معاون اجرایی معاونت هنری وزارت ارشاد، قادر آشنا مدیرکل مرکز هنرهای نمایشی، هادی مظفری مدیرکل مرکز هنرهای تجسمی، محمد اله‌یاری فومنی مدیرکل دفتر موسیقی، علی اکبر صفی‌پور مدیرکل دفتر برنامه‌ریزی و آموزش‌های هنری معاونت امور هنری  از حاضران در این مراسم بودند.

دسته‌ها
آخرین عناوین فرهنگی معارف شهدا اخبارپایگاه اخبارقرآنی اخبار مدافعان حرم

گردهمایی «رویش‌های قرآنی نسل سلیمانی» در قم

گردهمایی «رویش‌های قرآنی نسل سلیمانی» با سخنرانی مدیرکل اوقاف و امور خیریه استان قم برگزار شد.

به گزارش بقاع نیوز به نقل از روابط عمومی اداره کل اوقاف و امور خیریه استان قم، این گردهمایی قرآنی به همت موسسه فرهنگی مددکاران راه روشن و با همکاری اداره کل اوقاف، سپاه علی بن ابی طالب(ع) و سازمان تبلغات اسلامی استان با بخش‌های متنوع در قم برگزار شد.

در ابتدای مراسم، عموبهروز از مجریان مشهور برنامه‌های کودک و نوجوان تلویزیون آغاز برنامه را اعلام کرد و پس یکی از قاریان نوجوان به تلاوت آیاتی چند از کلام‌الله مجید پرداخت.

سخنرانی حجت‌الاسلام والمسلمین عباس اسکندری مدیرکل اوقاف و امور خیریه استان قم ادامه بخش این گردهمایی بود و سپس عموبهروز و گروه همراه به همخوانی اشعار حماسی با موضوع سبک زندگی پرداختند.

رجزخوانی شامل شعار حماسی کودکان و پرچم‌گردانی توسط هادی خادم، شور نشاط حماسی با اجرای عموبهروز، اجرای سرود نسل سلیمانی توسط گروه «رهروان ولایت»، نمایش، قرائت عهدنامه میثاق با آرمان‌های سلیمانی و پخش سرود ای ایران، از دیگر بخش‌های گردهمایی رویش‌های قرآنی نسل سلیمانی بود.

انتهای پیام/

 

دسته‌ها
أماکن مذهبی عتبات عالیات معارف شهدا مدافعان حرم اخبار ویژه اخبارپایگاه اخبار مدافعان حرم

یادواره ۴۳۸ شهید مدافع حرم استان قم برگزار می‌شود

این مراسم پس از اقامه نماز مغرب و عشا در سالن بیداری اسلامی جامعه الزهرا(ع) برگزار می‌‌شود.

حجت‌الاسلام والمسلمین سید حسین مؤمنی در این مراسم به ایراد سخنرانی می‌پردازد و مهدی سلحشور نیز مدیحه‌سرایی می‌کند، همچنین مجید تال شعرخوانی خواهد کرد.

گفتنی است:استان قم در مبارزه با گروه‌های تکفیری از جمله داعش در عراق و سوریه پیشگام بود و ۴۳۸ شهید ایرانی، افغانستانی و پاکستانی تقدیم حضرت زینب(س) کرده است.

انتهای پیام/

خبرنگار: محسن سلطان احمدی