دسته‌ها
امامزادگان کن اجتماعی أماکن مذهبی اخبارپایگاه اخبار

میزان خسارات حادثه سیل امامزاده داوود

به گزارش بقاع خبر، رئیس شورای اسلامی شهرستان تهران با اشاره به اینکه در حادثه سیل امامزاده داوود، همه دست اندرکاران با احساس تکلیف و کمک سریع به مردم پای کار آمدند، گفت: بیش از ۳۳۰ میلیارد تومان خسارت ناشی از سیل در امام‌زاده داوود بود.

یازدهمین جلسه شورای اسلامی شهرستان تهران با حضور احمد صادقی ریاست شورای شهرستان تهران، علیرضا نادعلی عضو شورای شهرستان، بخشدار و رئیس شورای بخش کن به منظور بررسی خسارات وارده به تاسیسات عمومی و املاک مردم برگزار شد.

احمد صادقی در این جلسه گفت: ما کشور حادثه خیزی هستیم ولی به سمت پیشگیری و آماده‌سازی نمی‌رویم. ما در حوزه مقابله با بحران و حوادث خیلی قوی عمل می‌کنیم در بحث مقابله با حوادث از ژاپن جلوتر هستیم و معمولا در ابتدا یک رضایت نسبی هم بوجود می‌آید.

او تاکید کرد: آنچه اهمیت دارد، برگشت سریع‌تر به زندگی عادی، جبران و ترمیم خسارات وارده است که معمولا عملکرد خوبی در این خصوص نداریم. در سیل اخیر امام زاده داوود آنچه که مسلم است جبران خسارات خارج از توان روستائیان است و اگر اقدامات به موقع انجام نشود، میزان خسارت‌ها افزایش می‌یابد و بخش زیادی از باغات بخش کن از بین می‌رود.

صادقی افزود: با توجه به برآوردهای اولیه، بیش از ۳۳۰ میلیارد تومان خسارت به بار آمده که لازم است با همکاری جهاد کشاورزی، منابع طبیعی، استانداری، فرمانداری و دیگر دستگاه‌های متولی جبران شود. البته در بخش مقابله با این حادثه، شهرداری قبل از تمام دستگاه‌ها اقدامات خود را آغاز کرد.

دسته‌ها
فرهنگی تکیه،حسینیه وهیئت ها مساجد أماکن مذهبی دیگر حوزه ها آخرین خبر اخبار مناسبت ها امامزادگان اخبار اربعین کن علما دیگر حوزه ها دین و اندیشه معارف دیگر خبرها اخبار آخرین عناوین

موانع پیش روی زائران حسینی را برداریم

به گزارش بقاع خبر، «ستاد اربعین» اما شرط ورود به کشور عراق را ثبت نام در سامانه سماح و پرداخت حق بیمه اعلام کرده است.
رییس ستاد مرکزی اربعین می گوید:«ثبت نام قطعی زیارت اربعین در سامانه سماح آغاز شده و با توجه به لزوم داشتن بیمه برای همه زائران ، افراد برای قطعی شدن ثبت نام خود باید مبلغ بیمه را که 18هزار تومان است، بپردازند.»
این باره ذکر نکاتی لازم و ضروری است:
1- می توان گفت هدف از اجبار برای ثبت نام زائران حسینی در سامانه سماح، داشتن یک آمار دقیق از زائران است.
اما در مقابل این سخن هم وجود دارد که با ثبت خروج افراد از میهن اسلامی برای زیارت عتبات عالیات آمار دقیق افراد وارد شده به کشور عراق به صورت آنلاین در اختیار تمامی مراکز نیروی انتظامی قرار می گیرد، در حالی که اگر مثلا سه میلیون نفر در سامانه سماح ثبت نام کنند این احتمال جدی وجود دارد که این تعداد ثبت نام شده، بنا به دلایل مختلف نتوانند به زیارت عتبات بروند و یا مشخصات نوشته شده آنها از دقت لازم برخوردار نباشد، پس آمار سایت سماح نمی تواند یک آمار جامع و
کامل باشد.
2- اما شرط دیگر ستاد اربعین پیش روی زائران، پرداخت حق بیمه توسط آنهاست که ظاهرا با هدف ارائه خدمات درمانی در کشور عراق صورت می گیرد.
در این باره بد نیست بدانیم در شهرهای مذهبی عراق و شهر بغداد، به شرطی که فرد بیمار، یک زائر باشد – نه تاجر – می تواند از خدمات رایگان بیمارستان های موجود استفاده کند.
مثلا در شهر کربلای معلی دو بیمارستان مجهز از جمله بیمارستان امام حسین(ع) کنار باب الراس حرم مطهر و بیمارستان امام سجاد(ع) و همچنین درمانگاه داخل حرم مطهر حسینی به صورت شبانه روز و رایگان در خدمت زائران از اقصی نقاط جهان است. در شهر نجف اشرف، کاظمین، بغداد و سامراء نیز همین خدمات به زائران ارائه می شود.
علاوه بر این، چادرهای سیار هلال احمر در جای جای مسیر پیاده روی و حضور زائران وجود دارد.بدین ترتیب شاید برای زائران این سوال پیش بیاید که اصولا بیمه کردن آنان چه ضرورتی دارد ومحل هزینه آن کجا خواهدبود.

دسته‌ها
کن آخرین خبر اختصاصی مناسبت ها امامزادگان سیر و سفر اجتماعی أماکن مذهبی اخبار ویژه اخبارپایگاه خادمین حرمین اخباربقاع متبرکه خادمین گمنام خادمین اداری خادمین اخبار

زیارت خانواده های معظم شهدا و ایثارگران منطقه ۵و۲۲ تهران از آستان مقدس امامزاده داود علیه السلام + عکس ها

به گزارش بقاع خبر، خانواده های معظم شهدا و ایثارگران منطقه ۵و۲۲ تهران از آستان مقدس امامزاده داود علیه السلام زیارت کردند و  همراه با زیارت سرداب  بسته های تبرکی اهدا گردید. این مراسم  با حضور حجت الاسلام والمسلمین احمدی مسئول مرکز رسیدگی به امور مساجد شمال غرب ناحیه شهید مطهری و  آقای معصومی معاونت فرهنگی آموزشی بنیاد شهید و امور ایثارگران منطقه ۵و۲۲ تهران بزرگ برگزار گردید.

دسته‌ها
آخرین خبر اخبار عرفا کن علما دین و اندیشه معارف ادبیات و نشر اجتماعی هنرمندان فرهنگی اخبارپایگاه معرفی کتاب اخبار

جرعه ای از  کتاب مناقب العارفین افلاکی عارفی

به گزارش بقاع خبر : مناقب العارفین، تألیف شمس الدین احمد افلاکی عارفی، با تصحیحات و حواشی و تعلیقات تحسین یازیجی، کتابی است در شرح حال خاندان مولوی‎ و مشایخ‎ طریقت مولویه. شمس‎ افلاکی به دستور نوه مولانا،‎ جلال الدین عارف که به اولو عارف چلبی نیز در این‎ کتاب نام‎بردار است، این‎ اثر‎ را در نیمه اول قرن‎ هشتم‎ نگاشته‎ است. این کتاب شصت سال پس از فوت‎ مولوی پایان یافته است‎. افلاکی‎ در سال 718ق/1318م، نگارش‎ کتاب‎ خویش را‎ آغاز‎ و در‎ سال 754ق/1353م، به فرجام آورده است. به این ترتیب نگارش‎ کتاب، 35 سال طول‎ کشیده‎ است.

این‎ اثر‎ را در نیمه اول قرن‎ هشتم‎ نگاشته‎ است. این کتاب شصت سال پس از فوت‎ مولوی پایان یافته است‎. افلاکی‎ در سال 718ق/1318م، نگارش‎ کتاب‎ خویش را‎ آغاز‎ و در‎ سال 754ق/1353م، به فرجام آورده است. به این ترتیب نگارش‎ کتاب، 35 سال طول‎ کشیده‎ است. ( سایت ایران کتاب )

انگیزه تألیف

شمس‎ افلاکی به دستور نوه مولانا،‎ جلال‌الدین عارف این‎ اثر‎ را در نیمه اول قرن‎ هشتم‎ نگاشته‎ است[۱].

تاریخ نگارش

این کتاب شصت سال‌پس از فوت‎ مولوی پایان یافته است‎. افلاکی‎ در سال 718ق/1318م، نگارش‎ کتاب‎ خویش را‎ آغاز‎ و در‎ سال 754ق/1353م، به فرجام آورده است. به این ترتیب نگارش‎ کتاب، 35 سال طول‎ کشیده‎ است[۲].

اهمیت کتاب

اثر حاضر، یکی از متون‎ معتبر‎ نثر فارسی است که از منابع اصلی پژوهشگران درباره شخصیت جلال‌الدین مولوی و خاندان و یارانش می‌باشد[۳].

ساختار

کتاب با مقدمه مؤلف آغاز و مطالب در ده فصل، در دو جلد، سامان یافته است.

این کتاب با شیوه‌ای مریدانه و مخلصانه نگاشته شده است . از گذشتگان با بیاناتی غیر واقع، اسطوره می‌سازد و از معاصران با شیفتگی بسیار شخصیت‎های فرا واقعی جلوه می‌دهد[۴].

گزارش محتوا

در مقدمه، به موضوع فصول کتاب، اشاره گردیده است[۵].

کتاب ده فصل دارد که از‎ مناقب‎ بهاء الولد آغاز می‌گردد و در پی، مناقب محقق ترمذی، مولانا جلال‌الدین، شمس تبریزی، صلاح‌الدین زرکوب، حسام‌الدین چلبی، بهاءالدین ولد‎، امیر‎ عارف، امیر عابد می‌آید و دهمین‎ فصل‎ ویژه اولاد و اخلاف ایشان است[۶].

چهار تن از این افراد، محقق ترمذی، شمس تبریزی، صلاح‌الدین زرکوب و حسام‌الدین‎ چلبی از خاندان مولوی نیستند‎، ولی‎ بیشتر کتاب ویژه خاندان‎ مولوی‎ است[۷].

بی‌گمان «مناقب ‎العارفین»، یکی از متون زیبا و ساده عرفانی است و با‎ فرصتی‎ طولانی که‎‎ نگارنده کتاب در اختیار داشته است، در نگارش اثر بسیار دقت دارد. نقل داستان‎ها و کرامات‎ جذابیت متن‎ را بیشتر می‌نماید و بااینکه نثر آن ساده است، آوردن اشعار فراوان‎ بر زیبایی‎ آن‎‎ افزوده است. روایت خواب‎ها و به اسطوره نزدیک شدن شخصیت‎ها نیز برتری دیگر کتاب‎ است[۸].

کتاب از بن‌مایه‌های ‎‎افسانه‌ای‎ و اساطیری خالی نیست و این خود به لطف کتاب افزوده‎ و آن را از‎ اثری‎ تاریخی‎ به اثری ادبی ارتقا داده است[۹].

آیات و احادیث و ابیات بیساری در متن‎ دیده می‌شود. تعابیر و کلمات و اصطلاحات خاص‎ صوفیه در این اثر بسیار است و کلمات‎ و ترکیبات مغولی نیز در‎ کتاب‎ دیده می‌شود. بیان‎ افلاکی در همه مناقب در عین استادی و در همه حال که نشان‌دهنده اطلاع وافر او از عربیت‎ است، ساده و دور از پیرایه‌های لفظی است[۱۰].

اطلاعات تاریخی‎ این کتاب بسیار است و درباره مناسبت سرایش برخی از غزل‎های‎ مولانا توصیحاتی دارد، که البته باید با تردید به آن نگریست؛ به‌‎عنوان نمونه، روایت او درباره‎ غزلی که مولانا هنگام‎ مرگ‎ می‌سراید، با روایت فریدون سپهسالار تفاوتی دارد[۱۱].

نخستین بخش از کتاب به زندگانی پدر مولانا جلال‌الدین می‌پردازد. چون اصل برزندگانی مولوی است بایست پدری شگفت و شگرف داشته باشد و افسانه‌های افلاکی این مهم را برعهده دارد. داستان‎ها وخواب‎ها و کراماتی که او را همتای عارفان بسیار بزرگ جلوه‎ می‌دهد‎ و از پدر او، یعنی نیای مولوی‎ سخنانی به میان می‌آید. حال ‎بایست دید چقدر این داستان‎های زیبا درست و دقیقند. به قسمتی از‎ کتاب‎ که زندگانی بهاءولد در آن آمده است، دکتر عبدالحسین زرین‌کوب و عبدالباقی گولپیناری نیز،با دید انتقادی‎ نگریسته‌اند‎[۱۲].

نخستین‎ نکته‌ای که درخور توجه است، آن است که این‎ خانواده پیش از آنکه به عارف‎ و صوفی ملقب باشند، به واعظ و خطیب شناخته می‌شوند و در مهاجرت و سفرها نیز‎ ساکن‎‎ مدرسه‌ها‎ می‌شده‌اند و دیگر مطلب سلوک بهاءالولد است؛ نام پیر و شیخ طریقتی‎ که‎ او مراتب سیر و سلوک را نزدش گذرانده باشد در مناقب نیامده است و انتساب آنان به شیخ‎‎ نجم‌الدین‎ کبری اگر نادرست نباشد با تردید بسیار همراه است. دیگر نگاشته‌های مناقب‎‎ درباره‎ پدر‎ و نیای مولوی به‌اختصار بررسی می‌شود:

  1. حسین خطیبی پدر بهاءولد و پدر بزرگ مولوی است؛‎ چند‎ نکته‎ در مناقب درباره او آمده‎ است که نادرست و باورناپذیر می‌نماید.
  2. ازدواج حسین‎ خطیبی‎ با دختر نازنین و موزون و ملیح و بی‌نظیر در کمال و جلال‎ علاءالدین محمد خوارزمشاه‎ بر مبنای‎ یک‎ خواب که پادشاه، وزیر و دختر و خطیبی با هم‎ خواب پیامبر(ص) را می‌بینند که دستور این‎ تزویج‎ می‌دهد، در سن سی سالگی که نیای مولوی را به خوارزمشاهیان می‌پیوندد، افسانه‌ای‎ بیش‎ نیست‎. این پیوند، بنیادی‎ تاریخی نیز ندارد[۱۳].

نثر افلاکی نیز در مقوله ‎نثر صوفیانه جای دارد و آنچه این‎گونه‎ نثر‎ را‎ زیبا و دلپذیر می‌سازد جولان عنصر خیال و داستان‌وارگی و جنبه‌های ادبی و هنری آن است؛ به‌ویژه‎ در جای‌هایی که با ماورای طبیعت و خرق عادت و رؤیا و خواب پیوند می‌یابد. سخن‎ در‎ آن‎ است‎ که این‎گونه متون بدون نگرشی انتقادی نمی‌توانند مستند باشند و بسیاری با نادیده گرفتن‎ این‎ موضوع،‎ اشتباهاتی در نگاشته‌هایشان راه یافته است[۱۴].

فصل هشتم کتاب، ویژه‎ شرح حال نوه مولوی (امیر عارف) است؛ او که در این فصل عارفی‎ بزرگ و شگفت‌آور تصویر می‌شود‎، در‎ متون‎ عرفانی بعدی و تذکره و تراجم‎ها جایی ندارد و اثری به نظم یا نثر از‎ خود‎ به‌جای نگذاشته است. کسانی هم که به زندگانی مولانا و بررسی‎ احوال او پرداخته‌اند از نوه‎ او‎ سخنی به میان نیاورده‌اند[۱۵].

او‎ مشوق‎ و حامی اصلی افلاکی، مرید خویش، بر نگاشتن و به انجام رسانیدن کتاب مناقب‎ بوده و تا‎ هنگام‎ مرگ او را بر اتمام کتاب‎ ترغیب‎ می‌کرده‎ است. شرح حال امیر عارف، آکنده است از کرامات و خوارق عادات‎ از‎ تولد‎ و کودکی تا بر کرسی و مسند ارشاد نشستن؛ کرامات‎ بسیاری‎ که‎ فقط‎ از‎ دید‎ افلاکی می‌تواند کرامت باشد. مقایسه احوال‎ و ارتباط و برخورد با دیگران و اندیشه‌های امیر عارف با پدربزرگش، می‌تواند روشنگر و بیانگر این‎ باشد که آیا می‌توان او را عارف‎ و صوفی یا «قطب الأبدال و الأوتاد» دانست یا فقط انتساب او به‎ مولوی، توجیه‌گر تمام ناشایست‎هایی است که از او در مقام یک عارف و صوفی سر زده است[۱۶].

وی که با‎ مشایخ‎ تصوف به نزاع برمی‌خیزد و گاه آنان را کتک می‌زند، شراب‎ می‌نوشد و با زنان سروسری دارد و ادب ظاهری و فروتنی را نیز ترک می‌کند و با خود سگ‎ نگاه می‌دارد و هیچ اشارتی‎ به‎ کیفیت سلوک او و دانش اندوختن او نیست، چگونه می‌تواند خلاصه هفت ولی باشد؟ این نوه که به قول افلاکی منظور نظر مولوی است و به‎ مثنوی‎ هماره می‌نازد معلوم‎ نیست که‎ حتی‎ تحصیل و دانشی داشته است یا نه؟ او فرزند سلطان‌ولد پسر مولانا و حاصل‎ ازدواج او با فاطمه خاتون دختر صلاح‌الدین زرکوب قونوی است[۱۷].

افلاکی داستانی‎ درباره‎ تولد وی می‌آورد که‎ فرزندان‎ این زوج نمی‌مانده‌اند و حتی‎ همسر سلطان‌ولد چون فرزندانش می‌مرده‌اند، آنان را سقط می‌کرده است و تولد و ماندن این‎ فرزند را بسیار عجیب و غیر عادی می‌داند و در جایی‎ دیگر‎ این گفته را فراموش می‌کند و می‌گوید: این زوج سه فرزند آورده‌اند؛ یکی‎ امیر عارف و دو دختر به نام‎های مطهره خاتون و شرف خاتون که مولانا یکی را عارفه و دیگری را عابده‎ لقب‎ نهاده است و دو همسر دیگر سلطان‌ولد نصرت خاتون و سنبله خاتون سه پسر برای او به دنیا‎ آورده‌اند. پیشگویی‌های بسیار شگفتی‎ برای او آورده شده است‎ که‎ همه‎ از زبان مولوی است[۱۸].

اما ظاهرا دلیل بزرگی و تصوف او نظر مولوی و عنایت اوست. او ‎‎لزومی‎ به تحصیل و سلوک نداشته و نیازی به آموختن و دانستن در خود نمی‌دیده است. گاه‎ ریسمان‎ گردن‎ او را مولانا بر کتف می‌گرفته و می‌گفته که: «گاوک عارف توان شد»[۱۹].

در پایان می‌توان چنین گفت که «مناقب‎ العارفین» یکی از متون زیبای صوفیانه است و دل‌انگیزی‌ها و لطافت بسیار دارد و داستان‎های‎ شگفت و خواندنی پرجاذبه در آن فراوان است، ولی مستند نیست و از نظر محتوایی‎ کسانی که در تاریخ خاندان مولوی بدان رجوع می‌کنند، بایستی با احتیاط و نگرش ناقدانه آن را مطالعه‎ کنند‎. افلاکی درباره پیشینیان اسطوره‌سازی می‌کند و اغراق‌های صوفیانه را جایگزین‎ واقعیت می‌نماید و درباره معاصران خود نمی‌تواند حقیقت را مشاهده کند. تمام کارهای شگفت‎ و دور از انصاف و مردمی امیر عارف را‎ کرامات‎ می‌پندارد و برای این صوفی خودخواه عباراتی‎ می‌آورد که بنا بر نقد نگاشته‌های خودش هیچ درخور و شایسته او نیست[۲۰].

وضعیت کتاب

مناقب العارفین را یک بار سید عبدالباقی با اضافاتی به ترکی برگردانده است و کلمان هوار نیز آن‎ را به زبان فرانسوی‎ ترجمه نموده و در سال 1918-‎22 در پاریس به چاپ رسانیده است. دکتر تحسین‎ یازیجی در سال 1953م، این اثر را در دو جلد به ترکی‎ ترجمه‎ کرده است و نخستین چاپ‎ فارسی این اثر را نیز همو در سال 1959-‎1961م، با تصحیح و تعلیق و فهارس به چاپ‎ رسانده است[۲۱].

فهرست مطالب هر جلد، در انتهای همان جلد آمده است.

در پاورقی‌ها، به اختلاف نسخ اشاره شده است[۲۲].

قسمت هایی از کتاب مناقب العارفین (لذت متن)
 توانگری در خرسندی است و سلامتی در تنهایی است و آزادی در بی آرزویی است و دوستی در بی رغبتی است و برخورداری در صبر کردن است. طامع را عزّ نیست وقانع را ذل نیست و آزاذ بنده گردذ به طمع و بنده آزاذ گردد به خرسندی.

 هر تنی که درو علم نیست، چون شهری است که درو آب نیست، و هر تنی که درو پرهیز نیست چون درختی است که بر ا و بار نیست و هر تنی که درو شرم نیست چون دیگی است که درو نمک نیست و هر تنی که درو جهد نیست، چون بنده ایست که وی را خداوند حاجت نیست.[۲۳].
بیشتر بخوانید 

تقریر استاد زرین کوب از این واقعه

آیا مناقب العارفین کتابی جعلی و غیر معتبر است؟ اعتبار کتاب مناقب العارفین در تراث صوفیه

نکاتی پیرامون نسخه های مناقب العارفی افلاکی

گولپینارلی و اعتبار مناقب العارفین و برتری آن بر رساله سپهسالار (تحریف دیدگاه گولپینارلی توسط وکیلی!)

تاکید استاد فروزانفر بر اعتبار کتاب مناقب العارفین

دکتر عبد الحسین زرین کوب و اعتبار مناقب العارفین‏

استاد سید جعفر شهیدى و مناقب العارفین افلاکی

دکتر محمدعلی موحد مصحح مقالات شمس

استاد ذبیح الله صفا و اعتبار کتاب مناقب العارفین

اشکال برخی اساتید به کتاب مناقب العارفین

زیر سوال بردن اعتبار مولف کتاب (افلاکی)

آیا انحرافات مولوی و انتقادات وارده بر وی، منحصر در مناقب العارفین است؟

پانویس

  1. پرش به بالا↑ ر.ک: دماوندی، مجتبی، ص131
  2. پرش به بالا↑ ر.ک: همان
  3. پرش به بالا↑ ر.ک: همان، ص129
  4. پرش به بالا↑ ر.ک: همان
  5. پرش به بالا↑ ر.ک: مقدمه، ج1، ص2-‎6
  6. پرش به بالا↑ ر.ک: دماوندی، مجتبی، ص131
  7. پرش به بالا↑ ر.ک: همان
  8. پرش به بالا↑ ر.ک: همان، ص132
  9. پرش به بالا↑ ر.ک: همان
  10. پرش به بالا↑ ر.ک: همان
  11. پرش به بالا↑ ر.ک: همان
  12. پرش به بالا↑ ر.ک: همان، ص132-‎133
  13. پرش به بالا↑ ر.ک: همان، ص133
  14. پرش به بالا↑ ر.ک: همان، ص136
  15. پرش به بالا↑ ر.ک: همان، ص136
  16. پرش به بالا↑ ر.ک: همان، ص136-‎137
  17. پرش به بالا↑ ر.ک: همان، ص137
  18. پرش به بالا↑ ر.ک: همان
  19. پرش به بالا↑ ر.ک: همان
  20. پرش به بالا↑ ر.ک: همان، ص140
  21. پرش به بالا↑ ر.ک: همان، ص131
  22. پرش به بالا↑ ر.ک: پاورقی، ج1، ص239
  23. پرش به بالا↑ ر.ک: سایت ایران کتاب 
دسته‌ها
معارف فرهنگی اجتماعی علما آخرین خبر دین و اندیشه اخبار کن اخبار آخرین عناوین

اقدام آیت الله بروجردی و شیخ محمود شلتوت در قاهره (1366 ق)

تأسیس دارالتقریب بین المذاهب الاسلامیه در قاهره (1366 ق)

به گزارش بقاع خبر ، در چنین روزی در سال 1366ه ق دار التقریب بین المذاهب الاسلامیه در قاهره مصر تاسیس شد . این موسسه در جهت تقریب و نزدیکی مذاهب اسلامی و به همت حضرت آیت الله بروجردی و شیخ محمد شلتوت گام به عرصه فعالیت نهاد .

البته پیشتر افرادی چون سید جمال الدین اسد آبادى مشهور به افغانى و شیخ محمد عبده، شیخ محمد حسین کاشف الغطاء و شیخ عبد المجید سلیم، و شیخ محمد تقى قمى در این حوزه به تبادل نظر و اندیشه پرداخته بودند .
پس از تاسیس «دار التقریب بین المذاهب الاسلامیه‏» مجله «رساله الاسلام‏» منتشر شد . در این مجله مقالات علمى ارزشمندى از مذاهب مختلف چاپ می شد . تالیف و تحقیق در حوزه آراء مذاهب اسلامى در مسایل مختلف فقهی و تدوین مجموعه قواعد فقهى جدید از دیگر فعالیت های این مجموعه علمی است .

تقریب مذاهب اسلامی

تقریب مذاهب اسلامی اشاره به اندیشه‌ای که در پی نزدیک کردن و رفع اختلافات پیروان مذاهب اسلامی به ویژه شیعیان و اهل سنت است. صدور فتوای شلتوت در ۱۷ ربیع‌الاول ۱۳۷۸ق، مبنی بر جواز پیروی از مذهب شیعه امامیه همانند چهار مذهب فقهی اهل سنّت، بزرگ‌ترین اقدام عملی در راه تقریب مذاهب اسلامی به‌شمار می‌آید. محمدتقی قمی در سال ۱۳۱۷ق از ایران به مصر مهاجرت کرد و در قاهره «دارالتقریب بین المذاهب الاسلامیه» را تشکیل داد. مهم‌ترین دستاورد دارالتقریب پی‌ریزی راه‌های عملی اتحاد مسلمانان بود و محل گردهمایی دانشمندان و روحانیان شیعه و سنّی شد.
سید جمال الدین اسدآبادی در اوایل سده چهاردهم، موضوع اتحاد اسلام را در مقالاتش در مجله عربی زبان عروه الوثقی مطرح، و اندیشه‌های خود را با استفاده از حمایت مسئولان کشورهای اسلامی تشریح می‌کرد. مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی به ابتکار سید علی حسینی خامنه‌ای در ۱۳۶۹ش تأسیس شد. این سازمان عهده‌دار تلاش‌های تقریبی در جهان اسلام است و همایش‌های سالانه وحدت اسلامی را در ایران یا دیگر کشورهای اسلامی برگزار می‌کند.

مفهوم‌شناسی

تقریب مذاهب اسلامی، رویکردی مبتنی بر تعامل و گفتگوی علمی میان مذاهب اسلامی، با تکیه بر مشترکات دینی، در عین پایبندی به مبانی مذهبی است که با هدف همزیستی مسالمت‌آمیز و احترام به دیدگاه‌های دیگر مذاهب اسلامی پیگیری می‌شود.[۱]
در راستای دفاع از تقریب مذاهب اسلامی، به آیه ۶۴ سوره آل عمران که با عبارت «قُل یا أَهلَ الکِتابِ تَعالَوا إِلىٰ کَلِمَهٍ سَواءٍ بَینَنا وَبَینَکُم…» آغاز می‌شود استناد شده است که خداوند به پیامبر امر کرده است که اهل کتاب را با اتکا به اشتراکاتی از جمله یکتاپرستی و دوری از شرک، به وحدت دعوت کند.[۲] بر این اساس، گفته شده است که هر گاه تقریب ادیان توحیدی در راستای باورهای مشترک ممکن باشد، حتماً می‌توان گفت تقریب مذاهب اسلامی در پرتو باورهای مشترک فراوانی که با یکدیگر دارند ممکن است.[۳]

تاریخچه

تلاش‌های خلفا و حاکمان

در دوره‌هایی از تاریخ اسلام، تلاش‌هایی برای رفع مناقشات و درگیری‌های مذهبی از سوی حاکمان مسلمان صورت گرفته است؛ از جمله پیشنهاد منصور، خلیفه دوم عباسی (دوره حکومت: ۱۳۶–۱۵۸ق)، به مالک بن انس، پیشوای مذهب مالکی، برای اعلام کردن کتاب او به عنوان تنها منبع رسمی و مشروع در جامعه اسلامی، که با مخالفت مالک روبرو شد.[۴] مأمون، هفتمین خلیفه عباسی (دوره حکومت: ۱۹۸–۲۱۸ق) برای رفع مناقشات مذهبی مجالس متعددی تشکیل می‌داد که در آن پیشوایان و عالمان هر مذهب درباره مسائل مختلف به بحث و گفتگو می‌پرداختند، اما با این حال حمایت مأمون از معتزله، بحث‌های مذکور را بی‌نتیجه ساخت.[۵]
نادرشاه افشار (دوره حکومت: ۱۱۴۸–۱۱۶۰ق) شرط پذیرش سلطنت ایران را در مجلسی که در ۱۱۴۸ق با حضور نمایندگان تمام طبقات ایران در دشت مغان برگزار شد، ترک سبّ سه خلیفه اول مسلمانان و احتساب مذهب شیعه جعفری، به‌عنوان مذهب پنجم در کنار مذاهب چهارگانه اهل سنت اعلام کرد و نمایندگانی به عثمانی فرستاد و همکاری آنان را در این امر خواستار شد.[۶] وی به رغم جنگ‌های ایران و عثمانی و تجاوز نیروهای عثمانی به مرزهای ایران، برای وحدت شیعه و سنی تلاش نمود و در ۱۱۵۶ق پیشنهاد کرد که علمای برجسته شیعه با عبداللّه سُوَیدی، شیخ‌الاسلام عثمانی، مجلس بحث و گفتگویی در بغداد تشکیل دهند، اما این پیشنهاد با مخالفت علمای شیعه و کارشکنی و بدگمانی شیخ‌الاسلام عثمانی بی‌نتیجه ماند.[۷]

سیدجمال الدین اسدآبادی

سید جمال الدین اسدآبادی در اوایل سده چهاردهم، موضوع اتحاد اسلام را در مقالاتش در مجله عربی‌زبان عروه الوثقی، مطرح کرد و اندیشه‌های خود را با استفاده از حمایت مسئولان کشورهای اسلامی تشریح نمود.[۸] با تعطیلی مجله عروه الوثقی، این موضوع مدتی مسکوت ماند و با دعوت سلطان عبدالحمید دوم، پادشاه عثمانی (دوره حکومت: ۱۲۹۳–۱۳۲۷ق/ ۱۸۷۶–۱۹۰۹م)، از سید جمال‌الدین، برای فعالیت در راه تحقق اتحاد اسلامی، دوباره مطرح شد؛ هر چند که به سبب بروز مخالفت‌ها و مبهم بودن اغراض سلطان عبدالحمید، این امر تحقق نیافت.[۹]

نهادها و مراکز تقریبی

جمعیت تقریب بین ادیان

نخستین جمعیت تقریب بین ادیان در سال ۱۳۰۳ق تشکیل شد.[۱۰] پس از تعطیل شدن مجله عروه الوثقی، محمد عبده،‌ از عالمان اهل سنت مصر، به بیروت رفت و با همکاری کسانی چون ابوتراب ساوجی (خادم سیدجمال الدین اسدآبادی) و میرزا محمدباقر بواناتی (مترجم انگلیسی عروه الوثقی)، «جمعیه التقریب بین اهل الاسلام و اهل الکتاب» را تأسیس کرد که بعدها اشخاصی از ایران، عثمانی، انگلیس و هندوستان به آن پیوستند.[۱۱] با این حال مدت فعالیت این جمعیت کوتاه بود.[۱۲]

دارالتقریب بین المذاهب الاسلامیه

محمدتقی قمی (۱۲۸۹–۱۳۶۹ش) در سال ۱۳۱۷ش (۱۹۳۸م) از ایران به مصر مهاجرت کرد و دارالتقریب بین المذاهب الاسلامیه را در قاهره تشکیل داد که مهم‌ترین اقدام در راه تقریب فرهنگی میان مسلمانان بود. محمدتقی قمی، خود به‌عنوان دبیرکل مادام‌العمر این جمعیت برگزیده شد.[۱۳]
روند کار دارالتقریب، با آغاز جنگ جهانی دوم (۱۹۳۹–۱۹۴۵) دچار اشکال شد و محمدتقی قمی در سال ۱۹۴۵م (حوالی ۱۳۲۴ش) از مصر خارج شد.[۱۴] وی در قم با سید حسین بروجردی، مرجع اعلای شیعیان، دیدار نمود و با شرح ماجرا، توجه و حمایت او را جلب کرد.[۱۵] قمی در سال ۱۳۲۵ش به مصر بازگشت و کار خود را از سر گرفت[۱۶] و بعد از مدتی، با همکاری دوستانش در دارالتقریب، از سال (۱۳۲۷ش) انتشار مجله‌ای با نام رساله الإسلام را آغاز کرد.[۱۷] این مجله دربردارنده مقالات فقهی، کلامی، تفسیری، فلسفی و ادبی بود.[۱۸]
دارالتقریب به‌تدریج به محل گردهمایی عالمان و روحانیان شیعه و سنی تبدیل شد؛ کسانی همچون محمدعلی علوبه پاشا که بعداً به ریاست دارالتقریب برگزیده شد، شیخ عبدالمجید سلیم، رئیس هیئت فتوای دانشگاه الازهر، حاج امین حسینی، مفتی اعظم فلسطین، شیخ محمد عبداللطیف، مفتی وزارت اوقاف، شیخ محمد عبدالفتاح عنانی، رئیس مذهب مالکی، شیخ محمود شَلْتوت، عضو هیئت کبار العلمای حنفی، حسن البَنّا، رهبر جمعیت اخوان المسلمین، قاضی محمد بن عبداللّه امری، نماینده شیعه زیدیه یمن، و برخی دیگر، از اعضای این مرکز بودند.[۱۹] بعدها شیخ محمدحسین کاشف الغطاء و سید هبهالدین شهرستانی و سید عبدالحسین شرف الدین، از علمای برجسته شیعه نیز به دارالتقریب پیوستند.[۲۰]

حمایت آیت‌الله بروجردی و فتوای شیخ محمود شلتوت

سید حسین بروجردی، مرجع تقلید شیعیان، از حدود سال ۱۳۶۵ق از اهداف و رویکرد دارالتقریب، حمایت مالی و معنوی کرد.[۲۱] مناسبات دوستانه و مکاتبات سید حسین بروجردی و شیخ محمود شلتوت، به صدور فتوای مشهور شلتوت مبنی بر به رسمیت شناختن مذهب شیعه امامیه و جواز عمل به فقه آن انجامید.[۲۲]
دارالتقریب گاه از حمایت رهبران سیاسی کشورهای اسلامی نیز برخوردار می‌شد.[۲۳] با این حال، تبلیغات علیه دارالتقریب، از جمله از سوی گروه‌های وهابی که این مرکز را به‌عنوان سازمانی با هدف تغییر مذهب اهل سنت به تشیع تبلیغ می‌کردند، به‌تدریج موجب کمرنگ شدن فعالیت‌های آن شد.[۲۴] سرانجام محمدتقی قمی مصر را به قصد پاریس ترک کرد و در ۱۳۶۹ش در همان‌جا درگذشت.[نیازمند منبع]

دستاوردها و اقدامات دارالتقریب

  • صدور فتوای شیخ شلتوت، عضو هیئت کبار العلمای حنفی و عضو دارالتقریب، در هفدهم ربیع‌الاول ۱۳۷۸ق (۱۳۳۷ش)، مبنی بر جواز پیروی از مذهب شیعه امامیه همانند چهار مذهب فقهی اهل سنت، بزرگ‌ترین اقدام عملی در راه تقریب به‌شمار می‌آید.[۲۵] با این حال چنین فتوایی ده سال پیش‌تر نیز از سوی شیخ عبدالمجید سلیم، از دیگر اعضای دارالتقریب که در دوره‌ای ریاست دانشگاه الازهر را نیز بر عهده داشت، مطرح شده بود، اما به دلیل مخالفت برخی از عالمان الأزهر، صدور فتوا به تأخیر افتاد.[۲۶]
  • نشر مقالات و کتب متعدد، برای تبیین نادرستی اتهاماتی که درباره شیعیان وجود داشت و نشان دادن چهره‌ای صحیح از مذهب شیعه، از دیگر اقدامات دارالتقریب بود که در مسائلی از جمله عصمت، بداء، مقامات ائمه، شفاعت، علم غیب امام، و نیز نسبت دادن اعتقاد به تحریف قرآن در میان شیعیان انجام گرفت.[۲۷]
  • دارالتقریب، اقدام به چاپ و انتشار برخی از منابع مهم اسلامی و شیعی نیز نمود؛ از جمله کتاب‌های الحج علی المذاهب، المختصر النافع، تذکره الفقهاء، وسائل الشیعه و حدیث الثقلین. همچنین تفاسیری از جمله تفسیر مجمع البیان و تفسیر شلتوت، از سوی دارالتقریب به چاپ رسید.[۲۸]
  • تدریس فقه شیعه در دانشگاه الازهر در کنار سایر مذاهب فقهی و نیز تغییر برخی قوانین مصر طبق مذهب شیعه (از جمله قوانین طلاق و خانواده)، در زمان ریاست شیخ شلتوت در الازهر، به عنوان مفتی اعظم اهل تسنن، صورت گرفت.[۲۹]

فعالیت‌های تقریبی در دهه ۷۰

در دهه ۱۳۷۰ ش، برخی مؤسسات یا افراد علاقه‌مند به دارالتقریب و اصولاً اندیشه تقریب، مقالات مندرج در شصت شماره رساله الاسلام را منتشر کردند، از جمله بنیاد پژوهش‌های اسلامی آستان قدس رضوی با همکاری مجمع التقریب بین المذاهب الاسلامیه در ۱۳۷۰ ش دوره کامل آن را چاپ کرد. برخی نیز گزیده‌ای از مقالات آن را به صورت کتاب منتشر کردند، از جمله: محمد محمد مدنی؛[۳۰] عبدالکریم بی‌آزار شیرازی؛[۳۱] عبداللّه محمدتقی قمی؛[۳۲] و شیخ عبداللّه علایلی.[۳۳]

تاسیس مجمع تقریب بین مذاهب اسلامی

در ۱۳۶۹ ش، به ابتکار آیت اللّه سیدعلی خامنه‌ای «مجمع تقریب بین مذاهب اسلامی» به وجود آمد. این مجمع عهده‌دار تلاش‌های تقریبی در جهان اسلام است و همه ساله با شرکت اندیشمندان اسلامی، در ایران یا دیگر کشورهای اسلامی همایش‌های وحدت بر گزار می‌کند. مجله رساله التقریب (به زبان عربی، چاپ تهران)، ترجمان (ارگان) مجمع تقریب، از ۱۳۷۱ ش فعالیت خود را به منظور ایجاد روح وحدت اسلامی در میان ملل مسلمان آغاز و آثار اندیشمندان اسلامی را منتشر کرده‌است.

تقریب بعد از انقلاب اسلامی ایران

جمهوری اسلامی ایران از آغاز انقلاب اسلامی (۲۲ بهمن ۱۳۵۷) تاکنون، به وحدت و تقریب مسلمانان، و پیشگیری از هر اقدام تفرقه انگیز، توجهی ویژه کرده‌است. جدال‌ها و تعصبات از موانع مهم تقریب مذاهب بوده‌است. جمهوری اسلامی ایران برای رفع بدبینی‌ها و تحریف‌ها و تهمت‌ها اقدامات گوناگونی کرده که از آن جمله است:
  1. اعلان ۱۲ تا۱۷ ربیع‌الاول هر سال (ایام ولادت پیامبر اسلام) به عنوان هفته وحدت؛
  2. اهتمام وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در جلوگیری از نشر کتاب‌های تفرقه آمیز[۳۴]
  3. صدور فتوای امام خمینی مبنی بر لزوم نماز جماعت گزاردن شیعیان همراه با سایر مسلمانان در مراسم حج؛
  4. تأسیس دانشگاه مذاهب اسلامی در تهران، که در آن فقه جعفری، زیدی، حنفی، مالکی، شافعی، حنبلی و اِباضی تدریس می‌شود

تاسیس محفل علمی در استانبول

در بهمن ۱۳۷۱/ فوریه ۱۹۹۳، بنیاد تحقیقات علمی اسلامی در استانبول محفلی علمی (سمپوزیوم) برگزار کرد که در آن محققان سنّی و شیعه شرکت داشتند. گفته شده این اقدام تأثیر گسترده‌ای در شناساندن چهره علمی و صحیح تشیع داشت. کتاب‌های استدلالی و احتجاجیِ عالمانی چون کاشف الغطاء، شرف الدین، سیدمحسن امین، علامه امینی و دیگران نیز تأثیر ارزنده‌ای در راه رسیدن به اهداف مذکور داشته‌است. تألیف کتاب الفقه علی المذاهب الخمسه از محمدجواد مُغْنیه، و دروس فی الفقه المقارن از محمدابراهیم جناتی (هر دو در زمینه فقه تطبیقی) و المراجعات از شرف الدین (در معرفی مواضع و مبانی اعتقاد شیعی) نیز از جمله اقدامات مؤثر بوده‌است.

زمینه‌های تقریب در بین مسلمانان

با توجه به زمینه‌های وحدت در اصول اعتقادی مسلمانان همچون اعتقاد به توحید، نبوت، معاد، نماز، روزه، دارا بودن قبله و کتاب واحد و بسیاری از اصول دیگر دینی و نیز سنّت پیامبر (ص) و روش ائمه شیعه در دعوت به اتحاد و سفارش به پرهیز از جدال و اختلاف با برادران دینی، و توجه و هشیاری علما و سیاستمداران کشورهای اسلامی به ضرورت این امر، می‌توان امیدوار بود که این اندیشه به بار بنشیند و از تفرقه و اختلاف کشورهای اسلامی بکاهد. ترویج فرهنگ و اخلاق تقریب، محور قراردادن قرآن به عنوان متنی قطعی و مسلّم برای همه مسلمانان، جداکردن مواضع سیاسی و فکری از احکام فقهی و نیز جداکردن احکام فقهی از مواضع اعتقادی، گسترش و تعمیق مباحثات فقهی و کلامی و تفسیری و حدیثی، همراه با تضارب آرا و افکار در محیطی آرام و به دور از تشنجات حاصل از دخالت مغرضان، در تحقق تقریب بین مذاهب اسلامی تأثیر بسیار دارد.[۳۵]

پانویس

  1. ↑ فخلعی، آشنایی با تقریب مذاهب اسلامی، ۱۳۸۷ش، ص۱۷-۱۸.
  2. ↑ فخلعی، آشنایی با تقریب مذاهب اسلامی، ۱۳۸۷ش، ص۲۲.
  3. ↑ فخلعی، آشنایی با تقریب مذاهب اسلامی، ۱۳۸۷ش، ص۲۳.
  4. ↑ طبری، «المنتخب من کتاب المذیل…»، ص۶۵۹–۶۶۰.
  5. ↑ صعیدی، «سعی قدیم فی توحید المذاهب»، ص۳۷–۳۸.
  6. ↑ آتابای، «تلاش نادرشاه افشار برای رفع اختلافات مذهبی»، ص۷۱.
  7. ↑ محیط طباطبائی، سید جمال‌الدین اسدآبادی و بیداری مشرق‌زمین، ۱۳۷۰ش، ص۱۷۴؛ آتابای، «تلاش نادرشاه افشار برای رفع اختلافات مذهبی»، ص۷۱.
  8. ↑ محیط طباطبائی، سید جمال‌الدین اسدآبادی و بیداری مشرق‌زمین، ۱۳۷۰ش، ص۱۸۲، ۱۸۵، ۱۸۷.
  9. ↑ محیط طباطبائی، سید جمال‌الدین اسدآبادی و بیداری مشرق‌زمین، ۱۳۷۰ش، ص۱۸۲، ۱۸۵، ۱۸۷.
  10. ↑ محیط طباطبایی، «سید جمال‌الدین و وحدت اسلامی»، ص۱۷–۱۸.
  11. ↑ محیط طباطبایی، «سید جمال‌الدین و وحدت اسلامی»، ص۱۷–۱۸.
  12. ↑ محیط طباطبایی، «سید جمال‌الدین و وحدت اسلامی»، ص۱۷–۱۸.
  13. ↑ جماعه التقریب بین المذاهب الاسلامیه، «اساسنامه جمعیت تقریب بین مذاهب اسلامی»، ص۱۲۴، ۱۲۷.
  14. ↑ امیردهی، «علامه شیخ محمدتقی قمی: همزیست دارالتقریب»، ص۱۱۴.
  15. ↑ امیردهی، «علامه شیخ محمدتقی قمی: همزیست دارالتقریب»، ص۱۱۴.
  16. ↑ قمی، «رجال صدقوا»، ص۱۸۹–۱۹۰؛ واعظ، «نقش وحدت و تقریب مذاهب اسلامی…»، ص۲۹۹–۳۰۰.
  17. ↑ آذرشب، پیشینه تقریب، ۱۳۸۴ش، ص۱۹.
  18. ↑ آذرشب، پیشینه تقریب، ۱۳۸۴ش، ص۱۳۷–۱۶۴.
  19. ↑ جماعه التقریب بین المذاهب الاسلامیه، «اساسنامه جمعیت تقریب بین مذاهب اسلامی»، ص۱۲۷–۱۲۹.
  20. ↑ جماعه التقریب بین المذاهب الاسلامیه، «اساسنامه جمعیت تقریب بین مذاهب اسلامی»، ص۱۲۷–۱۲۹.
  21. ↑ واعظ‌زاده خراسانی، «السید البروجردی والتقریب»، ص۸–۱۲؛ س. هدی، «دو سند تاریخی در راه تقریب بین مذاهب اسلامی»، ص۵۷–۶۰.
  22. ↑ بی‌آزار شیرازی، شیخ محمود شلتوت: طلایه‌دار تقریب، ۱۳۷۹ش، ص۲۰۱–۲۰۳؛ برای آگاهی از متن این فتوا رجوع کنید به «فتوای تاریخی شیخ شلتوت»، در مجله درسهایی از مکتب اسلام، ص۲–۳.
  23. ↑ برای نمونه رجوع کنید به جودکی، «گزارشی از یک گفت‌وگوی منتشرنشده در ایران: جماعت تقریب و دکتر مصدق»، ص۳۵۷–۳۵۹.
  24. ↑ بی‌آزار شیرازی، ۱۳۷۰ش، ص۴۹–۵۱.
  25. ↑ بی‌آزار شیرازی، همبستگی مذاهب اسلامی، ۱۳۷۷ش، ص۳۴۵–۳۴۶.
  26. ↑ آذرشب، پیشینه تقریب، ۱۳۸۴ش، ص۱۷۴–۱۷۷.
  27. ↑ مغنیه، «الغلاه فی نظر الشیعه الإمامیه»، ۱۳۷۴، ص۳۷۹–۳۸۱؛ علوی مدغری، التقریب بین الفرق الإسلامیه، ۱۹۹۲م، ص۳۶–۴۵.
  28. ↑ بی‌آزار شیرازی، همبستگی مذاهب اسلامی، ۱۳۷۷ش، ص۳۲۷–۳۳۲.
  29. ↑ شلتوت، «شیعه و دانشگاه الازهر»، ص۴۱۱–۴۱۴.
  30. ↑ دعوه التقریب من خلال رساله الاسلام، قاهره ۱۹۶۶.
  31. ↑ الوحده الاسلامیه اوالتقریب بین المذاهب السبعه، بیروت ۱۹۷۵ و آینه همبستگی، تهران ۱۳۵۵ش.
  32. ↑ دعوه التقریب: تاریخ و وثائق، قاهره ۱۹۹۱.
  33. ↑ نحو مجتمع الاسلامی الموحَّد: مسئله التقریب بین المذاهب الاسلامیه، اُسَس و منطقیات، بیروت ۱۹۹۴.
  34. ↑ بی‌آزار شیرازی، «فتاوی تفرقه‌انگیز وهابیان همسو با خشم امریکا و اسرائیل…» ۱۳۷۰ش، ص۵۷؛ نیز برای نمونه اقدامات رجوع کنید به مشکینی، المصباح المنیر، ۱۳۷۶ش، ص۱۳.
  35. ↑ حکیم، وحدت اسلامی از دیدگاه قرآن و سنت، ۱۳۷۷ش، ص۱۹۴–۱۹۹.

منابع

  • آتابای، بدری، «تلاش نادرشاه افشار برای رفع اختلافات مذهبی»، در مجله میراث ایران، ش۲۲، تابستان ۱۳۸۰ش.
  • آذرشب، محمدعلی، پیشینه تقریب، ترجمه رضا حمیدی، تهران، انتشارات مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی، ۱۳۸۴ش.
  • آل کاشف الغطاء، محمدحسین، «الإجتهاد فی الشریعه بین السنه والشیعه»، در مجله رساله الإسلام، سال اول، ش۳، رمضان ۱۳۶۸.
  • امیردهی، ع. ر، «علامه شیخ محمدتقی قمی؛ همزیست دارالتقریب»، در مجله اندیشه تقریب، سال چهارم، ش۱۶، ۱۳۸۷ش.
  • بی‌آزار شیرازی، عبدالکریم، «فتاوی تفرقه‌انگیز وهابیان همسو با خشم آمریکا و اسرائیل از تقریب بین مسلمانان»، در مجله مشکوه، ش۳۳، زمستان ۱۳۷۰ش.
  • بی‌آزار شیرازی، عبدالکریم، «معرفی شیعه و انتشارات دارالتقریب»، در مجموعه مقالات همبستگی مذاهب اسلامی، ترجمه و نگارش عبدالکریم بی‌آزار شیرازی، تهران: سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، ۱۳۷۷ش.
  • بی‌آزار شیرازی، عبدالکریم، شیخ محمود شلتوت: طلایه‌دار تقریب، تهران، ۱۳۷۹ش.
  • جماعه التقریب بین المذاهب الاسلامیه، «اساسنامه جمعیت تقریب بین مذاهب اسلامی»، در مجموعه مقالات همبستگی مذاهب اسلامی، ترجمه و نگارش عبدالکریم بی‌آزار شیرازی، تهران: سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، ۱۳۷۷ش.
  • جودکی، حجت‌الله، و صفاءالدین تبرائیان، «گزارشی از یک گفت‌وگوی منتشرنشده در ایران: جماعت تقریب و دکتر مصدق»، در مجله تاریخ معاصر ایران، سال اول، ش۴، زمستان ۱۳۷۶ش.
  • حکیم، محمدباقر، وحدت اسلامی از دیدگاه قرآن و سنت، ترجمه عبدالهادی فقهی‌زاده، تهران، ۱۳۷۷ش.
  • زمانی، محمدحسن، «علامه امینی پرچمدار نهضت تقریب علمی»، در مجله بصائر، سال چهارم، ش۲۶، مرداد و شهریور ۱۳۷۶ش.
  • س. هدی، «دو سند تاریخی در راه تقریب بین مذاهب اسلامی»، درسهائی از مکتب اسلام، سال سوم، ش۴، خرداد ۱۳۴۰ش.
  • شلتوت، محمود، «شیعه و دانشگاه الازهر»، در مجموعه مقالات همبستگی مذاهب اسلامی، ترجمه و نگارش عبدالکریم بی‌آزار شیرازی، تهران: سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، ۱۳۷۷ش.
  • صدیقی، کلیم، نهضت‌های اسلامی و انقلاب اسلامی ایران، ترجمه سید هادی خسروشاهی، تهران، ۱۳۷۵ش.
  • صعیدی، عبدالمتعال، «سعی قدیم فی توحید المذاهب»، در مجله رساله الإسلام، سال هفتم، ش۱، جمادی الثانیه ۱۳۷۴ق.
دسته‌ها
آخرین خبر اخبار کن اجتماعی فرهنگی اخبار ویژه اخبارپایگاه اخبار

شرف الشمس مورد تاکید علما و مراجع

به گزارش بقاع خبر : معنی اشکال در دعای شرف الشمس چیست؟ متن دعای شرف الشمس به صورت حروف رمزگونه ای حکاکی می شود که در ظاهر به صورت اشکالی که در ادامه توصیف می شود رویت می گردد:

شکل ستاره پنج پر – سه خط عمود و خط روی آن – حرفی مشابه میم – نردبان سه پله ای – چهار خط عمود – حرف ه دو چشم –  حرف واو وارونه به صورت ممتد روی تمام حروف حکاکی شده
اما بایستی توجه داشت که نحوه حکاکی هرکدام از این حروف پیچیدگی های خاص خود را دارد و به صورت ساده ای که بیان شد نمی باشد.

 

خواص سنگها, درمان با سنگ ها

خواص سنگ شرف شمس

شرف شمس در روز ۱۹ فروردین ساعت ۲:۱۳ صبح با آداب خاص که ازجمله آن ۱۷ حرکت و۱۷ برداشت قلم یا مته حکاکی از روی سنگ عقیق زرد رنگ است حک می شود.

شرف الشمس و خواص آن چیست؟

در باور عامیانه شرف الشمس نگینی زرد رنگ است اما طبق منابع اسلامی شرف شمس سنگ نیست، بلکه ذکری منسوب به امام علی (ع) است که با آدابی خاص پشت نگین عقیق زردرنگ توسط افراد باتجربه حکاکی می شود. این ذکر که گفته می شود از اسامی خداوند می باشد ۱۳ حرف دارد که ۴ حرف از تورات ۴ حرف از انجیل و ۵ حرف از قرآن کریم می باشد. شرف شمس سالی یکبار در ساعات خاصی از روز ۱۹ فروردین که از تقویم های نجومی استخراج می شود بر روی عقیق زرد حکاکی می شود.

 

قطعا امید اول همه ما خدا و اهل بیت (ع) هستند و باید حاجات خود را از ایشان بخواهیم، در کنار آن خواص شرف الشمس از دو جنبه خواص بی نظیر خود سنگ عقیق و قدرت اسم اعظم الهی که پشت نگین حکاکی می شود، مورد توجه است. آثار سریع و متداوم این نگین در گسترش رزق و روزی مورد تایید همگان است و گشایش امور را در سریعترین زمان به شکل کاملا مشهودی ایجاد می نماید.

 

خرید انگشتر شرف الشمس

 

در روز شرف الشمس شکل شرف الشمس را از ساعت 11 ظهر تا ساعت 23 روی طلا ، عقیق زرد، پارچه زرد کشیده و یا حک نموده و یا با خط زرد روی کاغذ و یا پارچه می نویسید و دعای آورده شده را خوانده و نوشته و بعد هر حاجتی که از خدا دارند را زیر دعا می نویسند و در قرآن می گذارند.

 

اما نقش های رمز گونه ای که شرف ‏الشمس نامیده می‏ شود در کتاب «جنه ‏الوافیه» مشهور به «مصباح کفعمی» آمده است. کفعمی در حاشیه کتاب می‏ نویسد: «در بعضی از کتاب ‏های علمای شیعه دیدم که این شکل از امیرالمۆمنین (ع) نقل شده است.که وقتی عازم جهاد بود در بین راه که استراحت می کردند این شکل ها را بر روی سنگی حک کرد و فرمود: این رمز پیروزی ماست. به نظر می‏ رسد بیان چنین نقلی محکم نیست؛ چون سند این روایت تا امیرالمۆمنین (ع) ذکر نشده است. » مرحوم شیخ بهایی هم همین شکل را در کتاب «سرّ المستتر» با اندکی تغییر آورده است. البته در کتاب‏ های یاد شده این شکل به «شرف‏ الشمس» نامیده نشده است و احتمالاً تشخیص اساتید علم ختوم و اذکار این بوده که این شکل در شرف شمس – که نوزدهم فروردین ماه است – نوشته شود که ساعت خوبی است و باعث تأثیر بیشتر این شکل خواهد بود.

 

خواص سنگ ها,سنگ شرف شمس

فواید سنگ شرف شمس

از سنگ شرف الشمس برای : چشم زخم ، گشایش امور ، برآورده شدن آرزوها ، افزایش رزق و روزی استفاده می شود.

نگین یا آویز و انگشتر شرف شمس برای ایمنى در سفرها و دفع از بدى ها حفظ و حفاظت جان و خیر و نیکى و افزایش رزق و روزی و آرامش رفع چشم زخم برآورده شدن حاجات و آرزوها و درمان عمومی جسم و روح مخصوصاً افزایش قدرت بدنی و هاله نورانی اطراف بدن و به خاطر مصرف عقیق زرد آن باعث پاک کردن و تصفیه دستگاه گوارش شده و بر روی هضم و جذب غذا و گردش خون در بدن و چاکرای ۳ و غددپانراس و لوزالمعده و جواره مرتبط با این دو غدد تأثیر فوق العاده ای دارد.

برخی می گویند: نوشته شرف شمس شامل ۵ اسم اعظم خداوند است برخی دیگربه این باورند که شرف شمس امضاء رمزی مولا علی (ع) است، برخی به ثبت نام موکل شمس را قبول دارند برخی می گویند دعای شرف شمس روی انگشتر حضرت سلیمان (ع) همراه با عبارت لااله الالله الملک الحق المبین و یا الملک لله حک شده بوده ولیکن عظمت شرف شمس و آداب نوشتاری باطنی آن بالا تر از همه اینها است و حک کردن یا نوشتن آن کار هر کسی که واقف به علوم غریبه نیست نمی باشد، در سال یکبار شرایط مهیا می شود تا موکلین خورشید به زمین بیایند و خورشید در بهترین موقعیت خود در کل کهکشان ها قرار گیرد تا خورشید در آن زمان نسبت به سایر کواکب روی زمین قدرت بیشتری داشته باشد.

بین طلوعین ۱۹ فروردین بهترین زمان و موثر ترین آن است بشرطی که ۱۹ عمل هنگام نوشتن رعایت شود که فقط به چند مورد آن می توان اشاره نمود ونویسنده حتماً باید واجدشرایط باشد.

برخی می گویند نقش شرف شمس کلمات الله، جمیل، رحمن، مومن و نور است که بجای نقش کلمات از پنج حرف اول آنها بصورت ا.ج.ر.م.ن می توان استفاده کرد.

 بیشتر بخوانید:

• مدل انگشتر شرف الشمس مردانه

•مدل انگشتر شرف الشمس زنانه

شرف شمس دارای اثرات و خواص بیشماری است که نمى توان آن را انکار نمود، چنانکه فردى را نزد حاکمى به سبب جرمى مى بردند حضرت صادق (علیه السلام) فرمود که انگشترى عقیق به او برسانند، انگشترى به او رساندند و مکروهى به او نرسید .

یا شخصى را از برابر حضرت امام محمد باقر (ع) گذرانیدند تازیانه بسیار بر او زده بودند. حضرت فرمود: انگشتر عقیق او کجاست، اگر با او مى بود تازیانه نمى خورد. یا آنکه کسى نزد حضرت خاتم (ص) آمد و شکوه نمود که دزد در راه اموال مرا ربود، حضرت فرمود: چرا انگشتر عقیق در دست نداشتى که آن از هر بدى آدمى را نگاه مى دارد.

ارزش سنگ عقیق مخصوصاً عقیقی که مزین به شرف شمس باشد را نمی توان در چند جمله بیان نمود، پیامبران و ائمه اطهار (ع) بر سنگهای انگشتر صحه گذاشته اند اما نه به خاطر آنکه اثرى جادویى دارند، بلکه آن نگین هرچه باشد برگزیده شده و براى دارنده آن اثراتى از جمله فتح مهمات و دفع بلیات و غیره دارد و اثرات آنها ذاتى نیست و از جانب خداى تعالى است. پس اگر کسى اثر آنچه را که همراه خود مى دارد، ذاتى و مستقل بداند به خداى یگانه شرک ورزیده است. همه ملک سلیمان را خداوند در انگشتر او قرار داده بود، هرگاه سلیمان آن در دست مى گذاشت تمامى جن و انس و شیاطین و همه پرندگان و وحوش به نزد وى حاضر گشته و از او اطاعت مى کردند. باد مأمور حمل تخت او بود و همه شیاطین و انسان ها و پرندگان و چهار پایانى که تحت اوامرش بودند همگى آنها را جابه جا مى نمود.

 

زمان دعا سنگ شرف شمس, انگشتر شرف شمس

انگشتر با سنگ شرف شمس

سلیمان به گاهی اوقات، انگشترش را در اختیار برخى از خدمتکارانش قرار مى داد. روزى شیطان آمد و خادم او را گول زد و انگشتر را از او ستاند و آن را در دست نهاد، نتیجه آن شد که تمام شیاطین و جن و انس و پرندگان و وحوش مسخر او گشتند و آن حضرت در جست و جوى انگشتر شد ولى آن را نیافت. سرانجام شیطان ترسید که مردم متوجه حیله او شوند آن را به دریا انداخت. خداى – عزوجل – ماهى را مأمور به بلعیدن آن انگشتر نمود، بنى اسرائیل چهل روز در جست و جوى حضرت سلیمان بودند و از آن طرف سلیمان در ساحل دریا به دنبال انگشتر بود و با گریه و زارى به سوى خداى تبارک و تعالى استغفار مى نمود و از این اتفاق به جانب خدا توبه مى کرد. پس از چهل روز به صیادى رسید که ماهى صید مى کرد، حضرت سلیمان به او کمک نمود.

 

آن صیاد پس از صید، یک ماهى به سلیمان داد، او شکم ماهى را شکافت انگشتر خود را در آن دید و انگشتر را به دست کرد و شیاطین و جن و انس و پرندگان و وحوش در برابرش خضوع کردند و پادشاهى او به همان حالت اول بازگشت و حضرت ، آن شیطان (که انگشتر را ربوده بود) به همراه لشگرى که همراه او بودند به وسیله اسماء الهى حبس نمود و عده اى را در دل دریا و بعضى را در میان سنگ و صخره ها زندانى نمود و آن شیاطین تا روز قیامت زندانى و معذب هستند.

خواص و فواید شرف شمس چیست؟

البته که امید اول همه ما خدا و اهل بیت (ع) هستند و باید حاجات خود را از ایشان بخواهیم و درکنار آن شرف الشمس انشالله موثر باشد. خواص شرف شمس از دو جنبه اهمیت دارد یکی در خواص بی نظیر خود سنگ عقیق نهفته می باشد و دیگری در قدرت اسم اعظم الهی که پشت نگین حکاکی می شود. چندی از خواص عقیق شرف الشمس دفع فقر، حفاظت اموال، باز شدن ابواب رزق و روزی، دفع بیماری، حفظ از گزند جانوران و ایمنی از بلایا و دشمنان، کسب عزت و مقام است. بی شک آثار سریع و متداوم این نگین در گسترش رزق و روزی مورد تایید همگان است و گشایش امور را در سریعترین زمان به شکل کاملا مشهودی ایجاد می نماید. در ادامه تعدادی از احادیث درباب عقیق را مطالعه بفرمایید:

برخی از خواص شرف الشمس در کتب قدیمی (از جمله المعارف الکبری) :

کسی آن را نوشته و همراه خود دارد، در حفظ خداوند باشد و …

هرگاه پیش سلاطین و بزرگان رود و (نگین شرف الشمس که دعا بر آن نقش شده است را) با خود دارد، مورد قبول ملک قرار می گیرد و خداوند حمایت می کند او را از شر آن ها.

حامل این اسماء در همه جا پیروز و منصور می‌باشد و مقهور می‌شود هر که با آن شخص دشمنی کند.

هر که با خود دارد، سحر و نظر بد از او دور و باطل شود.

و هر کسی که بسته باشند (حاجتی داشته باشد) و (نگین شرف الشمس که دعا بر آن نقش شده است را) با خود دارد به برکت این اسم اعظم الهی گشاده گردد. (حاجت روا شود.)

برای مصروع و کسی که مرض غش کردن دارد و کلیه بیماری‌های بدن، اثر دارد.

برای دختری که بی شوهر مانده، شرف الشمس را با خود دارد، شوهر کند.

و کسی که در سفر رود و (نگین شرف الشمس که دعا بر آن نقش شده است را) با خود دارد از شر قطاع طریق و و دزدان و راهزنان و حوادث بد سفر در حفظ الهی باشد.

برای هر امر مکروهی شرف الشمس را به دست کند، ایمن شود از آن مکروه و ناخوشایند.

و زمانی که شرف الشمس را نوشته و بر پرچم لشکری باشد، آن لشکر منصور و پیروز برگردد.

برای بیدار شدن برای نماز شب این شرف الشمس را با خود داشته باشد ، سحر خیز شود.

کسی که زندانیش طولانی شده باشد و (نگین شرف الشمس که دعا بر آن نقش شده است را) با خود دارد زود خلاص شود.

زمانی که بنویسد و آن را در کفن مرده قرار دهد آن میت ایمن شود از عذاب قبر.

و همچنین از جمله خواص کلی این اسماء برای اسقام و اوجاع و دردهای بدن و برای امراض و تعجیل عافیت، مجرب است.

• از امام موسی کاظم (ع) در روایتی نقل گردیده است که انگشتر زرد در دست کنید که موجب آسانی است و در آن هیچ دشواری نباشد.

• پیامبر اکرم (ص) هم می‌فرمایند: هر کس یکی ازعقیق‌ های سرخ و زرد و سفید را در دست داشته باشد جز خیر و نیکی و فراخی روزی و سلامتی ازجمیع بلا‌ ها نمی‌بیند و از شر پادشاه ظالم و از هر چه آدمی از آن می‌ترسد و حذر می‌کند امان می‌یابد.

• امام صادق (ع): انگشتر عقیق زرد باعث ایمنی در سفر است.

اشکال حرز شرف الشمس و معنای آنها

حرز شرف شمس که روی نگین یا عقیق حکاکی می‌شود، آداب خاصی دارد، شامل پنج اسم اعظم خداوند است که آن‌ها را کلمات مبارکه «الله؛ جمیل؛ رحمن؛ مومن؛ نور» گفته‌اند و به جای نقش از پنج حرف اول آن‌ها به صورت «ا.ج.ر.م. ن» می‌توان استفاده کرد. این نقش ۱۳حرف دارد ۴حرف از تورات ۴ حرف از انجیل و ۵ حرف از قرآن کریم است. تصویر جدول یا لوح شرف شمس هم در زیر آورده شده که خواص یکسانی را با نقش حرز دارد.

دعای شرف الشمس
بسم الله الرّحمن الرّحیم
اَللّهُم اِنّی اَسئَلُکَ بِالهاءِ مِنْ اِسمِکَ الْاَعظَم و بالثَلآثِ العِصّیِ و بالالَفِ المُقَّّوِم و بِالمِیمِ الطَمیس الاَبتَر و بالسِّلمِ و بالاَربَعَه الَتِی ه ‍ ِی کالکَفِ بِلا مُعصَم و بِالهاءِ المَشقُوقَه و بالواوِ المُعظَّم صوره اِسمکَ الشَّریفِ الاَعظَم اَن تُصَلِیَ علی سَیِّدِنا مُحمَّدِ وَ آلِهِ بعدد حروف ماجری بِالقلم و اَن تَقضِی حاجَتِی.

نکاتی که در هنگام نوشتن دعای شرف شمس باید رعایت شود:
1-هیچ خطی دوبار کشیده نشود.
2-سوراخ های ستاره و میم و ها و واو بسته نشود.
3-خطوط ابتدا و انتهای ستاره یگدیگر را قطع نکنند.
4-اندازه الف ها یکسان باشد.
5- واو آخر روی تمام نقش کشیده شود.
6- اگر روی کاغذ نوشته میشوند با گلاب و زعفران نوشته شوند.

جدول 4*4 شرف شمس

جدول 4*4 شرف شمس

جدول 4*4 شرف شمس نیز بدین شکل است که خواص یکسانی با نقش دارد.

دو نکته مهم درباره نوشتن دعای شرف شمس

برای دعای شرف الشمس خواص بسیاری ذکر شده که گره گشایی از مشکلات و برآورده شدن حاجت از مهمترین آنهاست. برای گرفتن حاجت در روز ۱۹ فروردین ۲ رکعت نماز حاجت بخوانید و ۱۰۰ صلوات بفرستید. سپس دعا و حرز آن را بر روی کاغذ نوشته، حاجت خود را نیز در آن ذکر نمایید و کاغذ را در قرآن بگذارید.

1- اگر از نگین استفاده می کنید سعی کنید هر سال در ساعت ذکر شده و با آداب کامل بوسیله یک سوزن روی نقش کنده شده را دوباره خراش دهید.

2- اگر روی کاغذ نوشتید آن را باز نکنید و به کسی نشان ندهید و در آخرین چهارشنبه سال به آب روان بسپارید.

دسترسی سریع به بخش های مقاله سایت شرف الشمس آنلاین :

12210-gem-stone-icon متن دعای شرف الشمس چیست؟ متن فارسی، خواص و نظر علما درباره دعای شرف شمس  اجزای حروف دعای شرف الشمس

sharaf-and-shams-amulet متن دعای شرف الشمس چیست؟ متن فارسی، خواص و نظر علما درباره دعای شرف شمس

 

 

معنی اشکال در دعای شرف الشمس چیست؟ متن دعای شرف الشمس به صورت حروف رمزگونه ای حکاکی می شود که در ظاهر به صورت اشکالی که در ادامه توصیف می شود رویت می گردد:
شکل ستاره پنج پر – سه خط عمود و خط روی آن – حرفی مشابه میم – نردبان سه پله ای – چهار خط عمود – حرف ه دو چشم –  حرف واو وارونه به صورت ممتد روی تمام حروف حکاکی شده
اما بایستی توجه داشت که نحوه حکاکی هرکدام از این حروف پیچیدگی های خاص خود را دارد و به صورت ساده ای که بیان شد نمی باشد.

منابع

بیتوته

شرف الشمس آنلاین

دسته‌ها
فرهنگی آخرین خبر اخبار کن علما دین و اندیشه شهدا اخبار

سیدجمال الدین اسدآبادی پایه گذار بیداری مشرق زمین

به گزارش بقاع خبر از ویکی شیعه : سیّد جَمال‌ُالدّین اَسَدآبادی یا سید جمال‌الدین افغانی (۱۲۵۴-۱۳۱۴ق) عالم روشنفکری که برای تقریب مذاهب اسلامی و وحدت اسلامی کوشید و با همین هدف، سفرهایی به مناطق مختلف جهان اسلام و اروپا داشت. او از منتقدان حکومت‌های سلطنتی مانند عثمانی و قاجار بود. هم‌چنین به سیاست استعماری انگلیس در کشورهای اسلامی اعتراض داشت. سخنرانی، انتشار نشریه، تشکیل انجمن و ارتباط و گفتگوی رودررو مخصوصا با مسئولان حکومتی از روش‌های جمال‌الدین برای انتقال افکار و اثرگذاری بود. درباره موطن، زندگی و تفکر وی بین نویسندگان اختلاف است. میرزا رضای کرمانی از شاگردان او در ایران بود که ناصر الدین شاه را به قتل رساند.

 

نمای کلی زندگی سید جمال الدین اسد آبادی 
اطلاعات فردی
تاریخ تولد ۱۲۱۷ ش
زادگاه اسدآباد
محل زندگی ایران • مصر • افغانستان • هندوستان
تاریخ وفات اسفند ۱۲۷۵ش/مارس ۱۸۹۷م
محل دفن ابتدا استانبول و سپس کابل
شهر وفات استانبول
اطلاعات علمی
استادان شیخ انصاری • سیدمحمدصادق طباطبایی همدانی
شاگردان میرزا رضای کرمانی • محمد عبده
محل تحصیل نجف
فعالیت‌های اجتماعی-سیاسی
سیاسی تأسیس حزب الوطنی در مصر • نامه به علما برای خلع ناصرالدین شاه • نامه به میرزای شیرازی برای لغو امتیاز تنباکو • مبارزه با مادی‌گری در هند • عضویت در لژ فراماسونری
اجتماعی تلاش در ایجاد وحدت و تقریب بین گروه‌های اسلام • انتشار مجلات شفیق و عروه الوثقی

نسب و تولد

سید جمال الدین در شعبان ۱۲۵۴ق (آبان ۱۲۱۷ ش) در اسدآباد به دنیا آمد. پدرش سید صفدر و مادرش سکینه بیگم از نوادگان امام سجاد(ع) بودند.[۱] برخی وی را افغانی و برخی دیگر او را ایرانی می‌دانند. کسانی که رأی به افغانی بودن وی دادند، دلایلی را برای اثبات افغانی بودن سید جمال الدین ارایه داده‌اند و ادعای خود سید جمال بر افغانی بودنش را مهم‌ترین دلیل دانسته‌اند.[۲]

صفات الله جمالی نوه خواهر سید جمال الدین، بیان داشته که از عمده دلایل ایرانی بودن وی این است که افراد بسیاری از اقوام و بستگان سید جمال در اسدآباد همدان زندگی می‌کنند و «ایرانی بودن سید اظهر من الشمس و ابین من الامس» است.[۳] در اسناد تاریخی، قرینه‌هایی بر ایرانی بودن سید جمال وجود دارد و او حتی دو جلد گذرنامه ایرانی داشته است.[۴]

برخی دیگر گفته‌اند که سید جمال با توجه به الزامات مبارزه سیاسی برای وحدت جهان اسلام که ایرانی و شیعی بودن می‌توانست مانعی در برابر آن باشد، خود را به مجموعه جهان اسلام متعلق می‌دانست و سعی می‌کرد منسوب به جایی نباشد تا از این طریق بتواند با علمای جهان اسلام و اهل سنت تعامل داشته باشد؛ [۵] برای مثال سید جمال در مصاحبه با روزنامه پال مال بیان داشته که «من یک افغانی از خالص‌ترین نژاد ایرانی هستم.»[۶]

برخی وی را متولد اسدآباد یا اسعدآباد کنر افغانستان می‌دانند که در کابل تحصیل کرده و از آنجا برای ادامه تحصیل به هند رفته است.[۷]

سید جمال، در نامه‌ای بیان داشته که انگلیسی‌ها او را روسی، سنی‌ها او را رافضی، شیعه‌ها او را ناصبی می‌دانند. «نه کافر به خود می‌خواند و نه مسلم از خود می‌داند. از مسجد مطرود و از دیر مردود، حیران شده‌ام که به کدام آویزم و با کدام به مجادله برخیزم.»[۸]

تحصیلات

از زمان و محل تولد جمال‌الدین تا شروع تحصیل او در عراق محل اختلاف است. برخی نوشته‌اند وی آموختن قرآن را از ۵ سالگی نزد پدر و مادر آغاز کرد و مقدمات عربی را طی سال‌های اول تحصیل فراگرفت و در سال ۱۲۶۴ق به همراه پدرش (سید صفدر) وارد شهر قزوین شد و ۴ سال در آنجا گذراند.[۹] وی در حوزه علمیه این شهر به درس و بحث پرداخت و ادبیات عرب، منطق، فقه و اصول را فراگرفت. سید جمال الدین در سال ۱۲۶۶ق به همراه پدر وارد تهران شد و تحصیل خود را نزد مجتهد وقت (آقا سیدمحمدصادق طباطبایی همدانی) ادامه داد و به دست او معمم شد.[۱۰]

سید در سال ۱۲۶۶ق همراه پدر به قصد نجف از تهران حرکت کرد و بعد از سه ماه توقف در بروجرد و مباحثه علمی با عالمان آن شهر به عتبات رفت. ۴ سال در درس شیخ انصاری حضور یافت. سپس در سال ۱۲۷۰ه‍.ق به قصد بمبئی هندوستان روانه ایران شد.[۱۱] برخی سفر وی را در سال ۱۲۸۲ق دانسته‌اند و گفته‌اند سید جمال در نجف به فکر «ایجاد پیوند تازه‌ای میان دولت‌ها و ملت‌های اسلامی افتاد» و کوشید این طرح را به سرپرستی سلطان عثمانی اجرا کند. او نخست با مدحت پاشا در این باره به مکاتبه پرداخت و از او خواست توصیه‌نامه‌هایی به مقامات هند، افغانستان و بلوچستان برای سفر به آن مناطق بنویسد.[۱۲]

مسافرت‌ها

سید جمال الدین پس از طی تحصیلات مقدماتی، مسافرتی به هندوستان داشت که منجر به تغییر زندگی وی و پی‌ریزی شخصیت جدیدی شد. وی با مسافرت به هند با مشکلات مسلمانان تا حدودی آشنا شد و راه پیشرفت مسلمانان را وحدت و فرار از استعمار دانست. به همین دلیل مسافرت به کشورهای مختلف اسلامی و اروپایی را شروع کرد. مدت اقامت سید جمال در کشورهای مختلف معمولا کوتاه بود و پس از مدتی به کشوری دیگر مسافرت می‌کرد و به ترویج عقاید خود می‌پرداخت.[۱۳]

اقدامات

افغانستان

سید جمال‌الدین در ۱۲۷۸ق/۱۲۴۱ش/۱۸۶۲م به افغانستان رفت و پس از مدتی جزء نزدیکان دوست محمد خان، امیر کابل قرار گرفت.[۱۴] به تشویق جمال‌الدین، دوست محمد خان دستور انتشار اولین روزنامه را در افغانستان با عنوان شمس النهار صادر کرد.[۱۵] سپس کتاب تتمهالبیان فی تاریخ الافغان توسط سید جمال‌الدین نوشته شد.

تأسیس مجلات

  • مجله شفیق: سید جمال در ربیع‌الآخر سال ۱۲۹۶ق به حیدرآباد که مرکز همه تبعیدیان هندی بود رفت و در این شهر مجله‌ای با عنوان معلم شفیق به دو زبان اردو و فارسی منتشر کرد.
  • مجله عروه الوثقی: سید جمال در ۱۳۰۱ق / ۱۸۸۴م به پاریس رفت و عروه الوثقی را انتشار داد.[۱۶]

مصر

سید جمال از اول محرم ۱۲۸۸- ۱۲۹۶ ه. ق، به مدت ۸ سال در مصر اقامت گزید[۱۷] و اقداماتی انجام داد.

تشکیل جلسات علمی

سید جمال‌الدین در مصر، جلسات علمی و دروس رسمی را آغاز کرد که با شرکت علمای برجسته‌ای همچون شیخ محمد عبده، شیخ عبدالکریم سلمان، شیخ ابراهیم اللقانی، شیخ سعید زغلول و شیخ ابراهیم الهلباوی برگزار می‌شد.[۱۸] اما بی‌تردید بزرگ‌ترین شاگرد وی شیخ محمد عبده بود که بعدها نیز با او همراه شد و با تاثیرپذیری عمیق از سید جمال، به نشر افکار اصلاحی او پرداخت. البته کسانی که در محضر سید جمال حضور می‌یافتند منحصر به جامعه مسلمانان نبودند، بلکه برخی چون یعقوب صنوع یهودی و لوئی صابونچی و ادیب اسحاق و شبلی شمیل مسیحی نیز حضور می‌یافتند.[۱۹]

«سید جمال، ادبیات را در مصر دگرگون ساخت. ادبیات اشرافی را که کاری جز مدح پادشاهان و امیران و اشاره به اعمال آنان نداشت، منقلب ساخت و در خدمت خلق گماشت. با زبان قلم از حقوق انسان‌ها بازخواست کرد و با ستمگری و ستمگران به مبارزه برخاست.»[۲۰]

تأسیس حزب الوطنی

از جمله اقدامات سید جمال‌الدین در مصر، تأسیس «حزب الوطنی» بود. این حزب با تلاش و پایداری سید و شاگردانش موفقیت بسیاری به دست آورد. بنابر گزارش لرد کرومر مستشار انگلیسی در مصر، با اقدامات این حزب، ۴۵ درصد از نفوذ انگلیس در مصر کاسته شد، و ۳۵ درصد تجارت و داد و ستد انگلیس کاهش یافت. همچنین مرکز «دعات نصارا» با مقایسه عملکرد «حزب الوطنی» با زحمات ۳۵ ساله همه مبلغان مسیحی در تمام نقاط آفریقا، اعلام کرد که نسبت آنها یک به ۱۶ است.[۲۱]

نفوذ و موفقیت این حزب به قدری گسترده بود که کرومر در گزارشی به لندن نوشت: «اگر انجمن حزب الوطنی یک سال دیگر برقرار باشد و سلسله‌جنبان امروز آسیای غربی مرکزی و افریقای شرقی و شمالی، سید جمال همدانی، مرفه‌البال و آسوده خاطر در مصر زیست کند، گذشته از اینکه تجارت و سیاست بریتانیا در قاره افریقا بالمره معدوم گردد که سهل است، ترس آن است که سیادت قاطبه اروپا از هیمنه این انجمن عجیب، به تاریخ پیوسته و اثری از او در صفحه عالم باقی نماند.»[۲۲] وی در گزارش دیگری وحشت‌زده خواستار نابودی حزب الوطنی شد.[۲۳]

یکی از مبلغان نصارای قاهره با ابراز تعجب از پیشرفت و نفوذ بسیار گسترده افکار سید جمال در قالب «حزب الوطنی»، در گزارش خود نوشت: «در‌ دار خیال، هیچ امری از این واقعه عجیب‌تر رخ نداده که ۷۰۰ میلیون اولاد انجیل با کمال علمیت و اقتدار و غیرت که در خور طبیعت بشر است، در مقابل ۴۰ نفر که در حقیقت روح یک سید درویش ایرانی بیش نیست، مقهور گردند.»[۲۴]

به هر روی، استعمار به شدت از نفوذ سید جمال در مصر به وحشت افتاد و سرانجام، سید و یارانش را از فعالیت‌های فکری و سیاسی بازداشت و انجمن «حزب الوطنی» یا مفتاح سعادت مصر، پس از ۹ ماه و چند روز تعطیل شد.[۲۵]

سید جمال به دستور توفیق پاشا در ۱۷ رمضان ۱۲۹۶ ه‍.ق توقیف و به سوئز فرستاده شد تا وی را از آن طریق به ایران اعزام نمایند. برای آنکه کسی از مردم مصر با او ملاقات نکند و دنباله تعالیم اسلامی او بریده شود، وی را چند روز در بندر سوئز نگه داشتند.[۲۶]

حضور در لژ فراماسونری

در فاصله سال‌های ۱۲۸۸-۱۲۹۰ق/۱۸۷۱-۱۸۷۳م نفوذ فکری سید جمال در میان جوانان مصری گسترش یافت. سید ضمن ادامه فعالیت‌های فرهنگی و مطبوعاتی درصدد برآمد که از تشکیلات فراماسونی مصر برای گسترش نقشه‌های سیاسی آینده خود استفاده کند[۲۷]. از این‌رو در ۱۲۹۲ق به تقاضای خود به عضویت لژ فراماسونری قاهره درآمد. برابر نامه یکی از اعضای لژ شرق (اوریان) که در اسناد امین‌الضرب موجود است، گروهی او را نامزد تصدی ریاست آن لژ کرده بودند.[۲۸] با این همه، بنابر نقل برخی، عضویت سید در این سازمان به درازا نکشید و به عنوان اعتراض به ورود ادوارد هفتم، پادشاه انگلستان، و استقبال رسمی اعضای لژ ایتالیایی‌ها از او، استعفا کرد.[۲۹]

هند

سید جمال پس از حرکت از بندر سوئز، به جای ایران به هندوستان رفت و به حیدرآباد رسید.[۳۰] اقدامات سید جمال در هند شامل مواردی مانند سخنرانی‌هایی برای جوانان،[۳۱] همکاری با مطبوعات، تشکیل جمعیت سری به نام العروه[۳۲] و مخالفت با سرسید احمدخان بود.

مبارزه با مادی‌گرایی

سید جمال در مدت اقامت خود در هند، متوجه افکار نادرست و مادی‌گرایانه سرسید احمدخان شد و به مبارزه با آن پرداخت. در آثار سرسید احمدخان، هواداری از وهابیان سنت‌گرا هویدا بود. او پس از شورش معروف ۱۲۷۳ ه.ش/۱۸۵۷م در جهت تقریب مسلمانان و انگلیسیان فعالانه دست به کار شد و مذهبی التقاطی از اسلام پدید آورد که در اساس، با مسیحیت تفاوتی نداشت. از نظر او شباهت ذاتی این دو دین به یک اخلاق طبیعی قابل تحویل بود که عنصر مافوق طبیعی از آن زدوده شده باشد. این موضوع انگیزه سید جمال الدین اسدآبادی برای نوشتن کتاب نیچریه بود.»[۳۳] این کتاب به زبان فارسی نوشته شد و سپس به اردو ترجمه گردید و بعدها محمد عبده آن را به کمک عارف ابوتراب به فرانسه ترجمه کرد.[۳۴] سید جمال در این رساله، به رد مادی‌گرایی و نقش آن در انحطاط انسان و جوامع بشری و اثبات دین و نقش آن در ارتقای فضایل بشری می‌پردازد و اندیشه‌های شبه مادی سرسید احمدخان و اتباعش را به باد انتقاد می‌گیرد. سید جمال پس از رد فلسفه‌های مادی و دهری، به بیان سهم ارزشمند دین در ایجاد تمدن و ترقی می‌پردازد.

از نظر سرسید احمدخان هندی، ملاک حقانیت تعالیم دینی انطباق آنها با معیارهای عقل طبیعی است. از این رو، در تاویل خود از قرآن، معجزات را به شیوه‌ای تاویل می‌کرد که با آن معیارها منطبق باشند و به عبارت دیگر آنها را به طرزی طبیعی‌گرایانه تاویل می‌نمود. دیگر منابع اعتقاد یا عمل دینی – یعنی سنت و اجماع – را نیز رد می‌کرد و نص قرآن، به ویژه سوره‌های مکی را اساس اخلاق و معنویت منطبق با عقل و طبیعت می‌دانست. (از همین رو، نام «نیچری» [طبیعت‌گرا] به این جنبش داده شده بود). از نظر او، باید هر گونه عقیده و عملی که با این اخلاق ناسازگار به نظر آید – مانند جهاد و بردگی و انقیاد زنان – مردود دانست.[۳۵]

سید جمال به ردّ این اندیشه‌ها پرداخت و در مقاله‌ای با عنوان «تفسیر مفسر»، از تفسیری که سرسید احمدخان نوشته بود، به شدت انتقاد کرد. فعالیت‌های او بر ضد سرسید احمدخان، حتی در پاریس نیز ادامه داشت و با نوشتن مقاله‌ای با عنوان «الدهریون فی الهند» به شدت به سرسید احمدخان تاخت و بیان داشت که سرسید احمدخان تفسیری بر قرآن نوشته و کلمات آن را تحریف نموده و آنچه را خداوند نازل کرده، تغییر داده است.[۳۶] اما مخالفت سید جمال با سرسید احمدخان به نحوه تفسیر و برداشت از قرآن محدود نمی‌شد، بلکه اندیشه‌های اصلاحگرایانه سید جمال، عرصه تفکرات سیاسی را نیز شامل می‌شد. او با اندیشه‌های سیاسی سرسید احمدخان نیز به مخالفت برخاست. زیرا سرسید احمدخان با دولت انگلیس همراهی می‌کرد و معتقد بود برای رسیدن به پیشرفت اقتصادی، باید فرهنگ غربی را پذیرفت.[۳۷] از همین رو، سید علاوه بر اندیشه‌های اصلاح‌گرایانه عام خود که در جهت بهبود وضعیت مسلمانان جهان ترویج می‌کرد، به مبارزه جدی با افکار سرسید احمدخان برخاست که این کار از نظر محمد محیط طباطبائی، فکر و حواس سید را از توجه به هدف بالاتری که در سیاست و فلسفه اجتماعی خود است، بازداشت.[۳۸]

ایران

لغو امتیاز تنباکو

وقتی ناصرالدین شاه امتیاز تنباکو را به یک شرکت انگلیسی واگذار کرد، با مخالفت علمای شیعه روبه‌رو شد. در این بین، سید جمال الدین اسدآبادی و به تبع وی، میرزا رضای کرمانی، مرید خاص سید جمال، از سرسخت‌ترین مخالفان امتیاز تنباکو بودند.[۳۹] «با آنکه سید را از ایران تبعید کردند، ولی او در خارج نیز از هیچ کوششی برای لغو امتیاز تنباکو کوتاهی نمی‌کرد. او به میرزای شیرازی پیغام‌هایی فرستاد و نیز نامه‌ای در خصوص مظالم ناصرالدین شاه به مرحوم میرزای شیرازی نوشت و او را به اقدام برای لغو امتیاز دخانیات تشویق کرد. علاوه بر آن، با نوشتن نامه به علمای ایران، آنان را به مخالفت با شاه تشویق می‌کرد و از آنها می‌خواست که از فرصت به وجود آمده برای واژگون ساختن رژیم استبداد استفاده کنند.»[۴۰]

سید جمال در نامه‌ای که به مرحوم میرزای شیرازی نوشته، پس از اظهار ارادت به وی، از پادشاه ایران (ناصرالدین شاه) به عنوان فردی سست‌عنصر و بدسیرت نام می‌برد که از اداره کشور و حفظ منافع عمومی عاجز است و قسمت عمده کشور و درآمد آن را به دشمنان دین فروخته است. وی در این نامه، پس از ذکر ۸ فقره خیانت ناصرالدین شاه که شامل بخش اعظمی از دارایی کشور است که وی به دشمنان اسلام فروخته، از او با عنوان «خائن احمق» یاد می‌کند و با به کار بردن مهیج‌ترین جملات و بیانات، از مرحوم میرزای شیرازی تقاضا می‌کند که سکوت خود را شکسته، تصمیم قاطعی در این مورد بگیرد.[۴۱]

نامه به علما برای خلع ناصرالدین شاه

سید جمال در نامه به علمای ایران، صریحا از آنان می‌خواهد که پادشاه را از سلطنت خلع کنند: «ای مردان علم! مبادا در خلع این مرد تردید داشته باشید. مردی که غاصبانه سلطنت یافته. مردی که کارش فسق و فرمانش ستم است. مردی که پس از مکیدن خون‌های مسلمانان و خرد کردن استخوان فقرا و برهنگان و تهیدست نمودن ملت، جنونش گل کرده و درصدد برآمده است کشوری را که مایه عزت اسلام و پناهگاه دین است، به اجانب بدهد. مردی که از فرط نادانی، درصدد برآمده است نام کفر را بلند ساخته و زیر پرچم شرک درآید. باز می‌گویم وزرا، فرماندهان، عموم طبقات، ارتش، و پسران این ستمکار سرکش منتظر دستور شما هستند، دیگر کاسه صبرشان لبریز شده…»[۴۲]

آثار

سیدجمال‌الدین آثار مکتوبی دارد که عمده آنها تقریرات وی است که دیگران به رشته تحریر درآورده‌اند. عمده آثار وی را کلبه شروق با همکاری مرکز بررسی‌های اسلامی به مناسبت کنگره جهانی سیدجمال در تهران به چاپ رسانیده است؛ ازجمله:

  • رسائل فی الفلسفه و العرفان: این مجموعه شامل ۶ رساله در فلسفه و عرفان است که عمدتا توسط محمد عبده به رشته تحریر درآمده است. «مراه العارفین»، «الواردات»، «القضاء و القدر»، «فلسفه التربیه و فلسفه الصناعه»، «العلم و تأثیره فی الاراده و الاختیار» و ترجمه عربی رساله «نیچریه»
  • نامه‌ها و اسناد سیاسی – تاریخی: در بین اوراق و اسناد به جای مانده از سید جمال، ده‌ها نوشته و نامه از وی که در تهران، کرمانشاه، بغداد، بصره، پطرزبورغ، مسکو، استانبول، پاریس، لندن و غیره نوشته شده موجود است که اغلب آن‌ها محتوایی سیاسی یا انتقادی دارد. کتابِ “نامه‌ها و اسناد سیاسی – تاریخی” شامل ۵۰ نامه و سند تاریخی از سیدجمال، به زبان‌های عربی، ترکی و فارسی است.
  • مجموعه رسائل و مقالات: شامل بیش از سی رساله و مقاله از سیدجمال است که بخشی از آنها را خود سید نوشته و بخشی دیگر توسط سید بیان شده و محمد حسن آقا امین الضرب ثانی، آنها را تقریر و به خط خود نوشته است. در این مجموعه، قصه‌های سیدجمال نیز نقل شده است که برای نخستین بار توسط ابوالفضل قاسمی چاپ شد و نسخه خطی آن در بین اسناد سید در مجلس نگهداری می‌شود.
  • الرسائل و المقالات این مجموعه، شامل ۲۲ مقاله و رساله از سیدجمال به زبان عربی است. مانند : رساله درباره المهدیه، الشرق و الشرفیین، الرد علی رینان و… که بعضی از این مقالات در سال‌های اخیر، برای نخستین بار در مجله «الیوم السابع» پاریس و مجله «العالم» لندن، چاپ شده است.
  • البیان فی الانجلیز و الافغان و تتمه البیان فی تاریخ الافغان: این دو کتاب، درباره سیاست انگلیس در افغانستان و وضعیت خاندان سلطنتی این کشور در زمان جنگ دوم افغانستان و انگلیس در ۱۲۵۸ش/۱۸۷۹م نوشته شده است.
  • العروه الوثقی: مجله‌ای بود که در پاریس منتشر می‌گردید. نخستین شماره آن در ۱۵ جمادی الاولی ۱۳۰۴ق (۱۳ مارس ۱۸۸۴م) در پاریس انتشار یافت و تا ذیحجه ۱۳۰۴ق (اکتبر ۱۸۸۴م) نشر آن ادامه پیدا کرد و جمعاً ۱۸ شماره از آن منتشر گردید. «سردبیر» این مجله، شیخ محمد عبده بود. مجموعه کامل این نشریه توسط اشخاص و یا ناشرین متعددی، در عراق، لبنان، مصر، ایران و اروپا بارها چاپ شده است و به مناسبت کنگره جهانی سیدجمال در تهران، از طرف مجمع التقریب با مقدمه‌ای مشروح در ۵۱۶ صفحه تجدید چاپ گردید.
  • ‌ ضیاء الخافقین: مجله‌ای بود که سیدجمال‌الدین برخی مقالات آن را نگاشته و کلبه شروق با همکاری مرکز بررسی‌های اسلامی به چاپ رسانیده است. این مجله بیش از پنج شماره اجازه چاپ در انگلیس نیافت.[۴۳]

اندیشه‌های سیاسی

مرتضی مطهری در کتاب بررسی اجمالی نهضت‌های اسلامی در صد ساله اخیر می‌گوید دردهایی که سید جمال در جامعه اسلامی تشخیص می‌داد عبارت بود از:

  1. استبداد حکام
  2. جهالت و بی‌خبری توده مسلمان، و عقب ماندن آنها از کاروان علم و تمدن
  3. نفوذ عقاید خرافی در اندیشه مسلمانان و دور افتادن آنها از اسلام نخستین
  4. جدایی و تفرقه میان مسلمانان به عناوین مذهبی و غیرمذهبی
  5. نفوذ استعمار غربی در کشورهای اسلامی.[۴۴]

مطهری در ادامه بیان می‌دارد که سید جمال چاره دردهایی را که تشخیص داده بود در موارد ذیل می‌دانست:

  1. مبارزه با خودکامگی مستبدان از طریق آگاهاندن مردم به اینکه مبارزه سیاسی یک وظیفه شرعی و مذهبی است
  2. مجهز شدن به علوم و فنون جدید
  3. بازگشت به اسلام نخستین و دور ریختن خرافات و پیرایه‌ها و ساز و برگ‌هایی که در طول تاریخ به اسلام بسته شده است. از نظر سید، بازگشت مسلمانان به اسلام نخستین، به معنای بازگشت به قرآن و سنت معتبر و سیره سلف صالح است.
  4. ایمان و اعتماد به مکتب و ایمان به اینکه اسلام قادر است به عنوان یک مکتب و یک نظام اعتقادی، مسلمانان را رهایی بخشد و به استبداد داخلی و استعمار خارجی پایان دهد و به مسلمانان عزت و سعادت ارزانی دارد.
  5. مبارزه با استعمار خارجی، اعم از استعمار سیاسی و اقتصادی و فرهنگی
  6. اتحاد اسلام
  7. دمیدن روح مبارزه و جهاد به کالبد نیمه‌جان جامعه اسلامی. او اصل فراموش شده جهاد را پیش کشید و فراموش شدن این اصل را عامل بزرگی برای انحطاط و مسلمانان تلقی کرد.
  8. مبارزه با خودباختگی در برابر غرب[۴۵]

آرامگاه سید جمال الدین در دانشگاه کابل

او به مسلمانان اصرار می‌کرد که تفاوت‌های فرقه‌ای خود را به فراموشی سپرده، یکدیگر را به خاطر خیر و صلاح امت اسلام تحمل نمایند. خواست او از مسلمانان آن بود که علم و فناوری غرب را در کنار حفظ ارزش‌های اخلاقی و دینی خود اقتباس کنند.[۴۶] از اختلاف و تفرقه مسلمانان و حکام آنها بسیار نالان بود و در کلام دردمندانه و حاکی از تاسف عمیق خود، بیان داشت: «مسلمانان اتفاق کردند که اتحاد و اتفاق با یکدیگر نداشته باشند. دریغا که هر یک مانند خوره همدیگر را می‌خورند، تیشه به ریشه هستی خود می‌زنند! برای خرسندی دشمنان محمد (ص) پشت به قبله کنند! قرآن مجید را ندیده انگارند! غربزدگی را سرمایه افتخار خود و خاندانشان پندارند!»[۴۷] از این رو، او تنها هدف خود را اصلاح این وضع می‌دانست: «من صدراعظم نمی‌خواهم بشوم، من وزیر نمی‌خواهم بشوم، من ارکان دولت نمی‌خواهم بشوم، من وظیفه نمی‌خواهم، من عیال ندارم، من ملک ندارم و نمی‌خواهم که داشته باشم… من همیشه به یک حالت بوده و خواهم بود، جز نصیحت و اصلاح مقصد دیگری ندارم…»[۴۸] «مرا در این جهان، چه در غرب باشم و چه در شرق، مقصدی نیست، جز در اصلاح دنیا و آخرت مسلمانان بکوشم. و آخر آرزویم آن است که چون شهدای صالحین، خونم در این راه ریخته شود.»[۴۹]

وفات و آرامگاه

جمال‌الدین در سال۱۲۷۵ش /مارس ۱۸۹۷م در ۶۰ سالگی در عمارت سلطنتی استانبول درگذشت و تابوت او بر دوش ۴ باربر به گورستان مشایخ محله انتقال داده شد.[۵۰] بنا به درخواست دولت افغانستان مبنی بر انتقال کالبد او، این درخواست از سوی دولت عثمانی مورد قبول واقع شد و در سال ۱۲۸۴ پیکر سید جمال‌الدین از استانبول به کابل منتقل شد و در دانشگاه کابل دفن شد که با دفن تابوت او در این محل، نام «دارالفنون» را بر آنجا گذاشتند و در زمان سلطنت «محمد ظاهرشاه» در سال ۱۳۱۱، سازه بلندی از سنگ آبنوس سیاه بر بالای آن نصب شد.[۵۱]

سید جمال در نگاه دیگران

  • امام خمینی: «…جمال‌الدین مرد لایقی بوده است، لکن نقاط ضعفی هم داشته است و چون پایگاه ملی و مذهبی در بین مردم نداشته، از آن جهت زحمات او با همه کوشش‌ها به نتیجه نرسید…» [۵۲]
  • محمد عبده: «در سال ۱۲۸۶ هجری، مردی غریب و بصیر و بینا به اوضاع دین و کشور آمد که به اوضاع و احوال ملت‌ها آشنا بود و دارای معلوماتی وسیع و دلی لبریز از معارف. مردی پردل و پرجرأت معروف به سید جمال‌الدین افغانی که به تدریس بخشی از علوم عقلی مشغول شد… در نتیجه، مشاعر بیدار و عقول زنده شد و ظلمات غفلت خفیف و سبک گردید.» [۵۳]
  • محمداقبال لاهوری: «…مسلمان امروزی باید کل دستگاه اسلام را بدون آنکه کاملا از گذشته منتزع شود، مروری دوباره کند… ولی آن‌کس که اهمیت و سنگینی این وظیفه را به‌تمام دریافت، سید جمال‌الدین بود که ژرف‌نگری او در تاریخ فکر و حیات اسلامی، با تجربه وسیعش از آدمیان و اطوار و آدابشان، او را حلقه اتصال زنده‌ای میان گذشته و آینده ساخته است…» [۵۴]
  • آیت الله خامنه‌ای: «سید جمال کسی بود که برای اولین بار بازگشت به اسلام را مطرح کرد. کسی بود که مسئله حاکمیت را و خیزش و بعثت جدید اسلام را اولین بار در فضای عالم به وجود آورد… او مطرح‌کننده، به‌وجودآورنده و آغازگر بازگشت به حاکمیت اسلام و نظام اسلام است. این را نمی‌شود دست‌کم گرفت و سید جمال را نمی‌شود با کس دیگری مقایسه کرد. در عالم مبارزات سیاسی، او اولین کسی است که سلطه استعماری را برای مردم مسلمان آن زمان معنا کرد… مبارزات سیاسی سید جمال چیزی است که قابل مقایسه با هیچ یک از مبارزات سیاسی افرادی که حول‌وحوش کار سید جمال حرکت کردند، نیست.» [۵۵] همچنین در خطبه دوم نماز جمعه ۱۵ بهمن ۸۹، بار دیگر اشاره شد که: «سید جمال‌الدین بزرگ، آن مرد اسلام‌خواه، شجاع، مبارز، بزرگ، بهترین جایی را که برای مبارزات خود توانست پیدا کند، مصر بود. بعد هم شاگردان او، محمد عبده و دیگران. حرکات اسلام‌خواهی در مصر یک چنین سابقه‌ای دارد.»
  • ناظم الاسلام کرمانی: «نخستین فروزنده آسمان شرف و جلال و اولین مربی عالم تربیت و کمال، حامل لوای آزادی و حریت… العالم الربانی، البحر الصمدانی … ، شخص عجیب و غریب، وحید زمان و نادره دوران»[۵۶]
  • شهید مطهری: «بدون تردید سلسله‌جنبان نهضت‌های اصلاحی صد ساله اخیر، سید جمال‌الدین اسدآبادی است. او بود که بیدارسازی را در کشورهای اسلامی آغاز کرد، دردهای اجتماعی مسلمین را با واقع‌بینی خاصی بازگو نمود، راه اصلاح و چاره‌جویی را نشان داد… نهضت سید جمال، هم فکری بود و هم اجتماعی… سید جمال در نتیجه تحرک و پویایی، هم زمان و جهان خود را شناخت و هم به دردهای کشورهای اسلامی که داعیه علاج آنها را داشت، دقیقا آشنا شد. سید جمال مهم‌ترین و مزمن‌ترین درد جامعه اسلامی را استبداد داخلی و استعمار خارجی تشخیص داد و با این دو به‌شدت مبارزه کرد. آخر کار هم جان خود را در همین راه از دست داد.»[۵۷]

 

پانویس

  1. پرش به بالا↑ مقالات جمالیه، ص۷ و محیط طباطبایی، ص۳۳
  2. پرش به بالا↑ هویت ملی سید جمال الدین افغانی
  3. پرش به بالا↑ مقالات جمالیه، ص۸
  4. پرش به بالا↑ مجموعه اسناد و مدارک چاپ نشده درباره سید جمال الدین، لوحه‌های ۶۸ و ۷۰، تصویرهای ۱۴۹-۱۵۳
  5. پرش به بالا↑ دائره المعارف بزرگ اسلامی، ج۱۸، ص۴۰۳.
  6. پرش به بالا↑ ترجمه گزیده‌ای از اسناد وزارت خارجه انگلیس درباره سید جمال‌الدین اسدآبادی، ص۲۸۱ و ۲۸۲
  7. پرش به بالا↑ هویت ملی سید جمال الدین افغانی
  8. پرش به بالا↑ مجموعه اسناد و مدارک چاپ نشده درباره سید جمال‌الدین، لوحه ۳، تصویر ۹
  9. پرش به بالا↑ جمالی اسدآبادی، اسناد و مدارک درباره سید جمال الدین اسدآبادی
  10. پرش به بالا↑ مقدم، محمدباقر، شرح حال سید جمال الدین اسدآبادی، ص۲۹ و ۳۰.
  11. پرش به بالا↑ شرح حال و آثار سید جمال الدین اسدآبادی، ص۳۱ و ۳۲.
  12. پرش به بالا↑ محیط طباطبایی، محمد، سید جمال الدین اسدآبادی و بیداری مشرق زمین، ص۳۴
  13. پرش به بالا↑ محیط طباطبایی، محمد، سید جمال الدین اسدآبادی و بیداری مشرق زمین، ص۴۱، جمال‌الدین، نامه‌ها…،۴۹ – ۵۱، ۵۴ بب و ۲۱۳، خاطرات میرزا ملک‌آرا، ص۱۸۰؛ درباره بیانات سید در تهران، نک: امین‌الدوله، ۱۳۷، مجموعه، ۱۳۰ و ۲۰۵، محیط طباطبایی، سید جمال الدین اسدآبادی و بیداری مشرق زمین، ۳۵ – ۴۵، نامه‌ها، ۲۶-۴۵
  14. پرش به بالا↑ اسدآبادی، «شرح حال و آثار سید جمال الدین اسدآبادی»، ص۳۴.
  15. پرش به بالا↑ آهنگ، سیر ژورنالیزم در افغانستان، ۱۳۴۹، ج۱، ص۸.
  16. پرش به بالا↑ محیط طباطبایی، محمد، سید جمال الدین اسدآبادی و بیداری مشرق زمین، ۳۸-۴۰
  17. پرش به بالا↑ علی اصغر حلبی، زندگی و سفرهای سید جمال الدین اسدآبادی، ص۵/ص ۸
  18. پرش به بالا↑ علی اصغر حلبی، زندگی و سفرهای سید جمال الدین اسدآبادی، ص۵/ص ۸
  19. پرش به بالا↑ سید جمال، جمال حوزه‌ها، ص۱۸۷
  20. پرش به بالا↑ حلبی، علی اصغر، زندگی و سفرهای سید جمال الدین اسدآبادی، ص۱۰-۱۱ و ص۱۶
  21. پرش به بالا↑ محلاتی، گفتار خوش یارقلی، ص۷۴/ص ۷۴- ۷۵/ص ۷۷
  22. پرش به بالا↑ محلاتی، گفتار خوش یارقلی، تهران، ص ۷۴- ۷۵/ص ۷۷
  23. پرش به بالا↑ محلاتی، گفتار خوش یارقلی، ص ۷۴- ۷۵/ص ۷۷
  24. پرش به بالا↑ محلاتی، گفتار خوش یارقلی، ص ۷۴- ۷۵ص ۷۷
  25. پرش به بالا↑ محلاتی، گفتار خوش یارقلی، ص ۷۴- ۷۵ص ۷۷
  26. پرش به بالا↑ محمد محیط طباطبائی، سید جمال الدین اسدآبادی و بیداری مشرق زمین، ص ۱۱۱- ۱۱۲
  27. پرش به بالا↑ محیط طباطبایی، سید جمال الدین اسدآبادی و بیداری مشرق زمین، ص۳۷
  28. پرش به بالا↑ افشار، سواد و بیاض، ص ۱۹۳
  29. پرش به بالا↑ ر.ک به دایره المعارف بزرگ اسلامی؛ مدخل سیدجمال‌الدین اسدآبادی
  30. پرش به بالا↑ محمد محیط طباطبائی، سید جمال الدین اسدآبادی و بیداری مشرق زمین، ص ۱۱۱- ۱۱۲
  31. پرش به بالا↑ محمد محیط طباطبائی، سید جمال الدین اسدآبادی و بیداری مشرق زمین، ص۱۱۲
  32. پرش به بالا↑ سید جمال الدین; جمال حوزه ها، به نقل از: مجموعه اسناد ومدارک منتشرنشده درباره سید جمال الدین، ۶۳، سند ۲۱۶
  33. پرش به بالا↑ فخری، فخری، سیر فلسفه در جهان اسلام، ص۳۷۳
  34. پرش به بالا↑ امین، احمد، زعماء الاصلاح، ص۷۷
  35. پرش به بالا↑ فخری، فخری، سیر فلسفه در جهان اسلام، ص۳۵۹- ۳۶۰/ص ۳۷۳
  36. پرش به بالا↑ ذاکری، علی اکبر، مقاله «شرح حال و سال شمار زندگانی سید جمال»، ص۳۸۰
  37. پرش به بالا↑ ذاکری، علی اکبر، مقاله «شرح حال و سال شمار زندگانی سید جمال»، ص ۳۸۱
  38. پرش به بالا↑ محمد محیط طباطبائی، سید جمال الدین اسدآبادی و بیداری مشرق زمین، ص۱۱۳
  39. پرش به بالا↑ تیموری، ابراهیم، تحریم تنباکو، ص ۵۰- ۵۸
  40. پرش به بالا↑ تیموری، ابراهیم، تحریم تنباکو، ص ۵۲
  41. پرش به بالا↑ تیموری، تیموری، تحریم تنباکو، ص ۵۲- ۵۸
  42. پرش به بالا↑ تیموری، ابراهیم، تحریم تنباکو، ص ۵۲- ۵۸
  43. پرش به بالا↑ مجموعه آثار سیدجمال‌الدین اسدآبادی
  44. پرش به بالا↑ مطهری، مرتضی، بررسی اجمالی نهضت‌های اسلامی در صد ساله اخیر، ص۲۰- ۲۹
  45. پرش به بالا↑ مطهری، مرتضی، بررسی اجمالی نهضت‌های اسلامی در صدساله اخیر، ص۲۰- ۲۹
  46. پرش به بالا↑ Ali. E. Hillal Dessouki, Op. Cit
  47. پرش به بالا↑ مدرسی چهاردهی، مرتضی، سید جمال الدین و اندیشه‌های او، ص۳
  48. پرش به بالا↑ خسروشاهی، سیدهادی، نامه‌ها واسناد سیاسی سید جمال الدین اسدآبادی، ص۷۰- ۷۱
  49. پرش به بالا↑ مزینانی، محمدصادق، مقاله «مبارزه با استعمار»، ص۱۸۶
  50. پرش به بالا↑ محیط، ۴۸
  51. پرش به بالا↑ آرامگاه سید جمال کجاست
  52. پرش به بالا↑ صحیفه امام، جلد ۵، ص ۲۹۰
  53. پرش به بالا↑ سعیدی، ص ۱۴۱
  54. پرش به بالا↑ اقبال لاهوری، ص ۱۷۵
  55. پرش به بالا↑ مصاحبهٔ آیت‌الله خامنه‌ای با روزنامه جمهوری اسلامی در تاریخ ۳۰ خرداد ۱۳۶۰
  56. پرش به بالا↑ ناظم الاسلام کرمانی، تاریخ بیداری ایرانیان، تهران، آگاه نوین، ۱۳۶۲، ج ۱، بخش اول، ص ۷۰
  57. پرش به بالا↑ مطهری، نهضت‌های اسلامی در صد ساله اخیر، ۱۳۸۷، ص۱۷

منابع

  • افشار، ایرج، سواد و بیاض، تهران، ۱۳۴۴ه‍.ش.
  • اقبال، محمد، بازسازی اندیشهٔ دینی در اسلام، ترجمهٔ محمد بقائی (ماکان)، تهران، فردوس، ۱۳۷۹.
  • امین، احمد، زعماء الاصلاح، مکتبه النهضه المصریه، ۱۹۶۵م.
  • خسرو شاهی، سید هادی، «ترجمه گزیده‌ای از اسناد وزارت خارجه انگلیس درباره سید جمال‌الدین اسدآبادی»، تهران، کلبه شروق، ۱۳۷۹ه‍.ش
  • تیموری، ابراهیم، تحریم تنباکو، چاپ سوم، تهران، شرکت سهامی کتاب‌های جیبی، ۱۳۶۱
  • جمالی اسدآبادی، صفات الله، اسناد و مدارک درباره سید جمال الدین اسد آبادی، به کوشش هادی خسروشاهی، قم، ۱۳۱۲ش
  • حلبی، علی اصغر، زندگی و سفرهای سید جمال الدین اسدآبادی، تهران، زوار
  • خسروشاهی، سیدهادی، نامه‌ها واسناد سیاسی سید جمال الدین اسدآبادی، قم، مرکز انتشارات دارالتبلیغ اسلامی
  • دائره المعارف بزرگ اسلامی، زیر نظر کاظم موسوی بجنوردی، تهران، مرکز دائره المعارف بزرگ اسلامی، ۱۳۶۷، ج۱۸، مدخل سید جمال الدین اسدآبادی، نوشته جواد طباطبایی
  • ذاکری، علی اکبر، مقاله «شرح حال و سال شمار زندگانی سید جمال»، برگرفته از مجموعه مقالات سید جمال; جمال حوزه ها
  • سعیدی، غلامرضا، مفخر شرق، به کوشش سید هادی خسروشاهی، تهران، کلبهٔ شروق، ۱۳۸۰.
  • فخری، ماجد، سیر فلسفه در جهان اسلام، ترجمه زیرنظر: نصرالله پورجوادی، تهران، چاپ اول، مرکز نشر دانشگاهی، ۱۳۷۲
  • مجموعه اسناد و مدارک چاپ نشده درباره سید جمال‌الدین، به کوشش اصغر مهدوی و ایرج افشار، تهران، ۱۳۴۲ه‍.ش
  • محلاتی، گفتار خوش یارقلی، تهران، فراهانی، با مقدمه مرحوم آیه الله العظمی نجفی مرعشی
  • محیط طباطبایی، محمد، سید جمال الدین اسدآبادی و بیداری مشرق زمین، به کوشش هادی خسروشاهی، تهران، ۱۳۷۰ه‍.ش
  • مدرسی چهاردهی، مرتضی، سید جمال الدین و اندیشه‌های او، چاپ سوم، کتاب‌های پرستو، ۱۳۴۷
  • مزینانی، محمدصادق، مقاله «مبارزه با استعمار»، برگرفته از مجموعه مقالات سید جمال; جمال حوزه‌ها
  • مطهری، مرتضی، بررسی اجمالی نهضت‌های اسلامی در صدساله اخیر، چاپ شانزدهم، صدرا، ۱۳۸۷ش
  • مطهری، مرتضی، بررسی اجمالی نهضت‌های صدسالهٔ اخیر، چاپ بیست‌وسوم، تهران، نشر صدرا، ۱۳۸۴.
  • مقدم، محمدباقر، شرح حال سید جمال الدین اسدآبادی، چاپ شده در گلشن ابرار، ج۱
  • ناظم الاسلام کرمانی، تاریخ بیداری ایرانیان، تهران، آگاه نوین، ۱۳۶۲