دسته‌ها
أماکن مذهبی اجتماعی دیگر حوزه ها میراث و گردشگری دیگر خبرها دیگر حوزه ها معارف دین و اندیشه دیگر حوزه ها کن امامزادگان مناسبت ها آخرین خبر اخبارپایگاه اخباربقاع متبرکه دیگر خبرها اخبار

رویدادهای حرم مطهر بانوی کرامت در هفته گذشته

به گزارش بقاع خبر، میز بانی از دختران روزه‌اولی، توزیع ۱۳۵ هزار افطاری در ایستگاه‌های صلواتی، گل آرایی حرم مطهر به مناسبت عید سعید فطر، برپایی جشن پسران روزه اولی، اقامه نماز عید سعید فطر و برگزاری مراسم هفتمین روز عروج شهدای راه قدس مهمترین رویدادهای حرم مطهر بانوی کرامت در هفته گذشته بود.

دسته‌ها
فرهنگی اجتماعی دیگر حوزه ها دیگر خبرها معارف دین و اندیشه دیگر حوزه ها کن مناسبت ها آخرین خبر اخبارپایگاه اخبارقرآنی دیگر خبرها اخبار

بزرگترین اجتماع قرآنی در استادیوم آزادی

به گزارش بقاع خبر، همزمان با میلاد باسعادت امام حسن مجتبی (ع)، بزرگترین اجتماع قرآنی در استادیوم آزادی برگزار خواهد شد.

هم‌خوانی، اجرای سرود، نور افشانی، اهدای هدایای بسیار ویژه و اجرای برنامه‌های مفرح و متنوع بخشی از برنامه‌های جشن بزرگ برنامه‌ی «محفل» خواهد بود. ️

علاقه مندان جهت حضور در این جشن باشکوه، می‌توانند اسامی خود را به شماره ۱۰۰۰۷۷۵۷ ارسال کنند.

دسته‌ها
أماکن مذهبی فرهنگی دیگر خبرها دیگر حوزه ها دین و اندیشه کن اخبار آخرین خبر دیگر خبرها اخبار آخرین عناوین

پاسخ دکتر شهیدی به یک پرسش: چرا امت اسلامی امام(ع) را تنها گذاشت؟

به گزارش بقاع خبر، کتاب «پس از پنجاه سال؛ پژوهشی تازه پیرامون قیام حسین (ع)»، اثر سید جعفر شهیدی، تاریخ‌نگار شیعه است که در سال ۱۳۵۸ به چاپ رسید. شهیدی در این کتاب، در عین وفاداری به روایت‌های تاریخی، نگاه تحلیلی دارد و زمینه‌های اجتماعی، سیاسی، قومی و مذهبی را در شکل‌گیری قیام امام حسین (ع)، مورد توجه قرار می‌دهد. کتاب در ۳۰ بخش کوتاه تنظیم شده و سیر تاریخی وقایع به همراه تحلیل نویسنده، ذکر شده است.

سید جعفر شهیدی (۱۲۹۷-۱۳۸۶ ش) تاریخ‌پژوه، مترجم، پژوهشگر زبان و ادبیات فارسی و استاد دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران بود. او از شاگردان علی‌اکبر دهخدا و بدیع الزمان فروزانفر در دانشگاه تهران بود و در سال ۱۳۴۰ دکترای خود را در رشته ادبیات فارسی و تاریخ دریافت کرد. شهیدی در حوزه علمیه قم و حوزه علمیه نجف نیز تحصیل کرده بود و از اساتیدی همچون آیت الله بروجردی و آیت الله خویی بهره برد. وی در مقطعی نیز لباس رسمی روحانیت را برتن داشته است.

سید جعفر شهیدی، انگیزه خود از نگارش کتاب «پس از پنجاه سال» را بررسی دلایل «خونسردی و بی‌اعتنایی» مردم در قبال واقعه عاشورا دانسته است. یکی از پرسش‌های اصلی نویسنده، این است که چه شد که پس از گذشت نیم‌قرن از وفات رسول خدا (ص)، جامعه مسلمین آن اندازه از فقه اسلام و احکام دین بی‌اطلاع ماندند که ندانستند چگونه منکری می‌کنند و چه ننگی دامنگیرشان می‌شود؟ انگیزه سید جعفر شهیدی از نوشتن این کتاب، یافتن پاسخ این سوال است که اگر یزید برای حفظ حکومت خود، اصول مسلم اسلامی را نادیده گرفت، چرا مردم تا آن حد خونسرد و بی‌اعتنا بودند؟

هم‌زمان با فرارسیدن ایام سوگواری سید و سالار شهیدان، با حسین علیزاده، پژوهشگر تاریخ اسلام پیرامون این کتاب گفت‌وگو کردیم که مشروح آن را در ادامه می‌خوانید؛

*به عنوان پرسش نخست، توضیح بفرمائید که رویکرد جدید استاد شهیدی در واکاوی واقعه عاشورا در این اثر چگونه است؟

همانطور که مستحضرید استاد شهیدی آثار فراوانی دارند؛ بسیاری از آثارشان تاریخی است و بخشی هم آثار ادبی است. یکی از آثار تاریخی ایشان «پس از پنجاه سال؛ پژوهشی تازه پیرامون قیام امام حسین (ع)» است. ابتدا توضیحی پیرامون عنوان کتاب عرض کنم. خیلی‌ها فکر کردند عنوان کتاب به این معنا است که پنجاه سال است پژوهشی درباره امام حسین (ع) صورت نگرفته است ولی با توجه به محتوای کتاب متوجه می‌شویم پرسش اصلی ایشان این است چطور شد که پس از پنجاه سال پس از وفات پیامبر (ص) برای امام حسین (ع) چنین وضعیتی پیش آمد. پس این «پس از پنجاه سال» به فاصله پس از وفات پیامبر (ص) تا قیام امام حسین (ع) برمی‌گردد.

نکته دوم اینکه این کتاب که در سال ۵۸ توسط دفتر نشر فرهنگ اسلامی منتشر شد بسیار مورد توجه قرار گرفت و تا سال ۸۱ بیست و هشت مرتبه تجدید چاپ شده بود. فکر کنم کتاب از سال ۸۱ تا کنون مکرر تجدید چاپ شده باشد. هیچ کتاب دیگری از دکتر شهیدی این مقدار چاپ نشده است یعنی در میان ده‌ها کتابی که از ایشان بر جای مانده است، این کتاب بیشتر مورد توجه قرار گرفته است. این کتاب به زبان عربی و ترکی ترجمه شده و خلاصه آن هم به صورت کتابچه منتشر شده است.

به هر حال این کتاب جز کتاب‌های ممتاز عاشورایی است. وجه امتیازش هم این است که ایشان با نگاه تاریخی صرف وارد بحث نشدند بلکه نگاه تاریخی تحلیلی دارند. ایشان کتابی هم درباره تاریخ تحلیلی اسلام دارند که تا پایان بنی عباس را با روش تحلیلی بررسی کردند. همین مبنای تحلیلی که ایشان در کتاب «پس از پنجاه سال» دارند در کتاب تاریخ تحلیلی اسلام هم مشاهده می‌شود.

*شما به پرسش و ایده اصلی کتاب اشاره کردید. ایشان برای یافتن پاسخ این سوال، پژوهش خود را چگونه سامان داده است؟

سوال اصلی ایشان چنانکه اشاره کردم این است چه تحولاتی در کار بود که هنوز پنجاه سال از رحلت پیامبر (ص) نگذشته بود و هنوز اصحابی که جایگاه امام حسین (ع) نزد پیامبر (ص) را مشاهده کرده بودند در قید حیات بودند که امت اسلام خنجر کشیدند و امام حسین (ع) و یارانش را با آن وضعیت به شهادت رساندند و اموالشان را غارت کردند و سرهایشان را به نیزه زدند و خانواده آنها را به اسارت بردند. این خیلی اتفاق مهمی است. اگر این واقعه سال‌ها بعد از وفات پیامبر (ص) در بلاد کفر اتفاق افتاده بود چندان عجیب نبود ولی اینکه خود امت پیامبر (ص) که می‌دانستند پیامبر (ص) چه جایگاهی برای اهل بیت (ع) قائل است نسبت به این عمل مبادرت کردند خیلی عجیب و مهم است. از اینجا معلوم می‌شود که در این پنجاه سال تحولاتی در امت اسلامی رخ داده است که نتیجه آن این مصیبت بوده است.

تا اینجا سوال ایشان و جواب اجمالی که ایشان می‌دهد را مطرح کردم. جواب تفصیلی ایشان برمی‌گردد به جمع‌بندی که خودشان در فصل سیزدهم کتاب انجام دادند یعنی در دوازده فصل ریشه‌های قیام امام حسین (ع) را بررسی کردند و از اواخر هجرت پیامبر (ص) تا زمان وفات ایشان و دوران خلیفه اول و دوم و سوم و چهارم که دوران حکومت امام علی (ع) به مدت پنج سال است را بررسی کرده است. پس از امام علی (ع) معاویه به مدت ۲۰ سال حکومت کرد و در سال ۶۰ معاویه از دنیا رفت. پس از معاویه، یزید به خلافت رسید و از امام حسین (ع) بیعت خواستند ولی ایشان از مدینه به مکه حرکت کرد و از مکه با توجه به دعوت کوفیان به شهر کوفه سفر کردند و در اول سال ۶۱ در روز دهم محرم این واقعه رخ داد. دوازده فصل اول کتاب به این دوره برمی‌گردد و در فصل سیزدهم ایشان جمع‌بندی می‌کنند.

خلاصه‌ای که ایشان در فصل سیزدهم می‌گویند این است بیشتر مردمی که در سال ۶۰ و ۶۱ زندگی می‌کردند متولدین عهد عثمان بودند و در زمان امام علی (ع) به رشد رسیده بودند و در دوره ۲۰ سال معاویه وارد اجتماع شده بودند. این جمعیت که در عهد عثمان به دنیا آمده بودند و حکومت ۲۰ ساله معاویه را درک کرده بودند اکثریت جامعه آن روز را تشکیل داده بودند و خاطره مبهمی از دوران ماقبل یعنی دوره پیامبر (ص) و خلفای اول و دوم داشتند و هر چه از اسلام شنیده بودند بر اساس تربیت و فرهنگ اموی و دوران معاویه بوده است. در دوران معاویه فسق و فساد و دور شدن از ارزش‌های اسلامی و آغشته شدن به فرهنگ جاهلی دوباره رشد کرد. بنی‌امیه فقط می‌خواستند به قدرت برسند که رسیدند لذا جز ظواهر اسلامی مثل حج و جهاد و … به امور دیگر اهتمامی نداشتند. این خلاصه‌ای است که ایشان در فصل سیزدهم بیان می‌کند.

ایشان در ادامه شهرهای مهم اسلامی در دوران قیام امام حسین (ع) را توصیف می‌کند. ابتدا از دمشق می‌گوید که مرکز خلافت اسلامی بوده است. مردم دمشق چه خاطره‌ای از اسلام داشتند؟ همان شهری که شاهد اسارت امام سجاد (ع) و حضرت زینب (س) می‌شود. مردم دمشق از امام علی (ع) و اهل بیت (ع) هیچ چیز نمی‌دانند. لذا امام سجاد (ع) در آن خطبه معروف که در مسجد اموی می‌خواند خودش را معرفی می‌کند و شهادتین می‌گوید تا مردم بفهمند اینها مسلمان هستند چون فکر می‌کردند اینها کافرانی هستند که می‌خواستند جرمی مرتکب شوند ولی حکومت جلوی آنها را گرفته است.

بعد از دمشق ایشان به بررسی مکه می‌پردازد و می‌گوید مکه در سال ۶۰ و ۶۱ خودش را کنار کشیده بود و تماشاگر صحنه بود. مردم صرفاً خانه خدا را طواف می‌کردند و کاری به امور سیاسی نداشتند. مکه حرم امن بود لذا وقتی از امام حسین (ع) در مدینه بیعت خواستند ایشان به مکه پناهنده شد ولی مردم مکه هیچ حمایت خاصی از ایشان نکردند بلکه این عراقی‌ها بودند که نماینده فرستادند و نامه نوشتند و امام را به شهر خودشان دعوت کردند. اگر مردم مکه از حضرت حمایت کرده بودند نیاز نبود که حضرت به جای دیگری بروند ولی مردم مکه نه تنها از حضرت حمایت نکردند بلکه در هنگام حج قرار بود ایشان را ترور کنند که امام برای اینکه حرمت خانه خدا حفظ شود حج خود را تبدیل به عمره کردند و از مکه خارج شدند.

در مدینه هم که محل زندگی حضرت بود حضرت را به دارالاماره دعوت کردند تا از ایشان بیعت بگیرند و می‌خواستند در صورت عدم بیعت حضرت را در آنجا بکشند. امام در پاسخ آنها فرمودند شما بیعت پنهانی من را نمی‌خواهید، پس بگذارید تا فردا در مسجد بیعت کنم. حضرت از این مهلت استفاده کردند و به سمت مکه حرکت کردند. ایشان در مدینه هم یار و یاوری نداشتند و اگر یاوری داشتند در مدینه می‌ماندند.

شهر مهم دیگر کوفه است. کوفه ۲۰ سال قبل شاهد پنج سال حکومت امیرالمومنین (ع) بود دورانی که گرچه در عمل موفق بود ولی در ظاهر دچار لطمه‌های شدیدی شد و برای اولین‌بار سه جنگ بزرگ داخلی بین مسلمان‌ها پیش آمد. این سه جنگ در دوران امام علی (ع) آن حضرت را تضعیف کرد و معاویه را تقویت کرد و بخش‌هایی از حکومت امام علی (ع) از دست ایشان خارج شد و فقط عراق برای ایشان باقی ماند و نهایتاً ایشان را به شهادت رساندند. بعد از ایشان هم مردم امام حسن (ع) را وادار به صلح با معاویه کردند. این اتفاقاتی بود که قبل‌تر رخ داده بود. حالا معاویه پس از ۲۰ سال حکومت از بین رفته است و بر خلاف صلح‌نامه فرزند نالایق خود یعنی یزید را جانشین خود کرده است. یزید هم از امام حسین (ع) درخواست بیعت می‌کند. این بود که امام با توجه به دعوت مردم کوفه به سمت کوفه حرکت کرد. این جمع‌بندی است که مرحوم شهیدی در فصل سیزدهم کتاب انجام می‌دهد.

بر اساس نگاه ایشان مردم ۵۰ ساله دوره امام حسین (ع) پیامبر (ص) را ندیده بودند و آنها که پیامبر (ص) را دیده بودند پیر و خانه‌نشین بودند و ترجیح می‌دادند فکر آخرت باشند و وارد دعواهای سیاسی نشوند. اکثریت جامعه که قشر جوان را تشکیل می‌داد و چرخ فعالیت اجتماعی دست آنها بود با حکومت بنی‌امیه عادت کرده بودند و اسلام را از طریق بنی‌امیه شناخته بودند. خلاصه مردم آشنایی با اسلام حقیقی نداشتند و ارزش‌هایشان از ارزش‌های عصر پیامبر (ص) دور شده بود و به همان تعصبات جاهلی برگشته بودند و روح جامعه اسلامی که عدالت و تقوا باشد در میان آنها از بین رفته بود. کار به جایی رسیده بود که ولید که برادر عثمان بود و حاکم کوفه بود مست به مسجد رفت و نماز صبح مردم را سه رکعت خواند! وقتی مردم اعتراض کردند در محراب مسجد بالا آورد و گفت من حال خوبی داشتم و می‌خواستم بیشتر نماز بخوانم. مردم هم او را زدند و انگشتر او را از دستش درآوردند. البته کوفه حکومت بنی امیه را خوش نداشت و بعد از معاویه مردم از حاکم خود تبعیت نکردند تا اینکه یزید مجبور شد ابن زیاد که حاکم بصره بود را به کوفه بفرستد.

*در بخش پایانی، ملاحظات و انتقاداتی که نسبت به محتوای کتاب وارد است را مطرح بفرمائید.

استاد شهیدی مطرح کردند نگاه‌شان در این کتاب جامعه‌شناسانه است. ما می‌پذیریم نگاه ایشان نگاه تاریخی تحلیلی است و نگاه تاریخی صرف نیست ولی نگاه جامعه‌شناسانه لوازمی دارد. مرحوم شهیدی بیشتر ادیب و اهل تاریخ بودند و با نگاه جامعه‌شناسانه به خصوص روان‌شناسی اجتماعی آشنا نبودند یعنی نسبت به روش تحقیق جامعه‌شناسی و روان‌شناسی اجتماعی آگاهی کامل نداشتند لذا با وجود اینکه با منابع تاریخ آشنا بودند و تاریخ تحلیلی را خوب مطرح کردند ولی نگاه جامعه‌شناسی ایشان ایراد دارد مثلاً به وضعیت معیشت و اقتصاد کوفه توجه نکردند، به سطح فرهنگ و آموزش مردم کوفه توجه نکردند. قشربندی اجتماعی مردم کوفه و ساختار قومیتی آنها را تحلیل دقیق نکردند و به صورت کلی از این مسائل صحبت کردند و قیام امام حسین (ع) را در سطح رقابت‌های قومی پایین آوردند و ادعا کردند امام حسین (ع) وابسته به اعراب جنوبی بود که اعراب شمالی با آنها رقابت داشتند. این رقابتی بود که از دوره جاهلیت وجود داشت و بین اعراب جنوبی یمنی و اعراب شمالی اختلاف بود. در کوفه اعراب جنوبی بیشتر بودند و با اعراب شمالی که طرفدار بنی امیه بودند رقابت داشتند.

این مسئله هم نقطه قوت تحلیل استاد شهیدی است و هم نقطه ضعف تحلیل ایشان به شمار می‌آید. بین بنی هاشم و بنی امیه از زمان جاهلیت اختلاف بود، بین عراق و شام هم از زمان جاهلیت اختلاف بود چون عراق تابع حکومت ایران بود ولی شام تابع حکومت روم بود. پس عراق و شام از قدیم دعوا داشتند همانطور که بنی هاشم و بنی امیه اختلاف داشتند. یک اختلاف دیگر که استاد شهیدی بیشتر بر آن تاکید می‌کند رقابت‌های قبائلی بین اعراب شمالی و جنوبی بود. این سه اختلاف در زمان امام حسین (ع) اوج می‌گیرد. درست است که این مسئله مهم است ولی استاد همه قیام را در این سطح خلاصه کردند و خواستند امام حسین (ع) را قربانی درگیری این قبایل بدانند و ضعف استاد شهیدی در اینجا است.

سوال ایشان این بود که چرا امت پیامبر پنجاه سال پس از وفات ایشان، امام حسین (ع) را شهید کردند. اما پاسخ و تحلیل اشتباه است. امام حسین (ع) یک قیام برنامه‌ریزی‌شده داشت و نگاه ایشان نگاه دیگری بوده است. نگاه ایشان است که «مثلی لا یبایع مثله» یعنی مثل من زیر بار بیعت اجباری با مثل یزید نمی‌رود حتی اگر از خاندان و قوم من باشد، یعنی حضرت مسئله را مبنایی و ارزشی می‌کند. به همین خاطر در سپاه حضرت از همه طوایف و قبایل حضور داشتند و ایشان از هر جا یارگیری می‌کرد و هر کس اهلیت داشت به یاری حضرت می‌آمد.

دسته‌ها
فرهنگی معارف دین و اندیشه کن آخرین خبر اخباربقاع متبرکه اخبار آخرین عناوین

برگزاری جشن رقیه خاتون در تهران/ بی‌آزار تهرانی: 8 هزار میلیارد دلار خرج کردند تا حرم‌های اهل بیت نباشد

به گزارش بقاع خبر، مراسم جشن رقیه خاتون (س) عصر امروز جمعه ١٩ اسفندماه همزمان با ١٧ شعبان سالروز میلاد حضرت رقیه (س) در حوزه علمیه امام خمینی (ره) ازگل برگزار شد. شروع این مراسم با استقبال اهالی محله ازگل تهران از تکه ضریح حرم حضرت رقیه (س) آغاز شد.

این بخش از ضریح سال‌ها محل زیارت زائران سه ساله کربلا در سوریه بوده است که اخیراً با تعویض ضریح، بخشی از آن به مردم محله ازگل تهران اهدا شد و بناست در محل گلزار شهدای این محله نصب شود.

در ابتدای این مراسم گروه سرود احسان که متشکل از دختران بود، سرودهای «جشن فرشته‌ها» و «عزیزم حسین ٢» را اجرا کردند.

زنانی پای این ضریح اشک ریختند، که ظاهرشان شبیه ما نبود

حجت‌الاسلام احسان بی‌آزار تهرانی تولیت حرم مطهر امامزاده صالح (ع) در این مراسم با اشاره به اینکه این تکه ضریح به مدت ٢ هفته در امامزاده صالح(ع) نصب بود اظهارداشت: در این ٢ هفته شاهد استقبال پرشور مردم، هم زنان و هم مردان بودیم. زنانی پای این ضریح اشک ریختند که چادر امامزاده روی سرشان بود یعنی همان بیان رهبری که شاید ظاهرشان شبیه ما نباشد اما دل در گرو اهل بیت(ع) دارند.

وی با بیان اینکه این تکه ضریح سند بیش از ١۴٠٠ ساله برای شیعه است، گفت: دشمن بیش از ٨ هزار میلیارد دلار هزینه کرد تا این حرم‌های پاک باقی نماند. این تکه‌ای از ضریح قدیمی حضرت رقیه (س) است که اخیراً توسط ایرانیان بازسازی شد.

تعبیر یک مستشرق اروپایی از حرم حضرت رقیه(س) در شام

بی‌آزار تهرانی با اشاره به اینکه این ضریح و چوب‌ها و نقره‌هایش تقدس دارد و شفا می‌دهد زیرا منسوب به حضرت رقیه (س) است، تصریح کرد: چند سال پیش در سوریه و مقابل حرم حضرت یک خانم مستشریق اکراینی را که سیاح بود و حجاب هم نداشت دیدم. او بسیار اشک می‌ریخت. از مترجمش ماجرا را پرسیدم و از او جویا شد و گفت: زمانی که وارد شهر شدم سراغ قبور سلاطین قدیمی گرفتم که همه مخروبه بودند با اینکه هنوز پیروانشان در این شهر هستند اما گفتند این دختر در خرابه جان داده است و حال مزار او چنین شکوهی دارد قطعاً او یک معجزه الهی است.

تولیت حرم مطهر امامزاده صالح (ع) افزود: به این ضریح حاج قاسم سلیمانی و شهدایی مانند مصطفی صدرزاده و محمدرضا دهقان دست زده‌اند. پای این ضریح شهدای بسیاری سینه سپر کردند.

وی در پایان سخنان خود گفت: این ضریح امروز به گلزار شهدای محله ازگل و این مدرسه علمیه رسیده است تا سند افتخاری شود تا همه بفهمند این دختر سه ساله از شام تا ایران گره‌گشایی می‌کند.

در بخش دیگر این مراسم گروه سرود معراج سرودهایی در مدح حضرت رقیه (س) و امام زمان(عج) خواند.
محمد فصولی و سید محمدرضا نوشه‌ور نیز در این مراسم مدیحه‌خوانی کردند.

حضرت رقیه (س) در شام علمدار بود

حجت‌الاسلام کاظم صدیقی امام جمعه موقت تهران و تولیت حوزه علمیه امام خمینی (ره) در بخش پایانی این مراسم با اشاره به اینکه حضرت رقیه (س) پرچم پیروزی آل الله است اظهارداشت: این دختر سه ساله دلیل حقانیت، مظلومیت و شناخت حق و باطل است. علم حضرت عباس (ع) اگر در کربلا افتاد، در شام به دست حضرت رقیه (س) بلند شد.

وی با بیان این که حضرت رقیه(س) از یک سو آینه مادرش حضرت زهرا (س) و از سوی دیگر آینه حجاب است گفت: او کنار پیکر پدر از کشف حجاب شکایت می‌کند. او مجموع ارزش‌های یک مومن و بانوی مسلمان است که خدا پرچم پیروزی کربلا را در شام به دست او داد.

این ضریح حال و هوای کربلا را در شمال تهران به پا می‌کند

صدیقی با اشاره به اینکه مجاهدان و شهدای بسیاری از جمله شهید حاج قاسم سلیمانی به این ضریح بوسه زدند و کنار آن برات شهادت گرفتند، تصریح کرد: تکه‌ای از ضریح در شمال تهران نصب می‌شود تا همچون جنوب تهران که حال و هوای کربلا دارد، کنار مزار شهدا حال و هوای کربلا را به پا کند و هرکس خواست با این علمدار سنگر حیا و عفا و عزت بیعت کند، به اینجا بیاید.

پایان پیام/

دسته‌ها
عتبات عالیات أماکن مذهبی فرهنگی دیگر حوزه ها دیگر حوزه ها دیگر خبرها معارف دین و اندیشه دیگر حوزه ها کن اخبار آخرین خبر دیگر خبرها اخبار آخرین عناوین

چرا این همه دنیا مذمت شده است؟

به گزارش بقاع خبر، تاریخ به عنوان یکی از ابعاد و مظاهر فرهنگ و تمدن حائز اهمیت است، زیرا شناخت و دریافت گونه‌های مختلف هر فرهنگ و تمدنی بدون دسترسی به تاریخ انواع هنرها و دانش‌هایی که در تمدن ظهور کرده یا تکامل یافته ممکن نخواهد بود. اسلام هم که دینی کامل و غنی و دارای فرهنگ و تمدن عالی است توجّه بسیاری به تاریخ و تاریخ نگاری دارد. با یک نگاه کلی به آیات قرآن و کلام بزرگان دین می‌توان به اهمیت تاریخ پی برد. طوری که یک سوم آیات قرآن در مورد سرگذشت امت‌های گذشته است که خداوند به منظور عبرت گیری انسان‌ها این قصه‌ها را بیان فرموده است. منشأ اصلی و حقیقی تاریخ‌نگاری اسلامی و نیرومندترین عامل الهام بخش مورخان برای پژوهش و تدوین تاریخ، دین اسلام بود که از شعور نیرومند تاریخی برخوردار است.

اشارات قرآن به وقایع و حوادث تاریخی حاکی از نگرش تاریخی به حوادث گذشته و بیانگر غایت تاریخ از دیدگاه قرآن و حاوی درس‌های مهم تاریخ و تجارب تاریخی است. «به راستی در سرگذشت آنان، برای خردمندان عبرتی است. سخنی نیست که به دروغ ساخته شده باشد، بلکه تصدیق آنچه [از کتاب‌هایی‏] است که پیش از آن بوده و روشنگر هر چیز است و برای مردمی که ایمان می‌آورند رهنمود و رحمتی است.»تاریخ از دیدگاه بزرگان دین و مورخان اسلامی بهترین راهنمای انسان برای آگاهی از احوال نیکان، محرّک کسب فضائل و طرد رذائل و مشوق زهد از طریق تجربه پذیری از دگرگونی‌های روزگار و حصول نیرویی برای تمییز درست از نادرست و تحلیل و نقد و پیش بینی حوادث از طریق مقایسه آنها است. آنچه پیش‌رو دارید گزیده‌ای از سخنان آیت‌الله مصباح‌یزدی است که پیرامون تحلیلی روان‌شناختی از تحولات صدر اسلام ایراد کرده‌اند:

در جلسات گذشته مطالبی از آیات و روایات درباره حب دنیا گفته شد، و هم‌چنین در جلسه گذشته نمونه‌هایی از روایات این باب را قرائت کردیم؛ روایاتی که در مقام این بود که انسان را از افتادن در ورطه دنیاپرستی و فراموش کردن آخرت و قرب الهی باز بدارد.

حقارت دنیا نزد خداوند

به نظر می‌رسد در بین آیاتی که در جلسات گذشته خواندیم، آیه ۳۲ سوره زخرف با آیات دیگر متفاوت است. این آیه می‌فرماید: وَلَوْلَا أَن یَکُونَ النَّاسُ أُمَّهً وَاحِدَهً لَجَعَلْنَا لِمَن یَکْفُرُ بِالرَّحْمَنِ لِبُیُوتِهِمْ سُقُفًا مِّن فَضَّهٍ؛ اگر در این مصالحی نبود که مؤمنین هم از مزایای دنیا بهره‌مند شوند، همه نعمت‌های دنیا را به کفار می‌دادیم.

در این مضمون روایاتی نیز وجود دارد که مقداری این مسئله را توضیح می‌دهد.از پیغمبر اکرم‌صلی‌الله‌علیه‌وآله روایت شده که خداوند می‌فرماید: لَوْ لَا عَبْدِیَ الْمُؤْمِنُ لَعَصَّبْتُ رَأْسَ الْکَافِرِ بِعِصَابَهٍ مِنْ جَوْهَر ؛اگر مؤمنین در مقابل کفار احساس حقارت نمی‌کردند و ناراحت نمی‌شدند، آن قدر به کافرها نعمت می‌دادم که تاج جواهر بر سرشان بگذارند. یعنی آن قدر داشتند که همه می‌توانستند تاجی از جواهر به سرشان بگذارند، ولی مؤمنین پابرهنه و سربرهنه بمانند. این‌که مؤمنین هم منتفع می‌شوند به‌خاطر مصالحی است. این یکنواختی حاکم بر مومن و کافر اصلی است که زمینه انتخاب و امتحان را فراهم می‌کند و نباید طوری باشد که مؤمنان -‌به‌خصوص مؤمنان ضعیف‌الایمان‌- به کلی احساس حقارت کنند و خودشان را ببازند. در روایت دیگری می‌فرماید: لَوْ أَنَ‏ الدُّنْیَا کَانَتْ تَعْدِلُ عِنْدَ اللَّهِ (عَزَّ وَ جَلَّ) جَنَاحَ بَعُوضَهٍ مَا سَقَی الْکَافِرَ وَالْفَاجِرَ مِنْهَا شَرْبَهً مِنْ مَاء ؛[۲] اگر همه دنیا به اندازه بال پشه‌ای پیش خدا ارزش داشت، به کافر جرعه‌ای آب هم نمی‌دادیم. اینکه نعمت‌های دنیا در اختیار کفار قرار می‌گیرد برای این است که این‌ها ارزشی ندارد و تنها وسیله آزمایش و گاهی وسیله عذاب است؛ لِیُعَذِّبَهُم بِهَا فِی الْحَیَاهِ الدُّنْیَا وَتَزْهَقَ أَنفُسُهُمْ وَهُمْ کَافِرُونَ .

روایت دیگری از امام حسین‌سلام‌الله‌علیه نقل شده است که فرمودند: أَنَّ مِنْ هَوَانِ الدُّنْیَا عَلَی‏ اللَّهِ‏ تَعَالَی‏ أَنَّ رَأْسَ یَحْیَی بْنِ زَکَرِیَّا أُهْدِیَ إِلَی بَغِیٍّ مِنْ بَغَایَا بَنِی إِسْرَائِیلَ ؛[۴] یکی از آثار خواری دنیا این است که پیامبری مثل یحیی‌بن‌زکریا را سر بریدند و سرش را به فاحشه‌ای اهدا کردند. لابد خواهشی از آن فاحشه داشتند و او گفته بود اگر می‌خواهید خواهش‌تان عملی شود باید سر یحیی را ببرید! این قدر دنیا پست است که خداوند متعال اجازه داد این کار را بکنند.

حقارت دنیا نزد معصومان

از امام صادق‌صلوات‌الله‌علیه نقل شده است که پیغمبر اکرم‌صلی‌الله‌علیه‌وآله با بعضی از اصحاب‌شان در راهی می‌رفتند و بزغاله مرده‌ای را در مزبله‌ای دیدند. حضرت پرسیدند: این بزغاله چقدر می‌ارزد؟ اصحاب نگاهی کردند و گفتند: اگر زنده بود شاید کسی آن را یک درهمی می‌خرید، اما حالا که مرده است هیچ ارزشی ندارد. فَقَالَ النَّبِیُّ‌صلی‌الله‌علیه‌وآله: وَالَّذِی نَفْسِی بِیَدِهِ لَلدُّنْیَا أَهْوَنُ عَلَی اللَّهِ مِنْ هَذَا الْجَدْیِ عَلَی أَهْلِه ؛[۵] ارزش دنیا نزد خداوند کمتر از ارزش این بزغاله مرده نزد صاحبش است.

از امیرالمؤمنین‌سلام‌الله‌علیه نقل شده که درباره دنیا فرمودند: مَا لَهَا عِنْدَ اللَّهِ عَزَّ وَجَلَّ قَدْرٌ وَلَا وَزْنٌ‏، وَلَا خَلق فِیمَا بَلَغَنَا خَلْقاً أَبْغَضَ إِلَیْهِ مِنْهَا وَلَا نَظَرَ إِلَیْهَا مُذْ خَلَقَهَا ؛[۶] دنیا نزد خدا قدر و وزنی ندارد، و تا آن‌جا که ما خبر داریم، خدا هیچ خلقی را پست‌تر از دنیا خلق نکرده است، و از آن روزی که آن را خلق کرده، نظر رحمت به آن نکرده است. سپس می‌فرماید: وَلَقَدْ عرضَتْ عَلَی نَبِیِّنَا بِمَفَاتِیحِهَا وَخَزَائِنِهَا لَا یَنْقُصُهُ ذَلِکَ مِنْ حَظِّهِ مِنَ الْآخِرَهِ فَأَبَی أَنْ یَقْبَلَهَا؛ خداوند متعال کلیدها و چیزهایی که وسیله رسیدن به دنیاست را خدمت پیغمبر اکرم فرستاد و گفت این‌ها در اختیار شما بدون این‌که از مقام اخروی‌تان کسر شود، هر چه می‌خواهید از این‌ها بردارید! حضرت قبول نکردند و گفتند: چیزی که خدا آن را کوچک می‌شمارد من آن را بزرگ نمی‌شمارم و دوست ندارم.

دنیا را خوار بشمارید!

در نهج‌البلاغه از امیرمؤمنان‌سلام‌الله‌علیه آمده است کهفَلْتَکُنِ الدُّنْیَا فِی‏ أَعْیُنِکُمْ‏ أَصْغَرَ مِنْ حُثَالَهِ الْقَرَظِ وَقُرَاضَهِ الْجَلَمِ ؛[۷] برای دنیا ارزشی به اندازه کاه و پرز پشم هم قائل نباشید! گله‌داران در فصلی از سال پشم و موی حیوانات خود را می‌چینند. وقتی پشم‌ها را می‌چینند، پرزهایی در هوا پخش می‌شود. خود پشم‌ها را جمع می‌کنند و به‌کار می‌گیرند، ولی هیچ‌کس به خرده پشم‌ها و خرده کرک‌هایی که در هوا پراکنده شده اعتنایی ندارد، و آن‌ها را دور می‌ریزند. حضرت می‌فرماید برای دنیا به اندازه پرز پشمی که هنگام چیدن از حیوانی ریخته می‌شود نیز ارزش قائل نباشید!

در روایت دیگری امام صادق‌علیه‌السلام به عبدالله بن جندب فرمودند: إِنْ‏ أَحْبَبْتَ‏ أَنْ‏ تُجَاوِرَ الْجَلِیلَ‏ فِی دَارِهِ وَ تَسْکُنَ الْفِرْدَوْسَ فِی جِوَارِهِ فَلْتَهُنْ عَلَیْکَ الدُّنْیَا ؛اگر دوست داری در جوار الهی باشی، باید دنیا در نظر تو خیلی پست شود. اصل «جوار» از «جار» به معنی همسایه است. جوار یکی از تعبیراتی است که در ادبیات دینی درباره قرب انسان نسبت به خدا به کار رفته است. انسان به مقامی می‌رسد که همسایه خدا می‌شود و به این‌معناست که همان‌طور که همسایه به همسایه نزدیک است، انسان نیز آن قدر به خدا نزدیک می‌شود، که در جوار خدا قرار می‌گیرد.

چرایی مذمت دنیا

با توجه به مضامین بالا این پرسش مطرح می‌شود که بالاخره همه ما در دنیا زندگی می‌کنیم و به دنیا علاقه داریم و بیشترین هم ّما در دنیا همین شکم، لباس، و غذاست. آن‌هایی که همت‌شان بیشتر است خانه‌ای و خودرویی، آن‌هایی که بیشتر است مزرعه‌ای و کارخانه‌ای. این چه سرّی است که این‌قدر درباره دنیا مذمت شده است؟ مگر می‌شود آدمیزاد برای امور دنیا ارزش قائل نباشد؟ چرا این همه دنیا مذمت شده است؟

این پرسش یک پاسخ نقضی و عملی دارد و آن این است: با این‌که همه ما شیعه اهل‌بیت هستیم و کمابیش از این آیات و روایات شنیده‌ایم و معتقدیم که در کلمات اهل‌بیت از دنیا بسیار مذمت شده است؛ هم‌چنین به اهل‌بیت علاقه‌مند هستیم و کلمات‌شان هم برای ما بسیار ارزشمند است و آن‌را تصدیق هم می‌کنیم و با خواندن و یاد گرفتن این کلمات به خداوند تقرب می‌جوییم، اما این‌ها چقدر در زندگی ما اثر گذاشته است؟ از صبح که از خواب بیدار می‌شویم و می‌فهمیم هستیم تا وقتی که شب خوابمان می‌برد و دیگر چیزی نمی‌فهمیم، بیشتر فکرمان درباره امور دنیاست. با این‌که ما تابع همین پیغمبر و امام هستیم و همین آیات و روایات را خوانده‌ایم. آیاتی مثللَا تَغُرَّنَّکُمُ الْحَیَاهُ الدُّنْیَا و َمَا الْحَیَاهُ الدُّنْیَا إِلَّا مَتَاعُ ؛[۱۰] مَتَاعُ الدَّنْیَا قَلِیلٌ ؛ را خوانده‌ایم و روایات و بیانات و تحذیرهای اهل‌بیت‌صلوات‌الله‌علیهم‌اجمعین به ما رسیده است و می‌دانیم همه‌اش درست است، ولی باز زندگی‌مان این است؛ دنیاپرستان که اصلاً حاضر نیستند این حرف‌ها را گوش کنند.

راز جاذبه‌های دنیا

به تعبیر روایتی، دنیا برای انسان مادر است و انسان نمی‌تواند از مادرش جدا شود و نسبت به او بی‌علاقه باشد. ما از دنیا به وجود آمده‌ایم، در دنیا زندگی می‌کنیم و بعد از مردن هم در همین خاک‌های دنیا ما را دفن می‌کنند. عوامل طبیعی و جاذبه‌هایی که خدا بر اساس حکمت‌هایی، در دنیا قرار داده است ما را به طرف دنیا می‌کشاند. حتی ما خیلی از زینت‌های دنیا را درک نمی‌کنیم، و خدا از زینت‌هایی نام می‌برد که باید فکر کنیم تا بفهمیم چنین زینتی هم بوده است و ما توجه نداشته‌ایم! مثلاً در سوره نحل می‌فرماید: وَلَکُمْ فِیهَا جَمَالٌ حِینَ تُرِیحُونَ وَحِینَ تَسْرَحُونَ .یکی از راه‌های تربیت قرآنی این است که نعمت‌های خدا را بیان می‌کند و سپس می‌فرماید ما این‌ها را می‌گوییم تا انگیزه‌ای برای شکر کردن و اطاعت خدا شود. یکی از نعمت‌هایی که خداوند ذکر می‌کند، حیوانات هستند. می‌فرماید: چهارپایانی را برای شما قرار دادیم. این چهارپایان را شما پرورش می‌دهید و از گوشت و شیرشان استفاده می‌کنید و به عنوان مرکب سوارشان می‌شوید. افزون بر این‌ها می‌گوید: وَلَکُمْ فِیهَا جَمَالٌ حِینَ تُرِیحُونَ وَحِینَ تَسْرَحُونَ؛ نمی‌دانم تاکنون به این صحنه توجه داشته‌اید؟ وقی چوپان در آغل را باز می‌کند وگوسفندان را بیرون می‌آورد که به صحرا ببرد، این‌ها می‌دوند و بچه‌ها به دنبال مادرهایشان این طرف و آن طرف می‌روند؛ این چه جلوه قشنگی دارد؛ تماشایی است! قرآن این را در آیه‌ای کامل می‌فرماید: از نعمت‌هایی که به شما دادیم این است که صبح که این حیوانات را از آغل بیرون می‌برید و شب که برمی‌گردید، برای شما لذت‌بخش و زیباست.

اِنَّا جَعَلْنَا مَا عَلَی الْأَرْضِ زِینَهً لَّهَا ؛همه چیزهایی که روی زمین است، همه وسایل زینت دنیاست و وجود این‌ها حکمتی دارد. این‌ها را قرار دادیم لِنَبْلُوَهُمْ أَیُّهُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا؛ اگر این‌ها نباشد، معلوم نمی‌شود هر کسی چقدر دنیا را دوست دارد و چه قدر حاضر است برای آخرتش از دنیا بگذرد. کسانی هستند که برای ریاست، ثروت یا شهوت این چند روز زندگی دنیا چقدر جنایت می‌کنند. یک نمونه‌اش درباره یحیی‌بن‌زکریاست که پیغمبر عظیم‌الشأنی مثل این ایشان را فقط به دستور یک زن زناکار سر ببرند به خاطر اینکه او خوشش بیاید!

راز تحذیر از دنیا

در آدمیزاد چنین عاملی برای مجذوب شدن به لذت‌های دنیا وجود دارد، و باید آن‌قدر عوامل عقلانی و معنوی تقویت شود وانسان از ضررهای دنیا تحذیر شود تا به حالت تعادل درآید، و دست کم به خاطر دنیا مرتکب گناهان بزرگ نشود. اگر این بیانات نبود هیچ ضمانتی نبود که ما هم شبیه صهیونیست‌ها نشویم، و جنایاتی که آمریکایی‌ها، صهیونیست‌ها و داعشی‌ها مرتکب می‌شوند و روی هر جانوری را سفید کرده است را مرتکب نشویم.

ممکن است بفرمایید: در غرب همه این طور نیستند. درست است؛ واقعاً هم این طور نیست که همه مردم آمریکا مثل این شیاطین باشند. شیاطین رئیسان و سیاست‌مداران آن‌ها هستند. برخی از مردم انسان‌های پاکی هستند علاقه‌مند، با محبت، با عاطفه، حقیقت‌جو، و حق‌طلب، اما دست‌شان به حق نمی‌رسد، و آن‌هایی که رسیده کمابیش بهره هم برده‌اند. اما این خوبی‌هایشان هم نتیجه تربیت‌هایی است که از حضرت مسیح و انبیای گذشته به این‌ها به ارث رسیده است، و الان هم در میان کشیش‌ها و اسقف‌هایشان انسان‌های سالمی هستند. بنده خودم در برزیل در دانشگاهی برای کشیش‌های برزیلی سخنرانی می‌کردم؛ قسمت‌هایی از دعای عرفه را خواندم، و دیدم اشک از چشمان پیرمردهای ریش‌سفیدشان سرازیر شده بود. من بیانات دینی اسلامی را می‌خواندم و آن‌ها گریه می‌کردند؛ تَرَی أَعْیُنَهُمْ تَفِیضُ مِنَ الدَّمْعِ مِمَّا عَرَفُواْ مِنَ الْحَقِّ .آدم خوب همه جا هست. همین خوبی‌ها آثار تربیت‌هایی است که از انبیا به آن‌ها رسیده است. خودشان هم این را می‌گویند و خوب‌هایشان مقیدند کلیسا بروند، انجیل را محترم می‌دارند، حفظ می‌کنند، قرائت می‌کنند و به نماز و عبادت‌شان مقید هستند.

ولی عوامل فساد آن قدر هست که نمونه‌اش را ما در کشورهای اسلامی هم می‌بینیم. مگر نمی‌بینید این‌هایی که خودشان را خادمان ضیوف الرحمان می‌دانند، چه بلایی دارند سر مسلمان‌ها می‌آورند که هیچ کافری سر مسلمان‌ها نمی‌آورد. زمینه چنین عوامل فسادی در درون آدمیزاد هست. اگر عوامل خنثی‌کننده در مقابل این‌ها عرضه نشود آدمیزاد از هر حیوانی پست‌تر می‌شود. بیاناتی که در قرآن و در کلمات اهل‌بیت صلوات‌الله‌علیهم‌اجمعین در مذمت دنیا و تحذیر از دنیا شده برای این است که در مقابل عوامل قوی انحراف که در درون ما وجود دارد و شیاطین انس و جن هم آن‌ها را تقویت می‌کنند، قرار بگیرد. اگر این‌ها نباشد، انسان صالحی روی زمین نمی‌ماند. باید این‌ها باشد تا برای عموم مردم تعادلی برقرار شود، و برای کسانی که اراده مقامات خیلی عالی دارند، زمینه‌های رشدی باشد.

همت بلند دار!

تصور مقاماتی که در روایات برای بزرگان و اولیای خدا ذکر شده است، آسان نیست. روایت دیگری هم برایتان بخوانم که ببینید خداوند چه انتظارهایی از بعضی از بندگانش دارد. گوهرهای گرانبهایی که حتی اگر در کل انسان‌ها یک نفر از این‌گونه پیدا شود، ارزش دارد که برای تربیتش سعی شود. در یکی از فرازهای حدیث معراج است که خداوند خطاب به پیغمبر اکرم می‌فرماید: یا أحمد لو صلی العبد صلاه أهل السماء و الأرض ویصوم صیام أهل السماء و الأرض، وطوی من الطعام مثل الملائکه ولبس لباس العاری‏؛ اگر بنده‌ای به اندازه همه مردم آسمان و زمین نماز بخواند، و به اندازه‌ای که همه بندگان خدا روزه گرفته‌اند روزه بگیرد، و آن قدر کم‌خوراک باشد و ریاضت بکشد که مثل ملائکه بشود، که غذا نمی‌خورند، و لباسش آن قدر کم ارزش یا کم حجم باشد که انگار لباس نپوشیده‌است؛ ثم أری فی قلبه من حبّ الدنیا ذرّه أو سمعتها أو رئاستها أو صیتها أو زینتها، لا یجاورنی فی داری، وَ لَأَنْزِعَنَّ مِنْ قَلْبِهِ مَحَبَّتِی [۱۵]؛ ‏اگر همه این عبادت‌ها را به جا آورد، اما در قلبش یک ذره از حب دنیا، یا ریاست، یا زینت و یا شهرتش را ببینم، در جوار من نخواهد بود و لذت محبت خودم را از دل او برمی‌دارم.

خزانه خدا خالی نیست. خداوند بنده‌هایی دارد که در همین دنیا به جاهایی رسیده‌اند، چیزهایی می‌بینند، چیزهایی می‌فهمند، و معاشقه‌هایی با خدا دارند که ما اصلاً عقل‌مان به آن نمی‌رسد. شرطش این است که یک ذره حب دنیا در قلب او نباشد. سرّ آن هم این است که دو عشق در یک دل نمی‌گنجد. آن مقامات برای کسی است که دلش مخصوص خدا باشد. این مقام، مقام کسی است که دلش را فقط به خدا داده است و چیزی دیگری در آن نمی‌گنجد. اگر حب دنیا بیاید یعنی یک بخشی از این دل برای دنیاست و برای خدا نیست. خدا می‌گوید: انا خیر شریک؛ اگر کسی می‌خواهد با من شریک شود، من سهم خودم را به او واگذار می‌کنم. اگر برای من است باید خالص باشد. خدا ان‌شاءالله یک ذره از این معارف را به ما هم بفهماند تا بفهمیم چنین چیزهایی هم هست. اگرچه طمعی هم نداریم که به این مقامات برسیم، اما بفهمیم که لذت، فقط لذت خوردنی‌ها، آشامیدنی‌ها و سایر لذت‌های حیوانی نیست. لذت‌هایی هست که اگر همه لذت‌های دنیا را در یک کفه بگذارند، یک لحظه از آن لذت‌ها بر همه این‌ها می‌چربد.

انتهای پیام/ح

دسته‌ها
أماکن مذهبی تکیه،حسینیه وهیئت ها فرهنگی دیگر حوزه ها دیگر حوزه ها معارف مدافعان حرم دین و اندیشه دیگر حوزه ها کن امامزادگان اخبار آخرین خبر دیگر خبرها اخبار آخرین عناوین

امامزاده بابا روشن ـ بى‏ بهره خراسان شمالی

به گزارش بقاع خبر، بنایى ساده از خشت و گل که به ابعاد 3×5 متر مى‏باشد و درِ آن از جانب جنوب باز مى‏شود. صورت قبرى در میان بقعه قرار دارد که به اندازه 20 سانتى متر از کف بقعه بالا آورده‏اند و روى آن پارچه سبز نهاده‏اند. بام بقعه چوبى و نماى آن کاه و گل است. اهالى از نام و نسب امامزاده اطّلاعى ندارندو تنها به عنوان بابا روشن مى‏خوانند. برخى بر این اعتقادند که بابا روشن خادم و متولّى امامزاده بوده، از اینرو امامزاده به نام وى خوانده شده است.

 بى بهره به طول جغرافیایى َ 07 ْ 58 و عرض جغرافیایى َ 31 ْ 37 و در ارتفاع متوسّط 1560 مترى از سطح دریا واقع شده است. رودخانه فصلى اوغاز از مجاورت جنوب آبادى مى‏گذرد. کوه چاهک با ارتفاع 2380 متر در 2 کیلومترى جنوب، کوه کولک با ارتفاع 2274 متر در 5/1 کیلومترى شمال شرق و کوه پدلگاه با ارتفاع 2634 متر در 5 کیلومترى شمال غرب، و درّه بى بهره در مجاورت شمال شرق و درّه نیاز در 1 کیلومترى شمال غرب آبادى واقع شده است.

جمعیّت این روستا 106 خانوار که شامل 631 نفر است. از این تعداد 70% با سواد هستند. مشاغل عمده اهالى؛ زراعت، باغدارى، دامدارى، زنبوردارى و کارگرى است و محصولات عمده زراعى؛ گندم، جو، یونجه، سیب زمینى است که به صورت آبى و دیم کشت مى‏شود. محصولات باغى نیز؛ انگور، سیب، زردآلو و گردو مى‏باشد. منابع آب کشاورزى و آشامیدنى از چشمه تأمین مى‏شود.

منبع  http://shrines.blog.ir/)

انتهای پیام/ح

دسته‌ها
أماکن مذهبی فرهنگی دیگر حوزه ها دیگر حوزه ها معارف علما کن عرفا اخبار آخرین خبر حج وزیارت مساجد دیگر خبرها اخبار آخرین عناوین

خون شهیدان ضامن بقای نظام و انقلاب است

به گزارش بقاع خبر، حجت الاسلام ناصر رفیعی در مراسم بزرگداشت شهیدان مدافع امنیت در شبستان امام خمینی (ره) حرم حضرت معصومه گفت: گرچه از دست دادن یک جوان برای خانواده سخت است اما شهادت مقامی است که انسان باید به آن غبطه بخورد نه اینکه غصه بخورد.

وی افزود: برای هر مقامی یک مقام بالاتری وجود دارد اما برای شهادت مقام بالاتری وجود ندارد بلکه شهادت ما فوق تمام مقامات است. طبق فرموده حضرت علی علیه‌السلام با ارزش ترین مرگ در نزد خداوند شهادت است و اگر مرا هزار شمشیر بزنند برای من بالاتر از این است که در رختخواب بمیرم در حالی که در راه عدم اطاعت از خداوند باشم. رسیدن به مقام شهادت سختی‌هایی دارد و همانطور که در چند هفته اخیر مشاهده کردیم شهدای مظلوم امنیت با گلوله و چاقو و… به شهادت رسیدند.

وی یادآور شد: شهادت یک موفقیت و توفیقی است که شکر لازم دارد و انسان باید در راه رسیدن به مقام شهادت شادی نماید. جناب یاسر و سمیه در آغاز اسلام با وضعیت سخت و مظلومانه به شهادت رسیدند و همینطور شهادت مسلمانان در راه دین خدا ادامه داشته است تا به امروز و ادامه خواهد داشت. دین اسلام به راحتی به دست ما نرسیده است بلکه هزاران هزار شهید در راه دین اسلام به شهادت رسیده اند.

وی تاکید کرد: آمار شهدای روحانیت در قشر خود از میان تمام اقشار در جامعه بالاتر است و چند هفته گذشته نیز بخش عمده‌ای که به شهادت رسیدند طلبه‌های جوانی بودند که مدافع دین بودند.این نظام به این سادگی به دست نیامده است که به سادگی هم از دست برود بلکه خون همین شهدا تضمین کننده این نظام و انقلاب است. دآیه ۱۴۶ سوره آل عمران ویژگی‌های پنچگانه شهدا را ذکر و آیه ۱۴۷ نیز دعای مخصوص شهدا را بیان می‌کند.

رفیعی تاکید کرد: طبق این آیه، اولین ویژگی شهدا، خدامحوری است و فقط برای خدا جهاد می‌کند و دومین ویژگی نیز این است که شهدا هیچگاه تردید به خود راه نمی‌دهند و از آرمان‌های خود کوتاه نمی آیند.

استاد حوزه علمیه خاطر نشان کرد: عدم ضعف و هراس و عدم تزلزل در ظاهر و باطن سومین ویژگی شهدا است. شهدا هیچگاه در برابر دشمن تسلیم نشدند و سر تسلیم فرود نیاوردند و همواره صبور بودند که عدم تسلیم و صبوری چهارمین و پنجمین ویژگی شهدا است. دین داری هزینه دارد به همین خاطر قرار نیست که ما با حوادث جزئی تسلیم دشمن بشویم.

وی در ادامه گفت: متأسفانه دشمن در فضای مجازی بسیار گسترده کار کرد و در بسیاری از مواقع توانست با اخبار دروغ ذهن جوانان را تخریب کند. اگر یک عده جوان به صورت هیجانی حرکاتی انجام می‌دهند خیلی مهم نیست چرا که قاطبه جونان این نظام دین دار و متدین هستند. هیچگاه هیچ نظام و حکومتی یکدست نبوده است و خیلی احمق هستند دشمنان که با این حرکت‌های چند نفر چشم به فروپاشی این نظام دوخته اند.

رفیعی خاطر نشان کرد: شرکت مردم و جوانان در تشییع جنازه شهدا و راهپیمایی‌ها نشان دهنده استحکام این نظام است. حساب جوانانی که هیجانی به خیابان آمده اند جداست اما با افرادی که با چاقو دیگران را ذبح و تکه تکه می‌کند و مأمور نیروی انتظامی را آتش می‌زند باید برخورد شود.ما مشکلات اقتصادی داریم و دولت هم باید برای رفع گرانی فکری بکند و مانع بی‌ثباتی قیمت‌ها بشوند و درخصوص این مشکلات نیز ما به دولتمردان تذکر می‌دهیم اما هیچگاه در زمین دشمن بازی نخواهیم کرد چرا که این نظام و کشور برای تمام اقوام است.

دسته‌ها
أماکن مذهبی مساجد فرهنگی دیگر حوزه ها دیگر خبرها دیگر حوزه ها معارف دین و اندیشه دیگر حوزه ها کن مناسبت ها اخبار آخرین خبر دیگر خبرها اخبار آخرین عناوین

مدرسه پاییزه «زمینه‌های فلسفی فلسفه دین»، آبان ماه برگزار می شود

به گزارش بقاع خبر، مدرسه پاییزه «زمینه‌های فلسفی فلسفه دین» به همت گروه کلام مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران به مدت سه روز از ۲۵ تا ۲۷ آبان ۱۴۰۱ با حضور اساتید برجسته فلسفه و کلام برگزار می‌شود.

سرفصل‌های مدرسه:

فلسفه اخلاق و فلسفه دین
تفکر نقدی و فلسفه دین
معرفت‌شناسی و فلسفه دین
فلسفه علم و فلسفه دین
علوم شناختی و فلسفه دین
فلسفه علوم انسانی و فلسفه دین
تجربه‌گرایی و فلسفه دین
فلسفه دین تطبیقی
فلسفه دین اسلامی
فلسفه دین جهانی
فلسفه دین قاره‌ای
پایان یا امتداد فلسفه دین

این مدرسه به صورت حضوری و مجازی تشکیل شده و هزینه شرکت در دوره حضوری ۲۰۰ هزار تومان و هزینه شرکت در دوره مجازی ۱۵۰ هزار تومان خواهد بود.

جهت کسب آخرین اخبار مربوط به این رویداد، علاقه مندان می‌توانند از سایت مدرسه به نشانی https://lms.irip.ac.i r بازدید نمائید.

علاقه مندان می‌توانند دوره‌ها و اساتید این را از اینجا ملاحظه کنند.

انتهای پیام/ح

دسته‌ها
تکیه،حسینیه وهیئت ها فرهنگی اجتماعی دیگر حوزه ها دیگر حوزه ها دیگر خبرها دیگر حوزه ها معارف دین و اندیشه دیگر حوزه ها کن مناسبت ها اخبار آخرین خبر مساجد دیگر خبرها اخبار آخرین عناوین

چرا خدا معرفت ما را کامل‌تر نکرد که این قدر ریزش نداشته باشیم؟

به گزارش بقاع خبر، بهترین راه برای شناختن و معرفت  پیغمبر اکرم (صلی الله علیه وآله) بیانات امیرالمؤمنین (علیه السلام) است. پیامبر اعظم (صلی الله علیه وآله) را از دیدگاه امیرالمؤمنین (علیه السلام) و در آینه نهج البلاغه بررسی کردیم.

آن چه پیش رو دارید گزیده ای از سخنان آیت اللّه مصباح یزدی در دفتر مقام معظم رهبری است که در شب ۲۴ ماه مبارک رمضان ۱۴۲۷ ایراد فرموده اند:

اشباه الرجال

در کتاب شریف نهج البلاغه بسیاری از صفات و ویژگی‌های پیامبر اعظم (صلی الله علیه وآله) به گونه‌ای جامع و زیبا بیان شده است که در جلسات گذشته گوشه‌هایی از آن به عرض عزیزان رسید و نیز نمونه‌هایی در مورد کسانی که به پیامبر اعظم (صلی الله علیه وآله) تأسی کردند عرض شد. نقطه مقابل ایشان رفتار منفی مردمی است که مخالف پیغمبر و دستورات اسلام عمل می‌کردند و متأسفانه از زمان خود امیرالؤمنین (علیه السلام) شروع شد و بعد هم ادامه پیدا کرد.

امیرالمؤمنین (علیه السلام) شخصیتی است که از روز اول دعوت علنی پیغمبر (صلی الله علیه وآله)، به مردم شناسانده شد. هیچکس همچون علی در طول تاریخ زندگی پیغمبر مشکل گشای اسلام و مسلمان‌ها نبود. با این وجود در فاصله کوتاهی آن چنان وضع تغییر کرد که وقتی امیرالمومنین (علیه السلام) درباره آن زمان صحبت می‌کند آدم خیال می‌کند قرن‌ها از بعثت پیغمبر (صلی الله علیه وآله) گذشته است. انسان باید با این جریان‌ها آشنا شود، و عبرت بگیرد از چنین چیزهایی که ممکن است برای نسل‌های بعد هم اتفاق بیافتد.

یکی از موضوعاتی که امیرالمؤمنین از آن بسیار گله می‌کند موضوع اختلاف مردم است. فَیَا عَجَباً وَ مَا لِیَ لَا أَعْجَبُ مِنْ خَطَإِ هَذِهِ الْفِرَقِ عَلَی اخْتِلَافِ حُجَجِهَا فِی دِینِهَا ۱ شگفتا و چگونه من تعجب نکنم از اینکه این فرقه‌های مختلف پدید آمدند و همه هم برای آئین خودشان استدلال می‌کنند. (لَایَقْتَصُّونَ أَثَرَ نَبِیّ وَ لَا یَقْتَدُونَ بِعَمَلِ وَصِیّ)؛ نه از پیغمبر پیروی می‌کنند و نه به جانشین او اقتدا می‌کنند، لَا یُؤْمِنُونَ بِغَیْب وَ لَا یَعِفُّونَ عَنْ عَیْب؛ ایمان واقعی به غیب ندارند و از هیچ عیبی هم دوری نمی‌کنند. یَعْمَلُونَ فِی الشُّبُهَاتِ؛ در چیزهایی که حکم روشنی ندارد و شبهه ناک است وارد می‌شوند. وَ یَسِیرُونَ فِی الشَّهَوَاتِ؛ مسیرشان مسیر شهوت‌ها است؛ الْمَعْرُوفُ فِیهِمْ مَا عَرَفُوا وَ الْمُنْکَرُ عِنْدَهُمْ مَا أَنْکَرُوا؛؛ معروف آن چیزیست که آنها خوب می‌دانند و منکر آن چیزیست که آنها بد می‌دانند. مَفْزَعُهُمْ فِی الْمُعْضِلَاتِ إِلَی أَنْفُسِهِمْ، در مشکلات سراغ خدا و پیغمبر (صلی الله علیه وآله) نمی‌روند، فَإِنْ تَنازَعْتُمْ فِی شَیْء فَرُدُّوهُ إِلَی اللّهِ وَ الرَّسُولِ ۲؛ اینها وقتی معضلاتی پیش می‌آید، سراغ خودشان می‌روند، وَ تَعْوِیلُهُمْ فِی الْمُهِمَّاتِ عَلَی آرَائِهِمْ؛؛ کارهای مهمی که پیش می‌آید به رأی خودشان اتکا می‌کنند.

کَأَنَّ کُلَّ امْرِئ مِنْهُمْ إِمَامُ نَفْسِهِ؛؛ گویا هر یک از اینها خودش امام خودش است!. پیش از پیروزی انقلاب یک آقایی که بعد رئیس جمهور شد گفته بود در اصول خمسه‌ای که ما داریم امامت یعنی خودْرهبری، هر کسی رهبر خودش است. این اساس لیبرالیسم است و این همان چیزیست که امروز بسیاری از سیاستمداران ما دنبال می‌کنند. گاهی اسمش را هم می‌برند، گاهی هم اسمش را نمی‌برند؛ خودش را می‌خواهند!

نقص و کوتاهی در دین!

جای دیگر می‌فرماید أَمْ أَنْزَلَ اللَّهُ سُبْحَانَهُ دِیناً نَاقِصاً فَاسْتَعَانَ بِهِمْ عَلَی إِتْمَامِهِ؛ ۳؛ آیا خدا یک دین ناقص فرستاده بود و از مردم کمک خواسته بود که بیایید کاملش کنید؟ مانند کسانی که هر روز قانونی می‌آورند و مردم را به روش جدیدی دعوت می‌کنند. أَمْ کَانُوا شُرَکَاءَ لَهُ، یا اصلاً اینها شریک خدا هستند؟ فَلَهُمْ أَنْ یَقُولُوا وَ عَلَیْهِ أَنْ یَرْضَی؛؛ آنها باید بگویند خدا هم باید قبول کند! رأی می‌دهیم قانون، این باشد، هر چه ما رأی دادیم شرع هم می‌شود! علی (علیه السلام) از همین چیزها می‌نالید.

شقوق مسئله را علی (علیه السلام) بیان می‌کند یک احتمال این است که بگوییم العیاذ بالله خدا بلد نبود دین کامل نازل کند و از مردم کمک خواست که شما بیایید بقیه اش را راه بیاندازید. آیا این گونه می‌گوئید؟ یا نه، می‌گوئید خدا عقلش می‌رسید اما پیغمبر (صلی الله علیه وآله) در بیانش کوتاهی کرد. این بود که مردم احتیاج پیدا کردند که خودشان بیایند دست به کار شوند! أَمْ أَنْزَلَ اللَّهُ سُبْحَانَهُ دِیناً تَامّاً فَقَصَّرَ الرَّسُولُ ص عَنْ تَبْلِیغِهِ وَ أَدَائِهِ. وَ اللَّهُ سُبْحَانَهُ یَقُولُ ما فَرَّطْنا فِی الْکِتابِ مِنْ شَیْء؛؛ در حالی که خدامی فرماید من در قرآن هیچ چیز را فروگذار نکردم، پیغمبر هم، همانی که وحی شده بود با امانت کامل به مردم تحویل داد.

عجیب است امیرالمؤمنین (علیه السلام) خیلی از مردم گله می‌کند. آخر یکی از اصول مدیریت که این روزها روی آن تکیه می‌کنند این است که مدیر باید زیردستانش را تشویق و تعریف کند تا انگیزه شود بهتر کار کنند. نهج البلاغه همه اش از مردم مذمت می‌کند. می‌فرماید ای کاش معاویه با من معامله می‌کرد، بیست تا از شماها را می‌گرفت و یکی از اصحاب خودش را به من می‌داد؛ لَوَدِدْتُ؛ وَ اللَّهِ أَنَّ مُعَاوِیَهَ صَارَفَنِی بِکُمْ صَرْفَ الدِّینَارِ بِالدِّرْهَمِ، ۴؛ برای اینکه آن‌ها در باطل خودشان محکمند و شما در حق خودتان سستید.

گاهی می‌فرمود یَا أَشْبَاهَ الرِّجَالِ وَ لَا رِجَالَ ۵؛ ای نامردها، شما شبه مرد هستید مرد نیستید. چرا علی (علیه السلام) این گونه با مردم زمان خودش صحبت می‌کرد؟ از ویژگی‌های علی (علیه السلام) صراحتش است با کسی تعارف ندارد. به اصحابش می‌گوید أَلَا وَ إِنَّکُمْ قَدْ نَفَضْتُمْ أَیْدِیَکُمْ مِنْ حَبْلِ الطَّاعَه ِ ۶؛ مانند کسی که دست خاک آلودش را به هم می‌زند اطاعت خدا را رها کردید، وَ ثَلَمْتُمْ حِصْنَ اللَّهِ الْمَضْرُوبَ عَلَیْکُمْ بِأَحْکَامِ الْجَاهِلِیَّهِ، دین خدا را که دژ مستحکمی برای شما بود با احکام جاهلی سوراخ کردید.

کدام احکام جاهلیت؟ مگر اصحاب علی چه کار کرده بودند؟ وَ اعْلَمُوا أَنَّکُمْ صِرْتُمْ بَعْدَ الْهِجْرَهِ أَعْرَاباً؛؛ بعد از اینکه هجرت کردید و توسط پیغمبر (صلی الله علیه وآله) با اسلام آشنا شدید، دوباره مانند آن عرب‌های بیابانی شدید که هیچ چیز سرشان نمی‌شود و نمی‌فهمند.؛ وَ بَعْدَ الْمُوَالَاهِ أَحْزَاباً، ابتدا دوستی پیغمبر و خاندان پیغمبر را پذیرفتید سپس جز آن احزابی شدید که علیه پیغمبر جنگ راه انداختند و دشمنی کردند.

اسمی از اسلام!

مَا تَتَعَلَّقُونَ مِنَ الْإِسْلَامِ إِلَّا بِاسْمِهِ، شما از اسلام فقط اسمش را یاد گرفتید و به آن چسبیدید. همین که بگویند، ما مسلمانیم کافی است؟ یا باید حقیقت اسلام را در جامعه پیاده کرد. اگر کسی بگوید من مسلمانم اما احکام اسلام را قبول نداشته باشد، آیا واقعاً مسلمان است؟ چند سال پیش، یکی از ملی گراها در آلمان گفته بود این اسلامی که در ایران معرفی می‌شود واقعی نیست. اسلام واقعی آزادی و حقوق بشر و تساوی حقوق زن و مرد است.

مارکسیست‌ها بلند شده بودند و گفته بودند اگر اسلام این است، پس ما هم مسلمانیم. نویسندگان زنجیره‌ای ایران هم در بوق کردند ببینید یک نفر در آلمان چه جور اسلام را معرفی کرده که کفار هم گفتند ما مسلمانیم. این گونه اسلام را معرفی کنید! کنایه می‌زدند به آنهایی که حقایق اسلام را بیان و روی احکام اسلام پافشاری می‌کنند. می‌گویند این قدر پافشاری نکنید، مردم از اسلام فرار می‌کنند! اگر اسلام یعنی هر کاری دلت می‌خواهی بکن، چه کسی این اسلام را قبول ندارد!؟ وَ لَا تَعْرِفُونَ مِنَ الْإِیمَانِ إِلَّا رَسْمَهُ؛؛ از ایمان هم فقط رسمش را بلدید.

چشم امید به شرق و غرب

بعد می‌فرماید دست از احکام اسلام کشیدید رفتید سراغ دشمنان اسلام با آنها رفاقت کردید اما بدانید، إِنَّکُمْ إِنْ لَجَأْتُمْ إِلَی غَیْرِهِ، اگر چشمتان به کمک شرق و غرب دوخته شده است و می‌خواهید نامه برایشان بنویسید که ما حاضریم با شما مذاکره و سازش کنیم! حَارَبَکُمْ أَهْلُ الْکُفْرِ، با این روحیه ضعیف و زبونی که شما دارید، کفار با شما خواهند جنگید. ثُمَّ لَا جَبْرَائِیلُ وَ لَا مِیکَائِیلُ وَ لَا مُهَاجِرُونَ وَ لَا أَنْصَارٌ یَنْصُرُونَکُمْ، سپس کارتان به جایی می‌رسد که نه جبرائیل به شما کمک می‌کند نه میکائیل و مهاجرین و انصار، إِلَّا الْمُقَارَعَهَ بِالسَّیْفِ؛؛ ناچار می‌شوید از ترس شمشیر آنها را بپذیرید. بر شما تحمیل خواهند کرد. اما اگر امیدتان به خداست، عزت و شرافتتان را حفظ کنید و پیش کفار دریوزگی نکنید و آبروی اسلام و انقلاب را نبرید!

ترک امر به معروف و نهی از منکر

فَإِنَّ اللَّهَ سُبْحَانَهُ لَمْ یَلْعَنِ الْقَرْنَ الْمَاضِیَ بَیْنَ أَیْدِیکُمْ إِلَّا لِتَرْکِهِمُ الْأَمْرَ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْیَ عَنِ الْمُنْکَرِ؛ مردمانی که پیش از شما مورد لعن الهی قرار گرفتند به خاطر ترک امر به معروف و نهی از منکر بود. آنهایی که اهل معصیت بودند استحقاق عذاب پیدا کردند و آنهایی هم که خودشان اهل معصیت نبودند، به خاطر سکوتشان. تا مبادا با دیگران درگیر شوند و سختی و مشکلات را تحمل کنند و فحش بشنوند. شاید اشاره به «اصحاب سبت»؛ است. إِذْ تَأْتِیهِمْ حِیتانُهُمْ یَوْمَ سَبْتِهِمْ شُرَّعاً وَ یَوْمَ لا یَسْبِتُونَ لا تَأْتِیهِمْ.؛ اگر ماهی گیری روز شنبه را ترک می‌کردند اقتصادشان به هم می‌خورد، فکرشان فکر اقتصادی بود. مانند کسانی که قائل به اصالت اقتصاد هستند و می‌گویند مشکلات اقتصادی که حل شود، همه چیز خودبخود حل می‌شود! موضوع ربا هم همینطور، می‌گویند ربا که نمی‌خوریم! ابداً، معامله می‌کنیم؛ یک سیر نبات هم کنارش می‌گذاریم! یک جور کَلک هایی که امروز در بعضی از بانک‌ها رسماً حلال شده است.

به هر حال این بدبخت‌ها همین کار را می‌کردند. برخی از مؤمنین به این ها گفتند با دین خدا بازی نکنید. صید نمی‌کنید؛ ولی همان کار صید را انجام می‌دهید. یک عده دیگر گفتند آقا این ها که حرف گوش نمی‌دهند، بی خود وقتمان را تلف کنیم برای چه؟ لِمَ تَعِظُونَ قَوْماً اللّهُ مُهْلِکُهُمْ أَوْ مُعَذِّبُهُمْ عَذاباً شَدِیداً ۷. مردم این قوم سه دسته شدند یکی صیدکنندگان، دیگر کسانی که نهی از منکرشان می‌کردند، یک عده هم بی تفاوت دنبال کار خودشان بودند. خدا هم عذاب نازل کرد، هم صیدکنندگان و هم کسانی که ساکت بودند به صورت میمون مسخ شدند، فقُلْنا لَهُمْ کُونُوا قِرَدَهً خاسِئِینَ ۸؛ آنهایی که صید نمی‌کردند چرا مسخ شدند؟ برای اینکه با سکوتشان در گناه آن‌ها شرکت کردند.

امیرالمؤمنین (علیه السلام) می‌فرماید وَ قَدْ قَطَعْتُمْ قَیْدَ الْإِسْلَامِ وَ عَطَّلْتُمْ حُدُودَهُ وَ أَمَتُّمْ أَحْکَامَهُ؛؛ حدود الهی را تعطیل کردید احکام اسلام را می‌راندید. با وضع قوانین خودتان با دین خدا بازی می‌کنید احکام خدا را فراموش و حدود الهی را تعطیل کردید. می‌ترسید بگویند این ها حقوق بشر را رعایت نمی‌کنند!

امام علی (ع) از زبان نهج البلاغه

وَ إِنِّی لَمِنْ قَوْم لَا تَأْخُذُهُمْ فِی اللَّهِ لَوْمَهُ لَائِم؛ من از آنهایی هستم که از ملامت هیچ ملامتگری نمی‌هراسم سِیَماهُمْ سِیَما الصِّدِّیقِینَ وَ کَلَامُهُمْ کَلَامُ الْأَبْرَارِ عُمَّارُ اللَّیْلِ وَ مَنَارُ النَّهَارِ؛؛ من از گروهی هستم که شب زنده دارانند و روزها چراغ‌های پرتوافکنی که دنیا را روشن می‌کنند مُتَمَسِّکُونَ بِحَبْلِ الْقُرْآنِ یُحْیُونَ سُنَنَ اللَّهِ وَ سُنَنَ رَسُولِهِ؛؛ از دسته‌ای هستم که همّشان زنده بودن سنت‌های خدا و پیامبر (صلی الله علیه وآله) است، لَا یَسْتَکْبِرُونَ وَ لَا یَعْلُونَ؛ دنبال برتری جویی و فخرفروشی نیستند و فقط دنبال انجام وظیفه اند.

وَ لَا یَغُلُّونَ وَ لَا یُفْسِدُونَ؛؛ به کسی خیانت نمی‌کنند و فسادی در زمین راه نمی‌اندازند. قُلُوبُهُمْ فِی الْجِنَانِ وَ أَجْسَادُهُمْ فِی الْعَمَلِ؛ دلهاشان در بهشت است و به دنیا دل نمی‌بندند. اهل کار و تلاش هستند.

چرا نقص؟ نه تکامل!؟

خدا ما را آفرید تا به سعادت ابدی برسیم. نقص ما هم نقص فهممان است و باید بوسیله انبیا تدارک شود. پس خدا چرا معرفت ما را کامل‌تر نکرد که این قدر ریزش نداشته باشیم؟ اگر خدا سطح معرفت مردم را -به حد اگر نگوییم انبیا و ائمه، در حد اصحاب خاصشان- بالا می‌برد، آن وقت اکثراً خوب می‌شدند و دیگر؛ أَکْثَرُهُمْ لا یَعْقِلُونَ؛ ۹؛ و أَکْثَرُهُمْ لا یؤْمِنُونَ ۱۰؛ نمی‌شدند. به جای آن در قرآن -اگر آیه‌ای نازل می‌شد- می‌گفت «و کان اکثرهم مؤمنین»!

جواب سوال

خدای متعال دستگاهی فراهم کرده که می‌خواهد در این جا برترین‌ها شناخته شوند. در امتحان کنکور، اگر بخواهند اکثریت شرکت کنندگان قبول شوند، سوالات ساده ای می‌دهند که همه بتوانند جواب دهند، اما نتیجه چه می‌شود؟ سطح معلومات پایین می‌آید. یا در امتحان سؤالی بدهند، همه بیست بگیرند، دیگر انگیزه‌ای برای بیشتر درس خواندن باقی نمی‌ماند. رشدی پیدا نمی‌شود. خدا می‌خواهد در میان این انسان‌ها کسانی پیدا شوند که ملائکه در مقابل آنها به خاک بیفتند و افتخار به نوکری آنها کنند. پس باید سطح امتحان، بالا باشد. ولی خدا از لطفش برای نجات، مراتب پایین‌تر هم قرار داده که برای اکثریت قریب به اتفاق مردم میسر است.

کمی همت می‌خواهد. حتماً لازم نیست معرفتشان به اندازه معرفت سلمان و ابوذر شود چه رسد به معرفت امام و پیامبر. اگر به همان اندازه که در کارهای دنیا عقل خودشان را به کار می‌گیرند، در امور دینی هم به کار ببرند مطمئن باشید بیشتر مردم بهشتی می‌شوند. آدم به علت بیماریش به دکتر متخصص مراجعه می‌کند. سپس نسخه دکتر را می‌برد داروخانه و دارویش را می‌گیرد، هیچ عاقلی می‌گوید آقا تو بدکاری کردی رفتی دکتر، نسخه ات را هم عمل کردی؟ نپرسیدی آخر این دوا چیست؟ از چی درست شده؟ آقا مطمئن بودم دیگر، او متخصص است. عده‌ای از دکترها حتی بی دینند، ولی متخصص نسخه می‌دهد، بیمار هم عمل می‌کند و می‌خواهد دستش را هم ببوسد. ما اگر انبیا را به اندازه یک طبیب یهودی قبول داشتیم، کارمان درست می‌شد. مشکل ما هوس‌ها، دنیازدگی و دل بستن به این لذائذ زودگذر است.

قانون، مجری و مردم

آیا اگر قانونی کامل باشد، مجری خوبی هم داشته باشد، مردم آن کشور سعادتمند خواهند شد؟ قانون ما قانون اسلام و قرآن است، مجریان خوبی هم داریم، اما هزار جور مشکل وجود دارد. پس معلوم می‌شود یا قانون خوب نیست یا مجریش! و عمدتاً اشکال را می‌آورند سر قانون. می‌گویند دین به درد جامعه نمی‌خورد نمی‌تواند مشکلات جامعه را حل کند.

امیرالمؤمنین (علیه السلام) در این بیان اخیرشان فرمودند آیا دینی که خدا فرستاد برای شما ناقص بود؟ یا پیغمبر (صلی الله علیه وآله) در رسالت و ولایتش کوتاهی کرد؟ سر و کار هر جامعه‌ای علاوه بر قانون و مجریش با انسان مختار است. اگر بالاترین قانون و مجری و مربی هم باشد، تا مردم پیروی نکنند امور سامان نمی‌یابد. دنیا محل امتحان است.

یک روز آدم می‌تواند تا قله برود یک روز هم با مغز زمین می‌خورد. نمونه اش زبیر. خیال نکنید اگر کسی به مقاماتی رسید تا آخر آن جا می‌ماند. عالم دائماً در حال زیر و رو شدن است. تک تک ما باید امتحان مان را بدهیم، شرایط باید آن قدر پیش بیاید تا من هم خودم را بشناسم. هواس مان جمع باشد؛ دین و ولایت مان باید کامل باشد. باید دعا کنیم و توسل داشته باشیم. پیشانی بر خاک بساییم و تضرع کنیم تا بی دین از دنیا نرویم.

انتهای پیام/ح

دسته‌ها
فرهنگی اجتماعی معارف دین و اندیشه کن امامزادگان مناسبت ها آخرین خبر اخبارپایگاه اخبار

نمایشگاه کتاب در حرم مطهر رضوی

به گزارش بقاع خبر، مدیر عامل انتشارات آستان قدس رضوی گفت:  با توجه به به همزمانی دهه آخر ماه صفر با هفته دفاع مقدس، بسته متنوعی از برنامه‌های مختلف با محور کتاب ویژه ایام رحلت پیامبر اعظم (ص)، شهادت امام حسن مجتبی (ع)، شهادت امام رضا (ع) و همچنین هفته دفاع مقدس به همت به نشر تدارک دیده شده است.

حسین سعیدی افزود: در این ایام همچنین نمایشگاه عرضه و فروش کتاب در چهار فضای مختلف حرم مطهر رضوی برپا می‌شود. کتاب‌های عرضه شده در این نمایشگاه شامل موضوعات پیامبر اکرم (ص)، امام حسن مجتبی (ع)، امام رضا (ع) و هفته دفاع مقدس تعیین شده است.

وی افزود: علاوه بر این نمایشگاه، تمامی فروشگاه‌های انتشارت به‌نشر در سراسر کشور نیز همزمان با هفته دفاع مقدس، کتاب‌های موضوعی مرتبط با آن را با ۴۰ درصد تخفیف به مخاطبان ارائه می‌کنند. معرفی و تبلیغ آثار مناسبتی در فضای مجازی و گفتگو با مؤلفان آثار رضوی و نبوی نیز از دیگر برنامه‌های کتاب‌محور انتشارات آستان قدس رضوی همزمان با دهه پایانی ماه صفر است.
مدیر عامل انتشارات آستان قدس رضوی گفت: «صلای رئوف» از جمله این برنامه‌ها است که به معرفی، توزیع و عرضه ۱۰ کتاب صوتی مرتبط با فرهنگ و سیره رضوی اختصاص دارد.

«دعبل و زلفا»، «ماه غریب من»، «اوسنه گوهرشاد»، «آبی‌ها»، «موقف»، «نشانه‌ها»، «باران دوشنبه»، «صبح روز عید»، «اعترافات غلامان» و «راز آن بوی شگفت» عناوین این ۱۰ کتاب صوتی رضوی است که برای استفاده زائران و مجاوران عرضه می شود .

سعیدی ادامه داد : دسترسی به این کتاب‌های صوتی در سه نرم افزار «طاقچه»، «فیدیبو» و «نوار» امکان‌پذیر است و علاوه بر عموم علاقه‌مندان به کتاب و کتاب‌خوانی، زائران پیاده‌ای که در این روز‌ها در راه مشهدالرضا (ع) هستند نیز می‌توانند با استفاده از این کتاب‌های صوتی، در طول مسیر نیز از آشنایی بیشتر با معارف رضوی بهره‌مند شوند.

‌مدیر عامل انتشارات آستان قدس رضوی اظهار کرد: طراحی و تولید فلش بوک صوتی رضوی، تولید محتوای رسانه‌ای بر مبنای این آثار و عرضه و پخش در شبکه‌های اجتماعی حرم مطهر، جانمایی کتاب‌ها در استودیوی صحن انقلاب و خوانش زنده کتاب‌های صوتی رضوی با همکاری صداپیشگان کتاب‌ها در حرم مطهر نیز از دیگر بخش‌های طرح «صلای رئوف» است.