دسته‌ها
فرهنگی معارف دین و اندیشه عرفا علما اخبارپایگاه اخبار

توصیه های مقام معظم رهبری و علماء برای رفع مشکلات  

توصیه مقام معطم رهبری

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای طی سخنانی در خصوص ویروس کرونا مردم را به توسل و توجه به پروردگار فراخواندند : «اگر به طور مشخص هم آدم بخواهد توصیه کند، من توصیه میکنم دعای هفتم صحیفه‌ی سجادیه را که در مفاتیح هم هست این دعا «یَا مَنْ تُحَلُ بِهِ عُقَدُ الْمَکَارِهِ، وَ یَا مَنْ یَفْثَأُ بِهِ حَدُّ الشَّدَائِد» این دعا دعای خیلی خوبی است، خوش‌مضمونی است، با توجه به معنا این دعا را بخوانند و از خدای متعال بخواهند.»

توصیه مرحوم آیت‌الله بهاءالدینی

مرحوم آیت‌الله بهاءالدینی می‌فرمود اگر در زندگی مادی یا معنوی شما گره‌هایی افتاد که نمی‌دانید به چه دلیل ایجاد شده است، چهار کار انجام دهید؛ هر کدام از این چهار کار یک گره را باز می‌کند. اگر می‌دانید این گره‌ها برای چه و به چه دلیلی ایجاد شده، بروید و جلوی آن را بگیرید اما اگر نمی‌دانید علتش چیست مثلاً بی‌ برکتی وارد زندگی‏تان شده یا به یکباره در کارتان مانعی شده است و …، مقیّد به این چهار کار باشید. اول صدقه بدهید .دوم ردِ مظالم دهید که اگر احیاناً به کسی ظلم کردید و نفرین یا آهی پشت سرتان است و به زندگی‏تان گره انداخته، بدین وسیله اطلاح شود. سوم حدیث کساء بخوانید اگرچه یک نفر باشید و اگر توانستید چند نفر را دور خود جمع کنید و با هم بخوانید و در انتهای دعا، به حضرت زهراء سلام‏‌الله‌علیها توسّل کنید؛ چراکه محور حدیث کساء ایشان است و چهارم؛ اگر امکان داشت قربانی کنید.

توصیه مرحوم آیت‌الله مجتهدی تهرانی

آیت الله مجتهدی تهرانی می فرمود: روزی مردی نزد امیر‏المؤمنین علیه‏ السلام آمد و عرض کرد: گناه بسیار کردم، برایم دعا کنید تا خدا مرا بیامرزد، حضرت فرمود: استغفار کن. فرد دیگری آمد و عرضه داشت من فقیرم، برایم دعا کنید، حضرت فرمود استغفار کن، نفر سوم آمد و عرضه داشت زراعت من آب ندارد و خشک است، دعا کنید تا خدا باران نازل کند، حضرت فرمود استغفار کن. چهارمین نفر آمد و عرض کرد: ثروت بسیار دارم اما اولاد ندارم، برام دعا کنید، حضرت فرمود استغفار کن . ابن‌عباس می‌‌گوید در خدمت حضرت بودم، عرض کردم یا امیر‏المؤمنین! از شما سؤالات مختلف پرسیده شد اما به همۀ آنها فقط یک پاسخ دادید. حضرت فرمود: آیا نشنیدی خدا در قرآن فرمود: «اسْتَغْفِرُوا رَبَّکُمْ إِنَّهُ کانَ غَفَّاراً، یُرْسِلِ السَّماءَ عَلَیْکُمْ مِدْراراً وَ یُمْدِدْکُمْ بِأَمْوالٍ وَ بَنِینَ وَ یَجْعَلْ لَکُمْ جَنَّاتٍ وَ یَجْعَلْ لَکُمْ أَنْهاراً…

ایشان پس از نقل این حدیث فرمودند : در حدیث داریم هر کسی استغفار کند، چهار چیز نصیبش می‌شود؛ «مَنْ أَکْثَرَ اَلاِسْتِغْفَارَ جَعَلَ اَللَّهُ لَهُ مِنْ کُلِّ هَمٍّ فَرَجاً وَ مِنْ کُلِّ ضِیقٍ مَخْرَجاً وَ مِن کُلِّ خوفٍ اَمناً وَ رَزَقَهُ مِنْ حَیْثُ لاَیَحْتَسِبُ؛ هر کس زیاد استغفار کند خدا براى او از هر غمى فرجى قرار دهد، از هر سختى بیرون‌آمدنى، در هر ترسی در امنیت است و روزى دهد او را از آنجا که گمان ندارد.»

هفتم صحیفه سجادیه که رهبر انقلاب خواندن آن را توصیه کردند :

وَ کَانَ مِنْ دُعَائِهِ عَلَیهِ السَّلَامُ إِذَا عَرَضَتْ لَهُ مُهِمَّهٌ أَوْ نَزَلَتْ بِهِ مُلِمَّهٌ وَ عِنْدَ الْکَرْبِ:

دعای حضرت زین العابدین (علیه‌السّلام) است آنگاه که امر مهمی بر ایشان پیش می‌آمد یا کار دشواری حادث می‌شد و هنگام سختی:

 

۱) یا مَنْ تُحَلُّ بِهِ عُقَدُ الْمَکَارِهِ، وَ یا مَنْ یفْثَأُ بِهِ حَدُّ الشَّدائِدِ، وَ یا مَنْ یلْتَمَسُ مِنْهُ الْمَخْرَجُ إِلَى رَوْحِ الْفَرَجِ.

ای آنکه گرهِ کار‌های فرو بسته به سر انگشت تو گشوده می‌شود، و‌ای آن که سختی دشواری‌ها با تو آسان می‌گردد، و‌ای آن که راه گریز به سوی رهایی و آسودگی را از تو باید خواست.

 

۲) ذَلَّتْ لِقُدْرَتِکَ الصِّعَابُ، وَ تَسَبَّبَتْ بِلُطْفِکَ الْأَسْبَابُ، وَ جَرَى بِقُدرَتِکَ الْقَضَاءُ، وَ مَضَتْ عَلَى إِرَادَتِکَ الْأَشْیاءُ.

سختی‌ها به قدرت تو به نرمی گرایند و به لطف تو اسباب کار‌ها فراهم آیند. فرمانِ الاهی به نیروی تو به انجام رسد، و چیزها، به اراده‌ی تو موجود شوند،

 

۳) فَهِی بِمَشِیتِکَ دُونَ قَوْلِکَ مُؤْتَمِرَهٌ، وَ بِإِرَادَتِکَ دُونَ نَهْیکَ مُنْزَجِرَهٌ.

و خواستِ تو را، بی آن که بگویی، فرمان برند، و از آنچه خواستِ تو نیست، بی آن که بگویی، رو بگردانند.

 

۴) أَنْتَ الْمَدْعُوُّ لِلْمُهِمَّاتِ، وَ أَنْتَ الْمَفْزَعُ فِی الْمُلِمَّاتِ، لَا ینْدَفِعُ مِنْهَا إِلَّا مَا دَفَعْتَ، وَ لَا ینْکَشِفُ مِنْهَا إِلَّا مَا کَشَفْتَ.

تویی آن که در کار‌های مهم بخوانندش، و در ناگواری‌ها بدو پناه برند. هیچ بلایی از ما برنگردد مگر تو آن بلا را بگردانی، و هیچ اندوهی بر طرف نشود مگر تو آن را از دل برانی.

 

۵) وَ قَدْ نَزَلَ بِی یا رَبِّ مَا قَدْ تَکَأَّدَنِی ثِقْلُهُ، وَ أَلَمَّ بِی مَا قَدْ بَهَظَنِی حَمْلُهُ.

ای پروردگار من، اینک بلایی بر سرم فرود آمده که سنگینی‌اش مرا به زانو درآورده است، و به دردی گرفتار آمده‌ام که با آن مدارا نتوانم کرد.

 

۶) وَ بِقُدْرَتِکَ أَوْرَدْتَهُ عَلَی وَ بِسُلْطَانِکَ وَجَّهْتَهُ إِلَی.

این همه را تو به نیروی خویش بر من وارد آورده‌ای و به سوی من روان کرده‌ای.

 

۷) فَلَا مُصْدِرَ لِمَا أَوْرَدْتَ، وَ لَا صَارِفَ لِمَا وَجَّهْتَ، وَ لَا فَاتِحَ لِمَا أَغْلَقْتَ، وَ لَا مُغْلِقَ لِمَا فَتَحْتَ، وَ لَا مُیسِّرَ لِمَا عَسَّرْتَ، وَ لَا نَاصِرَ لِمَنْ خَذَلْتَ.

آنچه تو بر من وارد آورده‌ای، هیچ کس باز نَبَرد، و آنچه تو به سوی من روان کرده‌ای، هیچ کس برنگرداند. دری را که تو بسته باشی. کَس نگشاید، و دری را که تو گشوده باشی، کَس نتواند بست. آن کار را که تو دشوار کنی، هیچ کس آسان نکند، و آن کس را که تو خوار گردانی، کسی مدد نرساند.

 

۸) فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ افْتَحْ لِی یا رَبِّ بَابَ الْفَرَجِ بِطَوْلِکَ، وَ اکْسِرْ عَنِّی سُلْطَانَ الْهَمِّ بِحَوْلِکَ، وَ أَنِلْنِی حُسْنَ النَّظَرِ فِیمَا شَکَوْتُ، وَ أَذِقْنِی حَلَاوَهَ الصُّنْعِ فِیمَا سَأَلْتُ، وَ هَبْ لِی مِنْ لَدُنْکَ رَحْمَهً وَ فَرَجاً هَنِیئاً، وَ اجْعَلْ لِی مِنْ عِنْدِکَ مَخْرَجاً وَحِیاً.

پس بر محمد و خاندانش درود فرست.‌ای پروردگار من، به احسانِ خویش دَرِ آسایش به روی من بگشا، و به نیروی خود، سختی اندوهم را درهم شکن، و در آنچه زبان شکایت بدان گشوده‌ام، به نیکی بنگر، و مرا در آنچه از تو خواسته‌ام، شیرینی استجابت بچشان، و از پیشِ خود، رحمت و گشایشی دلخواه به من ده، و راه بیرون شدن از این گرفتاری را پیش پایم نِه.

 

۹) وَ لَا تَشْغَلْنِی بِالِاهْتِمَامِ عَنْ تَعَاهُدِ فُرُوضِکَ، وَ اسْتِعْمَالِ سُنَّتِکَ.

و مرا به سبب گرفتاری، از انجام دادنِ واجبات و پیروی آیین خود بازمدار.

 

۱۰) فَقَدْ ضِقْتُ لِمَا نَزَلَ بِی یا رَبِّ ذَرْعاً، وَ امْتَلَأْتُ بِحَمْلِ مَا حَدَثَ عَلَی هَمّاً، وَ أَنْتَ الْقَادِرُ عَلَى کَشْفِ مَا مُنِیتُ بِهِ، وَ دَفْعِ مَا وَقَعْتُ فِیهِ، فَافْعَلْ بِی ذَلِکَ وَ إِنْ لَمْ أَسْتَوْجِبْهُ مِنْکَ، یا ذَا الْعَرْشِ الْعَظِیمِ.

ای پروردگارِ من، از آنچه بر سرم آمده، دلتنگ و بی‌طاقتم، و جانم از آن اندوه که نصیب من گردیده، آکنده است؛ و این در حالی است که تنها تو می‌توانی آن اندوه را از میان برداری و آنچه را بدان گرفتار آمده‌ام دور کنی. پس با من چنین کن، اگر چه شایسته‌ی آن نباشم،‌ای صاحب عرش بزرگ.

 

منابع :

پایگاه مقام معطم رهبری

خبرگزاری تسنیم

دسته‌ها
آخرین عناوین فرهنگی هنرمندان اجتماعی ادبیات و نشر معارف دین و اندیشه علما عرفا اخبار

رخ دادهای تاریخی ۲۳ فروردین

پاسخ حضرت امام خمینی(ره)به تلگراف آیت ‏اللَّه حکیم برای هجرت به نجف (1342 ش)

به گزارش بقاع خبر:رخ دادهای تاریخی ۲۳ فروردین به نقل از سایت راسخون

پاسخ حضرت امام خمینی(ره)به تلگراف آیت ‏اللَّه حکیم برای هجرت به نجف (۱۳۴۲ ش)

مدت کوتاهی پس از تهاجم وحشیانه مزدوران رژیم پهلوی به مدرسه فیضیه، موج خشم و نفرت ناشی از این فاجعه، از مرزهای کشور فراتر رفت و حوزه‏های علمیه نجف و کربلا را نیز فرا گرفت. در این میان علاوه بر اعتراض مراجع، علما و طلاب عراق، علمای کربلا طی تلگراف و طومارهایی که برای رؤسای کشورهای عربی …

درگذشت استاد "محسن صبا" نویسنده معاصر (1371 ش)

درگذشت استاد “محسن صبا” نویسنده معاصر (۱۳۷۱ ش)

محسن صبا استاد و نویسنده معاصر ایرانی، پس از طی دوران تحصیلات مقدماتی در مدرسه دارالفنون، راهی فرانسه شد. او پس از اخذ درجه دکترای حقوق به ایران بازگشت و به تدریس پرداخت. دکتر محسن صبا، مؤسس گروه ملی کتابشناسی ایران و همچنین کمیته بایگانی ملی وابسته به یونسکو بود. از مهمترین آثار …

روز دندانپزشکی

روز دندانپزشکی

به منظور گسترش و پیشرفت خدمات درمانی و بهداشتی دهان و دندان در مناطق محروم کشور و روستاها، مجلس شورای اسلامی در ۲۳ فروردین ۱۳۶۰، قانون تربیت بهداشت‏کاران دهان و دندان را تصویب کرد. در این قانون، مجلس، وزارت بهداشت و درمان را موظف نمود که داوطلبانی را برای تربیت در این دوره، جذب کند …

به دعوت محمد یگانه وزیر امور اقتصادی و دارائی، آقای سیمون اسکاچکرف رئیس کمیته دولتی شورای وزیران اتحاد جماهیر شوروی در رأس یک هیئت بلندپایه از مقامات آن کشور به تهران آمد. (۱۳۵۷ش)

این سفر به منظور امضای یک موافقتنامه بین ایران و شوری در مورد همکاری برای ساختن قسمت چهارم شاه لوله گاز دوّم ایران در قم تا آستارا صورت می گیرد. این شاه لوله ۱۴۰۰ کیلومتر طول دارد

در حین دستگیری بین قوای ژاندارم به فرماندهی ماژور محمود پولادین و قوای محلی و محافظین والی زد و خورد شدیدی به وقوع پیوست و در نتیجه پانزده نفر به قتل رسیدند

عریضه سرگشاده مظفر بقائی خطاب به شاه در مجلس قرائت گردید.(1328 ش)

عریضه سرگشاده مظفر بقائی خطاب به شاه در مجلس قرائت گردید.(۱۳۲۸ ش)

در این عریضه بقائی، شاه را از عدم اجرای قوانین و تضییع حقوق افراد و تعطیل مطبوعات و مداخله مقامات نظامی در امور کشوری و تشکیل مجلس مؤسسان برحذر داشت.

مرگ "تیمور گورکانی" سرسلسله‏ ی تیموریان(807 ق)

• مرگ “تیمور گورکانی” سرسلسله‏ ی تیموریان(۸۰۷ ق)

تیمور گورکانی در سال ۷۳۶ ق در نزدیک سمرقند به دنیا آمد. در ابتدا، به خدمت یکی از امرای ماوراءالنهر درآمد و درجات ترقی را پیمود. او پس از چندین بار لشکرکشی به خوارزم، آن شهر را تصرف کرد و به تعدی به سرزمین‏های مجاور پرداخت. تیمور در دوران حکومت چهل ساله‏ی خود بارها به شهرها و مناطق …

رحلت فقیه بزرگوار آیت ‏اللَّه "شیخ حسنعلی اصفهانی" معروف به "نخودکی" (1361ق)

• رحلت فقیه بزرگوار آیت ‏اللَّه “شیخ حسنعلی اصفهانی” معروف به “نخودکی” (۱۳۶۱ق)

آیت‏اللَّه شیخ حسنعلی اصفهانی معروف به نخودکی فرزند ملاعلی اکبر در نیمه‏ی ذی‏قعده سال ۱۲۷۹ قمری در اصفهان دیده به جهان گشود و از کودکی تلاش و جدّیت وافر در تزکیه نفس، تهجّد و عبادت داشت. وی با مراقبت حاج محمدصادق فولادی تحصیلات مقدماتی را در اصفهان فرا گرفت. آن گاه ازمحضر آخوند ملامحمد …

درگذشت عالم و فقیه جلیل و مرجع بزرگ آیت ‏اللَّه "ملاعلی آخوند همدانی" (1398ق)

• درگذشت عالم و فقیه جلیل و مرجع بزرگ آیت ‏اللَّه “ملاعلی آخوند همدانی” (۱۳۹۸ق)

آخوند ملاعلی همدانی، در سال ۱۳۱۳ ق در یکی از روستاهای همدان به دنیا آمد. مقداری از دروس خود را در همدان خواند و سپس چند سالی در تهران ادامه‏ی تحصیل داد. وی در سال ۱۳۴۰ ق به قم رفت و از درس میرزا جواد ملکی تبریزی و آیت اللَّه حائری استفاده برد. آخوند ملاعلی همدانی در سال ۱۳۵۰ ق حسب …

تولد "راجر بیکُن" فیلسوف و نظریه‏پرداز انگلیسی (1214م)

• تولد “راجر بیکُن” فیلسوف و نظریه‏پرداز انگلیسی (۱۲۱۴م)

راجر بیکُن، فیلسوف و مدرس معروف انگلیسی در ۱۱ آوریل سال ۱۲۱۴م در انگلستان به دنیا آمد. او سپس در دانشگاه‏های آکْسْفورد انگلستان و پاریس به تحصیل و سپس تدریس پرداخت. بیکن از آن پس به عنوان کشیش به خدمت مشغول گردید. او در این زمان در زمینه علم کیمیا مطالعاتی نمود و دریافت که چگونه می‏توان …

تصرف سرزمین سیبری توسط ارتش روسیه (1633م)

• تصرف سرزمین سیبری توسط ارتش روسیه (۱۶۳۳م)

منطقه سیبری به بخش وسیعی از قسمت آسیایى روسیه اطلاق می‏شود که ناحیه پهناوری را تا کرانه اقیانوس آرام در بر گرفته است. روس‏ها در اوایل قرن هفدهم به سرعت بر منطقه سیبری تسلط یافتند و ظرف مدت سه دهه مرزهای کشور خود را قریب پنج هزار کیلومتر پیش برده و تا کرانه‏های اقیانوس آرام رساندند. …

اختراع ماشین تولید سرمای مصنوعی فرانسه (1859م)

• اختراع ماشین تولید سرمای مصنوعی فرانسه (۱۸۵۹م)

در یازدهم آوریل ۱۸۵۹م دستگاه تولید سرمای مصنوعی توسط یک صنعت‏گر و شیمی‏دان فرانسوی به نام فردیناند کاره اختراع شد. سرمای این دستگاه توسط گاز آمونیاک تأمین می‏شد. اختراع کاره گام مهمی برای حفظ مواد غذایی و دارویی از فساد و تلف شدن به ویژه در مناطق گرمسیر بود. این دستگاه پس از تکمیل …

ترور "امیلیانو زاپاتا" انقلابی مکزیکی (1919م)

• ترور “امیلیانو زاپاتا” انقلابی مکزیکی (۱۹۱۹م)

امیلیانو زاپاتا انقلابی معروف مکزیکی، در سال ۱۸۷۹م در مکزیک به دنیا آمد و از کودکی، رنج و محرومیت هم‏وطنان خود را لمس کرد. امیلیانو زاپاتا، رهبر انقلابی مکزیک در سال‏های اولیه قرن بیستم، یکی از معروف‏ترین بانیان جنبش ضد دولتی مکزیک بود. وی در سال ۱۹۱۰م با شعارزمین و آزادی، اسلحه به …

درگذشت "انور خوجه" رئیس جمهور سابق آلبانی (1985م)

• درگذشت “انور خوجه” رئیس جمهور سابق آلبانی (۱۹۸۵م)

انور خوجه رهبر پیشین آلبانی در سال ۱۹۰۸م به دنیا آمد. او از اوایل دوران تحصیل خود در فرانسه وارد فعالیت‏های انقلابی گردید و به عضویت حزب کمونیست فرانسه درآمد. انور خوجه در کشاکش جنگ جهانی دوم، رهبری چریک‏های چپ‏گرا را بر عهده گرفت و در سال ۱۹۴۱م، حزب کمونیست آلبانی را بنیان نهاد. …

مرگ بوربنگ، محقق مشهور علوم طبیعی (1926م)

آخرینرخ دادهای تاریخی ۲۳ فروردین/

• مرگ بوربنگ، محقق مشهور علوم طبیعی (۱۹۲۶م)

لوتر بوربنگ طبیعی‏دان امریکایى، در ۱۸ فوریه ۱۸۴۹م به‌دنیا آمد. وی تحصیلات رسمی را تا سن ۱۹ سالگی به اتمام رساند و از آن پس بر اثر مطالعه برخی آثار درباره جانوران و گیاهان، به تحقیق درباره گیاهان پرداخت. بوربنگ پس از چندی، راهی کالیفرنیا گردید و پنجاه سال بقیه عمرش را به آزمایش درباره …

دسته‌ها
معارف عرفا علما اخبارپایگاه اخبار

آیت‌الله بطحائی بر اثر ابتلا به کرونا درگذشت

بقاع نیوز: آیت الله سیّد هاشم بطحایی، نماینده مردم تهران در مجلس خبرگان رهبری که به بیماری کرونا مبتلا شده بود، سحرگاه دوشنبه دار فانی را وداع گفت. 

آیت الله سیّد هاشم بطحایی متولد سال ۱۳۲۰ در گوگد گلپایگان بود.

دسته‌ها
اخبارپایگاه عرفا علما معارف اخبار

یک مرد و هزار ایده؛ ناگفته‌هایی از زندگی شیخ‌ علی اسلامی

درست در همان روزهایی که ایران، سردار پرافتخار و بدون مرز خود، شهید حاج قاسم سلیمانی را از دست داد، شخصیتی دیگر نیز به آسمان‌ها عروج کرد که به حق می‌توان او را ناشر بدون مرز اهل بیت(ع) دانست؛ مرحوم حجت‌الاسلام والمسلمین حاج شیخ علی اسلامی، شخصیتی متواضع و بی‌ادعا بود که دامنه خدماتش، نه تنها ایران، بلکه جهان را در بر می‌گرفت. با حجت‌الاسلام والمسلمین میثم اسلامی، فرزند او، به گفت‌وگو نشستیم و درباره زندگی و زمانه پدر، سؤال کردیم. در ادامه، حاصل این گفت‌وگوی مجله خیمه را بخوانید.

متأسفانه شخصیتی را از دست دادیم که لااقل در اطراف خودم کسی را نمی‌بینم که بتواند جایگزین ایشان شود، شخصیتی که تمام همّ و غم خود را به ترویج فرهنگ اهل بیت(ع) اختصاص داده بود، صحبت درباره زندگی و فعالیت‌های مرحوم حاج شیخ علی اسلامی قرائتی، ساعت‌‌ها و بلکه روزها زمان لازم دارد اما اختصاراً در این مجال می‌توان نکاتی را عرض کرد. بعضی افراد فعالیت‌های گسترده با عمق کم انجام می‌دهند، بعضی هم فعالیت‌های کم اما با عمق زیاد؛ اما فعالیت‌های مرحوم اسلامی، هم گسترده و هم عمیق بود. ایشان در تیرماه ۱۳۲۰ در تهران متولد شد. پدر ایشان، مرحوم حاج شیخ عباسعلی آقای اسلامی، شخصیتی برجسته در تهران و مؤسس جامعه تعلیمات اسلامی بودند و در سراسر زندگی بابرکت خود، دغدغه ترویج معارف اهل بیت(ع) را داشتند. مادربزرگ ما، زنی آشنا با قرآن و حدیث و فرزند نجاری بودند که برخی از درهای حرم حضرت علی ابن موسی‌الرضا(ع) را ساخته بود. پدر ما در چنین خانواده‌ای متولد شد و رشد کرد. بعد از اینکه تحصیلات دوران دبیرستان ایشان به پایان رسید، مدتی را در حوزه‌های قم و مشهد سپری کرد اما سرانجام در سال ۱۳۴۳ به همراه پدر بزرگوارشان، عازم نجف اشرف شد و تحصیل علوم دینی را به طور متمرکز در آن شهر پیگیری کرد.

بازگشت شاگرد شهید صدر
پدر ما، در درس آیت‌الله‌العظمی خوئی و آیت‌الله شهید صدر شرکت می‌کرد و به همراه شخصیت‌هایی همچون مرحوم آیت‌الله هاشمی شاهرودی و آیت‌الله مدرسی یزدی از خواص شاگردان شهید صدر بودند، اما تصمیم رژیم بعث عراق مبنی‌بر اخراج علمای ایرانی از نجف، منجر شد که ایشان به همراه تعداد بسیاری از علما به کشور بازگردند. خیلی از آقایانی که برگشتند، سراغ کار معمولِ آخوندی که همان منبر و محراب است، رفتند، اما ایشان از دورانی که نجف بود، بواسطه ایده‌های نویی که شهید صدر داشتند، انگیزه کار‌های فرهنگی پیدا کرده بود.

پدر ما یک سفر هم با امام موسی صدر به جنوب لبنان رفته بود و ایده‌های بسیاری را از ایشان فراگرفته بود. این تجربیات به انضمام تعالیمی که حاج شیخ علی آقای اسلامی از پدر خلاق و پرکارشان آموخته بود، باعث شد که پس از بازگشت از نجف، علاوه بر پیگیری درس و بحث، تمرکز خود را به نشر معارف نورانی اهل بیت(ع) با روش‌هایی نوین اختصاص دهند. اولین اقدام ایشان، تأسیس کتابخانه بزرگ اسلامی بود که محل استقرار پدرشان، مرحوم حاج شیخ عباسعلی اسلامی هم شد. در همین کتابخانه و با مدیریت ایشان، کتاب‌هایی از شهید مطهری، شهید صدر و… به زبان‌های مختلف ترجمه و توزیع شد. ایشان همچنین از علامه امینی اجازه گرفتند که الغدیر را به زبان فارسی ترجمه کنند، لذا ۱۱ جلد از الغدیر، در ۲۲ جلد با مدیریت ایشان ترجمه و منتشر شد. ایشان بعد از کتابخانه، به منظور احیای غدیر، انتشارات غدیر را تأسیس کردند (گرچه این انتشارات الان، عملاً فعالیتی ندارد)، همچنین انتشارات دیگری را به نام «روزبه» تأسیس کردند تا با استفاده از عِرق ملی ایرانیان، برای ترویج معارف اهل بیت(ع) تلاش کنند چون روزبه، نام فارسی جناب سلمان فارسی بود. این تقریباً خلاصه‌ای بود از فعالیت‌هایی که قبل از انقلاب داشتند.

بنیاد بعثت و واحد مسجد و مدرسه
بعد از انقلاب، شرایط بسیار تغییر کرد و محدودیت‌ها و گرفتاری‌هایی که برای ایشان بود، مرتفع شد. لذا حاج آقا گروهی از دوستان خود را جمع کرد و مؤسسه‌ای را به نام بنیاد بعثت، بنیان نهاد. این مؤسسه منشأ خدماتی گسترده و عمیق در کشور شد.

یکی از کارهایی که در بنیاد انجام شد و خانواده‌ها از آن استقبال کردند، راه‌اندازی واحدی به نام «مسجد و مدرسه» بود، این واحد از میان نوجوانان عضوگیری می‌کرد و به تناسب شرایطی که آن عضو داشت (مثلاً سن، شرایط اخلاقی، شرایط زندگی و …) کتاب مناسب با آن عضو، تهیه و ارسال می‌شد. این یکی از مهم‌ترین ایده‌های حاج آقا برای هدف‌دادن به مطالعات نوجوانان بود. حاج آقا می‌گفت: «مردم دوست دارند کتاب بخوانند اما گاهی نمی‌دانند چه بخوانند! ما می‌توانیم کتاب‌های مفید را به آن‌ها معرفی کنیم»، فکر می‌کنم این واحد در دهه ۶۰، بیش از پنج هزار عضو داشت.

ایشان همچنین اردوهایی به نام «رشد» برای نوجوانان، در مشهد و شمال کشور و هر جایی که امکان داشت، تدارک می‌دیدند. در خلال این اردوها که عمدتاً دانش‌آموزان دبیرستانی در آن شرکت می‌کردند، مباحث تربیتی و اخلاقی با آنان در میان گذاشته می‌شد.

حاج آقا از همان ابتدا فعالیت انتشاراتی را هم در بنیاد بعثت، جدی گرفت آن هم نه فقط در سطح داخل کشور بلکه دید ایشان، نگاه بین‌المللی بود. آنچه خدمت شما عرض می‌کنم غلو نیست، آماری که عرض می‌کنم برای حدود ۱۵ سال قبل است که در بنیاد بعثت، بیش از هزار عنوان کتاب به ۱۸ زبان زنده دنیا، با مدیریت حاج آقا ترجمه شد. یکی از اعتقادات حاج آقا این بود که حق چاپ و اینها، وجاهت شرعی ندارد لذا فایل کتاب‌هایی را که در بنیاد، تألیف و ترجمه می‌شد، برای هر کسی که در دنیا متقاضی بود، می‌فرستاد و آن شخص اجازه داشت آن کتاب را چاپ و توزیع کند.

ستاد جنگ در بنیاد
در اوایل دفاع مقدس، یکی از دوستان حاج آقا از لشکر ۲۷ محمد رسول‌الله(ص) به ایشان گلایه کرد که بچه‌ها در جبهه دچار کمبود امکانات مثل پتو، مواد غذایی و … هستند، حاج آقا به سرعت خیران را جمع کرد و به آن‌ها عتاب کرد که چرا نسبت به تأمین‌کنندگان امنیت کشور بی‌تفاوت هستید؟ اولین کاروان کمک‌های مردمی در سال ۱۳۵۹ با همت حاج شیخ علی آقای اسلامی به جبهه ارسال شد. مدتی بعد هم حاج آقا، ستاد جنگ و نوسازی را ذیل بنیاد بعثت راه‌اندازی کردند، بعد از این بود که ستاد جمع‌آوری کمک‌های مردمی به جبهه، در همه ادارات و سازمان‌های دولتی ایجاد شد.

یکی دیگر از اقدامات ماندگار حاج آقا، راه‌اندازی مرکز تحقیقات اسلامی در قم بود. خیلی از متون شیعه مغفول مانده بود و حتی داشت نابود می‌شد، حاج آقا با تأسیس این مرکز به احیای میراث مکتوب شیعه اهتمام ورزید، حتی خیلی از نسخه‌های خطی را با زحمت، از خارج کشور تهیه می‌کرد. یکی از کتاب‌هایی که در این مرکز به چاپ رسید، کتاب تفسیر اهل بیت(ع) بود. در این مرکز، احادیثی که مرتبط با تفسیر آیات قرآن بود، شناسایی شد و منابع آن مورد بررسی قرار گرفت، سپس احادیثی که قطعی و موثق بود در قالب کتابی با عنوان تفسیر اهل بیت(ع) منتشر شد. یکی دیگر از اقدامات حاج آقا در این مرکز، اهتمام به جمع‌آوری و انتشار تفاسیر شیعی بود، مثل تفسیر «نفحات‌الرحمن»، تفسیر«عیاشی» و تفسیرهای متعددی دیگری که در دست انتشار داشتند. امیدواریم که ادامه‌دهندگان راه حاج آقا بتوانند کتاب‌هایی را که حاج آقا مد نظر داشت، به چاپ برسانند.

حاج آقا ورق به ورق، آثار را بررسی و نظر علمی خود را اعمال می‌کردند، بعضی‌ها اینگونه در ذهنشان هست که ایشان، کار علمی را کنار گذاشته و کلاً به کارهای فرهنگی و اجرایی مشغول بودند، در حالی که تا پایان حیات خود، مطالعه و تحقیق و بررسی علمی را کنار نگذاشتند.

نشر کتب عربی
یکی از نظرات ایشان این بود که انتشار کتاب به زبان عربی در ایران توجیهی ندارد، چون اولاً کیفیتی که عرب‌زبان انتظار دارد، در ایران تولید نمی‌شود، ثانیاً بازار کتاب کشورهای عربی، ایران نیست. برای همین در بیروت که همچون مصر محل نشر کتب عربی است، دفتری برای چاپ کتب مرتبط با فرهنگ اهل بیت(ع) تأسیس کردند. کتاب‌ها در ایران، آماده و تدوین می‌شد و در بیروت، چاپ و توزیع می‌شد. یکی از اقدامات حاج آقا که در لبنان مورد استقبال واقع شد، ترجمه عربی تفسیر نمونه بود که با نام «الامثل»، در بنیاد بعثت و زیر نظر حاج آقا انجام شد. البته بعداً آیت‌الله مکارم شیرازی فرمودند که این کتاب باید در مجموعه خود ما تولید شود و نباید خارج از مجموعه ما باشد، لذا حاج آقا کلاً کار ترجمه عربی تفسیر نمونه را به دفتر ایشان واگذاری کردند.

تاسیس مجمع خیرین
ایده حاج آقا این نبود که صفر تا صد کاری را خودشان انجام دهند، بنایشان بر این بود که همه افراد را پای کار بیاورند، برای همین هیچ‌وقت کاری را به خودشان وابسته نمی‌کردند و کار را جمعی جلو می‌بردند. خاطرم هست که در اوایل انقلاب، افراد زیادی به حاج آقا مراجعه می‌کردند و درخواست کمک مالی داشتند، حاج آقا در دورانی که خیریه‌ها به گستردگیِ امروز شکل نگرفته بودند، مجمع خیرین را تأسیس کردند، مرکزی را هم تدارک دیدند که بخش‌های مختلفی مثل مواد غذایی، پوشاک و … در آن وجود داشت.

افرادی که کم‌بضاعت بودند و نیاز آن‌ها توسط مجمع خیرین تأیید می‌شد، از مجمع، بُن می‌گرفتند و برای تهیه کالاهای مورد نیاز خود، به مرکز مراجعه می‌کردند. به شکلی بود که هم عزت نفس افراد حفظ می‌شد و هم کالاهایی که واقعاً احتیاج داشتند، با انتخاب خودشان، در اختیارشان قرار می‌گرفت. فعالیت این مرکز تا اوایل دهه ۷۰ ادامه داشت، اما از آن به بعد، شرایط اقتصادی کشور به گونه‌ای پیش رفت که با تصمیم‌گیری‌های دولت وقت، بازار تقریباً تعطیل شد. خاطرم هست که دولت اعلام کرد به دلیل تأمین خسارات جنگ قادر به تأمین بودجه بسیاری از سازمان‌ها نیستیم، خودشان فعالیت کنند و درآمد خودشان را به دست بیاورند. خیلی از افراد خیّری که کنار حاج آقا بودند و هزینه فعالیت‌ها را تأمین می‌کردند، گفتند حاج آقا ما دیگر توان نداریم، چون رونق بازار از بین رفته بود و بعضاً در هزینه‌های زندگی خود نیز دچار مشکل شده بودند.

مدرسه را گرفتند
یکی دیگر از اقدامات حاج آقا، تأسیس مدرسه بود. تجربه موفق جامعه تعلیمات اسلامی پیش روی حاج آقا بود، همانطور که می‌دانید مرحوم حاج شیخ عباسعلی اسلامی، پدر حاج آقا توانسته بودند پیش از انقلاب، ۲۰۰ مدرسه را در قالب مدارس جامعه تعلیمات اسلامی در سطح کشور راه‌اندازی کنند، خدماتی که در این مدارس به دانش‌آموزان ارائه می‌شد، در هیچ مدرسه دیگری ارائه نمی‌شد. پدر ما با عنایت به این تجربه، به مدرسه‌سازی در مناطق محروم اقدام کرد، برای مثال ایشان به تأسیس یک مجتمع آموزشی در شهرک واوان تهران، که از مناطق اقماری تهران محسوب می‎‌شود، اقدام کرد. این مجتمع آموزشی شامل یک مدرسه دخترانه و یک مدرسه پسرانه (در مقطع دبستان و راهنمایی) بود. بعد از یک یا دو سال فعالیت، معدل کل دبستان پسرانه بعثت در شهرک واوان که امکانات خارق‌العاده‌ای هم نداشت، ۱۹٫۸۲ شد و رتبه نخست مدارس کشور را کسب کرد.

افرادی هم که در این مدرسه ثبت نام می‌کردند، از تخفیف ۱۰ تا ۱۰۰ درصدی بهره‌مند می‌شدند. این نکته را هم سربسته بگویم که متأسفانه بعداً مدرسه را به نحوی از دست حاج آقا گرفتند.

بنیاد غدیر
یکی دیگر از فعالیت‌های حاج آقا، تأسیس جمعیت احیای بقاع متبرکه بود. خیلی از مقابر امامزادگان در سطح دنیا هست که باید احیا می‌شد و مغفول مانده بود. حاج آقا با شیوه خود که همه افراد را پای کار می‌آورد، عده‌ای از علما و خیرین را دعوت کردند که به این امور رسیدگی شود. یکی از بقاعی که احیا شد، مرقد حضرت سکینه بنت علی ابن طالب(ع) در سوریه است. افرادی که در دو دهه اخیر به دمشق رفته‌اند، حتماً بنای آن را دیده‌اند. البته در جنایات اخیر داعش، مرقد ایشان تخریب شد و بازسازی آن دوباره شروع شده است. یک بقعه دیگر، مرقد زید ابن علی ابن الحسین(ع) در افغانستان بود که احیا شد.

یکی از اقدامات ماندگار حاج آقا، تأسیس مجمع جهانی اهل بیت(ع) بود. ایشان عضو هیئت مؤسس این مجمع بودند و من یادم هست تمام مقدمات لازم برای تأسیس مجمع توسط حاج آقا پیگیری شد. اساسنامه آن نیز با دقت و تلاش ایشان، در کنار شخصیت‌هایی همچون آیت‌الله تسخیری و آیت‌الله شرعی نوشته شد. ایده شکل‌گیری بنیاد بین‌المللی غدیر نیز توسط ایشان مطرح شد. معتقد بودند باید یک کار بین‌المللی، قوی و اختصاصی برای غدیر انجام شود. حاج آقا ایده را با جمعی از علما مطرح و پیگیری کرد اما معتقد بود فردی باید کار آن را به دست بگیرد که وجهه ملی داشته باشد و بتواند امکانات مؤسسات و سازمان‌ها را پای کار بیاورد. در این راستا ۱۰ جلسه با مرحوم آیت‌الله خزعلی برگزار کردند که سه جلسه را خودم همراه حاج آقا حضور داشتم. حاج آقا، آیت‌الله خزعلی را متقاعد کرد که ایشان تشریف بیاورند و محور کار را به عهده بگیرند. مرحوم آیت‌الله خزعلی هم سرانجام پذیرفت و ستاد غدیر تشکیل شد. در همان سال اول، مجمع بزرگی از نمایندگان سپاه، ارتش، بسیج، نهادهای فرهنگی و … در ستاد، برای تبلیغ غدیر شروع شدند. بعد از مدتی این ستاد، با پیشنهاد حاج آقا، به بنیاد بین‌المللی ارتقا پیدا کرد و ایشان هم به عضویت هیئت امنای آن درآمدند. خاطرم هست که جلسه تأسیس بنیاد، با حضور مرحوم آیت‌الله مهدوی کنی در دانشگاه امام صادق(ع) برگزار شد.

نهضت ترجمه
یکی دیگر از مراکزی که حاج آقا تأسیس کرد، مؤسسه علامه عسکری بود. مرحوم پدر ما به همراه آیت‌الله جاودان، از خواص ملازمان علامه عسکری بودند. حاج آقا دیدند که سن علامه بالا رفته است و اگر به رحمت خدا بروند، این همه خدماتی که انجام داده‌اند، ممکن است به خوبی برای مردم معرفی نشود و حتی از بین برود. چون سازماندهی خوبی برای آثار ایشان وجود نداشت. تعدادی از کسانی که به علامه عسکری علاقه‌مند بودند با مشورت حاج آقا، مؤسسه‌ای برای علامه عسکری تشکیل دادند که کارهای ایشان بماند و به مردم معرفی شود. ایشان مجموعه‌ای نیز به نام «نهضت ترجمه» به وجود آوردند که البته اکنون عده‌ای متأسفانه این طرح را به نام خودشان ادامه می‌دهند.

حاج آقا معتقد بود که باید حرکتی جهادی برای معرفی متون شیعه به دنیا انجام شود، لذا ایشان سایت نهضت ترجمه را در حد مقدوراتی که داشتند، راه‌اندازی کردند. هر متن خوبی را که لازم بود، به زبان‌های مختلف ترجمه می‌کردند و اصل فایل را در سایت قرار می‌دادند، به این ترتیب مخاطبان از سراسر دنیا می‌توانستند آن کتاب‌ها را چاپ و توزیع کنند و حتی از آن پول دربیاورند.

موزه هنرهای اسلامی
نهضت مسجد سازی از دیگر فعالیت‌های حاج آقا بود به گونه‌ای که ۱۰۰ مسجد برای شیعیانی که در مناطق سنّی‌نشین به مسجد دسترسی نداشتند، به همت ایشان ساخته شد. یکی از کارهایی که به نظرم شاه‌بیت فعالیت‌های تبلیغی حاج آقا محسوب می‌شود، تأسیس موزه هنرهای اسلامی است. موزه هنرهای اسلامی در ایده کلی ۱۶ بخش داشت که ۱۴ بخش آن، اختصاصاً برای ۱۴ معصوم بود. هر آنچه اثر نفیس که لازم بود در این زمینه تولید شود، حاج آقا تولید می‌کردند. ایشان همچنین ایده‌هایی در مورد مسابقات بین‌المللی هنرهای اسلامی داشتند که امیدواریم ادامه پیدا کنند.

گروه ضربت
حاج آقا در روش تربیتی خود تحکمی نداشتند. ایشان ۵ پسر و ۴ دختر دارند. اینطور نبود که بخواهند محدودیتی ایجاد و نظر خود را تحمیل کنند. ایشان سعی می‌کردند مسیر را به گونه‌ای ترسیم کنند که ما فرزندان ایشان، خودمان انتخاب صحیح داشته باشیم. مشی سیاسی حاج آقا نیز همواره در جهت تقویت انقلاب اسلامی بود. ایشان در مبارزات انقلابی حضور فعال داشتند و پس از انقلاب نیز مشی انقلابی خود را ادامه دادند. در اوایل انقلاب، هشت گروه ضربت به همت حاج آقا در سطح شهر تهران ایجاد شد که هرجا منافقان یا سلطنت‌طلبان می‌خواستند شلوغ کنند یکی از این گروه‌های ضربت به آنجا اعزام می‌شد و غائله را می‌خواباندند. نگاه ایشان همیشه این بود که ولی فقیه چه می‌گوید و امر ولی فقیه را بر خود واجب می‌دانستند. نگاهشان هم به ولایت، نگاه سیاسی نبود بلکه نگاه اعتقادی بود. یعنی همان نگاه امام راحل(ره) که ولایت فقیه را مثل ولایت رسول‌الله(ص) می‌دانستند.

وفات، تشییع، تدفین و مراسم ارتحال حاج آقا، همه با ایام شهادت سردار رشید اسلام، حاج قاسم سلیمانی مصادف شد که این هم نکاتی دارد. حاج آقا، به شدت به این سردار بزرگ ارادت داشتند. حاج خانم، مادر ما، می‌فرمود که هروقت حاج آقا، تصویر سردار سلیمانی را در تلویزیون می‌دیدند، برای سلامتی ایشان صدقه کنار می‌گذاشتند. یکی از دوستان تعبیر جالبی کرد؛ گفت حاج قاسم، نمادی از فعالیت‌های سخت‌افزاری جهوری اسلامی در عرصه بین‌المللی بود و مرحوم حاج شیخ علی اسلامی، نمادی از فعالیت‌های نرم‌افزاری. هر دو، به سمت یک هدف تلاش می‌کردند و ایام عروجشان نیز با هم مقارن شد.

خیمه /مجتبی اصغری

دسته‌ها
آخرین عناوین تکیه،حسینیه وهیئت ها عتبات عالیات أماکن مذهبی مساجد معارف شهدا مدافعان حرم دین و اندیشه دیگر حوزه ها علما عرفا اخبارپایگاه اخبار

مراسم ختم قرآن در مساجد چهارمحال و بختیاری برای جانباختگان حادثه سقوط هواپیمای اوکراینی برگزار شد

مدیرکل تبلیغات اسلامی چهارمحال و بختیاری با تسلیت به خانواده جانباختگان این حادثه افزود: برای همه ما، این حادثه سخت و سنگین بود، این عزیزان، فرزندان ما و هم وطنان ما بودند و همه ایرانیان خود را در غم خانواده آنان شریک می دانند؛ خداوند متعال روح آنان را متعالی و آرامش و صبر و شکیبایی و اجر به خانواده آنان و همه ما عنایت کند.

وی ادامه داد: به همین مناسبت با همکاری هیئت های مذهبی استان و توسط روحانیون مستقر، طرح هجرت و ائمه محترم جماعات مساجد، مراسم ختمی برای این عزیزان و تسلی خاطر بازماندگان در بقاع متبرکه، حسینیه ها و مساجد سراسر استان چهارمحال و بختیاری برگزارشد.

حجت‌الاسلام طاهری بدین وسیله از  حضور تمامی مردم ولایت مدار و با بصیرت استان در این مراسم که بعد از نماز مغرب و عشاء برگزارشد تشکرو قدردانی کرد.

پایان پیام/

دسته‌ها
آخرین عناوین عرفا فرهنگی ادبیات و نشر معارف دین و اندیشه علما اخبارپایگاه اخبار ویژه اخبار

حجت الاسلام فلسفی ، « زبان گویای اسلام » ، « سخنگوی دیانت اسلام »

بقاع خبر: حجت الاسلام والمسلمین محمد تقی فلسفی فرزند آیت الله حاج شیخ محمدرضا تنکابنی در سال ۱۲۸۶ شمسی در تهران متولد شد . پدر وی با بزرگانی چون مرحوم سیدحسن مدرس و مرحوم آیت الله کاشانی مرتبط بود. همچنین در غائله انجمنهای ایالتی و ولایتی وارد مبارزه با دولت شد و مادر وی طوبی خانم دختر مرحوم ابوالحسن تاجر اصفهانی ساکن تهران بود. تحصیل دروس مقدماتی را از شش سالگی آغاز نمود و بعد به تحصیل صرف و نحو و مقدمات علوم دینی پرداخت. او خود مدرسین فلسفه اش را اساتید بزرگی چون آقا میرزا مهدی آشتیانی ، آقا میرزا طاهر تنکابنی، آقا سیدکاظم عصار و آقا شیخ ابرهیم امامزاده زیدی برشمرده است. فلسفی اولین تجربه سیاسی خود را در راستای شعار قلابی جمهوریت که توسط رضاخان سرداده شده بود مرور کرد و همراه پدر و عمو در تحصن میدان بهارستان به رهبری آیت الله مدرس شرکت داشت.

اولین منبر را در سن ۱۵ ـ ۱۶ سالگی در محل (فیلسوفها) و بعد از نماز مغرب و عشاء با شعری در وصف مولا علی علیه السّلام آغاز می نماید وی برای فراگیری و تحویل اولین منبر به نزد خطیب ماهر به نام شیخ علی‌اکبر عزمی می رود و از ایشان درخواست می کند متن منبرش را برایش بنویسد که می پذیرد . فلسفی متن آقای عزمی را چندبار خوانده و حفظ می کند وبرای اولین بار در مسجد فیلسوف، که پدرش در آنجا امام جماعت بود؛ با عشق خاص پس از نماز عشاء در مقابل حیرت مردم بالای منبرمی رود ومطالبی را که حفظ کرده بود را اینگونه شروع می کند.:  بسم الله الرحمن الرحیم…

بی مهر علی به مقصد دل نرسی                     تا تخم نیفشنی به حاصل نرسی

بی دوستی علی و اولاد علی                        هرگز به خدا قسم، به منزل نرسی

در این هنگام آقای شیخ محمد شمیرانی که از دوستان پدرش بود و در بین مردم حضور داشت با صدای تشویق و «آفرین!» گفت: این تشویق تأثیر خود را گذاشت و او بدون شتاب، اشتباه و با اعتماد کامل ادامه منبر را بیان و مورد تشویق عموم مردم قرار می گیرد به طوری که بعضی مردم از پدرش خواستند اجازه دهد همین مطالب را در خانه و برای مؤمنین دیگر بازگو کند.

حجت الاسلام فلسفی در ۲۴- ۲۳ سالگی با دخترعموی خویش ازدواج نمود.

 

فلسفه و مبارزه با طاغوت 

وی در سال  ۱۳۱۶ شمسی به دلیل اشاره به حادثه مسجد گوهرشاد ممنوع‌المنبر و از پوشیدن لباس روحانیت محروم گردید. لیکن پس‌از ۳ سال با آغاز جنگ جهانی دوم و عزل رضاخان از ممنوعیت خارج شد.

فلسفی با شکل‌گیری حزب توده در ایران و درک ضرورت مبارزه با این انحراف به مبارزه با این گروه وابسته پرداخت. لذا توده‌ایها از وی کینه شدیدی به دل داشتند و در همان دوران بود که چندین بار توسط حزب توده مورد سوءقصد قرار گرفت.

وی به دستور آیت الله کاشانی ۱۳ روز پس از تشکیل دولت غاصب اسرائیل در مسجد شاه  [امام خمینی] مردم را به اعتراض علیه اسرائیل فراخواند.

از مهم‌‌ترین مبارزۀ وی در دهۀ ۲۰ و ۳۰ شمسی می‌توان از ۱- جلوگیری از تخریب مسجد مادرشاه و ساخت مسجد ارک. ۲- الزامی کردن دروس تعلیمات دینی و از همه مهمتر مبارزه با بهائیت نام برد.

وی در ماه مبارک رمضان سال ۳۲ شمسی به افشاگری علیه بهائیت پرداخت. خود در این خصوص می‌گوید: «در سخنرانی ماه مبارک رمضان … راجع به بهائیت و موقعیت آنها در ایران صحبت کردم. فردای آن ‌روز علم که وزیرکشور بود تلفنی به من هشدار داد که: «آقای فلسفی من اجازه نمی‌دهم که دربارۀ بهائی ها این چنین صحبت کنید و امنیت را مختل نمائید و موجب خونریزی شوید»! به او گفتم «مؤدب سخن بگوئید والا گوشی تلفن را می‌گذارم» او هم لحن صحبت را عوض کرد. من گفتم: «با لحنی جدی به مسلمانان می‌گویم هدف من آشکار ساختن گمراهی بهائی ها است. مبادا مسلمانی دست تجاوز بگشاید و بر روی یک بهائی سیلی بزند و اینکه موجب قتل و خونریزی گردید».

سخنرانی علیه بهائی ها در مسجدشاه [امام خمینی] و پخش آن از رادیو موج عجیبی در مملکت ایجاد کرد و مردمی که از دست آن فرقه ضاله ستم‌ دیده بودند به هیجان آمدند. حجت‌الاسلام فلسفی می‌گوید” «برایم نقل کردند که در آن ایام حسین‌علا نخست‌وزیر جدید برای معالجه به اروپا رفته بود به شاه تلگراف زده و گفته بود که عکس‌العمل مبارزه با بهائیان در اروپا خوب نیست، زیرا غربیها اعتراض می‌کنند و می‌گویند در ایران آزادی نیست.

در ادامه فلسفی می‌گوید که « روزی در نیمه ماه رمضان از طرف سرتیپ تیمور بختیار و سرلشگر علوی مقدم به من هشدار دادند که اعلیحضرت امر فرمودند که به شما ابلاغ کنیم از ضدیت و سخنرانی علیه بهائیت دست بردارید . با این احوال فلسفی این هشدارها را مورد توجه قرار نداد و چنانکه خودشان می‌گوید: «خلاصه ما به مخالفت مان با بهائی ها ادامه دادیم. از طرف دیگر تعدادی از نمایندگان مجلس طرحی را آماده کردند که به موجب آن این فرقه غیرقانونی اعلام شود و پیروان آن از ادارات اخراج شوند».

فعالیت فرقه بهائی توسط اداره کل سوم ساواک با دقت دنبال می‌شد. ولی بهائی ها بعد از حملات حجت‌الاسلام فلسفی و دستور شاه مبنی بر تخریب حظیره‌القدس مرکز بهائیان در ایران احساس خطر کردند و در پی آن ایادی، پزشک مخصوص شاه مدتی از ایران خارج شد. بهائیت جهانی این تصور را داشت که ایران ارض موعود بهائیان به حساب می‌آید.

در نهایت آیت‌الله فلسفی می‌گوید: «نتیجۀ مقاومت من تا پایان رمضان سال ۳۴ راجع به بهائی ها این شد که شاه از من خشمگین شود و لذا نه تنها ملاقاتم با شاه جهت ابلاغ پیام های آیت‌الله بروجردی قطع گردید بلکه از سوی امام جمعه تهران دیگر برای سخنرانی دعوت نشدم و پخش سخنرانی‌هایم از رادیو ممنوع شد.

حجت الاسلام والمسلمین فلسفی خطیب ارزشمند و توانا و سخنور بی همتایی بود که در جهت پیشبرد اهداف و آرمان های نهضت امام(ره) و انقلاب اسلامی با حضور فعّال و سرنوشت ساز خود در صحنه های گوناگون سیاسی ، مبارزاتی و تبلیغاتی نقش موثر و به سزایی داشت. ایشان در دوران پیش از انقلاب اسلامی در سخنرانی های خود درباره دین اسلام ، مسئولیت های دینی ، روابط اجتماعی انسانها ـ علل انحطاط اخلاقی جوانان و به خصوص در مسایل سیاسی روز و روشنگری و افشاگری عملکرد رژیم سفاک پهلوی وقت ، بارها توسط مأموران ساواک بازداشت شده و ممنوع المنبر گردید. و حتی ساواک با استخدام فردی قصد آسیب رساندن به ایشان را می نماید که با هوشیاری و توکل وی به خداوند این سوءقصد ناکام ماند.

امام خمینی(ره) به مقام و منزلت آقای فلسفی از آغاز آگاهی داشتند از این رو ، او را « زبان گویای اسلام » ودر پیام دیگر او را « سخنگوی دیانت اسلام » خواندند. بعد از پیروزی انقلاب اسلامی نیز علیرغم کبرسن همچنان در سنگر تبلیغ به ادای وظیفه مشغول بود و در سال ۱۳۷۷ در سن ۹۳ سالگی در اثر کسالت به جوار رحمت حق شتافت. ۱۵ وی در حرم مطهر حضرت عبدالعظیم حسنی در مقبره آیت الله کاشانی به خاک سپرده شد. از ایشان تألیفات بسیاری در زمینه‌های گوناگون روانشناسی، دینی برجای مانده که علاوه بر آنها تعدادی مقاله و سخنرانی نیز از ایشان در کتاب اسرار خلقت به چاپ رسیده است.

با پیروزی انقلاب اسلامی حجت الاسلام فلسفی همچنان به فعالیتها و منبرهای روشنگر خویش ادامه داد و سرانجام در روز ۷۷/۹/۲۷ دارفانی را وداع گفت و در جوار حرم مطهر حضرت عبدالعظیم علیه السّلام در مقبره آیت الله کاشانی به خاک سپرده شد.

 

تالیفات فلسفی

این مرد بزرگ در کنار منابر معنوی و سیاسی که در تکامل فرهنگ اسلامی آثار ماندگار تاریخی بر جای گذاشت و تدریس فن خطابه و منبر ، سبک و مکتب نوینی از منبرداری را در تاریخ معاصر تأسیس کرد. او تألیفات مفیدی در موضوعات مختلف بر اساس همان شیوه و سبک منبری خود بجای گذاشت که از جمله آنها می‌توان به آثار زیر اشاره کرد:

 

  • کودک از نظر وراثت و تربیت
  • جوان از نظر عقل و احساس
  • آیهالکرسی؛ پیام آسمانی توحید
  • بزرگسال و جوان از نظر افکار و تمایلات
  • اخلاق از نظر هم‌زیستی و ارزش‌های انسانی
  • معاد از نظر روح و جسم، سه جلد
  • سخن و سخنوری از نظر بیان و فن خطابه، یک جلد
  • شرح و تفسیر دعای مکارم الاخلاق (صحیفه سجادیه)، سه جلد.
  • پاسخ دفتر نشر آثار فلسفی به ادعای شجونی

 

نقل ادعای پرویز ثابتی از سوی رشید پور ، سخنان شجونی و پاسخ دفتر حفظ آثار فلسفی

رضا رشید پور در برنامه “دید در شب ” با نقل ادعای پرویز ثابتی، معاون امنیت داخلی ساواک، در کتاب خاطرات خود با عنوان «در دامگه حادثه» که در آمریکا منتشر شده مبنی بر این که ساواک با فریب برخی روحانیون و تهیه فیلم و عکس از ارتباط پنهانی آنها با زنان موفق شد، مخالفان سرسخت حکومت را ساکت و وادار به همکاری با این سازمان کند و پاسخ شجونی مبنی بر اینکه ” این برنامه را ساواک برای چند نفر از وعاظ مشهور تهران انجام داد. برای مرحوم فلسفی، حجازی، بنده و به اعتراف خودشان برای ٣٠٠ نفر از وعاظ معروف. یک نفر آقای تهامی بود. معاون ساواک تهران و یکی هم آقای کمالی بود که بعدها چندین‌ بار من را بردند و بدترین شکنجه‌ها را انجام دادند. ما رفتیم نشستیم شروع کردند، صحبت کردن که ساواک چنین است و چنان است. شما آخوندها فکر کردید می‌توانید شاه را برکنار کنید؟ تو می‌روی منبر باید با ما همکاری کنی… دیدم دو نفری یک چمدان به چه بزرگی را دارند می‌آورند. چمدان را وارونه کردند روی میز. روی میز پر شد از عکس بنده با یک خانم. من دیوانه شدم. رفتم مستقیم خانه آقای فلسفی. گفتم شما پدر مایی، رئیس جامعه وعاظی. نگفت برای من هم درست کردند. فلسفی پا شد و راه رفت و گفت هر کسی که فیلمبرداری کرده غلط کرده. یه‌ذره حالم جا آمد بیرون آمدم و یک آقایی من را سوار کرد. مرحوم شیخ جواد مناقبی بود. به من گفت: شجونی عکس فلسفی‌ رو دیدی؟ گفتم: نه، دست انداخت عکسو برداشت. دیدم عکسش با همون خانومیه که با من عکسش بود… بعدها در مورد آقای فلسفی گفتند که به‌ عنوان محلل از آقای فلسفی استفاده کردند.”

مؤسسه نشر آثار حجت‌الاسلام محمدتقی فلسفی، درباره ادعای شجونی در برنامه «دید در شب» سوم دی‌ ماه، پاسخی اختصاصی برای «شرق» ارسال کرده بود که به شرح زیر است:

۱-  ساواک در سال ١٣۴٧ نسبت به تهیه عکس علیه مرحوم حجت‌الاسلام فلسفی مبادرت می‌ورزد و سه سال بعد در بهمن ١٣۵٠ پس از سخنرانی معروف ایشان در دفاع از امام خمینی (ره) و علیه دو سناتور مجلس سنا، عکس مذکور را به‌ طور گسترده در سراسر کشور از طریق پست برای صنوف مختلف ارسال می‌نماید که شرح آن به‌ همراه اسناد و گزارش‌های ساواک و مونتاژبودن عکس به تفصیل در کتاب خاطرات و مبارزات حجت‌الاسلام فلسفی آمده است. این کتاب در سال ١٣٧۶، یک‌ سال قبل از فوت حجت‌الاسلام فلسفی از سوی مرکز اسناد انقلاب اسلامی منتشر گردید که در این جوابیه تنها به دو مورد از اسناد اشاره می‌گردد.

۲- کمتر از چهار هفته پس از انتشار عکس «مرکز سنجش وزارت اطلاعات» در بولتن خود، از بازتاب منفی انتشار عکس مرحوم فلسفی در جامعه چنین خبر می‌دهد: «انتشار عکس‌هایی از آقای فلسفی، انعکاس بسیار بدی در افکار و اذهان عمومی داشته و مردم با بدبینی خاصی می‌گویند این عکس‌ها مونتاژِ دولتی است که می‌خواسته است بدین وسیله بر روی اعمال و هدف‌های خاص خویش پوشش گذارد و این گفته اغلب طبقات مطلع کشور است.» (سند شماره ٢٨٠ کتاب خاطرات و مبارزات حجت‌الاسلام فلسفی)

۳- جالب‌ترین گزارش ساواک درباره بازتاب نظرات مردم نسبت به عکس‌ها، گزارش ساواک کردستان می‌باشد که می‌نویسد: ملاحسین ادیبی (امام‌جمعه وقت سقز) عکس ارسالی را ساختگی و جعلی می‌داند، زیرا در عکس، انگشتر‌های مشارالیه در انگشت سبابه و وسط دیده می‌شود که این برخلاف قواعد روحانیت بوده و معمولا روحانیون انگشتر‌ها را در انگشت کوچک خود و بعد از آن قرار می‌دهند. (سند شماره ٢٧۵ همان کتاب)

۴- شگفت آن که عکس‌های به‌ یادگار مانده مرحوم حجت‌الاسلام فلسفی که تعدادی از آنها در کتاب خاطرات و مبارزات حجت‌الاسلام فلسفی نیز آمده است، گواهی است بر این مدعا که ایشان هیچ‌گاه در طول عمر خود از انگشتر استفاده نکرد و دست راست و چپ او همواره فاقد انگشتر بوده است که به‌ عنوان نمونه در تصاویر ایشان در کنار مرحوم آیت‌الله خوئی در نجف (دهه٣٠)، در کنار مرحوم آیت‌الله سیدعلی بهبهانی در اهواز (دهه ١٣۴٠) و همچنین در کنار مرحوم آیت‌الله پسندیده (سال ١٣۵٨) واضح و مشخص است (تصاویر ضمیمه همان کتاب). این تصاویر جعلی‌بودن عکس‌های منتسب به مرحوم حجت‌الاسلام فلسفی را به‌خوبی اثبات می‌نماید.

۵-  در پایان جای بسی تأسف است، خطیبی که در صف مقدم اقدامات روحانیت علیه رژیم شاه قرار داشت و امام‌ خمینی(ره) او را «زبان گویای اسلام» نامید، برای دفاع از امام در مقابل ایادی رژیم شاه مورد این هجمه ناجوانمردانه ساواک در سال١٣۵٠ قرار گرفت و تا پیروزی انقلاب اسلامی ایران، ممنوع‌المنبر گردید، در برنامه «دید در شب» سوم دی‌ ماه ٩۴ آن هم میهمان برنامه در برابر دیدگان نسلی که به اقتضای سن‌ و سال، دور از حوادث و مبارزات دشوار آن دوران علیه رژیم شاه و عواقب آن بوده است، این‌گونه برخلاف واقع و حقیقت، با مرحوم فلسفی برخورد نموده و این ادعا را به صورتی موهوم و بی‌ربط بیان می‌نماید.

 

 

  • پایگاه اطلاع رسانی آستان حضرت عبدالعظیم
  • پرتال جامع علوم انسانی
  • خبرگزاری دانشجویان ایران
  • خبرگزاری تسنیم
  • مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، زبان گویای اسلام، ج ۹، ۱۳۷۸، ص یازده
  • مرکز اسناد تاریخ اسلامی، خاطرات و مبارزات حجت‌الاسلام فلسفی، ۱۳۷۶، ص ۱۹۰٫
  • مؤسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی اطلاعات، ظهور و سقوط سلطنت پهلوی، ج ۱، ۱۳۷۰، ص ۳۷۴۱۵-
  • حسین‌خادمی، یاران امام به روایت اسناد، مرکز اسنادانقلاب اسلامی، ج ۱۹،ص ۱۸۵٫
  • خاطرات و مبارزات حجت‌الاسلام فلسفی، ص ۱۹۹- ۱۹۶٫

روزنامه شرق

نویسنده: علی سامعی

 

 

دسته‌ها
معارف فرهنگی دین و اندیشه علما عرفا اخبارپایگاه اخبار

داروی تمام دردها در کلام آیت‌الله بهجت

یادداشت|داروی تمام دردها در کلام آیت‌الله بهجت

 

به گزارش بقاع نیوز، حجت‌الاسلام والمسلمین سیدعباس موسوی مطلق استاد حوزه در یادداشتی برای تسنیم با اشاره به برخی ویژگی‌های مرحوم آیت‌الله العظمى بهجت نوشت: به نظر بنده مهم‌ترین شاخصه‌های برتر اخلاقی و رفتاری فقیه عارف مرحوم آیت‌الله بهجت که همان هم باعث رشد و ترقی معنوی ایشان شد عبارت بودند از:

۱ـ ایشان به راستی اهل عمل بودند، در قرآن کریم هر جایی از سخن از ایمان مطرح شده، دعوت به عمل صالح نیز ذکر شده است، ایمان بدون عمل و عمل بدون ایمان انسان را به کمال نمی‌رساند لذا مرحوم آیت‌الله بهجت همان سفارشی را که به همه می‌فرمود، خودشان نیز عامل بودند. ایشان در این زمینه از این حدیث شریف نیز استفاده می‌کرد که آنچه را می‌دانید عمل کنید، با این کار خدا شما را به آنچه نمی‌دانید آگاه می‌کند. عمل به دانسته‌ها یعنی تقوا و انسانِ با تقوا هم شاگرد خداست «و اتّقوا اللَّه و یعلّمکم اللَّه» (۲۸۲ بقره)

 

۲ـ اهل بصیرت بود. یک قرن زندگی کرد و در طول این مدت هیچگونه لغزش علمی، اجتماعی، سیاسی و خانوادگی نداشت، دلیل این امر، تشخیص و بصیرت و تقوای ایشان بود. کسی را که تقوا ملاک و معیار او باشد، خداوند متعال به او قدرت تشخیص می‌دهد «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنوا إِن تَتَّقُوا اللَّهَ یَجعَل لَکُم فُرقانًا» (۲۹ انفال) فرقان یعنی قدرت فرق‌گذاری بین حق و باطل. شخصیت سیاسى و اندیشه‌هاى سیاسى ایشان بسیار مغفول مانده که با مراجعه به نظرات آن فقیه ژرف‌نگر این امر کاملاً معلوم است.

 

۳ـ اهل تلاش و کوشش بود، در انجام درس و بحث چه آن زمان که شاگرد در مکتب نجف اشراف بود و چه آن زمان که در همان نجف بر کرسی تدریس تکیه زد تا یک روز قبل از ارتحال، درس را تعطیل نکرد و با تمام قدرت و شوق و رغبت به تحصیل علم و انتقال آن می‌پرداخت، در روایت داریم که «أَعِینُونِی بِوَرَعٍ وَ اجْتِهَادٍ»، این مرد بزرگ الهی اهل تلاش علمی بودن را یاری امام زمان (عج) می‌‏دانست.

 

۴ـ خود را به فضائل آراسته کرده بود، فضائلی همچون سکوت، قناعت، دائم الذکر بودن و تفکر، او از این رهگذر رشد بسیار کرد و وجود او تبدیل به فرد روحانی واقعی تبدیل شده بود.

 

۵ـ اهل توسل بود، بهره از ذکر شریف صلوات را داروی تمام دردها می‌‏دانست، لذا یکی از دستورات مهم این عارف عظیم الشأن ذکر شریف صلوات برای هر حاجتی بود. علاوه بر این، او بسیار مقیّد به زیارت بود، در عتبات عالیات سنّت تشرف به حرم‌های مطهر را پیوسته داشت، در قم هر روز به زیارت کریمه اهل‌بیت (علیهم‌السلام) حضرت معصومه (س) مشرّف می‌شد و در بین راه دعای صباح را می‌خواند. تابستان‌ها دو ماه به زیارت حضرت امام الرئوف علی بن موسی الرضا (ع) مشرف می‌شد و هر روز زیارت آن امام را ترک نمی‌کرد.

 

روزی بنده در مشهد مقدس خدمت یکی از بزرگان و عارفان مشرّف شدم، ایشان فرمودند که صبح امروز آیت‌الله بهجت به اینجا تشریف آورده بودند، می‌گفتند ما در حرم دیدیم که علی بن موسی الرضا (ع) کنار گنبد مطهر نشستند و فرشتگان از آسمان به زیارت ایشان می‌آیند، دیدیم که حضرت مسیح (ع) و حضرت مریم (س) بر ایشان وارد شدند و لیستی را محضر ایشان تقدیم کردند و گفتند آقاجان! این لیست حاجت‌مندان مسیحیت است، آقاجان اجازه می‌دهید که امام (ع) نیز اجازه دادند.

انتهای پیام/

منبع:تسنیم

دسته‌ها
آخرین عناوین عرفا علما دین و اندیشه معارف ادبیات و نشر فرهنگی اخبارپایگاه معرفی کتاب اخبار

معرفی کتاب : تهذیب الأنساب و نهایه الأعقاب

به گزارش خبرنگار فضای مجازی بقاع خبر: محقق در مقدمه خویش به بیان اهمیت و ارزش این اثر پرداخته و می‌گوید: این اثر یکی از مهم‎ترین آثاری است که در علم انساب در زمان نویسنده و قبل از آن نوشته شده است؛ به‎گونه‌ای که مصدر و منبع بسیاری از اطلاعات نسب‎شناسی و کتبی که در این فن نوشته شده، قرار گرفته است. قصد نویسنده از نوشتن چنین کتابی اتصال سادات هم‎عصر خویش به پیامبر(ص) و تصحیح انساب آنها بوده است؛ لذا در این کتاب تمام اولاد و اشخاصی که منتسب به پیامبر هستند را آورده است و از آوردن احوال اشخاص امتناع نموده است.

محقق در ادامه به شرح‎ حال نویسنده و حاشیه‎نویس اشاره نموده، سپس به بحث از نسخه مورد استفاده و روش تحقیقش پرداخته است[۲].

شیخ شرف عبیدلی در انساب و اعقاب ابوطالب، هزاران صفحه گردآوری نموده، سپس با تلخیص آن به این نوشته دست یافته است[۳]. ایشان اولین بابی را که به آن اشاره می‌کند طبقات انساب است که شامل ده طبقه به نام‎های جذم، جمهور، شعوب، قبیله، عمایر، بطون، افخاذ، عشایر، فصائل و رهط می‌شود. وی برای آگاهی و اطلاع بیشتر خواننده به دو مثال اشاره می‌کند که یکی از آن دو خاندان بنی‎هاشم است. بنی‎هاشم که اصل و ریشه آن به عدنان ختم می‌شود چنین است: – عدنان: جذم؛ – قبائل معد: جمهور؛ – نزار: شعب؛ – مضر: قبیله؛ – خندف: عماره؛ – کنانه: بطن؛ – قریش: فخذ؛ – قصی: عشیره؛ – عبدمناف: فصیله؛ – بنی‎هاشم: رهط[۴].

نویسنده در باب دوم به نسب پیامبر(ص) اشاره کرده است. ایشان سلسله نسب پیامبر را به حضرت آدم ختم می‌کند[۵]، سپس در باب بعدی هرکدام از آبا و اجداد پیامبر را ذکر نموده و برخی از فرزندان ذکور و اناث آنان را برشمرده و آنهایی را که فرزندی نداشته‌اند، یادآوری نموده است[۶].

شمردن فرزندان پیامبر و فرزندان ابوطالب، موضوع دو باب بعدی کتاب است[۷]. سعی نویسنده بر این است که نام مادر و گاه القاب، کنیه‌ها و محل زندگی هرکدام از آنان را ذکر نموده و درصورتی‎که نسل یک شخص منقرض شده باشد آن را گوشزد کند؛ مثلاً ایشان در ذکر فرزندان ابوطالب بن عبدمناف می‌گوید که ایشان سه فرزند به نام‎های علی(ع)، جعفر و عقیل داشت. نام مادر این سه فاطمه بنت اسد بن هاشم بن عبدمناف بن قصی بود. کنیه امیرالمؤمنین علی(ع) که وصی پیامبر بود ابوالحسن، کنیه جعفر ابوعبدالله و ابوالمساکین و کنیه عقیل ابویزید بود. عقیل در نسب‎شناسی متبحر و به نسابه معروف بود. وی در ذکر فرزندان امام علی(ع) می‌نویسد که امام حسن(ع) و امام حسین(ع) نام مادرشان حضرت زهرا بود و مادر محمد خوله بنت جعفر بن قیس و مادر عمر بن علی صهباء (ام‎حبیب) بنت ربیعه بن بحیر و مادر عباس بن علی ام‎البنین (خزام) بنت خالد بن ربیعه و… بود[۸].

ابراهیم بن اسماعیل بن ابراهیم غمر معروف به طباطبا که جد حاشیه‎نویس کتاب، ابوعبدالله حسین بن محمد معروف به آل طباطبا است، دارای پنج فرزند به نام‎های قاسم، حسن، احمد، عبدالله و محمد است. عبدالله و محمد نسلشان منقرض شده و محمد بن ابراهیم، همان صاحب (همراه) ابوالسرایا (سری بن منصور شیبانی (متوفی ۲۰۰ق)) است[۹].

نویسنده در ابواب بعدی، هریک از اولاد، احفاد و اعقاب حضرت ابوطالب(ع) را نام برده و اولاد آنها را یک‎به‎یک برمی‌شمرد. ایشان کتاب را با فرزندان عقیل بن ابی‎طالب به پایان می‎برد.

تعلیقه و حاشیه‎نویس کتاب جناب ابوعبدالله حسین بن محمد (متوفی ۴۴۹ق)، گاه مطالبی بر کتاب افزوده است که با «قال ابن طباطبا» تمییز داده شده است[۱۰].

محقق کتاب شیخ محمدکاظم محمودی تنها یک نسخه از این اثر را در دسترس داشته؛ لذا بعد از استنساخ آن با دیگر مصادر موجود در این فن، همچون مجدی، فخری و عمده الطالب مقایسه نموده و نتیجه این مقایسه و تحقیق را در پاورقی‎ها آورده است. یکی از ارزشمندترین کارهایی که محقق در این اثر انجام داده، گردآوری فهرست اعلام است که خواننده برای اطلاع از کیفیت آن می‌تواند به انتهای اثر مراجعه کند. علاوه بر این، فهرست اماکن، کتب و محتویات را می‌توان در آنجا یافت.

ایشان در ابتدای کتاب چند تصویر از نسخه خطی را به معرض نمایش گذاشته است[۱۱].

منبع: ویکی نور

فاطمه شعبانی

 

دسته‌ها
أماکن مذهبی عرفا علما معارف مساجد اخبارپایگاه اخبار ویژه اخبار

زندگینامه مختصر شیخ ابن عطاء اسکندری (رحمه الله)ازشاگردان شیخ یاقوت عرشی

دلیل اینکه به شیخ یاقوت، عرشی می گویند این است که قلب ایشان همیشه در عرش بوده است و فقط جسم ایشان روی زمین بوده است، برخی معتقدند که اذان حاملین عرش را می شنیده است به همین دلیل به ایشان عرشی می گفتند.

شیخ ابوالعباس مرسی (رحمه الله)از عارفین و بزرگان عصر خویش بوده اند و ایشان از شاگردان خاص علامه ابوالحسن شاذلی(رحمه الله) هستند. در مورد ایشان این جمله مشهوراست که وارث علم شیخ ابوالحسن شاذلی (رحمه الله)، جز شیخ ابوالعباس(رحمه الله) کس دیگری نیست.

شیخ احمدبن عطاء الله اسکندری (رحمه الله)از پرهیزگاران زمان خویش و دارای مقام عالی بوده اند. کلام ایشان در نفسها حلاوت ایجاد می کرد. در سال ۷۰۹ هق در منطقه قرافه، متصل به قاهره، دارفانی را وداع گفتند. (طبقات الکبرى۲۸ / ۲ ، مصنف عبدالوهاب شعرانی).

مسجد و آرامگاه ابن‌عطاءالله در قاهره
مسجد و آرامگاه ابن‌عطاءالله در قاهره

از کتاب های با ارزش و مشهور ایشان می توان به التنویر فی اثبات التقدیر، الحکم العطائیه و لطائف المنن نام برد. شیخ اسکندری (رحمه الله) کتاب الذکر را در مکه مکرمه نوشتند، سپس در دمشق بازنگری کردند و مطالبی بر آن اضافه فرمودند و می فرمایند: مرید صادق وقتی آن را مطالعه کند، بر او روشن خواهد گشت که هرکس آلوده به نجاست گناهان باشد، این قابلیت را ندارد که در این بارگاه مقدس حاضر شود.

وقتی شیخ اسکندری حوله کتاب دومش، الحکم العطائیه را تمام کرد آن را به استاد خویش ابوالعباس مرسی (رحمه الله)، نشان داد، استاد وی با مطالعه آن گفت: لقد أتیت یا بنی فی هذه الکراسه بمقاصد الاحباء و زیاده. یعنی: فرزندم! تو در این دفتر اهداف تمامی دوستان را تکمیل کرده و مضامین بیش از آن نیز بیان کرده ای.

این کتاب باعث نرمی قلب ها می شد به همین دلیل مورد توجه اصحاب ذوق واقع گشت. بر این کتاب شرحهای بسیاری نوشته شد. نام این شرح ها به همراه نویسندگان آن به شرح ذیل است:

شرح شیخ زروق (رحمه الله). نام ایشان شهاب الدین احمد بن محمد برسنی(رحمه الله) است. مشهور است که زروقی (رحمه الله)، سه شرح بر الحکم نوشته است و صحیح ترین آنها شرحی است که برای خود نوشته است.

غیث المواهب الحلیه فی شرح الحکم العطائیه. نویسنده آن علامه محمدبن ابراهیم بن عباد النفری الرندی الشاذلی (رحمه الله)، متوفی ۷۹۲ ه ق است.

التنبیه. نویسنده: علامه علی بن محمد(رحمه الله)، فرزند علامه محمدعباد نفری (رحمه الله).

شرح الحکم. نویسنده: علامه ابوالطیب ابراهیم بن محمود القسرائی المواهبی الشاذلی الحنفی (رحمه الله). علامه مجله این شرح را در سال ۹۰۳ ه ق در مکه مکر نوشتند.

شرح الحکم. نویسنده: علامه شیخ صفی الدین ابن المواهب (رحمه الله).. علامه ابوطیب جمله که از شاگردان شیخ صفی الدین (رحمه الله)هستند می فرمایند: علامه صفی الدین این شرح را طولانی کرده اند.

شرح الحکم. نویسنده: علامه محمد بن ابراهیم حنبلی حلبی(رحمه الله)آن را در سال ۹۷۱ ه ق نوشتند.

الدر الجوهره. نویسنده: علامه محمد عبدالرئوف منادی مصری شافعی (رحمه الله).

شرح الحکم. نویسنده: علامه شیخ عبدالله شرقاوی متوفی ۱۲۲۷ ه ق. در مصر بر حاشیه علامه نفری، به چاپ رسیده است.

شیخ ابن عطاء الله اسکندری و سومین کتابش، لطائف المنن را در مورد مناقب استاد خود ابوالعباس مرسی انصاری (رحمه الله) و استاد استاد خود، شیخ ابوالحسن شاذلی (رحمه الله)، نوشته اند. این کتاب مشتمل بر یک مقدمه، ده باب ویک خاتمه است. (کشف الظنون/۱ ۴۴۳   -۴۴۲، نویسنده: علامه کاتب چلبی) شیخ یوسف بن اسماعیل محله در کتاب جامع کرامات الأولیه، ص: ۳۱۷، به حواله شیخ عبدالرئوف منادی خاله مصری، شارح الحکم، دو واقعه از کرامات شیخ اسکندری و نوشته اند. این واقعات مشهور و حیرت انگیز هستند، ایشان مینویسند: علامه کمال بن همام الله ، مصنف فتح القدیر، به زیارت قبر شیخ اسکندری می روند. ایشان شروع به خواندن سوره هود میکنند، وقتی به این آیه می رسند: فمنهم شقی وسعید، (هود:۱۰۵) (یعنی بعضی از آنها بدبخت و برخی خوشبخت هستند،)، شیخ اسکندری محوله از درون قبر با صدای بلند جواب میدهند: با کمال لیس فینا شقی، (یعنی ای کمال! در میان ما هیچ بدبختی انیست،)؛ بنابراین علامه کمال  (رحمه الله)  هنگام مرگ وصیت می کنند که مرا متصل به قبر شیخ اسکندری  (رحمه الله)  دفن کنید.

واقعه دوم: یکی از شاگردان شیخ به حج میرود، وی شیخ را در مطاف می بیند درحالی که وی را در محل اقامتشان ترک کرده بود. سپس جلوتر می روند، در مقام ابرهیم هم ایشان را می بینند، در صفا و مروه هم ایشان را می بینند، در عرفه هم می بینند. وقتی از حج باز می گردد از مردم می پرسد آیا شیخ من، پس از رفتن من به حج رفته است؟ جواب میدهند خیر. وقتی به خدمت استاد خود حاضر می شود، شیخ سؤال می کند در حج چه کسانی را دیده ای؟ شاگرد جواب می دهد: جناب مولانا! شما را هم دیده ام. شیخ لبخندی می زند. اغفرالله لنا ولجمیع عباد الله الصالحین بحرمه سیدنا محمد و آله و أصحابه الطاهرین و متبعی سنته الجمعین.

نویسنده: مولانا عبدالله کنگوهی / مترجم: عبدالجلیل رحمت زهی

منبع:نوگرا