دسته‌ها
آخرین عناوین فرهنگی اجتماعی دیگر حوزه ها دین و اندیشه مساجد اخبارپایگاه اخبار ویژه اخبار

فیلم های پیشنهادی عماریار برای هفته عفاف و حجاب

فیلم های پیشنهادی عماریار برای هفته عفاف و حجاب

 

به گزارش بقاع خبر از سایت خانه مستند به نقل از خبرگزاری تسنیم، همزمان با فرارسیدن سالروز واقعه گوهرشاد، سامانه «عماریار»، مجموعه آثاری چون فیلم سینمایی «دلبری»، فیلم داستانی «خانه پنجم»، فیلم داستانی «مستوره»، مستند «بانو»، مستند «بهت میاد»، مستند «قیام غریب» و … را برای تماشای خانگی در این مناسبت ارائه کرد.

فیلم سینمایی «دلبری» به نویسندگی و کارگردانی سیدجلال دهقانی‌اشکذری و تهیه‌کنندگی سیدمحمود رضوی نخستین اثر این بسته فیلم است. در خط داستانی این فیلم سینمایی آمده: طوبی امشب عروسی امیرحسین، دوتامون خوشحالیم… من نباید اون حرف‌ها رو می‌زدم فقط بهم بگو چرا چهار بار چشمت و باز بسته کردی.

از جمله بازیگران فیلم می‌توان به مهدی عطاران، مهسا هاشمی، هنگامه قاضیانی، عباس غزالی، محمدرضا شیرخانلو و آتیلا پسیانی اشاره کرد.

مستند «بهت میاد» به کارگردانی محمدحسن یادگاری و تهیه‌کنندگی یوسف نادری‌منش است؛ این مستند روایتی تاریخی از سیر تحول مد، پوشش و آرایش از ۲ هزار سال قبل از میلاد در ایران را مورد بررسی قرار داده است و به معضلات و چالش‌های پیش روی جامعه امروز می‌پردازد.

در بخشی از مستند «بهت میاد» آمده: امروز صاحبان برندهای پوشاکی و آرایشی خودشان بزرگترین مدسازها هستند اینکه چه مدهایی زیبا حساب می‌شود و چه چیزهایی نه، به این ربط داره که چه کسایی اون مدها را به وجود می‌آورند.

اثر بعدی بسته فیلم «عماریار» فیلم داستانی «خانه پنجم» نام دارد که به کارگردانی رضوانه فتحی ساخته شده است. داستان این فیلم درباره دختری در زمان کشف حجاب رضاخانی است که در دوران کودکی از پسری به نام «عباس» کتک می‌خورد. سال‌ها از آن ماجرا می‌گذرد و او حس خوبی نسبت به آن پسر که حالا خواستگارش است، ندارد. دختر روزی در خیابان گرفتار مأموران حکومت می‌شود و نظمیه‌‌‎‌چی‌ها می‌خواهند که چادر او را از سرش بکِشند اما مرد جوانی وی را نجات و در خانه‌اش پناه می‌دهد.

مستند «قیام غریب» که در دفتر مطالعات جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی تهیه و تولید شده است، دیگر اثر این بسته فیلم است. این مستند به واقعه قتل عام زائران و مجاوران حرم امام رضا(ع) که در اعتراض به کشف حجاب رضاخانی و سیاستهای ضددینی حکومت در مسجد گوهرشاد می‌پردازد. جرم قربانیان قیام گوهرشاد، دفاع از سبک زندگی اسلامی ایرانی و مقاومت در برابر کشف حجاب رضاخانی و اجبار به استفاده از کلاه شاپو بود.

مستند «بانو» به تهیه‌کنندگی و کارگردانی محمد حبیبی منصور تولید شده است. این مستند روایتگر زندگی پرفراز و نشیب بانو عصمت احمدیان، مادر شهیدان فرجوانی است. زنی که خودش و اعضای خانواده ایشان از جمله همسر و سه فرزندش هرکدام به نوعی با جنگ در ارتباط‌اند.

فیلم داستانی «مستوره» به کارگردانی الهام هادی‌نژاد و تهیه‌کنندگی حسین اسدزاده، دیگر اثر بسته فیلم «عماریار» برای هفته عفاف و حجاب است. در این فیلم داستانی می‌بینیم که در سال‌های کشف حجاب، زنی به دلیل اعتقاد به حجاب، چند سال پایش را از خانه بیرون نمی‌گذارد. تا بر سر یک دوراهی قرار می‌گیرد؛ اینکه کماکان در خانه بماند یا برای حفظ جان دخترش بدون‌ حجاب از منزل خارج شود.

اثر بعدی بسته فیلم «عماریار» پویانمایی «حاجی آخوند» است که به تهیه‌کنندگی و کارگردانی امیر عطری ساخته شده است. این پویانمایی روایتگر داستان مادر بزرگی برای نوه‌های خود است و قصه‌ یک مأمور شهربانی را تعریف می‌کند که در زمان اجرای قانون کشف حجاب، در مخالفت با کشف حجاب فعالیت می‌کرد.

رویای گلها، رضا ماکسیم، چکمه‌های فرنگی، چارقد بی‌بی، بر همان عهد، فرشته‌ها با هم می‌آیند، خلوت خوب و مادر جبهه‌ها از دیگر آثار این بسته فیلم‌اند.

اخبارجشنواره عمار

دسته‌ها
دیگر حوزه ها اجتماعی دیگر حوزه ها اخبارپایگاه اخبار

پیشنهاد هایی به سهامداران در بورس

 

به گزارش بقاع خبر : یشنهاد روشن به سهامداران خرد این است در بدو ورود به‌ سمت صندوقهای سرمایه‌گذاری بروند. این صندوقها دارای کارشناسانی هستند که دائم در حال رصد و ارزیابی هستند و از ریسک کمتری برخوردارند.

 

در چند سال گذشته بازدهی این صندوقها مثبت بوده است. نسبت به مجموعه بازارها چه پول و چه تک‌سهمی‌ها موقعیت خوبی داشته‌اند، برای آغاز آنها مطمئن هستند.

 

بعد اینکه با شناخت وارد بورس شوند و از نظرات کارشناسی یاری بگیرند و از خرید تک‌سهمی حذر کنند و سبدی از سهامهای مختلف برای خود داشته باشند.

 

به‌خلاف بازار پول، بازار سرمایه دارای ریسک بالاست و از شوکهای درونی و بیرونی تأثیر می‌پذیرد و می‌تواند اصل سرمایه این افراد را به خطر بیندازد.

 

برای خود سبدی از سهام حوزه‌های مختلف اعم از فلزی، شیمیایی، دارویی، بانکها و بیمه‌ها و… ایجاد کنند، چراکه سهامهای همه شرکتها به یک میزان و به‌طور همزمان منفی نمی‌شوند.

 

سهامداران خرد در شرایط بازارگرمی مراقب باشند گرمازده نشده و حالشان رو به وخامت نگذارد.

 

مردم مراقب باشند بلایی که ناشی از اعتماد به تصور وجود نگاههای حمایتی به مؤسسات اعتباری پیش آمد، برایشان در ارتباط با بورس پیش نیاید.

 

حتماً از نظرات کارشناسان و مشاوران مالی و… کمک بگیرند، در عین حال فهم کلی از باید و نبایدهای بازار سرمایه داشته باشند.

 

به هیچ عنوان سرمایه فعلی را برای ورود به بازار سرمایه نفروشند، حضور در بورس فقط با مازاد درآمد.

 

با نگاه آینده‌نگرانه برای فرزندان خود سهام بگیرید و هرگز به بازار سرمایه با نگاه کوتاه‌مدت نگاه نکنید. در بلندمدت، این سهام یعنی وقتی فرزندتان به سن قانونی رسید، سرمایه‌ای ارزشمند خواهد بود.

 

منبع : خبرگزاری تسنیم با اندکی تلخیص  و تصرف

برچسب ها : بورس ، سهام ، حیدر مستخدمین حسینی

دسته‌ها
اجتماعی دیگر حوزه ها اخبارپایگاه اخبار

۲۰برابرشدن قیمت سهام برخی شرکت‌ها در بورس

به گزارش بقاع خبر: روند نزولی که پس از تصمیم ناگهانی مقامات بورس درباره دامنه نوسان شروع شده بود، همچنان ادامه دارد . کارشناسان و فعالان بورس بر این باورند که بورس جای پیچیده‌ای است، ریسک‌پذیری بالایی دارد و سرمایه‌گذاری در آن حوصله و تخصص می‌خواهد . شروع بورس با اختلال و نگرانی ، افت ۱٫۸ درصدی شاخص و ریزش  ۹۳۵۷  ریزش در یک ساعت ابتدایی فعالیت امروز بورس و این سوال که آیا این روند بهبود می یابد و در آینده چه خواهد شد .گویای این واقعیت است . افرادی که با بورس آشنا نیستند این گفتگو را بخوانند .

 

روند نزولی که پس از تصمیم ناگهانی مقامات بورس درباره دامنه نوسان شروع شده بود، همچنان ادامه دارد. با وجود آنکه در شورای عالی بورس این تصمیم لغو شد و به حالت قبل برگشت اما همچنان نگرانی‌ها در بین سهامداران قابل مشاهده است.

 

نگرانی‌های سهامداران از آینده بورس در کنار نوسانات بازارهای جهانی و نگرانی‌های ناشی از بیماری کرونا همگی بخشی از عواملی هستند که امروز هم باعث شدند شاخص بورس کار خود را نزولی آغاز کند.  ۹۳۵۷ واحد (معادل بیش از ۱٫۸ درصد) ریزش در یک ساعت ابتدایی فعالیت امروز بورس ثبت شد. آیا در دقایق دیگر این روند بهبود می‌یابد؟

 

در این دقایق سه نماد فولاد، پارس و وغدیر بیشترین تاثیر منفی را در بازار سهام دارند.

 

این افت شاخص درحالیست که امروز در ۲۰ دقیقه ابتدایی معاملات نمادهای فرابورس امکان معامله نداشتند.

 

آنچه مسلم است . عموم مردم به دنبال سرمایه گذاری هستند . یکی از فعالان بازار سرمایه در گفت‌وگو با خبرنگار اقتصادی خبرگزاری تسنیم با تشریح انواع روش‌های سرمایه‌گذاری مردم در بورس از آنها می‌خواهد ریسک‌پذیری خود را بالا ببرند و به آنها چند روش قابل اطمینان برای سرمایه‌گذاری غیرمستقیم پیشنهاد می‌کند.

 

حسین خزلی می‌گوید، برای خرید سهام با منابع زیر ۵۰۰ میلیون تومان، صندوق‌های سرمایه‌گذاری پیشنهاد می‌شود که انواع متفاوتی دارند.

 

به‌گفته خزلی یکی از این صندوق‌ها، صندوق‌های سرمایه‌گذاری با درآمد ثابت است که شبیه سپرده‌های بانکی سوددهی دارند اما نوسان قیمت واحدها و مقدار سوددهی که دارند، کمتر است، به‌عنوان نمونه اگر بانک‌ها بین ۱۵ تا ۱۸ درصد سود می‌دهند، این صندوق‌ها بین ۲۰ تا ۲۳ درصد سود ماهانه می‌دهند.

 

او اضافه می‌کند: این نوع صندوق‌ها برای کسانی که سپرده‌گذار بانکی هستند و می‌خواهند ماهانه سود دریافت کنند و امورات خود را بگذرانند، مناسب است.

 

خزلی دسته دوم را صندوق‌های در سهامی اعلام می‌کند که مدیر صندوق منابعی را که از مردم  جمع‌آوری می‌کند با مدیریت و تخصص خود در انواع سهم‌ها سرمایه‌گذاری می‌کند.

 

او ادامه می‌دهد: از آنجا که بورس و سهم‌ها نوسان دارد، قیمت واحدهای این صندوق‌ها هم نوسان دارد ولی برای افراد ریسک‌پذیرتر و کسانی که حوصله، وقت و تخصص پیگیری بورس را ندارند و مستقیم نمی‌توانند سرمایه‌گذاری کنند، مناسب است.

 

این فعال بازار سهام به دسته دیگری از صندوق‌های سرمایه‌گذاری اشاره می‌کند و صندوق‌های مختلط یا هیبرید را معرفی می‌کند.

 

او در توضیح بیشتری دراین‌باره می‌گوید: در صندوق‌های مختلط یا هیبرید، نیمی از منابع در اوراق با درآمد ثابت و نیمی دیگر در سهام سرمایه‌گذاری می‌شود. این صندوق‌ها ریسک کمتری دارند و احتمال نوسان واحدها هم در آنها کمتر از سهام اما بیشتر از اوراق با درآمد ثابت است.

 

خزلی در ادامه توصیه‌های بورسی خود، به دارندگان سرمایه بالای ۵۰۰ میلیون تومان هم پیشنهاد می‌کند اگر تصمیم به سرمایه‌گذاری در بورس دارند ولی حوصله و تخصص و ریسک‌پذیری ندارند به‌سراغ شرکت‌های سبدگردان بروند.

 

به‌گفته وی شرکت‌های سبدگردان دارای مجوز از سازمان بورس اوراق بهادار هستند و با عقد قرارداد رسمی با مردم، منابع ایشان را به نام خودشان مدیریت و سرمایه‌گذاری می‌کنند.

 

او تأکید می‌کند: این روش برای افرادی که سرمایه بالای ۵۰۰ میلیون تومان دارند مناسب‌تر است.

 

هشدار جدی به تازه‌واردها

 

این فعال بازار سرمایه به مردمی که این روزها کد سهامداری می‌گیرند و تازه وارد بورس می‌شوند و سهام می‌خرند و با این بازار و آینده آن آشنایی ندارند، هشدار جدی می‌دهد.

 

به‌تصریح خزلی، خریداران تازه‌وارد بورس باید بدانند قیمت این سهم‌هایی که می‌خرند بین ۳ تا ۱۰ و برخی تا ۲۰ برابر رشد کرده و طبیعی است که ایشان در اوج قیمت‌های تاریخی بورس، سهام خریده‌اند و احتمال ریزش و نوسان آن در آینده وجود دارد.

 

او در پاسخ به اینکه “توصیه شما به این سهامداران جدیدالورود چیست؟”، از آنها می‌خواهد که در ۵۰ سهام بزرگتر و برتر بازار سرمایه، سرمایه‌گذاری کنند تا اگر بازار بورس به هر دلیل منفی شد، سهام آنها کمتر منفی شده و از آنجا که سهام این شرکت‌ها پتانسیل تولید، فروش و صادرات خوبی دارند بنابراین در بازه زمانی پس از منفی شدن بورس می‌توانند خودشان را بازسازی کنند و به قیمت قبلی بازگردند.

 

او تأکید می‌کند: ورود به بورس، کار تخصصی است به‌عنوان نمونه اگر برای خرید یک دستگاه خودروی دست‌دوم، ۲۰ فاکتور را در نظر می‌گیرید برای خرید سهام در بورس باید ۵۰ فاکتور را بررسی کنید.

 

خزلی با یادآوری این مهم که در بورس باید از نظر متخصصان و مشاوران استفاده کرد تصریح می‌کند: علاوه‌بر صندوق‌های سرمایه‌گذاری و سبدگردان، شرکت‌های مشاور سرمایه‌گذاری هم هستند که به مردم مشاوره می‌دهند.

 

او می‌گوید:کسانی که می‌خواهند مستقیم سهم بخرند و بفروشند، این شرکت‌ها توصیه می‌کنند از هر شرکت چه‌میزان سهم بخرند یا چه‌میزان از آورده خود را برای خرید چه سهم‌هایی اختصاص بدهند.

 

خزلی اضافه می‌کند: این شرکت‌ها مستقیم وارد خرید و فروش سهام برای مردم نمی‌شوند و با دریافت مبلغی به‌عنوان حق مشاوره، پیشنهادهای مختلفی برای خرید و فروش سهام می‌دهند.

 

برچسب ها

بورس ، صندوق های سرمایه گذاری ،

دسته‌ها
دیگر حوزه ها دیگر حوزه ها علما دیگر حوزه ها دین و اندیشه دیگر حوزه ها اجتماعی اخبارپایگاه اخبار ویژه اخبار

بانکداری اسلامی و پرسش های حوزه علمیه

به گزارش بقاع خبر: نظام بانکی بعد از انقلاب اسلامی دچار شوک تغییر و تحولات اساسی شد. یکی از مهم‌ترین ایرادهایی که به این نظام وارد بود، دولتی‌شدن بانک‌های خصوصی قبل از انقلاب اسلامی بود. بر این اساس در خرداد ۱۳۵۸ کلیه بانک‌ها شکل و شمایل دولتی به خود گرفتند و بسیاری از بانک‌های خصوصی ایرانی و خارجی، در یکدیگر ادغام شدند. از این ادغام‌ها شش بانک بزرگ پدید آمد که شامل بانک‌های ملی، ملت، تجارت، صادرات، صنعت و معدن، رفاه، کشاورزی و مسکن بودند. دولتی‌شدن بانک‌ها بعد از انقلاب اسلامی حرکتی نادرست بود؛ چراکه در اقتصاد خصوصی، بانک دولتی مفهومی ندارد.

نظام بانکی کنونی کشور از سال‌های گذشته تاکنون با مشکلات متعددی روبه رو بوده و اکنون کار به جایی رسیده که مسائل نظام بانکی، موجب تبدیل آن به یکی از چالش‌های اقتصاد ایران شده است، افزایش میزان پایه پولی، بالا بودن نرخ سود سپرده و حجم بالای نقدینگی در پی آن، افزایش معوقات بانکی، عدم تناسب قوانین بانکی کشور با نظام بانکی مبتنی بر تعالیم اسلام و نظام های بانکی موفق بین المللی از عمده‌ترین مشکلات سیستم بانکی کشور است.

برای رفع مشکلات نظام بانکی کشور چند سالی است که «طرح بانکداری جمهوری اسلامی» مطرح که اواخر آذر ۱۳۹۸ کلیات آن در مجلس شورای اسلامی تصویب شد. در روزهای اخیر اخباری مبنی برتلاش برخی نمایندگان جهت تصویب نهایی مطرح شده است .

کمیته نظام پولی و مالی اسلامی حوزوی نامه‌ سرگشاده‌ای خطاب به رئیس کمیته پولی و بانکی کمیسیون اقتصادی مجلس شورای اسلامی در مورد عملکرد کمیته پولی و بانکی مجلس و طرح بانکداری جمهوری اسلامی منتشر کرد.

 

متن نامه سرگشاده :

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

حضور محترم حجه‌الاسلام و المسلمین آقای دکتر محمدحسین حسین زاده بحرینی، رئیس کمیته پولی و بانکی کمیسیون اقتصادی

 

سلام علیکم

 

استحضار دارید که کلیات «طرح بانکداری جمهوری اسلامی» در اواخر آذر ۱۳۹۸ با تلاشهای جنابعالی و همکارانتان در مجلس شورای اسلامی تصویب شد. در روزهای اخیر از برخی نمایندگان خبری کسب شد مبنی بر اینکه تلاش می شود در این ایام پایانی مجلس دهم این طرح برای تصویب نهایی به صحن ارائه شود.

 

با تکیه بر سابقه آشنایی و ارادتی که بین ما و شما هست و با توجه به فروتنی و ظرفیت تحمل انتقاد و حوصله ای که در حضرت عالی سراغ داریم، به عنوان برادران شما، چند نکته را درباره طرح جدید بیان می کنیم و انتظار داریم که به عین عنایت در نوشته ما بنگرید و اگر بین خود و خدا سخنان ما را حق یافتید، در روش و تصمیم خود تجدید نظر کنید و در تصویب این طرح با محتوای فعلی، در روزهای پایانی مجلس دهم شتاب نکنید تا فرصت مقتضی برای اصلاح اشکالات آن فراهم شود.

 

شما خود در مجلس یازدهم حضور دارید و در آینده می توانید با فراغ خاطر به کمک نمایندگان محترم، اشکالات طرح را به دقت بررسی و برطرف کنید.

 

جناب آقای بحرینی، ما منکر این نیستیم که شما و دیگر طراحان محترم طرح جدید بانکداری، برای تهیه آن زحمت زیادی کشیده و نیّت خیر داشته‌اید و انگیزه شما در تحمل مرارت تحقیق و تدوین این طرح طولانی، رفع مشکلات نظام بانکداری کشور و مدد رساندن به نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران بوده است، بلکه اشکال و انتقاد ما درباره حاصل کار شما، یعنی آخرین نسخه طرح بانکداری می‌باشد که اکنون محور کار است و چنانچه به صورت قانون درآید، نظام بانکداری ایران در چند دهه آینده به شدت تحت تأثیر آن خواهد بود. به ما حق بدهید که دغدغه نقاط ضعف و اشکالات اساسی این طرح را داشته باشیم و در جهت اصلاح آن بکوشیم.

 

در حال حاضر پیدا است که نیروی محرکه برای تصویب طرح بانکداری، تعداد انگشت شماری از نمایندگان مجلس هستند و شما در این میان نقش اصلی را دارید. برخی از اعضای محترم شورای فقهی بانک مرکزی که همفکر و حامی شما هستند، درحال حاضر نماینده نیستند که در مجلس پای کار باشند.

 

در شرایط کنونی اگر جناب عالی این گونه با جدیت موضوع را پیگیری ننمایید، این طرح در این دوره مجلس به تصویب نهایی نمی رسد. درنتیجه، عمده مسؤولیت طرح بر عهدۀ جناب عالی است و فردا باید در پیشگاه خداوند تعالی و مردم، مسؤولیت به تصویب رساندن این طرح را با اشکالات و نقائص فراوان به گردن بگیرید. دوره نمایندگی مجلس، مانند دیگر مقامات دنیایی زود خواهد گذشت و تبعات اعمال شما همیشه با شما خواهد بود.

 

گله داریم، چرا حضرت عالی علی رغم انتقادهای شدید مراجع و اقتصاددانان حوزه و دانشگاه، میدان اصلاح مواد طرح را چنان تنگ گرفته اید که با وجود درخواست های زیادی که شده، محققان و کارشناسان مستقل بانکداری اسلامی که خلاف نظر شما را دارند، نتوانسته اند در کمیسیون اقتصادی مجلس حاضر شوند و موارد اشکال را به صورت حضوری برای نمایندگان محترم توضیح دهند.

 

اکنون این طرح که روزگاری ادعا می شد اجماع علما و نخبگان اقتصادی را با خود به همراه دارد، تبدیل به طرح یک نفره‌ای شده است و تنها شما هستید که درباره آن تصمیم نهایی را می گیرید. از اظهارات نمایندگان موافق طرح آشکار است که غالب آنان فرصت نکرده اند متن آن را درست مطالعه کنند و بیش تر بر اساس اعتماد به جنابعالی به کلیات آن رای داده‌اند.

 

در چند ماه گذشته به دلیل درگیر شدن ذهن نمایندگان محترم مجلس با مسأله انتخابات و سرکشی به حوزه های انتخابیه و رقابت های انتخاباتی و پس از آن بیماری عالم گیر کرونا که باعث تعطیلی مجلس شد، فرصتی برای مطالعه متن طولانی و تخصصی طرح جدید بانکداری برای نمایندگان وجود نداشت، از سوی دیگر دولت و بانک مرکزی هم که یک طرف ماجرا هستند و نظرات کارشناسان آن ها می تواند در رفع مشکلات طرح راهگشا باشد، درگیر مشکلات خود هستند، لذا زمان کنونی برای اصلاح و تصویب نهایی این طرح پیچیده و پر از ایراد مناسب نیست. شما نباید با پافشاری بی مورد بر موضع خویش، به هر قیمتی شده این طرح را به تصویب نهایی برسانید که فرجام آن پشیمانی و شرمساری خواهد بود.

 

اکنون چند نکته را به حضرت عالی یادآور می شویم و سپس بعضی اشکالات اساسی طرح را بیان می کنیم، به این امید که نوشته ما را دقیق مطالعه فرمایید و در تصمیم خود تجدید نظر کنید.

 

چند نکته مهم درباره طرح بانکداری

 

نکته اول: تصویب کلیات طرح، با مایه گذاشتن از مقام معظم رهبری

 

شما در جلسه تصویب کلیات طرح بانکداری در مجلس، ۲۶ آذر ۹۸، برای همراه کردن نمایندگان با نظر خودتان گفتید: «هفت سال پیش که به مجلس آمدم مقام معظم رهبری به من فرمودند در کمیسیون اقتصادی افرادی همچون حاج آقای مصباحی مقدم هستند بروید و کاری که باید را انجام دهید، بعد هم فرمودند هر کاری لازم بود را به من بگویید تا براساس سهمم انجام دهم. بعد از آن دولت و بانک مرکزی از آقا تقاضا کردند تا دستور دهند طرح از دستور خارج شود. ایشان موافقت نکردند».

 

ظاهر نقل قول شما چنان است که گویا معظم له نه تنها موافقت کامل با طرح شما داشته اند بلکه یکی از همکاران شما در پیشبرد طرح بوده اند که مایه شگفتی است. شما به این وسیله توانستید رأی مثبت نمایندگان را بگیرید. اما بدانید مایه گذاشتن از رهبر معظم انقلاب، برای موجه نشان دادن طرحی که کارشناسان بسیاری به آن اشکالات اساسی وارد کرده اند، صحیح نیست. شما نباید سخن ایشان را مطابق برداشت خود تفسیر می‌کردید.

 

حتی اگر فرمایش رهبر معظم انقلاب به همین صورت باشد که شما نقل می کنید، به معنای دفاع ایشان از تک تک مواد طرح شما نیست. توجه داشته باشید که نقل قول شما مربوط به ۷ سال قبل است و از آن زمان تاکنون طرح بانکداری تغییرات بسیار زیادی- به خصوص در دو ساله اخیر- داشته است.

 

به علاوه، خود شما گفتید: رهبر معظم انقلاب در سخنرانی عید سال جاری و در زمانی که طرح شما در دستور کار بود، انتقاد کردند که ۴ سال پیش قول داده شد که لایحه‌ای در این باره از دولت به مجلس داده شود ۴ سال گذشت و لایحه ندادند منظور ایشان آقای جهانگیری بود.

 

این گفتۀ شما، یعنی حضرت ایشان منتظر دادن لایحه از سوی دولت است و خواسته است که لایحه دولت زودتر به مجلس داده شود و در این باره تعلل نشود، نه طرح شما! اگر غیر این بود لازم بود مستقیماً از مجلس بخواهند که طرح خود را تصویب کند. کما این که در بعضی موارد دیگر چنین عمل کرده‌اند.

 

این نیز که حضرت آقا در این اواخر حاضر نشده اند که طرح مجلس دوباره مسکوت بماند، باز به معنای موافقت کامل ایشان با طرح شما نیست، بلکه برای وادار کردن دولت به ارائه لایحه به مجلس است، زیرا که منطق قانونگذاری همین را ایجاب می کند که تا لایحه ای در کار است باید اول به کار لایحه رسید. البته شما در این اواخر از راه تجمیع چند طرح و لایحه وارد شدید که هرچند کارتان قانونی است اما به علت عجله ای که داشتید تجمیع درست صورت نگرفت و بسیاری از نکات مثبت در نسخه های قبلی طرح نادیده گرفته شد و متن نسخه نهایی دچار به هم ریختگی و عدم انتظام شد.

 

نکته دیگر این که مطابق گفته خود شما، توصیه آخر مقام معظم رهبری این بوده است که: «نمایندگان مؤثر این طرح با بانک مرکزی تفاهم کنند» و سخنان رئیس کل محترم بانک مرکزی در صحن علنی مجلس در مخالفت با تصویب کلیات طرح، نشان داد که چنین تفاهمی وجود ندارد. شما سخنان ایشان را خلاف واقع خواندید و فرمودید: «بیش از ۳۰ ساعت این طرح مورد بررسی کارشناسی قرار گرفته است و کار به جایی رسید که آقای همتی بیان کرد به عنوان رئیس بانک مرکزی نمی‌تواند با این طرح مخالفت کند و به رئیس جمهور می‌گوید برای مخالفت طرح دیگری را به مجلس بفرستد. امروز چه شده که شما این گونه در مجلس صحبت می‌کنید».

 

اعتراض شما در جلسه مجلس به رئیس کل بانک مرکزی، به جهت مخالفتش با طرح و ساکت کردن ایشان به یاری فن بیان، موافقت بانک مرکزی با طرح را اثبات نمی کند، زیرا با وجود بیان صریح آقای همتی درمورد عدم اقناع کارشناسان بانک مرکزی در این زمینه، آن هم در محضر نمایندگان، آشکار است که تفاهم مزبور صورت نگرفته و به فرموده رهبر معظم انقلاب درباره لزوم تفاهم عمل نشده است و از یک جهت نیز می توان به بانک مرکزی حق داد، چون موارد اختلاف بانک مرکزی با کارگروه مجلس درباره مواد این طرح بسیار است و واضح است که ۳۰ ساعت، برای بررسی همه این موارد و حصول تفاهم کافی نیست.

 

این که شما در پایان از نمایندگان خواستید به دولت فرصت ندهند و زودتر طرح را تصویب کنند نیز درست نبود، زیرا دولت به سبب اختلاف بین کارشناسان بانک مرکزی و وزارت اقتصاد در مورد ساختار بانک مرکزی نتوانسته است لایحه را ارائه دهد و این اختلافی جدی و کارشناسی است. شما وقتی این را می دانستید باید کمک می کردید که آن ها به تفاهم برسند، نه این که از فرصت پیش آمده برای تصویب شتابزده یک طرح پر از اشکال و نقص استفاده کنید.

 

نکته دوم. از یاد بردن هدف اولیه

 

در سال ۱۳۹۴، در آغاز نسخۀ اولیه تان، یعنی «طرح عملیات بانکی بدون ربا» (شماره ثبت۱۵۰) ضمن بیان دلایل توجیهی آورده اید:

 

«علی رغم دقت‌های قانون گذار در تدوین قانون عملیات بانکی بدون ربا(بهره)، فرآیندهای سپرده‌گذاری و اعطای تسهیلات در عمل با مشکلاتی مواجه شد و مجدداً شائبۀ ربوی شدن معاملات بانکی در اذهان عمومی شکل گرفت. با گذشت سی سال از اجرای قانون عملیات بانکی بدون ربا (بهره)، اکنون لازم است قانون مزبور بر اساس تجارب به‌دست آمده مورد بازنگری عمیق قرار گیرد».

 

این بیان نشان می دهد که هدف اصلی شما در آغاز کار، «بازنگری عمیق قانون عملیات بانکی بدون ربا به هدف تطهیر معاملات بانکی از شائبۀ ربا» بوده است. تا وقتی هدف اصلی شما این بود، موفق تر عمل کردید به طوری که با مقایسه اولین نسخه طرح بانکداری، یعنی «طرح عملیات بانکی بدون ربا»، با نسخه های بعدی، مشاهده می کنیم که اولین نسخه، از کارهای بعدی شما بهتر است. طرح اولیه ۶۷ ماده ای اگر چه از کاستی ها و اشکالاتی برخوردار بود، ولی نکات تازه و مثبتی داشت، مانند:

 

پیشنهاد تشکیل شورای فقهی به عنوان یکی از ارکان بانک مرکزی، همراه با در نظر گرفتن استقلال نصب و عزل فقهای شورای فقهی از مدیریت بانک مرکزی و نیز استقلال امر نظارت فقهی، از طریق تشکیل واحدهای نظارت شرعی در کلیه بانک‌ها و مؤسسه‌های اعتباری تحت اشراف شورای فقهی(ماده ۵۷)؛

 

اعطای تسهیلات به بنگاه های اقتصادی صرفاً از طریق «مؤسسات تخصصی مشاوره و تامین مالی»(مواد ۲۲- ۲۳) به هدف واقعی شدن سرمایه گذاری بانک ها و پیشگیری از بنگاه داری آن ها؛

 

تفکیک دو نوع سرمایه گذاری عام و خاص(مواد ۹-۱۰) به هدف از بین بردن صوری سازی عقود.

 

علت موفقیت نسبی شما در تدوین «طرح عملیات بانکی بدون ربا» این بود که اولاً، حجم کار اولیه از نسخه های بعدی طرح شما بسیار کم تر بود، چون در آن زمان اصلاحات شما محدود به «قانون عملیات بانکی بدون ربا» بود که ۲۷ ماده بیش تر نداشت، در نتیجه توانستید جوانب این قانون را بررسی کنید. ثانیاً، بدنه اصلی کارشناسان شما را فضلای اقتصاددان حوزه علمیه تشکیل می‌دادند که در موضوع انتخاب شده، یعنی «عملیات بانکی بدون ربا» تخصص و مزیت داشتند؛ ثالثاً، تعداد نمایندگان مؤثر در تدوین طرح در آن زمان بیش تر بود، زیرا بخشی از آنان در انتخابات دورۀ دهم از راهیابی به مجلس بازماندند.

 

در دوره دهم مجلس، از هدف اولیه خود که اصلاح «قانون عملیات بانکی بدون ربا» بود، فاصله گرفتید و «طرح بانکداری جمهوری اسلامی ایران»(شماره ثبت ۱۶۵، چاپ ۴/۷/۹۵) را ارائه کردید که ۲۱۹ ماده داشت و به بیش تر مسائل بانکداری ورود کرده بود و جایگزینی برای قسمت سوم قانون سال ۱۳۵۱و قانون سال ۱۳۶۲ به شمار می رفت. در آغاز این طرح، ضمن دلایل توجیهی آن بیان داشتید: «با گذشت بیش از پنجاه سال از تصویب قانون پولی و بانکی کشور (مصوب ۱۳۵۱) و بیش از سی‌سال از تصویب قانون عملیات بانکی بدون ربا (مصوب ۱۳۶۲)، اکنون لازم است قوانین مزبور بر اساس تجارب به‌دست آمده، شرایط نوین اقتصادی ایران و جهان و اقتضائات و پیشرفت­های صنعت بانکداری، مورد بازنگری عمیق قرار گیرد».

 

این بیان به معنای این است که از سال ۱۳۹۵ به بعد، حوزه کار شما بسیار گسترده تر از قبل شد و هدف تان، اصلاح قسمت سوم قانون پولی و بانکی کشور را نیز دربر گرفت آن هم «بر اساس شرایط نوین اقتصادی ایران و جهان و اقتضائات و پیشرفت­های صنعت بانکداری»؛ این درحالی بود که تعداد زیادی از نمایندگانی که با شما در این راه قدم گذاشته بودند، در مجلس دوره دهم حضور نداشتند و شما از همفکری آنان محروم شده بودید.

 

در ادامه کار، با وجودی که نسخه ارائه شدۀ «طرح بانکداری جمهوری اسلامی ایران»(۴/۷/۹۵)، انتقادهای زیادی را در حوزه های علمیه و دانشگاه ها برانگیخت، شما بدون توجه به نقدهای کارشناسان، باردیگر بر گسترۀ کار خود افزودید و در سال ۹۶ اقدام به ارائۀ «طرح قانون بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران»(شماره ثبت۳۲۸، تاریخ چاپ ۲۳/۷/۹۶) کردید که با ۷۵ ماده[۴] جایگزینی برای قسمت اول و دوم قانون پولی و بانکی کشور (مصوب۱۳۵۱) محسوب می شد. از این جا به بعد شما داعیه اصلاح قوانین اصلی پولی و بانکی ایران را داشتید. اما گسترده کردن موضوع کار، باعث ناکامی شما در ارائه طرحی موفق شد و روش شما از چند جهت اشکال داشت:

 

یک. میزان تخصص و تجربه در گروه کاری شما و محققان همکارتان، در حدی نبود که بتوانید به خوبی از عهده این کار گسترده برآیید و در نهایت تدوین این طرح را به صور محفلی پیش بردید و مجموعه کسانی که همکاران اصلی شما محسوب می شدند، تعداد کم شماری داشتند که در طول زمان از تعداد آن ها کاسته شد و این باعث شد که نتوانید همه جوانب قوانین سابق را درست بررسی کنید و به سبب ضعف در تدوین مواد جدید برای فصول اضافه شده طرح، به برداشت از کار دیگران رو آوردید و متن بسیاری از مواد را از لوایح دو قلوی دولت و آیین نامه های شورای پول و اعتبار و بخش نامه های بانک مرکزی برداشت کردید، در حالی که هرکدام از متون مزبور به وسیله گروه خاصی و با مبانی، اهداف و سلیقه خاصی تدوین شده بود. این امر باعث ناهماهنگی و ناسازگاری مواد طرح شما شد.

 

دو. قسمت اضافه شدۀ کار شما، دوباره کاری و تکرار به حساب می آمد، چون دولت قبلاً لوایح دوقلو، یعنی: «لایحه قانون بانکداری جمهوری اسلامی ایران»(ویرایش۳/۵/۹۵) و «لایحه قانون بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران»(ویرایش۳/۵/۹۵) را آماده ساخته بود که از نظر دقت و هماهنگی مواد و رعایت قواعد کارشناسی در تهیه این گونه متون، بر طرح مجلس برتری داشتند، بله این لوایح از نظر شرعی و رعایت مصالح کشور ایرادهایی داشتند که باید رفع می شد؛ همچنین تاحدی ناقص بودند و باید بعضی مواد به آن ها افزوده می شد؛ مثلاً لایحه بانکداری دولت، به موضوع «عملیات بانکی بدون ربا» درست ورود نکرده بود که طرح عملیات بانکی بدون ربای مجلس می توانست تکمیل کننده آن باشد؛ یا لایحه قانون بانک مرکزی بعضی از مباحث را خلاصه مطرح کرده بود که می بایست کامل شود.

 

درهرصورت، روش صحیح این بود که به کار کارشناسی انجام شده در طول سالیان زیاد در این دولت  و دولت قبل برای تهیه لوایح بانک مرکزی و بانکداری، احترام گذاشته شود و آن ها متن اصلی قانون آینده باشند و نظرات مجلس در آن ها دیده شود و نقائص و ایرادهای این دو لایحه نیز برطرف شود، نه این که کمیته محترم پولی و بانکی کمیسیون اقتصادی کار را کلاً از دست بانک مرکزی بیرون آورد و به بهانه تجمیع چند طرح و لایحه، همه این متون را درهم ادغام نماید و متنی فراهم آورد کشکول مانند و ناهماهنگ و پر از ایراد و اشکال که در صورت تصویب، بارها نیاز به اصلاح و تغییر خواهد داشت و هیچ گاه به صورت قانون منسجمی در نخواهد آمد.

 

سه. گسترش کار، باعث شد که اصل هدف‌تان را فراموش کردید و اصلاحات قانون عملیات بانکی بدون ربا و زدودن شائبۀ ربا از عملیات بانکی را به طور صحیح و کامل انجام ندادید و در نهایت نتوانستید طرح قابل قبولی را ارائه دهید. درنتیجه اکنون هم حوزویان و دانشگاهیان از طرح شما انتقاد می کنند و هم بانک مرکزی مخالف آن است.

 

نکته سوم. تغییرات زیاد در متن و شتاب برای تصویب

 

برای این که عجله داشتید که طرح را هرچه زودتر تصویب کنید و می خواستید موافقت بانک مرکزی و نمایندگان بانک ها را جلب کنید، در چند نسخه اخیر طرح به طور مکرر تغییرات بسیاری در متن دادید، از جمله در مواد مربوط به ساختار پیشنهادی بانک مرکزی که باعث تعجب است چرا در موضوعاتی چنین اساسی این قدر تغییر رأی دادید. با ذکر چند مثال این مطلب آشکار می‌شود:

 

مثال اول: نخست در «طرح قانون بانک مرکزی جمهوری اسلامی»(شماره ثبت۳۲۸، تاریخ چاپ ۲۳/۷/۹۶) در ماده ۸، هیأت عالی بانک مرکزی را مرکب از سه عضو اجرایی و شش عضو غیراجرایی معرفی کرده بودید؛ سپس در «طرح قانون جامع بانکداری»(۱۹۹ماده ای) که در سال ۹۷ در دستور کار مجلس بود، در ماده ۷، هیأت عالی را مرکب از سه عضو اجرایی و هشت عضو غیراجرایی معرفی کردید. چند ماه بعد در نسخه دیگری که ارائه نمودید، تعداد اعضای غیراجرایی را به نصف کاهش دادید و چهار نفر در نظر گرفتید. دوباره در آخرین نسخه که الآن به دنبال تصویب آن هستید، در ماده ۶، تعداد اعضای غیراجرایی را شش نفر در نظر گرفتید. بماند این که در ترکیب اعضای اجرایی و غیراجرایی و مواد مربوط به چگونگی نصب و عزل اعضای غیراجرایی و اختیارات آن ها هم تغییرات زیادی دادید.

 

مثال دوم: درباره ارکان و اجزای اصلی بانک مرکزی، اول بار در «طرح بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران» در ماده ۷، گفتید: اجزاء اصلی بانک مرکزی عبارت است از: ۱٫ هیأت عالی؛ ۲٫ رئیس کل؛ ۳٫ کمیته سیاست گذاری؛ ۴٫ شورای فقهی.

 

سپس در «طرح قانون جامع بانکداری جمهوری اسلامی ایران»(۱۹۹ماده ای)، در ماده ۶، تعداد اجزای اصلی بانک مرکزی را هشت جزء در نظر گرفتید: ۱٫ ‌هیأت عالی؛ ۲٫ ‌رئیس کل؛ ۳٫ ‌سازمان نظارت بر مؤسسات اعتباری؛ ۴٫ شورای فقهی؛ ۵٫ کمیته سیاست‌‌گذاری پولی و ارزی؛ ۶٫ کمیته مقررات گذاری و نظارت بانکی؛ ۷٫ هیأت انتظامی؛ ۸٫ بازرس قانونی و حسابرس مستقل.

 

سرانجام در آخرین نسخه طرح بانکداری، چند مورد از جمله شورای فقهی را حذف کردید و در ماده ۵ فرمودید که ارکان بانک مرکزی عبارت است از: ۱٫ هیأت عالی؛ ۲٫ رئیس کل؛ ۳٫ هیأت نظارت و حسابرسی.

 

مثال سوم: سال ۱۳۹۶، ایدۀ ایجاد سازمان نظارت را در درون تشکیلات بانک مرکزی مطرح کردید و در «طرح قانون بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران»(شماره ثبت۳۲۸)، در بند الف ماده ۴۰ آورده اید :  «به منظور حفظ ثبات و سلامت بازار پول کشور و با هدف تنظیم مقررات موردنیاز برای تحقق اهداف بانک مرکزی و ایجاد سازوکار مناسب برای اجرای مقررات و نظارت مستمر و موثر بر نهادهای تحت نظارت، سازمان تنظیم مقررات و نظارت بر مؤسسات اعتباری (سازمان) در مجموعه بانک مرکزی به‌ عنوان یک سازمان مستقل ایجاد می‌‏گردد».

 

در ماده ۸، رئیس «سازمان تنظیم مقررات و نظارت بر مؤسسات اعتباری» را از اعضای اجرایی هیأت عالی بانک مرکزی شمردید و در ماده ۴۱ نیز وظایف سازمان را بیان کردید.

 

به دنبال آن در «طرح قانون جامع بانکداری»(۱۹۹ماده ای)، در ماده ۱۵ که متناظر با ماده ۴۱ در طرح قانون بانک مرکزی بود، عبارتِ « با هدف تنظیم مقررات موردنیاز برای تحقق اهداف بانک مرکزی» را حذف کردید و عنوان سازمان را هم به «سازمان نظارت بر مؤسسات اعتباری» تغییر دادید، ولی جایگاه سازمان را در تشکیلات بانک مرکزی بالا بردید و در ماده ۶ آن را یکی از اجزای اصلی هشت گانه بانک مرکزی به شمار آوردید. در ماده ۱۶ وظایف سازمان را به صورتی متفاوت بیان کردید.

 

سرانجام در آخرین نسخه طرح بانکداری ایدۀ تشکیل سازمان نظارت را کلاً کنار گذاشتید و نام سازمان را از ارکان بانک مرکزی حذف کردید، و در بند ب ماده ۶ که مربوط به اعضای اجرایی هیأت عالی بانک مرکزی است، به جای نام رئیس سازمان، نام معاون نظارتی رئیس کل بانک مرکزی را ذکر کردید و در مواد ۱۵-۱۶، شبیه وظایفی را که قبلاً برای رئیس سازمان نظارت در نظر گرفته بودید برای معاون نظارتی رئیس کل در نظر گرفتید.

 

نمونه‌های دیگری برای این تغییر و تبدیل ها در نسخه های طرح جدید بانکداری می توان ذکر کرد، مانند «مؤسسات تخصصی مشاوره و تامین مالی» در «طرح عملیات بانکی بدون ربا» (شماره ثبت ۱۵۰) و «شورای هماهنگی ثبات مالی» در «طرح قانون جامع بانکداری» (۱۹۹ ماده ای) که هرکدام با تعدادی مواد مربوط زمانی جزو طرح بود و بعداً کلاً حذف شد.

 

این تغییرات گسترده و در این اواخر شتابزده، آن هم در مسائل مهم طرح، نشان می دهد که حاصل کار شما بر بنیاد کارشناسانه ای استوار نیست و شما و دیگر طراحان محترم این طرح، ثبات اندیشه لازم را ندارید، به طوری که هرچه زمان بیش تر صرف کنید، تغییر و تبدیل های بیش تری انجام خواهید داد. این تشتت و تزلزل در تدوین مواد طرح، به هر علت که باشد؛ در اثر فشار بانک مرکزی باشد، یا تعامل با نمایندگان بانک ها، یا تجمیع طرح ها و لوایح و یا تغییر دیدگاه، فرقی نمی کند و نشان می دهد که شما و دیگر طراحان محترم طرح، در مسائل اساسی طرح بانکداری مبنای مشخصی نداشته اید و این نقطه ضعف مهمی است.

 

در این جا جهت قانع شدن شما در مورد لزوم اصلاحات اساسی در طرح بانکداری، بعضی از کاستی ها و اشکالات طرح را بیان می کنیم:

 

اشکالات اساسی طرح جدید بانکداری

 

یکم. باز تولید الگوی بانکداری غربی

 

اولین اشکال اساسی این است که محصول کار شما که در آخرین نسخه طرح بانکداری مجلس تبلور یافته است، طرح نوی در مقابل نظام بانکداری متعارف شمرده نمی‌شود؛ درحالی که در دهه پنجم انقلاب اسلامی لازم بود که «طرح قانون بانکداری اسلامی» به عنوان جایگزینی برای بانکداری متعارف ارائه می شد. شما که به طور مداوم به منتقدان امر می‌فرمایید که طرح نو خود را ارائه کنند و الّا حق اشکال و ایراد ندارند- و مقصودتان طرح جایگزین نظام بانکداری متعارف است- صادقانه اعتراف بفرمایید که طرح شما هم طرح جدیدی نیست و همان ساختار بانکداری متعارف را همراه با برخی توجیهات شرعی دوباره ارائه کرده‌اید. افتخار می‌کنید با پیشرفت‌های صنعت بانکداری در جهان جلو رفته اید و از اسناد بین المللی مربوط در تدوین پاره‌ای از مواد بهره برده اید و مثلاً برای تغییر در ساختار بانک مرکزی، الگوی شما توافقنامه بال دو بوده است.

 

برادر عزیز! این توافقنامه‌ها و ادبیات تولید شده به عنوان پشتوانه بانکداری غربی، هرچند در جای خود قابل استفاده است، اما برای جامعه ما «بانکداری اسلامی» را به ارمغان نمی‌آورد، درحالی که نیاز امروز ملت ما «بانکداری اسلامی» است که شما در طرح جدید بانکداری نه که به آن نزدیک نشده‌اید، بلکه از آن فاصله گرفته اید. بی‌دلیل نیست که از افزودن عبارت «بدون ربا» و پسوند «اسلامی» به کلمه بانکداری اکراه دارید، زیرا خود نیز می دانید طرحی که شما تحویل داده اید همان الگوی بانکداری متعارف می باشد که آلوده به ربا است.

 

کاش از آغاز وظیفه اصلی خود را تکمیل اندیشه «بانکداری اسلامی» و تدوین طرحی در جهت رسیدن به این مهم تعریف می کردید. در هر صورت، شما با تصویب این طرح ناقص و پر از اشکال، فرصت اصلاح واقعی نظام بانکداری ایران را که اکنون فراهم شده است از بین می برید. یقین داشته باشید که تصویب این طرح، افتخاری برای شما و دوستانتان نخواهد بود و در آینده در معرض انتقادهای حوزویان و دانشگاهیان خواهید بود.

 

دوم: از دست رفتن جنبه های مثبت قانون ۱۳۶۲

 

یکی از نقطه ضعف های مهم طرح جدید بانکداری این است که نتوانسته است ظرفیت هایی را که «قانون عملیات بانکی بدون ربا»(مصوب۱۳۶۲)، در عرصه اقتصاد به نفع اسلام و انقلاب ایجاد کرده است، حفظ کند و گسترش دهد. قانون سال ۱۳۶۲ به وسیله گروهی از علما و اقتصاددانان مسلمان و انقلابی تدوین شده و در این قانون است که برای نخستین بار در ایران، صدای روحانیت اسلام در حوزه پول و بانکداری شنیده شده است. روح این قانون، حذف کامل ربا  از سیستم بانکی و ترویج قرض‌الحسنه است که در چندین مورد به این موضوع تصریح کرده است.

 

هرچند «قانون عملیات بانکی بدون ربا» مختصر است و کاستی ها و نقاط ضعفی دارد ولی در بخشی از مسائل بانکداری اسلامی که وارد شده، ورود خوبی داشته است. مبانی تدوین کنندگان قانون ۱۳۶۲ مشخص است. پشتوانه فکری آنان اعتقادات، اخلاق و فقه اسلامی و انگیزه آنان تسهیل کار و کسب مسلمانان بدون استفاده از نظام بهره بوده است؛ آنان اهداف را از نظر اسلامی و قانون اساسی بهتر دیده و عدالت اقتصادی را هم در نظر گرفته اند و در دادن راهکار برای به کارگیری عقود اسلامی، بر طبق قواعد فقهی رفتار کرده اند.

 

به متن این قانون از نظر فقهی و ارزشی اشکال کمی می توان گرفت. متأسفانه این قانون در مرحله وضع مقررات و تصویب آیین نامه ها و بخش نامه ها در هیأت دولت و بانک مرکزی و نیز در مرحله اجرا دچار مشکل شد.

 

شما به جای این که در تدوین طرح جدید به عنوان قانون جایگزین، جنبه های مثبت قانون ۱۳۶۲ را حفظ کنید و توسعه دهید و برای اجرای دقیق عقود اسلامی در بانک ها تحت نظارت مستمر فقهی، راهکار قابل اطمینانی ارائه دهید، متأسفانه جنبه های اسلامی آن را هم تضعیف کرده اید.

 

برای مثال، شما به جای بررسی دوباره عقود اسلامی با نگاه کارشناسانه دقیق و یافتن ظرفیت‌های مخفی آن ها و تکمیل کار طراحانِ «قانون عملیات بانکی بدون ربا» و یاری گرفتن از فقهای عظام، راه حل را در پاک کردن اصل صورت مسأله دیده‌اید و در آخرین نسخۀ طرح بانکداری تان نامی از هیچ یک از عقود اسلامی نبرده اید و کار را یک کاسه به دست شورای فقهی داده اید و دست آنان را در حذف و اضافه کردن عقود بانکی بازگذاشته اید، آن هم شورایی که فقهای آن مطابق مواد مربوط در طرح شما، استقلال رأی از خود ندارد و اعضای آن پیشنهاد شده از سوی رئیس کل بانک مرکزی هستند و کیفیت رأی گیری در شورای فقهی نیز زیر سؤال است و درحقیقت شورایی مشورتی و نمایشی است و گرایش فقهای کنونی شورا نیز تسهیل عملیات بانکداری متعارف و توجیه شرعی ابزارها و قراردادهایی است که در بانکداری غربی مورد استفاده قرار می گیرند. درنتیجه هر عقد اسلامی را که صلاح بدانند رخصت می دهند تا به کار گرفته شود و هر عقد اسلامی را که خوش ندارند از دایره عملیات بانکی بیرون می کنند تا به جای آن از قراردادهای ابداع شده در بانکداری سرمایه داری استفاده نمایند.

 

جناب آقای بحرینی! دلیلی داشت که طراحان فقیهِ قانون عملیات بانکی بدون ربا، تنها از تعدادی عقود معینه نام برده بودند و بحث از به‌کارگیری عقود جدید در بانکداری اسلامی را مطرح نکرده بودند. عقود معینه‌ای مثل بیع سلف، مضاربه، مشارکت، جعاله و غیر آن که نامشان در قانون عملیات بانکی بدون ربا آمده است، بیش تر تناسب با عملیات بانکی بدون ربا- با ملاحظه قواعد فقهی- دارند. از سوی دیگر، این ها عقود شناخته شده‌ای هستند که  در فقه و حقوق اسلامی دارای عنوان می‌باشند و ماهیت، ارکان و شروط صحت و سایر مسائل آن ها به وضوح در متون فقهی توضیح داده شده و تمام جوانب آن ها به وسیله فقها و حقوقدانان اسلامی موشکافی و تبیین شده است. این است که در مرحله به کارگیری این عقود در بانکداری و تهیه آیین‌نامه‌ها و بخش نامه های مربوط به آن ها پشتوانه غنی فقهی و حقوقی وجود دارد که باعث می شود مقررات تدوین شده مربوط به این عقود کم تر دچار کاستی و اشکال شرعی شود.

 

پیش از طرح شما، این طور نبوده است که نظام بانکی اجازه داشته باشد که هرروز عقد جدیدی را به فهرست عقود بانکی بیفزاید؛ برای همین وقتی قرار شد سه عقد استصناع، مرابحه و خرید دین به عقود بانکی اضافه شود، نخست با بعضی از فقهای حوزه مشورت شد و در نهایت در برنامه پنج ساله پنجم توسعه مورد تصویب قرار گرفت و به دنبال آن، الحاق این عقود به آیین نامه فصل سوم قانون عملیات بانکی بدون ربا، در جلسه ۲/۵/۹۰ به تصویب هیأت وزیران رسید.

 

اگر مطابق دیدگاه شما به کارگیری هرگونه عقدی در بانکداری اسلامی آزاد است، چه نیازی به تصویب از سوی مجلس و هیأت وزیران داشت. تازه به کارگیری سه عقد اضافه شده خوش یمن نبود و معضل صوری سازی عقود بانکی را جانی تازه بخشید و عقد مرابحه به صورت حیله رسمی ربا درآمد و می‌رود که درآینده مرابحه بانکی، بخش اعظم عملیات بانکی بدون ربا را به تسخیر خود درآورد.

 

متأسفانه مماشات شما با فرهنگ حاکم بانکداری غربی در حدی است که حتی جرأت نکرده‌اید در ماده ۲ این طرح که مربوط به بیان اهداف است، به صراحت بیان کنید که هدف قانون جدید، حذف ربا از سیستم بانکی است- البته اگر معتقد به امکان حذف ربا از سیستم بانکی باشید- و یادمان نرفته است در نسخۀ «طرح قانون جامع بانکداری» (۱۹۹ماده ای)، عبارت «بدون ربا» را از عنوان فصل مربوط حذف کرده و نوشته بودید: «فصل پانزدهم- عملیات بانکی»؛ بعد که  با انتقادها و اعتراض ها روبه رو شدید در نسخه‌های بعدی عبارت حذف شده را بازگرداندید. دیدگاه شما تطبیق حداقلی متن مواد طرح جدید با مبانی اسلامی و قواعد فقهی است؛ حتی می‌توان اشکال کرد که مبانی و پشتوانه فکری و فلسفی طرح شما مغشوش و مبهم است و التقاطی از مکتب سرمایه داری و اسلام به نظر می‌رسد و این نقطه ضعف بزرگی است که در جای جای طرح به چشم می خورد و لازم است برطرف شود.

 

با وجود ضعف آشکار شما در تدوین مواد طرح، در آخرین نسخه طرح بانکداری در ماده ۲۱۴، ذکر کرده اید: «از تاریخ لازم الإجرا شدن قانون جدید، قانون عملیات بانکی بدون ربا(بهره) مصوب ۱۳۶۲ و اصلاحات بعدی آن کلاً نسخ می شود». با این کار همه جنبه های مثبت قانون سال ۱۳۶۲ از بین می رود؛ این درحالی است که طبق لوایح دوقلوی دولت، همه ظرفیت قانون عملیات بانکی بدون ربا از بین نمی رود، به طوری که به موجب ماده ۱۶۹ لایحه قانون بانکداری، پس از لازم الإجرا شدن مصوبه جدید، قانون عملیات بانکی بدون ربا تنها در مواردی که با قانون جدید مغایرت دارد، ملغی می شود؛ همچنین در لایحه قانون بانک مرکزی به موجب ماده ۳۴، تنها مواد فصول اول و چهارم قانون عملیات بانکی بدون ربا لغو می شود.

 

سوم: عدم تضمین کاهش تخلفات شرعی

 

شما بدون آن که به نتیجه تحقیقات میدانی و بررسی‌های صورت گرفته در سال های گذشته در مورد تخلفات بانک ها و غیر واقعی بودن عملیات آن ها و علل آن توجه کنید و ریشه اصلی مشکلات بانکی و ربوی شدن قراردادهای بانکی را به درستی تشخیص بدهید و در طرح جدید بانکداری به فکر چاره اساسی باشید، پنداشته‌اید که تنها با تدوین تعدادی مواد می‌توان مشکلات شرعی بانک ها را حل کرد. با متن حاضر چگونه می توانید تضمین بدهید که با تصویب آن، تخلفات شرعی بانک‌ها کاهش می یابد و نظام بانکی ایران اسلامی‌تر خواهد شد.

 

ریشه اصلی تخلفات بانکی را باید در ساختار نامناسب بانک ها جست و جو کرد. شما به جای این که برای تغییر ساختار بانک ها و متناسب کردن آن با بانکداری بدون ربا، راهکاری قابل قبول ارائه دهید، مدام تبلیغ می کنید که ما در این قانون، فلان عمل و فلان عمل را برای بانک ها ممنوع کرده ایم، درنتیجه این تخلفات در آینده صورت نخواهد گرفت؛ درحالی که در سابق نیز تخلفات یاد شده از نظر قانونی ممنوع بوده، اما درعمل جلو آن گرفته نشده است؛ دو مورد را مثال می زنیم:

 

مثال اول: حاج آقای مصباحی مقدم در دفاع از طرح شما گفته اند: «بانک­ ها بخش عمده ­ای از اقساط دریافتی را هم به حساب سود و جریمه منظور می­کنند و همین امر باعث می ­شود که اصل بدهی بدهکار با سرعت کمتری مستهلک شده و سود و جریمه بیشتری به بانک تعلق بگیرد. دقیقاً به همین دلیل است که بدهی بدهکاران بانکی به ­شدت و با سرعت زیاد افزایش پیدا می کند. متأسفانه بانک­ ها همه این کارها را به استناد قانون و مقررات ابلاغی بانک مرکزی انجام می ­دهند. با اطمینان عرض می ­کنم که با تصویب و اجرا شدن طرح مجلس، جلوی این رفتارهای خلاف شرع گرفته خواهدشد».

 

مقصود جناب آقای مصباحی مقدم این است که بانک ها به جای این که مبالغ اقساط پرداختی را بین سه جزء اصل تسهیلات، سود و جریمه تقسیم کنند، اول مبالغ اقساط دریافتی از بدهکار را به جریمه و سود اختصاص می دهند و در آخر آن را برای اصل تسهیلات منظور می کنند که این مسأله باعث می شود که اصل بدهی مدت زیادی دست نخورده باقی بماند و به آن سود و جریمه تعلق گیرد و این به ضرر بدهکار است و طرح جدید این مشکل را حل کرده است.

 

در پاسخ شما و ایشان می گوییم که بانک ها این کار را به استناد مواد قانونی انجام نمی دهند تا شما با آوردن قانون جدید جلو آن را بگیرید. این کار هم اکنون غیرقانونی است؛ زیرا طبق بخش نامه بانک مرکزی درباره ﻧﺤﻮﻩ ﺗﺴﻬﻴﻢ ﻧﻤﻮﺩﻥ ﮐﻠﻴﻪ ﻣﺒﺎﻟﻎ ﭘﺮﺩﺍﺧﺘﻲ ﺗﻮﺳﻂ ﻣﺸﺘﺮﻳﺎﻥ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺳﺮﺭﺳﻴﺪ، در ﺟﻠﺴﻪ ۱۱۲۵ ﺷﻮﺭﺍﻱ ﭘﻮﻝ ﻭ ﺍﻋﺘﺒﺎﺭ، ﻣﻮﺭﺥ ۲۷/۲/۱۳۹۰، ﻣﻄﺮﺡ ﻭ ﻣﺼﻮﺏ ﮔﺮﺩﻳﺪه است که کلیه مبالغ پرداختی توسط مشتریان بعد از سررسید در ارتباط با بدهی آنان باید بین اجزای بدهی تسهیم بالنسبه گردد و چنان چه بدهی مشتری ناشی از تسهیلات اعطایی باشد، مبالغ پرداختی از سوی مشتریان بین سه جزء اصل تسهیلات، سود و وجه التزام تأخیر تأدیه دین تسهیم بالنسبه گردد.

 

همچنین در متن قراردادهای یکنواخت بانکی از قبیل: عقد مرابحه، ماده ۱۲، تبصره یک؛ فروش اقساطی ماده ۱۰ تبصره یک و مشارکت مدنی ماده ۱۶ تبصره یک و عقود دیگر، شبیه این مطلب ذکر می شود که لازم است مبلغ پرداختی متقاضی، میان سه جزء مانده اصل تسهیلات، سود و وجه التزام تسهیم بالنسبه شود.

 

ملاحظه می کنید که حتی با وجود چنین جمله ای در متن قراردادهای بانکی که در حکم شرط ضمن عقد است، بانک ها این شرط را رعایت نکرده اند که صدای امثال حاج آقای مصباحی مقدم در اعتراض بلند شده است. نتیجه می گیریم که مشکل افزایش مبالغ دریافتی از بدهکار تحت عنوان جریمه و سود؛ به علت فقدان قانون نبوده است تا با ذکر مواد مربوط در این طرح حل شود.

 

جالب اینجا است که برخلاف گفته آقای مصباحی مقدم، در متن آخرین نسخۀ طرح جدید بانکداری اصلاً به موضوع تسهیم مبالغ پرداختی مشتری بین اصل تسهیلات، سود و وجه التزام اشاره ای نشده است و این نشان می دهد که بانک مرکزی، از طراحان طرح جدید بانکداری در جلوگیری از این تخلف یک گام جلوتر بوده است.

 

مثال دوم: در سال های گذشته رقابت مخرب بانک ها در بالا بردن نرخ سود علی الحساب پرداختی به سپرده گذاران، یکی از مشکلات مهم بانکداری ایران بوده است. درست است که اصل تعیین و پرداخت سود علی الحساب از نظر شرعی اشکالی ندارد ولی به شرط این که سود قطعی در پایان دوره به طور واقعی و دقیق محاسبه شود و اگر کم تر از آن به سپرده گذار پرداخت شده جبران شود و اگر بیش تر از سود قطعی به او پرداخت شده بازپس گرفته شود؛ در غیر این صورت در حکم ربا است.

 

در سال های گذشته، بانک ها یا سود قطعی را اصلاً محاسبه نکرده و به همان سود علی الحساب اکتفا نموده اند یا به طور صوری، سود قطعی را محاسبه نموده و میزان اندکی مثلاً نیم درصد را به عنوان باقی مانده سود به سپرده گذاران پرداخت کرده اند.

 

برای کنترل بانک ها و جلوگیری از این کار، در  بسیاری از سال ها دولت در بسته های سیاستی – نظارتی خود، برای پرداخت سود علی الحساب شرط گذاشته و میزان آن را تعیین کرده است. برای نمونه:

 

در «بسته سیاستی- نظارتی شبکه بانکی کشور در سال ۱۳۸۷»، در ماده ۲- ۱۷ آمده است: «پرداخت سود علی الحساب صرفاً در مواردی که بانک نسبت به محاسبه سود قابل وصول و پیش بینی عملیات و اقدامات اعتباری و سرمایه‌گذاری خود اقدام و میزان سودی که با حداکثر اطمینان محاسبه و به بانک مرکزی ارائه و تائید آن بانک را اخذ کند، مجاز است. پرداخت سود علی الحساب بدون طی این مراحل غیر مجاز است».

 

در «ضوابط سیاستی- نظارتی شبکه بانکی کشور در سال ۱۳۸۸»، یک گام جلوتر رفته و در ماده ۵، برای انواع سپرده، عددی را به عنوان نرخ سود علی الحساب تعیین کرده است.

 

در «بسته سیاستی- نظارتی شبکه بانکی کشور در سال ۱۳۸۹»، در ماده ۲، ﻧﺮﺥ ﺳﻮﺩ ﻋﻠﻲ  ﺍﻟﺤﺴﺎﺏ ﺳﺎﻻﻧﻪ ﺳﭙﺮﺩﻩ ﻫﺎﻱ  ﺑﺎﻧﮑﻲ ﺩﺭ ﻃﻮﻝ ﺩﻭﺭﻩ ﺳـﭙﺮﺩﻩ  ﮔـﺬﺍﺭﻱ ﺩﺭ ﺳـﺎﻝ ١٣٨٩را به تفکیک تعیین کرده و در تبصره ۶ آن، برای تخلف از این نرخ اقدام تنبیهی در نظر گرفته است.

 

همچنین در «سیاست های پولی، اعتباری و نظارتی نظام بانکی کشور در سال ۱۳۹۰»، در ماده ۲ برای همه انواع سپرده، حداکثر سود علی الحساب تعیین کرده است و در تبصره ۳ همین ماده آورده است: «مؤسسات اعتباری موظفند نرخ سود قطعی سپرده‌های بانکی را در قالب عقود اسلامی و بر اساس سودآوری، در پایان دوره پس از حسابرسی عملیات مالی آن ها و تایید آن توسط بانک مرکزی تعیین و تسویه نمایند».

 

با وجود همه این  مقررات و  تمهیدات که بخشی از آن بیان شد، معضل سود علی الحساب در بانکداری ایران همچنان لاینحل مانده است. حال چگونه امید است که با آوردن یک پاراگراف در ماده ۱۰۳، در آخرین نسخه طرح بانکداری،[۱۰] مشکل موجود حل شود و بانک ها دیگر تخلف نکنند.

 

این که درباره سود علی الحساب در ماده ۱۰۳ آخرین نسخه طرح بانکداری آورده اید: «مؤسسات اعتباری مجازند حداکثر معادل هفتاد درصد (٪۷۰) سود مورد انتظار سپرده های سرمایه گذاری عام» را به صورت على الحساب به سپرده گذاران پرداخت کند» نیز نمی تواند مانع تخلفات شود؛ زیرا:

 

اولاً، بیان کردیم که دولت در بعضی سال های قبل نرخ سود علی الحساب را رأساً تعیین کرده و بیش از آن را ممنوع نموده ولی نتوانسته است جلو تخلفات را بگیرد؛ حال با این ماده که پرداخت معادل هفتاد درصد نرخ سود مورد انتظار را اجازه داده و درصورت ضرورت به بانک مرکزی اجازه تغییر این درصد را هم داده است! چگونه می تواند جلو تخلفات را بگیرد؟

 

ثانیاً، پرداخت سود علی الحساب شرعاً اشکال ندارد به شرط محاسبه سود قطعی و تسویه حساب واقعی؛ اما ماده ۱۰۳، صراحت لازم در لزوم محاسبه سود قطعی و تسویه حساب را ندارد؛

 

ثالثاً، باید برای تخلف از محاسبه سود قطعی و تسویه حساب واقعی در پایان دوره، در قانون اقدامات تنبیهی و مجازات درخور در نظر گرفته شود تا این حکم ضمانت اجرا داشته باشد، ولی در این ماده اشاره ای به این امور نشده است؛ حتی این جمله را که در نسخه ماقبل آخر طرح بانکداری، در ماده ۱۰۲ گفته بودید: «هرگونه تبلیغ یا تضمین برای پرداخت سود علی‌الحساب بیش تر از آن ممنوع بوده و مشمول مجازات‌های مذکور در مواد (۱۳۷) و (۱۳۸) این قانون خواهد بود»، تحت فشار بانک ها در آخرین نسخه حذف کرده اید.

 

رابعاً، اگر واقعاً قصد شما پرداخت سود علی الحساب به صورت واقعی است، باید برای محاسبه سود مورد انتظار سپرده های عام که آن را مبنایی برای پرداخت سود علی الحساب قرار داده اید، از سازمان ها و نهادهای مستقل کمک می گرفتید تا شائبه تعیین صوری این نرخ از سوی هیأت عالی، از بین برود.

 

خامساً، چرا وظیفه بازگرداندن «مبالغ سود علی الحسابی که به صورت غیر مجاز به سپرده گذار پرداخت شده»، مقید به «اعلام معاون نظارتی بانک مرکزی» شده است؟ یعنی اگر معاون نظارتی اعلام نکرد بانک در این زمینه وظیفه ندارد؟

 

در هرصورت، این چند خط نیم بندِ غیر صریح و دارای اشکال، نمی‌تواند مشکل سود علی الحساب را حل کند. راه درست این است که پرداخت سود علی الحساب کلاً ممنوع شود. باید برای سود علی الحساب جایگزین مشخص شود، یعنی به جای رقابت بانک ها در موضوع سود علی الحساب، رقابت آن ها در کاهش نرخ حق الوکاله و دادن مزایای دیگر به سپرده گذاران خلاصه گردد و این در صورت فرهنگ سازی، شدنی است هرچند مشکل است.

 

مثال‌های فوق نشان می دهد که صرف آوردن چند ماده قانونی به معنای رفع مشکل نیست بلکه مواد قانونی باید قابلیت اجرا داشته باشد؛ به علاوه در متن قانون برای برای آن ضمانت اجرا و برای متخلفان مجازات تعیین شده باشد و مجازات تعیین شده هم بازدارنده باشد. بله، شما مشکلات یاد شده را حل کرده اید اما تنها در خیال خودتان و بر روی کاغذ. اطمینان داشته باشید که در آینده همین تخلفات ادامه خواهد داشت.

 

چهارم. انتخاب ساختاری نامطمئن برای بانک مرکزی

 

دو مطلب را در این جا باید در نظر داشت:

 

مطلب اول این که باید توجه داشت که ساختار فعلی بانک مرکزی، مطابق اصلاحات صورت گرفته در مواد قانون پولی و بانکی ۱۳۵۱ می باشد. این اصلاحات، توسط مواد ۸۸-۸۹ در قانون برنامه پنجم توسعه اعمال شد که در جلسه علنی مورخ ۱۵/۱۰/۱۳۸۹  مجلس شورای اسلامی تصویب و در تاریخ ۲۵/۱۰/۱۳۸۹ از سوی مجمع تشخیص مصلحت نظام، موافق با مصلحت نظام تشخیص داده شد.[۱۱] همچنین مطابق مصوبه مجمع تشخیص مصلحت نظام، در خصوص «نحوه اداره بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران» که در اجرای بند هشت اصل یکصد و دهم قانون اساسی به تصویب رسید و با نکات مدنظر مقام معظم رهبری (مدظله‌العالی)، طی نامه شماره ۲۷۰۶۲/۱ مورخ ۴/۱۱/۱۳۹۳ به سران سه قوه ابلاغ گردید،[۱۲] تغییراتی در کیفیت اداره بانک مرکزی انجام گرفت.

 

بنابراین، ساختار موجود بانک مرکزی که مطابق مواد اصلاح شده می‌باشد، چیزی است که نخبگان نظام جمهوری اسلامی و رهبری معظم انقلاب پس از گذشت چند دهه از انقلاب به مصلحت کشور تشخیص داده اند و یک دهه است که ساختار اصلاح شده امتحان شده است و به سادگی نمی‌توان آن کنار نهاد. به نظر می‌رسد اگر اشکالی هست بیش از آن که مربوط به ساختار بانک مرکزی باشد، مربوط به ضعف مدیریت‌ها و تأثیر پذیری تصمیمات و عملکرد مقامات پولی از جناح بندی های سیاسی است.

 

مطلب دوم این که ساختاری که شما در طرح جدید بانکداری پیشنهاد  داده اید، ساختاری ناپخته و نامطمئن است و بخشی از آن تقلید از نظام بانکداری کشورهای غربی و بخشی دیگر حاصل از دیدگاه های کارگروه مجلس و بخشی نتیجه تعامل اعضای کمیسیون اقتصادی با مقامات بانک مرکزی و نمایندگان بانک‌ها است و در شرایط فعلی تصویب چنین ساختار مغشوشی به هیچ وجه به مصلحت کشور نیست. اکنون میان کارشناسان در مورد این ساختار پیشنهادی اختلاف شدید وجود دارد و پافشاری‌تان بر تصویب آن صحیح نیست.

 

به یاد دارید که آقای همتی رئیس کل محترم بانک مرکزی در جلسه تصویب کلیات «طرح بانکداری جمهوری اسلامی ایران»، در تاریخ ۲۶/۹/۹۸ در مخالفت با تصویب طرح گفتند: «در این طرح ساختار بانک مرکزی را تغییر داده‌اند و با توجه به این که در شرایط تحریم هستیم و بانک مرکزی نیز عمود این خیمه است نباید اجازه دهیم این شوک به ساختار بانک مرکزی وارد شود … به عنوان رئیس کل بانک مرکزی نتوانستم در خصوص این طرح قانع شوم.

 

مگر می‌شود ۲۰۵ ماده در خصوص سیستم بانکی آماده باشد و یکباره همه این تغییرات ایجاد شود بدون این که کارشناسان و بانک مرکزی در این زمینه اقناع شده باشند … اجازه بدهید لایحه دولت در این زمینه به مجلس ارائه شود، اگر می خواهید به استقلال بانک مرکزی کمک کنید مقررات بانک مرکزی را اصلاح کنید».

 

از نظرما سخن ایشان صحیح و نگرانی‌شان کاملاً به جا بود و به برخی نقاط ضعف مهمی که در ساختار پیشنهادی بانک مرکزی در طرح شما وجود دارد، اشاره داشت، ولی متأسفانه حضرت عالی عنایت نفرمودید و با یاری گرفتن از فن خطابت و نقل قول از رهبر معظم انقلاب نمایندگان را قانع و رأی مثبت آنان به کلیات طرح را اخذ نمودید.

 

شما در ترسیم ساختار بانک مرکزی، نخست روش شورایی را بر روش ریاستی ترجیح دادید و در ادامه در نتیجه تعامل با بانک مرکزی و صاحب نظران دیگر از این روش فاصله گرفتید و کوشیدید که بینابین حرکت کنید و الآن در ساختار پیشنهادی شما هم نشانه های روش ریاستی و هم نشانه های روش شورایی هست و این باعث ایجاد مشکل در مرحله اجرای قانون می شود. به نظر می‌رسد ساختار پیشنهادی شما به اندازه کافی حساب شده نیست و برای تصحیح آن نیاز به زمان هست. واقعیت این است که این ساختار، بسیاری از اقتصاددانان دلسوز را نگران کرده است.

 

از جمله تغییراتی که موجب نگرانی شده، این است که بیش تر ارکان بانک مرکزی را حذف نموده اید و جایگزین مناسبی برای آنها ارائه نکرده‌اید. به موجب ماده ۱۶ قانون پولی و بانکی کشور مصوب ۱۳۵۱، بانک مرکزی دارای پنج رکن است: مجمع عمومی؛ شورای پول و اعتبار؛ هیأت عامل؛ هیأت نظارت اندوخته اسکناس؛ هیأت نظار. مهم‌ترین هدفی که در طرح بانکداری شما دنبال شده این است که «هیأت عامل» تغییر ماهیت داده شود و در قالب «هیأت عالی» حفظ گردد و درمقابل، چهار رکن  دیگر که قوه مجریه یا قوای دیگر در تعیین اعضای آنها مؤثرند و در نمودار سازمانی فعلی بانک مرکزی، در جایگاه برتری نسبت به هیأت عامل و رئیس کل بانک مرکزی قرار دارند، حذف شوند و وظایف و اختیارت آنها بین هیأت عالی و زیر مجموعه های آن تقسیم شود، برای نمونه:

 

مجمع عمومی بانک مرکزی، مطابق ماده ۸۸ قانون برنامه پنجم توسعه از رئیس جمهور(ریاست مجمع)؛ وزیر امور اقتصادی و دارایی؛ معاون برنامه‌ریزی و نظارت راهبردی رئیس‌جمهور و دو نفر از وزرا به انتخاب هیأت وزیران تشکیل می شود و در رأس هرم سازمانی بانک مرکزی قرار می گیرد و نظارت پسینی بر عملکرد بانک مرکزی دارد. شما مجمع عمومی را کلاً حذف کردید.

 

شورای پول و اعتبار درحقیقت مغز متفکر بانک مرکزی است و اهمیتش چنان است که در ماده ۹۶ برنامه پنجم توسعه درباره جایگاه آن آمده است: «اداره امور بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران بر اساس قانون پولی و بانکی و مصوبات شورای پول و اعتبار است». در وضعیت کنونی هرچند رئیس کل بانک مرکزی ریاست شورای پول و اعتبار را عهده دار است، اما مجبور است از تصمیمات شورا متابعت کند. رئیس کل در تصمیم سازی های شورا حرف اول را نمی زند، چون وی و افراد پیشنهاد شده از سوی وی در اقلیتند. ترکیب شورای پول و اعتبار متنوع است و به موجب اصلاحات ذکر شده در ماده ۸۹ قانون برنامه پنجم توسعه، غیر از رئیس کل بانک مرکزی، چهار وزیر، دادستان کل کشور، معاون برنامه ریزی رئیس جمهور، رییس اتاق بازرگانی، رئیس اتاق تعاون، نمایندگانی از مجلس به عنوان ناظر و اشخاص دیگری در شورا حضور دارند. ترکیب غالب اعضای شورای پول و اعتبار به گونه ای است که از بیرون وارد مجموعه بانک مرکزی می شوند و از مقامات آن دستور نمی گیرند و استقلال رأی دارند. بنابراین می توانند به راحتی درمورد موضوعات مختلف و تخلفات مقامات بانک مرکزی موضع بگیرند.

 

برخورد شما با شورای پول و اعتبار به اینگونه بود که نخست در نسخه «طرح قانون جامع بانکداری(۱۹۹ ماده ای)، شورای پول و اعتبار حذف کردید و وظایف آن را به موجب ماده ۶ بین دو کمیته: «کمیته سیاست‌‌گذاری پولی و ارزی» و «کمیته مقررات‌گذاری و نظارت بانکی» تقسیم نمودید و این دو کمیته را از اجزای اصلی بانک مرکزی به حساب آوردید؛ لیکن بر این تصمیم پایدار نماندید و در نسخه بعدی که در قالب گزارش کمیسیون اقتصادی مجلس ارائه کردید و نیز در آخرین نسخه طرح، نام این دو کمیته را از اجزای اصلی بانک مرکزی حذف و در ماده ۱۸ به عنوان دو شورای تخصصی هیأت عالی با عنوان: «شورای سیاست­گذاری پولی و ارزی» و «شورای مقررات­گذاری و نظارت بانکی» معرفی نمودید؛ بنابراین به صورت بازوهای مشورتی هیأت عالی درآمدند و استقلال رأی برای اعضای آنها باقی نماند و عنوان «شورا» نیز برای آنها جنبه تزئینی دارد و همه کاره هیأت عالی و رئیس کل هستند و با این کار ظرفیت شورای پول و اعتبار از دست رفت.

 

از نظر ما بهتر بود شورای پول و اعتبار منحل نمی‌شد بلکه به عنوان مهم‌ترین مرکز تصمیم گیری های ارزی و پولی کشور تقویت می‌شد و اعضای غیراجرایی و غیردولتی متخصص- به انتخاب نمایندگان مجلس- به آن اضافه می‌شدند، تا کفه به نفع افراد غیرحکومتی و کارشناس سنگین شود.

 

هیأت نظارت براندوخته اسکناس طبق ماده ۲۱ قانون پولی و بانکی کشور از دو نماینده مجلس به انتخاب مجلس؛ رئیس کل بانک مرکزی؛ دادستان کل کشور؛ خزانه‌دار کل کشور؛ رئیس کل دیوان محاسبات و رییس هیأت نظار تشکیل می شود که در طرح شما اثری از آن نیست. هیأت نظار را نیز نخست حذف کردید و دوباره باز گرداندید.

 

در نتیجه مهم‌ترین چیزی که با تصویب طرح شما اتفاق می افتد، این است که سه رکن بانک مرکزی فعلی از بین می رود (مجمع عمومی؛ شورای پول و اعتبار؛ هیات نظارت اندوخته اسکناس). بیشتر این مجموعه های حذف شده حالت فراقوه‌ای داشتند و غالب اعضای آن ها از بیرون بانک مرکزی می آمدند که پای همه شان بریده می شود و در عوض رئیس کل را به عنوان یکی از ارکان بانک مرکزی معرفی کردید، درحالی که در قانون پولی و بانکی ۱۳۵۱ جزو ارکان نیست.

 

رکن جدید دیگر، «هیأت عالی» است که متشکل از دو گروه اعضای اجرایی و غیراجرایی است که اعضای اجرایی در حقیقت همان «هیات عامل» سابق هستند، تنها به جای دبیرکل بانک مرکزی، معاون نظارتی رئیس کل را ذکر نموده اید. وضعیت به گونه ای است که از این پس، آرای هیأت عالی تحت تأثیر اعضای اجرایی و رئیس کل خواهد بود، زیرا از ۹ نفر اعضای هیأت عالی، سه نفرشان عبارتند از رئیس کل، قائم مقام رئیس کل، معاون نظارتی رئیس کل. دو نفر از اعضای غیراجرایی نیز به وسیله رئیس کل پیشنهاد می شوند که قاعدتاً افکار آن ها با رئیس کل هماهنگ است. در نتیجه، ۵ نفر یعنی اکثریت هیأت عالی با رئیس کل هماهنگ هستند.

 

اما رکن چهارم، هیأت نظار است که اول آن را حذف کردید و سپس با عنوان «هیأت نظارت و حسابرسی» در آخرین نسخه طرح آن را احیا کردید، ولی به دلیل قیودی که آوردید، کارایی گذشته را نخواهد داشت که درباره آن خواهیم گفت.

 

وقتی در مواد مربوط به ارکان بانک مرکزی در آخرین نسخه طرح بانکداری دقت می کنیم می بینیم که همه اختیارات ارکانِ حذف شده به هیات عالی و زیرمجموعه های آن واگذار شده است درحالی که هیأت عالی با توجه به ترکیب آن، ظرفیت پذیرش همه این مسؤولیت ها و اختیارات را ندارد. از سوی دیگر هیأت عالی تابع اعضای اجرایی خود و درحقیقت تابع رئیس کل است. با این حساب می توان گفت که درنهایت همه تغییرات به نفع «هیأت عاملِ» فعلی و «رئیس کل» تمام خواهد شد و این یعنی تمرکز شدید قدرت در رئیس کل که در آینده به ضرر اقتصاد ایران خواهد بود.

 

رئیس کل و هیأت عالی به هیچ وجه نخواهند توانست خلأ ناشی از فقدان مجمع عمومی و شورای پول و اعتبار را حل کنند و به علت غیبت وزرای یاد شده و نیز کاهش نمایندگان سایر قوا در بانک مرکزی، مدیریت بانک مرکزی از مشورت و مساعدت آنان محروم و اداره بانک مرکزی به صورت بسته در خواهد آمد و این امر اعتماد مجموعه نظام را به بانک مرکزی کاهش می دهد و درعوض انتقاد قوای کشور از بانک مرکزی را افزایش خواهد داد.

 

پنجم. برداشت اشتباه از استقلال بانک مرکزی

 

یکی از شعارهای شما درباره طرح جدید بانکداری، افزایش استقلال بانک مرکزی بوده است. از نظر ما استقلال بانک مرکزی به این معنا است که:

 

اولاً، مقامات بانک مرکزی و مجموعه های کارشناسی آن، در حدی از درجه علمی، تخصص، قدرت تحلیل و تجربه باشند که بتوانند موضوعات و مشکلات مربوط به نظام پولی و بانکی کشور را به خوبی تشخیص دهند و توانایی یافتن راه حل مشکلات موجود را داشته باشند و تابع صرف مقامات بلندپایه اجرایی نباشند و بدون تأثیرپذیری از احزاب و جناح های سیاسی کشور، نظر کارشناسی خود با صراحت و اعتماد به نفس بیان کنند؛

 

ثانیاً، مقامات دولتی و اجرایی و سایر وابستگان به نهادهای قدرت، نتوانند با دخالت های غیرکارشناسانه بر تصمیمات کارشناسی و تخصصی و سیاست های پولی و بانکی اتخاذ شده در بانک مرکزی اثر گذارند و در روند انجام وظایف بانک مرکزی و اجرای مصوبات آن و بیان آمار و اطلاعات لازم اقتصادی به مردم اخلال کنند. به طوری که سیاست های پولی و ارزی کشور در یک فضای کاملاً کارشناسانه و آزاد تدوین و بر اجرای آن نظارت شود.

 

متأسفانه برداشت شما از استقلال بانک مرکزی بیش تر به این جهت معطوف شده است که اقتدار رئیس کل بانک مرکزی و عوامل اجرایی او به شدت افزایش یابد، به طوری که رئیس جمهور نیز نتواند به طور مستقیم رئیس کل بانک مرکزی را نصب و عزل کند. البته در اثر فشار دولت، مجبور شدید که نظر خود را تاحدی تعدیل کنید و متن مواد مربوط به آن را در طرح بانکداری تغییر دهید، به طوری که رئیس جمهور به طور مستقیم بتواند رئیس کل بانک مرکزی را نصب و عزل کند، ولی بخشی از اشکالات همچنان باقی است.

 

از طرف دیگر، با بریدن پای هیأت وزیران و مقامات اجرایی از بانک مرکزی، هیأت عالی را به جای مجمع عمومی و شورای پول و اعتبار قرار دادید و همه مسؤولیت های مهم را به این هیأت واگذار نمودید و مطابق آخرین نسخه طرح بانکداری، در ماده ۶، اکثریت اعضای هیأت عالی را به اعضای غیراجرایی اختصاص دادید که در بانک مرکزی مسؤولیتی ندارند و به کسی پاسخگو نیستند و عجیب این که در بند ت ماده ۷، برای عزل اعضای غیراجراییِ هیأت عالی، راهی را مشخص نکردید درحالی که روش عزل اعضای اجرایی را مشخص کرده اید.

 

این نقطه ضعفی است که باید برطرف شود. قاعده کار این است که برای هر نصبی، راهی برای عزل در نظر گرفته شود. در غیر این صورت، اعضای غیراجرایی که دو سوم هیأت عالی را تشکیل می دهند، پس از منصوب شدن از سوی رئیس جمهور، در یک دوره شش ساله به هیچ کسی پاسخگو نخواهند بود و تا تخلف و جرم آشکاری انجام ندهند، هیچ کس قادر بر عزل آن ها نخواهد بود.

 

در نتیجه، این شش نفر اعضای غیراجرایی می توانند با تبانی با یکدیگر بر مقدرات بانک مرکزی مسلط شوند و این وضعیت ممکن است که در بانک مرکزی موجب انسداد شود و با توجه به این که دوره ریاست جمهوری ۴ ساله و دوره خدمت اعضایی غیراجرایی ۶ ساله است، چه بسا رئیس جمهور جدید مجبور باشد در تمام دوره ریاست جمهوی خود از انجام تغییرات در کادر بانک مرکزی که برای پیشرفت برنامه های اقتصادی خود لازم می داند، به کل محروم شود؛ بنابراین از پذیرش مسؤولیت آن چه در بازار پول کشور اتفاق می افتد، سر باز زند.

 

این چنین شیوه ای اگر در کشورهای سرمایه داری امتحان خوبی داده است با وضعیت اقتصادی و سیاسی کشور ما تناسب ندارد و موجب تشتت در تصمیم گیری های اقتصادی و اختلافات بیش تر میان مقامات پولی و مالی کشور خواهد شد.

 

ششم. ضعف نظارت بر بانک مرکزی و مقامات آن

 

یکی از اهداف اصلی شما در این طرح، افزایش قدرت نظارتی بانک مرکزی بر مؤسسات اعتباری و اشخاص تحت نظارت بوده است و در این راه تاحدی موفق شده اید، ولی از این امر غافل مانده اید که خود بانک مرکزی به عنوان یک سازمان و نیز عملکرد مقامات آن لازم است که نظارت کافی بر آن ها صورت گیرد.

 

مطابق مواد قانون پولی و بانکی کشور مصوب ۱۳۵۱ و اصلاحات صورت گرفته در آن، از طریق سه گروه می توان بر عملکرد بانک مرکزی و مقامات آن نظارت داشت:

 

اول از طریق «مجمع عمومی» که طبق بند ج ماده ۱۷، وظایفی از جمله «رسیدگی و تصویب ترازنامه بانک مرکزی» و «رسیدگی و اتخاذ تصمیم نهایی نسبت به گزارش های هیأت نظار» را برعهده دارد؛

 

دوم از طریق «شورای پول و اعتبار» که طبق بند الف ماده ۱۸، به منظور مطالعه و اتخاذ تصمیم درباره سیاست کلی بانک مرکزی ایران و نظارت بر امور پولی و بانکی کشور عهده‌دار‌ وظایفی است، از جمله: «رسیدگی و تصویب سازمان و بودجه و مقررات استخدامی و آیین‌نامه‌های داخلی بانک مرکزی» و «رسیدگی و اظهار نظر نسبت به ترازنامه بانک مرکزی ایران برای طرح در مجمع عمومی»؛

 

سوم از طریق «هیأت نظار» که وظایف مهمی درمورد نظارت بر حساب های بانک مرکزی دارد.

 

شما در ساختار پیشنهادی‌تان برای بانک مرکزی، نخست در میان ارکان، جایی را برای «هیأت نظار» در نظر نگرفتید، با این که اهمیت آن بسیار زیاد است و در قانون پولی و بانکی کشور مصوب ۱۳۵۱، در ماده ۱۶، «هیأت نظّار» به عنوان یکی از ارکان پنج گانه بانک مرکزی به حساب آمده و به موجب ماده ۲۲ این قانون، مسؤول رسیدگی به حساب ها و تعهدات بانک مرکزی ایران است. ماده ۲۲ به صراحت بیان می‌کند که «هیأت نظار» چه جایگاه مهمی دارد و قرار است بر بانک مرکزی نظارت کند و برای نهادها و مقامات بالاتر، گزارش از فعالیت ها و تصمیمات جاری بانک تهیه کند. [۱۳]

 

در «طرح قانون بانک مرکزی» (چاپ ۲۳/۷/۹۶) که اولین متن شما درباره بانک مرکزی بود، «هیأت نظار» را برای بانک مرکزی تعریف نکردید و  تنها  در «فصل هشتم: گزارشگری مالی بانک مرکزی و سازمان»، در ماده ۶۸ بیان داشتید:

 

«صورت‌های مالی بانک مرکزی و سازمان باید براساس استانداردهای بین‌المللی حسابرسی حداقل یک بار در سال توسط سازمان حسابرسی دولتی مورد حسابرسی قرار گیرد. صورت‌های مالی بانک مرکزی و یادداشت‌های همراه آن باید به تصویب هیأت عالی برسد. بانک مرکزی ظرف مدت سه ماه پس از پایان هر سال مالی مکلف است صورت‌های مالی سال گذشته خود که به تائید رئیس کل و تصویب هیأت عالی رسیده است را به همراه گزارش حسابرس مستقل برای رئیس جمهور و رئیس مجلس شورای اسلامی ارسال نماید».

 

این ماده صراحت لازم را نداشت و شیوه کار را هم به درستی مشخص نکرده بود و شرح وظایفی را که برای هیأت نظار در ماده ۲۲ قانون پولی و بانکی ۱۳۵۱ آمده است نیز فاقد بود. در ضمن، این که قید می‌کرد: قبل از ارسال برای مقامات بالا، « صورت‌های مالی بانک مرکزی و یادداشت‌های همراه آن باید به تصویب هیأت عالی برسد»، به نوعی ایجاد محدودیت در کار حسابرس مستقل محسوب می‌شد.

 

در مرحله بعدی که «طرح قانون جامع بانکداری» (۱۹۹ماده ای) را ارائه نمودید، مفاد ماده ۶۸ را به عینه در مادۀ  ۴۹ طرح قانون جامع تکرار کردید و در ماده ۶، «بازرس قانونی و حسابرس مستقل» را از اجزای اصلی هشت‌گانه بانک مرکزی به شمار آوردید، ولی در ماده ۲۵ صراحتاً ذکر کردید: «حسابرس مستقل بانک مرکزی توسط هیأت عالی تعیین می شود» که درحقیقت اصل استقلال حسابرس را زیر سؤال بردید. از سوی دیگر مشکل عدم صراحت ماده ۴۹ و ناقص بودن متن آن همچنان باقی بود.

 

در نسخه دیگری که چند ماه بعد در قالب گزارش کمیسیون اقتصادی مجلس درباره تجمیع پنج طرح و لایحه، ارائه دادید، در ماده ۵، عنوان «بازرس قانونی و حسابرس مستقل» را از ارکان بانک مرکزی حذف نمودید و به جای آن «هیأت حسابرسی» را که تعبیر دیگری از «هیأت نظار» در قانون پولی و بانکی ۱۳۵۱ بود، جزو ارکان ذکر کردید و  در ماده ۱۷، «هیأت حسابرسی» را تعریف کردید و از ادبیاتی شبیه ماده ۲۲ در قانون پولی و بانکی ۱۳۵۱، در معرفی «هیأت نظار» استفاده نمودید که این کار به معنای بازگشت به متن قانون سال ۱۳۵۱ محسوب می شد.

 

سرانجام در آخرین نسخه طرح که اکنون در دستور کار مجلس است همین مبنا را پذیرفتید و «هیأت نظارت و حسابرسی» را به عنوان رکن سوم بانک مرکزی ذکر نمودید و در ماده ۱۷ در تعریفِ «هیأت نظارت و حسابرسی»، درست مانند ماده ۲۲ قانون پولی و بانکی ۱۳۵۱، رفتار کردید و افزون بر این، شبیه شرح وظایف هیأُت نظار سابق را برای «هیأت نظارت و حسابرسی» در نظر گرفتید که اعتراف به این بود که متن ماده ۲۲ در قانون پولی و بانکی ۱۳۵۱، از آن چه شما به دنبال تدوین آن بودید، دقیق تر و قابل اعتماد تر نوشته شده است، لذا مجبور به بازگشت به آن شدید.

 

درکل، طرح بانکداری شما به مسأله نظارت بر بانک مرکزی، هیأت عالی و رئیس کل روی خوشی نشان نداده و نقش مقامات ناظر بر عملکرد بانک مرکزی همچون وزیر اقتصاد را که قبلاً از طریق حضور در مجمع عمومی و شورای پول و اعتبار و نیز داشتن تأثیر در انتخاب رئیس کل و اعضای هیأت نظار می توانست نقش مهمی در کنترل و نظارت داشته باشد را تا جایی که توانستید کاهش دادید و اگر هم مجبور به پذیرش جایگاه ناظران شدید، قیدی آوردید که حضور آنان را کم اثر کرده است که بعضی موارد آن در بالا بیان شد.

 

هفتم. تجویز دریافت جریمه تأخیر

 

واقعیت جریمه تأخیر در نظام بانکداری ربوی، اجاره پول در مدت تأخیر و جبران عدم‌النفع بانک‌ها به سبب تأخیر است، لذا جریمه‌های دریافتی در این نظام، حق بانک طلبکار محسوب می‌شود. در نظام بانکداری بدون ربا نیز تا به حال شبیه این منطق حاکم بوده است؛ یعنی وجه التزام پرداختی از سوی بدهکار که مرکب از دو بخش «سود پس از سررسید» و «جریمه» می‌باشد، متعلق به بانک طلبکار بوده است.

 

شما پس از آن که در «طرح قانون بانکداری جمهوری اسلامی ایران» به شماره ثبت ۱۶۵، مبنای اخذ جریمه را که «وجه التزام در قالب شرط ضمن عقد» بود، عوض کردید و مبنا را بر تعزیر مالی نهادید، این مشکل پدید آمد که جریمه مالی مثل جریمه رانندگی باید به صندوق دولت واریز شود. حال چه گونه باید منافع بانک ها را در مدت تأخیر حفظ کرد؟ لذا در ماده ۸۹ «طرح بانکداری جمهوری اسلامی ایران»(شماره ثبت۱۶۵) آوردید:

 

«مبلغ جریمه توسط بانک از گیرنده تسهیلات دریافت و به حساب ویژه‌ای نزد بانک مرکزی واریز می‌شود. بانک مرکزی بلافاصله بخشی از جریمه دریافتی را، حداکثر تا نرخ سود مندرج در قرارداد، به‌منظور حفظ منافع سپرده‌گذاران به عنوان درآمد مشاع، به بانک برمی‌گرداند. باقیمانده جریمه توسط بانک مرکزی به حساب صندوق ضمانت سپرده‌ها واریز می‌شود».

 

ملاحظه می‌شود که طبق این ماده، بانک مرکزی باید بخشی از جریمه دریافتی را حداکثر تا نرخ سود قرارداد، به منظور حفظ منافع سپرده گذاران، به عنوان درآمد مشاع به بانک ها برگرداند. وقتی به شما اشکال شد که این کار درحقیقت تأمین منافع بانک ها است، نه منافع سپرده گذاران و مبنای شرعی نیز ندارد، به علاوه با مبنای «تعزیر مالی حکومتی» که متعلق به حکومت است نیز نمی خواند؛ در «طرح قانون جامع بانکداری جمهوری اسلامی ایران»(۱۹۹ ماده ای) که در سال ۹۷ در دستور کار مجلس بود، سعی کردید منافع بانک ها را از راه دیگری تضمین کنید، لذا در ماده ۱۲۷، آوردید:

 

«کمیته مقررات گذاری و نظارت بانکی می‌تواند به پیشنهاد سازمان، برای تأخیر در پرداخت أقساط جریمه نقدی تعیین کند. جرائم دریافتی متعلق به بانک­ نبوده و باید به «حساب ویژه جرائم» که به وسیله بانک مرکزی نزد همان بانک­ افتتاح می شود، واریز گردد. وجوه تجمیع شده در حساب مذکور با نظارت بانک مرکزی، برای تسویه بدهی بدهکاران همان بانک­ که حسب رأی دادگاه، معسر تشخیص داده شده و به دلیل ناتوانی از پرداخت بدهی خود، زندانی شده اند، با اولویت مدت حبس، مورد استفاده قرار خواهد گرفت. مشتریانی که مشمول حکم این ماده می شوند، موظفند پس از رفع اعسار، وجوه موردنظر را به صندوق دولت واریز نمایند».

 

ملاحظه می‌شود که در این ماده ذکری از پرداخت بخشی از جریمه دریافتی به بانک طلبکار نیست و تصریح شده که جرائم دریافتی متعلق به بانک نیست و گفته شده است که پس از رفع اعسار، وجوه موردنظر نه به حساب صندوق ضمانت سپرده‌ها، بلکه باید به صندوق دولت واریز شود که این ها نکات مثبتی است؛ لکن در عوض، این که در طرح قبلی به موجب ماده ۸۹ جریمه ها می بایست به حساب ویژه‌ای نزد بانک مرکزی واریز شود را تغییر دادید و از این پس به موجب ماده ۱۲۷، به «حساب ویژه جرائم» که به وسیله بانک مرکزی نزد همان بانک­ افتتاح می شود، واریز می گردد و با نظارت بانک مرکزی، برای تسویه بدهی بدهکاران همان بانک­ که حسب رأی دادگاه، معسر تشخیص داده شده و به دلیل ناتوانی از پرداخت زندانی شده اند، مورد استفاده قرار می گیرد. این کار، یعنی منافع این وجوه به بانک طلبکار می رسد.

 

در آخرین نسخه طرح بانکداری که اکنون در دستور کار مجلس است، دوباره تغییراتی در مواد مزبور دادید و در ماده ۱۲۰ و ۱۲۱ آوردید:

 

وجوه پرداختی توسط مشتری، مادامی که اصل بدهی وی تسویه نشده ­باشد، بابت تسویه اصل بدهی منظور می­شود و تماماً متعلق به مؤسسه اعتباری است. پس از تسویه اصل بدهی­، در صورتی که به مشتری جریمه تعلق گرفته باشد، وجوه پرداختی توسط وی، به «حساب ویژه جرائم» واریز می­گردد؛

 

«حساب ویژه جرائم» به وسیله بانک مرکزی نزد هر یک از مؤسسات اعتباری­ افتتاح می‌شود. وجوه تجمیع شده در حساب ویژه جرائم نزد هر مؤسسه اعتباری، با نظارت بانک مرکزی برای تسویه بدهی بدهکارانی که حسب رأی دادگاه معسر تشخیص داده شده­اند، با اولویت بدهکاران معسر همان مؤسسه و مدت اعسار، مورد استفاده قرار می­گیرد. بدهکارانی که مشمول حکم این ماده می‌شوند، موظفند پس از رفع اعسار، وجوه موردنظر را به حساب ویژه جرائم نزد همان مؤسسه اعتباری واریز نمایند.

 

ملاحظه می شود که بحثی از واریز وجوه پس از رفع اعسار به صندوق دولت در میان نیست. درنتیجه در این مواد، مالکیت وجوه دریافت شده تحت عنوان جریمه مالی، از نظر این که آیا مال بانک مرکزی است یا دولت، معلوم نیست. همچنین تکلیف مانده حساب جرائم مشخص نشده است.

 

درکل، مواد مربوط به جریمه تأخیر در آخرین نسخه طرح بانکداری را طوری تدوین نمودید که منافع بانک ها را به نوعی تضمین کند. منافع بانک ها در موضوع جریمه در این نسخه طرح از سه جهت است:

 

اولاً، افتتاح «حساب جرائم» در خود بانک طلبکار، به منزله نوع سپرده گذاری بدون دریافت سود است و بانک از مانده این وجوه همچون سایر سپرده ها سود می برد؛ ثانیاً، هزینه مطالبات مشکوک الوصول و در نهایت هزینه سوخت مطالبات بانک را کاهش می دهد؛ ثالثاً، چون تکلیف مانده حساب جرایم مشخص نشده است، ممکن است در نهایت به تشخیص بانک مرکزی به بانک طلبکار تخصیص داده شود.

 

از نظر ما، برای حکم به جواز اخذ جریمه تأخیر از باب «جریمه مالی دولتی»، دو مطلب باید ثابت شود:

 

مطلب اول: لازم است که عنوان «جریمه مالی دولتی» بر وجوهی که گرفته می شود، صدق کند، درحالی که بررسی مواد مربوط به جریمه تأخیر در طرح بانکداری، خلاف این را ثابت می کند. برای صدق «جریمه مالی دولتی» باید چند ماده در آخرین نسخه طرح تغییر کند:

 

نرخ جریمه تأخیر، مانند جرایم رانندگی باید به وسیله هیأت وزیران تعیین شود، نه شورای مقررات گذاری و نظارت بانکی بانک مرکزی (ماده ۱۱۸)؛

الزام به پرداخت جریمه مستقیماً از سوی دولت باشد و بانک ها تنها برگۀ جریمه را صادر کنند و از بدهکاران بخواهند که وجوه جریمه را مانند جریمه های رانندگی مستقیماً به حساب دولت واریز کنند، نه به حساب جرائم نزد بانک طلبکار(ماده ۱۲۰)؛

چیزی از جریمه های دریافتی نباید به بانک طلبکار بازگردد و دولت باید در تخصیص وجوه جریمه ها آزاد باشد (ماده ۱۲۱).

 

مطلب دوم: به فرض این که بر وجوه دریافت شده، «جریمه مالی دولتی» صدق کند، باید اخذ این جریمه در این مورد شرعاً اشکال نداشته باشد، درحالی که در جواز اخذ جریمه مالی از سوی دولت در موضوع تأخیر تأدیه، جای بحث است، زیرا اگر می پذیریم که اخذ خسارت تأخیر تأدیه در وجوه نقد از سوی بانک طلبکار، عرفاً «ربا» محسوب می شود، باید بپذیریم که اخذ آن از سوی دولت نیز «ربا» است. در حرمت ربا تفاوتی نمی کند که گیرندۀ آن، خود طلبکار باشد یا شخص ثالث، مثل پدر او یا نهادی مانند دولت.

 

اگر بگویید که برای صدق «ربا» لازم است که میزان جریمه مشروط باشد، درحالی که دولت بدون شرط این جریمه را می گیرد.

 

می‌گوییم: «در ماده ۱۱۵ آخرین نسخه طرح، آمده است:

 

«تأخیر در پرداخت بدهی سررسید شده، از نظر این قانون «تخلف» محسوب شده و تأخیرکننده به تنبیهات غیر مالی مذکور در ماده (۱۱۷) و پرداخت جریمه به شرح مذکور در ماده (۱۱۸) محکوم می شود. مؤسسات اعتباری موظفند فهرست تنبیهات غیر مالی و جریمه های مالی ناشی از تأخیر را در هنگام امضای قرارداد به اطلاع مشتری رسانده و در متن قرارداد درج نمایند».

 

این که می گوید:  جریمه های مالی تأخیر را در هنگام امضای قرارداد به اطلاع مشتری رسانده و در متن قرارداد درج نمایند؛ به منزله شرط در ضمن عقد است؛ بنابراین «ربا» بر این نوع جریمه هم صادق است.

 

حتی اگر ربا صدق نکند، «اکل مال به باطل»، صدق می کند، زیرا به طور کلی گرفتن «زیادی» به علت تأخیر تأدیه وجه شرعی ندارد و به هر عنوان که گرفته شود، فرقی ندارد.

 

نکته دیگر این که استفاده از عنوان «جریمه مالی»، دست شورای مقررات گذاری و نظارت بانکی در بانک مرکزی را باز گذاشته است که برای سایر تخلفات مشتریان به غیر از تأخیر تأدیه وام، جریمه هایی را تعیین کند که بر گستره جرائم دریافت شده و درآمد های بانک ها می افزاید، چنان که می بینیم ضمن مواد مربوط به جریمه مالی  آورده است:

 

ماده ۱۲۲ – جریمه­های مالی و تنبیهات غیرمالی مذکور در مواد ( ۱۱۷) و (۱۱۸) این قانون در موارد زیر به مشتریان بدحساب تعلق می­گیرد:

 

۳-عدم ایفای تعهدات مالی که مشتری به واسطه صدور ضمانت نامه، گشایش اعتبار اسنادی یا ارائه سایر خدمات بانکی توسط بانک به وی، به نفع بانک بر عهده گرفته است.

 

مفاد بند۳، در نسخه های اولیه طرح بانکداری وجود نداشته و بعداً اضافه شده است. در نتیجه پس از تصویب این طرح، هرگونه عدم ایفای تعهد مالی ازسوی مشتری بانک ها، مشمول جریمه می شود و نرخ آن هم به دست شورای مقررات گذاری و نظارت بانکی است و این امر بر شکایات مردم از مظالم بانک ها خواهد افزود.

 

بنابراین، شما نه تنها مشکل جریمه تأخیر را حل نکردید بلکه آن را گسترش نیز دادید.

 

آنچه بیان شد تنها گوشه ای از اشکالات اساسی موجود در طرح بانکداری است و هنوز اشکالات مهم دیگری در مورد خلق پول، شورای فقهی، صوری سازی عقود بانکی و … باقی مانده است، ولی بیش از این نمی توان متن این نامه را طولانی کرد و تا همین قدر نیز موجب تصدیع شد که پوزش می طلبیم.

 

کمیته نظام پولی و مالی اسلامی حوزوی حوزه علمیه قم/۹۹۸/د۱۰۲/ق

 

برچسب ها:

کمیته نظام پولی و مالی اسلامی حوزوی ، طرح بانکداری جمهوری اسلامی ، بانک بدون ربا

دسته‌ها
آخرین عناوین سینما و تلویزیون دیگر حوزه ها اجتماعی فرهنگی مدافعان سلامت اخبارپایگاه اخبار

ویروس کرونا و برگرفتن نقاب از چهره آمریکا

یادداشت اختصاصی سردار بهروز برای بقاع خبر: وجود قهرمان واقعی درتاریخ حیات ملت‌ها و دولت‌ها ، یکی از نشانه‌های برتری و افتخار است.  بعضی از ملتها و دولتها که فاقد قهرمان در تاریخ عمر خود هستند.تلاش میکنند، از طریق افسانه سرایی، خیالبافی ، داستان نویسی و در قرن اخیر با به‌کارگیری سینما ، تئاتر ، تلویزیون، مطبوعات و دیگر رسانه ها به تاریخ سازی و قهرمان سازی برای خود بپردازند.یکی از دولت های که در این مورد، از خفیف ترین دولت ها محسوب میشود، دولت و ملت آمریکاست.

گذشته ننگبن این کشور. آنها را وادار کرد تا با بهره گیری از قدرت رسانه، پول، تکنولوژی و تشکیلات مخوفی بنام هالیووود ، از خود قهرمان جهانی بسازد. در بسیاری از فیلم‌های تولیدی هالیوود ، کشوری که نقش جهانی دارد و امنیت و حیات و بقا مردمان کره زمین را در مقابل انواع تهدیدات و خطرات از جمله در مقابل ؛
اصابت شهاب سنگ ها ، هجوم و نفوذ موجودات آسمانی. حمله میکروب ها و حیوانات جهش یافته، بیدار شدن گودزیلا ، رانش زمین ، سیل ، طوفان و… حفظ میکند آمریکاست.

اما در صحنه واقعی زندگی بشر در روی کره زمین. آمریکا چه نقشی دارد؟
آیا منجی بشریت است یا مصیبت بشریت.؟

واقعیت این است :
آمریکا قهرمان قصه زندگی مردمان کره زمین نیست .
آمریکا منشا پیدایش انواع مصیبت ها بر مردمان اقصی نقاط کره زمین است.
آمریکا منشا بروز انواع جنگ های بین ملت ها و درون ملت هاست.
آمریکا منشا بروز تروریسم است.
آمریکا منشا تجارت کثیف مانند فروش سلاح. مواد مخدر. اعضای بدن انسانها و… است.
آمریکا عامل تداوم حکومت افراد فاسد بر مردم است.
آمریکا باعث بوجود آمدن تمرکز سرمایه ، بی عدالتی. قحطی و استضعاف بقیه مردمان جهان است.
آمریکا باعث بوجود آمدن انفولانزا،، طاعون. ایدز و دیگر بیماریهای آدم کش در دنیا است.

هدف دوم هالیوود از قهرمان سازی آمریکا در همه فیلم ها، فراهم سازی مقدمات لازم و محیط حیاتی برای دخالت آمریکا در همه امورات مردمان جهان است.

آمریکائی ها به کمک فیلم های هالیوود این باور را در مردمان دنیا بوجود آورده اند؛
آمریکا به عنوان قهرمان همه داستانهای بشریت حق دارد در همه مسایل مردمان کره مین دخالت کند . حق دارد در همه صحنه‌ها و در همه مناطق کره زمین حضور داشته باشد.

اگر به نقشه استقرار نیروهای نظامی آمریکا در روی کره زمین توجه کنید آمریکا فقط در ایران چین و روسیه حضور ندارد .
در بقیه کشورها حضور تمام کننده و بی ملاحظه دارد.
زیرا آمریکاییها در قالب این فیلم ها توانستند خودرا قهرمان قصه زندگی مردم معرفی کنند
توانستند القا کنند که با وجود نیروهای امریکایی، ملت های دیگر نیاز به خلق قهرمان ندارند .

توانستند به مردم ژاپن. کره ، المان . انگلیس و.‌‌.. بفهمانند که حداکثر نقش آنها در پازل جهانی نوکری. کلفتی. پادویی ، سربازی و پیروی از قهرمان داستانها یعنی آمریکا است.

اینکه نخست وزیر اسبق انگلیس افتخار می کرد سگ آمریکا است.
یا شاهزاده های ال سعود افتخار میکنند گاو شیرده آمریکا هستند

اینکه خود فروخته های داخلی ما در همه مسائل. حتی در مبارزه با ویروس کرونا دست نیاز بسوی آمریکا دراز میکنند و در کمال ناباوری ان مقام مسیول درخواست کمک به ایران را در مبارزه با ویروس کرونا به امریکا ارسال میکند.
به همین دلیل است.

اما ویروس کرونا که بصورت عملی وارد زندگی مردمان سراسر دنیا شد ثابت کرد:

آمریکا قهرمان هیچ داستان واقعی نیست.
ملت ها باید خود به دنبال قهرمان داستان زندگی خود باشند .
خود باید بخود متکی باشند.
خود باید راهکار اصلی و حیاتی را برای نجات خود برگزینند.

اگر فردا روزی بجای کرونا، گودزیلا آمد. باید با اتکا به توانمندی خود با ان مقابله کنند.

هر ملتی باید:
برای دست یابی به آمال و آرزوهای خود.
برای حفظ امنیت و سلامت و رفاه مردمان خود.
برای مقابله با موانع و مشکلات در مسیر حیات تمدنی خود .
برای مقابله با حوادث و بلایا و خطرات محتمل .

باید برای خود قهرمان و قابلیت و توانمندی تربیت و تولید کند.
هر ملتی که به کمک آمریکا بنشیند حتما ذلیل و نابود میشود.

 

دسته‌ها
فرهنگی دیگر حوزه ها دیگر حوزه ها اخبارپایگاه اخبار

کرونا ، ویروس یا جنگ بیولوژیک ؟

به گزارش بقاع خبر از خبرگزاری رسا، حجت الاسلام علی شیرازی مسئول نمایندگی ولی فقیه در نیروی قدس سپاه در یادداشتی با عنوان «جنگ بیولوژیک استکبار؛ به ضرر ایران یا آمریکا؟» نوشت: جنگ بیولوژیک به معنای استفاده از عوامل بیولوژیکی؛ اعم از باکتری‌ها، ویروس‌ها، قارچ‌ها و فرآورده‌های آن‌ها به منظور اهداف خصمانه برای کشتن یا ناتوان‌کردن انسان‌هاست.

سلاح‌های بیولوژیک برای اهداف مختلف؛ از جمله ازبین‌بردن تعداد زیادی انسان، اختلال در جوامع، آسیب وارد کردن به اقتصاد و به وجود آوردن مشکلات زیست‌محیطی به کار گرفته می‌شوند.

محققان می‌گویند: فناوری سلاح‌های بیولوژیک روزبه‌روز پیچیده‌تر و ارزان‌تر شده و امکان آسیب‌رسانی سریع‌تر و خطرناک‌تر را فراهم کرده است. به‌وسیله‌ی سلاح‌های بیولوژیک در آینده می‌توان برخی نژادها را بر اساس اطلاعات ژنتیکی آن‌ها هدف قرار داد.

جنگ بیولوژیک از جنگ‌های دیرینه‌ی طبیعت بر ضد انسان‌ها است. و به دنبال این جنگ مردم شاهد شیوع بیماری و یا ویروس بوده‌اند.

سولون(فرمانروای آتن در سال ۶۰۰ قبل از میلاد) با استفاده از ریشه‌های گیاهی، دشمنان‌اش را گرفتار بیماری شدید اسهال کرد و با این جنگ بیولوژیک آن‌ها را شکست داد.

در جنگ‌های صلیبی جنگجویان مسیحی بر دروازه‌های شهر قدس گرفتار بیماری طاعون گشتند. بیماری تیفوس جنگجویان مغربی را در اسپانیا درو کرد. سپاه ناپلئون در تهاجم به مسکو دچار اسهال‌خونی گشت و قوایش رو به کاستی نهاد. در جنگ بویر کسانی‌که بر اثر تب تیفوئید از پای درآمدند بیش از آن‌هایی بودند که با گلوله کشته شدند.

یکی از نمونه‌های جنگ بیولوژیک، جنگ بیولوژیکی انگلیسی‌ها علیه بومیان آمریکا در سال ۱۷۶۳م بود که در این سال، کنفدراسیون قبایل بومی آمریکا، شورش پونتیاک راه‌انداختند و سرخ‌پوستان آمریکا به مرزهای شمالی مستعمرات آمریکایی-انگلیسی حمله کردند و قلعه‌ی فورت‌پیت را که استحکامات انگلیسی‌ها در بخش جدید پیتسبرگ بود، محاصره نمودند. انگلیسی‌ها، غذا و وسایلی را به رؤسای بومیان هدیه دادند که در میان آن، پتوها و دستمال‌هایی بود که از بیمارستان آبله درون قلعه برداشته بودند. پس از این واقعه، تعدادی از بومیان کشته شدند.

در طی جنگ جهانی اول، عوامل آلمانی اسب‌ها و گاوها را قبل از حمل آن‌ها به آمریکا و فرانسه، به بیماری آلوده می‌کردند.

در اوایل سال ۱۹۳۰م سربازان ژاپنی در جنگ منچوری از بوتولنیوم –یک بیماری خطرناک که از سمّ تولیدشده توسط باکتری کلوستردیوم‌بوتولنیوم به وجود می‌آید.- برای بیمارکردن اسرای جنگی چینی استفاده کردند. در سال ۱۹۳۷م ارتش ژاپن برنامه‌ی منظمی برای تولید جنگ‌افزارهای بیولوژیک شروع کرد که مرکز آن در ۴۰ مایلی جنوب هاربین در منچور قرار داشت و به واحد ۷۳۱ معروف بود. تحقیقاتی که ژاپنی‌ها انجام می‌دادند بر روی سیاه‌زخم و طاعون بود. در سال ۱۹۴۵م و در ماه‌های آخر جنگ ژاپنی‌ها، مقدار ۴۰۰ کیلوگرم از میکروب سیاه‌زخم ذخیره کرده بودند که در بمب‌هایی با طراحی ویژه استفاده می‌شد.

در کانادا در سال ۱۹۳۷ فردریک‌نبتینگ(برنده‌ی جایزه‌ی نوبل در سال ۱۹۲۳م) کانادا را به تنظیم برنامه‌ی جنگ بیولوژیکی ترغیب کرد. تحقیقات اکتشافی در این زمینه تا میانه‌ی سال ۱۹۴۰م ادامه یافت. در طول جنگ کانادایی‌ها عوامل جنگی بیولوژیکی زیادی مانند پاتوژن‌های مسئول سیاه‌زخم را بررسی کردند و کارهای آن‌ها بخشی از برنامه‌ی بریتانیا و آمریکا بود.

آمریکا در سال ۱۹۴۳م برنامه‌ی تحقیقاتی خود را برای استفاده از عوامل بیولوژیک به دستور فرانکلین‌روزولت(رئیس‌جمهور) آغاز کرد. این برنامه به طور رسمی تا سال ۱۹۶۹م ادامه یافت. در طول این دوران آمریکا انبار عظیمی از سلاح‌های بیولوژیک به وجود آورد و بیش از ۷ مورد حمله‌ی بیولوژیکی را انجام داد. نیکسون(رئیس جمهور وقت) به این برنامه پایان داد. با پایان این برنامه، ارتش آمریکا برنامه‌ی دفاع میکروبی در جنگ را شروع کرد که تا الآن نیز ادامه دارد.

برنامه‌ی جنگ بیولوژیکی اسرائیل پیش از سال ۱۹۴۸ آغاز شد و در این سال، عوامل بیولوژیکی مانند آلوده‌کردن منابع آب در برابر انگلیسی‌ها و اعراب به کار گرفته شد. پس از آن، اسرائیل برنامه‌ی جنگ بیولوژیکی خود را با کمک وزارت دفاع تدوین کرد و پژوهش‌های بیولوژیکی وسیعی را انجام داد.

موارد متعددی از استفاده‌ی سلاح‌های بیلوژیک در سال‌های اخیر گزارش شده است. یکی از موارد آن باران زرد در آسیای جنوب شرقی بود که به علت آزاد شده تصادفی عامل سیاه‌زخم از سوردولوسک روسیه بود.

مورد بعدی استفاده از عامل ریسین، به عنوان وسیله‌ی کشنده در لندن، سال ۱۹۸۷م بود.

در سال ۱۹۹۵م مشخص شد عراق ۱۰۰ بمب ۴۰۰ کیلیویی را با سموم بوتولیسم، ۵۰ بمب را با آنتراکس و ۱۶ بمب را با آفلاتوکسین پرکرده بود. با اینکه این سلاح‌ها آماده بود، ولی استفاده‌ای از آن‌ها به عمل نیامد.

پیش از سال ۲۰۱۹م نژاد ویروس کرونا در آزمایشگاه‌های نظامی آمریکا به دست عده‌ای از متخصصان جنگ بیولوژیک با آزمایش روی تعدادی ویروس ایجاد شد. آن‌ها از اسیدهای نوکلئیک این ویروس‌ها برای ترکیب اسیدهای نوکلئیک نژاد نوظهور ویروس کرونا استفاده کردند. در ترکیب کرونای جدید ۴ واحد از اسیدهای نوکلئیک ویروس ایدز به کار رفت.

فرانسیس بویل(کارشناس قانون بین‌المللی و کارشناس سلاح‌های بیولوژیکی و رئیس کمیته‌ی مبارزه با سلاح‌های بیولوژیکی بین‌المللی) در مارس ۲۰۲۰م در مصاحبه‌ای گفت: «آمریکا دارای ۱۲ آزمایشگاه جنگ بیولوژیک است و قصد دارد یک آزمایشگاه جدید را در ایالت مانهاتان احداث کند. ویروس‌هایی مانند کرونا از آزمایشگاه‌های تسلیحات بیولوژیک در دانشگاه کارولینای شمالی به بیرون سرایت کرده است.

متخصصین این آزمایشگاه ویروس‌هایی مانند میرس و کرونا را در چارچوب جنگ بیولوژیک تولید و آن را در میان انسان‌ها منتشر کردند.

در اواخر ژانویه‌ی ۲۰۲۰م یعنی کمتر از یک ماه پس از انتشار نخستین خبرها از شیوع ویروس کرونا در ووهان چین، ژنرال جیمز استافریدیز(فرمانده‌ی سابق نیروهای آمریکایی مستقر در اروپا) طی یادداشتی در نشریه‌ی فارین‌پالیسی نوشت: «در دنیای امروز سلاح‌های بیولوژیکی وجود دارند که می‌توانند تا یک پنجمِ جمعیت جهان را به کام مرگ بکشانند.

ویلبوراس(وزیر بازگانی آمریکا) نیز در گفت‌وگو با شبکه‌ی تلویزیون فاکس‌نیوز به نقش آمریکا در شیوع بیماری کرونا در چین اذعان کرد و گفت: «شیوع کرونا در چین می‌تواند روند بازگشت مشاغل به ایالات متحده را تسهیل کند.

مؤسسه‌ی تحقیقات جهان در کانادا مطلبی را به قلم لری‌رومانوف(محقق روابط چین و غرب) که اکنون در شانگهای چین زندگی می‌کند، منتشر کرده که در آن آمده است: «اپیدمیولوژیست‌ها و دانشمندان ژاپنی و تایوانی تشخیص داده‌اند ویروس جدید کرونا به طور حتم از آمریکا سرچشمه گرفته، چرا این کشور تنها کشوری است که از هر پنج نوع شناخته‌شده‌ی این ویروس دارد.

ولادیمیر ژیرینفسکی(نائب رئیس دومای روسیه) در جمع دانش‌آموزان و معلمان در مؤسسه‌ی تمدن جهانی، مارس ۲۰۲۰م گفت: «آیا کرونا یک ویروس جدید است یا یک فتنه؟ آمریکا همان مقصر است. آمریکایی‌ها می‌ترسند که نتوانند در اقتصاد بر چین غلبه کنند یا حداقل هم‌سطح آن باشند.

در ۲۰ فوریه ۲۰۲۰ دیمیتری‌نوویکوف(معاون‌اول رئیس کمیته‌ی بین الملل پارلمان روسیه) در باره‌ی نقش احتمالی آمریکا در تولید و شیوع کرونا گفت: «در باره‌ی دست‌داشتن آمریکا در آنچه در چین در حال وقوع است، باید به این واقعیت توجه کنیم که مدت‌هاست در برخی کشورها برای ساخت سلاح‌های بیولوژیک فعالیت‌های جدی انجام می‌گیرد و این دیگر یک موضوع محرمانه نیست. من معتقدم که ایالات متحده نیز در این زمینه فعالیت می‌کند.

ایگورنیکولین(زیست‌شناس روسی که سابقه‌ی فعالیت در کمیته‌ی سلاح بیولوژیک روسیه را در کارنامه دارد.) در مصاحبه‌ای با شبکه‌ی خبری راشاتودی، در باره‌ی کرونا گفت: «عقیده دارم این مسأله تصادفی نیست و بلکه این یک طرح است. در اطراف مرزهای چین، ۲۵ آزمایشگاه بیولوژیک آمریکایی فعال هستند. در قزاقستان، قرقیزستان، لائوس، ویتنام، تایوان، کره‌ی جنوبی، فیلیپین، تایلند، مالزی و حتی افغانستان و پاکستان؛ در همه‌ی کشورهای اطراف چین، آزمایشگاه‌های بیولوژیک آمریکایی وجود دارد.

وی می‌گوید: «ویروس کرونا سلاح بیولوژیک آمریکاست که از آن برای کنار زدن دشمنان خود؛ از جمله چین و ایران استفاده می‌کنند.

سرلشکر ایگورکرلوف(وزیر اطلاعات و امنیت سابق گرجستان) در حضور وابسته‌های نظامی هیئت‌های دیپلماتیک روسیه، اسناد و اطلاعاتی در اختیار وزارت دفاع روسیه قرار داد که دربردارنده‌ی اطلاعاتی مفصل و مشروح در باره‌ی سلاح‌های بیولوژیک آمریکا است و نشان می‌دهد آمریکایی‌ها در تلاش برای بالابردن قدرت نظامی بیولوژیکی خود در پوشش تحقیقات و آزمایش‌های متعارف هستند. فعالیت این آزمایشگاه‌های بیولوژیک، آماده‌سازی انواع مختلف ویروس‌هاست.

ویروس‌های کرونا گروه بزرگی از ویروس‌ها هستند که می‌توانند حیوانات و انسان‌ها را آلوده کنند و باعث بروز ناراحتی‌های تنفسی شوند؛ این ناراحتی‌ها ممکن است به اندازه‌ی سرماخوردگی خفیف یا به اندازه‌ی ذات‌الریه شدید باشند. در موارد نادر، ویروس‌های کرونای حیوانی، انسان‌ها را آلوده می‌کنند و سپس بین آن‌ها سرایت پیدا می‌کنند. کرونا ویروس‌ها در دهه‌ی ۱۹۶۰ کشف شدند و مطالعه بر روی آن‌ها به طور مدام تا اواسط دهه‌ی ۱۹۸۰ ادامه داشت. شاید ویروس SARS(نشانگان تنفسی حاد) در سال ۲۰۰۲ تا ۲۰۰۳، نمونه‌ای از ویروس کرونا بود. که از حیوانات به انسان منتقل شد. یکی دیگر از موارد مهم و جدیدتر، نژاد ویروس کرونا MERS(نشانگان تنفسی خاورمیانه) است که در سال ۲۰۱۲ در غرب آسیا کشف شد. و به گفته‌ی دانشمندان این ویروس از شتر به انسان انتقال پیدا کرده است. تا کنون ۷ کرونا ویروس منتقل‌‌شده‌ی به انسان کشف شده است. آخرین نوع آن‌ها، ویروس کرونا COVID-۱۹ در دسامبر ۲۰۱۹ در ووهانِ چین با همه‌گیری در انسان شیوع پیدا کرد. گرچه هدف آمریکا از این جنگ بیولوژیک کشورهای ایران و چین بود؛ اما خدا این توطئه را به خودشان برگرداند و خصوصا آمریکا و اروپا را درگیر این بیماری کرد. بیماری‌ای که با یک ویروس به وجود می‌آید و زندگی اجتماعی انسان‌ها، اقصاد دنیا و سلامتی بشر را به مخاطره می‌اندازد.

ویروس‌ها ۱۰ تا ۱۰۰ برابر کوچک‌تر از باکتری‌ها هستند. باکتری‌ها موجودات تک‌سلولی هستند که می‌توانند در داخل یا خارج از سلول‌های دیگر زندگی کنند؛ اما ویروس‌ها فقط ارگانیسم‌های داخل سلول هستند، به این معنی که آن‌ها به سلول میزبان نفوذ کرده و در داخل سلول زندگی می‌کنند. هر انسان از ۱۰ تربلیون سلول به وجود آمده است که بزرگ‌ترین آن‌ها هم‌قطر تار موی انسان است؛ اما بیشتر سلول‌های انسان به اندازه‌ی یک دهم تار مو اند. کرونا ویروس جدید ۶۰ تا ۱۴۰ نانومتر قطر داردکه با میکروسکوپ‌های نوری معمولی قابل مشاهده هستند.

این موجود بسیار ریز را وارد میدان کردند تا قدرت ایران و چین را بشکنند. ویروسی که با اراده‌ی الهی، آمریکا را وارد گودی کرد که خودش رتبه‌ی یکم در میان دویست‌وپنج کشور دنیاست که مبتلا به کرونا هستند. آمریکا یک چهارم مبتلایان به کرونا در جهان را به خود اختصاص داده است. ایتالیا نیز اولین کشور اروپایی از لحاظ مرگ و میر به علت بیماری کرونا است؛ اما ایران رتبه‌ی اول جهانی مبارزه با کرونا را به خود اختصاص داد و آمریکا ضعف خود در مبارزه‌ی با این بیماری را در جهان به نمایش گذاشت. با این حال نمی‌توان  این واقعیت را نادیده گرفت که آمریکا مقصر اصلی شیوع این بیماری در دنیاست و هدف از این حرکت زشت، مبارزه با ایران و چین است.

امام خامنه‌ای در پیام به سردار سرلشکر باقری، در ۲۲/۱۲/۱۳۹۸ می‌فرمایند: «لازم است این خدمات(خدمات نیروهای مسلح در زمینه‌ی کرونا) به شکل یک  قرارگاه بهداشتی و درمانی بوده… این اقدام با توجه به قرائنی که احتمال حمله‌ی بیولوژیکی بودن این رویداد را مطرح کرده، می‌تواند جنبه‌ی دفاع بیولوژیک نیز داشته و بر اقتدار و توان ملی بیافزاید.

معظم‌له هم‌چنین در ۳/۱/۱۳۹۹ در سخنانی زنده و تلویزیونی خطاب به ملت ایران می‌فرمایند: «آمریکایی‌ها خودشان متهم به تولید این ویروس(کرونا) هستند… با وجود این اتهام، کدام انسان عاقلی، کمک از این کشور را قبول می‌کند؟… به آمریکایی‌ها هیچ اعتمادی نیست؛ زیرا ممکن است داروهایی را ارسال کنند که ویروس را در ایران شایع‌تر و یا ماندگار کند و یا حتی ممکن است افرادی را به عنوان درمان‌کننده بفرستند تا ببینند اثرگذاری این ویروسی را که گفته می‌شود بخشی از آن فقط مخصوص ایران ساخته شده، چگونه بوده و اطلاعات خود را تکمیل و دشمنی خود را بیشتر کنند.

از همه‌ی آنچه نگاشته شد، به این نتیجه می‌رسیم که ویروس کرونا در حقیقت جنگی بیولوژیک علیه چین و جمهوری اسلامی ایران است. هدف تضعیف روحیه‌ی مردم ایران یا شکست نظام اسلامی است. گرچه ما معتقدیم این جنگ نیز مثل سایر جنگ‌هایی که علیه ایران اسلامی و جبهه‌ی مقاومت شکل پذیرفت، پایان‌اش با توسعه‌ی قدرت و عظمت جمهوری اسلامی ایران مواجه می‌شود.

جنگ صدام با ایران که با حمایت صددرصد آمریکایی‌ها و با هدف نابودی جمهوری اسلامی ایران شکل پذیرفت، نتیجه‌اش اقتدار ایران اسلامی و نابودی حکومت صدام و تضعیف قدرت آمریکا در منطقه بود.

جنگ ۳۳ روزه و جنگ ۲۲ روزه، نتیجه‌اش پیروزی حزب الله لبنان و مردم مسلمان غزه بود.

جنگ داعش در منطقه‌ی غرب آسیا با حمایت آمریکا و اذناب‌اش، پیروزی مردم سوریه و عراق و رشد قدرت جمهوری اسلامی ایران در منطقه را همراه داشت.

جنگ آل‌سعود با مردم یمن و انصار الله، نتیجه‌اش  قدرت گرفتن انصارالله و جبهه‌ی مقاومت در دنیا بود.

به یقین پایان جنگ بیولوژیک جدید نیز چونان سایر جنگ‌های علیه نظام اسلامی ایران، حزب‌الله و جبهه‌ی مقاومت، به نفع امت اسلامی، جمهوری اسلامی ایران و جبهه‌ی مقاومت خواهد بود.

امروز نشانه‌هایی از این نتیجه را شاهدیم که در ذیل به آن اشاره خواهیم کرد:

۱- وحدت مردم ایران و نزدیک‌تر شدن جبهه‌ی مقاومت به هم؛

۲- رشد توان دفاعی ملت ایران و جبهه‌ی مقاومت در میدان مبارزه با جنگ بیولوژیک؛

۳- درگیرشدن جدی ایالات متحده‌ی آمریکا و کشورهای اروپایی با ویروس کرونایی که برای مبارزه با ملت ایران ساخته بودند

۴- افشا شدن پشت صحنه‌ی قدرت پوشالی آمریکا و اروپا و اعلام عجز آنان در این جنگ خودساخته‌ی بیولوژیک؛ که به مواردی از آن اشاره می‌کنیم:

الف. با توجه به کمبود تجهیزات پزشکی در آمریکا، بعضی ایالت‌ها دستورالعمل صادر کردند که افراد دچار کم‌توانیِ ذهنی در اولویت درمان کرونا نیستند. این در حالی است که در هفته‌ی اول فروردین ۱۳۹۹ رئیس‌جمهوری اسلامی ایران اعلام کرد که ما ۲۰هزار تخت خالی در بیمارستان‌ها برای مداوای بیماران کرونایی داریم. فرمانده کل سپاه پاسدارن انقلاب اسلامی نیز اعلام نمود که ما آمادگی داریم به ملت آمریکا کمک کنیم.

ب. پزشکان آمریکایی اعلام کردند به علت رشد مرگ‌ومیر مبتلایان به بیماری کرونا، ما تریلر یخچال‌دار گرفتیم که اجساد را انبار کنیم.

ج. پزشکان آمریکایی به علت کمبود تجهیزات پزشکی به جای محافظ صورت، از جعبه‌ی پلاستیکی اسپاگتی و پرستارها از کیسه‌ی زباله استفاده می‌کنند.

د. فروشگاه‌ها و سوپرمارکت‌های آمریکا از مواد غذایی و بهداشتی خالی شده و حتی دستمال توالت نایاب شده است.

هـ. عده‌ای در آمریکا به علت نداشتن بیمه‌ی درمانی و بالابودن قیمت درمان، از مداوا بازمانده و از دنیا رفته‌اند.

و. در اوایل آوریل ۲۰۲۰ ، فرانسه ۴ میلیون ماسک اهدایی سوئد به ایتالیا و اسپانیا را هنگام عبور از شهر لیون سرقت کرده است. از طرف دیگر فرانسه از چین ماسک خریده و هنگام انتقال، روی باند فرودگاه، آمریکا ماسک‌های سفارشی فرانسه را با قیمت بالاتر دوباره خریده و به ایالات متحده برده است. آمریکایی‌ها چند روز بعد ماسک‌هایی را که آلمان برای کارکنان بخش درمان خود به چین سفارش داده بود را با راهزنی به کشور خود منتقل کردند. آنان یک محموله کمک‌های پزشکی که از کانادا برای فرانسه ارسال شده بود را نیز سرقت نمودند.

ز. آمریکا رتبه‌ی اول جمعیت مبتلا به کرونا را در جهان داراست، پس از او ایتالیا در بحرانی‌ترین اوضاع به سر می‌برد و بعد از ایتالیا، اسپانیا قرار دارد که برای انتقال اجساد بیماران مبتلا به کرونا از ارتش آلمان کمک خواسته است.

ح. در فرانسه به علت رشد آمار مبتلایان به کرونا، بیمارستان‌های پاریس دیگر ظرفیت پذیرش بیماران را ندارند.

ط. در انگلیس رشد آمار بیماران کرونا از حد خارج شده و جان‌سون(نخست‌وزیر انگلیس) و ملکه‌ی این کشور نیز به این بیماری مبتلا شده‌اند. جانسون نیز از قرنطینه به شهروندان کشورش نامه نوشته و هشدار داده است که وضعیت انگلیس در سایه‌ی شیوع کرونا بغرنج‌تر خواهد شد؛

۵ – تاثیرات شیوع این بیماری بزرگ‌تر از جنگ جهانی اول و دوم است. در جنگ جهانی اول(۱۹۱۴-۱۹۱۸م) ۲۰ میلیون نفر نظامی و غیرنظامی کشته شدند. در جنگ جهانی دوم(۱۹۳۹-۱۹۴۵م) ۸۰ میلیون نفر کشته شدند که از آن ۵۵ میلیون نفر غیرنظامی بودند. برخی بر این باورند که چه بسا این بحران خاموش، جهان را با یک پدیده‌ی جدید مواجه کند، از جمله پایه‌های حکومت‌های استکباری را به علت عامل این جنگ و دروغ‌پردازی‌های مضاعف و ظلم به جامعه‌ی انسانی فرو ریزد و وضعیت اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی تمام کشورها را مختل کند؛

۶-  رشد روزافزون اسلام ناب محمدی(صلی الله علیه و آله و سلم) و آشنایی مردم جهان با حقیقت دین و خداوند؛

۷-  گرایش باورنکردنی مردم دنیا به سمت دعا، مناجات، توسل، تضرع و رازونیاز با پروردگار بزرگ؛

۸- درک درست مردم جهان از جمهوری اسلامی ایران و رشد فزاینده‌ی قدرت آن در دنیا؛

۹-  باطل شدن فرضیه‌های فرهنگ غربی و فروریختن قداست ظاهری آن در جهان؛

۱۰-  آماده شدن جهان برای شکل‌گیری تمدن نوین اسلامی و حکومت جهانی حضرت ولی عصر(روحی له الفداء)؛

۱۱ – درک درست مردم دنیا از قدرت بشر و انسانی که با همه‌ی ادعاها و داشتن تکنولوژی، از مقابله‌ی با یک «ویروس» ناتوان و عاجز است؛

۱۲ –  آماده شدن زمینه برای محاکمه‌ی سران گردن‌کش و دروغ‌گوی جهان استکبار که خود را مدیر و مدبر می‌دانند و امروز جهان را به هم ریختند و توانایی جمع کردن اشتباهات بارز خود را ندارند./۹۹۸/

برچسب ها: علی شیرازی جنگ بیولوژیک استکبار جهانی

دسته‌ها
فرهنگی هنرمندان اجتماعی دیگر حوزه ها سینما و تلویزیون اخبارپایگاه اخبار

سلبریتی ها و هنرپیشه ها در مقام مجریان تلویزیون

بقاع خبر به نقل از تسنیم: دستمزد مجری‌های چهره تلویزیون و حضور سلبریتی‌ها و بازیگران به عنوان مجری از جمله موضوعاتی است که باید این سؤال را از صداوسیما داشته باشیم چه کسانی بر مجریان و حوزه اجرای تلویزیونی نظارت دارند .؟ چرا چنین حرف و حدیث‌هایی هر چند وقت یک بار در محافل رسانه‌ای مطرح می‌شود؟

گاهی اعداد و ارقام نجومی اعلام می‌شود؛ زمانی در شب یلدا ماجرای دستمزدهای هنگفت مهران مدیری به میان آمد و رضا پورحسین در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاری تسنیم به این شایعات پایان داد و اصل ماجرا را مطرح کرد که چنین چیزی نبوده و واقعیت ندارد. در همان موقع بحث قرارداد رضارشیدپور هم مطرح شد اما در پَسِ ماجرای مهران مدیری پنهان شد.

حاشیه دستمزدهای نجومی مجریان! چرا صداوسیما شفاف‌سازی نمی‌کند؟
این بار نام رضا رشیدپور و دستمزدهای میلیونی‌اش برای هر روز اجرا مطرح شده است. چندی پیش محمدرضا گلزار بابت برنامه “برنده باش” و البته دستمزد هنگفت روزانه برای مسابقات تلویزیونی که کماکان هم این ظنّ و گمان‌ها وجود دارد. صداوسیما باید شفاف‌سازی کند و درباره برنامه‌سازی‌ها و حضور سلبریتی‌هایش و حتی چهره‌های صاحب‌نام و تلویزیونی‌اش، اعلامیه‌هایی از دریافتی‌هایشان رسانه‌ای کند. چرا که به دلیل عدم ورود رسمی سازمان صداوسیما، این مسئله همواره در حد شایعه باقی می‌ماند و نه تأیید می‌شود و نه تکذیب.

انتشار مستندات و پاسخ قابل تامل رشیدپور
این بار علاوه بر انتشار برخی اسناد در فضای مجازی که جزئیاتی از هزینه‌های برنامه “حالا خورشید” را نشان می‌داد رضا رشیدپور هم به عنوان تهیه‌کننده و مجری این برنامه تلویزیونی در گفت‌وگوی تصویری مجازی به این شایعه‌پراکنی‌ها واکنش نشان داد و گفت: “برخی به انتشار خبرهای تألم‌برانگیز علاقه بیشتری دارند و بیشتر این نوع اخبار دست به دست می‌شود تا اصل واقعیت‌! این ادعا را مطرح می‌کنند مجری هر قسمت ۴۰ میلیون دستمزد گرفته و می‌گویند اسنادش را منتشر می‌کنیم! مجدداً به شبکه سه عرض می‌کنم که تمام قراردادهای من را منتشر کنند که چقدر برای ساخت و تولید برنامه صرف شده است.”
رشیدپور به این نکته اشاره کرد که “مجموع هزینه‌های برنامه “حالا خورشید” بین ۱۷ تا ۲۰ میلیون بوده است چه از حیث اجاره استودیو در بیرون سازمان صداوسیما، تجهیزات، فیبر نوری، طراحی، ساخت دکور و تغییر فصلی دکور و دستمزد مهمانان برنامه، بلیت هواپیما و پذیرایی و رفت‌وآمد همه اینها میانگین، ۱۷ تا ۲۰ میلیون هزینه داشته است. چطور با این اخبار فیک، آبروی آدم‌ها را به مضحکه می‌گیرند؟ من به دادگاه رسانه‌ رفته‌ام و شکایتم را تقدیم کرده‌ام.”

تلویزیون باید تجدیدنظر کند
اینجا صداوسیما باید شفاف‌سازی کند که برای برنامه‌سازی و اجرا و سریال‌سازی و دستمزدهای بازیگران چه هزینه‌هایی را معمولاً صرف می‌کند؛ چرا که برخی با رابطه و صرف آوردن اسپانسر تهیه‌کننده می‌شوند و بعضاً مسیر حضور بازیگران را به عنوان مجری تلویزیون هموار می‌کنند. اولاً صداوسیما باید به فکرِ سازماندهی و رفتار اصولی در این زمینه باشد و ثانیاً با شفافیت برای رفع شبهه و شائبه اقدام کند. این اعداد و ارقام را اعلام کند که شبی چندین میلیون می‌گیرند و یا چه افرادی در پشت این حاشیه‌سازی‌ها قرار دارند.
آیا مهمانان تلویزیونی ارقام نجومی می‌گیرند و یا این واسطه‌ها هستند که با برخی از تهیه‌کنندگان برای گرفتن این دستمزدها و امتیازات هماهنگی دارند؟! تلویزیون باید در نوع پرداخت به مجریانی که دستمزدهای هنگفتی می‌گیرند و البته عمده آنها سلبریتی‌ها و بازیگرانی‌اند که مجری می‌شوند حتماً باید تجدیدنظر کند.

سلبریتی‌هایی که بی سر و صدا و با هیاهو می‌آیند!
سلبریتی‌ها و بازیگران گاهی با هیاهو و این روزها بی‌سر و صدا به تلویزیون می‌آیند و مجری می‌شوند. خیلی فرقی نمی‌کند تبهر و تجربه اجرا داشته باشد یا اولین بار باشد که جلوی دوربین برای اجرا قرار می‌گیرد؛ فقط تعداد فالوورهایش بالا باشد و در خیابان که راه برود او را بشناسند، البته که چهره‌اش را هم مخاطب دوست داشته باشد. این اتفاق برای خیلی از واگذاری‌های تریبون اجرا افتاده است از هیاهویی که برای حضور محمدرضا گلزار بوجود آمد و سرانجام هم او با بی‌اعتنایی به تمام تلاش‌های مجریان و برنامه‌سازان و سریال‌سازان و حتی مدیران، اعلام کرد که با آمدن من دوباره رونق به تلویزیون برگشت.

قطاری را اسپانسرها به راه انداخته‌اند
مجریانی که ارقام نجومی می‌گیرند که تاکنون هیچ‌کدام از مجریان با اصالت تلویزیون نگرفته‌اند. قطاری را اسپانسرها به راه انداخته‌اند که در هر ایستگاه با ساخت مسابقه و برنامه‌ای، سلبریتی خاصی را سوار می‌کنند. روزی به سراغ گلزار و اکبر عبدی و پرستو گلستانی می‌روند و روزی هم به سام درخشانی و مسابقه “ایران” می‌رسند. به تازگی مدیران و دست‌اندرکاران هم یاد گرفته‌اند تا آخرین لحظات مثل این مسابقه تلویزیونی و یا برنامه تحویل سال “بهار جان” نام سلبریتی موردنظرشان را رسانه‌ای نمی‌کنند که مورد هجمه قرار نگیرند.

قرار بود اصالت به اجرای تلویزیونی برگردد.
وقتی بنیامین بهادری برای برنامه رمضانی انتخاب شد و معاونت سیما اعلام کرد که جلوی این برنامه گرفته شده است، قدری خوشحال شدیم که قرار است مجریان خانه‌نشین برگردند و اصالت به اجرای تلویزیونی برگردد. چون در همان بخشنامه‌ای ابلاغ شد که اجازه استفاده از هنرپیشه‌ها یا اساساً سلبریتی‌ها تنها در برنامه‌های تخصصی امکان‌پذیر است. بخشنامه‌ای که فقط ۶ ماه انگار جدی گرفته شد و حالا تلویزیون سراغ سام درخشانی و علیرام نورایی و پوریا پورسرخ رفته تا جدیدترین مجریانش باشند. علیرام نورایی هنوز نتوانسته جایگزین مناسبی برای “بهنام تشکر” در مسابقه “مافیا شهروند” شبکه سلامت باشد. اما انتخاب سام درخشانی باعث انتقاداتی شده است؛ بازیگری که بعد از گزارش‌های خبری درباره تولد فرزندان برخی بازیگران در خارج از کشور که نوعی مطالبه بسیاری از رسانه‌ای‌ها و حتی باعث ناراحتی کاربران اجتماعی هم شد، او بر علیه تلویزیون صحبت کرد حالا مجری تلویزیون شده است.

بازیگران در تلویزیون جولان می‌دهند؛ از اجرا تا آگهی بازرگانی
آیا این بازیگران که یا برای آگهی‌بازرگانی و یا اجرا به تلویزیون پناه آورده‌اند پیشنهاد بازیگری ندارند؟ یا اینکه دستمزد اجرای‌شان به اندازه‌ای مورد قبول است که به سمت اجرای برنامه‌ها ترغیب می‌شوند؟ اینجا چه کسانی سود می‌برند چه کسانی ضرر؟ پرواضح است که اسپانسرها برای سودآوری خودشان نه دلسوزی و دغدغه‌مندی برای مخاطب، برنامه‌ها و یا مسابقاتی را فراهم می‌آورند و پای بازیگران را به تلویزیون باز می‌کنند پس تکلیف مجری‌‌های تلویزیون که سال‌ها سرمایه صداوسیما به پای آنها ریخته شده، چه می‌شود؟ آیا این عرصه آنقدر خالی از تبحر، علم و دانش و تجربه است که کاربلدی جای خودش را به سلبریتی‌پروری داده است؟
برندهایی که با بازیگرانش تکرار می‌شوند .
زمانی رامبد جوان با “خندوانه” به تلویزیون می‌آید و رفته رفته مهران مدیری هم به تاک‌شویی نمایشی می‌اندیشد که حاصل آن “دورهمی” شبکه نسیم می‌شود. برنامه‌ای که به جز استندآپ‌ها و حضور خود مهران مدیری که محبوبیتی در میان مخاطبین دارد به تکرار افتاده و هیچ جذابیت خاص دیگری ندارد. از طرف دیگر برنامه‌ای به نام “کتاب‌باز” به بهانه ارتقاء سطح مطالعه باز سراغ بازیگران برای اجرا رفت؛ اول امیرحسین صدیق و سپس سروش صحت روی آنتنش آمد. انتقادی که فارغ از محتوا و به تکرار افتادن در فصل‌های مختلف، حضور مهمانانش هم قابل تأمل بوده است. آخرین آن به پخش مجدد برنامه‌اش در شبکه ۴ سیما و تکرار گفت‌وگوی سروش صحت با منتقد فراری – امیر پوریا- برمی‌گردد.

قرار نیست هرکس بتواند در هر زمینه‌ای موفق باشد
برنامه‌ای خانوادگی در شبکه نسیم را به کامران تفتی سپردند و برنامه‌ای با فضای کودکانه و ایضاً خانوادگی به نام “کودک‌شو” هم نصیب پژمان بازغی شد. مهران غفوریان با “اعجوبه‌ها” روی آنتن آمد و نشان داد قرار نیست هرکس بتواند در هر زمینه‌ای موفق باشد. او شاید در عرصه طنز با شوخی‌هایش در دل مخاطب بنشیند اما در قواره اجرا نتوانست این موفقیت را تداوم بخشد. کامبیز دیرباز مجری برنامه “دست‌فرمون” شد؛ البته او به واسطه عجین بودن فضای زندگی‌اش با موتورسواری و اشراف بر رانندگی، وارد این مسابقه اتومبیلرانی شد.

دستمزدهای نجومی برای اجرای مسابقات تلویزیونی
انتقاداتی به حضور اشکان خطیبی در مسابقه “پنج ستاره” بابت گرفتن دستمزد هنگفت بابت هر قسمت آن مسابقه و البته بعدها با حضور گلزار این حاشیه‌ها گریبان او را گرفت. امروز علاوه بر حضور بازیگران و سلبریتی‌ها در مهمانی‌های تلویزیونی و آگهی‌های بازرگانی، خبرها حاکی از دریافت دستمزدهای نجومی برای اجرای مسابقات و برنامه‌های تلویزیونی توسط بازیگران است. نام “پوریا پورسرخ” را نباید از قلم بیندازیم که بعد از آرام شدن شرایط کرونایی، “ایرانیش” شبکه ۲ سیما با اجرای او ساخته و روی آنتن خواهد رفت.

وقتی سلبریتی دیگری مجری مسابقه “ایران” می‌شود
لازم است که در این یادداشت نگاهی به مسابقه “ایران” و حضور سام درخشانی داشته باشیم؛ بازیگری که با مقوله اجرا بیگانه نشان می‌دهد. او مسابقه‌ای را اجرا می‌کند که نامش “ایران” است. اگر کسی می‌خواهد در مسابقه “ایران” شرکت کند باید به سایت شبکه یک مراجعه و اپلیکیشن مسابقه را دانلود کند. تمامی سؤالات اپلیکیشن، با موضوعاتی چون فرهنگ، هنر، تاریخ، جغرافیا، ورزش، گردشگری، ادبیات، مشاهیر، سینما و تلویزیون و به طورکلی در مورد کشورمان ایران طراحی شده‌اند. در مرحله اول حدود ۵ هزار سوال ارائه می‌شود و شرکت‌کنندگان می‌توانند بعد از دانلود اپلیکیشن سؤال‌ها را مشاهده کنند. نکته جالب اینکه پاسخ تمامی سؤالات در این اپلیکیشن وجود دارد و علاقه‌مندان باید به مانند امتحان، سؤالات را مطالعه و سپس در مسابقه شرکت کنند.
شرایط شرکت در مسابقه نیز به این شکل است که افراد ضمن تشکیل گروه پنج نفره‌ای، فردی را به عنوان سرگروه مشخص می‌کنند. پس از اعلام آمادگی گروه، تمامی اعضا می‌توانند وارد قسمت «آزمون» مسابقه شوند و در آزمون چهار گزینه‌ای شرکت کنند. گروه باید امتیاز خود را در هفته در چهار گروه اول برسانند تا شرایط شرکت در مسابقه را پیدا کنند. لازم به یادآوری است که تمامی این مراحل از جمله دانلود اپلیکیشن و شرکت در آزمون کاملاً رایگان است و هیچگونه هزینه‌ای برای علاقه‌مندان نخواهد داشت. شرکت در این مسابقه محدودیتی ندارد و اگر گروهی نتوانند امتیازات لازم را کسب کنند می‌توانند در هفته‌های بعد دوباره به مطالعه بپردازند و آزمون دهند تا امتیاز گروه را بالا ببرند و در مسابقه حضور داشته باشند.

برای ایجاد گروه، شرکت در آزمون و سپس حضور در استودیوی مسابقه هیچ محدودیتی وجود ندارد. اعضای خانواده و فامیل با هر سن و هر نسبتی می‌توانند با یکدیگر همگروه شوند و با گروه مقابل به رقابت بپردازند. علاوه بر اعضای خانواده و فامیل، دوستان نیز در دو گروه آقایان و خانم‌ها می‌توانند در مسابقه شرکت کنند. دو گروه شرکت‌کننده که امتیاز بالاتری در اپلیکیشن کسب کرده‌اند وارد مسابقه می‌شوند. یک نفر به عنوان سرگروه و چهار نفر دیگر اعضای گروهند که در هر مرحله اعضا یک به یک باید رقیب را شکست بدهند تا بتوانند در مسابقه باقی بمانند و در نهایت بتوانند جایزه بزرگ مسابقه را از آن گروه خود کنند.
سام درخشانی بازیگر را انتخاب کرده‌اند که با مقوله اجرا کاملاً بیگانه است؛ این نکته را در پلاتو گفتن و اجرا کردن به عینه می‌بینیم. حتی او برای اجرای یک برنامه گفت‌وگو محور هم گزینه خوبی نبوده چه برسد به مسابقه که فضای خاص و جذاب و هیجان‌آوری را می‌طلبد. باید مجری مسابقه تلویزیونی به گونه‌ای باشد که هم شرکت‌کننده و هم بیننده را سرشوق آورد. با دیدن پلاتوها و اجرای نمایشی “سام درخشانی” بیشتر این هیجان از بیننده گرفته می‌شود. احساس او این است که اینجا هم صحنه فیلمبرداری سریال یا فیلم سینمایی است و بیشتر از اجرا، دنبال نمایش و بازی است.

جذب بیننده برای تلویزیون به هر قیمتی!
بسیاری از مدیران تلویزیون اعتقاد دارند به واسطه حضور سلبریتی‌ها و بازیگران در مقام مجری، خواه ناخواه استقبال بیننده را تضمین کرده‌اند شاید هم در برخی اوقات به همین صورت باشد اما چقدر تلویزیون در این مسیر سعی کرده ستاره‌سازی کند و چقدر پوز ستاره‌های خودش را بدهد نه آنقدر دلبسته و وابسته بیرونی‌ها باشد. در حالیکه صداوسیما از مجریان با سابقه و کاربلدی برخوردار است که هرکدام‌شان می‌توانند مسابقه یا برنامه‌ای را با کیفیت و قدرت به سرانجام برسانند. مصداق بارز آن برنامه‌های مناسبتی و حتی مسابقات تلویزیونی بوده که مخاطب خوبی هم داشته و از طرفی تخصصی‌تر و حرفه‌ای‌تر کار خودش را دنبال کرده است.

مدیران به جای مُرغِ همسایه، از مجریان خودشان بهره ببرند .
شاید نزدیک‌ترین شاهدِ مثال آن مسابقه “سبقت” همین شبکه یک سیما باشد که با شکل و شمایلی قابل توجه و صندلی‌هایی که جا به جا می‌شوند، رقابتی بر سر حوزه اطلاعات عمومی دارد؛ مسابقه‌ای تعاملی زنده با مردم که در طول برنامه، نقش و تأثیر حضورشان را هم شرکت‌کنندگان احساس می‌کنند و هم روند مسابقه نشان می‌دهد. اما “سبقت” رشد و بالندگی مجری جوانی به نام “سیاوش عقدایی” را نشان می‌دهد که از پَسِ یک مسابقه زنده و هیجان‌آور برآمده است. اطلاعات مناسب، پلاتوهای به جا و بدون نقص او، این نکته را یادآوری می‌کند که مدیران می‌توانند به جای مُرغِ همسایه و نگاه صرفاً بیرونی، از مجریان کاربلد و با استعداد و جوان تلویزیونی بهره ببرند. واقعاً تا چه زمانی قرار است وابسته به بازیگران و سلبریتی‌ها برای اجرا باشیم و اسپانسرها برای ما تعیین تکلیف کنند.
سؤالی که برای بسیاری بوجود می‌آید چرا صداوسیما به فکر تربیت مجری نیست و تهیه‌کننددگان و برنامه‌سازان به سمت بازیگران رفته‌اند و آنها را به عنوان مجری برمی‌گزینند؟ با اینکه در برنامه‌ای مثل “بهارجان” هم این تجربه نصیب‌شان می‌شود که همیشه سلبریتی دردشان را دوا نمی‌کند اما دوباره هم پیش بیاید به سراغ محمد علیزاده خواننده برای اجرای تلویزیون آن هم برنامه زنده می‌روند. این روی آوردن بیش از حد دلایل دیگری هم دارد که بر کسی پوشیده نیست اما نبود بستری مناسب برای پرورش مجریان توانمند نیز در این زمینه تأثیر بسیاری داشته است.

جستی می‌آیند و جستی می‌روند .
معاونت سیما در دوره‌ای استفاده از بازیگران را به عنوان مجری ممنوع اعلام کرد اما این تصمیم گویا مقطعی بوده و دوباره حضورشان پررنگ شده است؛ دیگر فقط در شبکه نسیم این حضور را نمی‌بینیم و حالا بعد از رامبد جوان، مهران مدیری، پژمان بازغی، محمد علیمردانی، محمدرضا گلزار، کامران تفتی، امیرحسین رستمی، سروش صحت، امیرحسین صدیق و بازیگران برنامه “هزار دستان”، نوبت به سام درخشانی رسیده که او هم جستی بیاید و جستی برود.
مجری نیاز به آموزش و آموزه رسانه‌ای و تلویزیونی دارد .
فراموش نکنیم که مجریان خانه‌نشین از خانواده رسانه و تلویزیون‌اند و می‌توانیم با بها دادن به آنها، کمتر شاهد دلزدگی مخاطب شویم؛ فقط چشم و ابروی زیباتر و یدک کشیدن لقبِ “سلبریتی” برای مجری شدن لازم نیست بلکه مجری نیاز به آموزش و آموزه رسانه‌ای و تلویزیونی دارد. با مقوله اجرا نباید دم دستی برخورد کرد و از طرفی این باور غلط را باید فراموش کرد که سلبریتی‌ها و بازیگران با اجرایشان در تلویزیون مخاطب را هم با خودشان می‌آورند. مثل جمله‌ای که چندی پیش یکی از همین مجری بازیگرها گفته بود که با آمدن من، تلویزیون رونق بیشتری پیدا کرد. این نکته را هم نباید فراموش کرد که این نوع مخاطب‌شناسی غلط، رفتار اسپانسرگونه و برنامه‌سازی غیراصولی، ذائقه مخاطب را هم از بین می‌برد.

چرا میدان اجرا را با بازیگری اشتباه می‌گیرند؟

مجری تلویزیون به افق رسانه و ضوابط قابِ تلویزیون آشناتر است در صورتی که بازیگر تنها اسپانسر را راضی نگه می‌داد و به کمک شهرت و محبوبیت، مخاطب را جذب می‌کند که البته این جاذبه هم مقطعی است. مخاطب امروز ما بسیار باهوش و با دقت تلویزیون را رصد می‌کند. جنسِ اجرا با بازیگری متفاوت است و از دید مخاطب نیز کمتر باورپذیر می‌شود. سپردن اجرا به افرادی که شغل و هنرشان بازیگری است سبب سرخوردگی مجریان تلویزیون و از دست دادن انگیزه و تلاش جهت ارتقای سطح کیفی کار آنان می‌‌شود و قطعاً این مسیر منجر به عدم رویش نسلی جدید از مجریان تراز تلویزیونی منتج می‌شود. ضمن اینکه در چنین شرایطی مجریان سیما دیگر مجالی برای هنرنمایی پیدا نمی‌کنند. با ادامه یافتن چنین شرایطی، دور نیست که در آینده شاهد چرخش ذائقه مخاطب، به سمت شهرت‌خواهی و شهرت‌طلبی باشیم و از سوی دیگر کادرسازی و پرورش نیروهای متخصص با افت چشمگیری مواجه خواهد شد.

منابع:

  • ایسنا
  • فارس
  • تسنیم
دسته‌ها
اجتماعی دیگر حوزه ها اخبارپایگاه اخبار

پر رنگ شدن نقش آمریکا در انتشار ویروس کرونا

بقاع خبر : با انتشار ویروس کرونا گمانه زنی های متعددی مطرح و حضرت آیت الله خامنه ای در سخنرانی به مناسبت سال عید مبعث با عجیب خواندن ابراز آمادگی آمریکا مبنی بر کمک دارویی به ایران خاطر نشان کردند: “شما متهم هستید، این ویروس را ایجاد کرده‌اید. من نمی دانم این اتهام چقدر واقعی است. اما ممکن است دارویی وارد کشور کنید که این ویروس را ماندگار کند. شاید کسی را وارد ایران کنید تا اطلاعات خود را از میزان اثرگذاری این ویروس تکمیل کند.”

استفاده از عوامل بیولوژیکی مانند باکتری‌ها، ویروس‌ها و قارچ ها برای ناتوان ساختن دشمن در جنگ های کلاسیک را جنگ بیولوژیک می نامند. تهیه و استفاده از این سلاح از زمان‌های دور مورد استفاده قرار داشته و شواهد تاریخی نشان از بکارگیری از این سلاح در دوره مغول و در جنگ های جهانی اول دوم دارد. در سال ۱۹۲۵ برای منع استفاده از سلاح های شیمیایی و بیولوژیک، پرتوکل ژنو به امضای کشورهای جهان رسید.

آمریکا برای نخستین بار در سال ۱۹۴۳ برنامه تحقیقاتی خود در خصوص استفاده از عوامل بیولوژیکی مانند باکتری‌ها، ویروس‌ها و قارچ ها را آغاز کرد . پس از۱۱ سپتامبر، دولت نومحافظه‌ کار بوش با اختصاص بخش قابل توجهی از بودجه‌ دولت آمریکا برای مبارزه با به اصطلاح “تهدیدات بیوتروریسم”، مراکز متعدد تحقیقاتی را راه اندازی کردکه اکنون بیش از ۴۰۰ مرکز تحقیقاتی رسیده که توانایی تولید عوامل جنگ بیولوژیک همچون باکتری سیاه زخم را دارند. بیش از چهارده هزار نفر بر تولید ویروس ها و باکتری های خطرناک در آمریکا مشغول به کار هستند. از این رو آمریکا خود سازنده اصلی و توسعه دهنده سلاح‌های بیولوژیک بوده و متهم اول در زمینه اشاعه بیماری کروناست. در عین حال کاخ سفید با تبلیغات وسیع رسانه ای، سعی در بزرگ نمائی خطر دستیابی گروه‌های تروریستی از جمله القاعده به سلاح‌های بیولوژیکی و بکارگیری آنها علیه مردم دارد. این القائات در حالی صورت می پذیرد که گروه‌های تروریستی فاقد دانش و فناوری پیچیده برای تولید سلاح بیولوژیک هستند و بدون کمک کشورهای بزرگ هرگز نمی توانند آنها علیه اهداف مورد نظر بکار برند. یکی از احتمالات این است که گروه های تروریستی همچون القاعده یا داعش، به نیابت از آمریکا و با کمک این کشور، ویروس کرونا را منتشر کرده باشند. برخی شواهد دال بر  آزمایش عواملی همچون گاز خردل، گاز اعصاب، داروهای روان‌گردان، باکتری‌ها و ویروس‌ها بر اتباع آمریکائی بوده است. سئوال این است که آیا کشوری که به شهروندان خود رحم نمی‌کند، می‌تواند به دیگر ملل جهان برای مقابله با کرونا کمک کند؟

سوابق تاریخی نشان می دهد که در دوران جنگ سرد نیز هزاران شهروند آمریکایی قربانی آزمایش‌های “پرتو دهی” در مرکز انرژی اتمی و دیگر مراکز دولتی شدند. در سال ۲۰۰۱ نیز سندی محرمانه از پنتاگون منتشر شد که بر اساس آن طی سال‌های ۱۹۶۲ تا ۱۹۷۳ هزاران سرباز آمریکایی عمدا در معرض عوامل بیولوژیک مانند گاز اعصاب، گاز سارین، سیاه زخم و طاعون قرار گرفته بودند.

افشای این سند و ده‌ها و صدها سند مشابه آن ضرورت توجه به بیانات رهبر معظم انقلاب را دوچندان می کند. صاحب نظران و کارشناسان امور بین الملل و بیولوژیک در سراسر جهان و بخصوص در ایران، باید تحقیق در مورد علل و دلایل اصلی شیوع گسترده بیماری کرونا را در دستور کار قرار دهند.

افشای نقش آمریکا در انتشار ویروس کرونا توسط یک آزمایشگاه در ووهان

پایگاه خبری “دیلی میل” در افشاگری خود اعلام کرد : یک آزمایشگاه در کشور چین با استفاده از کمک‌هزینه دولت آمریکا، اقدام به تحقیقات روی خفاش‌هایی کرده است که به‌گفته دانشمندان حامل ویروس کرونا بودند.

“دیلی میل” نوشت، “انستیتوی ویروس‌شناسی” شهر ووهان چین با استفاده از کمک ۳٫۷ میلیون دلاری دولت آمریکا، روی پستاندارانی که حامل ویروس کرونا بوده‌اند، آزمایش‌هایی را انجام داده است.

توالی ژنوم ویروس کرونا نشان می‌دهد که این ویروس از خفاش‌هایی یافت شده‌اند که در غار شهر “یوننان” چین زندگی می‌کردند اما در ابتدا گمان برده می‌شد که ویروس کرونا در بازار فروش حیوانات در ووهان به انسان منتقل شده‌اند.

این افشاگری که انستیتوی ویروس‌شناسی ووهان با استفاده از پول دولت آمریکا به انجام آزمایش‌هایی روی خفاش‌های حامل ویروس کرونا پرداخته است، ترس‌های بیشتری را برانگیخته که آزمایشگاه و نه بازار فروش حیوانات منبع شیوع ویروس کرونا بوده است.

گروه‌های فشار در آمریکا سریعاً به این گزارش واکنش نشان داده و از اینکه بودجه دولتی آمریکا برای انجام آزمایش‌های بی‌رحمانه و خطرناک روی حیوانات در انستیتوی ووهان استفاده شده است، شدیداً انتقاد کرده‌اند.

“مت گاتز” عضو کنگره آمریکا در این باره گفت: «من از اینکه سال‌هاست دولت آمریکا بودجه آزمایش‌های خطرناک و بی‌رحمانه در ووهان چین را تأمین می‌کند که باعث گسترش جهانی ویروس کرونا شده است، منزجر می‌شوم.

“آنتونی بلوتی” رئیس گروه فشار “White Coat Waste” آمریکا دولت کشور خود را به‌دلیل پرداخت هزینه‌ها محکوم  و تصریح کرد: «ممکن است خفاش‌های حامل ویروس کرونا پس از انجام آزمایش‌ها در آزمایشگاه ووهان به بازارهای فروش حیوانات فروخته شده باشند.»

منابع

پایگاه اطلاع رسانی مقام معظم رهبری

پایگاه اطلاع رسانی شورای عالی انقلاب فرهنگی

یادداشت محسن پاک آئین

خبر آنلاین

تسنیم

دسته‌ها
اجتماعی دیگر حوزه ها اخبارپایگاه اخبار

وجدان بیدار یک قاضی و صدور حکم بر علیه خودش 

درخواست بازداشت خود ، ارجاع پرونده اش به دادسرای انتظامی قضات و پرداخت بخشی از حقوقش به متهم پرونده

به گزارش بقاع نیوز به نقل از سایت حقوقی راهش، در بخشی از قرار صادره این دادیار دادسرای عمومی و انقلاب یکی از نواحی تهران، این طور آمده است:

در پایان از معاون محترم دادستان تقاضا دارم با توجه به اینکه بنده نتوانستم عمل به آیه”ان الله یامرو بالعدل و الاحسان” نمایم و استقلال و عدالت قضایی ام با دستگیری متهم بدون دلیل مخدوش گردیده رونوشتی از پرونده را به دادسرای انتظامی قضات ارسال تا به تخلفات بنده رسیدگی نمایند.

و رونوشتی جهت اعلام جرم و تخلفات ضابطین به مراجع نظارتی خودشان ارسال گردد و مقدمات رفتن اینجانب به بازداشتگاه پلیس آگاهی را با دادستان محترم فراهم نمایید تا به مدت ۲۴ ساعت در آن جا باشم تا شرایط بازداشتگاه را درک کنم و من بعد در صدور دستوراتم دقت بیشتری نمایم و با توجه به اینکه متهمین به مدت یک روز بازداشت شدند و اعلام نمودند کارگر هستند و نتوانسته اند حقوق بگیرند متهمین را به دفتر معاونت دعوت نمایید و یک روز از حقوق ماه آینده بنده به آن ها داده شود تا جبران ضرر وارده گردد.

شعبه دادیاری… دادسرای عمومی و انقلاب ناحبه …

 

دسته‌ها
اجتماعی دیگر حوزه ها اخبارپایگاه اخبار ویژه اخبار

تست نهایی نخستین داروی ضد کرونای دنیا در حال انجام است .

بسم الله الرحمن الرحیم

به گزارش بقاع نیوز: در این روش افزودن کپی این آنزیم ویروس را گمراه و با جلوگیری از رشد آن در ریه و بقیه اعضای بدن سبب درمان بیماری می شود.

علی  میرعظیمی پزشک و میکرو بیولوژیست جوان ایرانی که ساکن سوئد است و در پژوهش همزمان با دانشگاه بریتیش کلمبیا از طریق مهندسی پزشکی روش درمانی جدیدی برای کرونا کشف کرده ، سر تیم پژوهش این تحقیق بین المللی مهم بوده است. میرعظیمی که یکی از پروفسورهای آزمایشگاه پزشکی در انستیتو کارولینسکا و از مولفان این پژوهش بوده است. او در این باره می گوید: به عقیده ما افزودن کپی این آنزیم(hrsACE۲) ویروس را گمراه می کند. به این ترتیب ویروس به جای سلول واقعی، خود را به نسخه کپی می چسباند. این روند اجازه نمی دهد عفونت ناشی از ویروس گسترده شود و در نتیجه از رشد آن در ریه و بقیه اعضای بدن می کاهد وبه شکل موثری جلوی اتصال ویروس کرونا به بدنه سلول‌ها را مسدود می‌کند و می‌تواند به صورت بالقوه سبب درمان بیماری کووید ۱۹ در همان ساعات اولیه شود.

آزمایش موفقیت آمیزداروی ضد کرونا با پایه گیاهی در اهواز

چندی قبل اسپوتنیک به نقل از تسنیم نوشته بود : منصور امین، عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی جندی شاپور اهواز در خصوص تحقیقات برای کشف داروی ضد کرونا با پایه گیاهی در اهواز اظهار داشت : تحقیقات برای درمان بیماران مبتلا به کرونا، با یک فلاونویید استخراج شده از گیاه در بیمارستان رازی اهواز با مجوز معاونت پژوهشی دانشگاه علوم پزشکی اهواز آغاز شده است.

این عضو هیئت علمی دانشگاه درباره نتایج اولیه این دارو گفت: این دارو برای درمان ۵ بیماری ویروسی به خوبی جواب داده است و شواهد اولیه نشان دهنده تاثیر خوب این دارو در درمان بیماری کووید ۱۹ است.

امین در انتها افزود: این دارو تا کنون روی ده بیمار کرونایی با موفقیت آزمایش شده است. امیدواریم بقیه بیماران هم به این دارو واکنش مثبت نشان دهند. در صورت مثبت بودن نتایج درمان و تاییدات وزارت بهداشت می‌توانیم نتایج این آزمایش را برای همه بیماران کرونایی تعمیم دهیم.

داروی ایفرمکتین قابلیت نابودی ویروس مرگبار کرونای جدید را دارد.

هم چنین  اسپوتنیک به نقل از وبگاه « thenewdaily»، خبر داده بود : داروی ضد شپش سر «ایفرمکتین» قابلیت نابودی ویروس مرگبار کرونای جدید را دارد. به عقیده محققان دانشگاه «موناش» استرالیا، دارویی به نام ایفرمکتین(Ivermectin) می‌تواند ظرف دو روز سلول‌های کووید-۱۹ را از بین ببرد.

این مطالعه محققان دانشگاه موناش نشان داده است که یک دوز از داروی مذکور می‌تواند جلوی رشد ویروس۲ SARS-CoV- را که عامل بیماری کووید-۱۹ است را در کشت سلولی بگیرد.

دکتر کایلی وکتاف(Kylie Wagstaff) در این خصوص گفت:«ما دریافتیم که حتی یک دوز از این دارو می‌تواند ظرف ۴۸ ساعت آر.ان.ای ویروسی را حذف کند و به طور موثری کلیه مواد ژنتیکی ویروس را از بین ببرد و حتی ظرف یک روز کاهش قابل توجهی در آر.ان.ای ویروس ایجاد کند.

چطور می توان حساسیت را بدون دارو درمان کرد؟

در حالی که نحوه عملکرد این دارو بر ویروس هنوز مشخص نیست اما قدم بعدی دانشمندان این است که دوز مناسب آن را برای انسان تعیین و اطمینان حاصل کنند که دوز مورد استفاده در شرایط آزمایشگاهی برای انسان بی‌خطر است. تا آزمایش این دارو روی انسان احتمالا یک ماه طول خواهد کشید.

ایفرمکتین یک داروی ضد شپش سر تایید شده از سوی سازمان غذا و داروی آمریکا است که پیشتر در شرایط آزمایشگاهی روی از بین بردن ویروسهای HIV، زیکا و آنفلوآنزا نیز موثر بوده است.

در ۳۱ دسامبر سال ۲۰۱۹، مقامات چینی از شیوع ذات الریه پنومونی ناشناخته در شهر ووهان در بخش مرکزی این کشور (استان هوبی) به سازمان بهداشت جهانی اطلاع دادند. کارشناسان عامل ایجاد کننده بیماری را شناسایی کرده اند، این یک ویروس جدید است.

این ویروس می‌تواند از طریق قطرات تنفسی از انسان به انسان هم منتقل شود.حدس زده می‌شود که ممکن است این بیماری از طریق تماس با این آبزیان یا خوردن آنها منتقل شود، ولی هنوز نتیجه نهایی در این زمینه حاصل نشده است.

دوره نهفتگی این بیماری به طور متوسط حدود ۷ روز است و علائم بیماری پس از گذشت این بازه زمانی در بدن فرد مبتلا ظاهر می‌شود. علائم شامل تب، بدن درد، گلو درد، سرفه، درد عضلات، آب ریزش بینی، سر درد است. برخی دچار علائم گوارشی مثل تهوع و اسهال می‌شوند. آنچه باعث نگرانی می‌شود این است که فرد دچار ذات الریه شود.

تا کنون بیش از یک میلیون نفر در سراسر جهان به این ویروس مبتلا شده‌اند.