دسته‌ها
فرهنگی اجتماعی دیگر حوزه ها دیگر خبرها دیگر حوزه ها معارف اخبار آخرین خبر دیگر خبرها اخبار آخرین عناوین

هیچ حقیقتی در شعار «زن، زندگی، آزادی» نهفته نیست

به گزارش بقاع خبر، آزادی یعنی حق انتخاب‌های متعالی در پی اتفاقات اجتماعی اخیر شاهد برجسته‌سازی مساله زن و حجاب و گره خوردن این دو مفهوم با اعتراضات در فضای مجازی بودیم. از این رو رسانه فرهنگی چی‌کتاب سلسله گارگاه هایی با هدف بررسی شعار «زن، زندگی، آزادی» برای تبیین نسبت ادعای این شعار با هدفی که از طرح آن دنبال می‌شود، برگزار می‌کند. در این کارگاه‌ها صاحب نظران به تبیین آرای خود پیرامون بررسی این شعار از منظرهای تخصصی می‌پردازند.

این رویداد در اولین جلسه خود میزبان اصغر طاهرزاده، نویسنده و دین پژوه بود. طاهرزاده در این جلسه ضمن تبیین جایگاه زن و مرد در قرآن، به آسیب‌شناسی ادعاهای جهان مدرن از جمله همین شعار «زن، زدگی، آزادی» پرداخت و راه برون رفت از معضلات آن را نیز تبیین کرد.

او در ابتدا گفت: خداوند در سوره حجرات آیه ۱۳ می‌گوید: «یَا أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاکُمْ مِنْ ذَکَرٍ وَأُنْثَی وَجَعَلْنَاکُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاکُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِیمٌ خَبِیرٌ»، ای انسان‌ها! ما شما را از زن و مرد خلق کردیم و به صورت فرقه‌ها، گروه‌ها، شخص‌ها و ظواهر مختلف نظیر انسان‌های سرخ پوست، زرد پوست، سفید پوست، ایرانی، آمریکایی و … قرار دادیم. اما این تفاوت‌ها را اصالت نمی‌دهیم. عمدأ «مِنْ ذَکَرٍ وَأُنْثَی» را می‌آورد که یک وقت تصور نشود بحث برتری بین مرد و زن وجود دارد. می‌گوید: «إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاکُمْ»، یعنی آن کسی_ چه زن و چه مرد_ در نزد خدا کریم و برتر است که در تقوا جایگاه بالاتری داشته باشد. تقوا یعنی انسان در انضباط عبور از هوس زدگی و حضور در رابطه متین الهی نسبت به بقیه انسان‌ها و خدا قرار دارد. یعنی اعمال و افکارش در نسبت با خود، نسبت با خلق و نسبت با خدا دارای پیراستگی باشد.

* توجه به آفرینش اختصاصی راه کمال زن و مرد

او ادامه داد: آیه ۳۲ سوره نساء می‌گوید: «وَلَا تَتَمَنَّوْا مَا فَضَّلَ اللَّهُ بِهِ بَعْضَکُمْ عَلَی بَعْضٍ لِلرِّجَالِ نَصِیبٌ مِمَّا اکْتَسَبُوا وَلِلنِّسَاءِ نَصِیبٌ مِمَّا اکْتَسَبْنَ»، ای آدم‌ها، «بعضکم علی بعض»، زن و مرد بعض به بعض هستند، مرد یک خصوصیات و توانایی‌هایی و زن خصوصیات و توانایی‌های دیگری دارد. به قول یکی از خبرنگاران، فمینیسم یعنی مردانه زندگی کردن زنان. این آیه می‌گوید چه نیازی داریم آن چیزی که برای مردها است، زن‌ها بخواهند یا چیزی که برای زن هاست را مردان بخواهند. هر دو در یک چیزی به نام انسانیت مشترک هستند. آیه ادامه می‌دهد: «لِلرِّجَالِ نَصِیبٌ مِمَّا اکْتَسَبُوا وَلِلنِّسَاءِ نَصِیبٌ مِمَّا اکْتَسَبْنَ»، بالاخره مردها چه در هویت فطری و چه غیر فطری یک چیزهایی را می‌توانند کسب کنند که این نوع دریافت‌ها مردانه است و برای زن‌ها نیز چیزهایی هست که زنانه است و اتفاقاً کمالات عجیب و غریبی هم محسوب می‌شود و باید کسب کنند. «وَاسْأَلُوا اللَّهَ مِنْ فَضْلِهِ» در دل این دو نحوۀ بودن، از خدا بخواهید آنچه برترین است را به شما بدهد. «إِنَّ اللَّهَ کَانَ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلِیمًا»، خدا به هر چیزی عالِم است و در نتیجه می‌داند چه راهی را جلوی چه کسی بگذارد تا آنچه باید باشد، بشود.

طاهرزاده افزود: آزادی یعنی حق انتخاب‌های متعالی می‌خواهم این مطلب را با این شعار «زن، زندگی، آزادی» مقایسه کنید. در اینجا، انسانیتی که باید در مرتبۀ عالی‌تر باشد و از مرتبۀ مادون به سوی عالی بیاید، جایگاهش کجاست؟ ما هم قبول داریم که زن باید زندگی داشته باشد. البته زندگی به معنای حقیقی‌اش یعنی انسان بتواند در انتخاب‌های متعالی آزاد باشد و مانع نداشته باشد؛ این زندگی خوب است. برای همین در دل زندگی، باید آزادی قرار بگیرد و آزادی یعنی اگر می‌خواهید بروید، مانعی نداشته باشید. مسیر کسی که درگیر هوس و هوس‌بازی است اسمش آزادی نیست. آزادی برای کسی است که می‌خواهد به سویی برود و حالا که می‌خواهد برود، باید حق رفتنش را پاس بداریم. در این شعار «زن، زندگی، آزادی»، هیچ حقیقتی نهفته نیست؛ زن به ماهو زن که معنا نمی‌دهد؛ شما زنان بد دارید، زنان خوب دارید. زن در ازای این که رجوع به حقیقت دارد معنا می‌شود. این شعار «زن، زندگی، آزادی» پر از پوچی است، چرا؟ برای این که نمی‌گوید به چه سویی؟ کدام زندگی؟ کدام آزادی؟ انسان در این جهان مدرن گرفتار پوچی‌هایش است که عکس‌العمل این سرگردانی‌هایش گاهی این خشونت‌ها است. نتوانسته‌اند به آن آرامش و روحانیتی که نیاز جانشان است، برسند؛ بر خودشان عصیان می‌کنند و بعضی‌ها را بدهکار می‌دانند.

* بازگشت به دین، بازگشت به آرامش

او در ادامه گفت: این آیه ۱۲۴ سوره نساء به شما خیلی کمک می‌کند، می‌گوید: «وَمَنْ یَعْمَلْ مِنَ الصَّالِحَاتِ مِنْ ذَکَرٍ أَوْ أُ نْثَی…» اصلأ بحث زن و مرد ندارد، ملاک هر فرد، صالحاتی است که دارد. «صالحات» را کارهایی معنی کردند که فطرت انسانی بپذیرد یا اعمالی که دین متذکر می‌شود، هر دو هم درست است. آدم‌ها چه زن و چه مرد اگر در مقام رجوع به حقیقت، نمی‌خواهند آلودگی‌های دنیایی یا هوس‌های دنیا آن‌ها را احاطه کنند، «وَهُوَ مُؤْمِنٌ»، او مؤمن است. «وَمَنْ یَعْمَلْ مِنَ الصَّالِحَاتِ…» یعنی چه زن و چه مرد اگر در بستری که انسانیت انسان‌ها اقتضا می‌کند، قدم بردارند، «فَأُولَئِکَ یَدْخُلُونَ الْجَنَّهَ»، به جنت می‌رسید. جنت یعنی در آرامش قرار می‌گیرید؛ حال چه در دنیا و چه در قیامت باشد. به یکی از عرفای بزرگ گفتند می‌خواهی بروی بهشت؟ گفت نه، گفتند برای چه؟ گفت من الان در آنچه به آن بهشت می‌گویند، قرار دارم. وقتی انسان قناعت کرد، یعنی بر آنچه خدا برای او مقدر کرده است راضی است و آرامش دارد. انسان وقتی در تواضع نسبت به بقیه قرار دارد و نمی‌خواهد بر کسی سلطه داشته باشد، از طرفی هم خدا را دارد، پس چیزی کم ندارد؛ اینجا می‌فرماید انسان وقتی در مسیر صالحات قرار گرفت و مؤمن شد، «فَأُولَئِکَ یَدْخُلُونَ الْجَنَّهَ».

او افزود: خداوند در آیه ۹۷ سوره نحل می‌گوید: «مَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِنْ ذَکَرٍ أَوْ أُنْثَی وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْیِیَنَّهُ حَیَاهً طَیِّبَهً وَلَنَجْزِیَنَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ مَا کَانُوا یَعْمَلُونَ»؛ می‌گوید هرکس عمل صالح- تفسیر از عمل صالح را هم به عهده خودتان و درکتان گذاشته- انجام دهد، «مِنْ ذَکَرٍ أَوْ أُنْثَی»، چه زن باشد چه مرد، «وَهُوَ مُؤْمِنٌ» اگر انسانی باشد که از حقیقت منصرف نشده، مؤمن است؛ یعنی کسی که ایمان به حقیقت دارد. بعد قرآن می‌گوید: «فَلَنُحْیِیَنَّهُ حَیَاهً طَیِّبَهً»، ما اگر متذکر باشیم که راهی جلوی انسان‌ها گشوده شده است، هرکس در این راه قرار بگیرد چه زن و چه مرد، به حیات طیب می‌رسد. حیات طیب را اگر بخواهم به زبان امروزی معنا کنم، یعنی آزادی از هرگونه «نیست‌انگاری»، «پوچی»، «بی‌ثمری» توأم با احساس «وجود» و «برکت». به قول علامه طباطبایی، بالاترین حیات، حیات طیبه است که انسان در استقرار آن حیات، هیچ گونه موانعی در برابر بهترین نحوۀ بودن خویش ندارد.

* مسیری که انقلاب اسلامی پیش روی ملت ایران گشود

این پژوهشگر دین افزود: ما در این تاریخ باید کجا آرام و قرار بگیریم که احساس پوچی نکنیم؟ با انقلاب اسلامی یک تاریخی به وجود آمده است. یک مردی، تاریخی را شروع کرده است که انسان چه زن و چه مرد، می‌تواند معنای امروزی‌اش را داشته باشد. یعنی تاریخی که انسان‌ها در سرنوشت خودشان حاضر باشند. این جمله را زیاد شنیدید از حضرت امام (ره) که در وصیتنامه‌شان هم هست، فرمود: «والله همه اسلام سیاست است». یعنی یک نفری راهی برای تعیین سرنوشت‌ها گشوده شده است. امام مسیری باز کرد تا زنان و مردان، خصوصاً زنان در به خود آمدنشان بتوانند هم دوش مردان یا بهتر از آنان در صحنه‌های مختلف فعال باشند. این میدانی است که انقلاب جلوی پای ما گذاشته است. حالا اگر ما حاضر نمی‌شویم باید خودمان را ملامت کنیم.

او ادامه داد: استاد ما می‌گفتند در قدیم درشکه‌هایی بود که دوتا اسب داشت، این‌ها در سربالایی که می‌رفتند خیلی بارشان سنگین بود، این اسب فکر می‌کرد خستگی‌اش تقصیر اسب دیگر است، اسب دیگر هم همینطور، شروع به گاز گرفتن همدیگر می‌کردند. این خستگی مال بار است، خودت را داری به جهت کارهای غلطی که کردی خسته می‌کنی، حالا یقه دیگری را می‌گیری؟ می‌خواهیم آنالیز کنیم شرایطی که به وجود آمده، بله ما کوتاهی‌هایی کردیم، مشکلات اقتصادی است، ولی خودتان هم می‌دانید این مشکلات اقتصادی برای همه هست و همه امیدوارند در افقی که انقلاب اسلامی گشوده است، رفع شود. وعده الهی است که رفع می‌شود. حادثه را درست تحلیل کنیم؛ اصل حادثه مال این است که انسان‌ها متوجه آن کمالاتی که می‌توانستند در این صحنه کسب کنند، نشدند و خلأ این را داشتند.

* راه نجات از سراب وعده‌های دروغین جهان مدرن!

طاهر زاده گفت: یک وقتی جهان ما یک لیتر است، خب یک لیتر آب بریزیم پر می‌شود، اما اگر جهان ما دو لیتر باشد، یک لیتر ونیم هم بریزیم پر نمی‌شود و فرد احساس خلأ می‌کند. ظرفیت بشر جدید بیش از دیروز است. این ظرفیت به صرف دنیا و وعده‌های جهان مدرن پر نمی‌شود، باید در همین تاریخ و در همین جهان مدرن، وجوه قدسی و معنوی‌اش را هم جایگزین کند. برای همین الان دو تیپ داریم، یک تیپ مثل حاج قاسم‌ها که متوجه حضور در جهان مدرن باشد، حاج قاسم سلیمانی در جهان مدرن حاضر است، با پوتین هم جلسه می‌گذارد ولی خلأهایش را صرفأ به خاطر ژنرال بودن و حقوق گرفتنش پر نمی‌کند، وجه قدسی و معنوی‌اش را به وسط می‌آورد که همان حضور در تاریخ انقلاب اسلامی است. با آرامش زندگی کرد و به دخترش فاطمه دیدید که چه نامه‌ای نوشته است، می‌گوید من نامزد شهادتم. یک تیپ هم که باید حاج قاسم می‌شده، منتها نشده است، خلأهایش را دارد و به جای این که بازخوانی کند و به خودش اعتراض کند، دارد به زمین و زمان اعتراض می‌کند، اینجاست که دشمن هم البته او را طعمه خودش می‌کند. شما انقلاب اسلامی را ساده نگیرید، انقلاب اسلامی مدد الهی است در جهان مدرن که در عین جهانی بودن، می‌توانید قدسی باشید. آزادی زن را در نگاه جهان جدید چه بخواهید یا نخواهید، باید بپذیرید، ولی آزادی اگر قدسی نباشد، پوچی می‌آورد، نتیجه‌اش می‌شود انواع خودکشی‌ها و سرگردانی‌ها. این به جهت این است که متوجه نیست باید انتخاب‌هایش را قدسی کند. انسان امروز، انتخاب دارد، آزاد است و باید انتخاب کند، نمی‌شود برایش انتخاب کنید، ولی اگر انتخاب‌هایش را قدسی نکند، در همین ظرفیت دو لیتری‌اش، یک لیتر و نیم دارد و نیم لیترش را که باید با حیات قدسی پر کند، پر نمی‌کند و احساس خلأ و پوچی می‌کند. اینطور است که می‌گویند جهان، جهان نهیلیسم و پوچی است که با انقلاب اسلامی می‌شود از این عفونت بزرگی که بشر را گرفته است، نجات پیدا کرد.

انتهای پیام/ح

دسته‌ها
فرهنگی دیگر خبرها دیگر حوزه ها معارف مدافعان حرم دین و اندیشه اخبار آخرین خبر اخبارقرآنی حج وزیارت دیگر خبرها اخبار آخرین عناوین

ششمین جلسه تلاوت و استماع قرآن با هنرنمایی قاریان جوان برگزار شد

به گزارش بقاع خبر، شورای عالی قرآن همواره به بهانه‌های مختلف ازجمله برگزاری جلسات آموزشی، نشست‌های تخصصی و محافل بزرگداشت شخصیت‌های قرآنی، تلاش کرده فضای اجتماع قرآنیان را فراهم کند.

در راستای تحقق فرمایش رهبر معظم انقلاب اسلامی، برپایی محفل تخصصی تلاوت باعنوان «جلسه تلاوت و استماع قرآن کریم» از آذرماه سال گذشته در دستور کار شورای عالی قرآن قرار گرفته است.

براساس این گزارش، ششمین جلسه تلاوت و استماع قرآن کریم، در مجتمع امام خمینی (ره)، حسینیه الزهرا (س) برگزار شد.
‌
در این جلسه توسط محمد بنیادی، پیشکسوت قرآنی کشورمان اداره شد، سیدمصطفی حسینی از قزوین، وحید خزایی و طه کبیری از تهران، سیدعلیرضا موسوی از آذربایجان شرقی، سیدمحمد مدنی از البرز و علیرضا رحمانی از همدان، آیاتی از کلام‌الله مجید را تلاوت کردند.
‌
یکی از بخش‌های جذاب این جلسه، پخش فرازهایی خاطره انگیز از تلاوت ١۵ سال پیش سیدعلیرضا موسوی در سن نوجوانی در حضور مقام معظم رهبری، و پس از آن تلاوت زنده و حضوری این قاری تبریزی در محفل بود که مورد توجه حاضران قرار گرفت.

پخش گزیده ای از سخنان آیت الله ناصری و حجت‌الاسلام مسعود عالی و اجرای دعای ختم قرآن توسط بنیادی، از دیگر بخش‌های این محفل معنوی بود.

ثواب تلاوت‌های این جلسه قرآن به ارواح مطهر شهدای مدافع امنیت ایران اسلامی و اساتید فقید قرآنی از جمله حجت الاسلام محمدرضا شهیدی پور تقدیم شد.

انتهای پیام/ح

دسته‌ها
أماکن مذهبی تکیه،حسینیه وهیئت ها فرهنگی دیگر خبرها دیگر حوزه ها معارف امامزادگان اخبار آخرین خبر اخباربقاع متبرکه اخبار آخرین عناوین

گلدوزی و دوخت پرده ضریح امامین عسکریین(ع) پایان یافت

به گزارش بقاع خبر، عبد الزهره داود سلمان، مسئول واحد خیاطی آستان مقدس عباسی گفت: پس از دریافت خط مورد استفاده در دوخت از آستان قدس عسکریین اطلاعات آن به ماشین حساب گلدوزی الکترونیکی و سپس سیستم کامپیوتری داده شد تا فرایند طراحی و گلدوزی را انجام دهد.

داوود گفت: کیفیت پارچه قدیفه سیاه است که بر روی آن آیاتی از قرآن کریم گلدوزی شده است. ابعاد هر پارچه به عرض ۱۸۰ س. م و ارتفاع ۹۵ س. م است و هر پرده چهار قطعه دارد.

عبدالزهره گفت: مدت انجام این اقدامات یک ماه کامل خواهد بود و کتیبه‌های پارچه‌ای در ابتدای محرم سال آینده بر روی مضجع مطهر آنها قرار داده می‌شود.

انتهای پیام/ح

دسته‌ها
فرهنگی اجتماعی دیگر حوزه ها دیگر حوزه ها دیگر حوزه ها معارف دین و اندیشه دیگر حوزه ها اخبار آخرین خبر اخبارپایگاه دیگر خبرها اخبار آخرین عناوین

نبوت و قوانین دنیا،از اداره مملکت تا روابط بین الملل

به گزارش بقاع خبر، بهترین راه برای شناختن پیغمبر اکرم (صلی الله علیه وآله) بیانات امیرالمؤمنین (علیه السلام) است. پیامبر اعظم (صلی الله علیه وآله) را از دیدگاه امیرالمؤمنین (علیه السلام) و در آینه نهج‌البلاغه بررسی کردیم.

آن چه پیش رو دارید گزیده‌ای از سخنان حضرت آیت اللّه مصباح یزدی در دفتر مقام معظم رهبری است که در شب ۲۰ ماه مبارک رمضان ۱۴۲۷ ایراد فرموده‌اند:

چکیده‌ای از آن چه گفته شد

هدف اصلی از بعثت همه انبیا و از جمله پیغمبر اسلام (صلی الله علیه وآله) این است که بشر را در راه رسیدن به هدف آفرینش کمک کنند. سعادت انسان، رسیدن به قرب الهی و مقامی است که خدای متعال برای انسان مقدر فرموده که جز از راه تلاش اختیاری در راه بندگی او حاصل نمی‌شود. سعادت انسان در دنیا و آخرت در گرو راهنمایی‌های انبیا است. خدماتی که دیگران انجام می‌دهند؛ نسبت به خدمات انبیا قابل مقایسه نیست. کمک انبیا یک کمک ضروری و حیاتی است اما کمک‌های دیگران یک فضل‌هایی است که اگر هم نبود، مانع نمی‌شد انسان به سعادت ابدی خودش نائل شود.

سؤالی در ذهن…

ممکن است کسی بگوید هدف خلقت، خداپرستی است و خیلی به سعادت دنیا کاری ندارد. چون کسانی در دنیا زندگی می‌کنند که خدانشناس هستند و زندگی خوبی هم دارند. پس چطور می‌گوئید سعادت دنیا و آخرت در گرو پیروی از انبیا است؟ از یک طرف میگویید انبیا باعث می‌شوند انسان، در دنیا هم سعادتمند باشد. معنایش این است که سعادت دنیا برای شما ارزشمند است؛ از یک طرف نیز می‌بینیم، هم در قرآن و هم در روایات به دنیا با نظر تحقیر نگاه شده است.

اگر دنیا دوست داشتنی نیست و اهمیتی ندارد پس این دیگر چه منتی است که بر سر انسان‌ها می‌گذارید، که اگر سعادت دنیا هم می‌خواهید باید از انبیا پیروی کنید؟ این خواه ناخواه زمینه تفکر انحرافی سکولاریسم را فراهم می‌کند اینکه از نظر انبیا دنیا اهمیتی ندارد و دین فقط توجه‌اش به آخرت است و دنیا را به خود مردم واگذار کرده. بنابراین تلاش‌هایی که در دنیا انجام می‌گیرد در زمینه علم و اقتصاد و سیاست، در زمینه حقوق، جنگ، صلح و مسائل دیگر که همه مربوط به دنیاست، کاری به دین ندارد. ابتدا شبهه را با عبارتی از نهج‌البلاغه تقویت می‌کنم، آن وقت در مقام پاسخش برمی‌آییم.

طرح اشکال از نهج‌البلاغه

خطبه ۱۰۹ در وصف پیغمبر اکرم (صلی الله علیه وآله) می‌فرماید: «قَدْ حَقَّرَ الدُّنْیَا وَ صَغَّرَهَا وَ أَهْوَنَ بِهَا وَ هَوَّنَهَا وَ عَلِمَ أَنَّ اللَّهَ زَوَاهَا عَنْهُ اخْتِیَاراً وَ بَسَطَهَا لِغَیْرِهِ احْتِقَاراً فَأَعْرَضَ عَنِ الدُّنْیَا بِقَلْبِهِ وَ أَمَاتَ ذِکْرَهَا عَنْ نَفْسِهِ وَ أَحَبَّ أَنْ تَغِیبَ زِینَتُهَا عَنْ عَیْنِهِ لِکَیْلَا یَتَّخِذَ مِنْهَا رِیَاشاً أَوْ یَرْجُوَ فِیهَا مَقَام ۱؛»؛ پیغمبر اکرم (صلی الله علیه وآله) دنیا را بسیار تحقیر کرد و کوچک شمرد، به دنیا اهانت کرد و خوار شمرد و دانست که خدا، دنیا را در اختیار او نگذاشته و دنیا را برای دیگران گسترش داده است. این حسن انتخاب از جانب خدا بوده زیرا خدا، برای دنیا ارزشی قائل نبود که در اختیار دشمنان قرار داد (در روایتی داریم که اگر خدا کمترین ارزشی برای دنیا قائل بود جرعه آبی به دشمنانش نمی‌نوشانید) پیامبر دلش را از دنیا برگرداند و یاد دنیا را از خاطر خودش برد. دوست داشت که حتی زینت‌های دنیا جلوی چشمش نباشد. تا در این مقام برنیاید؛ که از دنیا یک لباس فاخر و زینتی برای خودش انتخاب کند یا امیدی داشته باشد که در دنیا اقامت دائم داشته باشد. با توجه به این فراز، آنهایی که اشکال تراشی یا مغالطه می‌کنند، میگویند: آخر ببینید پیغمبر اصلاً اعتنایی به دنیا نداشت، آن وقت می‌آید قانون برای دنیا وضع کند؟ ما توقع داشته باشیم؛ دین و پیغمبر امور دنیامان را اصلاح کند؟ دین خیلی نظرش بلندتر است، نظرش به آخرت است. کاری به دنیا ندارد. پس کار دنیا را به خود ما واگذار کردند. خود ما باید با عقل خودمان قانون را وضع و اجرا کنیم.

جواب شبهه

یک وقت است میگوییم این چیز ارزش دارد، برای کسی که از این زاویه به آن نگاه می‌کند و اگر کسی از زاویه دیگری نگاه کند، یک ارزش دیگری پیدا می‌کند. این مقدمه در ذهنتان باشد که این ارزش گذاری ها از زوایای مختلف با نگرش‌های مختلف تفاوت دارد. نکته دیگر اینکه ما ارزش گذاری‌هایی که برای اشیا می‌کنیم معمولاً بخاطر تأثیر و فایده‌ای است که برای رسیدن به یک چیز دیگری دارد. مثلاً وقتی جنسی را می خریم و برایش ارزشی قائل هستیم در نظر می‌گیریم این جنس چه فایده‌ای دارد: یا از آن لذت می‌بریم یا شکممان را سیر کند یا فایده معنوی از آن می‌بریم. این ارزشها همه ارزشهای ابزاری است و وسیله‌ای است برای رسیدن به یک چیز دیگر.

بعضی میگویند ما می‌خوریم برای اینکه کیف کنیم و سیر شویم؛ دیگر به بعدش فکر نمی‌کنند. اگر کسانی کمی عاقل‌تر باشند میگویند: آخر سیر بشویم که چه؟ آنچه نهایتاً اکثر مردم به آن می رسند این است که این باعث این می‌شود زنده بمانیم، خود زندگی یک مقصد اصیل برای ماست. البته آن زندگی که توأم با لذت و خوشی باشد نه اینکه دائماً درد بکشیم. اما کسانی هستند که از این بالاتر فکر می‌کنند. میگویند: ما اصلاً عمر و زندگی را برای چه می‌خواهیم؟ میگویند: می‌خواهیم زنده باشیم تا کارهای خوب کنیم. خدمت کنیم به خلق خدا و عبادت کنیم، برای اینکه در آخرت به ما بهشت بدهند. حیات ابدی داشته باشیم. وقتی هم به زندگی ابدی رسیدند، دیگر نمی‌شود گفت: سعادت ابدی برای چه می‌خواهید!؟ آن که ابدی است، دیگر بعدش چیزی نیست و همیشه هست. اما کسانی هستند که کلاسشان از این هم بالاتر است. میگویند ما آنجا را می‌خواهیم چون جایی است که خدا می‌پسندد.

اگر می‌گفت دنیا بهتر است، من دنیا را می‌خواستم. حتی اگر می‌گفت من جهنم را دوست دارم، جهنم را ترجیح می‌دادم. امام زین‌العابدین (علیه السلام) می‌فرماید (به این مضمون) خدایا! اگر رضای تو در این است که هفتاد بار کشته شوم، من رضای تو را ترجیح می‌دهم. پس ما یک چیزی را هدف اصلی قرار می‌دهیم و بقیه چیزها مقدمه است. کار می‌کنیم تا پول در بیاوریم. مدرک می‌گیریم تا کار پیدا کنیم. هر کدام ارزشش برای یک چیز دیگر، مقدمه است. نهایتاً باید به یک ارزش ذاتی برسیم.

مردم به طور کلی دو دسته هستند، دست‌های هدف اصلی‌شان در همین دنیاست؛ یعنی هر چه تلاش می‌کنند نهایتاً می‌خواهند نتیجه‌اش را همین جا ببرند. شکم سیر، زندگی راحت، خانه مجلل، زن زیبا، اتومبیل لوکس، بعد از اینها به هیچ چیز فکر نمی‌کنند. طبعاً اگر به این چنین کسی بگویند خدا این چیزها را گفته، می‌گوید: خُب، گفته برای خودش گفته است. روز قیامتی هست، بهشتی، جهنمی؛ می‌گوید باشد، ما کاری به این کارها نداریم. ما اهل فکر نیستیم، ما اهل عملیم! ذهنش تماماً مشغول همین لذت‌های دنیاست. این می‌شود دنیاطلبی.

دسته دیگر یا فطرت بیداری دارند یا در اثر تعالیم انبیا و یا مربیان صالح به این فکر افتاده‌اند که راستی بعد از این دنیا خبر دیگری هم هست. ممکن است یک چیزی باشد که لذتش از اینها بیشتر باشد. به فکر افتادند، و بعد تحقیق کردند و باور کردند یک چیزهایی هست که یک لحظه‌اش به عمر صد ساله این دنیا می‌ارزد. از یکی از بزرگان که معتقدم این را چشیده، شنیدم می‌گفت: اگر سلاطین عالم می‌دانستند نماز چه لذتی می‌تواند برای انسان ایجاد کند، دست از سلطنتشان می‌کشیدند و می‌رفتند این نماز را یاد می‌گرفتند. تازه این لذتی است که در این دنیا برای انسان پیدا می‌شود. آنهایی که در کمال لطف الهی الی‌الابد مستاند «سَقاهُمْ رَبُّهُمْ شَراباً طَهُور ۲»؛ چگونه است؟ البته آیا اشیایی که در این عالم هست، این خوردنیها و نوشیدنی‌ها، فوایدی می‌تواند داشته باشد؟ یکی از فایده‌هایی که دارد این است که انسان همه اینها را در راه بندگی خدا و اطاعت خدا استفاده کند.

دنیا، هدف یا ابزار؟

امیرالمؤمنین (علیه السلام) به آن کسی که مذمت دنیا می‌کرد فرمود: تو چه میگویی!؟ دنیا تجارتخانه اولیای خداست ۳. اگر این گونه نگاه کنیم با اینکه عمر دنیا فوقش ۱۰۰ سال هست، اما می‌تواند ارزش بی‌نهایت داشته باشد، چرا؟ برای اینکه با همین عمر محدود، سعادت بی‌نهایت کسب می‌شود. ارزش هر چیزی به نتیجه‌اش است. از این لحاظ باید مواظب بود انسان، یک لحظه‌اش را هم مفت از دست ندهد. خیلی ارزش دارد. از این دیدگاه، دنیا هیچ عیبی ندارد. بسیار هم زیباست «الَّذِی أَحْسَنَ کُلَّ شَیْء خَلَقَهُ ۴»؛ اما یک وقت است کسانی به این نعمتهای دنیا آنچنان فریفته می‌شوند که دیگر به ماورای دنیا نمی‌اندیشند. اصلاً یادشان می‌رود که چیز دیگری هم هست یا نیست.

اگر فکر و باور هم کردند، آنچنان غفلت می‌کنند که انگار نمی‌دانند. برای چنین افرادی، «وَ مَا الْحَیاهُ الدُّنْیا إِلاّ مَتاعُ الْغُرُورِ ۵»؛ ابزاری است که انسان را از حقایق اصیل و از هدف اصلی باز می‌دارد. مثل اینکه یک کسی قلمی خریده که با آن چیز بنویسد؛ اما همه‌اش سعی می‌کند آن را تزئین و گردگیری کند. شما اتومبیل را بیا از طلا و جواهرات دیگر بساز و تزئین کن؛ این تأثیری در اتومبیل بودن ندارد. اتومبیل ارزشش به این است که انسان را خوب ببرد و سالم به مقصد برساند. تو که اینجا ای ستادهای! این حماقت است، این غرور است. این غرور، نه آن غروری است که ما در فارسی میگوییم؛ این غرور یعنی فریب خوردن. امّا انسان عاقل، ارزش دنیا را درک کرده و ارزش آخرت را هم می‌داند.

اما در مقام مقایسه ارزش دنیا چقدر است؟ اگر کسی خیال کند معنیِ «رَبَّنا آتِنا فِی الدُّنْیا حَسَنَهً وَ فِی الْآخِرَهِ حَسَنَهً ۶»؛ این است که دو تا شهر هست، یکی اسمش دنیاست و دیگری آخرت؛ یک خانه خوب همین جا داشته باشی، یک خانه خوب هم آنجا و به همان اندازهای که برای آخرتش کار می‌کند برای این هم کار کند؛ این قضاوت به نظر شما چه جور قضاوتی است؟ قضاوت نادرستی است برای اینکه در این خانه حداکثر ۱۰۰ سال و در سرای آخرت بی‌نهایت زندگی می‌کنید. آن کجا و این کجا؟ خب، هر دو تایش هم خوب، شما کار خوب می‌کنید، گناه نمی‌کنید، خرابش هم نمی‌کنید، اما ارزش مساوی برایش قائل می‌شوید؟ آن یکی است؛ این هم یکی؟ این نادانی است.

نسبت دنیا به آخرت

«وَ الْآخِرَهُ خَیْرٌ وَ أَبْقی ۷»؛ هم کمیّتش و هم کیفیتش قابل مقایسه با دنیا نیست. همه لذات دنیا را جمع کنید به اندازه یک لحظه لذتی که اولیا خدا در بهشت دارند نمی‌رسد. روایت می‌فرماید: شربتهایی که به اهل بهشت می‌دهند؛ اگر یک فطره‌اش در دنیا بیفتد، تمام دنیا معطر می‌شود و همه مزبله‌ها از بین می‌رود و اگر یک قطره از زقوم جهنم در دنیا بیفتد هر موجود زندهای از بوی تعفن آن هلاک می‌شود. از نظر کمیّت مکانی «جَنَّه عَرْضُهَا السَّماواتُ وَ الْأَرْضُ ۸»؛ گستره بهشتی که به هر کسی می‌دهند به اندازه گستره همه آسمان‌ها و زمین ست. زمانش هم زمان بی‌نهایت «خالِدِینَ فِیها أَبَد ۹»؛ هر عددی بنویسی هر چه دلت می‌خواهد کنارش صفر بگذار، باز تمام نمی‌شود.

این دو تا را می‌شود با هم مقایسه کرد؟ آن وقت انسان از آخرت صرف نظر کند و بگوید حالا یک نان و پنیری به ما می‌دهند؛ از صدقه سر یک کسی شفاعتمان می‌کنند؛ بالاخره ما را یک جایی در طویله بهشت جایمان می‌دهند، از آن طرف تمام همّش را صرف آباد کردن زندگی دنیایش کند! چطور همه اینها برای شما ارزش دارد؟ با اینکه اینها چند سالی بیشتر برائت دوام نمی‌آورد. آنچه که همیشه بناست بماند، برائت هیچ ارزشی ندارد؟ اینجاست که پیغمبر ارزش این دو را درک می‌کند. می‌بیند نامتناهی در مقابل متناهی قابل مقایسه نیست. نمی‌شود گفت دنیا چند میلیونیم آخرت می‌ارزد. اصلاً نسبتی ندارد. به اندازه یک قطرهای در مقابل یک اقیانوس؟ نسبت دنیا و آخرت از نسبت یک قطره آب نسبت به اقیانوس کبیر کمتر است برای اینکه هر دوتایش محدود است. نسبت بین دو متناهی است اما این نسبت بین متناهی و نامتناهی است، نسبتی ندارند.

المؤمنُ کَیِّسٌ

مؤمن واقعی از دنیا حداکثر استفاده را می‌برد. آن عبادتی که می‌کند، دارد از نعمت‌های دنیا استفاده می‌کند. از چشم و گوش و دست و پایش، از بدنش، مگر اینها دنیا نیست؟ او می‌داند از دنیا چه جور استفاده کند، چگونه فریب دنیا را نخورد، دل به آن نبندد و جوری نباشد که دنیا او را از آخرت غافل کند «لا تُلْهِیهِمْ تِجارَهٌ وَ لا بَیْعٌ عَنْ ذِکْرِ اللّه ۱۰». اگر لذتی هم از دنیا می‌برد آنچنان است که برای آخرتش نتیجه داشته باشد. از الطاف الهی این که خدا اولیائش را در همین دنیا هم از لذت‌های دنیا محروم نکرده؛ می‌گوید اگر به این لذت‌هایتان اینگونه جهت دهید، ثواب آخرتی هم دارد. نمی‌گوید لذت‌های دنیا را فراموش کنید. می‌گوید اگر حرکت خداپسندی انجام دادی یا غمی را از دل مؤمن برداشتی، هم برای خودت لذت دارد و هم خدا آنچنان پاداشی به تو می‌دهد که نتوانی حساب کنی. این جور نیست که انسان وقتی می‌خواهد خدایی بشود باید از همه لذت‌های دنیا صرف نظر کند. باید لذت‌ها را بهگونهای جهت داد که در جهت سعادت آخرت قرار بگیرد. اما برای اینکه به دنیا دل نبندی، به لذت‌های آن، کمتر توجه کن. مبادا به غفلت دچار شوی.

نبوت و قوانین دنیا

حالا دین آمده که دنیای ما را سامان بدهد یا نه؟ اگر دنیا سامان پیدا نکند که آخرتی نخواهد بود. سامان گرفتن دنیا قانون می‌خواهد. از خوردنیها، آشامیدنیها گرفته تا اداره مملکت تا روابط بین الملل. همه اینها قانون می‌خواهد. اگر طوری تنظیم شد که موجب سعادت آخرت برای خودت و برای همه انسان‌های دیگر شود، خدا می‌پسندد و بهترین استفاده‌ای است که از دنیا می‌کنی. اما اگر به گونه‌ای تنظیم شد که به آخرت خودت یا دیگران لطمه بزنی، این همان دنیاطلبی است «مَنْ کانَ یُرِیدُ الْعاجِلَهَ عَجَّلْنا لَهُ فِیها ما نَشاءُ لِمَنْ نُرِید ۱۱»؛ آنهایی که دنیاطلب هستند اراده شأن در دنیا منحصر شده «إِنْ هِیَ إِلاّ حَیاتُنَا الدُّنْیا نَمُوتُ وَ نَحْی ۱۲»؛ «فَأَعْرِضْ عَنْ مَنْ تَوَلّی عَنْ ذِکْرِنا وَ لَمْ یُرِدْ إِلاَّ الْحَیاهَ الدُّنْی ۱۳»؛ اگر کسانی این جوری شدند خدا نتیجه کارهایشان را در این دنیا به آنها می‌دهد. زحمت‌هایی که می‌کشند، نتیجه دنیوی‌اش را می‌برند.

امیرالمؤمنین (علیه السلام) تعبیر زیبایی در نهج‌البلاغه دارد؛ می‌فرماید: بعضی‌ها هستند که «یبصرون بالدنیا»، بعضی هم هستند که «یبصرون الی الدنیا»؛ گروهی دنیا را ابزار بینش قرار می‌دهند. برخی هم نگاهشان را به خود دنیا متمرکز می‌کنند. به عنوان مثال اگر عینک به چشمم نباشد، درست نمی‌بینم، این عینک را وسیله قرار می‌دهم برای دیدنِ بهتر. اما یک وقت عینک را بر می‌دارم و به خود عینک نگاه می‌کنم. وقتی نگاه به عینک می‌کنم چیز دیگر نمیبینم «مَنْ أَبْصَرَ اِلَی الدُّنْیا أَعْمَتْهُ» ۱۴ اگر نظرت را به دنیا متمرکز کنی دنیا کورت می‌کند. انسان باید نگاهش را به دنیا نگاه ابزاری کند؛ از دنیا عبرت بگیرد؛ زیباییهای آفریننده‌ای را ببیند و در مقابل عظمت او سر بر خاک گذارد. دنیا گذرگاه است.

انتهای پیام/ح

دسته‌ها
فرهنگی دیگر خبرها دیگر حوزه ها معارف دین و اندیشه اخبار آخرین خبر اراک معرفی بقاع متبرکه ایران اسلامی بقاع متبرکه تفرش اخبار

امامزاده محمد(ع)،قطب فرهنگی تفرش

 به گزارش بقاع خبر، امامزاده محمد تفرش از احفاد حضرت سید سجاد امام زین العابدین (ع) است. نسبش چنین است: محمد بن حسن بن حسین بن حسن افطس بن علی اصغر بن امام زین العابدین.

مشخصات بقعه:

از نوع کلاه‌خودی دو جداره است که سطح خارجی آن با کاشی معرق لاجوردی با نقوش اسلیمی و گل و بوته پوشیده شده و در ساق گنبد آن به خط کتیبه‌ای آیات قرآنی دیده می‌شود.

نمای داخل بقعه و گنبد زیرین در فضایی به مساحت تقریبی 80 متر مربع است که دیوار آن با نقاشی‌های بسیار زیبا در رنگ‌های مختلف تزیین شده است. وجود ترنج‌ها و گل‌بوته و پرندگان، فضایی روحانی به داخل بقعه بخشیده است. البته این طرح‌ها بر اثر گذشت زمان فرسایش پیدا کرده بود که به همان شکل اولیه دوباره بازسازی شده است.

در سمت شرق و غرب آن، دو غرفه به مساحت تقریبی 12 متر مربع وجود دارد که محل عبادت زائران است. دو پنجره زیبای گره‌چینی شده نیز نور داخل بقعه را تأمین می‌کند. بدنه دیوار بقعه از کاشی معرق لاجوردی و سفید شش ضلعی به ارتفاع 50/1 متر پوشانده شده و ضریح آن کتیبه‌ای قلمزنی شده با این عنوان دارد: «بسم الله الرحمن الرحیم. ضریح مطهر محمد ابن حسن ابن حسین ابن حسن افطس ابن علی اصغر ابن امام زین العابدین که توسط اداره اوقاف تفرش و همت هیئت امناء در سال 1370 در اصفهان اتمام یافت. عمل استاد مصطفی روزگاریان».

در پیشانی ضریح مرقد با خط شکسته نستعلیق قصیده معروف محتشم کاشانی (باز این چه شورش است…) تحریر شده است.

این مکان مقدس دارای بقعه، ایوان، آستانه، حجره و حیاط است. در سردر ورودی امامزاده محمد هنرهای مختلفی به‌کاررفته است. مقرنس‌کاری با گچ، نقاشی با تزیینات رنگ‌آمیزی شده، طاق جناقی که لچک‌های اطراف آن با کاشی گل و بوته و کمربندی از کاشی با رنگ کتیبه‌ای و آیات قرآنی تزیین گشته و بدنه دیوارها نیز با کاشی‌های شش ضلعی طرح صفوی پوشانده شده است.

این بنا دو آستانه در شمال و جنوب دارد که هر دو قرینه بوده و با مقرنس‌کاری و کاشی‌کاری تزیین شده و توسط دو درِ دو لنگه گره‌کاری شده، به بقعه و آستانه جنوبی به حیاط متصل می‌شود.

حیاط مستطیل‌شکل است و حجره‌ها در اطراف آن قرار دارد که با طاق آجری و دهانه جناقی به شکل قطاری و سلسله‌وار اطراف حیاط را پوشانده ‌است.

در حجره‌های شرقی سنگ قبرهای با ارزشی از قرن دوازدهم هجری وجود دارد که حجاری و خط زیبا دارد و نشان‌دهنده شخصیت علمی و فرهنگی صاحبان آنهاست. با توجه به نوشته‌های حک‌شده بر روی سنگ مزارهای تاریخی، به نظر می‌رسد تا اوایل قرن دوازدهم در این مکان اموات را دفن نمی‌کردند و به مرور زمان، فضای حیاط اطراف بقعه محل دفن اموات شده است.

اصل بنا مربوط به اواخر قرن هشتم هجری و دوره ایلخانی است که بعد از آن تعمیر و بازسازی شده است. صندوق چوبیِ منبت‌کاری شده مرقد شریف، شجره امامزاده و تاریخ ساخت 953 هجری را دارد.

این بقعه بار دیگر در زمان شاه عباس دوم صفوی توسط خواجه مؤمن تفرشی (ت 1170 هجری) تعمیر شده است.

در کتاب عصر جعفری آمده است:
حسن افطس پنج پسر داشته: عبدالله شهید، علی، عمر، حسین و حسین مکفوف. عبدالله شهید به دست هارون الرشید مقتول شده؛ و حسین مکفوف جد سادات هزاوه فراهان است که مرحوم میرزا ابوالقاسم قائم مقام از آنهاست؛ و علی الجرزی والد شاهزاده محمد است که در فم تفرش مدفون گردیده و قبه و صحن مجلل او را خواجه مؤمن (فوت 1170 هجری) برادر امین الدین (امینا) بن محمد حسین الحسینی در زمان شاه عباس دوم بنا نموده است.

امامزاده محمد(ع) جد مقام معظم رهبری

از این امامزاده به عنوان جد مقام معظم رهبری در تفرش یاد می شود و مقام معظم رهبری نیز در سال 79 در اجتماع پرشور مردم تفرش در خصوص این امامزاده گفت: «…..من حالا به زیارت امامزاده بزرگوار حضرت سلطان سید محمد مشرف شده بودم. ایشان در راس سلسله ی سادات حسینی هستند. حضرت سلطان محمد پدر سلطان سید احمد است که در هزاوه مدفونند و این بزرگوار فرزند با چهار واسطه، می رسد به امام سجاد (ع) که این مزار این بزرگوار مشهد حضرت سید محمد است ، ایشان به شهادت رسیده اند. اینجا کما اینکه مشهد میقان که الان در راه اراک زیارت کردیم  مشهد حضرت سلطان محمد عابد است، اینها همه شهادتگاه هستند.

سلسله ی سادات حسینی تا جناب سید قطب الدین یک سلسه ی مستمری است، بعد از قطب الدین، دو رشته می شوند. یک رشته، رشته سید ظهیر الدین و سید فخر الدین است معروف به میر فخرا که سلسله ی ماست . حضرت سید فخر الدین جز اجداد ماست که از اولاد قطب الدینند.

یک سلسله دیگر یک شعبه دیگر از اولاد سید قطب الدین، خانواده قائم مقام فراهانی هستند که از آنها هم بزرگانی بودند تا می رسند به میرزا عیسی و بعد میرزا ابوالقاسم قائم مقام فراهانی که آنها هم جز همین سلسله ی سادات حسینی هستند که از قطب الدین، سلسله ی ما سادات تفرشی منطقه تفرش و آشتیان و اینها ، از سلسله آنها جدا می شوند، اینها بیشتر مردم علم و دیانت بودند ، آنها بیشتر مرد سیاست بودند.

سید فخرالدین که معروف به میر فخرا است نوه ی سید فخر الدین  مرحوم سید محمد تقی است که پسر سید محمد تقی جوانی است بنام سید محمد از تفرش بلند می شود می رود به طرف آذربایجان، آنجا این سلسله می شود  سید محمد که از تفرش به خامنه رفته بودو در آنجا ساکن شده بود، آن سید تفرشی را شهر خامنه نگه می دارد و پدرمن نوه آن سید محمد است. از تبریز می روند مشهد. ما حالا از مشهد برگشتیم تفرش. در همه دوران جنگ تحمیلی و از آغاز نظام جمهوری اسلامی تا امروز از تفرش جز نیکی و نیکنامی و حسن عمل و حسن نظر مشاهده نکردیم.»

برنامه هایی در خصوص شناساندن این امامزاده شاخص در سالهای اخیر پیش بینی شده و برخی از آنها نیز اجرا شده است.

این امامزاده مرکز تجمع دسته های عزاداری در مناسبتهای مذهبی مانند عاشورا، 28 صفر، شهادت امام علی است. برخی از اعیاد نیز د رجواد این امامزاده برنامه هایی برگزار می شود اما به دلیل فضای کوچک داخل امامزاده و وجود فضای حیاط این امازاده برخی از مسئولین را بران داشت که تا با مسقف کردن حیاط آن مکانی برای اجرای برنامه ها ایجاد شود.

به دلیل تاریخی بودن بنا هر گونه اقدامی می بایست با هماهنگی و نظارت میراث فرهنگی انجام شود.

انتهای پیام/ح

دسته‌ها
عتبات عالیات أماکن مذهبی تکیه،حسینیه وهیئت ها فرهنگی دیگر حوزه ها معارف دین و اندیشه دیگر حوزه ها امامزادگان اخبار آخرین خبر اخباربقاع متبرکه معرفی بقاع متبرکه ایران اسلامی بقاع متبرکه بیجار دیگر خبرها اخبار آخرین عناوین استان کردستان

 امامزاده حمزه عرب، زیارتگاهی بر فراز آسمان بیجار

به گزارش بقاع خبر، بیجار شهری تاریخی در غرب ایران، استان کردستان است که برخی از مورخان قدمت آن را به هزاره سوم پیش از میلاد مسیح نسبت داده‌اند؛ از این جهت آثار بی شمار مذهبی و تاریخی در این شهر وجود دارد.

 

 امامزاده حمزه عرب، زیارتگاهی بر فراز آسمان بیجار

امامزاده حمزه عرب بیجار

یکی از برترین جاذبه‌های گردشگری بیجار امامزاده حمزه عرب است. امامزاده حمزه عرب بر قله‌ی کوهی به همین نام با ارتفاع دو هزار و ۶۴۰ متر از سطح دریا، در ۱۰ کیلومتری شرق بیجار قرار گرفته است که از هرطرف چشم انسان را نوازش می‌دهد. سید جلیل‌القدری از سلسله سادات موسی‌بن جعفر (ع) در سال ۹۷۳ هجری شمسی و طبق مستندات به دست آمده بنا بر وصیت خودش در این مکان به خاک سپرده شده است.

 امامزاده حمزه عرب، زیارتگاهی بر فراز آسمان بیجار

بقعه تاریخی کوه حمزه عرب

این امامزاده بین اهالی منطقه گروس مشتاقان فراوانی دارد. در سال‌های دورتر اهالی روستا‌های اطراف قبل از چیدن علف و جمع‌آوری زراعت و دروی گندم‌ها، همگی جمع شده، گوسفندی قربانی کرده و شبی را به زیارت حمزه عرب رفته و همانجا مراسمی برگزار می‌کردند تا فقیر و غنی درکنار هم و با توسل به بزرگان دین کار جمعی خود را که کشاورزی است متبرک کنند.

 امامزاده حمزه عرب، زیارتگاهی بر فراز آسمان بیجار

نشانی امامزاده حمزه عرب

آن‌هایی که شب را در بالای کوه حمزه عرب به صبح رسانده‌اند حتما به چشم خود دیده اند که زیباترین طلوع از همین نقطه قابل دیدن است، طلوعی به راستی دیدنی و زیبا که چشم هر بیننده‌ای را به سوی خود جلب می‌کند.

 امامزاده حمزه عرب، زیارتگاهی بر فراز آسمان بیجار

نمای داخلی مامزاده حمزه عرب

کوه حمزه عرب و در رأس آن بقعه تاریخی و چشم اندازی فوق‌العاده به گونه‌ای در دل مردم جای خود را بازکرده‌اند که حتی پیرمردان و پیر زنانی که راه رفتن هم برایشان دشوار است، جهت زیارت و ادای نذر رنج سفر را برخود تحمیل کرده و به زیارت و بهره‌مند شدن از مناظر آرامش بخش آن می‌پردازند.

 امامزاده حمزه عرب، زیارتگاهی بر فراز آسمان بیجار

برای رسیدن به زیارتگاه امام زاده حمزه عرب قسمتی از مسیر را می‌توان با خودرو رفت و پس از طی مسافتی باید پیاده از کوه بالا رفت. کمی بعد به راه پله‌ای سنگی می‌رسیم که حدود ۶۰۰ پله دارد و پیچ در پیچ از کوه بالا می‌رود.

منبع: الکوثر

انتهای پیام/ح

دسته‌ها
تکیه،حسینیه وهیئت ها فرهنگی دیگر حوزه ها دیگر حوزه ها دیگر خبرها دیگر حوزه ها مدافعان حرم دین و اندیشه دیگر حوزه ها اخبار آخرین خبر اخبار آخرین عناوین

شهادت دو مدافع امنیت دیگر

به گزارش بقاع خبر، سرگرد نورالدین جنگجو از نیرو‌های سپاه و طلبه بسیجی احمدرضا عرفانی نیا ، سحر گاه امروز در جریان درگیری دو اغتشاشگر با گشت بسیج به ضرب گلوله به شهادت رسیدند.

رئیس‌کل‌دادگستری فارس درباره جزییات این حادثه گفت: حوالی ساعت ۰۴:۵۳ صبح امروز ۲۲ مهر ۱۴۰۱ در خیابان امام سجاد (ع) شهر بیرم لارستان، راکب و ترک نشین ناشناس یک دستگاه موتور سیکلت فاقد پلاک در حین شعار نویسی بودند که ۲ مأمور آنان را تعقیب کردند اما متهمان با شلیک سلاح گرم سروان نورالدین جنگجو ۳۸ ساله جمعی سپاه پاسداران را از ناحیه سر و طلبه بسیجی هادی عرفانی ۳۵ ساله را از ناحیه سینه مورد اصابت گلوله قرار دادند که هر دو تن به درجه رفیع شهادت نائل شدند.
حجت الاسلام والمسلمین سید کاظم موسوی با بیان اینکه رئیس دادگاه عمومی بخش بیرم برای پیگیری موضوع بلافاصله در محل حادثه حاضر شد، گفت: پرونده قضایی تشکیل شد و تحقیقات اولیه برای شناسایی قاتلان در حال انجام است.

بخش بیرم لارستان با جمعیتی حدود ۱۶ هزار نفر در  ۱۸۰ کیلومتری شهر لار مرکز لارستان در جنوب استان فارس واقع است.

تاکنون ۲۶ نفر از مدافعان امنیت در جریان آشوب‌های اخیر کشور به شهادت رسیده اند.

انتهای پیام/ح

دسته‌ها
فرهنگی دیگر حوزه ها دیگر حوزه ها دیگر خبرها دیگر حوزه ها معارف دین و اندیشه دیگر حوزه ها علما اخبار آخرین خبر دیگر خبرها اخبار آخرین عناوین

توجه به «معنویت و اخلاق» دغدغه اصلی رهبر انقلاب در بیانیه گام دوم

به گزارش بقاع خبر، سلسله جلسات تبیین بیانیه گام دوم انقلاب با عنوان «آشنایی کلی با بیانیه گام دوم انقلاب» ویژه جوانان به همت فرهنگسرای اندیشه و با همکاری اندیشگاه بیانیه گام دوم برگزار می‌شود.

نخستین جلسه از این ویژه برنامه با موضوع «جوانان، امید و معنویت» در فرهنگسرای اندیشه برگزار شده و غلامرضا زارعی و محمد سهیل سرو درباره این موضوع سخن گفتند.

در ابتدای جلسه، غلامرضا زارعی با اشاره به ۳ بخش اساسی در بیانیه گام دوم انقلاب گفت: بیانیه گام دوم انقلاب اسلامی ۳ بخش دارد؛ بخش اول مبانی و اصول انقلاب اسلامی را بیان می‌کند. اینکه بدانیم انقلاب اسلامی چیست و دارای چه ابعاد و ویژگی‌هایی است. بخش دوم، درباره مسیری است که در ۴۰ سال اول انقلاب طی شده است. این بخش با نگاه واقع‌بینانه نیز از سوی رهبر انقلاب نگارش شده است. بخش سوم نیز هدف ۴۰ سال دوم انقلاب را بیان می‌کند که رهبری معظم، هدف اصلی را تحقق تمدن نوین اسلامی بیان می‌کنند.

وی درباره مخاطبان بیانیه گفت: بیانیه چند مخاطب دارد؛ مخاطب عامه آن، امت اسلامی است. یعنی هر آن کسی که نگاه توحیدی دارد و ضداستکبار است. با این حال، مخاطب ویژه بیانیه جوانان هستند. آنانی که در ۴۰ سال دوم انقلاب اسلامی باید حرکت آن را به سمت اهداف و اصولی پیش ببرند که پیشتر توصیف شد.

زارعی با اشاره به موضوع معنویت و اخلاق در بیانیه گام دوم بیان داشت: معنویت و اخلاق یکی از محورهای برجسته بیانیه است که می‌توان با رویکردهای متفاوتی با آن مواجه شد. حتی معتقدم که محور امید نیز وام‌دار معنویت و اخلاق است. فراموش نکنید که توجه به معنویت و اخلاق دغدغه رهبر انقلاب در بیانیه گام دوم بوده است. البته باید پرسید معنویت چیست؟ شاید خیلی‌ها فکر کنند منظور از معنویت، دین‌داری یا دوری کردن از جامعه است، اما این تعریف کامل نیست و باید گفت که معنویت لایه‌های پنهانی باطن هر فرد است که در وجود او قرار دارد.

سهیل سرو در بخش دیگری از این جلسه گفت: امروز می‌خواهم به فرا متن بیانیه گام دوم انقلاب بپردازم. از دوره‌ای که عصر مدرن ایجاد شد و اندیشه‌های فلسفی نوین پا به عرصه وجود گذاشت، ناامیدی نیز روند افزایشی گرفت. به گفته بسیاری از روان‌شناسان، در دوره اخیر، ادبیات جهان بیشتر به سمت ادبیات یأس‌آلود رفته و نگاه خوشبینانه به آینده ندارد. در این ادبیات می‌بینیم که کنشگری انسان از او گرفته شده و گویا که او تحت سیطره دنیای مدرن قرار دارد. به همین نسبت مکاتب اندیشه‌ای نیز متناسب با یاس و ناامیدی شکل می‌گیرد که از آن جمله می‌توان به مکتب نهیلیسم، اگزیستانسیالیسم و … اشاره کرد.

وی اضافه کرد: بارزترین جلوه ناامیدی در یک جامعه خودکشی است. برهمین اساس می‌بینید آمار خودکشی در فرهنگ‌هایی که خود را منطبق بر فرهنگ یأس و ناامیدی کردند، به شدت بالا رفته است. برخلاف فرهنگ مدرنیته و صنعتی، فرهنگ بومی و ایرانی ما کاملاً مبتنی بر امید است و امیدوارانه پیش می‌رود. این موضوع نکته قابل توجهی است. بنده معتقدم رویارویی و جنگ اصلی امروز ما، تقابل بین دو فرهنگ امیدواری و ناامیدی است.

او روح اصلی بیانیه گام دوم را «امید» دانست و گفت: وقتی به بیانیه گام دوم انقلاب نگاه می‌کنید می‌بینید که روح اصلی آن، موضوع امید است. برهمین اساس، رهبر انقلاب را «حکیم امید» می‌دانم. در جنگ شناختی بین امید و ناامیدی، در حوزه‌هایی پیشرفت داشتیم و در برخی حوزه‌ها پسرفت کردیم. اگر نگاه امیدوارانه ما تبدیل به ناامیدی شود، در این جنگ شناختی بازنده شده‌ایم. به رسانه‌های آن طرفی نگاه کنید؛ یکی از موضوعاتی که بدان تاکید فراوان دارند این است که اندیشه دینی و اسلامی نمی‌تواند آینده دنیا را اداره کند. با این نگاه، روح ناامیدی را پراکنده می‌کنند.

زارعی در بخش دوم سخنان خود درباره مقوله شناخت صحبت کرد و گفت: احساس می‌کنم دلیل اصلی برخی اشکالات، عدم شناخت صحیح است. خیلی‌ها نمی‌دانند که فرق بین انقلاب اسلامی با انقلاب اکتبر چیست؟ جوان امروز ما باید بداند چه میراثی به دست او رسیده است. وقتی از شناخت صحبت می‌کنیم باید نگاه‌مان منظومه‌ای باشد و نمی‌توانیم مباحث و موضوعات را جدای از هم بدانیم. به عبارت دیگر، حوزه شناخت وجود ندارد و حتی دغدغه‌ای برای شناخت وجود ندارد. برهمین اساس، معتقدم که خلأ اصلی ما گفت‌وگو است. چون شناخت نداریم، نمی‌توانیم به درستی گفت‌وگو کنیم.

وی در پاسخ به سوالی درباره اینکه چرا مخاطب بیانیه گام دوم جوانان هستند، گفت: این موضوع ۲ دلیل دارد؛ اولاً جوان براساس ماهیت ذاتی خود به دنبال آگاهی است، تحول خواه است و نگاه آرمانی دارد. بنابراین اولین دلیل به خصوصیت جوانی برمی‌گردد. دلیل دیگر این است که در ۴۰ سال دوم، کار به عهده جوانان است و این نسل باید بار انقلاب را به دوش بکشد. البته جوانان نسل‌های پیش نیز مسئول هستند، ولی این مسئولیت باید انتقال پیدا کند.

وی با اشاره به ارتباط معنویت و بیانیه گام دوم انقلاب گفت: معنویت بسیار مهم است و پیوند زیادی با امید دارد؛ برای این موضوع ۲ دلیل می‌توان برشمرد؛ اولین دلیل این است که جامعه ایرانی همواره جامعه معنوی بوده است. بیش از هزار سال است که هویت جامعه ما دینی بوده است. دلیل دیگر این است که هم‌اکنون غرب به دنبال معنویت است و به همین دلیل بود که عرفان‌های نوظهور شکل گرفت. یعنی انسان نمی‌تواند از معنویت فاصله بگیرد و معنویت حلقه گمشده اوست. می‌بینید که رهبر انقلاب در بیانیه گام دوم انقلاب درباره معنویت سخن می‌گویند. این موضوع بسیار مهم است.

انتهای پیام/ح

دسته‌ها
فرهنگی دیگر خبرها دیگر حوزه ها معارف دین و اندیشه دیگر حوزه ها اخبار آخرین خبر دیگر خبرها اخبار آخرین عناوین

پایبندی ورزشکاران به مسائل دینی تأثیر معنوی زیادی دارد

به گزارش بقاع خبر به نقل از پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری، بیانات رهبر انقلاب اسلامی در دیدار دست‌اندرکاران کنگره شهدای ورزشکار و جمعی از مادران شهدای ورزشکار که در تاریخ ۲۰ شهریور ۱۴۰۱ برگزار شده بود، صبح امروز در محل برگزاری این همایش در تهران منتشر شد.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در این دیدار با اشاره به تصریح قرآن به زنده بودن شهیدان، گفتند: شهیدان به جامعه ایمانی بشارت و دلگرمی می‌دهند که مجاهدت در راه خدا با وجود دشواری‌ها، عاقبت بسیار خوبی دارد و پایان آن نه با ترس همراه است نه با اندوه.

ایشان این بشارت امیدبخش را موجب حرکت و پیشرفت دانستند و خاطرنشان کردند: انقلاب اسلامی موجب ایجاد جاذبه عمومی برای جهاد و شهادت در راه خدا شد و بیش از ۵ هزار شهید ورزشکار نشانه‌های ممتازی از این جاذبه فراگیر و اثرگذار هستند.

رهبر انقلاب محیط کنونی ورزش را متأثر از معنویت شهدای ورزشکار دانستند و با برشمردن جلوه‌هایی از تدیّن و پایبندی ورزشکاران کشورمان، گفتند: حضور بانوی ورزشکار بر سکوی قهرمانی با حجاب اسلامی و دست ندادن با مرد بیگانه، اهدای مدال‌های قهرمانی به خانواده‌های شهدا، سر به خاک ساییدن و ذکر نام ائمه هدی پس از پیروزی و عزیمت هیئت ورزشی به زیارت اربعین، پدیده‌های شگرف و بی‌بدیلی در دنیای مادی و پر از فساد امروز است که برای شناخت اعماق روحی و اخلاقی ملت ایران باید مورد توجه قرار بگیرند.

ایشان با اشاره به نقش برجسته چهره‌ها از جمله ورزشکاران صاحب‌نام در تزریق معنویت به لایه‌های گوناگون اجتماعی، گفتند: پایبندی ورزشکاران و مدیران ورزشی به مسائل دینی و حضور جهادی چهره‌ها در میادین، تأثیر معنوی زیادی بر افراد مستعد دارد.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای ورزش همگانی را عامل سلامت جسم و نشاط روح و امری لازم و واجب برای همه خواندند و افزودند: ورزش حرفه‌ای و قهرمانی نیز اهمیت زیادی دارد چراکه هم موجب تشویق عموم مردم به ورزش همگانی است هم مایه افتخار ملی است و پیروزی در آن موجب خرسندی و سرافرازی همه ملت می‌شود و به همین علت بنده همواره از قهرمانان ورزشی تشکر می‌کنم و به آنها تبریک می‌گویم.

ایشان با تأکید بر لزوم همراه کردن پیروزی فنّی در میدان با پیروزی ارزشی، افزودند: اینکه ورزشکار ما به علت مسابقه ندادن با فرستادگان رژیم صهیونیستی از مدال محروم می‌شود، در واقع یک پیروزی است چرا که مسابقه دادن به معنی به رسمیت شناختن رژیمی غاصب، جلاد و کودک‌کش و پامال کردن پیروزی اخلاقی به بهای پیروزی فنّی و ظاهری است که به هیچ‌وجه ارزش ندارد.

ایشان تحریم‌های ورزشی بعد از جنگ اوکراین را موجب رنگ باختن ادعاهای مستکبران و دنباله‌روهای آنها درباره دخالت ندادن سیاست در ورزش دانستند و گفتند: این قضیه نشان داد هر جا منافع غربی‌ها اقتضا کند به‌راحتی از خطوط قرمز خود عبور می‌کنند.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای ورزشکاران را به حفظ شرف و آبروی خود و ملت و کشور با مراقبت از رفتارشان در میدان مسابقه و خارج از آن، توصیه کردند و افزودند: در گذشته محیط ورزشی ما همیشه به نام خدا و ائمه معصومین و جنبه‌های دینی و اخلاقی آراسته بود اما غربی‌ها سعی کردند همراه با ورزش‌های جدید، فرهنگ خود را نیز وارد کنند که باید ضمن فراگیری و پیشرفت در ورزش‌های جدید، فرهنگ خود را غالب کنیم و نگذاریم ورزش به پلی برای ورود فرهنگ غربی تبدیل شود.

رهبر انقلاب همچنین از تولیدکنندگان فیلم مستطیل قرمز با موضوع شهادت جمعی از ورزشکاران و تماشاگران در جریان بمباران یک زمین فوتبال در استان ایلام در دوران دفاع مقدس، تشکر و تأکید کردند: بیان حقایق با آثار هنری کار لازمی است که باید با قوت انجام شود.

انتهای پیام/ح

دسته‌ها
أماکن مذهبی مساجد تکیه،حسینیه وهیئت ها فرهنگی دیگر خبرها دیگر حوزه ها معارف دین و اندیشه امامزادگان اخبار اخباربقاع متبرکه معرفی بقاع متبرکه ایران اسلامی بقاع متبرکه شهرری مساجد دیگر خبرها اخبار آخرین عناوین

آرامگاه بی‌بی‌شهربانو در شهر ری

به گزارش بقاع خبر،  بی بی شهربانو نام آرامگاهی است در شهر ری. طبق کتیبه موجود در آن و باور مردم مقبره شهربانو همسر امام سوم شیعیان حسین بن علی و مادر امام چهارم شیعیان سجاد است به عقیده برخی از کارشناسان به دلایلی همچون قرارگرفتن زیارتگاه بر فراز کوه، نزدیکی به چشمه، ویژگی‌های معماری سنگی، اختصاص زیارت آن به زنان در برخی دوره‌ها، کاربرد واژه بانو و شهربانو برای ایزدبانوی آناهید و تشابه افسانه بی‌بی شهربانو با داستان زیارتگاه زرتشتی «بانوی پارس» در یزد، این بنا در اصل از نیایشگاه‌های آناهید، الهه آب‌ها و باروری و از پرستشگاه‌های زرتشتیان پیش از اسلام بوده‌است.

مری بویس استاد دانشگاه و پژوهشگر آیین زرتشتی که تمام عمرش را به پژوهش در رابطه با ایران باستان و آیین آن صرف کرده است در مقاله خود «بی‌بی‌شهربانو و بانو پارس» مقبره بی‌بی‌شهربانو شهر ری را به آناهید زرتشتیان قبل از اسلام نسب داده است. مری بویس معتقد است داستان فرار شهربانو از کربلا افسانه ای بیش نیست و به دلیل زمینه های دینی ایرانیان جذب مقبره شهربانو شده است.

تاریخچه بقعه

هسته اصلی بنای مزبور را در دوران ساسانی ساخته‌اند. از دیدگاه معماری قسمت گوشه جنوب شرقی آن که مشتمل بر بنای چهار گوش منظم و استوار سنگی با پوشش ضربی سنگ و آجری می‌باشد و از عهد آل بویه و حرم و اتاق طویل جنوبی آن از دوران ساسانی و دیوارهای خارجی صحن هم‌زمان با بنای سنگی عهد آل بویه و عصر سلجوقیان می‌باشد. در سده‌های بعدی به وسیله احداث رواق و دیوارها و اتاق‌های مختلف و راهرو و… محوطه اصلی را به دو صحن تقسیم و به صورت کنونی درآورده‌اند. گنبد بقعه از عهد دیالمه است.

صندوق منبت روی قبر، حدیث‌های پیامبر اسلام و لقب‌های شهربانو را دربرداشته و تاریخ ۸۸۸ هجری قمری و نام بانی و سازندگان آن ذکر شده‌است.

در منبت زیبایی از دوران شاه طهماسب در جنوب شرقی حرم که مدخل اصلی و قدیمی آن است قرار دارد.

در این بقعه آثار تاریخی دیگری نیز وجود دارد.

این مجموعه محوطه‌ای است مستطیل شکل (شمالی-جنوبی)، به طول ۳۳متر و عرض ۲۲ متر که با دیواری سنگی متعلق به سدهٔ چهارم (بوییان و سلجوقی) محصور گردیده و از شمال به کوهستان محدود می‌شود. در بخش جنوبی آن چند بنای محکم سنگی با پوشش گنبدی از سنگ و آجر وجود دارد. محوطه اصلی با احداث دیوارهای جدید، رواق‌ها، اتاق‌ها، راهرو و غیره در دوره‌های گوناگون به دو قسمت (صحن) تقسیم شده‌است.

بقعه بی بی شهربانو در شهر ری

بنای اصلی بقعه از سنگ و گچ ساخته شده و تاق‌های آن آجری است. از سبک و وضع بنا برمی آید که هسته اصلی آن در دوره ساسانی ساخته شده باشد و در سدهٔ چهارم (عهد آل بویه) از آن برای آرامگاه استفاده شده و قسمت‌هایی به آن افزوده‌اند. این بقعه مشتمل بر حرم کوچک چهارگوشی است با ابعادی در حدود ۲۵ر۳متر. مدخل اصلی حرم رو به مشرق و دارای سردری است متعلق به روزگار صفوی، اما گنبد کاشی‌کاری و برخی گچ‌بری‌ها و تزیینات آن از آثار دوره قاجار است.

جلو سر در، دهلیزی قرار دارد که در گذشته به صورت ایوانی بوده و بخشی از حیاط اندرون بقعه به‌شمار می‌آمده‌است. در جنوب همین دهلیز بنای مربع سنگی استواری با ابعاد ۸ر۵ متر و پوشش ضربی متعلق به قرن چهارم وجود دارد. در جنوب حرم نیز اتاق طویل مسدودی در جهت شرقی-غربی قرار دارد که احتمال داده‌اند متعلق به دوره ساسانی باشد. این اتاق از مشرق به بنای مربع سنگی مذکور منتهی می‌گردد و معلوم می‌شود که در آغاز، راه ورود به بنای سنگی بوده‌است. در شمال حرم، مسجد یا رواقی از دوره قاجاریه وجود دارد. صحن بزرگتر بقعه که حیاط بیرونی آن محسوب می‌شود در شمال همین مسجد قرار دارد. در شمال صحن اتاقی برای اقامت میهمانان متولی یا زوّار دیگر احداث شده‌است.

پایین پله‌های بقعه بی بی شهربانو و در سمت راست غاری به چشم می‌خورد که مدخل تنگ و باریکی دارد. داخل غار نیز برای نذر شمع روشن می‌کنند. در قسمتی از این هم غار پنجره‌ای مشبک قرار دارد که می‌گویند دختران جوان برای گشوده شدن بختشان بر روی آن دخیل می‌بندند.

انتهای پیام/ح