دسته‌ها
مناسبت ها دیگر حوزه ها اجتماعی فرهنگی اخبارپایگاه هنرمندان دیگر خبرها اخبار

برگزاری اولین رویداد نقاشی‌خط (کالیگرافی)

به گزارش بقاع خبر، محمد رضا شرایلی کارشناس اداره نقاشی دیواری سازمان زیبا سازی تهران در خصوص برگزاری اولین رویداد نقاشی‌خط (کالیگرافی) گفت: این رویداد تحت عنوان عاشقی به همت سازمان زیبا سازی شهر تهران در حال برگزاری است.

وی افزود: در این رویداد بیش از ۱۶۰ تیغه علامت منقش به القاب اباعبدالله الحسین (ع) طراحی و در میدان شهدای هفتم تیر به نمایش گذاشته شد، این تیغه‌علم‌های طراحی و نقاشی شده، در ۲۲ منطقه پایتخت و همچنین در هیئات و تکایا نصب و تا اربعین حسینی باقی خواهند ماند.

این کارشناس بیان کرد: برای برگزاری این رویداد ابتدا فراخوان عمومی داده شد تا هنرمندان در حوزه نقاشی خط طرح‌های خود را برای تیغه علم‌های فلزی به دبیرخانه ارسال کنند.

شرایلی ادامه داد: در این فراخوان ۶۰ هنرمند آثار خود را ارسال کردند و از میان آثار ارسالی ۱۰۰ طرح پذیرفته شد.

وی در پایان خاطرنشان کرد: تعداد زیادی از تیغه‌ها در نگارخانه برگ و تعدادی نیز در میدان هفت تیر نصب شده است. هنرمندان طی یک هفته طرح‌های خود را با دست روی تیغه‌ها اجرا کردند.

دسته‌ها
دین و اندیشه آخرین خبر مناسبت ها معارف دیگر حوزه ها اجتماعی مساجد أماکن مذهبی اخبارپایگاه هنرمندان مساجد اخبار

جشن عید مباهله

به گزارش بقاع خبر، جشن عید مباهله با اجرای حسن سلطانی و با نوای احمد شربیانی و همچنین به همراه روایتگری واقعه مباهله توسط مهدیار خرامان در مسجد جامع قاسم بن الحسن (ع) برگزار می‌شود.

این مراسم جمعه ۳۱ تیرماه از نماز مغرب و عشا با اجرای سرود ابناالحسین (ع) برگزار خواهد شد.

یادآور می‌شود برگزاری جشنواره ولایت که از ۲۸ تیرماه که همراه با برپایی غرفه قرآن و قصه گویی، غرفه سرگرمی، غرفه کودک و نوجوانان و ایستگاه پذیرایی برگزار شده تا تاریخ ۲ مردادماه ادامه خواهد داشت.

فعالیت جشنواره ولایت از ساعت ۱۶ الی ۲۰:۳۰ برقرار است.

محل برگزاری مراسم جشن مباهله شمال تقاطع بزرگراه امام علی (ع)، شهید محلاتی مسجد جامع حضرت قاسم بن الحسن (ع) است.

 

دسته‌ها
ادبیات و نشر اجتماعی هنرمندان فرهنگی سینما و تلویزیون آخرین خبر دیگر خبرها اخبارپایگاه هنرمندان اخبار

هم خوانی سه هزار نفری سرود ای ایران

به گزارش بقاع خبر، همخوانی ۳هزار نفری سرود «ای ایران» در بخش پایانی کنسرت‌نمایش «سی‌صد» در مجموعه فرهنگی تاریخی سعدآباد انجام گرفت.

دسته‌ها
فرهنگی آخرین خبر مناسبت ها دین و اندیشه اجتماعی اخبارپایگاه اخبار ویژه هنرمندان اخبار

شعرخوانی استاد مجاهدی در وصف امام رضا(ع) و حضرت معصومه(س)+ عکس

به گزارش بقاع خبر و به نقل از  روابط عمومی اداره کل اوقاف و امور خیریه استان قم، محمد علی مجاهدی در جشنواره «ستارگان سپهر کرامت» که به مناسبت دهه کرامت در بقعه علی بن بابویه برگزار شد اظهار کرد: دهه کرامت که با سالروز میلاد حضرت فاطمه معصومه(س) آغاز و با سالروز میلاد امام رضا(ع) پایان می‌یابد، فرصتی ناب برای پرداختتن به مسئله کرامت اهل بیت(ع) است.

وی در ادامه قرائت اشعار تازه سروده خود در مورد امام رضا(ع) پرداخت که بخشی از آن بدین شرح است:

ای بوده با زبور و صحف آشناییت

تورات سربلند ز معجز نماییت

 

عمران است کمال تو را گواه

نصاص رومی است جلال تو را گواه

 

خورشید با جمال جمیلت جمیل نیست

بر درگه جلال تو گردون جلیل نیست

 

جایی که همرکاب تو غیر از خلیل نیست

آنجا مجال پر زدن جبرئیل نیست

 

ای خوش‌تر از شمیم بهشتی نسیمتان

گرم طواف خیل ملک در حریمتان

 

چون آفریده ایزد رحمان رحیمتان

دل بسته‌اند خلق به خلق کریمتان

 

ما را به غیر لطف شما دادرس مباد

در هول روز واقعه فریادرس مباد

 

ای رشته ولای تو در دسترس‌ترین

گل بوته ی عنایت تو گل نفس‌ترین

 

دارم شرف به بال و پر از دوری شما

پروانه‌ایم و شعله‌ور از دوری شما

 

ای فاش از جمال تو راز هو الجمیل

ای صید رام آهوی چشم تو جبرئیل

 

ای کوثر ولای تو را تشنه سلسبیل

وی بسته ی دخیل ضریح شما خلیل

 

دبیر دبیرخانه شعر و ادبیات آیینی در ادامه ابیات دیگری درباره حضرت فاطمه معصومه(س) قرائت کرد که بخشی از آنها بدین شرح است:

گشوده‌اند دو در از بهشت جانب ایران

یکی به شهر قم و دیگری به خاک خراسان

 

ز عش آل محمد(ص) گرفته شهرت شایان

که بوده شهر قم از دیرباز

 

مرکز ایمان، مزار حضرت معصومه را گرفته در آغوش

ببین که قطره به دامان گرفته پهنه عمان

 

به قصد طوف مزارش به جان خریده بلا را

هزار قافله دل به کوه و دشت و بیابان

 

بیا که کعبه ارباب حاجت است و در اینجا

کریمه‌ای است که حاجات خلق می‌دهد آسان

 

حریم دختر موسی بن جعفر است که دارد

به جنب مکرمتش گلشنی چو روضه شیخان

 

حدیقه‌ای است که به دامان خویش دارد و بالد بسی

فقیه و محدث، بسی ادیب و سخندان

 

وکالت دو امام همام بوده به دوشش

فضائل زکریا بن آدم است فراوان

دسته‌ها
فرهنگی سینما و تلویزیون هنرمندان اجتماعی اخبارپایگاه هنرمندان اخبار

مراسم وداع با استاد آواز ایران محمدرضا شجریان

به گزارش بقاع خبر به نقل از برترین‌ها: مراسم تطهیر و اقامه نماز بر پیکر استاد محمدرضا شجریان در بهشت زهرا تهران (س) انجام شد و طبق برنامه ریزی انجام شده، پیکر این هنرمند از آنجا به فرودگاه مهرآباد و سپس جهت خاکسپاری در شهر توس، به مشهد منتقل شد.

پیکر استاد شجریان از بهشت زهرا به توس منتقل شد

در مراسم صبح جمعه در بهشت زهرا (س) علاوه بر خانواده مرحوم شجریان، جمعی چند صدنفری از علاقمندان به استاد آواز ایران، مسوولان فرهنگی چون سیدعباس صالحی (وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی)، سیدمجتبی حسینی (معاون هنری)، محمد الهیاری (مدیر کل مرکز موسیقی)، علی مرادخانی (مدیرعامل موزه موسیقی)، حمیدرضا نوربخش (مدیرعامل خانه موسیقی) و همچنین هنرمندانی از جمله حسین علیزاده، داریوش پیرنیاکان، داوود گنجه ای، فردین خلعتبری، تهمورس پورناظری، وحید تاج، شهرام صارمی، علی سرابی، زیدالله طلوعی و … حضور داشتند.

بر اساس توضیحات همایون شجریان فرزند استاد آواز ایران، قرار است پیکر محمدرضا شجریان با انجام پروتکل های بهداشتی در ایام کرونا، برای خاکسپاری به شهر توس مشهد منتقل و در آرامگاه حکیم ابوالقاسم فردوسی به خاک سپرده شود. خاکسپاری در شهر توس و در کنار مقبره فردوسی و آرامگاه اخوان ثالث، خواست و وصیت این هنرمند بوده است.

پیکر استاد شجریان از بهشت زهرا به توس منتقل شد

همایون شجریان: سوگ پدرم را سیاسی نکنید

همایون شجریان در واکنش به ادعای برخی افراد که قبول خاکسپاری استاد شجریان در مشهد را به دلیل برخی فشارها دانستند، گفت: هیچ فشاری در این زمینه نیست. اگر به سلیقه شخص من بود می‌خواستم پدر در باغ هشتگرد خاکسپاری شود، اما وقتی صحبت شد که شأن ایشان به‌عنوان یک شخصیت ملی کجاست، من و خانواده به گزینه آرامگاه فردوسی رسیدیم و این تصمیم خانواده است. می‌خواستیم ایشان در جایی باشند، که در شأن خودشان و مردم ایران باشد.

وی در واکنش به برخی شعارهای پراکنده در میان جمعیت تأکید کرد: دلم نمی‌خواهد اتفاقی که امروز رخ داد تبدیل به صحنه طرح مسائل سیاسی شود. جایگاه پدرم بالاتر از این‌ها است. نمی‌خواهم این اتفاق تبدیل به کارزار کشمکش‌های سیاسی شود. چه اینکه پدر در کنسرت‌هایشان هم اجازه این اتفاق را نمی‌داد. به احترام پدر به این نکته توجه داشته باشیم که احترام هنر فراتر از سیاست است.

هم‌زمان با تشییع استاد شجریان در توس اعلام شد، سفر به مشهد ممنوع است

در آستانه برگزاری مراسم تشییع استاد شجریان در طوس، مسئولان دانشگاه علوم پزشکی مشهد در شرایط کنونی از زائران و مسافران تقاضا دارند از هرگونه سفر به کلانشهر مشهد و خراسان رضوی پرهیز کنند، چرا که هرگونه تجمع خطر گسترش بیماری کووید ۱۹ را به دنبال دارد و وضعیت را بحرانی خواهد کرد.

محمدحسین بحرینی سخنگوی ستاد پیشگیری و مقابله با ویروس کرونا در استان خراسان رضوی گفت: این استان هم‌اینک در شرایط بسیار حساسی از نظر شیوع ویروس همه‌گیر کرونا و همزمانی آن با بیماری فصلی آنفلوآنزا قرار گرفته است.

پیکر استاد شجریان از بهشت زهرا به توس منتقل شد

پیکر مرحوم شجریان به مشهد منتقل شده است

یکی از اعضای شورای اسلامی شهر مشهد بیان کرد: پیکر مرحوم استاد شجریان به مشهد منتقل شده است.

مسعود ریاضی بیان کرد: در مورد برگزاری مراسم تصمیم قطعی گرفته نشده است. وی ادامه داد: در این خصوص خانواده و دستگاه‌های مسئول تصمیم‌گیر هستند. ریاضی تصریح کرد: با این حال پیکر استاد به مشهد منتقل شده است.

پیکر استاد شجریان از بهشت زهرا به توس منتقل شد

حریرچی : احساسات دوستداران استاد شجریان  را درک می‌کنیم، اما…

معاون کل وزارت بهداشت با اشاره به مراسم تدفین استاد آواز ایران و با بیان اینکه شرایط کرونا در کشور خطرناک و ظرفیت بیمارستان ها رو به تکمیل است، گفت: هرگونه تجمعی می تواند موجب انتشار بیماری کووید_۱۹ شود و مطمئنا روح استاد هم خواستار این است که مردم ما سالم باشند.

حریرچی تاکید کرد: ما احساسات مردم عزیز و دوستداران عزیز استاد شجریان را درک می کنیم. در عین حال شاهد تجمعاتی در تهران هم بودیم، اما خواهش و تقاضا می کنیم که در مشهد که محل تدفین استاد شجریان است، هیچگونه تجمعی رخ ندهد. مطمئنا روح استاد هم خواستار این است که مردم ما سالم باشند. همانطور که اربعین را برگزار نکردیم، مراسمات اینچنینی را هم نباید برگزار کنیم تا در دورانی که ثبات حاصل می شود، اقدامات لازم را انجام دهیم. وی گفت: هر تجمعی بسته به شدتش می تواند موجب افزایش بیماری شود.

آرامگاه فردوسی و محل دفن پیکر خسروآواز ایران

پیکر استاد شجریان از بهشت زهرا به توس منتقل شد

مشهد آماده استقبال از پیکر مرحوم شجریان است

در پی درگذشت چهره ماندگار موسیقی ایران استاد محمدرضا شجریان، همه اقدامات لازم برای استقبال از پیکر آن مرحوم در فرودگاه بین‌المللی شهید هاشمی‌نژاد و انتقال به محل خاکسپاری صورت گرفته است. جمعی از شهروندان مشهدی و دوستداران مرحوم شجریان صبح امروز ۱۸ مهر ماه با حضور در محل آرامگاه فردوسی در انتظار ورود پیکر آن روانشاد و مراسم خاکسپاری هستند.

 

دسته‌ها
فرهنگی شهدا معارف اخبار ویژه اخبارپایگاه هنرمندان اخبار

تاسوعا و ابوالفضل العباس(ع) در کلام شاعران 

حسینیه بقاع خبر به نقل از مشرق ؛ به مناسبت برگزاری سوگواری سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین(علیه السلام)، ۴۰ قطعه شعر از شاعران آئینی برجسته و به نام کشور را با موضوع “حضرت ابوالفضل العباس (علیه السلام) “، به محبان آل الله (علیهم السلام) تقدیم می نماید.

اشعار روز تاسوعا؛ حضرت ابوالفضل العباس(ع)

 

علقمه موج شد، عکسِ قمرش ریخت به هم
دستش افتاد زمین، بال و پرش ریخت به هم

تا که از گیسویِ او لختۀ خون ریخت به مشک
کیـسویِ دختـرکِ منتـظرش، ریخت به هم

تیـر را با سـرِ زانـوش کشیـد از چشـمش
حیف از آن چشم، که مژگانِ ترش ریخت به هم

خواهرش خورد زمین، مادرِ اصغر غش کرد
او که افتاد زمیـن، دور و برش ریخت به هم

قبـل از آنیـکه بـرادر بـرسـد بـالیـنش
پـدرش از نجف آمـد، پدرش ریخت به هم

به سـرش بـود بیـاید به سـرش ام بنـین
عوضش فاطمه آمـد به سرش ریخت به هم

کِتـف ها را کـه تکان داد، حسیـن افتـاد و
دست بگذاشت به رویِ کمـرش، ریخت به هم

خواست تـا خیمه رساند، بغـلش کـرد، ولی
مـادرش گفت به خیـمه نبرش، ریخت به هم

نـه فقط ضـرب عمـود آمـد و ابـرو وا شد
خورد بر فرقِ سرش، پشتِ سرش ریخت به هم

تیـر بود و تبـر و دِشـنه، ولـی مـادر دید
نیزه از سینه که ردّ شد، جگرش ریخت به هم

بـه سـرِ نیـزه ز پهـلو سرش آویـزان بود
آه بـا سنگ زدنـد و گـذرش ریخت به هم

(حسن لطفی)

اشعار روز تاسوعا؛ حضرت ابوالفضل العباس(ع)

در بین این شب ها شب تو فرق دارد
چون بین ما اصلا تب تو فرق دارد

از پرچمی که روی دوشت فخر میکرد
معلوم شد که منصب تو فرق دارد

مثل علی مرد خدا مرد دعایی
در سجده یارب یارب تو فرق دارد

عباسیون را به بصیرت می شناسند
آقا اصول مکتب تو فرق دارد

تو پیر عشقی میر عشاق الحسینی
با کل عالم مذهب تو فرق دارد

با دست دادن عشق را اثبات کردی
طرز بیان مطلب تو فرق دارد

وقتی که زانو میزنی در پای محمل
یعنی رکاب زینب تو فرق دارد

در دست هایت آب بود اما نخوردی
از تشنگی زخم لب تو فرق دارد

وقتی به تو آقا به نفسی انت را گفت
در آسمان جبرئیل فورا مرحبا گفت

(سید پوریا هاشمی)

اشعار روز تاسوعا؛ حضرت ابوالفضل العباس(ع)

طاق ابرویت مرا سمت مصلی می کشد
اشک، چشمان تو را مانند دریا می کشد

از خجالت آب گشتی تا که دیدی دختری
عکس مشکی را به روی خاک صحرا می کشد

ماه جایش آسمان است علتش این است اگر
آسمان دارد تو را بالا و بالا می کشد

یک عمود آهنین آمد … سرت پاشیده شد
ناله ات امّ البنین را دارد این جا می کشد

راهزن هایی که دور پیکرت حلقه زدند
کارشان در علقمه دارد به دعوا می کشد

تا رسیدم پیش تو دیدم که یک دست کبود
یک به یک از پیکر تو تیرها را می کشد

سینه و پهلوی تو بوی مدینه می دهد
می کشی درد عجیبی را که زهرا می کشد

رفتی و چشمان هرزه روی زینب باز شد
نا نجیبی بی حیایی را به معنا می کشد

(محمد فردوسی)

اشعار روز تاسوعا؛ حضرت ابوالفضل العباس(ع)

وقتی که بغض کوفه بنای جفا گذاشت
آمد عمود و سر به سرت بی هوا گذاشت

چون ابرویت شکافت دگر چاره ای نماند
امّا دوباره تیر به چشمت چرا گذاشت

بی دست آمدی به زمین صورتت شکست
پس درد عشق بر لب تو اخا گذاشت

چندین هزار تیر تنت را نشانه رفت
تیری نبود که هدفش را خطا گذاشت

شرم تو و ارادۀ حق پیش پای یار
مشکت جدا دو دست تو را هم جدا گذاشت

آن جلوۀ عبوسیِ رویت بهم که ریخت
دشمن تو را بحال خود آیا رها گذاشت

قبل از حسین پیکر تو شقّه شقّه شد
اول عدو به جسم علمدار پا گذاشت

دستی که بود بوسه گه پنج مصطفی
یک نانجیب خنده کنان زیر پا گذاشت

وقتی که خصم حکم تهاجم به خیمه داد
این کار را به عهدۀ یک بی حیا گذاشت

اهل خیام دست به معجر شده، حسین
تا بر زمین ستون خیام ترا گذاشت

**

ای بهترین ذخیرۀ اربابِ بی کفن
ذُخرُ الحسین! نام تو را هم خدا گذاشت

دریا اگر به مشک تو سقا وفا نکرد
دریایی از وفای تو را عشق جا گذاشت

یاد حسین، آب روی آب ریختی
وقتی فرات تشنه لبان را رها گذاشت

(محمود ژولیده)

اشعار روز تاسوعا؛ حضرت ابوالفضل العباس(ع)

جز تو به فکر خیمه گاهم هیچ کس نیست
بعداز تو آب آور بخواهم هیچ کس نیست

پای شریعه  لشکرم  را دادم از دست
جز یک حرم زن، در سپاهم هیچ کس نیست

غربت سراغم آمد عباسم  که می رفت
غیر از علی اصغر، گواهم هیچ کس نیست

زیر بغل های مـرا باید بگیری
من  داغ دیدم عذرخواهم هیچ کس نیست

تنها شدم اطرافم اما ازدحام است
هم هست یعنی آشنا هم هیچ کس نیست

بی دست می شد کــــاش دسـتم را بگیری
حالا که بی تو تکــیه گاهم هیچ کس نیست

فرقت شکسته با علی فرقی نداری
پاشیده تر از جسم ماهم هیچ کس نیست

(صابر خراسانی)

اشعار روز تاسوعا؛ حضرت ابوالفضل العباس(ع)

تیری که از تجلّی تو پر درآوَرد
پس می‌رود ز پشت سرت سر درآوَرد

با تکه تکه کردن جسم تو؛ کوفه خواست
از پا مرا ز داغ برادر درآورد

او قصد آب داشت؛ وگرنه برادرم
با حمله‌ای دمار ز لشگر درآوَرد

تیری که خورده‌است به چشم تو عاقبت
سر از گلوی تشنه‌ی اصغر درآورد

این هلهله ز کشتنت اصلاً عجیب نیست
لشگر جلوتر آمده؛ معجر درآورد

زینب دوید قبل هجوم حرامیان
از پای بانوان؛ همه زیور درآورد

پاشیده‌تر شوی چو بخواهد حسین؛ اگر
حتی همین که تیر ز پیکر درآورد

(احسان محسنی فر)

اشعار روز تاسوعا؛ حضرت ابوالفضل العباس(ع)

ای لشکر حق را سر و سردار اباالفضل
وی دست علی در صف پیکار اباالفضل

هم خون حسین بن علی در تن پاکت
هم روح تو در پیکر ایثار اباالفضل

ریحانۀ دو فاطمه، ماه سه خورشید
آرام دل حیدر کرار اباالفضل

مانند تو در ارتش اسلام که دیده
فرمانده و سقا و علمدار اباالفضل

تو ماه بنی هاشمی و ما شب تاریک
تو لاله عباسی و ما خار اباالفضل

هم کاشف کرب پسر فاطمه  هستی
هم خیل بنی فاطمه را یار اباالفضل

بر حاجت خود کرده صد و سی و سه نوبت
هر خسته دلی نام تو تکرار اباالفضل

در مصر ولایت شده بر یوسف زهرا
تو مشتری و علقمه بازار اباالفضل

عشق و ادب و غیرت و ایثار و شهادت
کردند به آقایی ات اقرار اباالفضل

تو رسته ای از خویش و گرفتار حسینی
خلقند به عشق تو گرفتار اباالفضل

ما بهر تو گریان و زند زخم تو خنده
پیوسته به شمشیر شرربار اباالفضل

برخیز سکینه به حرم منتظر توست
جامش به کف و اشک به رخسار اباالفضل

از سوز عطش آب شده طفل سه ساله
مگذار بگرید به حرم زار اباالفضل

تا آن که ببینند به تن دست نداری
یک لحظه سر از علقمه بردار اباالفضل

مگذار رود زینب کبری به اسیری
ای دست علی، دست برون آر اباالفضل

تو چشم حسینی که زده تیر به چشمت
ای دور حرم چشم تو بیدار اباالفضل

کی گفته تن پاک تو در علقمه تنهاست
گردیده تو را فاطمه زوار اباالفضل

خون دل ما را که شده اشک عزایت
زهرا و حسین اند خریدار اباالفضل

مگذار شود خشک دمی دیده “میثم”
چشمی که بگریم به تو بسیار اباالفضل

(غلامرضا سازگار)

اشعار روز تاسوعا؛ حضرت ابوالفضل العباس(ع)

باز دور و بر ما معرکه برپا شده است
یا سر قامت رعنای تو دعوا شده است

تو مگر وعده ندادی به حرم آب بری
پس چرا جایگهت سینه صحرا شده است

تیرهایی که همه از پس نخلستان ریخت
با چه نظمی به میان بدنت جا شده است

جگرم پاره نکن پای نکش روی زمین
به خدا پشت و پناهم کمرم تا شده است

چون که در بین حرم خوش قد و بالا بودی
باورم نیست که اینگونه سرت وا شده است

چقدر فاصله افتاد به ابروهایت
از چه رو خورده به هم حالت گیسوهایت

خواستم بعد ظفرهای تو تکبیر کشم
مرهمی بر جگر مادر بی شیر کشم

حال باید بنشینم به کنار بدنت
با دلی سوخته از چشم ترت تیر کشم

مانده ام فرق تو با تکه عبایی بندم
یا که از پیکر تو نیزه و شمشیر کشم

باید اینبار به زینب عوض پاسخ خود
جسم صد چاک در آیینه به تصویر کشم

کودکان تا خبر از حال عمو پرسیدند
عکس شیر حرمم بسته به زنجیر کشم

تیر ها یک به یک از پای درت آوردند
ای برادر چه بلایی به سرت آوردند

باز برخیز که در معرکه گرداب کنی
لب خشکیده بر علقمه سیراب کنی

تو قرار است که با آب حرم برگردی؟
یا دل از زینب ماتم زده بی تاب کنی

یا بچسبان به رکاب علمت را بردار
تا که مشک حرم و قلب مرا آب کنی

چشم بر راه تو بر خیمه رباب است هنوز
تا به آغوش خودت اصغر او خواب کنی

شک ندارم که قرار است تو در خلستان
داغ خود را وسط سینه من قاب کنی

درصدد بود که دشمن بزند هست تو را
قرعه افتاد که اول بزند دست تو را

التماست بکنم تا نروی از بر من
ای امید حرم و قوت بال و پر من

تا که با قامت خم سوی تو را افتادم
هو کشیدند مرا ساقی آب آور من

باید اینبار تو را جمع کنم بین عبا
ارباً اربا شده ای مثل علی اکبر من

بوی یاس بدن و خنده بر لب از چیست؟
مادرت آمده دیدار تو یا مادر من؟

ای برادر غضب گوشه چشمت کافی است
تا که دشمن نرود دور و بر خواهر من

باید اول بدنت دور ز مرکب بکنم
فرصتی نیست تنت را که مرتب بکنم

شمر اینجاست که با خنده تماشات کند
قد رعنای تو در علقمه خیرات کند

سر ماهت ترکی دارد و ماندم که چه سان
زینبم با تو سر نیزه ملاقات کند

غیرت الله رجز سر بده شاید دشمن
نتواند به حرم چشم خودش مات کند

این جماعت به سرش نیت بد دارد تا
خواهرم راهی دروازه ساعات کند

شمر در دور و برت پرسه زنان میخندد
مادرم آمده ای کاش مراعات کند

زخم های بدنت با چه مداوا بکنم
کاش میشد کفنی بر تو مها بکنم

(مجید قاسمی)

اشعار روز تاسوعا؛ حضرت ابوالفضل العباس(ع)

خورشید پیر روضه هجر قمر گرفت
نزدیک ماه بود که درد کمر گرفت

داغ برادری اثرش تار دیدن است
انقدر پا کشید ز جسمت خبر گرفت

زخم عمود را که به فرق سر تو دید
دست کمر گرفته ی خود را به سر گرفت

ای کاش از تن تو عدو دست می کشید
حتی برای غارت تو جنگ در گرفت

بهتر از این نمی شود این پاره پاره تن
وقتی که دور جسم تو را صدنفر گرفت

برخیز و گو چرا بدنت پر ز آهن است
برخیز و گو چرا بدنت شکل پر گرفت

گفتم حرم لباس اسارت به تن کند
در غیبت تو دور حرم را خطر گرفت

حالا حسین مانده و قد خمیده اش
خورشید پیر روضه هجر قمر گرفت

(سید پوریا هاشمی)

اشعار روز تاسوعا؛ حضرت ابوالفضل العباس(ع)

درحنجره ی زخم زمین علقمه می سوخت
یک کرببلا خاک چه بی واهمه می سوخت

می ریخت نمک، زخم به داغ دل مردی
از مرثیه ی سرخ گلو زمزمه می سوخت

یک سو تن ساقی به روی دشت پر از تیر
مشک وعلم و آب به یک سو -همه می سوخت

دیوان بلا مهلکه را تبرئه می کرد
پرونده احساس در این محکمه می سوخت

وقتی که علمدار چو شمعی شده بود آب
انگار که یک باردگر فاطمه می سوخت

زنجیر نگاهی گره می خورد به خیمه
هر ضربه که می خورد به فرقی، قمه می سوخت

درخیمه غم دلهره می کشت زنی را
آنگاه که کردند پراز خون بدنی را

برچشم گلی، هاله ای از خار نشسته
یا خار تنی بین نمکزار نشسته

نه، اشک شفق نیست از این منظره شاید
خون دل زهراست که بربار نشسته

قدری کمکم کن که شوم راست ببینم
سقای حرم نیست، نه …انگار نشسته

رخساره ی ماهم  چقدر خاک گرفته
تصویر به چشمم چقَدَر تار نشسته

ای کاش که می شد سر آن تیر درآید
تیری که به چشمان علمدار نشسته

سردار سلحشور سپاه حرم من
پای سر تو چند خریدار نشسته

حالا که شکستی زفراقت کمرم را
بی تو چه بگویم تو بگو اهل حرم را

(رضا دین پرور)

اشعار روز تاسوعا؛ حضرت ابوالفضل العباس(ع)

در خیمه گه نیافت چو در مشک آب، آب
آنگه سکینه کرد به سقا خطاب، آب

سیراب تر ز لعل بدخشان چو داشت، لب
موج شرر فکند بر آن لعل ناب، آب

عالم بسیل اشک نشست آن زمان، که گفت
سرچشمه ی حیات دو عالم به باب، آب

اذن نبرد، سرور لب تشنگان نداد
فرمود، با محیط ادب، آنجناب، آب

عباس را به سینۀ بی کینه، زد شرار
شد تا به نهر علقمه در پیچ و تاب، آب

صف های سرکشان ز کف داده دین شکست
آنسان که گشت خیره ازین فتح باب، آب

در آب گشت تا رخ آن ماه، منعکس
الماس نور یافته از آفتاب، آب

تا پیش لب ببرد کف آب را بریخت
از شرم شد به حضرت عباس، آب، آب

هر چند تشنه بود ولی تر نکرد، لب
دامن گرفت از پسر بوتراب، آب

لب تشنه شد برون ز فرات آن بزرگ مرد
با آنکه داشت خنگ ورا تا رکاب، آب

بی دستی و، حفاظت مشک و، عناد خصم
گردد سیاه خانه صبرت، بر آب، آب

تا ماه را، عمود، هلالی نمود، ریخت
بر دامن سپهر، ز چشم سحاب، آب

تیری گذشت از سر شستی به سوی مشک
عباس را نمود از این غم کباب آب

اسرار قبر کوچک و، آن قامت رشید
افشا کند به عرصه یوم الحساب، آب

گوید سخن ز سوز جگرگوشه حسین
“حلاج”بگذرد چو زهر نهر آب، آب

(جعفر بابایی “حلّاج”)

اشعار روز تاسوعا؛ حضرت ابوالفضل العباس(ع)

دل داده ام به نغمه ی ادرک اخای تو
با من چه کرد شور برادر بیای تو

ای مسجد وفا بدنت، روی خاک ها
گلدسته است یا که دو تا دست های تو

دست تو روی دست من و جبرییل هم
آورده است بال پریدن برای تو

با تو چه کرد دیدن قد دوتای من
با من چه کرد دیدن فرق دوتای تو

هارون من چگونه شکافد در این دیار
دریای غصه های دلم بی عصای تو

دیگر بس است گفتن روحی لک الفدا
دیدی که مستجاب شد آخر دعای تو

در پیش خیمه گفته ام” إرکب بنفسی انت”
یعنی که بی مبالغه جانم فدای تو

یک چشمه آب اگر که میان خیام بود
صد چشمه خون نبود کنون زیر پای تو

از خنده ها بلند شده های های من
از گریه ام بلند شده های های تو

(عطیه سادات حجتی)

اشعار روز تاسوعا؛ حضرت ابوالفضل العباس(ع)

تا نور قمر هست به سر، سایه سری هست
هر جا که علم رفته به بالا، خبری هست

هر جا که خط و خال و قد و قامت و ابروست
دنبال سرش چشم و نگاه و نظری هست

وقتی که تو را پور اباالغوث نوشتند
یعنی که برای دل زهرا ثمری هست

گفتند تو را کاشف کرب دل ارباب
با بودن تو از غم و غصه اثری هست؟

تا پشت و پناهش تویی قامت نکند خم
تا هست علمدار کنارش، کمری هست

یک لحظه کنار تو دل خیمه نلرزید
عباس اگر هست، یقینا سپری هست

(حسین ایزدی)

اشعار روز تاسوعا؛ حضرت ابوالفضل العباس(ع)

ای دست تو تلاطم امواج آب ها
ای سایه ات نبود همه اضراب ها

“فهمیده اند جاذبه ی توست علّت”
نشکستن غرور زمین از شهاب ها

پرواز می کنی و همه غبطه می خورند
پشت سرت تمامی حدّ نصاب ها

در هرچه گفته اند نظر می کنم تویی
خارج از این شعور حساب و کتاب ها

مشک پر آب بر سر دستت گرفته ای
در انتظار آمدن تو رباب ها

امّا چه زود صحنه به هم خورد و می شوند
شرمنده ی زلال نگاه تو … آب ها

(علیرضا لک)

اشعار روز تاسوعا؛ حضرت ابوالفضل العباس(ع)

وقتی برای نام تو تصویر می کشم
باور نمی کنم که فقط شیر می کشم

تو شیر بیشه ای و برای جواب خلق
عباس را به صفحه ی تفسیر می کشم

دائم نگاه مهر تو با دوستان بوَد
چون دشمن است دست تو شمشیر می کشم

تنها به لطف چشم تو باید اگر شبی
یک یا حسین از ته دل سیر می کشم

از خاطرات کودکی ام عکس یک علم
با حلقه های کوچک زنجیر می کشم

سر تا سر وجود من اشک است، آفتاب
پای تو هرچه مانده به تبخیر می کشم

وقتی زبان اشک تو را درک می کنم
مشک و لبان تشنه و یک تیر می کشم

آن صحنه ای که از روی زین واژگون شدی
مثل غروب واقعه دلگیر می کشم

(محسن عرب خالقی)

اشعار روز تاسوعا؛ حضرت ابوالفضل العباس(ع)

دلی به وسعت پهنای عرش بالا داشت
لبی به وسعت مهریه ­های زهرا داشت

کنار علقمه در سجده گاه چشمانش
نداشت هیچ کسی را فقط خدا را داشت

اگر چه قطره آبی میان مشک نبود
ولی کرانه­ی چشمش هزار دریا داشت

هدر نرفت ز پرتاب چله ها، تیری
امیر علقمه از بس که قدّ و بالا داشت

همین که در وسط گیر و دار، گیر افتاد
عمودی آمد و فرقش شکست تا جا داشت

درست وقت نزولش؛ همه نگاه شدند
رشید بود و زمین خوردنش تماشا داشت

حسین بود و علی اصغر شهید شده
کنار علقمه اما هنوز سقا، داشت…

(علی اکبر لطیفیان)

اشعار روز تاسوعا؛ حضرت ابوالفضل العباس(ع)

دریا به موج زلف کمندش اسیر بود
آب شریعه تشنه ی کام امیر بود

مشکی به عمق دید حرم روی دوش داشت
حتّی فرات پیش نگاهش حقیر بود

یک آبگیر غلغله از روبهان پست
پیش یلی که اصل و تبارش ز شیر بود

با آرزوی خنده ی اصغر به آب زد
ساقی نبود منجی طفل صغیر بود

دریا عقب کشید و تلاطم فرو نشست
مثل همیشه هیبت او بی نظیر بود

نوحانه پا به عرصه ی طوفان خون نهاد
موسای نیل علقمه خود موج گیر بود

مردانه دست بیعت سرخی به مشک داد
او از نژاد برکه ی سبز غدیر بود

همراه آب جان به کف مشک می سپرد
با آب مشک، چشم و دلش هم مسیر بود

باید به داد تشنه ی ششماهه می رسید
فرصت نمانده بود و زمان دیرِ دیر بود

مرد رشید علقمه با عزم راسخش
می تاخت سوی خیمه ولی سر به زیر بود

از آن طرف نگاه سه ساله به شوق آب
در انتظار مشک عموی دلیر بود

لبهای دخترک چو لب کودک رباب
مجروح زخم دشنه ی خشک کویر بود

(مصطفی متولی)

اشعار روز تاسوعا؛ حضرت ابوالفضل العباس(ع)

دستی افتاد ز تن، دست دگر یاری کن
گرچه بی تاب شدی خوب علمداری کن

مشک! نومید مشو، تا به حرم راهی نیست
تو در این معرکه ی درد مرا یاری کن

تیر! در چشم برو، لیک سوی مشک میا
به هوای سر زلفش تو هواداری کن

تیر بر مشک نه، بر این جگر تشنه نشست
عشق! ساکت منشین با دل من زاری کن

چشم! دیدی علم و مشک به خاک افتادند
قطره ی اشک تو در غربت من جاری کن

بانوی تشنه لبان! دست روی سینه مَنِه
لااقل بهر من سوخته دل کاری کن

آب را تا به در خیمۀ اصغر برسان
بعد آن بر من بی دست عزاداری کن

(سید محمد جوادی)

اشعار روز تاسوعا؛ حضرت ابوالفضل العباس(ع)

امشب شب توسّل ما بر دو دست توست
در عشق حرف اوّل دفتر دو دست توست

تا مشک خالی تو شود پر ز اشک ما
رزق تمام گریه کنان بر دو دست توست

ای دست انبیاء و ملائک دخیلتان
باب المراد تا خود محشر دو دست توست

ای مستجار حضرت ارباب، الدّخیل
زیبا قمر، پناه برادر دو دست توست

ای مسجدی که وقف شدی بر حسینیه
گلدسته های نذری مادر دو دست توست

مشکی که داد بر تو سکینه گواه ماست
باب الحوائج لب اصغر دو دست توست

شمشیر زن بیا و به نیزه بسنده کن
چون ذوالفقار حضرت حیدر دو دست توست

معجر نمی کشد احدی از سر کسی
وقتی دخیل گوشه ی معجر دو دست توست

حتماً در علقمه پدر مشک می شوی
با لشگری همیشه برابر دو دست توست

مشکت به دست راست و نیزه به دست چپ
مبهوت کار جنگی ات آخر دو دست توست

وقتی که از بدن شود این دست ها جدا
باید که خواند فاتحه ی طفل خیمه را

(سعید توفیقی)

اشعار روز تاسوعا؛ حضرت ابوالفضل العباس(ع)

خوردی زمین و حیثیت لشکرم شکست
اصلی ترین ستون خیام حرم شکست

فریاد های «انکسری» بی دلیل نیست
در اوج درد تکیه گه آخرم شکست

از ناله های «یا ولدی» در کنار تو
معلوم شد که باز دل مادرم شکست

درد مرا فقط پدرم درک می کند
دیدم چگونه بال و پر جعفرم شکست

ساق عمود در سر تو گیر کرده است
نعره زنم که وای سر حیدرم شکست

تو در میان علقمه از پا نشستی و
در بین خیمه ها سپر خواهرم شکست

وقتی عمود خیمه کشیدم سکینه گفت:
دیدی غرور ساقی آب آورم شکست

آن شب که سوخته ها همه دور زینب اند
گوید عمو کجاست ببیند سرم شکست

وقتی شتاب سیلی و مرکب یکی شدند
هر جفت گوشواره، زیر معجرم شکست

(قاسم نعمتی)

اشعار روز تاسوعا؛ حضرت ابوالفضل العباس(ع)

شرم مرا به خیمۀ طفلان که می ‌برد؟
مشک مرا به خیمۀ سوزان که می ‌برد؟

ادرک اخا سرودم و نالیده ‌ام ز دل
این ناله را به محضر سلطان که می‌ برد؟

سقا به خون نشست و علم بر زمین فتاد
با دختران خبر ز مغیلان که می ‌برد؟

دستم فتاد و پنجۀ دشمن گشوده شد
این قصه را به موی پریشان که می‌برد؟

دشمن به فکر غارت و معجر کِشی فتاد
این شرح را به طفل هراسان که می ‌برد؟

این غصه سوخت جان مرا صد هزار بار
سادات را به ناقۀ عریان که می ‌برد؟

(محمد سهرابی)

اشعار روز تاسوعا؛ حضرت ابوالفضل العباس(ع)

اهل عالم هنر ار خصلت عباس من است
عشق در سایه شخصیت عباس من است

منم آن یار امین حامی دین ام بنین
هرچه دارم همه از دولت عباس من است

همسرم شیر خدا و پسرانم همه شیر
شیر مردان وله از صولت عباس من است

در شب چاردهم، ماه که پرنورتر است
عکسی از نیم رخ صورت عباس من است

هنر آن نیست که لب تشنه بمیری به کویر
هنر آن است که در طینت عباس من است

تشنه لب داخل دریا شد و عطشان برگشت
این همان قطره ای از همت عباس من است

غیرت الله علی بی بدل است، اما گفت
بدل غیرت من غیرت عباس من است

نه فقط یثرب و شامات و نه ایران و عراق
کرده کاری همه جا صخبت عباس من است

هر کسی را نتوان باب الحوائج گفتن
به حقیقت قسم این شهرت عباس من است

کوهها شد متحیر به ثبات قدمش
سروها در عجب از قامت عباس من است

جثه اش گر چه ز شمشیر جفا کوچک شد
این بزرگی است، که از عزت عباس من است

قدرت آن نیست به یک حمله سپاهی بکشی
قدرت لم یزلی قدرت عباس من است

یا علی گفت و امان نامه ز دشمن نگرفت
دین فروشی بری از ساخت عباس من است

هی نگویید چرا ام بنین پیر شده
سبب حالت من حالت عباس من است

دستهای پسرم گشته قلم در لب آب
صفحه سینه پر از محنت عباس من است

این شنیدم زده فریاد، غریبم مولا
غصه قلب حسین غربت عباس من است

(ولی الله کلامی زنجانی)

اشعار روز تاسوعا؛ حضرت ابوالفضل العباس(ع)

پیچیده در فضای حرم بانگ آب، آب
بسته چو خصم بر حرم بوتراب، آب

در وادی عطش‌زده، دریا خروش داشت
اما به چشم تشنه ‌لبان شد سراب، آب

آوای العطش به ثریا رسیده بود
از سوز قصه آمده در پیچ‌ وتاب، آب

فریاد استغاثه‌ی طفلان بلند بود
از روی تشنگان ز خجالت شد آب، آب!

عباس، این شرار عطش را کند خموش
در خیمه‌ها رساند اگر با شتاب، آب

آن ماه هاشمی چو به دریا نهاد پای
الماس نور سفت از آن ماهتاب، آب

در التهاب داغ عطش بر لب فرات
از حنجری فسرده شنید این خطاب، آب:

ای روسیاه! حنجر خشکیده‌ی حسین
می‌سوزد از برای تو و، شد کباب آب!

پژمرده نوگلان حسینی ز تشنگی
از روی تشنگان حرم رخ متاب، آب!

این خیل تشنگان همه از آل کوثرند
فردا چه می‌دهی تو به زهرا جواب، آب!؟

بیرون شد از فرات، ابوالفضل با شتاب
رو سوی خیمه‌هاست، بر او همرکاب، آب

آنجا که تیر خصم، تن مشگ را درید
ساقی فسرده گشت و گرفت اضطراب، آب

با آنهمه امید، دگر ناامید شد
ساقی چو دید ریخت از آن مشگ آب، آب

با یاد کام تشنه‌ی طفلان در حرم
لب تشنه داد جان و نخورد آن جناب، آب

در دشت کربلا گذری کن، هنوز هم
پیچیده در فضای حرم بانگ آب، آب

(مهدی حسینی)

اشعار روز تاسوعا؛ حضرت ابوالفضل العباس(ع)

عشاق چون به درگه معشوق رو کنند
با آب دیدگان، تن خود شستشو کنند

قربان عاشقی که شهیدان کوی عشق
در روز حشر رتبۀ او آرزو کنند

عباسِ نامدار که شاهان روزگار
از خاک کوی او طلب آبرو کنند

سقای آب بود و لب تشنه جان سپرد
می خواست آب کوثرش اندر گلو کنند

بی دست ماند و داد خدا دست خود به او
آنانکه منکرند بگو روبرو کنند

گردست او نه دست خدائی است پس چرا
از شاه تا گدا همه رو سوی به او کنند

درگاه او چو قبله ی ارباب حاجت است
باب الحوائجش همه جا گفتگو  کنند

(جودی خراسانی)

اشعار روز تاسوعا؛ حضرت ابوالفضل العباس(ع)

چو دید تشنه ی لب های خشک او دریاست
به آب خیره شد و ناله اش زدل برخواست

که آب! از چه نگر دیدی ازخجالت آب؟
تو موج می زنی و تشنه یوسف زهراست

ز یک طرف تو زنی نعره از جگر در بحر
ز یک طرف به حرم بانگ العطش بر پاست

قسم به فاطمه هرگز تو را نمی نوشم
که در تو عکس لب خشک سید الشهداست

ز خون دیده ی من روی موج بنویسید
که از تمامی اطفال تشنه تر سقّاست

خدا گواست که با چشم خویشتن دیدم
سکینه را که لبش خشک و دیده اش دریاست

درون بحر همه ماهیان به هم گویند
حسین تشنه و سیراب وحشی صحراست

نوشته اند به لب­های خشک من ز ازل
که تشنه کام گذشتن ز بحر شیوه ی ماست

ز شیر خواره برایت پیام آوردم
پیام داده که: ای آب غیرت تو کجاست؟

صدای نعره ی دریا به گوش جان بشنو
که موج آب هم این طرفه بیت را گویاست

سلام خالق منّان سلام خیرالنّاس
سلام خیل شهیدان به حضرت عبّاس

(غلام رضا سازگار)

اشعار روز تاسوعا؛ حضرت ابوالفضل العباس(ع)

مشک برداشت که سیراب کند دریا را
رفت تا تشنگی‌اش آب کـند دریا را

آب روشن شد و عکـس قمر افتاد در آب
ماه می‌خواست که مهتاب کند دریا را

تشنه می‌خواست ببیند لـب او را دریا
پس ننوشید که سیراب کند دریا را

کوفه شد علقمه، شقّ القمری دیگر دید
ماه افتاد که محراب کند دریا را

تـا خجالت بکشد، سرخ شود چهره آب
زخم می‌خورد که خوناب کند دریا را

ناگهان موج برآمد که رسید اقیانوس
تا در آغوش خودش خواب کند دریا را

آب مهریّه ی گل بود والّا خـورشید
در توان داشت که مرداب کند دریا را

روی دست تو ندیده است کسی دریا را
چون خدا خواست که نایاب کند دریا را

(سید حمید رضا برقعی)

اشعار روز تاسوعا؛ حضرت ابوالفضل العباس(ع)

در این غوغای بی آبی، که خشکیده همه گل ها
به اَمر تو شدم، سقّا، منم عبد و تویی مولا

شود جانم به قربانت، به قربان تن و جانت
علمدارم چه غم دارم، که از دستم علم افتد

مباد از دفتر عشقت، به نام من قلم افتد
شود جانم به قربانت، به قربان تن و جانت

خدای کعبه جز رویت، نداده قبله ای یادم
نماز آخرم بود، و به سر بر سجده افتادم

شود جانم به قربانت، به قربان تن و جانت
ببین از بادۀ عشقت، به میدان مستی افتاده

مگر دامان تو گیرد، به راهت دستی افتاده
شود جانم به قربانت، به قربان تن و جانت

امیر لشگرت بی دست، میان لشگری مانده
بیا بنگر ز پروانه، فقط خاکستری مانده

شود جانم به قربانت، به قربان تن و جانت
به تو شرط وفاداری اگر بر جا نیاوردم

کمک کن تا که برخیزم، به دور مادرت گردم
شود جانم به قربانت، به قربان تن و جانت

ببین احسان یک بانو، سرم بگرفته بر زانو
به چشمِ پر ز خون دیدم، گرفته دست بر پهلو

شود جانم به قربانت، به قربان تن و جانت
گل ام البنین عباس، به دریا تشنه لب پا زد

به دریا پا نهاد اما، لبش آتش به دریا زد
شود جانم به قربانت، به قربان تن و جانت

(علی انسانی)

اشعار روز تاسوعا؛ حضرت ابوالفضل العباس(ع)

اگر چه مادر تو، دختر پیمبر نیست
کسی حسینِ علی را چنین برادر نیست

حسین، پیش تو انگار در کنار علی ست
کسی چنان که تو، هرگز شبیه حیدر نیست

زلال علقمه، در حسرت تو می‌سوزد
کنار آبی و لب‌های تفته ‌ات، تر نیست

به زیر سایه ‌ی دست تو می‌نشست، حسین
چه سایه‌ ای و چه دستی! شگفت‌آور نیست؟

حدیث غیرتت آری شگفت‌آور بود
که گفته ‌است که دست تو، آب‌آور نیست؟

شکست، بعد تو پشت حسین فاطمه، آه!
حسین مانده و مقتل، علی اکبر نیست

حسین مانده و قنداقه‌ ی علی اصغر
حسین مانده و شش ماهه ‌ای که دیگر نیست

نمانده است به دست حسین از گل‌ها
گلی پس از تو، دریغا! گلی که پرپر نیست

هزار سال از آن ظهر داغ می‌گذرد
هنوز روضه‌ی جانبازیَت، مکرّر نیست

قسم به مادرت امّ‌ البنین! امامی تو
اگر چه مادر تو، دختر پیمبر نیست

(مرتضی امیری اسفندقه)

اشعار روز تاسوعا؛ حضرت ابوالفضل العباس(ع)

شعرم شده سرشار شمیم حرم تو
با خاطره ها دلخوشم و با کرم تو

با خاطره هایی که شده دار و ندارم
دارد همه ی کودکیم بوی غم تو

انگار که از کوچه ی ما می گذرد باز
سنج و کتل و پرچم و طبل و علم تو

این بوی خوش کندر و اسفند و گلاب است
از آه دم دسته ی لبریز دم تو

ای اهل حرم میر و علمدار نیامد
سقای حرم سید و سالار نیامد

رد شد همه ی دسته از این کوچه و انگار
یک عمر شدم عاشق  و بیمار و گرفتار

برسینه زنان، مویه کنان رد شد و، کارم
افتاد به دستان ابالفضلِ علمدار

غیر از من و هم دین من و ایل و تبارم
عالم همه محتاج نگاهش شده بسیار

دیوار حسینیه شده محتشم او
اصلاً شده انگار طنین در و دیوار:

ای اهل حرم میر و علمدار نیامد
سقای حرم سید و سالار نیامد

گلواژه ی اشعار خدا بود ابالفضل
اسطوره ی احسان و وفا بود ابالفضل

چشمان نجیبش حرم پاک دلان شد
شاه ادب و حجب و حیا بود ابالفضل

میدان همه در سیطرۀ چشم علی بود
در کشمکش معرکه تا بود ابالفضل

وقتی که پدر آمد و دستش به کمر بود
در قلب حرم هروله ها بود: ابالفضل

ای اهل حرم میر و علمدار نیامد
سقای حرم سید و سالار نیامد

دریا شده دیوانه و محو ادب او
ای جان به فدای ترک روی لب او

فهمیده ام از شور همه ارمنیان که
افتاده به دل های جهان تاب و تب او

فرزندِ علی، جانِ علی، ماهِ قبیله
پنهان شده در برق نگاهش نَسَب او

شرمنده شده و دخترکی… آه بمیرم
آب آوریش کاش نمی شد لقب او

ای اهل حرم میر و علمدار نیامد
سقای حرم سید و سالار نیامد

این آخر دلداده گی و آخر دین است
یک مشک و دوتا دست که بر روی زمین است

حالا همه ی دشت شده قبضه ی عباس
یک دشت که نه، قبضه ی او عرش برین است

حالا منم و نیمه شب و دفتر شعرم
شعری که اگر خوب، اگر بد همه این است

حالا منم و نیمه شب و عطر گل یاس
حالا منم و نم نم باران که چنین است

ای اهل حرم میر و علمدار نیامد
سقای حرم سید و سالار نیامد

(محسن کاویانی)

اشعار روز تاسوعا؛ حضرت ابوالفضل العباس(ع)

دیگر نداشت ساقی لب تشنه مست، دست
یعنی که شسته بود وفا را، ز دست، دست

آن مشک تیر خورده به دندان چنان گرفت
انگار نیست زخمی و انگار هست، دست

از رود و چشمه ناله روان شد که آب! آب!
از سنگ و صخره بانگ برآمد که دست! دست!

هر دست او به گوشه‌ای افتاد و مرد را
حتی به دست دیگر خود دل نبست، دست

می‌گفت داغ خجلت این مشک پاره را
بر تن اگر که بود کنون، می‌شکست، دست

عمری به روی سینه به نزد حسین بود
حالا به خاک پای برادر نشست، دست

در کار عشق، عرض طلب، بی‌وسیله است
کز دست شسته بود، به بزم الست، دست

بی‌دست، خوش‌تر است شهید ره وفا
در عاشقی مگر که ز پا کمتر است، دست؟

در بزم عشق، محرم ساقی نمی‌شود
از هست و نیست تا نکشد می‌پرست، دست

دستی طلب که بال بهشتی شود تو را
آسان به راه عشق نیاید به دست، دست

سقای کربلایی و ساقی است، نام تو
تا آب هست و آینه باقی است نام تو

(محمد سعید میرزایی)

اشعار روز تاسوعا؛ حضرت ابوالفضل العباس(ع)

چند آسمان ورای تمنای ابرها
فریاد میزنند که مولای ابرها

بی تو قرار نیست ببارند غیر خون
این سرنوشت حتمی فردای ابرها

باران! که چون نرفتن تو غیر ممکن است
لختی بمان به روی حرم جای ابرها

اطفال صف کشیده که بر شانه ات روند
چون دیدنیست دشت زبالای ابرها

از شرم آب شد بدنت تا بخار شد
از جسم توست تک تک اجزای ابرها

اینگونه شد که راز فراوانی غمت
پیوند میخورد به معمای ابرها

یک ماه گمشده! به تمنای آب نیست
منظور خواهرت ز تماشای ابرها

در امتداد آبی سیر نگاه تو
پا میگذاشت قافله جا پای ابرها

برخیز چون به علقمه مه گرفته ات
خیره شده خدای تو از لای ابرها

(هادی جانفدا)

اشعار روز تاسوعا؛ حضرت ابوالفضل العباس(ع)

به نام آب، به نام فرات نام شما
من آفریده شدم که کنم سلام شما

نوشته‌اند به روی جبین ما دو نفر
شما غلام حسین و منم غلام شما

خوشا به حال پرو بال این کبوترها
گهی به بام حسین و گهی به بام شما

تو آن همیشه امامی و ما همان مأموم
به قامتی که گرفتیم با قیام شما

تو ماه بودی و نزدیک آبها که شدی
تمام علقمه پا شد به احترام شما

هزار باده، هزاران پیاله می روئید
همینکه تیر رسید و شکست جام شما

همینکه ناله‌ی ادراک اخایتان پیچید
شکست قامت طوبائی امام شما

مسیر علقمه را بوی انکسار گرفت
چه حس بی رمقی بود در کلام شما

به حال و روز بلندای تو چه آوردند
تمام علقمه پر گشته از تمامِ شما

(علی اکبر لطیفیان)

اشعار روز تاسوعا؛ حضرت ابوالفضل العباس(ع)

ز سجایای تو انگار به ما هم دادند
یعنی ای ماه ز مهر تو بما غم دادند

ادب ماه بنازم که به ما نور دهد
این همه عشق، نگویید بما کم دادند

ای لب لعل تو نازم که به خشکی دریاست
شکر لِلَّه به ما هم کمی از یم دادند

ز وفاداری تو علقمه شد عالمگیر
یعنی از مکتب تو نور به عالم دادند

مادرت ام بنین درس ادب داد تو را
این تو بودی که از این درس دمادم دادند

ذکر غم های حسین از لب تو چون برخواست
قبل هر چیز به یمن تو بما هم دادند

در تماشای تو دلداده تر از زینب کیست؟
این حسین است که بی تو، به قدش خَم دادند

هرکه مست تو شود کار مسیحا بکند
گویی از جام تو بر عیسی مریم دادند

راستی واسطۀ نام کلیم الله کیست؟
می ساقیست به موسی که چنین دم دادند

سجده دانید ملائک به چه کردند همه؟
سیری از نور ابالفضل به آدم دادند

باید از راه بصیرت به تو آقا برسیم
چون به لطف تو به ما اذن محرم دادند

به علمداری و دینداری این آقا بود
که بما بی خبران هیئت و پرچم دادند

به فداکاری آقام ابالفضل قسم
مثل عباس بما خط مقدم دادند

یاری رهبرمان رمز مسلمانی ماست
عَلَم قافله را دست معظم دادند

(محمود ژولیده)

اشعار روز تاسوعا؛ حضرت ابوالفضل العباس(ع)

از خواهش لبهای او بی تاب شد آب
از شرم آن چشمان آبی آب شد آب

وقتی که خم شد نخل‌ها یکباره دیدند
لبخند زد مَرد و پر از مهتاب شد آب

آنقدر بر بانوی دریا سجده می‌کرد
تا در قنوت آخرش محراب شد آب

زیباترین طرح خدا بر پرده‌ها رفت
وقتی میان دستهایش قاب شد آب

یک لحظه با او بود اما تا همیشه
از چشمهای تشنه‌اش سیراب شد آب

آن تیرها، شمشیرها بارید و بارید
توفان گرفت و گرد او گرداب شد آب

تیر آمد و … از حسرت مشکی که می‌مرد
مرداب شد، مرداب شد، مرداب شد آب

(قاسم صرافان)

اشعار روز تاسوعا؛ حضرت ابوالفضل العباس(ع)

عاقبت دست رسای تو جدا خواهد شد
عاقبت ماه جمال تو دو تا خواهد شد

تیر ها زائر چشمان سیاهت گردند
چشمت آیینه تمثال خدا خواهد شد

بعد تو یک حرم و لشکری از نامردان
غیرت الله چه گویم؟ که چه ها خواهد شد

نفس سوخته مشک پر آبت گوید
العطش زمزمه اهل سما خواهد شد

جسم پر خون در علقمه و بین حرم
هیبت روضه العباس به پا خواهد شد

بی عمو خیمه و بی آب شود مشک عمو
شادی خیمه مبدل به عزا خواهد شد

لشگری هلهله فتح به پا خواهد کرد
دختری بین حرم نوحه سرا خواهد شد

بی علمدار علم دست یتیمان افتد
گیسوی سوخته در باد رها خواهد شد

علقمه قبله حاجات خلائق گردد
نام تو آیه ایثار و وفا خواهد شد

(سید محمد میر هاشمی)
اشعار روز تاسوعا؛ حضرت ابوالفضل العباس(ع)

منم ماه بنی هاشم که عباس است نام من
بود ام البنین مام و، علی باب کرام من

من آن سرباز جانبازم که از لطف خداوندی
لبالب از می حب حسینی گشته جام من

من آن مرد سلحشورم که بهر کشتن دونان
بود شمشیر تیز شاه مردان در نیام من

من آن شیرم که چون افتد به دامم دشمن قرآن
نباشد بهر او راهی که بگریزد ز دام من

من آن علمدارم که اندر عرصۀ هیجا
سر دو نان، چو گویی، نرم گردد زیر گام من

بود این افتخارم بس، که گوید خسرو خوبان
بود عباس نام آور نگهبان خیام من

غلام و جان نثار و چاکر و عبدم به دربارش
که اندر رتبه شاهانند در عالم غلام من

ندادم تن به زیر بار ظلم و ذلت و خواری
که بر ذرات عالم گشته واجب احترام من

نکردم بی وفایی با حسین، آن خسرو خوبان
به عالم گشت ثابت زین فداکاری مقام من

نخوردم آب و، دادم تشنه جان و، در درون آب
ز سوز تشنگی می سوخت بهر آب کام من

نگردد خوار و زار و زیردست ظالمان هرگز
نماید پیروی کردار هر کس بر مرام من

رسان (ژولیدۀ ) محزون درورد گرم و بی پایان
به نزد دوستان من پس از عرض سلام من

(ژولیده نیشابوری)

اشعار روز تاسوعا؛ حضرت ابوالفضل العباس(ع)

نام سقا دیده ها را خوب گریان می کند
دیده ی پر اشک را سقا چراغان می کند

او بُود باب الحسین ذُخر الحسین عبد الحسین
عالمی را بر در ارباب مهمان می کند

هر که می گوید حسین آغوش بگشاید بر او
بر دل سینه زنان لطف فراوان می کند

دست داده تا بگیرد دست هر افتاده را
این اباالفضل است بر ما لطف و احسان می کند

” خلق می دانند در بهدار ی قرب حسین
دردها را بیشتر عباس درمان می کند”

مادرش ام البنبن هم ضامن عشاق اوست
در قیامت شیعیان را شاد و خندان می کند

دست او بر دست زهرا روز محشر دیدنی ست
دست او مشکل گشایی از محبان می کند

پیش او از معجر زینب سخن گفتن خطاست
این سخن عباس را زار و پریشان می کند

سی شب ماه محرم باید از عباس گفت
گفتن از او لطف مهدی را نمایان می کند

(جواد حیدری)

اشعار روز تاسوعا؛ حضرت ابوالفضل العباس(ع)

قلم به دست شدم تا ز دست ها بنویسم
غریب وار پیامی به آَشنا بنویسم

نرفته یک غمم از دل غمی دگر رسد از ره
به خانه ی دل تنگ و برو بیا بنویسم

غریبی من و دل را کسی چه داند و بهتر
که مویه های غریبانه با رضا بنویسم

پی رضای رضا بودم و به خویش بگفتم
روم به طوس، در آنجا ز کربلا بنویسم

به یاد کودکی و درس و مشق و مدرسه افتم
به تخته مشق ز بابا و طفل و آ بنویسم

چه کودکانه و خوش باورانه بود و فسانه
نه آبی آمد و نی باد پس چرا بنویسم؟

به یاد قامت سقا و دست و همت سقا
رسا اگر چه نگویم ولی رسا بنویسم

گهی ز پشت حسین و گهی ز فرق ابوالفضل
یکی یکی بشنیدم دو تا دو تا بنویسم

به فرش خاک بیابان به عرش نیزه ی دونان
تنی جدا بسرایم سری جدا بنویسم

چه بر سر تنش آمد ز من مپرس که باید
ز توتیا شده در چشم بوریا بنویسم

بنی اسد بگذارید روی قبر شهیدان
غزل نه، قطعه از آن قطعه قطعه ها بنویسم

ز نوک نیزه و کنج تنور و دیر و نصارا
تمام، سیر و سفر بود از کجا بنویسم

چه می گذشت به بزم یزید با دل زینب
شراب را بگذارم کباب را بنویسم

لبی به طعنه و طغیان لبی لبالب قرآن
دگر مپرس، سزا نیست ناسزا بنویسم

(علی انسانی)

اشعار روز تاسوعا؛ حضرت ابوالفضل العباس(ع)

زخمی که داغ رفتن تو بر جگر گذاشت
بر چهره ی حسین همان دم اثر گذاشت

چون پاره گشت مثل دو چشم تو مشک آب
سقایی و تلاش تو را بی ثمر گذاشت

می خواست از فتادن تو جان دهد حسین
زینب برای یاری اش آمد، مگر گذاشت

دستی کنار نعش تو بر سر گرفته بود
دستی دگر ز ماتم تو بر کمر گذاشت

با سرعت آمد و علمت را بلند کرد
زینب چو دید شه به سر نیزه سر گذاشت

تا عمر داشت عقده به قلب سکینه بود
او را چرا حسین ز تو بی خبر گذاشت

***

گفتی که راحتی که بمانی به علقمه
این ماندنت حریم مرا در خطر گذاشت

راز جدایی حرمت از من این بود
شرمندگی ز خیمه تو را دورتر گذاشتش

(رضا رسول زاده)

اشعار روز تاسوعا؛ حضرت ابوالفضل العباس(ع)

وعده ای داده ای و راهی دریا شده ای
خوش به حال لب اصغر که تو سقا شده‌ای

آب از هیبت عباسی تو می‌لرزد
بی عصا آمده‌ای حضرت موسی شده‌ای

به سجود آمده‌ای یا که عمودت زده ‌اند
یا خجالت زده‌ای وه که چه زیبا شده ‌ای

یا اخا گفتی و ناگه کمرم درد گرفت
کمر خم شده را غرق تماشا شده ‌ای

منم و داغ تو و این کمر بشکسته
توئی و ضربه‌ای و فرق ز هم وا شده‌ ای

سعی بسیار مکن تا که ز جا برخیزی
کمی هم فکر خودت باش ببین تا شده ‌ای

مانده‌ام با تن پاشیده‌ات آخر چه کنم؟
ای علمدار حرم مثل معما شده ‌ای

مادرت آمده یا مادر من آمده است
با چنین حال به پای چه کسی پا شده ‌ای

تو و آن قد رشیدی که پر از طوبی بود
در شگفتم که در این قبر چرا جا شده ‌ای

(علی اکبر لطیفیان)

دسته‌ها
آخرین عناوین اجتماعی واقفین اخبارپایگاه هنرمندان اخبار

مستندی از زندگی نامه بنیانگذار «نوبل ایرانی»

به گزاش بقاع خبر به نقل از روابط عمومی سازمان اوقاف و امور خیریه،با توجه به ضرورت معرفی هرچه بیشتر شخصیت‌های برجسته و تاثیرگذاری همچون مرحوم «حسینعلی البرز» به مردم کشورمان، مجموعه‌ای دو قسمتی (۴۵ دقیقه‌ای)  پیرامون همین موضوع در حال تولید است.

فیلمنامه این مجموعه که «صفر و بی نهایت» نام دارد، گذری بر زندگی پر فراز و نشیب «حسینعلی البرز»، در طول دوران زندگی وی است.

اسناد بنیاد البرز، کتاب چهره ماندگار وقف به قلم منوچهر فقیه و روزنامه‌های اطلاعات و کیهان از منابع استفاده شده در این مستند هستند که توسط مهدی ضحاکی و سجاد فرامرزی کارگردانی شده است.

تصویربرداری از افرادی که مرحوم «حسینعلی البرز» را درک کرده‌اند و دانشجویان و افراد موفقی که از بنیاد البرز جایزه گرفته‌اند و همچنین بازسازی زندگی موسس بنیاد فرهنگی البرز از دوران کودکی تا لحظه مرگ و پیشرفت بنیاد بعد از انقلاب اسلامی در بیش از ۲۰ لوکیشن مختلف، از مراحل ساخت مجموعه «صفر و بی نهایت» است که سجاد فرامرزی تهیه‌کننده آن است.

جلیل فرجاد نقش مرحوم «حسینعلی البرز» را در مجموعه «صفر و بی نهایت» بر عهده دارد؛ علی صابری و بنیامین صفاپور از دیگر بازیگران این مجموعه هستند.

 بنیاد فرهنگی البرز با هدف‌‌‌ ترویج فرهنگ و دانش کشور، سال ۱۳۴۲ توسط زنده‌یاد مرحوم «حسینعلی البرز» از طریق وقف اموال، تاسیس شده است.

مرحوم «حسینعلی البرز» برای تاسیس این بنیاد تمام اموال خود را «وقف» کرد؛ وی حتی خانه شخصی خود را نیز فروخت و مبلغ آن را به مجموع دارایی‌های بنیاد اضافه کرد و در یکی از اتاق‌های هتل ایرانشهر زندگی کرد.

موسس بنیاد فرهنگی البرز سال‌ها علاوه بر عضویت در نخستین هیئت امنای دانشگاه شریف، تمام تلاش خود را در حمایت از نخبگان ایرانی در تمامی سطوح از طریق ابداع و اعطای وام شرافتی (بدون ضامن و بهره) به دانشجویان، اشتغال فارغ التحصیلان دانشگاهی و همچنین ابتکار و اهدای جایزه بنیاد البرز به‌عنوان جایزه نوبل ایرانی به برترین‌های علمی کشور به کار بست.

بنیانگذار وقف علمی کشور، علیرغم بیماری و منع پزشکان از هرگونه فعالیت، مسئولیت مدیرعاملی بنیاد را با اشتیاق به عهده گرفت و در طی سال‌های حضورش در ایران، مادام‌العمر خود را از دریافت هرگونه حقوق، پاداش و مزایا بابت مدیریت در بنیاد محروم کرد و به عبارتی، علاوه بر وقف تمامی اموال خود، وجود خود را نیز وقف کرد.

گفتنی است، اسامی عوامل دیگر ساخت این مجموعه به شرح زیر است:

مدیر فیلم برداری: علی اکبر عطایی

فیلمبردار اول:امیرحسین نوش آذر

دستیار:حامد علیزاده

مدیر تولید: مهدی شهرباف

طراح صحنه: فریاد صالح

دستیار صحنه:ارکان تیموری – محسن تقی پور

طراح لباس: آمنه شیخ الاسلام

دستیار:سعیده اصغری

طراح گریم: مهدی شعبانی

منشی صحنه:مژگان مظاری

مدیر تدارکات:افشین حیدری

دستیار کارگردان:میثم مرادی

گروه برنامه ریزی: مهدی باقرپور، فاطمه غلامی

دسته‌ها
فرهنگی اجتماعی اخبارپایگاه هنرمندان اخبار

نمایش “خروج ” بصورت آنلاین

 

به گزارش بقاع خبر: شیوع کرونا ، تعطییلی سالن های سینما و تمدید آن ازچالش‌های جدی این روزهای سینمای ایران است . اکران آنلاین و عرضه فیلم‌ها بدون اکران عمومی در شبکه نمایش خانگی از جمله راه‌کارهای پیشنهادی است که حاتمی کیا در این مسیر پیشگام شده است .

با توجه به شیوع ویروس کرونا و حضور مردم در خانه‌ها ، سازمان هنری رسانه‌ای اوج تصمیم بر نمایش آنلاین فیلم سینمایی «خروج» به کارگردانی ابراهیم حاتمی‌کیا گرفت .. این تصمیم با موافقت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و مراجع قانونی نمایش در کشور روبرو شد.

مخاطبان می‌توانند با خرید قانونی می تواند بیستمین و تازه ترین فیلم ابراهیم حاتمی‌کیا در مقام کارگردان را از اوایل هفته آینده با خانواده به تماشای این فیلم بنشینند. برای اولین‌بار است که یک فیلم سینمایی ابتدا پخش آنلاین مجازی و سپس اکران در سینماها را خواهد داشت .

فیلم سینمایی «خروج» در سی‌وهشتمین جشنواره فیلم فجر به نماش درآمد و با استقبال مردم در سینماهای سراسر کشور روبرو شد.

 

احتمال تغییرمناسبات پخش و اکران درایران

شهاب اسفندیاری رئیس دانشگاه صداوسیما در حساب توییتری خود درباره اکران فیلم ابراهیم حاتمی‌کیا در شبکه نمایش خانگی نوشت : اتفاق مهمی است. اولین تولید بزرگ و دارای پروانه نمایش که پس از یک اکران محدود (در جشنواره فجر) مستقیم در اینترنت عرضه می‌شود. «اوج» کاری را انجام داده که «نتفلیکس» سالها قبل شروع کرد و به تغییر مناسبات پخش و اکران در آمریکا انجامید. در ابتدا بحث انگیز بود ولی کم کم جا افتاد.

تا قبل از این فیلم‌ ها تنها در صورتی برای اکران در سالن‌های زنجیره‌ای بزرگ سینما در آمریکا پذیرفته می‌شد که حداقل ۹۰ روز بین اکران و عرضه DVD/اینترنتی فیلم فاصله باشد. نتفلیکس این مقررات را بر هم زد و پس از اکران محدود، فیلم‌هایش را برای دهها میلیون مشترک اینترنتی عرضه کرد.

در حالی که فیلمسازانی مانند اسپیلبرگ علیه تضعیف اکران سینمایی توسط نتفلیکس موضع‌گیری کردند، فیلمسازان صاحب نامی مانند برادران کوئن، آلفوسو کوارن و مارتین اسکورسیزی با نتفلیکس همکاری کردند. حتی فیلم «روما» محصول نتفلیکس ۴ جایزه اسکار برنده شد.

البته نتفلیکس برای جلب رضایت این کارگردان‌ها، فیلم‌هایشان را برای چند هفته در سالن‌های کوچکتر یا سالن‌های اجاره‌ای اختصاصی اکران می‌کرد. اما درآمد اصلی در عرضه اینترنتیِ همزمانِ جهانی بود. دیگر بین اکران آمریکا و اکران در سایر نقاط جهان فاصله‌ای و واسطه‌ای نبود.

هرچند این تصمیم متأثر از شرایط کرونایی فعلی است، باید دید آیا عرضه مستقیم اینترنتی فیلم‌های سینمایی مناسبات اقتصادی سینمای ایران را هم تحت تأثیر قرار می‌دهد یا خیر. اما شکی نیست که شرکت‌های عرضه اینترنتی فیلم و سریال بسیار خوشحال خواهند شد.

 

معرفی ابراهیم حاتَمی‌کیا

متولد ۱ مهر ۱۳۴۰ در تهران ، کارگردان، فیلمنامه‌نویس، تدوینگر و بازیگر سینمای ایران است. وی دانش‌آموخته رشته سینما ( گرایش فیلمنامه‌نویسی ) از دانشکده سینما و تئاتر دانشگاه هنر است. وی فعالیت‌های سینمایی خود را با ساخت فیلم‌های کوتاه و مستند در رابطه با سینمای جنگ آغاز کرد.

او برای ساخت فیلم آژانس شیشه‌ای جایزه بهترین فیلم‌نامه و کارگردانی را از شانزدهمین جشنواره فیلم فجر دریافت کرد. حاتمی کیا تا کنون دو بار برای فیلم‌های آژانس شیشه‌ای و به رنگ ارغوان موفق به کسب سیمرغ بلورین بهترین کارگردانی جشنواره فیلم فجر شده است.

در سال ۱۳۹۳ حاتمی کیا یکی از نه سینماگری بود که نشان افتخار جهادگر عرصه فرهنگ و هنر برای یک عمر فعالیت دریافت کرد. حاتمی کیا در رأی‌گیری از ۵۵ فیلم‌شناس ایرانی به سال ۱۳۸۱ به عنوان یکی از ده فیلم‌ساز برتر تاریخ سینمای ایران شناخته شد و همچنین در نظرسنجی از ۴۳ منتقد برای بهترین کارگردانان پس از انقلاب در رده چهارم قرار گرفت.

دسته‌ها
هنرمندان اخبارپایگاه هنرمندان اخبار

کودکان کار در روزهای شیوع کرونا

مجید مجیدی کارگردان فیلم سینمایی «خورشید» روایت دیدار خود با دو کودک کار در روزهای فراگیری و شیوع ویروس «کرونا» را در قالب یادداشتی منتشر کرد.  در این روایت آمده است:

دو برادر بودند، احمد و کاظم، ده ساله و دوازده ساله. برادر بزرگتر احمد تمام قد به داخل سطل زباله رفته بود و تکه‌هایی از آشغال را به بیرون پرتاب می‌کرد و برادر کوچکتر بیرون از سطل زباله تکه‌های کاغذپاره و مشمای پلاستیکی را به داخل گونی بزرگی می‌ریخت. نزدیک آن‌ها آمدم، ابتدا فکر کردند رهگذر هستم و عبور می‌کنم اما وقتی دیدند مقابلشان ایستادم، دست از کار کشیدند و به من زل زدند.

با چشمان نافذشان به من خیره شده بودند و من مانده بودم چه بگویم. به کسی که داخل سطل زباله بود گفتم بیا بیرون نگاهی به دور و برش کرد و با اکراه از سطل زباله آمد بیرون. گفتم: «آخه پسر جون مریض می‌شید.» بدون توجه به حرف من شروع کرد با برادر کوچکتر خود زباله‌ها را در کیسه ریختن. سعی کردم فضا را عوض کنم و با آن‌ها رفیق شوم.

گفتم: «الان که مریضی اومده خیلی خطرناکه»، از گفتن این حرف لبخندی بر لبان برادر کوچکتر نشست و نگاهی به برادر بزرگتر کرد و هر دو خندیدند، گویی که با هم شوخی داشته باشند. از خنده آن‌ها من هم خندیدم و گفتم برای چه می‌خندید؟ حرف خنده‌داری زدم؟

برادر کوچکتر با شیطنت گفت: «داداشم میگه ما خود کرونا هستیم.» این را گفت و از خنده ریسه رفت، حالا فضای گفت‌وگوی من با آن‌ها آماده شده بود و شوخی و جدی با هم همکلام شدیم. ابتدا همه چیز به شوخی گذشت ولی بعد فضا که کمی صمیمی شد، لب به شکایت بازکردند و گفتند: «ما نان‌آور خانواده هستیم و توی مترو و سر چهار راه دست‌فروشی و شیشه‌های ماشین‌ها رو پاک می‌کردیم. از وقتی که کرونا اومده کاسبی ما هم خراب شده. مردم از ما در مترو و سر چهارراه نه خرید می‌کنند و نه می‌گذارند ماشین‌ پاک کنیم از ترس کرونا؛ ما هم مجبور شدیم بیایم سراغ سطل زباله.»

آن‌ها می‌گفتند: «تنها ما نیستیم، خیلی از بچه‌ها که کار و کاسبی‌شون رو از  دست دادن اومدن تو کار زباله.» نمی‌دانستم چه باید به آنها بگویم، کمی با هم گپ زدیم و از محل زندگی و درس از آنها سوال‌هایی کردم ولی مدام در این فکر بودم که چه کار باید برای این بچه‌ها کرد.

گفتم لااقل از مسئولین و مردم بخواهیم گروه‌های امدادی درست شود که اولاً به این بچه‌ها کمک شود، شناسایی شوند و برای مدتی که این مریضی ریشه‌کن شود آن‌ها در امان باشند. از طرفی این بچه‌های معصوم ناقل این بیماری نشوند.

به امید روزی که کلاً بتوانیم کاری کنیم که شاهد کار کودکان نباشیم و آن‌ها را در پشت میز مدرسه ببینیم و از طرفی دست سوء استفاده از این کودکان را بتوانیم ریشه‌کن کنیم.

مجیدی کارگردان سینمای ایران که با فیلم «خورشید» و پرداختن به زندگی کودکان کار در سی و هشتمین جشنواره فیلم فجر حضور داشت دراین روزها که کرونا جهان را فرا گرفته است . دردمندانه مشاهدات خود از زباله گردی احمد و کاظم  را روایت نموده است .

 

دسته‌ها
اخبارپایگاه هنرمندان فرهنگی کرامات (شفایافتگان) هنرمندان خادمین اخبار

معمار اراکی،کسی که گنبد مسجد شاهزاده محمد هفت عمارت اراک را در سن ۱۶ سالگی ساخته است

خبرنگار بقاع نیوز با او درباره فعالیتش در این عرصه به گفتگو نشسته که حاصل این گفتگو را در زیر می خوانید.

خیلی کوچک بود که به عنوان شاگرد نزد اوستا معمار حاج اصغر در شهر اراک مشغول به کار شد. کمره ای از آن روزها می گوید: «۱۵ و ۱۶ ساله بودم که کار با اوستا اصغر را شروع کردم. همراه با حاج اصغر کارهای معماری بازار، مساجد و امامزاده ها را انجام می دادیم. علاقه ام به یاد گیری باعث شد تا خیلی زود در کارم مهارت پیدا کنم. اغلب کارهای سازه فلزی گنبدها و گلدسته ها را من انجام می دادم.»

وی حرف هایش را ادامه می هد: «آن روزها همیشه در حیران بودم که حاج اصغر بودجه ای ندارد، چرا هیچ وقت در کار معطل نمی ماند. هر بار او بی آنکه برنامه ریزی مالی داشته باشد کارهای عمرانی مساجد و اماکن متبرکه را قبول می کرد و قبل از آنکه کار را شروع می کرد مصالح مورد نیاز ساخت و ساز مانند آهن ، سیمان و … که اغلب نذری بود، تامین می شد.»

کمره ای وقتی ۱۶ سال داشت اولین گنبد را ساخت. او می گوید: «جوشکاری گنبد مسجد شاهزاده محمد هفت عمارت اراک را وقتی ۱۶ سال داشتم انجام دادم. هر بار که مرمت و ساخت گنبد یا گلدسته ای را قبول می کردم احساس می کردم دینی که نسبت به اهل بیت دارم را ادا می کنم.دستمزدی که برای مرمت و ساخت مساجد دریافت می کردم برکت زیادی داشت.»

کمره ای علاوه بر گنبد مسجد شاهزاده محمد اراک، گلدسته های مسجد جمال آباد از توابع اراک را هم ساخته است. او از خاطره ای که در زیارت مرقد مطهر امام حسین (ع) دارد می گوید: « در طول جنگ تحمیلی بارها مجروح شده بودم، از همان زمان آرزوی رفتن به کربلا را داشتم. یک شب بعد از نماز به درگاه خدا گریه کردم، از امام حسین (ع) خواستم مرا هم بطلبد به زیارتش بروم. فردای همان روز دوست دوران جنگم که مدتها بود از او خبری نداشتم با من تماس گرفت و گفت: «پدرم در بین الحرمین دفن شده است. او در کربلا خانه ای دارد که برای اسکان جانبازان در مدت اقامت در کربلا اختصاص داده است. اگر می خواهی بروی کربلا چون جانباز هستی می توانی در آن خانه اقامت کنی.»

کمره ای حرف هایش را ادامه می دهد: « هنوز هم در حیرتم چگونه بلیط و ویزای سفرم جور شد. با پسرم به کربلا رفتیم. به لطف و عنایت امام حسین(ع) نه تنها مرقد مطهر امام حسین(ع) را زیارت کردم بلکه توفیق کمک به معمارانی که اطراف حرم مشغول فعالیت بودن هم نصیبم شد.»

وی داشتن فرزندان صالح و آرامشی که در زندگی دارد را از برکت حضور در فعالیت های عمرانی اماکن متبرکه می داند و می افزاید: « وقتی ما به ائمه نزدیک شویم آنها هم توجه ویژه ای به ما می کنند. هر بار تصمیم گرفتم ساخت و ساز و معماری اماکن مقدس را بر عهده بگیرم حضور اهل بیت در زندگی ام را احساس کردم. آرامشی که امروز در زندگی دارم از لطف و توجه اهل بیت است.»

انتهای پیام/

معصومه ماه پیکر