وقف در ایران اسلامی
ایران در سال 32 . ق با مرگ یزد گرد ، جزء قلمرو اسلامی شد و زمین های ایران ، محکوم به حکم فقه اسلامی گردید و بخشی از این زمین ها که در هنگام فتح مسلمین آباد بود و صاحبان پیشین آن مسلمان نشدند ، زمین های خراجیه نام گرفت ودر حکم اراضی وقفی واقع شد .
تا زمان سامانیان ( 389- 261ه.ق ) امور مربوط به وقف رونق و نظم و نسق چندانی نداشته است . در این دوران از تشکیلاتی با نام دیوان موقوفات یا اوقاف سخن به میان آمده است که نشان میدهد موقوفات نسبتا” فراوانی وجود داشته که نیازمند دیوانی برای اداره امور بوده است .
سلجوقیان
قرون چهارم تا هفتم هجری مصادف با رونق چشمگیر وقف در ایران بود : به نحوی که در قرن ششم با استقبال بی سابقه مردم از سنت حسنه وقف ، ده ها مرکز آموزشی – درمانی و کتابخانه تاسیس شد و موقوفات عام المنفعه گسترش یافت .
طی قرن پنجم و ششم ، اراضی موقوفه نسبتا” وسیعی وجود داشته است . چنین به نظر می رسد که در مورد اوقاف از سوی حکومت مرکزی نظارت مخصوصی اعمال می شده که با سیاست مذهبی سلجوقیان موافق بوده است به موجب این سیاست ،تشکیلات مذهبی را در دایره تشکیلات حکومتی محدود میکردند.
به همین خاطر نظارت کلی بر اوقاف از سوی حاکم به قاضی عسکر لشکر محول شده بود .
مغولان
پس از لشکر کشی چنگیز در سال 616ه. ق ودر پی انقراض عباسیان در سال 656 ه. ق کم کم اوضاع به گونه ای شد که ایرانیان به دستگاه سلطنت مغولان راه یافتند و پس از مرگ چنگیز ، غازان خان در سال 690 ه. ق به سلطنت رسید و رشید الدین فضل الله وزیر او شد .
از مهم ترین وقفنامه های این دوره می توان به وقف نامه ربع رشیدی که یکی از کم نظیرترین مجموعه های وقفی است اشاره نمود . یک شهر دانشگاهی کامل که با در نظر گرفتن تمام مناصب و شئونات اجتماعی طراحی شده بود و علاوه بر موقوفه بودن خود نیز به وسیله عواید موقوفات اداره می شد این مجموعه توسط رشیدالدین تاسیس شد .
در قرن هشتم مسئله وقف در خانواده ها جامعه و محافل دولتی مطرح بود و وقفنامه های جدیدی نوشته شد : بطور مثال وقف نامه سه ده کاشان ( شامل بیدگل ، هراسکان و مختص آباد ) و وقفنامه مدرسه رکنیه یزد که متعلق به همین دوران است .
معافیت مالیاتی موقوفات در آن دوران ، نشان از گسترش فرهنگ وقف دارد . از جمله اسناد این دوران ، فرمان سلطان احمد جلایر در سال 773 ه . ق مبنی بر معافیت موقوفات مخصوص بقعه شیخ صفی الدین از مالیات می باشد .
همچنین رشید الدین فضل الله طی فرمانی می نویسد : « اگر نقصان عواید اوقاف به علت صدور حواله و مطالبه مالیات زاید از طرف دیوان است ، موقوفات را باید از پرداخت این حواله ها و مالیات معاف دارند .»
تیموری
در قرن نهم ودر عصر تیموری نیز موقوفه هایی بر اوقاف کشور افزوده شد . بسیاری از مساجد بزرگ کشور مربوط به این دوره است که از آن جمله می توان مساجد زیبای گوهر شاد در مشهد و هرات ، مسجد امیر چخماخ در یزد ، مسجد کبود و مسجد حظیره تبریز را نام برد .
صفویه
حکومت صفویه در سال 906 ه. ق با سلطنت شاه اسماعیل آغاز شد . در دوران صفوی وقف رونق و رواج فراوانی یافت و علاوه بر مردم عادی و متمولین ، شاهان صفوی نیز اموال فراوانی را به جرگه موقوفات افزودند .این خاندان بسیاری از املاک خود را وقف مقاصد خیریه و به ویژه وقف بقاع متبرکه شیعه ودر رأس همه وقف آستان مبارک امام رضا ( علیه السلام ) وحضرت فاطمه معصومه ( سلام الله علیها ) نمودند .
در این دوره مأموران امور اوقاف ، مستوفی نامیده می شدند و در رأس ایشان « صدر » یا « صدرالصدور » قرار داشت که از نفوذ زیادی برخوردار بود و همین امر از نابسامانی و هرج و مرج در امر اوقاف جلوگیری می کرد .
افشاریه
بر خلاف صفویه که موقوفات را گسترد و بدان رونق بخشید ، نادر شاه افشار بدان آسیب رساند وی در ابتدا سلطنت خود فرمان داد که در تمام ایران اوقاف را ضبط نمایند تا به مصرف قشون و لشکریان برسد .
به دنبال این فرمان زمین های وقفی غالبا” به تملک عمده مالکان درآمد . بسیاری از وقفنامه ها پنهان و به تبع آن بسیاری از موقوفات مجهول شد . از سوی دیگر در جریان غارت افغان ها نیز بسیاری از اسناد اوقاف در آتش سوخت و به تدریج زمین های وقفی عملا” از حالت موقوفه بودن خارج شد .
زندیه
کریمخان زند که حکومتی با ماهیت شیعی برپا کرده بود دوباره به علما و محافل دینی بها داد و به اوقاف توجه نمود . او طی فرمانی وزیری مستقل را برای رتق و فتق و سامان دادن موقوفات مملکت برگزید و خود نیز موقوفاتی را ایجاد نمود .
قاجاریه
در دوران قاجاریه که آغاز تاثیر پذیری ایران از غرب بود علی رغم افزایش تعداد موقوفات اوضاع اوقاف آشفته بود . اما در دوران سپهسالار ، اقدامات اصلاحی مانند نظارت و ثبت موقوفات در جهت بهبود اوضاع اوقاف انجام شد و شخص سپهسالار نیز از اموال خویش موقوفات قابل توجهی را بر جای گذاشت که مدرسه علمیه سپهسالار ( مدرسه عالی شهید مطهری « ره » ) و مجلس شورا یا ساختمان بهارستان از آن جمله است .
پس از مشروطیت تا پیروزی انقلاب اسلامی
در دوران مشروطه با تاسیس وزارت معارف و اوقاف و صنایع مستظرفه در سال 1328 قمری ، اداره امور وقف تحت نظر این وزارتخانه قرارگرفت ودر شهرستانها ، مسئول اداره معارف ، وظیفه رسیدگی به موقوفات را در کنار امور آموزش و پرورش بر عهده گرفت .
حکومت پهلوی
در سال 1320 ه. ش قانونی مبنی بر فروش املاک موقوفه تصویب شد که پس از اندکی لغو گردید . لایحه قانونی اصلاحات اراضی که اراضی موقوفه را هم در بر می گرفت سبب شد که بسیاری از اراضی موقوفه از حالت وقفی خارج شوند . این اقدام ، موجب گردید که مردم نسبت به دولت کاملا” بی اعتماد شده و به جای وقف های بزرگ و بنیادهای وقفی که سنتی رایج در ادوار پیشین بود به فعالیتهای خیریه فردی روی آوردند . این اتفاق از مهم ترین وقایع تاریخ وقف است که پس از مشروطه به وقوع پیوست .
پس از انقلاب اسلامی
با پیروزی انقلاب اسلامی به رهبری زعیم عالیقدرحضرت امام خمینی ( رحمه الله علیه ) و احیای احکام نورانی اسلام ، روح تازه ای در کالبد موقوفات کشور دمیده شد . ایشان برای جبران اجحاف ها و کم توجهی ها به وقف در قدم اول با فتوای تاریخی خود که فرمودند :« موقوفات باید به حال وقفیت باقی بماند و عمل به وقف شود » سبب تصویب اولین لایحه قانونی در جهت احیاء و استیفای منافع موقوفات در تاریخ 4/2/1358 شدند .
از این پس راه برای شورای مرکزی اوقاف که بعدا” به « سازمان حج و اوقاف و امور خیریه » تغییر نام یافت هموار گردید و در حد توان به انجام وظیفه در جهت احیاو گسترش موقوفات پرداخته شد و توفیقاتی نیز در این راستا بدست آمد . وضعیت کنونی سازمان از حیث شرح وظایف و ساختار سازمانی ، چیزی است که در قانون تشکیلات و اختیارات سازمان اوقاف و امور خیریه در تاریخ 10/2/1363 معین و پس از آن تغییراتی در آن داده شد. در تارخ 15/8/1370 کلیه امور مربوط به حج و زیارت از سازمان حج و اوقاف و امور خیریه منفک و بر عهده سازمان حج و زیارت قرار گرفت و عنوان سازمان حج و اوقاف و امور خیریه به « سازمان اوقاف و امور خیریه » تغییر نام یافت .
محقق و نویسنده:حسین آذربایجانی