دسته‌ها
آخرین خبر اخبار اربعین دیگر حوزه ها دیگر حوزه ها فرهنگی ادبیات و نشر اخبار ویژه اخبارپایگاه سفرنامه آثار ادبی معرفی کتاب دیگر خبرها اخبار آخرین عناوین

کتاب «سر بر خاک دهکده» سفرنامه اربعین

به گزارش بقاع خبر، پیاده‌روی اربعین، سرشار از تجربه‌ها و وقایع جذابی است که روایت و مستند کردن هر کدام از آن‌ها اگر با قلمی روان نوشته شود، ماندگار خواهد شد.

بانوی نویسنده کتاب «سر بر خاک دهکده» یعنی فائضه غفار حدادی که تجربه‌های موفق قلمی دیگری هم دارد از پیاده‌روی اربعین در سال ۱۳۹۷ نوشته و به جاذبه‌های سفر اربعین پرداخته است.

او این سفر معنوی را با سفرهای اروپایی مقایسه هم کرده تا روایتی جذاب توأم با اشک و لبخند به دست آید. کتاب او شایسته تقدیر در رشته «مستندنگاری و روایت» در مهرواره هوای نو شده است.

زنی که روزی به «دهکده خاک بر سر» سفر کرده حالا به دهکده‌ای سفر می‌کند که دوست دارد سر بر خاکش بگذارد؛ دهکده‌ای که شهردارش همان علمدار کربلاست. او از سفری می‌نویسد که سراسر رحمت و است و جذبه؛ رحمتی واسعه از سفره ارباب که در عالم پهن شده و جاذبه‌ای مغناطیسی که کل عالم را به خود مجذوب کرده است.

در بخشی از این کتاب این عبارات را می‌شود خواند: «ما دهه شصتی‌ها توی صف بزرگ شده‌ایم و در این رشته تخصصی برای خودمان کسی هستیم! همه آن سال‌ها که من دوران جنینی و نوزادی و نوپایی و خردسالی را می‌گذراندم، بابا جبهه بوده و من و مامان دوتایی صف‌های مختلف را با استقامت خودمان از پا درآورده‌ایم، اما تا حالا صف سیم کارت نایستاده بودم که آن را هم الحمدلله تجربه کردم. نوبتم که می‌رسد، یکی اطلاعات پاسپورتم را توی تبلتی وارد می‌کند و همان تبلت را بلند می‌کند و بدون اینکه اجازه بگیرد از صورتم عکس می‌گیرد. از مراحل خرید است گویا! یکی هم پول را می‌گیرد و بسته سیم کارت را تحویل می‌دهد. چند نفر سرپا بین مردم می‌چرخند و سیمکارت‌های جدید را برای آن‌ها که مایلند توی گوشی می‌اندازند و چک می‌کنند که فعال شده باشد. خودم را به اولین نمونه از آن‌ها می‌رسانم. سرش شلوغ است. خودم سنجاق ته‌گرد دارم. سیم کارت را می‌اندازم و می‌دهم که فقط فعالش کند. به محض فعال شدن اینترنت چشمان مرد از تعجب گرد می‌شود. چند لحظه طول می‌کشد که بدانم چه اتفاقی افتاده. تلگرام گوشی من از دهم اردیبهشت که فیلتر شده تا این لحظه که ششم آبان ۹۷ است باز نشده. اینجا که دیگر تلگرام فیلتر نیست، به محض اتصال به اینترنت بالای هزار پیام روی آن آمده! مأمور فعال ساز در حالی که گوشی‌ام را پس می‌دهد، با دست اشاره می‌کند به تلگرام و می‌خندد. لابد فکر کرده این همه پیام در همین یک و نیم ساعتی که توی هواپیما بوده‌ام آمده و احتمالاً من خیلی آدم خفنی هستم که دوستان و هوادارانم در هر ساعت برایم هزاران پیام می‌فرستند!»

«خورشید که غرق نمی‌شود»، «به من دست نزن»، «دهکده خاک بر سر» و «خط مقدم» از دیگر آثار تألیفی فائضه غفار حدادی است.

دسته‌ها
سفرنامه معرفی کتاب آخرین عناوین

سفرنامه صفاء السلطنه نایینی(تحفه الفقراء)

نوشته میرزا علی خان نایینی (صفاء السلطنه)

کیفیت شهادت امام زادگان آقا علی عباس و شاهزاده محمد

گزارش کویر – نایین پژوه

به اهتمام محمد گلبن

موضوع: ایران – تاریخ – قاجاریان ۱۳۴۴ – ۱۱۹۳ ق ، ایران – سیر و سیاحت – قرن ۱۳، سفرنامه

چکیده کتاب: صفاء السلطنه نایینی یکی از رجال بنام دوران ناصرالدین شاه و مظفرالدین شاه قاجار و از چهره های فرهنگی و سیاسی آن عصر به شمار می‌آید. از جمله مقام‌های او معاونت وزارت انطباعات معاونت وزارت دول خارجه معاونت وزارت خراسان بوده است. سفرنامه حاضر که به سفرنامه خراسان روزنامه سفر خراسان سفرنامه خراسان و عراق عجم و تحفه الفقرا موسوم است. به قلم صفاء السلطنه نایینی نوشته شده شرح مسافرت او از مشهد تا تهران از راه رباطات به نایین و از آن جا به تهران در سال ۱۳۰۰ه ـ .ق است. مسیر سفر او از طریق: مشهد، تربت حیدریه، ساغند، طبس، چهارده، یزد، اردکان، نایین، اردستان، کاشان، قم و حضرت عبدالعظیم به تهران بوده است. در این سفرناه مولف هم به نکات تاریخی توجه کرده و هم مسایل جغرافیایی را مطمح نظر قرار داده است .اطلاعات درج شده در کتاب درباره راه و رباط و بناهای ملی و مذهبی (عرض راه خود) مانند مساجد کاروان سراها امامزاده ها و رباط ها بسیار حایز اهمیت است. مولف به هر شهر و دهی که وارد شده نخست به سراغ دانشمندان و علمای آن شهر رفته شرح احوال و اطلاعاتی از ان‌ها در کتاب خود اورده است. کتاب از مقدمه مفصل درباره صفاء السلطنه شرح حال سال شمار زندگی و معرفی اثار نویسنده برخوردار است .مصحح در پایان نیز توضیحات مبسوطی درباره برخی اشخاص و مکان‌های مندرج در متن افزوده است. صفحات پایانی نیز مشتمل بر فهرست های متعدد و مفصل نام اشخاص نام مکان ها بناها قلعه ها مسجدها مدفن‌ها امام زاده ها مدرسه‌ها رباط ها کاروانسراها دروازه‌ها چاپارخانه‌ها درخت‌ها میوه‌ها خوراکی‌ها گل‌ها لغات اصطلاحات فهرست منابع و عکس‌ها و طرح‌هایی از بناهای شهرها و مناطق مسیر صفاء السلطنه. گفتنی است چاپ نخست این اثر در سال ۱۳۶۶صورت گرفته و اینک چاپ دوم ان عرضه می‌شود.

لازم به ذکر است که نویسنده شرح زیبایی از نایین آورده است. ورود به نایین – جمعیت – آب و هوا – امامزاده – پیدایی امامزاده – بانی امامزاده- قلعه نایین – سیر تاریخی – بزرگان – دیدار با پدر – بناها – وضع حمامها- دیدار با اعیان و بزرگان – دیدار از مسجد جامع – فجایع صدر العلماء نائینی و فرزندانش – بیماری نویسنده – دیدار از محمدیه نایین – شرح فلعه و بناهای محمدیه – وجه تسمیه محمدیه – دیدار از مصلی – دیدار از بقاع و مزارات و مسجد بابا عبدالله – دهات اطراف – رباط و آب انبار – آب و هوای دهات – میوه ها – صیفی – ییلاقها – کم آبی – وضع دهاتها – حرکت از نایین

نحوه ی شهادت امام زادگان واجب التعظیم آقا علی عباس و شاهزاده محمد در کتاب صفاالسلطنه نایینی ذکر شده متن ذیل عینا از کتاب مذکور نقل شده و کلمه ای کم و زیاد نشده است .

باد =بادافشان یکشنبه دوازدهم :صبح از قرب قریه ی باد که اسم اصلی آن باد افشان است و از قرار مذکور شهری بوده که چهار فرسخ طول و عرض آن بوده گذشته در چاپارخانه ی قریه ی خالدآباد پنج فرسخی مغار منزل شد .گویند از مستحدثات خالدولید است.

خالدآباد

در گود ریگ یک فرسخی خالداباد از دور بقعه ی امام زاده علی عباس و ابی محمد که از اولاد حضرت موسی بن جعفر علیهما السلام بوده اندنشان دادند.تففصیل این دو امام زاده از قراری که در بعضی از تذکره ها نوشته شده اینست که چون حضرت عرش رفعت امام ثامن علیه السلام در خراسان ولایت عهد یافتند منتسبان خانواده ی امامت از مدینه ی طیبه متدرجا عزیمت تشرف به حضور مبارک نمودند از جمله این دو امام زاده شدرحال نموده چون به فین کاشان رسیدند بعضی از دوستان آن ها را از استعجال منع نموده گفتند چندی در این حوالی به سر می باید برد تا حقیقت امر و چگونگی حال امام علیه السلام معلوم شود لهذا اربعینی را در فین و بعدها بر حسب استشاره با دوستان و معاشران به شهر باد افشان که گمان وجود شیعیان داشتند آمدند.بعد از چهل روز خبر رسید که مامون غدر کرده آن حضرت را زهر خورانده شهید کرده است.این دو امام زاده متحسر و متحیر مانده در این محل به شرایط تعزیت داری پرداختند .دوستان و شیعیانی هم پیرامون ایشان مجتمع شده علی الظاهر اظهار مهربانی و غمخواری می کردندو چون خبر ایشان در اطراف منتشر شد و از جانب مامون جمعی نامزد شدند که از سادات علویه هر که را در اطراف بر سر سرکشی و جمع آوری مردم ببینند برایشان تاخته جمعشان را پریشان نمایند.مامورین چون به این صفحات رسیدند و ذکر مردم داری و بزرگواری این دو امام زاده را شنیدند به باد آمده پیرامن باد را چون گرد فرو گرفتند مردم باد چون دشمن را قوی و حال سادات را آشفته یافتند از امداد ایشان استنکاف نموده آن ها را با معدودی از شیعیان که در تشیع خلوصی داشتند مخذول گذاشتند.سادات چون چاره جز مقاتله نداشتند همت بر مدافعه گماشتند و مقابله نموده جنگی سخت مردانه بکردند و چون تاب مقاومت نیاوردند به فحوای الفرار ممالایطاق من سنن المرسلین فرار نمودند . شاید جانی از آن مهلکه بیرون توانند برد امام چون قضای الهی به شهادت ایشان شهادت میداد چون به گود ریگ رسیده بودند اباایوب که برادر کهتر بود از اسب درافتاده ابااسحق علی عباس به پرستاری او پرداخته در این اثنا دشمنان در رسیدند و عطش نیز که دشمنی اغوی بود غلبه نموده تاب مقاتله نداشتند .به هر حال سوار شده جنگ و گریز رو به باد نهادند و در خارج قلعه ی باد ملتمس آب شدند.مردم آبی شده آب ندادند .امام زادگان آنها را نفرین نموده باز غرق جهاد گردیدند و چون فرصت یافتند باز فرارا به جانب گود ریگ شتافتند بعضی از مردم باد دشمنان را با دست راست اشاره و ارائه نمودند که از آن طرف فرار کرده اند و دشمنان به آنها رسیده هردو را در آن ریگ زار به درجه شهادت رسانیدند.گویند به نفرین امام زادگان هنوز دست و آستین راست آن طایفه که نشان ایشان را داده بودند از آستین و دست چپ کوتاهتر است خلاصه پس از شهادت نیز کس را یارای دفن ایشان نبود بعد از سه روز زنان خالدآباد گفتند ماهم چون زنان بنی اسد که اجساد طاهره شهدای کربلا را به خاک سپردند به دفن ایشان اقدام نموده از قتل و اسر باک نمی داریم بعضی مردان نیز با زنان همراهی کرده جسد آن بزرگواران را هم در گود ریگ به خاک سپردند اما مزار ایشان از انظار مستور بود تا در عصر حضرت عسگری علیه السلام به اشاره امام مکشوف گردیده کراهات باهره ایشان مردم را به مقامات ظاهره و انساب طاهره ایشان دلالت نموده و مینمایدگویند حضرت امام حسن عسگری علیه السلام غلام سیاهی از ممالیک خود را برای خدمت مزار و تولیت قناتی که در قرب خالدآباد به اشاره آن امام حفر و با مزرعه عسگریه احداثی آن جناب وقف مزار آن دو بزرگوار شده مامور فرمودند و قریب هفتاد نفر از اولاد آن غلام هنوز در آنجا هستندو این بنده یکی از آن ها را دیده احوالپرسی نمودم گویند آب عسگریه را مردم باد متصرف شده منافع آن را اغتصابا میبرند باد و خالدآباد از توابع نطنز است از خالدآباد شبگیر شد