دسته‌ها
فرهنگی دیگر حوزه ها ادبیات و نشر دیگر خبرها دین و اندیشه اخبار آخرین خبر آثار ادبی دیگر خبرها اخبار آخرین عناوین

«پشت درهای بهشت» به چاپ دوازدهم رسید

به گزارش بقاع خبر، کتاب «پشت درهای بهشت» نوشته رضا کاشانی اسدی به‌تازگی توسط انتشارت کتاب جمکران به چاپ دوازدهم رسیده است.

جوانی طلایی‌ترین دوران زندگی هر آدمی است. اکثر جوانان شبیه به هم هستند. دو راهی‌های مهمی سر راهشان قرار می‌گیرد و مهم‌ترین و سرنوشت‌سازترین تصمیم‌های زندگیشان را باید بگیرند.

در یکی از مهم‌ترین پیچ‌های تاریخی جوانان دهه شصت هجری برسر یک دوراهی بزرگ قرار می‌گیرند. دورراهی اینکه طرف کم‌شمار حق را بگیرند و به سپاه امام حسین (ع) بپیوندند و در کنار سید جوانان اهل بهشت شهید بشوند یا اینکه به زرق و برق دنیا دل بسپارند یا اینکه سکوت کنند و یک ابدیت تاریکی و بدبختی برای خودشان رقم بزنند.

رضا کاشانی اسدی در رمان «پشت درهای بهشت» سراغ یکی از این جوانان کوفی به نام «موقع بن ثمامه اسدی صیداوی» رفته است و داستان زندگیش را برای مخاطبان نوشته است. داستان زندگی جوانی که در فضای خفقان و خدعه کوفه در کنار خانواده و اقوام خود باید تصمیم سختی بگیرد که به کدام سمت برود.

کتاب «پشت درهای بهشت» حکایت آدم‌های است که یا از درگاه بهشت عبور کردند یا اینکه پشت در بهشت ماندند و زمین‌گیر شدند. این کتاب که در انتشارات کتاب جمکران منتشر شده اخیراً به چاپ دوازدهم خود رسیده است.

در بخشی از کتاب می‌خوانیم:

پدربزرگ پاسخش داد: «صریح بگویم؛ او برای خاندان آبرو می‌آورد و تو آبرو می‌بری. حرف‌های او از جنس طغیان و سرکشی نیست، حرف مؤمن به رسول‌الله است.» لرزان به سمت پدر حرکت کرد: «تو گمان می‌کنی با نزدیکی به خاندان بنی‌امیه و جیره‌خواری عبیدالله امورت سامان می‌گیرد؟ خطا می‌کنی، خطا. آنان مردم را به چشمه می‌رسانند و لب‌تشنه برمی‌گردانند. رفتار آنان، مَنشِ ابلیس است. تو نمی‌فهمی.»

پدرم که طاقتش طاق شده بود، گفت: «پدر! حرمت نگه دار.»

دسته‌ها
فرهنگی دیگر حوزه ها اخبار آخرین خبر دیگر خبرها اخبار آخرین عناوین

اختصاص بسته اینترنتی رایگان به خبرنگاران

به گزارش بقاع خبر، عیسی زارع‌پور، وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات در حاشیه نمایشگاه ظرفیت‌ها و توانمندی‌های وزارت دفاع گفت: هدیه بسته اینترنتی سال گذشته اپراتور‌ها برای خبرنگاران تمدید می‌شود ضمن اینکه امسال وزارت ارتباطات نیز به مناسب روز خبرنگار (۱۷ مرداد) بسته اینترنتی به خبرنگاران هدیه می‌دهد.

انتهای پیام/ح

دسته‌ها
أماکن مذهبی تکیه،حسینیه وهیئت ها فرهنگی دیگر حوزه ها مناسبت ها اخبار آخرین خبر اخبار آخرین عناوین

سوگواره بزرگ شیرخوارگان حسینی

به گزارش بقاع خبر،  همزمان با هفتمین روز از ماه محرم سوگواره بزرگ شیرخوارگان حسینی به یاد طفل شیرخوار شهید اباعبدالله حضرت علی اصغر(ع) روز جمعه چهاردهم مرداد ماه در حرم مطهر رضوی برگزار شد، مادران با بستن سربند علی اصغر(ع) و پوشیدن لباس سفید برتن نوزادانشان راهی حرم مطهر رضوی شدند تا مراسم عزاداری شیرخوارگان حسینی را به یاد شهید شش ماهه دشت کربلا و واقعه عاشورا عزاداری کنند.

حرم مطهر رضوی مملو از مادران و کودکانی بود که به عشق حضرت علی اصغر(ع) به حرم مطهر رضوی آمده اند تا با زنان و کودکان دشت کربلا هم نوا شوند و برای درد آنها بگریند و عزاداری کنند دردی که هیچوقت در تاریخ خاموش و به فراموشی سپرده نمی‌شود.

این محفل معنوی که امروز در رواق بزرگ امام خمینی(ره) حرم مطهر امام رضا(ع) برگزار شد، ذاکران و مرثیه سرایان اهل بیت(ع) در سوگ طفل شیرخوار سیدالشهدا(ع) حضرت علی اصغر(ع) مرثیه سرایی کردند.

قرائت آیاتی از کلام الله مجید توسط قاری نوجوان شیرزهی، اجرای برنامه مداحی و مرثیه‌خوانی احمد واعظی و حسین هوشیار به یاد طفل شیرخوار شهید اباعبدالله حضرت علی اصغر (ع) و سخنرانی حجت الاسلام عبدالحسین ذاکر از برنامه‌های این مراسم بود.

مراسم شیرخوارگان حسینی ویژه مادران و فرزندان شیرخوارشان به یاد شهید شش ماهه دشت کربلا و واقعه عاشورا، از سال ۱۳۸۲ در نخستین جمعه محرم هر سال در سراسر کشور و برخی کشور‌های مانند افغانستان، هند، پاکستان، بحرین، عراق، عربستان و ترکیه برگزار می‌شود.

در این مراسم مادران لباس سبز ویژه مراسم را با آیینی خاص و توجه و توسل، بر تن کودکان خود می‌پوشانند و با لالایی خواندن برای کودکان، بر مصائب مادران و کودکان واقعه عاشورا، اشک ماتم می‌ریزند.

انتهای پیام/ح

دسته‌ها
أماکن مذهبی تکیه،حسینیه وهیئت ها فرهنگی اجتماعی دیگر حوزه ها واقفین معارف شهدا دین و اندیشه مناسبت ها آخرین خبر اخبارپایگاه خادمین اخبار

کوچه سیدها و روضه امام حسین(ع)

به گزارش بقاع خبر، غرق سیاهی دیوارکوب شده‌ام و نگاهم فراز و فرود سرخ نستعلیق را دنبال می‌کند و زیر لب می‌خوانمشان و سلام می‌دهم به حسین علیه السلام و اولاد و یارانش و اشک می‌دود توی چشم‌هایم.
چقدر دوست دارم این دیوارکوب قدیمی‌مان را، چند روز پیش کوچکترهای خانه با دقت، زحمت نصبش را کشیده‌اند و حالا دل توی دلشان نیست که بروند هیات، قولش هم از من گرفته‌اند و من مانده ام کجا برویم که هم خدا را خوش بیاید هم‌بنده های خدا را (بخوانید خواهر و برادر کوچک من و مادربزرگ که چند روزی مهمان ماست!)
در شلوغی افکارم در رفت و آمدم که یاد سال قبل از کرونا می‌افتم که رفیق شفیقم که وقتی حال خوبی نداشتم من را به کوچه‌ای سیاه پوش شده و پر از خانم‌های عزادار برد. کوچه سیدها، نزدیک میدان قیام تهران و کوچه منفرد عادل.

*بریم کوچه سیدها

همه را دور هم جمع می‌کنم و می‌گویم: پیدا کردم کجا بریم، خدا بخواد می تونیم بریم کوچه سیدها.
مادربزرگ که پایش را دراز کرده و زانویش را ماساژ می‌دهد، می‌گوید:« مامان‌جون، قربونت برم، منو خط بزن، من می‌شینم تو خونه، از تلویزیون عزاداری  رو نگاه می‌کنم. آخه پا ندارم تو کوچه‌ای که می‌گی راه برم، می شم وبال گردنتون».
اخم و خنده‌ام را یکی می‌کنم می‌گویم:« عزیزجونم، اتفاقا اونجا کلی خانوم هم سن و سال خودتون و حتی بزرگ تر از شما هست و تا جایی که یادمه تا دلتون بخواد صندلی. قول می‌دم خسته نشین و تا آخر دهه اول همه ش دلتون بخواد برید اونجا».
بچه‌ها بی حرف پیش لباس مشکی‌هایشان آماده است و فقط منتظرند که از من یک اشاره باشد و از آنها به سر دویدن. مادر اما، برق چشم‌هایش مطمئنم می‌کند که قرار است همراهی‌ فوق العاده کنار خود داشته باشم.
برادر کوچکم می‌گوید:« همه شون خانومن، منو راه نمی دن؟ »خنده‌ام می‌گیرد که هنوز بزرگ نشده، مردی شده برای خودش! ولی جدی جوابش را می دهم و می‌گویم: «چرا راه ندن، داداش جونم، راه می‌دن. فقط یه کوچه بالاتر برای آقایونه.»
حرف‌هایمان که تمام می‌شود، کارهایمان را می‌کنیم و زود می خوابیم که هشت صبح همگی برویم کوچه سیدها.
حالا صبح شده‌ها، کوچک‌ترها کوله پشتی انداخته‌اند و مامان برایشان آب و خوراکی گذاشته. اجازه دارند یکی از اسباب بازی های محبوبشان را بردارند، آنها هم حق طلب! اسباب بازی در بغل زودتر از ما از خانه خارج می‌شوند. مادربزرگ را با ماشین می‌فرستیم و خودمان با رفتن به مترو  راهی می‌شویم.

*صد سال روضه در یک کوچه

در خط هفت مترو هستیم و باید در ایستگاه میدان قیام یا هفده شهریور پیاده شویم. خیلی مطمئن نیستم کدام راهش کمتر است. خانمی چادر مشکی کنارمان نشسته و تسبیح می چرخاند، صورتش پر نور است. ناخودآگاه می‌پرسم:« خانم می خوام برم میدون قیام، خیابون ری، شما می دونید کدوم ایستگاه پیاده بشم، بهتره؟»

لبخند روی صورتش می‌نشیند و می‌گوید: کجاش می خواین برید، عزیز جان؟ جواب می‌دهم: می خوایم بریم کوچه سیدها، قول دادم بچه ها رو ببرم.

فوری می‌گوید:« منم می‌خوام برم همونجا، می شه ایستگاه هفده شهریورم پیاده شد، ولی پنج تا پله برقی داره تا برسیم بیرون مترو، بهتره ایستگاه میدون قیام پیاده شیم، بیایین با هم می‌ریم». یک نفس راحت می‌کشم که راه بلدی خوش رو پیدا کرده ام و می‌گویم: یه عالمه ممنون. راستی شما همیشه می رید این هیات؟
بلده راه مهربانمان مکثی می‌کند و می‌گوید: دخترم من الان پنجاه و سه سالمه، تا وقتی ازدواج نکرده بودم که همیشه می رفتم کوچه سیدها، آخه خونه مون همون جاها بود، با اینکه الان سال‌هاست دهکده المپیک می شینیم، بازم هر سال چند روزی از دهه اول رو می یام.
نفس عمیقی می کشد و ادامه می‌دهد:« مادر خدا بیامرزم می گفت ۵۰ سال قبل از اینکه تو به دنیا بیای هم تو این کوچه مجلس روضه بوده. یعنی شاید اندازه یه قرن. فکرشو بکن مادرجان.»
و من فکر می‌کنم به صد سال پیش و مراسم‌ها و عزاداری هایشان. دلم غنج می زند که دارم با غم و شادی اهل بیت(ع) بزرگ می‌شوم.

*این کوچه و این روضه نظر کرده 

مادربزرگ جدید و همسفر روضه‌مان ادامه می‌دهد: «از بچگی شنیدم که می‌گن توی یکی از خونه سیدا، امام زمان(عج) رو دیدن. همیشه مردم می رن و اونجا دو رکعت نماز می خونن».
با هیجان و تعجب می پرسم: واقعا؟ جواب می دهد: «نمی دونم عزیز جان، ولی این حرفیه که از قدیم به ما رسیده، حالا چقدر دقیقه منم خبر ندارم، از تنها چیزی که مطمئنم اینه که این کوچه و روضه ش نظر کرده است. همه چیزش مثل قدیما ساده و بی ریاست. حالا ان شالله رسیدیم خودت می‌بینی».
صدای آشنای مترو، اعلام می کند که به ایستگاه میدان قیام رسیده‌ایم، همگی از قطار پیاده می‌شویم و بعد از آن خیابان مرتضی دیانی را پیش می‌گیریم تا به کوچه منفرد عادل یا همان کوچه سیدهای خودمان برسیم.
همسفر جدیدمان التماس دعایی می کند و می رود تا به عزاداری اش برسد. بچه ها سر از پا نمی شناسند. پدر و برادرهایم به کوچه بالایی می روند و ما وارد کوچه سیدها می شویم‌.

*بی خیال عکس، حظ روضه را ببریم

می‌خواهم عکس بگیرم که خادمی آراسته و با صدایی رسا خواهش می‌کند که دوربینم را خاموش کنم و عکس و فیلم نگیرم. من هم حرف گوش می‌دهم. انگار اینجا تولید محتوای دلی از جمعیت مطلقا ممنوع است و خب هر جایی قانونی دارد و من هم به آنها حق می دهم. اصلا شاید بهتر هم باشد، بی خیال عکس، حظ روضه راببریم.
سقف کوچه با برزنتی راه راه پوشانده شده و آفتاب تیز هیچکس را اذیت نمی کند. کوچه پر است از خانم‌های چادری و تک و توک مانتویی و همه مشکی پوشند. دیوارها با پارچه‌های عزاداری پوشانده است و آنها که می آیند از سمت راست حرکت می‌کنند و آنها که دارند می روند از سمت چپ.چقدر منظم! ناخودآگاه با دیدن صف های آمد و شد این کلمه در ذهنم نقش می‌بندد.

*حسینیه‌ای برای بچه‌ها

خواهر کوچکم که ذوق روضه‌داشته، حالا نیامده خسته شده.کمی که راه می رویم سمت چپ کوچه حسینیه کودکان چشمم را روشن می کند، روسری ام را روی سرم مرتب می کنم خواهرم را از توی بغلم روی زمین می‌گذارم و دست در دست به سمت حسینیه می رویم، خانمی مهربان جلوی در ایستاده. می پرسم: خانوم، خواهر من خسته شده می تونه یه کم اینجا بمونه؟ منم باید پیشش باشم؟
خانم مهربان جواب می دهد: بله که می تونه بمونه. بیاین مشخصاتشو یادداشت کنیم.  برای این خانوم کوچولو و بقیه بچه ها هم قصه داریم که تعریف کنیم هم بازی ها مختلف هست. تازه اگه دلش بخواد می تونه نقاشی هم بکشه. یه‌ ساعت تموم می‌تونه مهمونمون باشه، دوست داری دخترم؟
خواهرم که اول خجالت می‌کشید حالا که سرک کشیده و بچه‌های دیگر را دیده، می‌گوید: آره، آره. خیلی دوست دارم. مرسی. من برم بازی؟ می‌گویم: برو. وقتی کارم کامل تمام می شود و خیالم راحت، به سمت مادرم می‌روم و می‌‌بینم مادربزرگم هم رسیده است و کسی سمت چپ کوچه، صندلی‌ای تعارفش کرده و او هم رد نکرده و دارد با دقت سخنرانی که از مانتیور وسط کوچه پخش می شود را گوش می دهد. من را که می بیند لبخند می زند و می گوید: دخترم، خدا خیرت بده ما رو آوردی اینجا، خیلی جای خوبیه.

بفرمایید نون قندی

لبخند می زنم و کنار مادرم در صف می ایستم. صفی که به سمت ته کوچه می‌رود، اولش فکر می کنم فقط برای نظم در رفت و آمد است. ولی یک خانم پشت سری ماست، می گوید: شما هم اومدید نون قندی نذری بگیرید؟ نمی دونید چقدر آدم حاجت روا شدن تا به حال توی این روضه و نذر کردند برای نون قندی.
کمی تعجب می‌کنم، ولی با دقت گوش می دهم و زن که چادرش را روی سرش مرتب می کند می گوید: «یادم نمی یاد از کی تا به حال، ولی پدرم می‌گفت از بچگی های خودش اینجا نون قندی می پختن و نذر می دادن، انگار که یه رسم خانوادگی یا قدیمی بوده که تا الان ادامه داره.الانم همه برای تبرکش ، صف وایمیستن که نون قندی بگیرن. می دونید نون قندی مهم نیست خیلی به نظرم. اون ایمان و پاک بودن نیتی که پشت این نون‌ها و پخش کردنشون مهم تره.شایدم واسه اینه که کام عزاداری سیدالشهدا شیرین شه، اونم با یه نون ساده.»

این خادم های دوست داشتنی

تشنه شده‌ام و دلم آب می‌خواهد، یکدفعه دختری نوجوانی سینی پر از لیوان های یک بار مصرف  آب خنک را جلویم می‌گیرد، با خوشحالی برای خودم و مادرم برمی‌دارم و تشکر می‌کنم.
حالا دقتم روی آدم‌ها بیشتر شده، کلی دختر نوجوان و جوان که نشان خادم حسینیه سیدها را روی چادرشان انداخته‌اند با سینی های چای و آب در رفت و آمدن هستند و مدام تعارف می‌کنند. کوچک ترهایشان کیسه بزرگ پلاستیکی به دست آشغال ها و لیوان های مصرف شده را جمع می‌کنند.
خانمی میان سال، مدام چشم می‌چرخاند و به بچه های کوچک شکلات و به دختر بچه‌ها گل سر هدیه می‌دهد و قربان صدقه‌شان می‌رود.

به سر صف می‌رسیم، چند تکه نان قندی در بسته بندی‌ای تمیز نصیبمان می‌شود و من برای اولین بار در این کوچه یک آقا می بینم که پشت پرده نشسته و نان‌ها را بسته بندی می‌کند و کمک حال چای ریختن هاست.
من و مادرم وارد خانه آخری کوچه می‌شویم، خانه‌ای که انگار خانه اصلی روضه است. ردیف به ردیف صندلی چیده اند و بساط چای و آب و دستمال کاغذی به راه است. دیوارها همه مشکی پوش و زن‌ها از پیر و جوان و بچه، همگی در سکوت به روضه و سخنرانی گوش می دهند و فقط هر از گاهی صدای شیون و زاری خانمی بلند می‌شود، دریچه های کولر هوا را مطبوع نگه داشته و من چشم چشم می‌کنم تا دو صندلی پیدا کنم. کنار کولر و پنجره دو صندلی خالی است و انگار روزی ما.
بالاخره می‌نشینیم و گوش می‌دهیم روضه خان می‌گوید:  امام حسین‌(ع) در همه چیز استثناست، حتی در قوانین شرع هم برای امام حسین‌(ع) استثنا وجود دارد، مثلا خوردن خاک حرام است، اما نه تنها خوردن تربت کربلا حرام نیست بلکه شفای همه چیز در آن است.

با شنیدن این حرفم اشکم جاری می‌شود و صدای هق هق از جای جای خانه به گوش می‌رسد. حالا دارد روضه می‌خواند و من بعد از مدت‌ها انگاری به یک روضه خانگی آمده‌ام که طعم بچگی‌ها را دارد، همه در عوالم خود غرق‌اند هر کسی به نوعی عزاداری می‌کند، به خانه‌های این کوچه فکر می‌کنم که درشان تادوازدهم محرم هر سال به روی عزادارهای امام حسین علیه السلام باز است. به اینکه از در و دیوار تا آدم‌ها، چقدر باید خوش روزی باشند مجلس عزای سرور جوانان بهشت را هر سال راه بیاندازند بدون هیچ چشم داشت مادی.

یک روضه زنانه تمام عیار

دارم به این ها فکر می کنم که مادرم لیوان کاغذی چای را جلویم می گیرد و می‌گوید: بخور مادرجون، خسته شدی از صبح. و من چقدر دلم چای روضه می‌خواست آن هم در جمعی زنانه. جمعی که عزاداری زنان را به رسمیت بشناسند و قسمت کوچک و خاک خورده و کم دسترس را به خانم‌ها و بچه هایشان ندهند. یک که جایی با خیال راحت، بچه ها را به آدم‌های امن بسپاریم و خودمان هم عزاداری کنیم، به فلسفه عاشورا و اینکه چطور حضرت زینب (س) در واقعه کربلا جز زیبایی‌ چیزی ندید،  فکر کنیم.
چشم برهم نزده، یک ساعت دارد سر می‌رسد باید به دنبال خواهر کوچکتر برویم. بلند می شویم و راه می‌افتیم، درهای باز خانه‌ها را یک به یک رد می کنیم.

با حسین حسین پیر می‌شویم

برایم جالب است که اکثر خانم‌ها ماسک به صورت زده‌اند، خانم‌های مسن تر به ردیف در کنار ورودی خانه‌ها نشسته‌اند. بچه‌ها با ذوق کنار بزرگترهایشان راه می روند و گاهی از حسینیه بچه ها تعریف می‌کنند و نخودی می‌خندند.

من هم خواهرم را از حسینیه تحویل می‌گیرم و به مادربزرگم می رسیم، کلی دوست پیدا کرده و خوشحال است که با ما آمده. آخرین چای روضه را سر می‌کشم. شیرین است. لبخند می زنم، انگار نشاط بعد از عزایی که گفته‌اند نصیبم شده. باید برویم سمت کوچه مهاجری که بخش مردانه ی روضه است. تا ببینیم پدر و برادرهایم چه دیده اند و شنیده‌اند، اما من طعم شیرینی این روضه صد ساله به جانم نشسته، روضه ای شاید در صد سالگی‌اش ما خانوادگی روزی‌مان شد که برای اولین بار پا در آن بگذاریم و من دعا می‌کنم همه مان با حسین حسین پسر بشویم.
انتهای پیام/

دسته‌ها
فرهنگی دیگر حوزه ها مناسبت ها اخبار آخرین خبر دیگر خبرها اخبار آخرین عناوین موسسات خیریه

رهایی ۵۰۰ زندانی از بند اسارت

به گزارش بقاع خبر، «علیرضا بابایی» در حاشیه آیین چهارشنبه های امام رضایی در زندان مرکزی اصفهان  گفت: ما در ملک و ملک امام هشتم هستیم بنابراین باید بتوانیم احترام و توجه شیعیان و محبین امام مهربانی ها را در ارتباط با مددجویان، خانواده زندانیان نیز متجلی کنیم.

مدیرکل زندان‌های استان اصفهان با بیان اینکه رأفت و مهربانی و محبتی که امام هشتم به شیعیان و محبین خود دارند حسی و شخصصی است افزود: مهربانی امام هشتم در قالب طرح چهار شنبه های امام رضایی در زندانهای اصفهان متبلور شده است.

وی با تاکید بر اینکه باید محبت و مودت و احسان امام هشتم را در میان مددجویان نیزساری و جاری کنیم اظهار داشت: پنجره چهارشنبه های امام رضایی با کمک و همت خیرین، نور امید را بین زندانیان و خانواده های آنان تابانده است.

بابایی با اشاره به برگزاری پنجمین جلسه چهارشنبه های امام رضایی به همت کانون خیریه علی بن ابیطالب(ع) بازار و خیریه امام موسی کاظم(ع) در محل زندان مرکزی اصفهان تصریح کرد: از ابتدای سال جاری تا کنون قریب ۱۰ میلیارد تومان کمک های نقدی برای آزادی زندانیان، معیشت، درمان، تامین هزینه مسکن و موارد مختلف به حمد خدا در چهارشنبه های امام رضایی جمع آوری شده است که امیدواریم تا پایان سال به همین روال ادامه  دهیم.

این مقام مسئول با تاکید بر اینکه این کمک ها فقط به زندانیان معسر نیازمند، مستمند و محتاج که استحقاقش آن را داشته باشند تعلق می گیرد خاطر نشان کرد: نکته مهم این است که این کمک های خیرین و مردمی به هیچ عنوان  در ارتباط با زندانیان جرایم خشن مورد استفاده قرار نمی گیرد و هیچگونه اقدامی برای آزادی چنین زندانیان نداریم ومردم همواره این اطمینان را داشته باشند که ما زندانی که به عمد و با ضرر به جامعه و خشن باشد را تحت هیچ عنوانی آزاد نمی کنیم.

مدیرکل زندان‌های استان اصفهان با بیان اینکه در چهارشنبه امام رضایی این هفته  ۱۶فقره پرونده  برای آزادی زندانی قرائت شد که همه آنها تصویب شد و زمینه آزادی هر 16 نفر فراهم شد.

بابایی ادامه داد: با ارفاقات قضایی و حقوقی و قانونی نیز در این چها رشنبه امام رضایی، ۴۵ مددجو توسط مقامات قضایی آزاد شدند و ۹  زندانی نیز با کمک ستاد دیه و 16 مددجو نیز با کمک خیرین از بند اسارت رهایی یافتند.

این مقام مسئول در پایان تاکید کرد: از ابتدای سال جاری تاکنون در طرح چهارشنبه های امام رضایی قریب ۵۰۰ نفر از مددجویان از زندان های استان اصفهان رهایی یافته اند.

 

پایان پیام/ح

دسته‌ها
اجتماعی دیگر حوزه ها دیگر حوزه ها فضای مجازی اختصاصی آخرین خبر اخبار ویژه اخبارپایگاه اخبار

کافه رسانه اقتصادی با حضور اساتید گرانقدر اقتصاد ، صنایع ، بازرگانی

به گزارش بقاع خبر، کافه رسانه اقتصادی با حضور اساتید گرانقدر اقتصاد ، صنایع ، بازرگانی به زودی با موضوعات تخصصی در سراسر ایران باحضور خبرنگارانی از :
شبکه خبر – پرس تی وی – العالم – فودنا – همای خبر – فارس – تابناک – تسنیم – خط آفتاب –
دپارتمان خبر و رسانه بیداردل – امیداقتصادآنلاین – بقاع نیوز – صبای سلامت – اقتصاددان – اتاق ایران – رصد بورس – شما و اقتصاد – تیترنیوز – پایگاه خبری ارز سهم – مردمی ها – ویرگول نیوز – بلاگ نیوز و … برگزار خواهد شد.

 

دسته‌ها
أماکن مذهبی فرهنگی دیگر حوزه ها معارف مناسبت ها اخبار آخرین خبر اخبار آخرین عناوین

مراسم سنتی و مذهبی تبریزی ها در ماه محرم

به گزارش بقاع خبر، «شاه‌ حسین گوی» مراسم مذهبی و سنتی است که در ایام ماه محرم در بسیاری از نقاط استان‌های آذربایجان غربی و آذربایجان شرقی از جمله به طور گسترده در تبریز برگزار می‌شود. در زبان ترکی به این مراسم «شاخسی» می‌گویند که کوتاه‌ شده عبارت «شاه حسین» است.

قمه‌ها تبدیل به چوب شد

این نوع عزاداری در تبریز از زمان صفویه آغاز شده است که در ابتدا عزاداران با شمشیر به عزاداری می‌پرداختند و مدتی هم قمه به دست گرفتند که انحرافاتی در این عزاداری سنتی ایجاد شد اما این روزها عزاداران در رژه «شاه حسین گوی» چوب به دست می‌گیرند.

حجت‌الاسلام سیدمحمود حسینی مدیرکل تبلیغات اسلامی استان آذربایجان شرقی در این خصوص می‌گوید: «رژه «شاه حسین گوی» برای اعلام آمادگی عزاداران برای کمک و یاری به امام حسین (ع) است. در ابتدا عزاداران شمشیر به دست می‌گرفتند و بعد از مدتی قمه شد که موجب شد قمه‌زنی در ملأعام متداول شود که انحرافات و مشکلات بسیاری داشت. بعد از انقلاب اسلامی قمه‌ از این مراسم کنار گذاشته شد و عزاداران چوب به دست گرفتند.»

رژه‌ای حماسی به یاد یاران امام حسین (ع)

رژه «شاه حسین گوی» مراسم و رژه‌ای حماسی است که نشأت گرفته از اتفاقات شب عاشوراست. در این شب ۷۲ نفر از یاران سیدالشهدا به رهبری حبیب بن مظاهر زمانی که دل نگرانی حضرت زینب (س) را می‌بینند، به بیرون از خیام می‌آیند و شمشیرهای خود را بهم می‌زنند و یا حسین می‌گویند و به نوعی غرش می‌کنند تا آمادگی و جان برکفی خود را به عقیله بنی‌هاشم حضرت زینب (س) نشان دهند. رژه حسین گوی مردم تبریز نیز با تأسی به همین اقدام طراحی شده است تا آمادگی خود را برای جان برکفی نشان دهند.

برپایی مراسم «شاه حسین گوی» در تمام محلات تبریز

تبریزی‌ها چوب به دست می‌گیرند تا اعلام کنند اگر روزی امام زمان (عج) ظهور کند این چوب‌ها یا همان شمشیرها را به دست خواهیم گرفت و رکاب ایشان به جنگاوری خواهیم پرداخت. عزاداران در دهه اول محرم در تبریز این رژه را انجام می‌دهند تا به طاغوت و ستمگران زمانه بگویند آماده مقابله با آنها هستند. حسینی می‌گوید: «این رژه در تبریز دو سه روز مانده به محرم آغاز می‌شود و تا روز عاشورا ادامه دارد. مراسم «شاه حسین گوی» در تمام محلات تبریز انجام می‌شود و در این محلات، منطقه‌ای را معین می‌کنند و عزاداران در آن تجمع می‌کنند. آن منطقه از پیش سیاه‌پوش می‌شود و منطقه را به نوعی غرق می‌کنند.»

دسته‌های عزاداری با  ۱۰ هزار نفر جمعیت

این مراسم عزاداری سنتی عمدتاً شب‌ها برگزار می‌شود و در روز تاسوعا و عاشورا این عزاداران، چوب را کنار می‌گذارند و سینه‌زنی می‌کنند. حسینی می‌گوید: «در تبریز شاید صدها دسته عزاداری «شاه حسین گوی» برپا شود و به عزاداری بپردازند که برخی از آنان بالای ۱۰ هزار نفر جمعیت دارد.» آئین عزاداری شاخسی ثبت ملی هم شده است.

روشن کردن شمع در ۴۰ مسجد

سوگواران تاسوعای حسینی تبریز با سر دادن ناله‌هایی با مضامینی از جمله «هانسی گروهون بئله مولاسی وار/ شیعه لرین حضرت عباسی وار؛ کدام گروه چنین مولایی دارند/ شیعیان حضرت عباس را دارند». یا «بو مشکه دین اوخ منی مأیوس الدی چوخ / ای کـاش دییدی گوزمه مشکه دین اوخ ؛ تیری که به مشک خورد من را خیلی ناامید کرد/ ای کاش تیری که به مشک خورد به چشمم می‌خورد» یا «سو مشکیمی بو قوم ائدوب بهانه قارداش؛ برادر این قوم مشک آبم را بهانه کرد» مصائب اهل بیت در کربلا و عاشورا را یادآوری می‌کنند. آن‌ها در شب تاسوعا با سردادن مرثیه حضرت عباس در مساجد تبریز طبق سنتی دیرینه، اقدام به روشن کردن شمع در ۴۰ مسجد به یاد شهدای کربلا می‌کنند.

برگزاری آئین شمع‌گردانی در تبریز

در شام غریبان هم تبریزی‌ها آئین شمع‌گردانی را اجرا می‌کنند. آیین شمع گردانی یکی از ۹ آیین عاشورایی آذربایجان شرقی است که به‌عنوان میراث ناملموس کشور در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده است. آیین «شام پایلاماق» یا شمع‌گردانی که در زبان ترکی و محلی به نام «شمع ‌پایلاما» معروف است و طبق اسناد بیش از هزار سال قدمت دارد.

نوحه مشهور «شاه حسین، وای حسین» …

نوحه‌های سنتی هم در این عزاداری خوانده می‌شود که ذکر غالب آن همان نوحه مشهور «شاه حسین، وای حسین» است که به مرور به «شاخسی واخسی» تبدیل شده است که به همان معناست. حسینی می‌گوید: «نوحه‌های ترکی و فارسی مختلف دیگری هم خوانده می‌شود که همگی دارای سبک و ریتم شاه حسین وای حسین هستند. البته برخی از مداحان نوحه‌های جدیدی را هم در همین قالب رژه می‌خوانند.»

پایان عزاداری تبریزی‌ها با یقه‌بندان

ویژه برنامه‌های سوگواری بازار تبریز تا ۱۲ محرم ادامه دارد و همزمان با سومین روز شهادت اباعبدالله الحسین(ع) عزاداران با مراسمی تحت عنوان «یقه‌بندان» تا اربعین حضرت سیدالشهدا (ع) سیاه‌پوش می‌شوند. عزاداران در حسینیه‌ها، مساجد و منازل اهل دسته آن محسوب می شوند، حضور یافته و پس از برگزاری مراسم عزاداری و صرف شام، دکمه پیراهن سیاه یقه آن‌ها توسط پیرغلامان که معمولاً از سادات هستند با راز و نیاز و دعای سلامتی تا سال آینده بسته می‌شود.

انتهای پیام/ح

دسته‌ها
اجتماعی دیگر حوزه ها دیگر خبرها اختصاصی آخرین خبر اخبار ویژه اخبارپایگاه ویدئو های ارسالی ویدئو اخبار آخرین عناوین

نشست خبری تبیین دعوای حقوقی خانواده شهدا و جانبازان حادثه تروریستی ۳۱ شهریور اهواز+ عکس و ویدئو

به گزارش بقاع خبر، نشست خبری تبیین دعوای حقوقی خانواده شهدا و جانبازان حادثه تروریستی ۳۱ شهریور اهواز علیه دولت و مقامات آمریکا به دلیل حمایت از گروهک تروریستی داعش با حضور تیم حقوقی، خانواده شهدا و جانبازان حادثه تروریستی از ساعت 9 صبح سه شنبه تاریخ ۱۴۰۱/۰۵/۱۱ در هتل هویزه برگزارشد.

دسته‌ها
فرهنگی دیگر حوزه ها ادبیات و نشر سیر و سفر دین و اندیشه اخبار اربعین مناسبت ها اخبار آخرین خبر اخبار آخرین عناوین

“طریق الحب” کتابی مهم برای سفر اربعین

به گزارش بقاع خبر، “طریق الحب” جملات و اصطلاحات کاربردی ویژه اربعین به قلم زهرا کثیری است. او در مقدمه‌ای برای معرفی کتاب‌ِ خود نوشته، این کتابِ کوچک پیش‌رویِ شما که اگر خوش اقبال باشد هم‌سفری خواهد شد در راه  عشق  به دیار محبوب، حاصل دغدغه و دلدادگی جمعی است که خود، دل‌شان در «کربلا» گیر کرده است؛ و روز و شبی نیست که سر کنند، جز آنکه امید دوباره­ی به «راه» زدن و دل به  دریای «دیدار» سپردن، زنده شان نگه داشته است.

این انتظار و آن دلتنگی را  در برگ برگ این صفحات می‌توانید ببینید که گاهی به اشک نوشته شده و گاهی به شوق. (تنها به شوق کرب و بلا می‌کشم نفس/ دنیای بی«حسین» به دردم نمی‌خورد)

و اما بعد؛ این کتاب داستانی دارد؛ در سفرهایی که توفیق زیارت داشتیم، تجربه کرده‌­ایم یا دیده­‌ایم زوّاری را که برای بیان یک نیاز ساده – از طرح یک درخواست کوچک تا قدردانی از میزبان مهربان- درمانده‌اند؛ و این نداشتنِ «زبان مشترک»، میهمان و میزبان را در حسرت یک ارتباط شیرین گذاشته؛ و اگر زبان‌دان باشید یا کمی با زبان عربی و لهجه‌ها آشنایی داشته باشید می‌دانید که در ایام اربعین گاهی دوستان، آشنایان و حتی زائرانی که با واسطه، شماره شما را پیدا کرده‌­اند، تا چه حد برای پیدا کردن یک جمله یا ترجمه یک واژه و اصطلاح بی­تابی می‌­کنند.

ما معتقدیم داشتن «زبان» مشترک با ‌دیگر عاشقان ارباب در جغرافیای جهان عشق، می‌ تواند اتفاقاتی را رقم زند و اربعین را بیش از این تمدن‌ساز کند. جز این، یادگرفتن زبان عشق، زبان امام حسین(ع) شوری می‌خواهد و جرقه­‌ای که وجودت را بگیرد و بی­تاب کند؛ و این باید از جایی آغاز شود. آموختن جمله­‌های کوتاه و پُرکاربرد، بی تکلفِ قواعد و چارچوب‌­ها، می‌تواند همان نقطه آغاز باشد.

رویکرد این کتاب

«طریق الحب» ، کتاب آموزش لهجه عراقی، به روش‌ کتاب‌­های آموزشی‌ مرسوم مانند کتاب «لغه الحب» نیست.

این همراه جمع و جور می‌خواهد برای مخاطب فارسی زبانی که هیچ آشنایی تخصصی با زبان عربی و لهجه عراقی ندارد، یک «کمک‌کار» باشد برای «ارتباط گیری سریع» و «رفع نیازهای مهم» در سفر اربعین؛ کتابی که جایش در بین کتاب­‌ها و مجموعه­‌های آموزش لهجه عراقی واقعاً خالی بود؛ و این را کسی عرض می‌کند که خود مدرس و مؤلف کتب  و بسته­های متعدد لهجه عراقی است.

به اقتضاء این هدف، اسلوب این کتاب متفاوت از کتاب­‌های دیگر، و بر پایه «تک پرسش‌ها» و «تک پاسخ­ها» است؛ «موضوعی» تدوین شده است؛ نمایه‌زنی شده و «فهرست واژگان» مفصلی دارد؛ با دقت «اعراب‌گذاری» شده؛ اسامی‌ بخش­ها و موضوعات به فارسی است  و… تا استفاده مخاطب کم آشنا با لهجه عراقی را آسان‌تر کند.

شیوه تألیف کتاب

سطر سطر این کتاب براساس نیاز «واقعی» زائر در سفر کربلا است و به تعبیرِ نویسنده‌اش، نه جمله­‌های کلیشه‌ای یا موقعیت‌های آموزشی غیرواقعی و غیرمرتبط؛ با نگاهی به کتابِ «طریق الحب» می‌توان به این نکته دست پیدا کرد که نویسنده اول به سراغ فراخوانی در صفحه‌ اینستاگرام و کانال‌­های آموزشی دنیای عربی رفته‌ و از کاربران و اعضا خواسته بنا بر تجربه‌هایی که داشته‌اند و شرایطی که در سفر با آن مواجه شده‌اند، جمله‌­های فارسی که مورد نیازشان بوده را بنویسند.

برای این منظور، جمعی همراه که هر یک در امری مرتبط با سفر اربعین تبحر داشتند، با ما هم­قدم شدند. گروهی متشکل از 10 نفر، در دوازده موضوع اصلی، از موکب‌دار و کاروان‌دار تا پزشک و  هتل­دار،که همه در حوزه کاری خودشان در سفر اربعین تجربه‌های باارزشی داشتند و نیاز‌های پرتکرار زائران و گیر و گره­‌هایی که همیشه پیش می‌‌آید را با تمام وجود حسّ کرده بودند. حتی برخی در حین جمع آوری جملات فارسی، در سفر عتبات بودند و در لحظه، نیاز‌هایی را که پیش می‌‌آمد می‌‌نوشتند و منتقل می‌کردند!

در مرحله بعد چهار قدم پیش‌رو بود؛ «جمع آوری» جمله­‌ها، اصطلاحات و واژه­‌های پرکاربرد به زبان فارسی، «انتخاب» بهترین‌‌ها، «دسته‌بندی» در دوازده موضوع اصلی و سخت‌ترین بخش کار، «ترجمه»!

 که این اتفاق با تلاش استادان گروه آموزشی دنیای عربی که اصالتاً عراقی بوده یا دارای تجربه و تخصص در لهجه عراقی‌اند، افتاد.

«طریق الحب» کتاب ساده و سرراستی‌ است برای مخاطب فارسی‌زبانی که هیچ آشنایی تخصصی با زبان عربی و لهجه عراقی ندارد و به دنبال یک کمک‌کار کاربردی برای «ارتباط گیری سریع» و «رفع نیازهای مهم» در سفر اربعین است. کتابی که جایش در بین کتاب‌ها و مجموعه‌های آموزش لهجه عراقی  واقعاً خالی بود.

به‌همین دلیل ساختار و شیوه «طریق الحب» متفاوت از کتاب‌های دیگر و بر پایه «تک پرسش‌ها» و «تک پاسخ‌ها» است؛ «موضوعی» تدوین شده است؛ «فهرست واژگان» مفصلی دارد؛ با دقت «اعراب‌گذاری» شده؛ اسامی‌ بخش‌ها و موضوعات به فارسی است  و… تا استفاده مخاطب کم‌آشنا با لهجه عراقی را آسان‌تر کند.

در برداشتن حدود دوهزار واژه، دسترسی آنلاین به صوت کتاب، نگارش به زبان عامیانه، واقعی بودن موقعیت‌های طرح شده و پشتیبانی توسط گروه آموزشی دنیای عربی، از ویژگی‌های خاص این کتاب به شمار می‌رود.

انتهای پیام/ح

دسته‌ها
دیگر حوزه ها واقفین دیگر خبرها فضای مجازی اخبار آخرین خبر اخبار وقف اخبار آخرین عناوین

حسین ملک،ثروتمند ترین مرد ایران

به گزارش بقاع خبر، حسین ملک متولد خرداد ۱۲۵۰ تهران – ۴ مرداد ۱۳۵۱ معروف به حاج حسین آقا ملکاست ، حسین ملک واقف مجموعه دار،تاجر و مؤسس موزه و کتابخانه ملک به همراه املاک و مستغلات وقف آستان قدس رضوی در سال ۱۳۱۶ می‌باشد. حسین ملک زادهٔ سده سیزده و درگذشته به سال ۱۳۵۱ هجری خورشیدی است، حسین ملک  فرزند ارشد حاج محمد کاظم ملک‌التجار بود.حسین ملک ثروتمند بزرگ زاده تهران و ساکن در مشهد که خیریات و موقوفات او مشهور است.

شاید در حال حاضر بیشتر مردم و حتی رسانه‌ها ندانند که چه کسی عنوان ثروتمندترین مرد ایران را یدک می‌کشد. اما اگر در دهه‌های بیست و سی هجری شمسی به دنبال چنین چهره‌ای بودید، بدون شک چشم تان به نام حسین ملک می‌خورد.مردی که به همان اندازه انبوه مال و دارایی اش سر زبان‌ها بود، بخشندگی اش هم شهرت داشت.

وصف وقف و بخشندگی حسین ملک تا جایی است که هم اکنون آستان قدس رضوی اداره‌ای به نام موقوفات ملک دارد.از جمله این موقوفات می‌توان به کتابخانه ملی ملک (بزرگ‌ترین کتابخانه خصوصی و ششمین کتابخانه بزرگ ایران)، باغ ملی تهران، وقف ۲۰۰ هکتار زمین به فرهنگیان مشهد، اهدای زمین به کارکنان اداره اقتصاد ملی ایران به وسعت ۱۲۰ هزار مترمربع، اهدای زمین به وسعت ۲۰۰ هزار مترمربع به کارکنان اداره پست و تلگراف، وقف باغ وکیل آباد با ۱۵۰ هکتار وسعت و… اشاره کرد.

اگر نگاهی هم به روزنامه‌های دهه سی و چهل انداخته باشید، می‌بینید که همیشه از حسین ملک به عنوان شاعر و دانشمند میلیاردر، طلایه دار وقف و مهربانی و ثروتمندترین مرد ایران یاد می‌کنند.

زندگی و زمانه «حسین ملک»؛ ثروتمندترین مرد ایران

او چهارم مرداد ۱۳۵۱ از دنیا رفت و رسانه‌های مکتوب آن زمان از جمله کیهان روایت می‌کنند که براساس محاسبات آن‌ها حسین ملک در طول زندگی اش حدود یک میلیارد تومان از دارایی اش را تا پیش از مرگ وقف کرده بود.

در مورد زمان تولد حسین ملک دو روایت وجود دارد. بیشتر رسانه‌ها زمان تولد او را ۱۰ خرداد ۱۲۵۰ عنوان کرده اند، اما روزنامه کیهان در سال ۱۳۵۱، به نقل از پیشکار حسین ملک، نوشته است که او متولد ۱۲۵۵ بوده و در زمان مرگ اش ۹۶ سال سن داشته است.

اما عمده شهرت حسین ملک در کنار، ثروت، املاک و وقف جمع آوری نسخ خطی نفیس است، نسخی که تعدادشان به بیش از ۲۰ هزار می‌رسد و این نسخه و رساله‌های خطی در موضوع‌های گوناگون در گستره فرهنگ و تمدن اسلامی- ایرانی در کتابخانه ملی ملک گرد هم آورد. در نهایت هم این کتابخانه عظیم را وقف کرد تا همه از آن بهره ببرند.

برخی عقیده دیگری درباره حسین ملک و دارایی خانوادگی آن‌ها دارند

این گروه معتقدند که خاندان ملک این ثروت عظیم را از طریق خرید و فروش آثار تاریخی و گنجینه‌های ملی به دست آورده است. استناد آن هم به گزارش‌های مکتوب روزنامه کیهان است.

مثلا روزنامه کیهان شماره ۸۶۰۲ به تاریخ ۲۶ اسفند ۱۳۵۰ و با تیتر «گنجینه‌ای عجیب در بازار حلبی ساز» به سراغ زندگی حسین ملک می‌رود.

بعد هم اشاره می‌کند که حسین ملک گزیده آثار تاریخی داخلی و خارجی را در موزه اش گردآوری کرده است، از مبل‌های استیل لوی پانزدهم بگیر و سکه‌های داریوش تا لباس شاه عباس در خانه اسرار آمیز گرد آمده اند.

یا در جایی دیگر کیهان به نقل از پیشکارش می‌نویسد که زندگی حسین ملک در تجارت و خرید و فروش گذشت و توانست عنوان ثروتمندترین مرد اهل ادب ایران را به خود اختصاص دهد.

در مقابل، اما برخی هم اعتقاد دارند که او را باید یک کارشناس بزرگ و خبره در حوزه میراث مکتوب و آثار هنری به حساب آورد. چرا که نگاه ژرف نگر او باعث شد تا بخش بزرگی از میراث خطی و غیر خطی در کشور بماند و بعد هم وقف شود.

انتهای پیام/ح