دسته‌ها
فرهنگی آخرین خبر اخبار اخبارپایگاه حضرت امام علی ( ع ) اخبار

امیر المومنین در قرآن ، روایات ، سخن بزرگان

به گزارس بقاع خبر از قدس آنلاین : مدیرعامل بنیاد بین المللی عاشورا آیت الله محمدحسن اختری مدیرعامل بنیاد بین المللی عاشورا و دبیرکل سابق مجمع جهانی اهل بیت علیهم السلام به مناسبت سالروز ولادت مولای متقیان امیرالمؤمنین حضرت علی بن ابیطالب علیه السلام گفت : ولادت حضرت امیر علیه السلام به خاطر ویژگی و خصوصیتی که دارد، خود به عنوان یکی از ویژگی ها و امتیازات مخصوص ایشان به شمار می رود.

مدیرعامل بنیاد بین المللی عاشورا در ادامه گفت: برای بیان جایگاه امیرالمؤمنین علیه السلام باید به چند نکته توجه شود؛ اول جایگاهی است که قرآن کریم بیان کرده است. درقرآن کریم بیش از سیصد آیه وجود دارد که به طور مستقیم و غیر مستقیم به جایگاه والای امام علی(ع) اشاره دارد. همچنین تمام آیاتی که در مورد فضایل مؤمنین آمده، باز سرلوحه آن امیرالمؤمنین است که چنین چیزی در مورد هیچکس دیگری وجود ندارد.

وی دومین ویژگی خاص امام علی(ع) را تعبیر از ایشان به عنوان جان پیامبر صل الله علیه وآله وسلم عنوان کرد و افزود: براساس نص آیه قرآن کریم، حضرت علی(ع) جان پیامبر هستند و این قابل انکار نیست؛ آنجا که خداوند در آِیه مباهله خطاب به پیامبر(ص) می فرماید: «فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَکُمْ وَنِسَاءَنَا وَنِسَاءَکُمْ وَأَنْفُسَنَا وَأَنْفُسَکُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَی الْکَاذِبِینَ» اینجا مقصود از انفسنا یعنی جان پیامبر، حضرت امیر است. در این ویژگی هیچکس دیگری شریک امیرالمؤمنین نیست، جان پیامبر یکی است.

آیت الله اختری دیگر ویژگی حضرت علی(ع) را شرایط خاص تولد ایشان برشمرد و تصریح کرد: تولد امیرالمؤمنین(ع) در داخل خانه کعبه اتفاق افتاده است که این نیز برای هیچ کسی در تاریخ بشریت رخ نداده که در خانه کعبه متولد شده باشد و این ویژگی خاص خود ایشان است و تاریخ نگاران آن را ثبت کرده اند. یکی دیگر از ویژگی های خاص امام علی(ع) سبقت در ایمان آوردن به پیامبر اکرم(ص) است؛ به گونه ای که وقتی جبرائیل امین بر پیامبرگرامی اسلام در غار حرا وارد شد و پیامبری ایشان را ابلاغ کرد و پیامبر از غار حرا بیرون آمد اولین کسی که به ایشان ایمان آورد حضرت خدیجه(س) و حضرت امیر المؤمنین علیه السلام که هنوز ۱۰ سال بیشتر نداشت، بودند. در روایات به این مسئله سبقت در اسلام آوردن می‌گویند.

دبیرکل پیشین مجمع جهانی اهل بیت علیهم السلام اضافه کرد: چهارمین ویژگی خاص علی بن ابیطالب(ع) تربیت شدن در دامن پیامبر است؛ ایشان از ابتدای طفولیت و قبل از به رسالت رسیدن پیامبر در کنار ایشان بوده و رشد و پرورش یافت. دیگر ویژگی، همراهی پیامبر در طول ۲۳ سال نبوت ایشان و حضور در تمام اتفاقات مهم تاریخ اسلام است. این ویژگی ها مواردی است که در حوادث تاریخی ثبت شده و مستند و مستدل است.

وی دسته ای دیگر از ویژگی های خاص امیرالمؤمنین را آن ویژگی هایی برشمرد که پیامبر در دوران حیات خود از زبان خود برای ایشان ذکر کرده است. یکی آنکه فرموده است: “علی مع الحق والحق مع علی” حق با علی بن ابیطالب است و ایشان نیز با حق است؛ یعنی آنکه به هر شکلی که امیرالمؤمنین حرکت کند حق نیز همراه او حرکت می کند، هیچ موردی وجود ندارد که او ناحق باشد. یا اینکه در روایت دیگری می فرماید: “انت منی بمنزله هارون من موسی” تو نسبت به من، به منزله هارون برای موسی هستی. همانطور که هارون برادر، جانشین و پشتیبان و همراه موسی بود، امیرالمؤمنین علیه السلام هم جانشین، برادر، پشتیبان و همراه پیامبر بوده‌اند. این هم ویژگی خاصی است که در مورد هیچ یک از صحابه ذکر نشده است.

آیت الله اختری ادامه داد: یکی دیگر از امتیازاتی که علی(ع) در نزد پیامبر داشته، ویژگی خاص برادری است؛ پیامبر(ص) هر یک از یاران و صحابه را به عنوان برادر یکی دیگر معرفی کرد و امیرالمؤمنین را به عنوان برادر خودش قرار داد و فرمود: “انت اخی و وصیی” تو هم برادر من هستی هم جانشین من. در این ویژگی نیز هیچکس با ایشان مشارکت ندارد. دیگر آنکه پیامبر به حضرت علی فرمود: “انا و انت ابوا هذه الامه” من و تو پدر این امت هستیم. در این ویژگی هم کسی شریک مولا نیست؛ بنابراین بر همه امت اسلامی واجب است که حق پدری ایشان که یکی از این حقوق فرمانبرداری است را رعایت کنیم.

مدیرعامل بنیاد بین المللی عاشورا بُعد دیگر ویژگی های امیرالمؤمنین علی(ع) را مواردی دانست که بسیاری از دانشمندان مسلمان اعم از شیعه و سنی و حتی از غیر مسلمانان در وصف ایشان گقته ولمس کرده اند و افزود: امام نسائی یکی از علمای بزرگ اهل سنت که کتاب، مسند و صحیح دارد، یک کتابی نوشته که عنوان آن خصائص علی بن ابیطالب است. ابن عساکر هم از جمله علمای اهل سنت است که در وصف امام علی کتاب نوشته است. ابن ابی الحدید نیز که از علمای معتزلی اهل سنت است شرحی را بر نهج البلاغه امیرالمؤمنین علیه السلام نوشته که در مقدمه آن آمده است علی بن ابیطالب(ع) از همه صحابه افضل و برتر است. وی همچنین در شعری خطاب به  امیرالمؤمنین می‌گوید که اگر نبود اینکه تو حادث شدی، یعنی نبودی وبعد بوجود آمدی من می‌گفتم تو رزوی رسان هستی. لولا حدوثک لقلت انک قاسم الارزاق. در جای دیگر هم می‌گوید که کلام امیرالمؤمنین پایین تر از کلام خداست و فراتر از کلام بشر، یعنی قابل مقایسه با کلام انسان است. در اشعاری نیز که به امام شافعی نسبت داده شده، آمده است: من متحیرم درباره اینکه تو را چه گویم، خدایی یا بنده خدایی؟ ومات الشافعی ولیس یدری  علیٌ ربه ام ربه الله. خوب قطعا علی بن ابیطالب بنده خداوند متعال است و خود ایشان بارها بر آن تاکید کرده‌اند، اما این اقوال نشان از جایگاه والای امام علی(ع) دارد.

وی ادامه داد: امام احمد حنبل یکی از ائمه چهارگانه اهل سنت نیز در پاسخ به سوال فرزندش در مورد امیرالمؤمنین و دیگر صحابه می‌گوید که هیچ کس را نمی توان با امیرالمؤمنین مقایسه کرد، او شخص دیگری است و قابل مقایسه با دیگر صحابه نیست. از این نوع سخنان در بین اهل سنت بسیار وجود دارد که ما در اینجا به گوشه‌ای از آن اشاره می‌کنیم. اینکه می‌بینیم عالمی از علمای مسیحی مانند جورج جرداق راجع به فضایل امیرالمؤمنین کتاب می‌نویسد تحت عنوان “صوت العداله الانسانیه” و راجع به کسی دیگری چنین چیزی وجود ندارد، همه اینها دال بر فضیلت، جایگاه والا، بی نظیر و بی همتایی حضرت امیر در بین بشر است، تا حدی که خداوند اجر و مزد پیامبر خود را در محبت و مودت با نزدیکان او قرار داده است و این واجب بر امت است.

آیت الله اختری گفت: همه اینها صفاتی است که برای امیرالمؤمنین وجود دارد و برای غیر از امیرالمؤمنین نیامده است؛ لذا باید توجه داشته باشیم که آیا وقتی این همه ویژگی خاص برای علی بن ابیطالب در قرآن کریم، در روایات پیامبر و در کلام بزرگان ذکر شده است و هیچ کسی مانند آن را ندارد، آیا کسی دیگر وجود دارد که شایستگی جانشینی پیامبر خدا را داشته باشد؟ وقتی حضرت علی در زمان حیات پیامبر اولین نفر پس از ایشان است، بعد از رحلت ایشان هم تنها کسی که می‌تواند جانشین پیامبر باشد، امیرالمؤمنین علیه السلام است. وقتی پیامبر اکرم(ص) می فرماید: “انا مدینه العلم و علی بابها” من شهر علم و علی دروازه آن است، پس برای شناخت خدا، برای رسیدن به حقیقت، برای دست یابی بر علوم، برای تحقق عدل و عدالت از کدام در و دروازه ای جز علی(ع) می توان ورود کرد؟! امیرالمؤمنین(ع) مظلومی است که در دوران زندگی مورد ستم واقع شد، بعد از حیات نیز به او ظلم شد و امروز نیز به او ظلم می‌شود، برای اینکه هنوز بسیاری از محققان و پژوهشگرانی که به حقیقت ایشان رسیده اند، حاضر نیستند این حقیقت را بیان کنند.

دبیرکل سابق مجمع جهانی اهل بیت با اشاره به روز پدر، جایگاه او در جامعه اسلامی را یک جایگاه محوری عنوان کرد و گفت: پدر در میان خانواده الگو و سرپرست است، حق ولایت بر اولاد دارد و خداوند احترام به پدر و مادر را واجب کرده است. دین اسلام پدر را جز در مسئله کفر و شرک به خدا واجب الطاعه می داند و نباید آنها را آزرده خاطر کرد. فرزندان نباید در هیچ رفتار خود باعث ناراحتی آنها شوند. الحمدلله امروز در جامعه ما نسبت به جوامع دیگر، جایگاه پدر و مادر در خانواده و احترام به آنها در نزد فرزندان هنوز وضعیت خوبی دارد، اما در برخی موارد الگو برداری هایی از جوامع غربی وجود دارد که باید اصلاح شود. باید توجه داشته باشیم که احترام به پدر و مادر مختص زمان حیات نیست‌ و ما باید پس از فوت ایشان نیز به یاد آنها باشیم و می توانیم همچنین از دعای خیر آنها بهره‌مند شود.

دسته‌ها
آخرین عناوین آخرین خبر اخبار فرهنگی اخبارپایگاه اخبار

شب و روز ۱۳ رجب را چگونه بگذرانیم

اعمال شب و روز ۱۳ ماه رجب

 گزارش بقاع خبر  : در شب سیزدهم ماه رجب خواندن دو رکعت نماز مستحب است، به این صورت که در هر رکعت بعد از حمد سوره‌های یاسین، تبارک و توحید خوانده شود. البته مستحب است شب چهاردهم چهار رکعت با این کیفیت و شب پانزدهم ۶ رکعت خوانده شود.

روز سیزدهم ماه رجب مصادف با ولادت امیرالمؤمنین على (ع) است و اولین روز از ایام البیض است. در این روز بنا بر مشهور بعد از سى سال از عام الفیل ولادت با سعادت حضرت امیر المؤ منین(ع) در میان کعبه مُعَظَّمه واقع شده است. روزه گرفتن در این روز، و دو روز بعد، ثواب فراوانى دارد و هر کس که بخواهد عمل «امّ داوود» را بجا آورد باید این سه روز را روزه بگیرد.

امام صادق (ع) فرمود: خداوند به این امت سه ماه ارزشمند عطا کرد که به امت های قبل نداده بود و آن ماهها، رجب، شعبان و ماه رمضان است و سه شب نیز به این امت عنایت کرد که به امت های پیشین نداده بود و آن شب های سیزدهم و چهاردهم و پانزدهم این ماه‌ها است و همچنین سه سوره (بافضیلت و پرمحتوا) به این امت عطا کرد که به امّت های سابق نداده بود و آن سوره های «یس»، «مُلک» و «توحید» است، از این رو هر کس که میان این سه فضیلت جمع کند، میان بهترین عطاهای این امّت جمع کرده است»

ذکری که ثوابش معادل روزه ماه رجب است .

 ماه رجب و ماه‌هاى شعبان و رمضان، از ماه‌هاى بسیار پرفضیلت هستند و از تعبیرات بعضى از روایات این‌گونه برمى‌آید که ماه رجب در میان این سه ماه، امتیاز خاصى دارد؛ تا آنجا که ماه رجب «ماه خدا» نامیده شده و ماه شعبان «ماه پیامبر» و ماه مبارک رمضان «ماه امت».

یکی از اعمالی که در ماه رجب بسیار بر آن تأکید شده است؛ روزه است. چنانکه رسول خدا (ص) فرمود: هر کس یک روز از این ماه را روزه بگیرد، خشنودى عظیم خدا را به دست آورده است، خشم الهى از او دور مى‌شود و درهاى جهنم به روى او بسته خواهد شد. و نیز در روایات آمده است که هر کس سه روز از این ماه را که پنجشنبه و جمعه و شنبه باشد روزه بگیرد، فضیلت بسیار دارد و همچنین در سایر ماه‌هاى حرام.

در روایتى از رسول خدا (ص) آمده است: هر گاه کسى نتواند در این ماه روزه بگیرد، هر روز صد مرتبه این تسبیحات را بخواند، تا ثواب روزه آن را دریابد: «سُبْحانَ اللهِ الْجَلیلِ، سُبْحانَ مَنْ لا یَنْبَغِى التَّسْبیحُ اِلاَّ لَهُ، سُبْحانَ الاَْعَزِّ الاَْکْرَمِ، سُبْحانَ مَنْ لَبِسَ الْعِزَّهَ وَهُوَ لَهُ اَهْلٌ .

همچنین رسول خدا (ص) فرموده‌اند: هر کس در ماه رجب صد مرتبه بگوید «أَسْتَغْفِرُ اللّهَ الَّذِی لا إلهَ إِلاّ هُوَ، وَحْدَهُ لا شَرِیکَ لَهُ وَ أَتُوبُ إِلَیْهِ» و در پایان صدقه‌اى بدهد، خداوند کارش را به رحمت و مغفرت پایان دهد و هر کس ۴۰۰ مرتبه آن را بگوید فضیلت شهیدان را دارد. همچنین ایشان فرمودند: کسى که در ماه رجب هزار مرتبه «لا اِلهَ اِلاَّ اللّه» بگوید، خداوند براى او حسنات فراوانى مى‌نویسد.

در روایتى آمده است: «هر کس در ماه رجب، در وقت صبح، ۷۰ مرتبه و شبانگاه نیز ۷۰ مرتبه بگوید اَسْتَغْفِرُ اللّهَ وَ أَتُوبُ اِلَیْهِ و پس از آن، دستها را بلند کند و بگوید أَللّهُمَّ اغْفِرْ لی وَ تُبْ عَلَىَّ اگر در همان ماه رجب بمیرد، خداوند از او راضى خواهد بود…».در طول این ماه هزار مرتبه بگوید «اَسْتَغْفِرُ اللّهَ ذَاالْجَلالِ وَ الاْکْرامِ مِنْ جَمیعِ الذُّنُوبِ وَالاْثامِ» تا خداوند رحمان وى را بیامرزد.

«سیّد بن طاووس» در «اقبال» فضیلت فراوانى براى خواندن سوره «قل هو الله احد» در ماه رجب نقل کرده است. از جمله از رسول خدا (ص) روایت کرده است که هر کس با نیت پاک در ماه رجب، ۱۰ هزار مرتبه سوره «قل هو الله احد» را بخواند، وارد عرصه قیامت شود در حالى که از گناه پاک باشد مانند روزى که از مادر متولد شده است و ۷۰ فرشته به استقبال او مى‌آیند و به وى بشارت بهشت را مى‌دهند.

از حضرت صادق(ع) مرویست که هر که چنین کند جمیع فضیلت این سه ماه را دریابد و جمیع گناهانش غیر از شرک آمرزیده شود.امام صادق (ع) فرمود: «خداوند به این امت سه ماه ارزشمند عطا کرد که به امت هاى قبل نداده بود و آن ماهها، رجب، شعبان و ماه رمضان است و سه شب نیز به این امت عنایت کرد که به امت هاى پیشین نداده بود و آن شب هاى سیزدهم و چهاردهم و پانزدهم ماه است و همچنین سه سوره (بافضیلت و پرمحتوا) به این امت عطا کرد که به امّت هاى سابق نداده بود و آن سوره هاى «یس»، «مُلک» و «توحید» است، از این رو هر کس که میان این سه فضیلت جمع کند، میان بهترین عطاهاى این امّت جمع کرده است».

از امام (ع) سوال شد: «چگونه مى توان میان آنها جمع کرد؟» فرمود: «در لیالى بیض (سه شب مزبور) در این سه ماه نماز بخواند. به این نحو که «در شب سیزدهم، دو رکعت نماز بگذارد و در هر رکعتى پس از سوره «حمد» این سه سوره (یس، ملک و توحید) را بخواند، و در شب چهاردهم، چهار رکعت نماز بگزارد (هر دو رکعت به یک سلام) و در هر رکعتى «حمد» و «یس» و «ملک» و «توحید» را بخواند و در شب پانزدهم، شش رکعت نماز بگذارد (هر دو رکعت به یک سلام) و همان سوره ها را در هر رکعت بخواند». امام (ع) در فضیلت این نمازها فرمود: «هر کس چنین کند فضیلت این سه ماه را به دست آورده و خداوند همه گناهانش را ـ جز شرک ـ مى آمرزد».

 

 

 

 

دسته‌ها
آخرین عناوین آخرین خبر اخبار شهدا اخبارپایگاه اخبار

روایتی از رشادت های حمید باکری و یاران شهیدش

به گزارش بقاع خبر : حمید پرچمدار لشکر ۳۱ عاشورا بود و هرگاه در هنگام نبردهای با دشمن، برای این لشکر مشکلی پیش می‌آمد، مهدی او را برای رفع مشکل تاکتیکی و یا برای شکستن قدرت تهاجم دشمن، به کمک نیروهای در خط مقدم لشکر اعزام می‌کرد.

فرمانده پیشرو به روایت همرزم شهید

شب عملیات بود و قایق باکری در جلوی قایق‌ها در حرکت. می‌گفت «در مواقع خطر فرمانده جلوتر از نیروهاست، تا عکس‌العمل نیروها در مقابل دشمن بهتر باشد. نگهبانان عراقی را از لابه‌لای نی‌ها می‌دیدم، روز را در لابه‌لای نی‌ها گذراندیم، هوا که تاریک شد، دوباره حرکت کردیم، اولین کسی که از قایق پیاده شد و پایش را روی جزیره گذاشت، حمید بود.»

ایستادگی در مجنون

در جریان عملیات خیبر وقتی‌که دشمن عزم خود را جزم کرده بود تا با یک پاتک سنگین و با کمک تانک‌ها و زره‌پوش‌های خود از دشت شمال منطقه «نشوه»، نیروهای خود را از پل جزیره جنوبی عبور داده و جزیره را به تصرف خود درآورد، مهدی برای ناکام گذاشتن دشمن، حمید را به این منطقه اعزام کرد تا فرماندهی رزمندگان لشکر عاشورا برای دفع پاتک وسیع دشمن را بر عهده بگیرد و دشمن را از تصرف جزیره ناامید سازد.[۱]

وی در عملیات خیبر در معیت گردان‌های خط‌شکن لشکر، با نبردی برق‌آسا، خط دشمن را در جزیره مجنون جنوبی شکست و در کوتاه‌ترین زمان ممکن، پل شحیطاط، تنها راه ارتباط زمینی دشمن با جزایر را به تصرف درآورد.[۲]

ارتش بعثی وقتی مطمئن می‌شود که عقبه پشتیبانی ایران ضعیف است، همه توان آتشباری‌اش را روی «طلائیه» می‌گذارد. روز اول پاتک عراقی‌ها شکست می‌خورد، اما روز دوم، فشار سختی به حمید و پل «شحیطاط» می‌آورند تا پل را از حمید بگیرند. چند بار پل را از حمید می‌گیرند، اما او آن را پس می‌گیرد. روز سوم و چهارم، عراق به‌قدری روی جزایر آتش می‌ریزد و فشار در جزیره زیاد می‌شود که فرماندهان محور طلائیه هم به جزیره جنوبی فرستاده می‌شوند.

شهادت حمید

صبح روز بعد خبر می‌رسد که عراقی‌ها پل را گرفته‌اند و به‌طرف جزیره می‌آیند. مهدی باکری یکی از فرماندهان خود به نام مرتضی یاغچیان را می‌فرستد که به حمید کمک کند، اما بازهم مشکل او حل نمی‌شود. حمید مرتب وضعیتش را گزارش می‌کرد و درخواست نیرو و خمپاره می‌کرد، اما مهمات نبود. مسیرهای پشتیبانی هم به‌شدت بمباران می‌شد.

در آن وضعیت، شهید احمد کاظمی، فرمانده لشکر نجف اشرف، از مهدی باکری می‌خواهد که خود پیش حمید برود. مهدی قبول می‌کند و کاظمی پیش حمید می‌رود. آن‌ها مشغول بررسی اوضاع برای پیدا کردن راه‌حلی بودند که ناگهان خمپاره‌ای کنارشان به زمین می‌خورد و یکی از ترکش‌هایش گلوی حمید را پاره می‌کند. کاظمی هم زخمی می‌شود و به اصرار بی‌سیمچی به عقب می‌رود.

در آنجا کاظمی به یکی از نیروها می‌گوید برود جنازه حمید را به عقب بیاورد. مهدی می‌شنود و به شهید کاظمی می‌گوید نیازی نیست. کاظمی اصرار می‌کند و می‌گوید شاید که بعداً فرصت نشود، اما مهدی با عصبانیت می‌گوید که هر وقت جنازه بقیه را آوردیم، جنازه حمید را هم می‌آوریم.[۳]

جنازه حمید همراه با دیگر همرزمانش در جزیره ماند و امکان بازگرداندن آن فراهم نشد و پیکر پاکش جاودانه شد.

مأموریت شهادت

سردار شهید حمید باکری در فرازهایی از سخنان خود در جمع رزمندگان می‌فرماید «برادرانم! این مأموریت نامش شهادت است، کسی که عاشق شهادت نیست، نیاید. بقای جامعه اسلامی ما در سایه شهادت، ایثار، تلاش و مقاومت شماست. اگر در چنین شرایط، از خود نگذریم، به جهاد نپرداخته‌ایم و ذلت و انحطاط قطعی است.»

منابع:

[۱] فصلنامه نگین، شماره ۲۰، تهران، مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس، بهار ۱۳۸۶، صفحه ۷۳

[۲] معبودی، جلال، اطلس لشکر ۳۱ عاشورا در دفاع مقدس، تهران، مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس، چاپ اول ۱۳۹۸، صفحه ۱۳۹

[۳] بهداروند، محمدمهدی، تاریخ شفاهی دفاع مقدس (با نوای کاروان، روایت محمدصادق آهنگران)، تهران، مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس، چاپ اول، ۱۳۹۹، صفحات ۲۵۹ و ۲۶۰

 

دسته‌ها
آخرین عناوین آخرین خبر اخبار شهدا اخبارپایگاه اخبار

شهید حمید باکری ، لاله آرمیده در جزیره مجنون

به گزارش بقاع خبر : حمید باکری در تاریخ ١ آذر ۱۳۳۴ در شهر ارومیه زاده شد و دوران کودکی و نوجوانی خود را در این شهر سپری نمود. او تحصیلات متوسطه را در دبیرستان فردوسی ارومیه به پایان رساند و بعد از اخذ مدرک دیپلم متوسطه، با وجود قبولی در آزمون کنکور سراسری، به سربازی رفت. باکری دوران خدمت سربازی را در یکی از پاسگاه‌های ژاندارمری اطراف ارومیه گذراند و بعد از پایان خدمت، حدود یک سال، به‌همراه برادرش؛ مهدی به شهر تبریز نقل مکان کرد و فعالیت‌های سیاسی خود بر علیه نظام شاهنشاهی را نیز در همین دوره آغاز نمود. در سال ۱۳۵۵ ابتدا به ترکیه و از آنجا به لبنان و سوریه رفت، تا در دوره‌های آموزش چریکی شرکت نماید. وی سپس برای ادامه تحصیلات خود راهی کشور آلمان شد، اما با استقرار امام خمینی در حومه پاریس، وی تحصیل در آلمان را رها کرد و عازم فرانسه شد.[۱]

با وقوع انقلاب ۱۳۵۷، به ایران بازگشت و در پی شکل‌گیری سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، در سال ۱۳۵۸ به عضویت این نهاد درآمد. با آغاز جنگ ایران و عراق، حمید باکری نیز همچون بسیاری از اعضای سپاه پاسداران، بعنوان نیروی داوطلب عازم استان خوزستان شد و دوره کوتاهی فرماندهی خط مقدم ایستگاه ۷ آبادان را عهده‌دار گردید. وی سپس برای مدتی در جهاد سازندگی فعالیت کرد، اما سرانجام بار دیگر به سپاه پاسداران بازگشت و فعالیت خود را بعنوان جانشین فرمانده لشکر ۳۱ عاشورا ادامه داد.

از جانبازی تا شهادت

در والفجر یک از ناحیه پا و پشت زخمی و بستری گشت که پایش را از ناحیه زانو عمل جراحی کردند . اطرافیانش متوجه بودند که از درد پا در رنج است ولی هیچوقت این را به زبان نیاورد و بالا‌خره در عملیات فاتحانه خیبر با اولین گروه پیشتاز که قبل از شروع عملیات بایستی مخفیانه در عمق دشمن پیاده می‌شدند و مراکز حساس نظامی را به تصرف در می‌آوردند و کنترل منطقه را در دست می‌داشتند عازم گردید و در ساعت ۱۱ شب چهارشنبه ۳ اسفند ۶۲ شروع عملیات خیبر بود که با بی سیم خبر تصرف پل مجنون (که به افتخارش پل حمید نامیده شد)در عمق ۶۰ کیلومتری عراق را اطلاع داد . پلی که با تصرف کردن آن دشمن متجاوز قادر نشد نیروههای موجود در جزایر را فراری دهد و یا نیروی کمکی برای آنها بفرستد در نتیجه تمام نیروههایش در جزایر کشته یا اسیر شدند و این عمل قهرمانانه فرمانده و بسیجی‌های شجاعش ضمانتی در موفقیت این قسمت از عملیات بود و عاقبت با دو روز جنگ شجاعانه در مقابل انبوه نیروههای زرهی دشمن فقط با نارنجک و آرپی جی و کلاش ولی با قلبی پر از ایمان و عشق به شهادت خودش و یارانش در حفظ آن پل مهم جنگیدند و در همانجا به لقاء‌الله پیوسته و به آرزوی دیرینه‌اش دیدار سرور شهیدان امام حسین (علیه السلام ) نایل آمد .
به جاست یاد شود از یار باوفایش شهید مرتضی یاغچیان معاون دیگر لشکر عاشورا مه ادامه دهنده راه حمید بود و بعد از شهادت حمید سنگر او را پر کرد و عاقبت او هم بعد از دو روز مقاومت در سنگر حمید بشهادت رسید .
روحش شاد و یادش گرامی باد. او هم از رزمندگان امام حسین (علیه السلام ) بارها در عملیات زخمی شده و رشادت ها نشان داده بود و شاید بخاطد علاقه زیادی که این دو برادر بهم داشتند و پشتیبان هم در صحنه های نبرد بودند در یک سنگر بشهادت رسیدند و یاد آور شجاعت و شهامت و استقاما حسین گونه در صحنه های نبرد حق علیه باطل شدند.
شهید حمید باکری در این چند سال اخیر لحظه‌ای ‎آرامش نداشت دائماً در تلاش بود و چنانچه در وصیتنامه‌اش هم قید کرده معتقد به کسب روزی از راه ساده نبود ، از نمونه‌ بارز یک انسان متقی بور و صفاتیکه در اول سوره مبارکه بقره و نیز حضرت علی (علیه السلام ) در خطبه همام در مورد متقین فرموده‌اند در او عینیت می‌یافت.

حمید باکری در تاریخ ۶ اسفند ۱۳۶۲ در خلال انجام عملیات خیبر، بر اثر برخورد مستقیم موشک آرپی‌جی، در منطقه قرنه واقع در جزایر مجنون، کشته شد و پیکر وی نیز هیچ‌گاه شناسایی نگردید.[۲]

مجتبی ذوالنور؛ نماینده مجلس شورای اسلامی در اظهار نظری عجیب مدعی شد، که همسر حمید باکری، به همسری یک معلم گیلانی درآمده‌است.۳ فاطمه چهل امیرانی؛ همسر حمید باکری اعلام کرد بعد از باکری ازدواج نکرده‌است، 

 

۱-  «سفر آسمانی با حمید باکری در جزیره مجنون». خبرگزاری صدا و سیما.

۲- «نگاهی بر زندگی نامه شهید حمید باکری». پایگاه اطلاع‌رسانی نوید شاهد.

۳- «خبر آن لاین». بایگانی‌شده از اصلی در ۲۶ ژوئیه ۲۰۰۹. دریافت‌شده در ۲۲ اکتبر ۲۰۰۹

 

 

دسته‌ها
فرهنگی اخبار علما دین و اندیشه معارف اجتماعی آخرین خبر اخبارپایگاه اخبار

شرح ملکی اصفهانی بر دعای هفتم صحیفه سجادیه

به گزارش بقاع خبر : ازنشست دوره ای اساتید، استاد سید محمود ملکی اصفهانی در گفتاری به شرح دعای هفتم صحیفه سجادیه پرداخت که در دو نوشتار تقدیم می گردد .

نوشتار دوم :

بخش چهارم

درخواست حلّ مشکلات از پروردگار

۲۰)فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ

امام سجاد علیه السلام پس از بیان مشکلات و سختی ها، حلّ آنها را از خداوند متعال درخواست می کند.

ابتدا عرضه می دارد: «فصلّ علی محمد و آل محمد».

در ارتباط با ذکر شریف صلوات به چند نکته باید توجه کرد:

۱)صلوات دعاست، و در آن از پروردگار متعال می خواهیم که بر حضرت پیامبر و آل آن حضرت درود بفرستد. این دعا نشان دهنده ارادت ما به آن بزرگواران است به همین جهت برکات آن شامل ما هم می شود.

۲)قرآن کریم در آیه شریفه «إِنَّ اللَّهَ وَ مَلائِکَتَهُ یُصَلُّونَ عَلَى النَّبِیِّ یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَیْهِ وَ سَلِّمُوا تَسْلِیماً»، خطاب به مؤمنین می فرماید: (همانا خدا و فرشتگانش بر پیامبر درود و رحمت مى‏فرستند. اى اهل ایمان! بر او درود فرستید و آن گونه که شایسته است، تسلیم او باشید.) (احزاب ۵۶)

۳)صلوات دعایی است که حتما استجابت می شود.

توضیح این که:

الف: برخی از دعاها استجابت نمی شوند، زیرا بر خلاف سنت قطعی پروردگار هستند، مثل این که کسی بگوید: «خدایا! از تو می خواهم که من همیشه زنده بمانم و هرگز نمیرم»، این دعا استجابت نمی شود، زیرا برخلاف سنت قطعی پروردگار است. قرآن  کریم می فرماید: «کلّ نفس ذائقه الموت» (هر نفسی چشنده مرگ است) (آل عمران: ۱۸۵)

و یا بگوید: «خدایا از تو می خواهم که من همیشه جوان بمانم» این دعا هم استجابت نمی شود، زیرا سنت قطعی پروردگار این است که انسان در مسیر زندگی خود مراحلی چون کودکی، نوجوانی، جوانی، میان سالی و پیری را طی کند.

امام صادق علیه السلام می فرماید : «و ان لا یقول: اللهم لا تحوجنی الی الحد من خلقک، فإنّه لیس من احد الا هو محتاج الی الناس» (کسی در دعا نگوید: «خدایا مرا محتاج هیچ یک از مخلوقین خودت مکن»، زیرا انسانی نیست مگر اینکه محتاج به مردم است.)

بل یقول: «اللهم لا تحوجنی الی شرار خلقک» (بلکه بگوید: خدایا مرا محتاج مخلوقین شرور خود مکن)

و لا یقول: «اللهم انی اعوذ بک من الفتنه»، بل یقول: «من مُضلّات الفتن»: و نیز نگوید: «خدایا مرا مورد امتحان قرار مده»، (زیرا امتحان یکی از سنت های الهی است و همه بندگان مورد امتحان واقع می شوند)، بلکه بگوید: «خدایا از امتحان هایی که موجب لغزش و انحراف می شود به تو پناه می برم».

«و أن یسأل فوق قدره فإنّه یستحقّ الحرمان»: و نیز در دعا فراتر از قدر و منزلت و ظرفیت خودش درخواست نکند، زیرا چنین انسانی شایسته محرومیت است» (سفینه البحار، ۱/۴۷۷)

امیرالمومنین علیه السلام شنید که کسی خطاب به رفیقش می گوید: «لا اراک الله مکروها» (خداوند هیچ چیز ناملایم و ناپسند برایت پیش نیاورد.)

فقال علیه السلام: «انّما دعوتُ له بالموت، انّ من عاش فی الدنیا لابدّ ان یری المکروه» (حضرت به او فرمود: «برای دوستت دعای به مرگ کردی و از خدا مرگ او را خواستی، زیرا هر کس در دنیا زندگی کند قطعا به ناملایمات و سختی هایی مبتلا می شود) (شرح ابن ابی الحدید بر نهج البلاغه: ۲۰/۲۸۹)

ب. صلوات دعایی است که حتما استجابت می شود، به همین جهت در روایات وارد شده که اگر می خواهید دعایتان مستجاب شود قبل از دعا کردن، بر محمد و آل آن حضرت درود فرستید. امام صادق علیه السلام می فرماید: «اذا دعا احدکم فلیبدأ بالصلاه علی النبی، فإنّ الصلاه علی النبی مقبوله و لم یکن الله لیقبل بعض الدعاء و یردّ بعضه» (وقتی یکی از شما در پیشگاه خداوند دعا می کند، درخواست خود را با صلوات بر حضرت پیامبر آغاز کند، زیرا صلوات دعایی است که مورد قبول پروردگار واقع می شود، و این گونه نیست که خداوند قسمتی از دعا _یعنی صلوات_ را بپذیرد و بقیه دعا را نپذیرد.) (امالی شیح طوسی: ۱/۱۵۷).

وَ افْتَحْ لِی یَا رَبِّ بَابَ الْفَرَجِ بِطَوْلِکَ،

فرَج: گشایش. طَول: قدرت، توانایی، امکانات، فضل و نعمت.

یعنی: پروردگارا! درهای فرج و گشایش را با قدرت و تواناییت بر من بگشا.

خداوند در موارد متعددی فرموده است: «ان الله علی کل شیء قدیر» (همانا خداوند بر هر چیزی تواناست) (بقره ۲۰)

۲۱)وَ اکْسِرْ عَنِّی سُلْطَانَ الْهَمِّ بِحَوْلِکَ

اکسِر: بشکن، خرد کن. سلطان: تسلّط: همّ: غم و اندوه شدید که گویا انسان را ذوب می کند. «سلطان همّ» اشاره به شدت غم و اندوه است به گونه ای که علاوه بر این که انسان را ذوب می کند آنچنان بر انسان تسلط یافته که گویا برای او راه نجاتی نیست. حَول: حائل شدن، تغییر و دگرگونی، اشاره به این که خداوند قدرت دارد بین من با مشکلاتم حائل شود، و آنها را دگرگون کند و تبدیل به راحتی کند.

یعنی: با قدرت خودت تسلط همّ و غمّ بر من را درهم بشکن.

و روشن است که وقتی تسلط غم و اندوه بر انسان شکسته و خرد شود، دیگر آن غمّ و اندوه نمی تواند بر انسان تسلط پیدا کند.

۲۲)وَ أَنِلْنِی حُسْنَ النَّظَرِ فِیمَا شَکَوْتُ،

أبلنی: به من عطا کن. حسن النظر: خوش بین بودن. فی ما شکوتُ: در آنچه از مشکلات به تو شکایت بردم.

یعنی: خدایا نسبت به آنچه از مشکلات نزد تو شکایت کردم به من خوش بینی عطا کن، به این صورت که نسبت به آنها خوش بین باشم و آنها را مشتمل بر حکمت ها و مصلحت هایی از جانب تو بدانم.

قرآن کریم می فرماید: «فعسی ان تکرهوا شیئا و یجعل الله فیه خیرا کثیرا» (پس چه بسا چیزی را خوش ندارید و خداوند در آن خیر زیادی قرار می دهد) (نساء ۱۹)

و نیز می فرماید: «عسی ان تکرهوا شیئا و هو خیر لکم و عسی ان تحبّوا شیئا و هو شرّ لکم و الله یعلم و انتم لا تعلمون» (چه بسا چیزی را خوش ندارید و آن برای شما خیر است، و چه بسا چیزی را دوست دارید و آن برای شما بد است و خداوند می داند و شما نمی دانید.) (بقره ۲۱۶)

۲۳)وَ أَذِقْنِی حَلَاوَهَ الصُّنْعِ فِیمَا سَأَلْتُ

أذقنی: بچشان به من، از «ذوق» به معنای چشیدن و درک کامل طعم یک چیز همراه با عبور از آن است. حلاوه : شیرینی. صُنع: عمل و کاری که در رابطه با درخواست های من انجام می دهی، فرق عمل با صنع این است که عمل به هر کاری گفته می شود ولی صنع به آن کاری گفته می شود که با مهارت و دقت خاصی انجام شود.

یعنی: خداوندا! شیرینی آن کار لطیف و دقیقی که در رابطه با درخواست های من انجام می دهی (و آنها را برآورده می کنی) به من بچشان به گونه ای که طعم شیرینی آن را به طور کامل احساس کنم و از شیرینی های آن عبور کنم و به گونه ای نباشد که پس از بطرف شدن مشکلات و چشیدن طعم شیرینی آن، مجذوب شیرینی های آن شده و تو را فراموش کنم.

۲۴)وَ هَبْ لِی مِنْ لَدُنْکَ رَحْمَهً وَ فَرَجاً هَنِیئاً

هب لی: ببخش به من. فرَج: گشایش. هنیء: گوارا.

یعنی: پروردگارا! و به من از جانب خودت رحمت و گشایشی گوارا عنایت فرما. «هنیئا» اشاره به این است که فرج و گشایش در حلّ مشکلات، همراه با گوارایی باشد و به گونه ای نباشد که برطرف شدن مشکلات، همراه با سختی ها و مشکلات دیگر باشد.

۲۵)وَ اجْعَلْ لِی مِنْ عِنْدِکَ مَخْرَجاً وَحِیّاً.

اجعل لی: قرار بده برای من. مخرج: راه خروج. وحیّ: از «وحی» به معنای اشاره سریع است.

یعنی خدایا برای من از جانب خودت راه خروج سریع و اشاره ای قرار بده.

۲۶)وَ لَا تَشْغَلْنِی بِالاهْتِمَامِ عَنْ تَعَاهُدِ فُرُوضِکَ، وَ اسْتِعْمَالِ سُنَّتِکَ.

لا تشغلنی: مرا مشغول مساز. اهتمام: از همّ گرفته شده است، به معنای غم و اندوه شدید، یا به معنای مشغول شدن. تعاهُد: عهد بستن دو طرفه، در این جا یعنی عهد بین خدا با بنده اش، که به صورت طرفینی است و در موارد متعددی از قرآن به آن اشاره شده است، مانند «اوفوا بعهدی اوف بعهدکم» (به عهد من وفا کنید من هم به عهد شما وفا می کنم) (بقره ۴۰). فروض: واجبات: سنتک: راه و روش حکیمانه تو که در مقابل با مشکلات باید بکار ببندم، مراد از سنت (روش حکیمانه) دو چیز است: یکی رفتن به سوی اسباب حل مشکلات و دیگری دعا، که در مباحث قبلی به آن اشاره کردیم.

یعنی: خداوندا به سبب غم و اندوه شدیدی که در اثر مشکلات برای من پیش آمده (و یا به سبب مشغول شدن من به مشکلاتی که برایم پیش آمده) مرا از عهدی که نسبت به انجام واجبات تو و به کارگیری روش حکیمانه ای که برای مقابله با مشکلات برایم قرار داده ای باز مدار!

بخش پنجم:

بیان سختی هایی که به سبب مشکلات پیش آمده

۲۸)فَقَدْ ضِقْتُ لِمَا نَزَلَ بِی یَا رَبِّ ذَرْعاً،

ضقتُ: در تنگنا قرار گرفته ام. نزل بی: بر من فرود آمده، اشاره به این که حوادث پیش آمده به صورت ناگهانی بوده و به گونه ای نبوده که بشود از آنها جلوگیری کرد. ذرعا: طاقت و توان.

یعنی پروردگارا! به جهت مشکلات و سختی هایی که بر من فرود آمده، به شدت در تنگنا قرار گرفته ام به گونه ای که طاقت و توانم کم شده است.

۲۹)وَ امْتَلَأْتُ بِحَمْلِ مَا حَدَثَ عَلَیَّ هَمّاً

امتلأتُ: پر شده ام. همّ: غم و اندوه شدید.

یعنی: خدایا به سبب تحمل کردن مشکلاتی که بر من حادث شده، غم و اندوه شدید سرتاسر وجودم را فرا گرفته است.

بخش ششم:

بیان این که حلّ مشکلات فقط به دست پروردگار است.

۳۰)وَ أَنْتَ الْقَادِرُ عَلَى کَشْفِ مَا مُنِیتُ بِهِ، وَ دَفْعِ مَا وَقَعْتُ فِیهِ،

منیتُ به: به آن گرفتار شده ام، وقعتُ فیه: در آن افتاده ام. کشف: گشودن و رفع از پوشش چیزی، گویا امر ناگواری مطلوب انسان را پوشانده است و فقط خداوند است که می تواند از آن پرده بردارد.

در این فراز امام علیه السلام به محضر پروردگار عرضه می دارد: پروردگارا! تنها تو قادر هستی که از آنچه من به آن گرفتار شده ام، پرده برداری و آنچه که در آن افتاده ام برطرف کنی.

بخش هفتم:

درخواست حلّ مشکلات از پروردگار

۳۱)فَافْعَلْ بِی ذَلِکَ وَ إِنْ لَمْ أَسْتَوْجِبْهُ مِنْکَ،

یعنی: حال که چنین است مشکلات مرا برطرف ساز، هرچند سزاوار این لطف از جانب تو نباشم.

بخش هشتم:

بیان صفات پروردگار

۳۲)یَا ذَا الْعَرْشِ الْعَظِیم

عرش: به معنای سقف و تخت پایه بلند است. در مورد خداوند کنایه از قدرت است و اشاره به این است که خداوند بر هر چیزی قادر است.

یعنی: ای صاحب عرش با عظمت.۲۷۰

دسته‌ها
فرهنگی آخرین خبر اجتماعی اخبار اخبارپایگاه اخبار

رونمایی از سبد اول محصولات زندگی

به گزارش بقاع خبر : مراسم رونمایی از سبد محصولات زندگی تبیان ظهر یکشنبه ۳ اسفند ۹۹ با حضور حجت الاسلام قمی رئیس سازمان تبلیغات اسلامی و سورنا ستاری معاون علمی و فناوری رئیس جمهور در موسسه تبیان برگزار شد.
پلتفرم «پرسان» به عنوان بستر اشتراک گذاری تجربیات زندگی، پلتفرم «همدم» به عنوان پلتفرمی برای انتخاب آگاهانه در ازدواج، پلتفرم «کدومو» به عنوان پلتفرمی برای انتخاب و مدیریت رسانه‌ها و زیست مجازی خانواده و «میم» به عنوان پلتفرم مدرسه آنلاین تربیت والدین رونمایی شد.
همچنین محصول «دستیار اقتصادی هوشمند زندگی» که امکان شخصی سازی دخل و خرج و هزینه‌های اقتصادی خانوار را با استفاده از یادگیری ماشینی فراهم می‌کند، به عنوان یکی دیگر از راهکارهای حوزه خانواده محصولات زندگی تبیان ارائه شد.
در حوزه تولید محتوا نیز رسانه «مجازیست» به عنوان دستیار رسانه‌ای تبیان در حوزه تولیدات محتوای رسانه‌ای و بررسی مفاهیم مختلف حوزه فضای مجازی رونمایی شد.

در این مراسم، از ۶ محصول از جمله پلتفرم ازدواج و همسان گزینی با نام همدم، پلتفرم مشاوره پرسان، پلتفرم مدیریت اقتصادی خانواده جیب و پلتفرم ارزیابی محتوای کدومو که بیش از یک سال است در فرآیند‌های شتاب دهی خانه نوآوری تبیان قرار دارند، رونمایی شد. موسسه تبیان از سال ۸۱ در عرصه فناوری فعال بوده و با محصولات مختلفی جزو مجموعه‌های شناخته شده در فضای مجازی محسوب می‌شود.

حجت‌الاسلام و المسلمین قمی رئیس سازمان تبلیغات اسلامی، در این مراسم گفت: دشمنان بشریت به نهاد خانواده هجوم آورده‌اند و در این بحران، ما نیاز به راه حل ایرانی برای حل مشکلات داریم. ما جلو رفتیم و پیشرفت کردیم، اما در روایت این پیشرفت کم کاری کرده ایم. تلاش‌های تبیان برای ارائه راه حل‌های مناسب برای خانواده‌های ایرانی، قابل تقدیر است.

سورنا ستاری معاون علمی و فناوری رئیس جمهور هم در مراسم رونمایی از اولین سبد محصولات تبیان گفت: نگاه به حوزه علوم انسانی در کشور باید تغییر کند. ما می‌توانیم هزاران کتاب درباره موضوعات مختلف زندگی بنویسیم، اما وقتی به زندگی شخصی خود نگاه می‌کنیم هیچکدام از آن‌ها در زندگی روزمره ما اتفاق نمی‌افتند. فرهنگ غنی اسلامی ما، باید در زندگی روزمره ما دیده شود و راه حل این موضوع توسعه پلتفرم‌هایی نظیر سبد محصولات تبیان است.

وی افزود: تلفیق حوزه‌های تکنولوژی با فرهنگ اسلامی، کاری است که تبیان به عنوان دستیار زندگی انجام می‌دهد. تعداد صفحات فارسی در اینترنت چندین برابر کشور‌های عربی است. زبان فارسی نهمین زبان در فضای مجازی است و این نشان دهنده قدرت نفوذ فرهنگی ایران در جهان است. توسعه سبد محصولات فرهنگی در فضای مجازی می‌تواند قدرت ایران را تقویت کند.

ستاری در پایان ضمن تقدیر از فعالیت‌های فرهنگی سازمان تبلیغات اسلامی اظهار کرد: سازمان تبلیغات اسلامی به عنوان متولی گسترش محتوای با فرهنگ اسلامی، با تقویت تبیان به عنوان یک موسسه نوآور در کشور، یک کار بسیار ارزشمند را انجام داده است.

کمیل خجسته مدیرعامل موسسه تبیان هم در بخشی از این مراسم گفت: تبیان یک سازمان فناورانه اجتماعی است که تلاش می‌کند در جهانی که در شبکه‌های اینترنتی غرق است، نقش مهمی را ایفا کند. تبیان تلاش می‌کند با به خدمت گرفتن هوش مصنوعی و فناوری، برای خانواده‌های ایرانی خلاقیت را به ارمغان بیاورد

دسته‌ها
اجتماعی اخبار آخرین خبر شهدا اخبارپایگاه اخبار

امام (ره ) : جزایر باید نگه داشته شوند .

 

به گزارش بقاع خبر از مشرق: عملیات خیبر یکی از مهمترین عملیات‌های جنگ ۸ ساله بود که چون در اسفندماه ۱۳۶۲ انجام شد و غالباً در این روزها، خانواده‌های ایرانی در حال آماده شدن برای تحویل سال نو هستند، کمتر به آن پرداخته شده است. در این مطلب، سعی کرده‌ایم به نحوی موجز، فضای کشور و جنگ را در اسفند ۶۲ برایتان ترسیم کنیم و در این کار از مطالب، عکس‌ها و نقشه‌های «تاریخ جنگ» هم بهره برده‌ایم.

با درود به روح پر فتوح امام شهیدان و سرداران سپاه اسلام که در این عملیات به لقاء الهی شتافتند، این مطلب را به «شهید حاج محمد ابراهیم همت» تقدیم می‌کنیم.

* امیدواری محسن رضایی

قبل از عملیات خیبر، فرمانده سپاه امیدوار بود تا با یک عملیات قدرتمند، هم به رزمندگان در غرب کشور که فکر می‌کردند عملیات در جنوب ناممکن شده، پیامی بدهد و هم برای کسانی که می‌گفتند «جنگ را نباید ادامه داد و راهی برای پیگیری آن نمانده» جواب دندان شکنی داشته باشد.

هر بار که علی هاشمی نتیجه شناسایی‌ها در هورالهویزه را می‌داد، محسن رضایی امیدوارتر می‌شد. رضایی از قرارگاه نصرت، نه به فرماندهانش چیزی گفته بود و نه به ‌هاشمی‌رفسنجانی، فرمانده جنگ. اولین بار که از نتیجه شناسایی‌ها کاملاً مطمئن شد، به حضرت امام اطلاع داد. امام هم وقتی رسیدن به دجله را در هدفگذاری او دید، خوشحال شد. طرح عملیات خیبر بعد از آزادسازی خرمشهر خیلی اهمیت داشت و می‌توانست تاثیری جدی در روند جنگ داشته باشد.

زمستان سال ۱۳۶۲ بود که محسن رضایی به فرماندهانش خبر داد که عملیات بعدی در هور انجام می‌شود. اولش شوکه شدند اما وقتی شناسایی‌های قرارگاه نصرت را دیدند، آرام گرفتند.

نیروهای علی هاشمی‌حتی آب راه‌های هور را هم متر کرده بودند و فیلمی که از اتوبان بغداد- بصره گرفته بودند، در دستشان بود.

* خیبر در کجا انجام شد؟

منطقه عملیات خیبر، شمال بصره و مقابل استان‌های العماره و بصره بود. دو محور هم داشت: یکی هور الهویزه و دیگری «زید» که عملیات رمضان در آن بدون موفقیت انجام شده بود.

عملیات دو محور جنوبی و شمالی داشت. محور شمالی در هور و محور جنوبی در زید. دو لشکر سپاه و ارتش در جنوب، متوقف شدند.

عراق، انتظار عملیات از هور را نداشت و نیروی کمی را آنجا مستقر کرده بود. در جزایر مجنون فقط یک گردان از نیروهای مردمی عراق بودند و در محور شمالی و جنوبی هم نیروهای مرزی در پاسگاه مستقر بودند. در این میان فقط خط طلاییه پر از موانع و کانال‌های فراوان بود. در محور زید هم موانع زیاد و نیروهای بسیاری مستقر بودند. خاکریزهای مثلثی شکل که طرحش را اسرائیل داده بود هم در این منقه قرار داشت. عراق این خاکریزها را قبل از عملیات بیت المقدس ساخته بود تا از بصره دفاع کند.

خاکریزهای معروف مثلثی شکل

فرمانده ارتش دیرتر از همه از طرح عملیات با خبر شده و کمی هم دلگیر شده بود. بعد ها که فرماندهی محور زید به آن‌ها سپرده شد به حجت‌الاسلام (آیت الله العظمی) خامنه‌ای نامه نوشتند که در این محور با توجه به وضعیتش، احتمال موفقیت کم است.

محسن رضایی معتقد بود پیش‌روی در هور آنقدر برای عراق غافلگیرکننده است که اگر محور جنوبی (طلائیه) هم قوی نباشد، عملیات موفقیت‌آمیز می‌شود. او همچنین یکی از قوی‌ترین لشکرهایش یعنی لشکر ۱۴ امام حسین (ع) که متعلق به نیروهای اصفهانی بود را به محور جنوبی مأمور کرد.

هوانیروز به کم آمد

پشتیبانی نیروهایی که برای جنگیدن به هور می‌رفتند با قرارگاه نوح بود. نبود خشکی و لزوم سرعت بالا در انتقال نیرو و تجهیزات باعث شد که از هوانیروز کمک خواسته شود. فرمانده هوانیروز ارتش به کنار هور آمد و نیروی هوایی هم پیشتیبانی پدافند هوایی را بر عهده گرفت. همچنین هواپیماهای اف ۱۴ مأمور شدند تا به جنگ میگ‌های عراقی بروند.

 

* فرماندهی هاشمی‌رفسنجانی

عملیات خیبر اولین تجربه حجت الاسلام هاشمی‌رفسنجانی در فرماندهی جنگ بود. او قبل از آمدنش به جبهه به امام قول داده بود تا با یک پیروزی به تهران برگردد تا راهی برای پایان جنگ باشد. حضرت امام هم فقط سکوت کرده بودند.

اولین حضور هاشمی رفسنجانی در جبهه به عنوان فرمانده جنگ

هاشمی‌رفسنجانی در ذهنش به این فکر کرده بود که می‌توانیم با گرفتن یک منطقه از خاک عراق، پای میز مذاکره و پذیرفتن آتش بس برویم و به بهانه این منطقه، حقمان را از صدام بگیریم. برخی مخالف این نیت بودند و می‌گفتند رزمنده‌هایی که آمده‌اند تا از راه کربلا به قدس بروند را ناامید می‌کند و برخی دیگر هم خوشحال شدند.

هاشمی‌رفسنجانی در خاطراتش می‌نویسد: آن‌گونه که انتظار داشتم، عنوان ختم جنگ مقبول نیفتاد. معلوم است مسئله مهم برای بسیاری از رزمندگان، ادامه جنگ است و همه چیز هم همین را نشان می‌دهد. شاید به همین جهت امام موافق طرح ختم جنگ نیستند و اگر در قلبشان هم قبول داشته باشند، بر زبان نمی‌آورند.

* بالاخره عملیات خیبر شروع شد

۳ اسفند ۶۲ بود که عملیات خیبر با رمز یا رسول الله (ص) آغاز شد. در شب و روز اول، نیروها در محور شمالی به جاده بصره – العماره رسیدند. اما در جنوب (محور زید) نیروها نتوانستند از موانع عبور کنند و عملیات در آنجا خیلی زود متوقف شد. با این حال موفقیت محور شمالی امیدوارکننده بود.

موقعیت هور الهویزه

در مرحله بعدی باید تعدادی از نیروها از راه هور به جزایر مجنون حمله می‌کردند و گروهی هم از طریق طلائیه که تنها راه خشکی در منطقه شمالی عملیات بود این حمله را انجام می‌دادند. عملیات در طلائیه با یک روز تأخیر انجام شد اما نیروهای هور از این موضوع مطلع نشدند و به سمت جزیره جنوبی رفتند. حالا باید از سمت طلائیه حمایت می‌شدند اما کسی آنجا نبود. شرایط سختی پیش آمده بود و به همین خاطر نیروهایی که قرار بود شبانه به خط بزنند را در روز، راهی منطقه کردند. عراق هم هر چه توان داشت بر روی طلائیه متمرکز کرد تا این نیروها به جزیره جنوبی نرسند. عراق می‌دانست که اگر نیروها به جزیره جنوبی برسند، کار عملیات به انجا می‌رسد به همین خاطر از تمام توانش بهره برد تا ایرانی‌ها را زمینگیر کند. یگان‌های ایران در طلائیه و مجنون خیلی شهید دادند.

حاج محمد ابراهیم همت و بچه های لشکر ۲۷ در دوکوهه آماده بودند تا شبانه به خط بزنند اما مجبور شدند در روز حمله کنند

* نگرانی در تهران

گزارش‌های علی صیاد شیرازی در تهران، امام را نگران کرده بود. هاشمی‌رفسنجانی پیش امام رفت و گزارشی داد. امام هم معتقد بود که قطع جاده بصره – بغداد، ضربه مهلکی به صدام می‌زند.

هاشمی‌رفسنجانی به جنوب برگشت و به محسن رضایی خبر داد که به همه گفته: هر چه در چنته دارید به میدان بیاورید.

محسن رضایی هم دستور داده بود افراد در حد فرمانده لشکر هم باید بجنگند؛ حتی اگر سازمان رزم سپاه مختل شود.

* ادامه عملیات

لشکر ۲۷ محمد رسول الله (ص) بسیاری از نیروهایش را از دست داد. لشکر ۱۴ امام حسین (ع) که در محور زید (جنوبی) عمل می‌کرد، به کمک رزمنده‌های تهرانی آمد. پیشروی اولیه‌شان موفق بود اما باز هم عراقی‌ها آن‌ها را زمینگیر کردند.

در همین گیر و دار، محمد ابراهیم همت، فرمانده لشکر ۲۷ به شهادت رسید و حسین خرازی را با دست قطع شده و با بدنی پر از تیر و ترکش از منطقه بیرون بردند.

شهید حمید باکری

هم‌زمان با نبرد طلائیه، عراقی‌ها به ۴ گردان خط‌شکن از لشکر ۸ نجف اشرف (اصفهان) و ۳۱ عاشورا (آذربایجان) حمله کردند. شهادت جانسوز رزمندگان این ۴ گردان، سخت‌ترین لحظات خیبر برای فرماندهان در قرارگاه بود. حمید باکری معاون لشکر ۳۱ عاشورا هم در جزیره شهید شد تا غم این نبرد، کامل شود.

* نبرد در مجنون

صلاح نبود نیروهایی که در شمال هورالهویزه به جاده بصره رسیده بودند، در آنجا بمانند و به همین خاطر عقب‌نشینی کردند و به جزایر مجنون آمدند. عراقی‌ها هم که در طلائیه پیروز بودند، به بازپسگیری جزایر امیدوار شدند.

عراق در رسانه‌هایش مدام تبلیغ می‌کرد که به زودی جزایر را خواهد گرفت و نام جزایر مجنون، محور خبری رسانه‌های دنیا شده بود.

اگر عراق، جزایر را پس می‌گرفت، نشان می‌داد که می‌تواند همه عملیات‌های ایران را شکست بدهد.

بعدازظهر ۱۴ اسفند ۶۲ از دفتر امام خبر دادند که امام فرموده‌اند: جزایر حتماً باید نگهداشته شود. هر طور که شده.

فرماندهان سپاه قبل از عملیات تا نزدیکی عراقی ها به شناسایی پرداختند تا بدانند بناست نیروهایشان در چه منطقه ای بجنگند

با ابلاغ این پیام به رزمندگان، روحیه تازه‌ای به آنان دمیده شد. محسن رضایی هم ابلاغ کرد که از جزایر بیرون نمی‌رویم؛ حتی اگر سازمان سپاه از بین برود… بسیاری از فرماندهان قرارگاه هم سلاح گرفتند و به خط مقدم رفتند.

از ۱۶ تا ۲۰ اسفند، عراق هر چه داشت رو کرد تا جزایر را پس بگیرد. ۷۲ ساعت جنگ بی‌امان ادامه داشت اما حرف امام زمین نماند. جزایر به سمبل قدرت ایران و ضعف عراق تبدیل شده بود.

* جنگ شیمیایی

عراق با آتش پر حجم، زمین جزایر مجنون را شخم زد. بمب‌های شیمیایی هم تمام آنجا را آلوده کرد. حفظ جزایر غیر ممکن می‌نمود اما رزمندگان غیور این کار را ممکن کرده بودند.

تانک تی ۷۲ که شوروی به عراق داده بود و آر پی جی آن را از کار نمی انداخت

«افرایم کارش» می‌نویسد: ایرانی‌ها در ۵ اسفند مرحله دوم عملیات خیبر را آغاز کردند که تا ۲۸ اسفند ادامه داشت. ایرانی‌ها موفق شدند از باتلاق وسیع بگذرند و جزایر مجنون را تصرف کنند. عراقی‌ها فکر می‌کردند این عمل غیر ممکن است. البته آن‌ها سرانجام با تلاش‌های سخت عراقی‌ها که وحشیانه از سلاح‌های شیمیایی (گاز خردل و گاز اعصاب) استفاده کردند، کنترل شدند. البته ایرانی‌ها موفق شدند جزایر را حفظ کنند.

سوم فروردین ۶۳ خبرگزاری فرانسه نوشت: نیروهای ایرانی پلی ۱۳ کیلومتری مثل قایق شناور ساخته‌اند که جزیره شمالی را به مرز ایران وصل می‌کند. این در تاریخ نظامی‌مدرن بی‌سابقه است.

* در جستجوی نقطه پایان

هاشمی‌رفسنجانی بعد از عملیات خیبر از فرماندهان خواست تا راه آینده را ترسیم کنند. او فکر می‌کرد نیروهای ایرانی بیش از ۵۰ کیلومتر را تصرف می‌کنند اما فقط ۱۳ کیلومتر تصرف شده بود. او گفت: در مورد صلح، نظر امام مطرح است و ایشان می‌گوید بدون جنگ، صلح امکان ندارد و اگر ما هم نتوانیم بجنگیم، امام به مردم می‌گویند: بروید و بجنگید.

آمریکایی‌ها همزمان با گسترش روابط‌شان با عراق، عملیات تحریمی علیه ایران با نام «استانچ» را کلید زدند. کشورهای بسیاری از جمله شوروی با این عملیات همراه شدند. شوروی از همراهی ایران درباره حل مشکلاتش در افغانستان ناامید شده بود و پیشنهاد فروش چهار و نیم میلیارد دلار اسلحه را به عراق داد. ایران هم مبارزه قوی با حزب توده که متعلق به شوروی بود را در دستور کار قرار داد.

در این شرایط سخت، طرح عملیات عبور از اروند و گرفتن فاو مطرح شد و تمریناتی هم انجام شد، اما هاشمی‌رفسنجانی این طرح را عملی نمی‌دانست و به عملیات «والفجر۸ انجام نشده» معروف شد.

* یادی از دلاوران شناسایی هور

برای پیگیری امکان عملیات در هور، محسن رضایی کار شناسایی هور را به نحوی کاملاً محرمانه به علی هاشمی‌ و افراد بومی‌اش داد.

علی هاشمی به همراه نیروهای بومی ‌و غیر بومی‌اش یک سال در هور شناسایی کردند که از آن یک سال ۴۰۰ گزارش باقی مانده است.

باز کردن معبر در هور، گرما، هوای شرجی، امکان شنیدن صدای کنارزدن نی‌ها توسط عراقی‌ها، ابتلا به بیماری‌های پوستی برای نیروهای شناسایی غیر بومی، حمله پشه‌ها، آبگرفتگی درون بلم‌ها و آوردن اطلاعات از خاک عراق، از سختی‌های شناسایی در این منطقه بود. اما این کار سخت و جانفرسا به خوبی انجام شد و عملیات خیبر بالاخره با تمام پستی و بلندی‌هایش انجام شد.

پیکر علی هاشمی‌ که در هور به جا مانده بود، چند سال پیش تفحص شد و به تهران آمد و بر دوش مردم تهران و سپس اهواز تشییع شد.

اولین بار حمید رمضانی و احمد سوداگر در شناسایی عملیات والفجر مقدماتی، تشخیص دادند که هور قابلیت عملیاتی دارد

*با الهام از دائره المعارف مصور تاریخ جنگ ایران و عراق

 

 

دسته‌ها
آخرین عناوین اجتماعی اخبار آخرین خبر اخبارپایگاه اخبار

اشتغال زائی در اماکن متبرکه با طرح شمیم خدمت

به گزارش بقاع خبر : طرح شمیم خدمت در سه گام تعریف و تعیین شده است . گام اول برای ایجاد تولید و اشتغال استفاده از ظرفیت نیروی انسانی و تبدیل نیروی بالقوه به فعلیت است که در جوار بقاع متبرکه افراد را آموزش داده می شوند . در بخش مهارت آموزی کهارت آموزان برخی از رشته های هنری و صنعتی همچون صنایع دستی، قالیبافی، دامداری، گلیم بافی، خیاطی، گلدوزی، گلسازی، پرورش گل های زینتی، نمدبافی، پرورش قارچ و گیاهان دارویی، تولید ترشیجات، سبزیجات خشک، شیرینی پزی، تهیه مواد فریزری، تهیه و تولید زیورآلات، چیپس میوه، مباحث فتوشاپ و کار با رایانه و… آرا فرا می گیرند .

اعلام پشتیبانی اداره کل اوقاف از طرح شمیم خدمت

جت‌الاسلام والمسلمین عباس اسکندری پیش از ظهر امروز در بازدید از کارگاه‌های خیاطی که در راستای اجرای طرح شمیم خدمت در حرم مطهر امامزاده سید معصوم(ع) برپا شده‌اند اظهار کرد: رونق و جهش تولید، شعار سال‌ گذشته و امسال هستند که از سوی رهبر معظم انقلاب تعیین شده‌اند.
وی افزود: از همه دست اندرکاران این طرح تشکر می‌کنم چرا که زمینه‌ای را برای کارآفرینی و اشتغال ایجاد کرده‌اند.
مدیرکل اوقاف و امور خیریه استان قم با بیان اینکه این اداره کل آماده هرگونه همکاری و پشتیبانی از طرح‌های این چنینی است گفت: در شرایطی که شیوع کرونا از یک سو و مشکلات اقتصادی دیگر سو، فشار بر مردم را بیشتر کرده است، باید به اینگونه اقدامات بهای بیشتری بدهیم.
وی ادامه داد: استکبار جهانی جنگ علمی، اقتصادی و فرهنگی را همزمان با هم علیه ما آغاز کرده‌اند زیرا می‌دانند با وجود قدرت بالای نیروهای مسلح جمهوری اسلامی، توان رویارویی نظامی را ندارند هر چند حرکت‌های مذبوحانه‌ای را انجام می‌دهند که از آن جمله می‌توان به ترور شهید قاسم سلیمانی و دانشمندانی همچون شهید محسن فخری‌زاده اشاره کرد.
اسکندری با بیان اینکه لازم است اقدامات گسترده‌ای صورت بگیرد تا مردم همچنان در صحنه بمانند گفت: فشار اقتصادی مشکلات زیادی برای برخی اقشار به وجود آورده، حال در این شرایط طرح‌های اشتغال‌زایی و کارآفرینی می‌تواند کمک حال آنها باشد.
مدیرکل اوقاف و امور خیریه استان قم افزود: می‌توانیم از ابنیه‌ای که داریم برای اختصاص مکان برپایی کارگاه‌های مهارت‌افزایی استفاده کنیم و اقدامات پشتیبانی و حمایتی دیگری هم توسط اداره کل اوقاف استان قم پیش‌بینی شده است.

چهار طرح اشتغال زایی توسط اوقاف زنجان اجرا می شود

زنجان- مدیرکل اوقاف زنجان، گفت: طی سالجاری چهار طرح اشتغال زایی در بخش پوشاک و ساخت مسکن توسط اوقاف استان زنجان اجرا می شود.

حجت الاسلام مختار کرمی ، بیان اینکه وقف یک سنت حسنه ماندگار است، گفت: رسانه‌ها درترویج و تبیین فرهنگ وقف بسیار نقش آفرین هستند.

وی اظهار کرد: اقدامات اوقاف و امور خیریه استان زنجان موجب شده تا جایگاه این اداره در سطح کشوری به رتبه دوم ارتقا پیدا کند.

مدیرکل اوقاف و امور خیریه زنجان، با بیان اینکه اداره کل اوقاف و امور خیریه نهاد فرهنگی نیست، گفت: رسالت اصلی اوقاف تبدیل موقوفات به سرمایه گذاری برای بهره وری بیشتر است، بنابراین اوقاف یک نهاد اقتصادی است.

کرمی با بیان اینکه طی سالجاری چهار طرح اشتغال زایی در بخش پوشاک و ساخت مسکن توسط اوقاف استان زنجان اجرا می‌شود، افزود: تنها در کار گاه تولید پوشاک در قیدار برای ۴۰ زن سرپرست خانوار اشتغال ایجاد می‌شود.

وی افزود: تنها در یکی از طرح‌ها هم که با همکاری کمیته امداد اجرا می‌شود برای بیش از ۱۰۰ نفر اشتغال ایجاد خواهد شد.

مدیرکل اوقاف و امور خیریه زنجان، با بیان اینکه اوقاف استان زنجان به دنبال اشتغالزایی است، گفت: در این زمینه نیز با بهره‌گیری از ظرفیت اوقاف اقدامات قابل توجهی انجام خواهد شد.

اشتغالزایی و تولید در بقاع متبرکه با طرح شمیم خدمت

مدیرکل اوقاف و امور خیریه استان البرز گفت: طرح «شمیم خدمت» با رویکرد تحول اقتصادی خانواده ها و توانمندسازی آن ها در مراکز افق بقاع متبرکه اجرا می شود.

مراکز افق در قالب مراکز اجتماعی، فرهنگی در اماکن متبرکه راه‌اندازی شده که منبع درآمد مراکز افق از محل کمک‌های خیرین و موقوفات بوده که در همان منطقه بین محرومین با حفظ کرامت توزیع می‌شود.

حجت الاسلام والمسملین علی دشتکی روز پنجشنبه در گفت وگو با خبرنگار ایرنا افزود: پیرو رهنمودهای مقام معظم رهبری در جهش تولید سازمان اوقاف و امور خیریه به عنوان یک نهاد دینی و متولی بقاع متبرکه تصمیم گرفته در حد توان خود گام هایی بردارد.

وی اظهار داشت: در همین راستا یک خدمت اجتماعی که طرحی به عنوان «شمیم خدمت» است را برنامه ریزی کرده است.

وی تاکید کرد: خدمت به خلق خدا و تلاش برای آن ها به قدری ارزش دارد که عبادت خدواند به شمار می رود.

در قران کریم هر جا بحث اقامه نماز آمده در کنار آن بحث زکات که سمبل ارتباط با بندگان خداوند هم هست ذکر شده و نماز و زکات دو بال برای پرواز هستند که مومنان ناچار هستند برای پرواز به ملکوت اعلی به این دو بال مجهز شوند.

دشتکی گفت: در مسیر خدمت به بندگان توجه صرف به خدمات فرهنگی و تاثیرگذار و موضوعات مربوط به بحث فرهنگی اجتماعی که دو روی یک سکه هستند که هیچکدام بدون دیگری تاثیر گذار نیست.

وی افزود: به طوریکه امام حسن عسگری (ع) می فرماید «بعد از ایمان به خداوند خدمت به بندگان بسیار ارزشمند است» و توجه و اهتمام به زندگی مسلمانان و سر و سامان دادن به وضعیت معیشتی آنان در فرهنگ اهل بیت (ع)‌است زیرا امیرالمومنین کسی است که دغدغه مسلمین را دارند و ایتام کوفه را بر روی دوش خود می گیرند.

وی با اشاره به طرح شمیم خدمت، اظهار داشت: در این طرح توانمندسازی، اشتغالزایی و تولید کار هدف می باشد به طوریکه نخستین اقدام برای اشتغالزایی و تولید،‌توانمندسازی و مهارت آموزی می باشد که خیلی مواقع کمک زیادی به خانواده هاست تا به اقتصاد خانواده کمک کنند.

مدیرکل اوقاف و امور خیریه استان البرز گفت: خدمت به بندگان خداوند با تولید اشتغال می تواند در رفع محرومیت و فساد و فقر کمک کند به همین منظور طرح شمیم خدمت چند هدف را دنبال می کند تا ایفای نقش حقیقی بقاع متبرکه در مسایل اجتماعی را به منصه ظهور بگذارد.

وی ادامه داد: گره گشایی از مشکلات جامعه، توانمندسازی افراد بی کار و کم درآمد پیرامون بقاع متبرکه، ایجاد شغل و درآمد برای آن ها و همچنین حفظ کرامت انسانی و مبارزه با روجیه تکدی گری، تقویت و تکیه بر حس خودباوری و ایجاد حس نشاط در جامعه، تقویت فرهنگ تعاون، همکاری وهمدلی از جمله اهداف این طرح به شمار می رود.

وی با بیان اینکه این طرح با مشارکت نهادهای مختلف و خیرین و بهره گیری از ظرفیت بقاع متبرکه و موقوفات اجرا می شود، افزود: شمیم خدمت با تعامل نهادهایی مثل وزارت کار، جهاد دانشگاهی، فنی حرفه ای، جهاد کشاوری، گروه های جهادی و تشکل های مردمی رقم می خورد.

دشتکی بیان داشت: برای اجرای این طرح  با استفاده از ظرفیت مجاورین وزایرین بقاع متبرکه و  صاحبان مشاغل پیرامون بقاع متبرکه برای آموزش و توانمندسازی کمک گرفته می شود.

تعریف شمیم خدمت در سه گام

مدیرکل اوقاف و امور خیریه استان البرز گفت: شمیم خدمت در سه گام تعریف وتعیین شده است که گام اول برای ایجاد تولید و اشتغال استفاده از ظرفیت نیروی انسانی و تبدیل نیروی بالقوه به فعلیت است که در جوار بقاع متبرکه افراد را آموزش می دهیم.

وی ادامه داد: در بخش مهارت آموزی برخی از رشته های هنری و صنعتی همچون صنایع دستی، قالیبافی، دامداری، گلیم بافی، خیاطی، گلدوزی، گلسازی، پرورش گل های زینتی، نمدبافی، پرورش قارچ و گیاهان دارویی، تولید ترشیجات، سبزیجات خشک، شیرینی پزی، تهیه مواد فریزری، تهیه و تولید زیورآلات، چیپس میوه، مباحث فتوشاپ و کار با رایانه و… آموزش داده می شوند

ایجاد اشتغال برای ۶۵ تن از بانوان البرزی در بقاع متبرکه

مدیرکل اوقاف و امور خیریه استان البرز دومین گام در شمیم خدمت را ایجاد زمینه اشتغال برای مهارت آموزان دانست و گفت: در گام دوم در مراکز افق زمینه کار و تولید در بقاع متبرکه را فراهم می کنند به طوریکه برای تولید حمایت هایی همچون ایجاد صندوق قرض الحسنه و پرداخت تسهیلات خوداشتغالی در دستور کار است ضمن اینکه می توانیم شیوه دراختیار گذاشتن وسایل و سرمایه را اجرا کنیم.

وی افزود: منابع و لوازم مورد نیاز از مشارکت های مردمی، خیرین، موقوفات، تولیدی ها، کارخانجات و سرمایه گذاری بقعه تامین می شود.

وی اضافه کرد: به طوریکه به زودی در آستان مقدس امامزاده طاهر (ع) مهرشهر کرج کارگاه آموزشی خیاطی برگزار می شود که ۱۵ چرخ خیاطی برای این کارگاه توسط یک خیر تهیه و تامین شده است.

دشتکی گفت: تاکنون از همین طریق برای ۶۵ نفر از بانوان البرزی در بقاع متبرکه البرز ایجاد اشتغال شده به طوریکه در کارگاه های تولید ماسک و چیپس خانگی فعالیت می کنند.

بازاریابی آخرین گام شمیم خدمت

مدیرکل اوقاف و امور خیریه استان البرز آخرین و مهمترین گام در اجرای طرح شمیم خدمت را بازاریابی و فروش محصولات تولیدی دانست و گفت: پس از آموزش و تولید باید مکانی برای عرضه محصولات باشد که یکی از مهمترین موارد در شکست تولید همواره نبود بازار مصرف بوده است.

وی افزود: به همین منظور در نظر داریم تا بازارچه های خیریه روزانه و یا هفتگی را در بقاع متبرکه شاخص راه اندازی کنیم ضمن اینکه غرفه تعاونی محسنین را در بعضی از بازارها  ایجاد می کنیم.

وی خاطرنشان کرد: همچنین در نظر داریم تا تولیدکنندگان و بقاع متبرکه در بازارچه های مجازی حضور فعال داشته باشند.

دشتکی گفت:‌ این اقدام به هدف کسب درآمد برای بقاع متبرکه، اشتغالزایی مستقیم و غیرمستقیم و کسب درآمد برای زایرین و مجاورین و ایجاد پیوند بین بقعه و فضای پیرامون آن اجرا می شود.

وی تاکید کرد که سعی داریم تا با استفاده از ظرفیت فضای مجازی و با حفظ پروتکل های بهداشتی و بدون ایجاد اجتماعی، درآمدزایی برای خانواده ها داشته باشیم.

گره گشایی از مشکلات جامعه، توانمندسازی افراد بی کار و کم درآمد ، ایجاد شغل و درآمد برای آن ها و همچنین حفظ کرامت انسانی و مبارزه با روجیه تکدی گری، تقویت و تکیه بر حس خودباوری و ایجاد حس نشاط در جامعه، تقویت فرهنگ تعاون، همکاری وهمدلی از جمله اهداف برنامه های است که در دستور کار اوقاف قراردارد که با مشارکت نهادهای مختلف و خیرین و بهره گیری از ظرفیت بقاع متبرکه و موقوفات و تعامل نهادهایی مثل وزارت کار، جهاد دانشگاهی، فنی حرفه ای، جهاد کشاوری، گروه های جهادی و تشکل های مردمی رقم می خورد.

به گزارش بقاع خبر ، دشتکی بیان داشت: برای اجرای این طرح  با استفاده از ظرفیت مجاورین وزایرین بقاع متبرکه و  صاحبان مشاغل پیرامون بقاع متبرکه برای آموزش و توانمندسازی کمک گرفته می شود.

 

دسته‌ها
آخرین عناوین فرهنگی دین و اندیشه علما عرفا اخبار آخرین خبر اخبارپایگاه اخبار

مروری بر زندگی آیت الله حاج سید رضا صدر

به گزارش بقاع خبر از دانشنامه ااسلامی  : دودمان محترم «صدر»، اصیل‌ترین و ریشه دارترین خاندان شیعه در لبنان و عراق هستند که سابقه‌ای طولانی و درخشان در علم و عمل داشته و طی ده قرن از این خاندان، عالمانی بزرگ برخاسته و مشعلدار هدایت مردم و ترویج مکتب تشیع گشته‌اند. مرحوم آیت الله حاج سید رضا صدر یکی از آن ستارگان فروزان است که در این مجال با شخصیت بی‌نظیرش آشنا می‌‌شویم.[۱]

ولادت

از آیت الله سید صدرالدین صدر[۲] سه پسر به یادگار مانده است، به نام‌های: سید رضا صدر، سید علی صدر، امام موسی صدر (رهبر محبوب و مفقود شیعیان لبنان که در اوایل سال ۱۳۵۷ ش. طی مسافرت به لیبی به همراه دو نفر ربوده شد).[۳]

سید رضا صدر در پنجم رمضان ۱۲۹۷ ش (۱۳۳۹ ق) در مشهد مقدس در خانه علم و اجتهاد دیده به جهان گشود. به مناسبت محل ولادتش او را رضا نام نهادند.

نسب و جد

وی که از سلسله سادات موسوی است، با ۳۲ واسطه به امام همام حضرت موسی بن جعفر علیه السلام و با ۳۷ واسطه به امام علی ابن ابی طالب علیه السلام و حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها می‌‌رسد. آن سلسله‌ها عبارتند از: آیت الله سید رضا صدر، آیت الله العظمی ‌‌سید صدرالدین صدر، آیت الله سید اسماعیل صدر، سید صدرالدین (صدرعاملی)، سید صالح صدر، سید محمد (محمد کبیر)، سید ابراهیم (ابومحمد ملقب به شرف الدین)، زین العابدین، علی نورالدین، نورالدین علی، سید حسین (عزالدین)، سید محمد، سید حسین، سید علی، سید محمد، سید عباس (تاج‌الدین) مشهور به ابی‌الحسن، سید محمد (شمس الدین)، سید عبدالله (جلال الدین)، سید احمد، سید حمزه (الصغیر)، سید سعدالله، سید حمزه (الکبیر)، سید محمد (ابوالسعادات)، سید عبدالله، سید محمد، سید علی، سید عبدالله، سید محمد، سید طاهر، سید حسین، سید موسی (ابن سبحه)، سید ابراهیم المرتضی (ابراهیم اصغر)، امام موسی الکاظم، امام جعفرالصادق، امام محمد الباقر، امام زین العابدین، امام حسن بن علی، امام امیرالمؤمنین علی ابن ابی طالب علیه السلام. آن مرحوم از طرف مادر به بیت شریف آیت الله العظمی ‌‌حاج آقا حسین قمی ‌‌منتسب است.

دو نکته

به نظر حضرت آیت الله حاج سید موسی شبیر زنجانی مدظله العالی، خاندان صدر تا زمان سید صالح شرف الدین به خاندان شرف الدین اشتهار داشتند؛ اما پس از آن که فرزند وی (سید صدرالدین) به مقام مرجعیت نایل آمد و در شهر اصفهان مرجعیت تامه پیدا کرد، این تیره از خاندان شرف الدین به «صدر» تغییر نام دادند. مرحوم آیت الله سید عبدالحسین شرف الدین (۱۳۷۷-۱۲۹۰ ق) که خود عالمی ‌‌بزرگ از این خاندان، است کتاب مستقلی به نام «بغیه الراغبین» درباره بزرگان این دودمان نوشته است.

تحصیلات

وی بعد از سپری کردن دوره دبستان، دروس ادبیات را تا دوره سطح نزد اساتید معروف مشهد مقدس آموخت. از آن جا که حوزه مشهد از نظر علوم ادبی در سطح عالی بود، وی از ادبیات قوی برخوردار بود. دروس مغنی و مطول را با شهید مطهری مباحثه می‌‌کرد و انس این دو بزرگوار به اندازه‌ای بود که بعد از عزیمت ایشان به قم، شهید مطهری نیز به قم هجرت نمود.

وی دروس سطح را از اساتید بزرگ حوزه قم فراگرفت. خود وی در خاطره‌ای نقل می‌‌کرد که تمام کتاب مکاسب را با شهید سید اسدالله مدنی قبل از اذان صبح در بالای سر حضرت معصومه سلام الله علیها مباحثه می‌‌کرد.

سید رضا صدر، درس خارج فقه و اصول را از محضر پدر بزرگوارش و آیت الله العظمی ‌‌سید محمد حجت کوه‌کمره‌ای، تا پایان عمر آن دو بزرگوار، آموخت. مدتی هم در درس فقه آیت الله العظمی ‌‌بروجردی شرکت کرد و از محضر آیت الله سید محمد محقق داماد نیز استفاده‌‌های زیادی برد. آن مرحوم به خاطر نبوغی که داشت، در سنین جوانی به درجه اجتهاد رسید و در ضمن تحصیل، دروس حوزه را تدریس می‌‌کرد و از استادان نامدار حوزه بشمار می‌‌رفت.

ایشان از شاگردان ممتاز حضرت امام قدس سره به شمار می‌‌آمد و دروس فلسفه و عرفان را از محضر آن حکیم فرزانه فراگرفت. وی در این زمینه چنین فرموده است: «پنج یا شش نفر بودیم که تقریباً پنج سال نزد حضرت امام عرفان خواندیم و این درس از روی متن خاصی نبود؛ بلکه از مطالبی بود که سینه به سینه از دیگر اساتید عرفان به وی رسیده بود.» و زمانی که امام قدس سره به نجف اشرف تبعید شده بودند، از ایشان می‌‌خواهند که حتماً اسفار و دیگر کتب فلسفی را در قم تدریس کنند که ایشان هم می‌‌پذیرند.

فعالیت‌های تبلیغی

ایشان از سال ۱۳۲۸ ش. درس‌های اخلاق را شب‌های پنجشنبه در قم منزل پدری خود (نزدیک حرم، کوچه بهار) شروع کرد. این درس تا سال ۱۳۴۶ ش. که به تهران عزیمت کرد، ادامه داشت. این درس‌ها چنان جامع و نافذ بود که هنوز هم بسیاری از فضلای قم خاطره آن را فراموش نکرده‌اند. درس اخلاق او با عمل توأم بود. وی نمونه بارز این حدیث امام صادق علیه السلام بود که به شیعیانش فرمود: «کونوا دعاهٌ للناس بالخیر بغیر السنتکم».[۴]

در سال ۱۳۴۶ ش. از قم به تهران عزیمت نمود و در مسجد امام حسین علیه السلام، در شرق تهران، به اقامه نماز جماعت و ایراد سخنرانی به مناسبت‌های مختلف (مانند ماه رمضان، ولادت‌ها و شهادت‌های اهل بیت علیهم السلام) پرداخت. این سخنرانی‌ها با استقبال بی‌نظیری مواجه شد و تأثیرات عمیقی در مردم ایجاد کرد؛ چنان که هنوز هم اثر معنوی آن باقی مانده است. به علاوه، در آن جا درس فلسفه و خارج فقه و اصول نیز تدریس می‌‌کرد و هر روز افراد زیادی جهت پرسیدن مسائل شرعی و غیره به ایشان مراجعه می‌‌کردند. وی در سال ۱۳۵۷ ش. مجدداً به قم برگشت و مدت شانزده سال در یکی از شبستان های مسجد امام حسن عسکری علیه السلام به اقامه نماز جماعت و سخنرانی و تدریس پرداخت.

فعالیت‌های سیاسی

به دنبال ارتحال آیت الله العظمی ‌‌سید محسن حکیم، تلگرافی از طرف روحانیان تهران به محضر حضرت امام قدس سره در نجف مخابره شد که آیت الله سید رضا صدر یکی از امضاءکنندگان آن بود.

متن تلگراف چنین است: «بسم الله الرحمن الرحیم. عراق-نجف اشرف. محضر مقدس آیت الله العظمی ‌‌آقای خمینی، مرجع تقلید متع الله المسلمین بطول بقائه رحلت حضرت آیت الله العظمی ‌‌آقای حکیم را به حضور پیشوای عظیم الشأن و جامعه روحانیت تسلیت عرض نموده، عظمت و پیشرفت اسلام و مسلمین را در سایه اقدامات و رهبری‌های آن مرجع عالی‌قدر با همکاری روحانیت، از درگاه قادر متعال خواستاریم. تاریخ: خرداد ۱۳۴۹ ه.ش».[۵]

ویژگی‌های اخلاقی

برخی ویژگی‌های آن مرحوم، به نقل از بزرگان، از این قرار است:

  • ۱- چهره‌ای شاد و خندان و جذاب و قامتی رسا داشت.
  • ۲- از استعدادی درخشان، ذهنی پویا و درکی عمیق برخوردار بود؛ به طوری که مطالب را سریع فرامی‌‌گرفت و به ذهن می‌‌سپرد. عده‌ای از بزرگان به این مطلب اشاره داشته‌اند که سخن آنان را می‌‌آوریم.

علامه بزرگوار سید عبدالحسین شرف الدین در این زمینه چنین می‌‌نگارد: «اولین فرزند سید صدرالدین، فرزند نیکوکار، بزرگوار، شایسته بی‌همتا آقا سیدرضا است. در اول محرم الحرام سال ۱۳۷۲ ق. ایشان را در شهر صور[۶] زیارت کردم. در او استعدادی درخشان یافتم که هنگام طرح مباحث علمی، نبوغ و درک ایشان بروز پیدا می‌‌کند. او عالمی ‌‌والامقام، صاحب نظری محکم، دارای روشی دقیق و استدلالی قوی است. در مباحث علمی ‌‌در عین جوانی می‌‌تواند بر متفکران صاحب نام چیره شود. «فتبارک الله احسن الخالقین»[۷] که نبوغ علمی ‌‌به او عنایت فرمود. با این که جوان است، دوره‌های طولانی و سخت علمی ‌‌را طی می‌‌کند. چشم‌ها روشن؛ چون او علوم آل محمد صلی الله علیه و آله را حافظ و پرچمدار هدایت برای امت اسلامی ‌‌خواهد بود و ما خاندان شرف الدین خوشحالیم که این خانواده بزرگ به وسیله ایشان استمرار پیدا خواهد کرد و بهترین جانشین برای نیاکان این خاندان خواهد بود».

مرحوم آیت الله شیخ مرتضی آل یاسین – از علمای بزرگ کاظمین – نیز چنین فرموده‌اند: «الآن هجده سال است که ما آقا سید رضا صدر را می‌‌شناسیم و او را در علوم گوناگون از دیگران برتر می‌‌بینیم. او در علومی ‌‌چون: صرف، نحو، منطق، ریاضی، طبیعی، ادبیات عرب و فارسی و برخی از زبان‌های خارجی به مراتب بالایی دست یافته و ذخیره خوبی برای آینده فرهنگ اسلامی ‌‌است».

آیت الله سید موسی زنجانی، که از دوستان و نزدیکان آن مرحوم هستند، بعد از وفات وی درباره بُعد علمی ‌‌ایشان چنین فرمودند: «من هر چه نظر کردم در حوزه علمیه قم، فردی چنین جامع الاطراف و پر اطلاع که بر اغلب علوم اسلامی ‌‌در سطح عالی مسلط باشد، غیر از ایشان نیافتم».

شهید بزرگوار علامه مطهری، در نامه‌ای به هیئت موسس حسینیه ارشاد برای تشکیل شورای عالی روحانی به عنوان یک مرکز اجتهادی و فتوایی دوازده نفر از بزرگان علما را معرفی می‌‌کنند که مرحوم آیت الله سید رضا صدر یکی از آنان بوده است. بزرگان دیگری چون حضرات آیات: شهید محراب صدوقی، حاج میرزا عبدالله مجتهدی و حاج سید هادی خسروشاهی نیز به توصیف علمی ‌‌و شخصیتی آن مرحوم پرداخته‌اند که جهت اطلاع از سخنان شان، مطالعه کتاب «امام موسی صدر» توصیه می‌‌شود.

  • ۳- علاقه به اهل بیت علیهم السلام: این شیفتگی به حدی بود که به هنگام ذکر مصیبت اهل بیت، دانه‌های اشک بر گونه‌هایش جاری می‌‌شد. ارتباط معنوی او با خاندان عصمت و طهارت، موجب شده بود تا او دلی آکنده از سوز و گداز داشته باشد، به طوری که هنگام خواندن دعای پرفیض کمیل، حالتی به او دست می‌‌داد که دیگران بسیار تحت تأثیر آن قرار می‌‌گرفتند.
  • ۴- تواضع و فروتنی. هنگام حضور در مجالس ترحیم، در میان مردم عادی می‌‌نشست تا امتیازی برای خویشتن قائل نشود. با این که در عالی‌ترین سطح علمی ‌‌قرار داشت، هیچ‌گاه خود را در معرض مرجعیت قرار نداد و با وجود خواهش و اصرار زیاد دوستان و ارادتمندان برای انتشار رساله، آن را چاپ و منتشر نکرد.
  • ۵- تلاش و پشتکار. ۶۵ سال مجدانه به کسب فضایل اخلاقی، تربیت دانش پژوهان حوزوی و غیرحوزوی، تدریس و تألیف اشتغال داشت و هرگز در این راه خستگی به خود راه نداد؛ حتی تا حدود دو ساعت قبل از وفاتش مشغول تدریس بود. آثار باقیمانده از ایشان، حاکی از این ویژگی است.
  • ۶- نفوذ کلام و حافظه بسیار قوی. آیت الله سیدرضا صدر، سالیان متمادی، در ماه‌های مبارک رمضان در شبستان بزرگ مسجد گوهرشاد مشهد سخنرانی می‌‌کرد که با استقبال بسیار زیادی همراه بود.

اینجانب (سید باقر خسروشاهی) در نیمه شعبانی که در مسجد امام حسین علیه السلام تهران پای منبر او بودم، خود شاهد بودم که ایشان دو ساعت اشعار بسیار شیوایی از حفظ در وصف امام زمان عجل الله تعالی فرجه شریف خواندند.

در مجلسی که به دعوت مرحوم آیت الله سید احمد خوانساری در مسجد سید عزیزالله تهران جهت حمایت از کشورهای خط مقدم «جنگ رمضان» که بین اعراب و اسرائیل به وقوع پیوست، آیت الله سید رضا صدر به جهات مختلف از جمله تسلط به زبان عربی روز، تنها کسی بودند که در این جلسه سخنرانی می‌‌کردند. این در حالی بود که در این مجلس، اغلب سفیران کشورهای عربی و اسلامی ‌‌و شخصیت های بزرگ اسلامی ‌‌حضور داشتند.

  • ۷- ساده‌زیستی. زندگی او مانند یک طلبه معمولی بود و مدتی زیاد در خانه موروثی پدری زندگی می‌‌کرد. عده‌ای از مریدانش، وقتی این وضعیت را دیدند، تصمیم گرفتند که از وجوه شرعیه خانه‌ای برایش خریداری کنند؛ اما او نپذیرفت.
  • ۸- آشنایی با ادبیات و شعر فارسی. این امر به حدی بود که حتی به نقد و تحلیل شعر و ادب فارسی می‌‌پرداخت و نظر خویش را ارائه می‌‌داد. از جمله مطلب زیر است که نقل آن، خالی از لطف نیست: «به نام او. انصاف آن است که آقای مکی در بین گلستانی که پدید آورده، زحمتی بسیار کشیده و رنجی فراوان برده و خدمتی بی‌سابقه به زبان فارسی انجام داده که نظیرش به نظر نرسیده است‌.

آقای مکی درین کتاب دو ابتکار از خود نشان داده که ارزشمند و پربها می‌‌باشد: یکی آن که علمی‌ ‌بر علوم شعر و ادبیات فارسی افزوده که بایستی آن را «رباعی شناسی» نام نهاد و اهل ادب می‌‌دانند که رباعی سرایان به جز دو نفر: خیام و باباطاهر، در تاریخ شعر کمتر مورد نظر قرار گرفته‌اند؛ با آن که نخستین رباعی پس از اسلام به زبان فارسی در هجو زیاد، فرماندار کوفه بوده است: آب است،‌ نبیذ است، عصارات زبیب است. سمیه رو سبیذ است ابتکار دوم، نشان دادن شعر فارسی است به دنیای بشری، که از نظر معارف و دانش چقدر در سطح عالی قرار دارد که تنها رباعی‌های غنی آن در بسیاری از موضوعات مختلف سخن گفته و حق سخن را ادا کرده است و این از افتخارات فرهنگی ایرانیان است. آیا چنین فضیلتی در ادبیات زبان‌های دیگر دنیا دیده می‌‌شود؟ وقتی که رباعی‌های شعر فارسی این قدر غنی باشد، پس اگر بگوییم شعر فارسی به طور کلی از غنی‌ترین شعر جهان می‌‌باشد، سخن به گزاف نگفته‌ایم. این گلستان نیز فشرده‌ای است از تاریخ حیات بسیاری از شاعران زبان فارسی که خواننده را به زمان و عصر او آگاه می‌‌سازد.

متعجب است که آقای مکی از دو شاعر بزرگِ پارسی‌گوی شبه قاره هند: بیدل و محمد اقبال، یادی نکرده است. اهل ادب، بیدل را در ردیف حافظ می‌‌دانند و اقبال، بنیانگذار کشور اسلامی ‌‌پاکستان است! اکنون سخن را به ذکر یک رباعی از فیلسوف فرزانه آقا علی حکیم زنوزی، معاصر ناصرالدین شاه، پایان می‌‌دهیم:


عاشق به مکان در طلب جانان است × معشوق برون زحیطه امکان است.

ناید به مکان آن نرود این زمکان × این است که درد عشق به درمان است.

معشوق، ظهور در امکان دارد × عاشق اگر به فنا رسید

از امکان بیرون می‌‌رود × پس درد عشق، درمان دارد.

«سید رضا صدر»


گفتنی است که آیت الله سید رضا صدر، از طبع شعر نیز بهره‌مند بود و اشعارش در دیوان شعر گرد آمده است.

تألیفات

ایشان باتلاش بی‌وقفه خویش، ضمن تدریس، خطابه و تربیت طلاب، توانست تألیفات و آثار قلمی ‌‌زیادی بر اساس نیاز فرهنگی جامعه از خویش به یادگار بگذارد. از این آثار برخی به زیور طبع آراسته شده و تعدادی هنوز به چاپ نرسیده‌اند.

الف) کتاب‌هایی که فعلاً به چاپ رسیده اند، عبارتند از:

  1. التعلیقه علی العروه الوثقی (نظریات فقهی وی است که به صورت حاشیه بر کتاب العروه الوثقی نگاشته شده است)؛
  2. استقامت؛
  3. تفسیر سوره حجرات (تفسیری نو و اخلاقی از سوره حجرات)؛
  4. پیشوای شهیدان (شرح زندگانی امام حسین علیه السلام از تولد تا شهادت)؛
  5. حُسن یوسف (این کتاب که تفسیر سوره یوسف است، به وسیله حجه الاسلام شیخ مهدی غروی قوچانی در بیروت به عربی چاپ شده است)؛
  6. دروغ؛
  7. حسد؛
  8. راه قرآن؛
  9. رساله‌ای در قرآن شناسی؛
  10. رساله‌ای در «العداله فی الفقه»؛
  11. راه امام علی علیه السلام؛
  12. راه حضرت محمد صلی الله علیه و آله؛
  13. راه امام مهدی عجل الله تعالی فرجه شریف؛
  14. زیارتنامه امام رضا علیه السلام؛
  15. زن و آزادی؛
  16. زیر درختان سدر (مجموعه داستان)؛
  17. سخنان سران کمونیسم درباره خدا؛
  18. فلسفه آزادی؛
  19. مرد وفا؛
  20. مقدمه غایه المرام؛
  21. مقدمه نامه دانشوران؛
  22. محمد فی ‌القرآن؛
  23. نشانه‌هایی از او (دو جلد)؛
  24. نگاهی به آثار شیخ طوسی؛
  25. یوم الانسانیه، راجع به حدیث غدیرخم؛

ب) کتاب‌هایی که هنوز از مؤلف به چاپ نرسیده‌اند، عبارتند از:

  1. الاجتهاد والتقلید (فقه استدلالی)؛
  2. المسیح علیه السلام فی القرآن (این کتاب به وسیله مرحوم علی حجتی کرمانی ترجمه شده است)؛
  3. اربعون و مأتا مسئله فقهیه (دویست و چهل سؤال فقهی)؛[۸]
  4. ارث الزوجه (این کتاب فقه استدلالی است و به پیشنهاد آیت الله العظمی ‌‌بروجردی قدس سره نوشته شده است)؛
  5. الفقه علی مذاهب اهل البیت علیهم السلام (کتاب الصلاه)؛
  6. القواعد الثلاث (قاعده الفراغ والتجاوز والحیلوله)؛
  7. الفلسفه العلیا؛
  8. اسلام ما (معرفی اسلام به زبان ساده)؛
  9. الجهاد والثوره؛
  10. بانوی کربلا (ترجمه کتابی است از بنت الشاطی، نویسنده معروف مصری، درباره زندگی حضرت زینب سلام الله علیها)؛
  11. برهان صدیقین؛
  12. سبد (مجموعه‌ای است همانند کشکول)؛
  13. خلیفه الرسول الله؛
  14. خواجه نصیرالدین طوسی؛
  15. حاشیه بر اسفار صدرالمتألهین؛
  16. درست و نادرست؛
  17. دیوان شعر؛
  18. رساله فی الاجزاء؛
  19. رساله فی الحکم نجاسه الباطن؛
  20. رساله فی الشبهه العبائیه؛
  21. رساله فی ملاقی (احداطراف الشبهه المحصوره)؛
  22. رساله فی مقدمه الواجب؛
  23. صحائف فی الفلسفه (حاشیه بر منظومه حاج ملا هادی سبزواری)؛
  24. مقدمه نهج الحق (مرحوم علامه حلی)؛
  25. نفایس الاصول.

فرزندان

از آیت الله سید رضا صدر، شش فرزند (سه پسر و سه دختر) به یادگار مانده است. فرزندان پسر او عبارتند از:

  1. دکتر سید کاظم صدر، ساکن تهران و از اساتید دانشگاه شهید بهشتی؛
  2. دکتر سید محمد صدر، ساکن تهران و یکی از معاونان دکتر خرازی وزیر امور خارجه؛
  3. طلبه فاضل حجه الاسلام سید مهدی صدر، ساکن قم.

نام دامادهای آیت الله صدر عبارت است از:

  1. مرحوم شیخ علی حجتی کرمانی، از علمای فاضل تهران؛
  2. آقای سید باقر خسروشاهی، که ساکن تهران، از مدرسین و مسئول مدرسه علمیه شیخ عبدالحسین تهران است؛
  3. سید محمد شبیری (فرزند آیت الله سید موسی شبیری زنجانی)، ساکن قم.

وفات و محل دفن

بزرگ خاندان صدر حضرت آیت الله حاج سید رضا صدر، بعد از سال‌ها زحمت و مجاهدت علمی، در دوازدهم آبان ۱۳۷۳ ش (۲۸ جمادی الاول ۱۴۱۵ ق) در ۷۶ سالگی مقارن ظهر، بر اثر ایست قلبی دارفانی را وداع گفت و به دیدار معبود خویش شتافت. روز بعد، پیکر پاکش با حضور گسترده علما، بزرگان، بستگان و گروه‌های مختلف مردم از مسجد امام حسن عسکری علیه السلام تا حرم حضرت معصومه سلام الله علیها باشکوه خاصی تشییع شد. پس از به جای آوردن نماز به وسیله حضرت آیت الله حاج سید موسی شبیری زنجانی، در صحن بزرگ (آینه)، حجره ۳۳ به خاک سپرده شد. به پاس سال‌ها خدمت آن عالم بزرگ در راه فرهنگ اسلام، مراسم مختلف عزاداری و مرثیه سرائی برگزار گردید.

بدین مناسبت پیام تسلیتی از طرف مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه‌ای به شرح زیر صادر گردید: «بسم الله الرحمن الرحیم. جناب آقای سید محمد صدر دام بقائه! درگذشت والد گرامی ‌‌شما، عالم بزرگوار و شریف الحسب والنسب، آیت الله آقای سید رضا صدر را به خاندان معظم، مخصوصاً به والده مکرمه و فرزندان ایشان و اصهار محترم و مکرم آن خانواده جلیل، تسلیت عرض می‌‌کنم و رحمت و مغفرت الهی را برای آن شادروان و صبر و اجر برای بازماندگان از خداوند متعال مسئلت می‌‌نمایم. سید علی خامنه‌ای ۱۶/۸/۱۳۷۳».

پانویس

  1. پرش به بالا↑ منابع این مقاله عمدتاً عبارتند از: امام موسی صدر؛ بغیهالراغبین، مرحوم آیت الله سید عبدالحسین شرف الدین؛ امل الامل، سید محسن جبل عاملی؛ سیری در زندگی استاد شهید مطهری؛ نامه‌های بجامانده از خانواده صدر؛ مشاهدات اینجانب از زندگی آن مرحوم در زمان حیاتش.
  2. پرش به بالا↑ جهت اطلاع بیشتر از زندگی وی به جلد «سوم ستارگان» حرم صفحه ۲۰۵ به بعد مراجعه شود.
  3. پرش به بالا↑ جهت اطلاع بیشتر از زندگی ایشان به همان مدرک یا به کتاب گنجینه دانشمندان، شریف رازی مراجعه شود.
  4. پرش به بالا↑ بحارالانوار، ج ۶۸، ص ۷۶٫
  5. پرش به بالا↑ اسناد انقلاب اسلامی، ج ۳، ص ۲۲۳٫
  6. پرش به بالا↑ «صور» یکی از شهرهای شیعه نشین لبنان است.
  7. پرش به بالا↑ برگرفته از سوره مومنون، آیه ۱۴٫
  8. پرش به بالا↑ این کتاب حالت تمرینی دارد و مؤلف سؤالات آن را به صورت اجتهادی پاسخ داده است. مؤلف در مقدمه کتاب اظهار داشته که اگر فردی تعدادی از این مسائل را حل کند، قطعاً مجتهد است.

منابع

  • سید باقر خسروشاهی، سید اکبر میرصفی،”حاج سید رضا صدر” ستارگان حرم، جلد ۱۴، صفحه ۲۱۵-۲۲۸٫
دسته‌ها
فرهنگی آخرین خبر اخبار علما دین و اندیشه معارف اجتماعی اخبارپایگاه اخبار

شرح ملکی اصفهانی بر دعای هفتم صحیفه سجادیه

به گزارش بقاع خبر : ازنشست دوره ای اساتید، استاد سید محمود ملکی اصفهانی در گفتاری به شرح دعای هفتم صحیفه سجادیه پرداخت که در دو نوشتار تقدیم می گردد . بخش اول سخنان ایشان در ادامه آمده است: «وَ کَانَ مِنْ دُعَائِهِ عَلَیْهِ السَّلَامُ إِذَا عَرَضَتْ لَهُ مُهِمَّهٌ أَوْ نَزَلَتْ بِهِ، مُلِمَّهٌ وَ عِنْدَ الْکَرْبِ»

نوشتار اول :

از جمله دعاهای امام سجاد علیه السلام دعائی است که هنگام پی آمدن مشکل مهم برای آن حقیقت یا رخ دادن حادثه ای ناگوار برای ایشان و هنگام غم و اندوه آن را می خواند.

مُهمّه: از «همّ» به معنای ذوب شدن گرفته شده است. سپس به غم و اندوهی که انسان را ذوب می کند، گفته می شود.

مُلِمّه: از «لمّ» به معنای جمع کردن چیزی با چیز دیگر گرفته شده است، «ملمه» به معنای حوادث ناگواری است که به سراغ انسان می آید.

گویا فرق «مهمّه» با «ملمّه» این است که «مهمه» در مورد حوادث غم انگیزی که اتفاق افتاده است و «ملمّه» در مورد حوادث وحشتناک و یا ترس از وقوع آن به کار برده می شود.

«کَرب»: در اصل به معنای شدّت و قوت است، به همین مناسب به غم و اندوه شدید کرب گفته می شود.

این دعا دارای هشت بخش است:

  • بخش اول: بیان صفات پروردگار در ارتباط با حلّ مشکلات
  • بخش دوم : بیان مشکلات و حوادث پیش آمده.
  • بخش سوم: بیان این که حلّ مشکلات فقط به دست پروردگار است.
  • بخش چهارم : درخواست حلّ مشکلات از پروردگار.
  • بخش پنجم : بیان سختی هایی که به سبب مشکلات پیش آمده.
  • بخش ششم : بیان این که حلّ مشکلات فقط به دست پروردگار است.
  • بخش هفتم : درخواست حلّ مشکلات از پروردگار.
  • بخش هشتم: بیان صفات پروردگار.

 

بخش اوّل:

بیان صفات پروردگار در ارتباط با حلّ مشکلات

  1. یَا مَنْ تُحَلُّ بِهِ عُقَدُ الْمَکَارِهِ:

تُحَلُّ: از حلّ به معنای گشودن است. «عقَد»: جمع «عُقده» به معنای گره است. «مکاره»: جمع «مکروه» به معنای مشکل و ناگوار است.

یعنی: ای کسی که گره های مشکلات و امور ناگوار به وسیله تو گشوده می شود.

مشکلاتی که برای انسان پیش می آید، عوامل مختلفی دارد:

۱)گاهی به سبب اعمال انسان است، قرآن کریم می فرماید: «وَ ما أَصابَکُمْ مِنْ مُصِیبَهٍ فَبِما کَسَبَتْ أَیْدِیکُمْ وَ یَعْفُوا عَنْ کَثِیر» (و هر آسیبى به شما رسد به سبب اعمالى است که مرتکب شده‏اید، و از بسیارى [از همان اعمال هم‏] درمى‏گذرد.) (شوری۳۰)

 

۲)گاهی آزمایش الهی است، قرآن کریم می فرماید: «وَ لَنَبْلُوَنَّکُمْ بِشَیْ‏ءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَ الْجُوعِ وَ نَقْصٍ مِنَ الْأَمْوالِ وَ الْأَنْفُسِ وَ الثَّمَراتِ وَ بَشِّرِ الصَّابِرِینَ» (و بى‏تردید شما را به چیزى اندک از ترس و گرسنگى و کاهش بخشى از اموال و کسان و محصولات [نباتى یا ثمرات باغ زندگى از زن و فرزند] آزمایش مى‏کنیم. و صبرکنندگان را بشارت ده.) ( بقره ۱۵۵)

 

۳)گاهی برای توجه دادن بندگان به خداست، زیرا سرگرم شدن به زندگی دنیا یکی از عوامل غفلت از پروردگار است. قرآن کریم می فرماید: «وَ ما أَرْسَلْنا فِی قَرْیَهٍ مِنْ نَبِیٍّ إِلَّا أَخَذْنا أَهْلَها بِالْبَأْساءِ وَ الضَّرَّاءِ لَعَلَّهُمْ یَضَّرَّعُون» (هیچ پیامبرى را در شهرى نفرستادیم مگر آنکه اهلش را [پس از تکذیب آن پیامبر] به تهیدستى و سختى و رنج و بیمارى دچار کردیم، باشد که [به پیشگاه ما] فروتنى و زارى کنند.) (اعراف ۹۴)

۱)گاهی برای بالا بردن درجات مومنین است، امام صادق علیه السلام می فرماید: «مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَى عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ عُقْبَهَ عَنْ سُلَیْمَانَ بْنِ خَالِدٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: إِنَّهُ لَیَکُونُ لِلْعَبْدِ مَنْزِلَهٌ عِنْدَ اللَّهِ فَمَا یَنَالُهَا إِلَّا بِإِحْدَى خَصْلَتَیْنِ إِمَّا بِذَهَابِ مَالِهِ أَوْ بِبَلِیَّهٍ فِی جَسَدِهِ.»: (همان در بهشت برای بنده منزلت و جایگاهی است که به آن جایگاه نمی رسد مگر این که یکی از این دو مشکل برای او پیش آید: یکی خسارت در مورد مالَش، و دیگر گرفتاری در مورد بدنش.) (کافی: ۲/۲۵۷).

مشکلاتی که برای انسان پیش می آید کدام یک از موارد فوق است؟ در اکثر موارد قابل تشخیص نیست، بنا بر این انسان مؤمن باید در ضمن این که به وظایف خودش _ چه نسبت به اعمالش، و چه نسبت به برطرف کردن مشکلاتش _ عمل می کند، تسلیم امر الهی باشد و کاری انجام ندهد که موجب کفران نعمت باشد و خدای ناکرده مشکلات او را شدیدتر کند.

لکن باید توجه داشت که مشکلات و سختی ها نسبت به انسان مؤمن جنبه عذاب ندارد اما نسبت به کفّار جنبه عذاب دارد.

 

۲)وَ یَا مَنْ یَفْثَأُ بِهِ حَدُّ الشَّدَائِدِ

یَفْثَأُ: از «فثا» به معنای شکستن و یا فرو نشاندن جوشش چیزی است، سپس به کم کردن سختی ها و آرامش بخشیدن گفته می شود. حدّ الشدائد: نهایت سختی ها.

یعنی:و این کسی که حادثه های سخت _ که به آخرین حدّ سختی رسیده _ به کمک او درهم شکسته و آسان می شود.

تعبیر «حدّ الشدائد» گویا اشاره به این است که حادثه های سخت _ به آخرین حدّ سختی رسیده _ تنها به کمک پروردگار برطرف می شود و در این دعا از خداوند می خواهیم که این گونه سختی ها را برطرف کرده و آنها را برای ما آسان کند و اضطرابی که به واسطه آنها برای انسان پیش آمده را به آرامش تبدیل کند.

۳)وَ یَا مَنْ یُلْتَمَسُ مِنْهُ الْمَخْرَجُ إِلَى رَوْحِ الْفَرَجِ.

یُلتمس منه: از او التماس و درخواست می شود. مَخرَج: راه خروج این تعبیر در موردی به کار می رود که انسان به گونه ای گرفتار شده که راه خروج از گرفتاری برای او وجود ندارد و از خداوند درخواست می کند که برای او راه خروج قرار دهد.

رَوح: در اصل به معنای تنفّس کردن است، سپس به هر چیزی که مایه حیات و راحتی انسان است: «رَوح» گفته می شود. فَرَج: گشایش، «رَوح الفَرَج»: آرامش و راحتی که بعد از گشایش در امور انسان حاصل می شود.

یعنی: ای کسی که راه خروج از سختی ها و رسیدن به آرامش بعد از فرج و گشایش از او درخواست می شود. یعنی تنها اوست که می تواند انسان گرفتار در سختی ها را از گرفتاری نجات بخشد و او را به گشایش و آرامش بعد از آن برساند.

 

۴)ذَلَّتْ لِقُدْرَتِکَ الصِّعَابُ

ذلّت: ذلیل و رام شد. صِعاب: جمع «صعب» به معنای مشکل است.

یعنی: همه مشکلات و موانعی که برای انسان پیش می آید در مقابل قدرت تو رام و ذلیلند، «إنّک علی کلّ شیء قدیر» (آل عمران: ۲۶).

۵)وَ تَسَبَّبَتْ بِلُطْفِکَ الْأَسْبَابُ

تسبّبت: سببیت پیدا کرده. أسباب: جمع «سبب»، در اصل به معنای طنابی است که دلو را به آن می بندند و از چاه آب می کشند، سپس به هر چیزی که برای رسیدن به مقصودی کمک می کند سبب گفته می شود، و خداوند مسبّب الاسباب است، یعنی سببیت اسباب _ و این که چیزی سببیت برای چیز دیگری پیدا کند_ به دست اوست، آتش را سبب برای سوزاندن و کارد را سبب برای بریدن قرار داده است، ولی آن جا که اراده کند آتش ابراهیم را نمی سوزاند و کارد گلوی اسماعیل را نمی برد. لطف: در اصل به معنای ملایمت و گاهی به معنای شیء ریز و کوچک است. و «لطیف» کسی است که با ملایمت و محبّت با دیگران رفتار می کند، و یا ریز بین و دقیق است «لطیف» یکی از نام های پروردگار است. و در این جا هر دو معنا اراده شده است.

یعنی ای کسی که همه اسباب وجود اشیاء، با لطف، رحمت و دقّت تو برای آنها سببیّت پیدا کرده است.

 

۶)وَ جَرَى بِقُدرَتِکَ الْقَضَاءُ

قضاء: به معنای پایان دادن چیزی است، به همین جهت در مورد آفرینش الهی، حکم قاضی، تعیین حدّ و مرز چیزی و نیز به معنای متقن و محکم ساختن چیزی به کار می رود.

یعنی: قلم قضا بر همه امور با قدرت تو جاری شده است.

۷)وَ مَضَتْ عَلَى إِرَادَتِکَ الْأَشْیَاءُ

مضَت: رفته و حتمی شده است.

یعنی: همه اشیاء بر طبق اراده تو جریان پیدا کرده و حتمی شده است.

 

۸)فَهِیَ بِمَشِیَّتِکَ دُونَ قَوْلِکَ مُؤْتَمِرَهٌ، وَ بِإِرَادَتِکَ دُونَ نَهْیِکَ مُنْزَجِرَهٌ.

هی: ضمیر است و به «أشیاء» بر می گردد. مشیّت: به معنای خواستن و اراده کردن است و معنای آن با اراده یک چیز است. مؤتمره: از «امر» به معنای فرمان دادن گرفته شده، و به معنای فرمان پذیر است. منزجره: از زجر به معنای بازداشتن گرفته شده، و به معنای زجر پذیر است. رد نتیجه مؤتمره و منزجره به معنای شخص یا چیزی است که تحت تأثیر امر و نهی قرار می گیرد. یعنی به چیزی که امر شده عمل می کند، و چیزی که از آن نهی شده را انجام نمی دهد. «دون» در این جا به معنای «قلیل» است.

معنای دعا این است: همه اشیاء به مجرّد اراده تو _ قبل از این که بخواهی دستوری به آنها بدهی _ انجام می شوند، و به مجرد اراده تو بر انجام نشدن _قبل از این که آنها را نهی کنی _ باز می ایستند.

البته «دون» به معنای « عند» نیز استعمال می شود، و بر این اساس این فراز از دعا این است: همه اشیاء به مجرد اراده تو _ هنگام دستور به آنها _ انجام می شوند، و به مجرّد اراده تو بر انجام نشدن _ هنگام نهی از انجام شدن آنها _ باز می ایستند و انجام نمی شوند.

لکن در هر دو فرض باید به این نکته توجه داشت که مراد از «امر» و «نهی» پروردگار، امر و نهی لفظی نیست، بلکه مراد اراده پروردگار است، و آیه شریفه: «إنما أمره اذا أراد شیئاً أن یقول له کن فیکون» (فرمان او چنین است که هرگاه چیزی را اراده کند می گوید: «موجود باش» آن بی درنگ موجود می شود) (یس ۸۲). اشاره به سرعت تحقق أشیاء هنگام اراده پروردگار است، به گونه ای که حتی نیاز به گفتن «باش» هم نیست. امیرالمؤمنین می فرماید: «یَقُولُ لِمَنْ أَرَادَ کَوْنَهُ کُنْ فَیَکُونُ لَا بِصَوْتٍ یَقْرَعُ وَ لَا بِنِدَاءٍ یُسْمَعُ وَ إِنَّمَا کَلَامُهُ سُبْحَانَهُ فِعْلٌ مِنْهُ أَنْشَأَهُ وَ مَثَّلَه‏»؛ (هرگاه اراده چیزی کند می گوید: «موجود شو» و آن بی درنگ موجود می شود، نه به این معنا که صدایی از او در گوش ها پیچیده شود، یا فریادی شنیده شود، بلکه سخن خداوند همان کاری است که ایجاد می کند و صورت می بخشد.) (نهج البلاغه خطبه ۱۸۶)

 

 

۹)أَنْتَ الْمَدْعُوُّ لِلْمُهِمَّاتِ، وَ أَنْتَ الْمَفْزَعُ فِی الْمُلِمَّاتِ

مدعو: کسی که او را می خوانند. مهمات: امور مهم و مشکلات سخت، مفزع: پناهگاه، ملمات: سختی ها و پریشانی ها.

 

یعنی: خداوندا! در مهمّات و مشکلات تنها تو را می خوانند و در پریشانی و سختی ها تنها پناهگاه تو هستی.

 

در این فراز از دعا، امام علیه السلام خداوند متعال را تنها پناهگاه در سختی ها و مشکلات مطرح می کند و تنها کسی که انسان ها برای حل مشکلات و سختی های خود، به سراغ او می روند را خداوند می داند، چرا که هیچ کس جز او قادر به حلّ مشکلات انسانها نیست. قرآن کریم می فرماید: «وَ إِنْ یَمْسَسْکَ اللَّهُ بِضُرٍّ فَلا کاشِفَ لَهُ إِلَّا هُوَ وَ إِنْ یُرِدْکَ بِخَیْرٍ فَلا رَادَّ لِفَضْلِهِ یُصِیبُ بِهِ مَنْ یَشاءُ مِنْ عِبادِهِ وَ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ‏» (و اگر خدا گزند و آسیبى به تو رساند، آن را جز او برطرف کننده‏اى نیست و اگر براى تو خیرى خواهد فضل و احسانش را دفع کننده‏اى نیست؛ خیرش را به هر کس از بندگانش بخواهد مى‏رساند و او بسیار آمرزنده و مهربان است.) (یونس۱۰۷) بنابراین انسان مؤمن باید هر چه می خواهد فقط از خداوند بخواهد.

 

لکن انسان مؤمن نباید عالم اسباب را فراموش کند و برای حلّ مشکلات خود باید به دنبال اسباب حلّ آنها برود زیرا خداوند امور این جهان را از طریق اسباب آن جاری می سازد، همان گونه که امام صادق علیه السلام می فرماید: «ابی الله ان یجری الاشیاء الّا باسبابها» (کافی ۱/۱۸۳)

 

البته به این نکته نیز باید توجه داشت که هر چند خداوند جریان امور را از  مسیر اسباب قرار داده، لکن در این قاعده کلی استثنائاتی نیز وجود دارد که اموری بدون اسباب معمولی تحقق پیدا می کنند، مثل مواردی که از طریق معجزه و کرامت حاصل می شود، مانند سرد شدن آتش بر حضرت ابراهیم علیه السلام و شفای بیماران و زنده شدن مردگان توسط حضرت عیسی علیه السلام و تعبیر قرآن به «وَ مَنْ یَتَّقِ اللَّهَ یَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً وَ یَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لا یَحْتَسِبُ وَ مَنْ یَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللَّهَ بالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِکُلِّ شَیْ‏ءٍ قَدْرا» (و هر که از خدا پروا کند، خدا براى او راه بیرون شدن [از مشکلات و تنگناها را] قرار مى‏دهد و او را از جایى که گمان نمى‏برد روزى مى‏دهد، و کسى که بر خدا توکل کند، خدا برایش کافى است، [و] خدا فرمان و خواسته‏اش را [به هر کس که بخواهد] مى‏رساند یقیناً براى هر چیزى اندازه‏اى قرار داده است). (طلاق، ۲ و۳) نیز از همین قبیل است.

البته توجه انسان به پروردگار در جایی که دست او از اسباب کوتاه می شود، امری است که در فطرت همه انسان ها قرار داده شده است، قرآن کریم می فرماید: «وَ إِذا مَسَّکُمُ الضُّرُّ فِی الْبَحْرِ ضَلَّ مَنْ تَدْعُونَ إِلَّا إِیَّاهُ فَلَمَّا نَجَّاکُمْ إِلَى الْبَرِّ أَعْرَضْتُمْ وَ کانَ الْإِنْسانُ کَفُورا» (و زمانى که در دریا سختى و آسیبى به شما رسد، هر که را جز او مى‏خوانید ناپدید و گم مى‏شود، و هنگامى که شما را [با سوق دادنتان‏] به سوى خشکى نجات دهد [از خدا] روى مى‏گردانید. و انسان [با اینکه الطاف خدا را همواره در زندگى خود لمس مى‏کند] بسیار ناسپاس است). (اسراء ۶۷) و گویا در چنین جایی دعا در ردیف اسباب قرار می گیرد.

 

 

۱۰)لَا یَنْدَفِعُ مِنْهَا إِلَّا مَا دَفَعْتَ، وَ لَا یَنْکَشِفُ مِنْهَا إِلَّا مَا کَشَفْتَ

لا یندفع: بر طرف نمی شود. لا ینکشف: گشوده نمی گردد. «ینکشف» از کشف گرفته شده است، کشف به معنای «گشودن و رفع از پوشش چیزی» است، گویا امر ناگواری مطلوب انسان را پوشانده است و فقط خداوند است که می تواند مانع را برطرف کرده و از آن پرده بردارد.

 

در این فراز از دعا امام علیه السلام به خداوند این گونه عرضه می دارد که مشکلات پیش روی من آنقدر سنگین و سخت است که چیزی از آنها دفع نمی شود مگر آنچه را تو دفع کنی، و چیزی از آنها گشوده نمی شود و مانع از آن برطرف نمی شود مگر آنچه تو مانعش را بر طرف کنی و بگشایی.

 

بخش دوم

بیان مشکلات و حوادثی که پیش آمده است.

۱۱)وَ قَدْ نَزَلَ بِی یَا رَبِّ مَا قَدْ تَکَأَّدَنِی ثِقْلُهُ

نزَل: فرود آمد، تعبیر به نزول گویا اشاره به این است که حوادث پیش آمده به صورت ناگهانی بوده و به گونه ای نبوده که بشود از آنها جلوگیری کرد. ربّ: مالک و صاحب چیزی که به تربیت آن اهتمام می کند، به همین جهت در «ربّ» نوعی محبت و علاقه نسبت به چیزی که به تربیت او می پردازد وجود دارد.

در این جا امام علیه السلام خداوند را با صفت «ربّ» خطاب می کند تا از مقام ربوبیت او کمک بگیرد و در حقیقت اشاره می کند که خدایا تو مالک ما هستی صاحب اختیار ما هستی و مالک هر گونه تصرفی نسبت به مملوک خود بخواهد می تواند انجام دهد، ما می دانیم که تو ما را دوست داری هر مشکل و سختی که از جانب تو بر ما وارد شود جنبه تربیتی دارد. َکَأَّدَنِی: از «کأد» به معنای سختی است.

بنابراین معنای این فراز از دعا این است: پروردگارا! حوادثی بر من فرود آمده که سنگینی آن مرا به مشقت و رنج انداخته است.

 

۱۲)وَ أَلَمَّ بِی مَا قَدْ بَهَظَنِی حَمْلُهُ.

ألمّ: روی آورده است، َهَظَنِی: از «بهظ» به معنی مشقت و عاجز شدن از انجام کاری است.

یعنی: پروردگارا! حوادثی به من روی آورده که تحمل آن مرا به مشقت انداخته و مرا عاجز کرده است.

 

۱۳)وَ بِقُدْرَتِکَ أَوْرَدْتَهُ عَلَیَّ وَ بِسُلْطَانِکَ وَجَّهْتَهُ إِلَیَّ.

یعنی:پروردگارا! با قدرتت این امور ناگوار و سخت را بر من وارد کرده ای و با تسلط خودت آن را بر من متوجه ساختی.

سؤال: همان گونه که در مباحث گذشته اشاره کردیم، مشکلات و سختی ها عوامل مختلفی دارد: گاهی به سبب اعمال انسان است، گاهی آزمایش الهی است، گاهی برای توجه دادن بندگان به خداست و گاهی برای بالا بردن درجات مومنین است.

سؤال: چگونه همه مشکلات و سختی ها به خداوند نسبت داده می شود در حالی که بسیاری از آنها نتیجه اعمال ماست؟ آن گونه که قرآن کریم می فرماید: «ما أَصابَکَ مِنْ حَسَنَهٍ فَمِنَ اللَّهِ وَ ما أَصابَکَ مِنْ سَیِّئَهٍ فَمِنْ نَفْسِکَ وَ أَرْسَلْناکَ لِلنَّاسِ رَسُولًا وَ کَفى‏ بِاللَّهِ شَهِیداً» ([اى انسان!] آنچه از نیکى به تو رسد، از سوى خداست و آنچه از بدى به تو رسد، از سوى خود توست. و [اى پیامبر! از نیکى‏هایى که از سوى ماست اینکه‏] تو را براى مردم به پیامبرى فرستادیم، و گواه بودن خدا [بر پیامبرىِ تو] کافى است. (نساء ۷۹)

و نیز می فرماید: «و ما اصابکم من مصیبه فبما کسبت ایدیکم و یعفو عن کثیر» (هر مصیبتی که به شما می رسد به خاطر اعمالی است که انجام داده اید، در حالی که خداوند از بسیاری از آنها در می گذرد.) (شوری ۳۰)

جواب: درست است که بسیاری از گرفتاری های انسان ها به جهت اعمال ناشایست آنهاست، لکن با توجه به این که خداوند متعال آن اعمال ناپسند را سبب گرفتاری قرار داده، می توان گرفتاری را به خداوند نسبت داد، چون هیچ چیزی بدون اراده او انجام نمی شود، قرآن کریم در مورد کافران می فرماید: «ختم الله علی قلوبهم وعلی سمعهم» (خداوند بر قلب ها و بر شنوایی آنها مهر زده است) (بقره ۷). روشن است که ختم بر قلوب و شنوایی انسان ها _ که موجب می شود آنها از درک حقایق محروم شوند _ نمی تواند بدون سبب باشد، زیرا چنین چیزی مستلزم جبر است، بلکه ختم بر قلوب و سمع به جهت اصرار آنها بر کفر و لجاجت در مقابل حقّ است، امام رضا علیه السلام در تفسیر این آیه می فرماید: «ختم، مهر زدن بر قلوب کفار و عقوبت بر کفر آنهاست، همانطور که خداوند متعال فرموده است: «بل طبع الله علیها بکفرهم فلا یؤمنون الا قلیلا» (بلکه خداوند به سبب کفر آنها بر قلب هایشان مهر زده، به همین جهت جز اندکی ایمان نمی آورند.) (نساء: ۱۵۵)، (بحار الانوار:۵/۲۰۱)

بنابراین گرفتاری هایی که به جهت اعمال انسان گریبان گیر او می شود، هم می تواند به خداوند نسبت داده شود، چون او مسبب الاسباب است و هر عملی را سبب برای اثری قرار داده است، و هم می تواند به خود شخص نسبت داده شود، چون او عمل را انجام داده و سبب را ایجاد کرده است.

این احتمال نیز وجود دارد که منظور از بلاهایی که خدا بر ما وارد کرده و از او می خواهیم آنها را بر طرف کند، آن دسته از بلاهایی باشد که لازمه زندگی دنیاست، زیرا همان گونه که امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود: «الدنیا دار بالبلاء محفوفه» (دنیا خانه ای است که با بلا درهم پیچیده شده است) (نهج البلاغه: خطبه ۲۲۶)

ادامه دارد

 

بخش سوم

راه حل مشکلات فقط به دست پروردگار است

۱۴)فَلَا مُصْدِرَ لِمَا أَوْرَدْتَ

مُصدِر: برگرداننده، أوردتَ: وارد کردی.

امام علیه السلام در این قسمت از دعا به محضر پروردگار عرضه می دارد: حال که مشکلات و سختی هایی که بر من وارد شده با قدرت خود بوده، بنابراین مشکلاتی که تو بر ما وارد کرده ای، کسی جز تو نمی تواند آن را برگرداند.

 

۱۵)وَ لَا صَارِفَ لِمَا وَجَّهْتَ

صارف:برگرداننده.

یعنی: و آنچه را تو بر ما متوجه ساخته ای _ و ما را با آنها روبرو کردی _ کسی جز تو نمی تواند از ما برگرداند.

 

۱۶)وَ لَا فَاتِحَ لِمَا أَغْلَقْتَ

فاتح: باز کننده، گشاینده. أغلقتَ: بستی.

یعنی: و آنچه را تو بسته ای _ و گره هایی که در کار ما انداختی _ کسی جز تو نمی تواند آن را باز کند.

 

۱۷)وَ لَا مُغْلِقَ لِمَا فَتَحْتَ

مغلق: کسی که چیزی را می بندد. فتحتَ: باز کردی، گشودی.

یعنی: و آنچه را تو باز کرده ای کسی جز تو نمی تواند آن را ببندد.

 

۱۸)وَ لَا مُیَسِّرَ لِمَا عَسَّرْتَ،

میسّر: آسان کننده، عسّرت: مشکل ساختی.

یعنی: و آنچه را تو مشکل ساخته ای کسی جز تو نمی تواند آن را آسان کند.

 

۱۹)وَ لَا نَاصِرَ لِمَنْ خَذَلْتَ.

ناصر: یاری کننده. خذلت: رها کردی. یعنی: و کسی را که تو رها کنی دیگری نمی تواند او را یاری کند.

بنابراین وقتی همه اینها به خداوند بر می گردد، کسی جز او نمی تواند آنها را برطرف کند و انسان مؤمن باید برای حلّ مشکلات خود به او پناه ببرد.

قرآن کریم نیز می فرماید: «ما یَفْتَحِ اللَّهُ لِلنَّاسِ مِنْ رَحْمَهٍ فَلا مُمْسِکَ لَها وَ ما یُمْسِکْ فَلا مُرْسِلَ لَهُ مِنْ بَعْدِهِ وَ هُوَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ» (چون رحمتى را خدا براى مردم بگشاید، بازدارنده‏اى براى آن نیست، و چون بازدارد، بعد از او فرستنده‏اى برایش وجود ندارد، و او تواناى شکست‏ناپذیر و حکیم ‏است.) (فاطر ۲)

و نیز می فرماید: «إِنْ یَنْصُرْکُمُ اللَّهُ فَلا غالِبَ لَکُمْ وَ إِنْ یَخْذُلْکُمْ فَمَنْ ذَا الَّذِی یَنْصُرُکُمْ مِنْ بَعْدِهِ وَ عَلَى اللَّهِ فَلْیَتَوَکَّلِ الْمُؤْمِنُونَ» (اگر خدا شما را یارى کند، هیچ کس بر شما چیره و غالب نخواهد شد، و اگر شما را واگذارد، چه کسى بعد از او شما را یارى خواهد داد؟ و مؤمنان باید فقط بر خدا توکل کنند.) (آل عمران، ۱۶۰)