دسته‌ها
أماکن مذهبی اجتماعی میراث و گردشگری معارف علما عرفا امامزادگان آخرین خبر اخبارپایگاه معرفی بقاع متبرکه ایران اسلامی سبزوار اخبار استان خراسان رضوی

معرفی بقعه کلاته مزینان

به گزارش بقاع خبر، این بنا در روستای کلاته مزینان از دهستان بلوک کاهِ بخش داورزن، از توابع شهرستان سبزوار قرار دارد.

این بقعه دارای پلانی مربّع شکل با ابعاد 25/11 در 80/8 و ارتفاع 20/4 متر و مساحت 46 متر مربّع در مرکز روستا قرار گرفته است. این بنا از جمله ابنیه آرامگاهی است که نزد مردم از محبوبیّت ویژه‌ای برخوردار است و ضریح فلزی مستطیل شکلی بر روی سکویی سنگی از سنگ مرمر تعبیه شده است.

بقعه، به صورت چهارصفّه بر روی قاعده هشت ضلعی ایجاد شده که گنبد آن دو پوشه و از نوع پیوسته است و از آهیانه آن، میله‌ای جهت روشنایی آویز کرده‌اند و بر خود گنبد فانوسی بزرگ به سبک فانوس‌های دوره قاجاریّه ایجاد کرده‌اند.

برای تبدیل پلان از مربّع به دایره با استفاده از تکنیک فیل پوش ابتدا پلان را از چهار ضلعی به هشت ضلعی تبدیلکرده و با ایجاد لچکی یک نیم هشت ضلعی کامل ایجاد کرده‌اند و سپس ساقه آن را روی هشت ضلعی به ارتفاع 50 سانتی‌متر کار کرده‌اند.

از بیرون بنا با ایجاد ساقه در دو ردیف نسبت به جمع شدن گنبد اقدام کرده و نهایتاً گنبد کاسه‌ای را روی آن اجرا کرده‌اند.

بنا دارای چهار ایوانچه در چهار جهت می‌باشد، ایوان ورودی در ضلع جنوبی قرار دارد که به بنا الحاق شده است.

این بنا به شماره 24980 و در تاریخ 13/12/1387 به ثبت آثار ملّی و تاریخی رسیده است.

 

دسته‌ها
أماکن مذهبی معارف علما عرفا امامزادگان آخرین خبر اخبارپایگاه معرفی بقاع متبرکه ایران اسلامی گناباد اخبار استان خراسان رضوی

آرامگاه آصف بن برخیا ـ گناباد+ ویدئو

به گزارش بقاع خبر، این آرامگاه در بالاى تپّه ‏اى در خارج از روستاى مزار، در 5 کیلومترى قبلگاه شهر بجستان از توابع گناباد واقع شده است.

ساختمان آرامگاه که در سالیان اخیر تعیر شده، شامل سردر، ایوان، شبستان و اتاق مرقد است. هسته مرکزى بقعه که اتاق مرقد است به ابعاد 6×6 متر مى‏باشد و درِ آن از جانب جنوب غرب باز مى‏شود و توسّط سه پلّکان به ایوان آن که به ابعاد 3×7 و ارتفاع 5 متر است راه مى‏یابد.

در دو طرف شمال و جنوب اتاق مرقد، دو شبستان بزرگ به مساحت 36 متر ساخته شده و هر یک جداگانه درى از جانب مغرب دارد. چندین پنجره جهت این دو فضا در نظر گرفته شده و نور کافى به بقعه مى‏رسد. ازاره بقعه با سنگ مرمر پوشش یافته و الباقى گچ اندود است.

چهار زاویه اتاق را با ایجاد چهار گوشواره به هشت ضلعى تبدیل نموده و توسّط چند طاقنما به دایره و در نتیجه گنبد بنا را بر آن استوار ساخته‏اند. این گنبد به شکل کلاه خودى به قطر 6 و ارتفاع 4 متر است و نماى خارجى آن ایزوگام شده است. در شمال غرب بقعه دو واحد زایر سرا و انبار تعبیه شده و زمین زیارتگاه بیش از 500 متر مربّع مى‏باشد.

سلطان حسین تابنده در خصوص این آرامگاه مى‏نویسد: «یکى از دهات بجستان قریه مزار است که در شش کیلومترى جنوب بجستان واقع شده و در حدود چهارصد نفر عده نفوس آن مى‏باشد و جزو دهستان میان تکاب است. و وجه تسمیه آن بدان جهت است که در قبرستان آنجا که بسیار بزرگ مى‏باشد قبرى است که اطراف آن سنگ چیده شده و در بین عوام معروف است که قبر آصف بن برخیا مى‏باشد. و طبق آنچه آقاى حاج سیّد صدرالدّین سجّادى تذکّر داده‏اند وقفنامه قدیمى‏اى دیده شده که در آن اشاره به قبر خواجه خزرا شده و محتمل است صاحب همان قبر باشد. چون قطعى است که آصف بن برخیا وزیر حضرت سلیمان در فلسطین بوده و از اینجا عبور ننموده مگر آن که دیگرى که نام خود او و نام پدرش تطابق داشته بوده باشد.

بعضى هم حدس مى‏زنند که قبر به نام یکى از پیروان حسن صباح باشد، چون اسماعیلیه در آنجا نیز نفوذ داشته و قلعه محکم جنگى به نام «کردکوه» در آن حدود داشتند و اکنون هم در نزدیک همان قریه مزار، قلعه خرابه‏اى است که در ذکر آثار باستانى گناباد شرح داده شد و آن در دامنه کردکوه مى‏باشد که از همان قلاع جنگى اسماعیلیه بوده و در سال 624 توسّط جلال‏الدّین غورى خراب شده و… در آن حدود جنگ‏هاى سختى بین ملاحده و قشون هلاکوخان در گرفت. از این رو این طور حدس مى‏زنند که قبرستان کنونى آنجا که به مراتب زیادى از گنجایش اموات آن قریه است مربوط به همان زمان و کشته شدگان جنگ بوده باشد و اسامى دیگرى نیز از قبیل خیمه گاه و جنگ گاه و امثال آن براى بعضى قسمت‏هاى اطراف آن در زبان مردم مشهور است که مؤیّد این حدس مى‏باشد».

این بنا به شماره 14643 و در تاریخ 16/12/1384 به ثبت آثار ملّی و تاریخی رسیده است.

حضرت آصف بن برخیا ‰ یکى از پیامبران بنى اسرائیل و معاصر حضرت داوود و حضرت سلیمان ‰ است. نام آن حضرت در زبان عبرى «آساف» و نام پدرش «بِرِکْیاه» بود. نام او در کتاب عُزیز نبى ‰ یک بار و در کتاب نِحِمْیاى نبى ‰ سه بار آمده است. در کتاب مقدّس آمده است که آن هنگام که صندوق عهد خداوند به شهر داود رسید، حضرت داود پیغمبر‰ سروده‏هایى در حمد خداوند به آساف داد تا به همراهى برادرش به صورت جمعى بخوانند و او نیز چنین کرد. در مبحث مراسم افتتاح معبد سلیمان نیز از شخصى به نام «آساف» که در اورشلیم (بیت المقدس) در حضور حضرت سلیمان نبى ‰ ایستاده است، سخن به میان آمده و در قسمت دیگرى آمده است که «و آساف به دست راتش مى‏ایستاد، یعنى آساف (آصف) پسر برکیاه (برخیا) پسر شمعاى پسر میکائیل پسر بَعَسْیاه پسر مَلْکیاه پسر اِثنى پسر زِرَح پسر عدایاه پسر ایثان پسر زِماه پسر شِمعى پسر یَحَث پسر گِرشوم پسر لیوى (لاوى) پسر یعقوب ‰ پسر اسحاق نبى پسر ابراهیم خلیل اللَّه. نام آن حضرت در قرآن به صراحت نیامده اما در سوره مبارکه «نمل» از او با عبارت «کسى که دانشى از کتاب [آسمانى] داشت» یاد شده است.

در سوره نمل آمده است که روزى هدهد به سلیمان خبر داد که در سرزمین سبا زنى به نام بلقیس بر مردم حکومت مى‏کند و تختى بزرگ دارد و مردم آن دیار، خورشید را پرستش مى‏کنند. پس آن حضرت نامه‏اى به این مضمون براى ملکه سبا نوشت: «به نام خداوند بخشنده مهربان. بر من برترى مجویید و از فرمانم سرپیچى نکنید و مطیعانه پیش من آیید.» آن هنگام که ملکه سبا نامه سلیمان ‰ را خواند، هدایایى نزد آن حضرت فرستاد، اما حضرت سلیمان ‰ هدایا را باز گرداند. پس بلقیس به سمت فلسطین حرکت کرد. حضرت سلیمان ‰ براى نمایش اعجاز الهى از اطرافیان خود خواست تا تخت بلقیس را قبل از رسیدن او در قصر حاضر سازند. عفریتى از اجنّه گفت که مى‏تواند قبل از آن که سلیمان ‰ از جاى خویش برخیزد، تخت را حاضر کند، اما حضرت آصف بن برخیا ‰ تخت بزرگ بلقیس را در کمتر از چشم برهم زدنى از سرزمین سبا (یمن کنونى) به قصر سلیمان ‰ در بیت المقدس آورد و حضرت سلیمان ‰ فرمود: «این از فضل پروردگار است.» فاصله این دو منطقه بیش از 2000 کیلومتر است.

در روایت‏هاى اسلامى آمده است: «مراد از کسى که نزد او دانشى از کتاب آسمانى بود، حضرت آصف بن برخیا ‰ است». و حضرت سلیمان نبى ‰ آن علم را به اذن خدا به حضرت آصف ‰ آموخته بود و خود نیز از انجام چنان عملى عاجز نبود بلکه مى‏خواست با این روش بر دیگران مسلم سازد که پس از او، آصف بن برخیا ‰ حجّت خداست. حضرت آصف بن برخیا ‰ به عنوان وزیر و کاتب حضرت سلیمان ‰ در خدمت او بود و حضرت سلیمان ‰ به فرمان خداوند او را وصى خود قرار داد و آن هنگام که حضرت سلیمان ‰ در حالى که بر فراز قصر خود بر عصایش تکیه زده بود ـ در گذشت حضرت آصف ‰ عهده دار امور بود تا آن که موریانه عصا را خورد و بر همگان معلوم شد که سلیمان ‰ از دنیا رفته است. شیخ صدوق و علاّمه مجلسى از امام صادق ‰ نقل کرده‏اند که «هنگامى که وفات سلیمان ‰ نزدیک شد، آصف بن برخیا را به اذن خداوند، وصى خود قرار داد. پس پیروانش براى آموختن علوم دینى به نزد او مى‏آمدند. سپس خداوند حضرت آصف را به مدتى طولانى غایب فرمود و دوباره به میان قوم بنى اسرائیل باز گرداند و او نزد ایشان بود تا آن که با قوم خویش وداع کرد. پس از او پرسیدند: کجا تو را خواهم دید؟ گفت: بر صراط و سپس از ایشان غایب شد… و سختى و بلا بر بنى اسرائیل شدّت یافت و بخت النصر بر آن‏ها مسلط شد و بسیارى از ایشان را کشت. درباره سرانجام زندگى حضرت آصف ‰ آگاهى چندانى در دست نیست و در کتب دینى اسلامى و متون یهود نیز اشاره‏اى به مدفن آن حضرت نشده است، اما جالب آن است که مزارى منسوب به آن حضرت در بخش زاوه واقع در 70 کیلومترى شرق تربت حیدریه در خراسان رضوى قرار دارد. این مکان در مجاورت روستاهاى «ساق» و «قلعه آقا حسن» در دامنه کوهى معروف به کوه چشمه واقع شده است.

شرح حال آصف

حضرت آصف بن برخیا (علیه السلام) یکی از پیامبران بنی اسرائیل و معاصر حضرت داوود و حضرت سلیمان (علیه السلام) است. نام آن حضرت در زبان عبری «اَساف» و نام پدرش «بِرِکْیاه» بود.(1) نام او در کتاب عُزَیر نبی (علیه السلام) 1 بار و در کتاب نِحْمیای نبی (علیه السلام) آمده است.(2) در کتاب مقدس آمده است که آن هنگام که صندوق عهد خداوند به شهر داوود رسید، حضرت داوود پیغمبر (علیه السلام) سروده هایی در حمد خداوند به آساف داد تا به همراهی برادرانش به صورت جمعی بخوانند و او نیز چنین کرد.(3) در مبحث مراسم افتتاح معبد سلیمان نیز از شخصی به نام «آساف» که در اورشلیم (بیت المقدس) در حضور حضرت سلیمان نبی (علیه السلام) ایستاده است، سخن به میان آمده (4) و در قسمت دیگری آمده است که «و آساف به دست راستش می ایستاد، یعنی آساف (آصِف) پسر بِرِکْیاه (بَرخِیا) پسر شِمْعای پسر میکائیل پسر بَعَسْیاه پسر مَلْکِیاه پسر اِثنی پسر زِرَح پسر عِدایاه پسر اِیثان پسر زِماه پسر شِمعی پسر بَحَث پسر گِرشوم پسر لیوی (لاوی) [پسر یعقوب (علیه السلام) پسر اسحاق نبی پسر ابراهیم خلیل الله]».(5) نام آن حضرت در قرآن به صراحت نیامده اما در سوره مبارکه «نمل» از او با عبارت «کسی که دانشی از کتاب [آسمانی] داشت» یاد شده است.(6) در سوره ی نمل آمده است که روزی هدهد به سلیمان خبر داد که در سرزمین سبا زنی به نام بلقیس بر مردم حکومت می کند و تختی بزرگ دارد و مردم آن دیار، خورشید را پرستش می کنند. پس آن حضرت نامه ای به این مضمون برای ملکه ی سبا نوشت: «به نام خداوند بخشنده مهربان. بر من برتری مجویید و از فرمانم سرپیچی مکنید و مطیعانه پیش من آیید».(7) آن هنگام که ملکه ی سبا نامه ی سلیمان (علیه السلام) را خواند، هدایایی نزد آن حضرت فرستاد، اما حضرت سلیمان (علیه السلام) هدایا را بازگرداند. پس بلقیس به سمت فلسطین حرکت کرد. حضرت سلیمان (علیه السلام) برای نمایش اعجاز الهی از اطرافیان خود خواست تا تخت بلقیس را قبل از رسیدن او در قصر حاضر سازند. عِفریتی از اجنّه گفت که می تواند قبل از آن که سلیمان (علیه السلام) از جای خویش برخیزد، تخت را حاضر کند، اما حضرت آصف بن برخیا (علیه السلام) تخت بزرگ بلقیس را در کمتر از چشم بر هم زدنی از سرزمین سبا (یمن کنونی) به قصر سلیمان (علیه السلام) در بیت المقدس آورد و حضرت سلیمان (علیه السلام) فرمود: «این از فضل پروردگارم است».(8) فاصله ی این دو منطقه بیش از 2000 کیلومتر است. در روایت های اسلامی آمده است: «مراد از کسی که نزد او دانشی از کتاب آسمانی بود، حضرت آصف بن برخیا (علیه السلام) است» (9) و حضرت سلیمان نبی (علیه السلام) آن علم را به اذن خدا به حضرت آصف (علیه السلام) آموخته بود و خود نیز از انجام چنان عملی عاجز نبود (10) بلکه می خواست با این روش بر دیگران مسلم سازد که پس از او، آصف بن برخیا (علیه السلام) حجت خداست.(11) حضرت آصف بن برخیا (علیه السلام) به عنوان وزیر و کاتب حضرت سلیمان (علیه السلام) در خدمت او بود (12) و حضرت سلیمان (علیه السلام) به فرمان خداوند او را وصی خود قرار داد (13) و آن هنگام که حضرت سلیمان (علیه السلام) ــ در حالی که بر فراز قصر خود بر عصایش تکیه زده بود ــ درگذشت (14)، حضرت آصف (علیه السلام) عهده دار امور بود تا آن که موریانه عصا را خورد و بر همگان معلوم شد که سلیمان (علیه السلام) از دنیا رفته است. شیخ صدوق و علامه مجلسی از امام صادق (علیه السلام) نقل کرده اند که «هنگامی که وفات سلیمان (علیه السلام) نزدیک شد، آصف بن برخیا را به اذن خداوند، وصی خود قرار داد. پس پیروانش برای آموختن علوم دینی به نزد او می آمدند. سپس خداوند حضرت آصف را به مدت طولانی غایب فرمود و دوباره به میان قوم بنی اسرائیل بازگرداند و او نزد ایشان بود تا آن که با قوم خویش وداع کرد. پس از او پرسیدند: کجا تو را خواهیم دید؟ گفت: بر صراط و سپس از ایشان غایب شد… و سختی و بلا بر بنی اسرائیل شدت یافت و بُختُ النَّصر بر آن ها مسلط شد و بسیاری از ایشان را کشت».(15) درباره ی سرانجام زندگی حضرت آصف (علیه السلام) آگاهی چندانی در دست نیست و در کتب دینی اسلامی و متون یهود نیز اشاره ای به مدفن آن حضرت نشده است، اما جالب آن است که مزاری منسوب به آن حضرت در بخش زاوه واقع در 70 کیلومتری شرق تربت حیدریه واقع در خراسان رضوی قرار دارد. این مکان در مجاورت روستاهای «ساق» و «قلعه ی آقا حسن» در دامنه کوهی معروف به کوه چشمه واقع شده است. ساختمان مزار منسوب به آصف بن برخیا (علیه السلام) در طول صد سال گذشته سه بار بازسازی شده است. تذکره ای درباره ی این بقعه با استناد به اظهارات یکی از مُعمِّرین این منطقه به نام حاج غلامحسین عمرانی از اهالی روستای ساق که بیش از 100 سال از عمر وی می گذرد، تنظیم گردیده و در آن آمده است: «از قدیم الایام این زیارتگاه دارای حرم بسیار کوچک و گلی بود. در سال 1314 ش آقای رجب علی بیگ اصغری که فرمانده پاسگاه ژاندارمری در روستای قلعه آقا حسن بود با کوشش و مساعدت آقای علی رضاخان معتمدی فرمانده ژاندارمری منطقه و همکاری و همیاری مردم اطراف، اقدام به تخریب و تجدید بنای حرم آصف بن برخیا نمودند… و این کار مدت سه سال طول کشید و در سال 1317 ش به پایان رسید و استاد این بنای تاریخی شخصی به نام استاد قاسم بنّا می باشد که خود اهل علم و فضل بوده است. ضریح فعلی در سال 1318 ش در روستای ساق توسط استاد عباس علی نجّار [به ابعاد 1/10×1/20×1/90 به رنگ سبز پسته ای] ساخته و در محل نصب گردید».(16) در این تذکره به نقل از حاج مصطفی فائزی، فرزند مرحوم شریعت میرزا غلامعلی فائزی آمده است: «در سال 1343 ش یکی از دوستان پدرم به نام آقای خطیب برای عیادت پدرم آمد و من در ملازمت با ایشان به مزار آصف بن برخیا رفتم. آقای خطیب از من پرسید که از این جا تا کوشک صبا در خواف چقدر فاصله است و من پاسخ دادم: 4 فرسنگ. او گفت: با تطبیق آن چه من در تاریخ خوانده ام و از اساتید خود شنیده ام این جا مدفن و آرامگاه آصف بن برخیا ــ وزیر مشهور حضرت سلیمان (علیه السلام) ــ می باشد».(17) قبلاً اشعاری از علی رضا حسام در مدح رجب علی بیگ اصغری (سازنده حرم) بر دیوارها نوشته شده بود که به درخواست مردم و به دستور علمای محلی به ویژه مرحوم شریعت میرزا غلامعلی فائزی محو گردید. در حال حاضر با همت مردم منطقه، عمارتی نوساز به مساحت 200 متر با گنبدی رفیع بر فراز آن ساخته شده و ضریح فلزی جدیدی بر روی مقبره نصب گردیده است.(

 

دسته‌ها
أماکن مذهبی معارف عرفا امامزادگان آخرین خبر اخبارپایگاه معرفی بقاع متبرکه ایران اسلامی گناباد استان خراسان رضوی

آرامگاه ابومنصور ریابی

به گزارش بقاع خبر، این آرامگاه که از آثار بجا مانده تیموریان است، در روستاى ریاب، در حدود 5 کیلومترى جنوب غربى شهر گناباد واقع شده و بسیار مورد توجّه مى‏باشد.

ساختمان بقعه که به سبک چهار طاقى با گنبد رفیعى ساخته شده در محل جنبه زیارتى دارد و به عنوان ابراهیم بن موسى بن جعفر ‰ زیارت مى‏شود. بناى آجرى آرامگاه ساده اما نسبتاً با شکوه و عظمت ساخته شده و فضاى درون آن گچ اندود است.

سلطان حسین تابنده در دو جاى کتاب خود از این آرامگاه و خفته آن یاد مى‏کند که عیناً اشاره مى‏شود:

«یکى از آثار قدیمى آنجا زیارتگاهى است که مى‏گویند قبر امامزاده ابراهیم از فرزندان موسى بن جعفر ‰ است و بعضى هم مى‏گویند قبر ابو منصور ریابى است که از وزراى متدیّن و پاک نهاد دولت سلاجقه بوده و شرح حال او بعداً ذکر خواهد شد. این آرامگاه موقوفه مختصرى هم براى خادم دارد و مردم آنجا به زیارت آن علاقه‏مند مى‏باشند، مسجدى هم در قلعه ریاب به وسیله مرحوم حاج میرزا علینقى ساخته شده و بعد از آن هم مسجدى در خود آبادى است که حاج میرزا آقا بابا پسر حاج میرزا علینقى دستور ساختمان آن را داده است، و متصل بدان ساختمان مختصرى است که آرامگاه مرحوم حاج میرزا حبیب اللَّه قوام التجار و برادش حاج میرزا حسین آقا ناصرى و بعض دیگر از آن خاندان مى‏باشد.

در قسمت وزراى گنابادى مى‏نویسد:

«دیگر از وزراى اهل گناباد ابو منصور ریابى است که شرح حال او در کتاب بحیره و دستور الوزراء و مجالس المومنین و آثار الوزراء و لغت نامه دهخدا و بسیاری از کتب دیگر ذکر شده و در کتاب بحیره تصریح شده که ریابى بوده، و حتى کیوان قزوینى در حاشیه مى‏نویسد: ریاب بر وزن کتاب یکى از قراى معموره جلگاى گناباد است.

ولى در مجالس المومنین به نام استاد ابو منصور آوى با الف ممدوده و واو ضبط شده و در دستور الوزراء و لغت نام دهخدا ابو منصور موریانى و در پاورقى دستور الوزراء ربانى هم ضبط شده که معلوم مى‏شود اصل کلمه نامأنوس بوده از این رو به اختلاف نوشته شده است، ولى به هر حال از تصریح کتاب بحیره و شهرتى که در میان اهالى گناباد مخصوصاً فضلاى آنجا هست مى‏توان اطمینان کرد که ابومنصور اهل ریاب گناباد بوده، و حتى مزارى هم که ریاب است نزد فضلا به نام مدفن ابو منصور مشهور مى‏باشد نه ابراهیم بن موسى بن جعفر که خود این شهرت مؤیّد آن است.

ابو منصور از وزراى طغرل بن میکائیل بن سلجوق مؤسّس دولت سلجوقیان بوده که از سال 429 هجرى تا سال 455 سلطنت کرد و طغرل ابتدا سالار ابوالقاسم بوزجانى را که از طرف سلطان مودود بن سلطان مسعود بن سلطان محمود غزنوى والى خراسان بود و پس از ظهور سلاجقه فرار کرد و به طغرل پناهنده شد به وزارت برگزید، سالار ابوالقاسم اهل جوین است و سالار بوژگان لقب داشته و چون پس از معزولى به کار دهقانى املاک خود برگشته و مشغول کارهاى زراعتى شد که از این رو به سالار معروف گردید، زیرا سالار در اصطلاح آن حدود به کسى گویند که خودش هم زراع بوده و هم چند نفر زراع که به دستور او کارهاى زراعتى را انجام دهند تحت نظر خود داشته باشد.

پس از او طغرل ابومنصور را وزارت داد و به طورى که در حالاتش مى‏نویسد: شخص کافى و کاردان و مدبّرى بوده و نسبت به آداب مذهبى و عبادات مقرّره مراقبت کامل داشت و حتى به طورى که در مجالس المومنین مذکور است شیعه بوده، ولى صاحب مجلس همان طور که ذکر کردیم او را از اهل آبه که عوام آن را آوه گویند و آن را نزدیک ساوه ذکر کرده مى‏نویسد و ذکر نموده که اهالى ساوه عموماً سنّى و اهالى آبه عموماً شیعه‏اند و بین آنها غالباً جنگ و نزاع است، و از این رو استدلال کرده که ابو منصور شیعه بوده ولى
همان طور که ذکر کردیم در بحیره تصریح به ریابى بودن
او شده است.

در مجالس مى‏نویسد: شیخ عبدالجلیل رازى گوید که
استاد ابو منصور و برادرش ابو سعید وزیران محترم صاحب
جاه و مکنت بودند و رفعت ایشان از آفتاب ظاهرتر است
و گوید بندار رازى را در مدح آن دو برادر بیست و هفت قصیده غرّ است.

در کتاب دائره المعارف الاسلامیه تألیف عبدالعزیز صاحب جواهر جزء اول نیز ابو منصور بن الحسین آبى (اهل آبه) از یاقوت در معجم البلدان نقل نموده و برادر او را نیز ابو مسعود یا ابو سعد از وزراى مجدالدوله رستم بن فخرالدّین از آل بویه ذکر نموده است.

در کتاب الذریعه درباره یکی از تألیفاتش مى‏نویسد: کتاب تاریخ رى تألیف ابى منصور آبى است ولى بعداً خودش شرح مى‏دهد و مى‏گوید ابومنصور ابوسعد منصور بن حسین آبى است که در سال 432 وفات یافت و وزیر مجد الدوله بود و کتاب محاضرات موسوم به نثر الدرر که در چند مجلّد مى‏باشد از اوست. و از این عبارت معلوم می‌شود که ابو منصور و
ابو سعد کنیه یک نفر است در صورتى که از سایر کتب
تذکره و تاریخ معلوم مى‏شود که دو نفر بوده و برادر بوده‏اند
و ذکر کردیم که کلمه آبى این طور به نظر مى‏رسد که
همان ریابى باشد.

و در کتاب فوائد الرضویه در ذکر ابو سعد منصور بن الحسین آبى مى‏نویسد:

شیعه و از شاگردان شیخ طوسى بوده که مى‏توان حدس زد ابو منصور برادرش هم شیعه بوده است.

ابومنصور به واسطه قدس و تقوا که داشت هر بامداد پس از خواندن فریضه بر سجاده نشسته تا طلوع آفتاب به خواندن دعا و اوراد مشغول بوده در آن موقع سوار شده خدمت سلطان مى‏رفت، روزى براى پادشاه، مهمى پیش آمده او را قبل از طلوع آفتاب احضار کرد، ابو منصور، جواب فرستاده را نداد و طبق معمول تا طلوع آفتاب بر سجاده به خواندن اوراد مشغول بود، و موقع هر روز به خدمت سلطان رسید و چون در حرکت پس از احضار تأخیر نمود، مغرضین و دشمنان او را نزد سلطان سعایت نموده این امر را دلیل خودسرى و خودخواهى و بى اعتنایى نسبت به سلطان و امور مملکت گرفته و به سلطان نیز همین طور القا نمودند و سلطان را بر او غضبناک کردند، و چون او به دربار و حضور رسید، سلطان با حالت غضب و خشم بانگ زد که با آن که ما احضار کردیم چرا دیر آمدى؟ جواب داد که من بنده پرورگار عالمیانم و چاکر شهریار جهان و با خود نذر کرده‏ام که هر صباح تا از عرض بندگى و نیاز به درگاه کریم کار ساز نپردازم خود را در سلک ملازمین درگاه و قایمین به خدمت سلطان منتظم نسازم، از این خشم سلطان فرو نشست و از صلابت آن کلام آب از دیده او آمده و گفت: بندگى خدا را بر چاکرى ما مقدم دار تا از برکات آن اسباب دولت ما منتظم گردد. این قسمت در همه کتبى که شرح حال او را نوشته‏اند مذکور است؛ ولى در کتاب آثار الوزراء به جاى ابو منصور خواجه منصور زوزنى ذکر کرده که او را اهل زوزن دانسته است و آن مخالف با نامى است که در سایر کتب ذکر شده است».

این بنا به شماره 6731 و در تاریخ 10/10/1381 به ثبت آثار ملّی و تاریخی رسیده است.

 

دسته‌ها
معارف علما عرفا آخرین خبر اخبارپایگاه اخباربقاع متبرکه معرفی بقاع متبرکه ایران اسلامی گناباد اخبار استان خراسان رضوی

مقبره جغتین گیسور

به گزارش بقاع خبر، این بنا، در قریه گیسور در 72 کیلومترى شمال شرقى گناباد واقع است. بنابر اظهار بعضى از ریش‏ سفیدان محل، جغتین (جغتاى)، پسر چنگیزخان مغول، در جنگى در گیسور مرده و در این مقبره دفن شده است که البته قول ضعیفى است. به نظر مى‏رسد این بنا در زمره مقابر مربوط به دوره مغول و احتمالاً متعلّق به یکى از شاهزادگان یا صاحب منصبان آن سلسله باشد.

نقشه این بنا در داخل، مربّع و در خارج، هشت ضلعى و مشتمل بر قسمت‏هاى مختلف بدین قرار است: یک تالار مربّع به ابعاد هر ضلع، 78/6 متر؛ دیوار چهار جانب تالار به ضخامت یک متر که دیوارهاى خارجى بنا به آن پیوسته است؛ چهار درگاه در چهار ضلع، هر یک به عرض 20/1 متر؛ چهار ایوان در چهار ضلع خارجى؛ چهار طاق‌نما هر یک به عمق 50 سانتى‏متر؛ و چهار جفت شش ضلعى غیر منتظم در طرفین ایوان‏ها که طول هر ضلع بیرون آن 92 سانتى‏متر است.

این بنا، در زمره مقابر برجى هشت ضلعى است که چگونگى جبهه خارجى آن از پایین به بالا، بدین قرار است:

1. سکوى زیر بنا که فعلاً نیم متر از سطح اراضى اطراف خود بلندتر است؛ ولى رنگ متفاوت آجرهاى طرفین ایوان‏ها و هم‏چنین برآمدگى کف درگاه‏ها، این احتمال را پیش مى‏آورد که سکوى مزبور، سابقاً حداقل یک متر ارتفاع داشته و به تدریج، کف ایوان‏ها گود شده است.

2. چهار ایوان در چهار ضلع اصلى به پهناى سه، عمق دو و بلندى (تا تیزى قوس) بیش از پنج متر.

3. چهار درگاه با پوشش معروف به کلیل به پهناى 20/1 متر، عمق یک متر و بلندى دو متر. در بالاى هر یک از این درگاه‏ها، یک دریچه به عرض و عمق یک متر و بلندى یک متر و نیم با قوس جناغى تعبیه گردیده و در بین قوس درگاه و کف دریچه، فاصله‏اى آجرى وجود داشته که بر طبق اظهار بعضى از ریش سفیدان محل، داخل آن خالى بوده است.

4. چهار طاق‏نما به عمق 50 سانتى‏متر و دهنه و ارتفاع مساوى با ایوان‏ها و طاق‌نماها.

5. چهار جفت جرز که پایه آن‏ها شش ضلعى غیر منتظم است و سطح خارجى آن‏ها را دو بدنه و زه بین آن دو تشکیل مى‏دهد.

6. سقف ایوان‏ها و طاق‌نماها، با طاق‏هاى گهواره‏اى جناغى پوشیده شده؛ ولى این طرز پوشش با روش معمولى این گونه سقف‏ها متفاوت است؛ به این صورت که در این مقبره، به چیدن افقى آجرها در دیوارهاى طرفین ایوان‏ها و طاق‏نماها ادامه داده و از ارتفاع حدود 5/3 متر، آن‏ها را به داخل متمایل و در کلید قوس به هم متّصل کرده‏اند. به عبارت دیگر، نصف راست سقف، از ادامه و انحناى دیوار سمت راست و نصفِ چپ آن از ادامه و انحناى دیوار سمت چپ ایوان یا طاق‏نما حاصل شده است. قوس سر پهن چهار درگاه و قوس جناغى چهار دریچه بالاى آن‏ها نیز به همین ترتیب ایجاد شده است.

7. قسمت پایین گنبد، معروف به گردنى یا ساقه گنبد، به صورت منشور با قاعده هشت ضلعی منتظم و مرکب از هشت جرز مکعبى و طاق‏نماهاى بین آن‏ها به نظر مى‏رسد. چهار ضلع این منشور، در روى چهار دیوار تالار مربّع قرار گرفته و بنابراین، قطر آن چهار متر از قطر خارجى برج اصلى کمتر بوده و بر بام بنا و در اطراف منشور کوچک، یک مهتابى حلقوى به پهناى دو متر وجود داشته است. گنبد و هم‏چنین آجرهاى بالاى دیوارها و جرزهاى منشور بزرگ و کوچک، فرو ریخته و صورت اصلى آن به خوبى معلوم نیست و دو پوشى یا یک پوشى بودن گنبد را نیز نمى‏توان به خوبى تشخیص داد.

8. چهار قوس که در بالاى گوشواره‏ها زده شده و در واقع
به جاى گوشواره‏ها، تحمل قسمتى از بار گنبد را به
عهده داشته‏اند.

در داخل مقبره جغتین، قسمت‏هاى زیر به چشم مى‏خورد:

چهار دیوار آجرى به ارتفاع 30/4 متر (64 رج آجر) که در هر یک از آن‏ها یک درگاه و دریچه‏اى در بالاى آن است. دوّم، چهار طاق‏نما با قوس جناغى در بالاى چهار دیوار. سوّم، چهار گوشواره نیم مخروطى ـ به اصطلاح محلّى، شاخ بزى ـ در بالاى چهار گوشه و در زیر چهار قوس فوق الذکر. این چهار طاق‏نما و چهار گوشواره لچکى بین آن‏ها که با گچ ترتیب یافته است، در روى پیش آمدگى یک رج استوار گشته و به این ترتیب، منطقه تغییر حالت، از دیوارها مشخّص شده است. از داخل سقف، چیزى که بتواند چگونگى وضع اصلى آن را روشن کند، باقى نمانده است؛ ولى به طورى که از
بعضى رج‏هاى آجر بالاى طاق‏نماها بر مى‏آید، احتمالاً گنبد داخلى با حلقه‏هاى آجر افقى که هر حلقه بالا نسبت به
حلقه پایین خود قدرى در فضاى داخل پیش آمده، پوشیده شده بوده است.

مصالح این مقبره، ساده و عبارت است از آجر که در داخل و خارج آن به کار رفته است و گچ که در همه جاى بنا، اکثراً مخلوط با خاک، به صورت ملاط و گاهى بندکشى به کار رفته است. تزیین آجرى جالب توجّهى در طاق‏نماها و ایوان‏ها و نبشى‏هاى منشور ساقه و جرزها و طاق‏نماهاى منشور پایه گنبد به چشم مى‏خورد. به طورى که ظاهر بنا حکایت مى‏کند، داخل گوشواره‏ها و احتمالاً داخل گنبد، گچ اندود بوده و اضافه بر آن، در گوشواره‏هاى لچکى، منطقه تغییر حالت، لوزى هایى با گچ ترتیب داده شده است.

مقبره جغتین گیسور، مانند سایر بناهاى نظیر خود در دوره مغول، از روش‏هاى قبل الهام یافته و به بناهاى بعد الهام بخشیده است.

این بنا، به شماره 1805 و در تاریخ 25/9/1375 به ثبت آثار ملّی و تاریخى رسیده است.

دسته‌ها
أماکن مذهبی امامزادگان آخرین خبر اخبارپایگاه اخباربقاع متبرکه معرفی بقاع متبرکه ایران اسلامی شجره طیبه گناباد حضرت امام محمد تقی ( ع ) اخبار استان خراسان رضوی

معرفی امامزاده احمد گناباد

به گزارش بقاع خبر، بنا، بر روى یک سکّوى هشت گوش آجرى به ارتفاع یک متر قرار گرفته است. نقشه بنا همانند سکّوى زیر آن، هشت گوش نامنظّم و در حقیقت، مربّعى مى‏باشد که چهار گوشه آن را بریده و سطحى با چهار ضلع بزرگ در جهات اصلى و چهار ضلع کوچک در جهات فرعى به وجود آورده‏اند که اندازه هر کدام از آن‌ها با دیگرى متفاوت است؛ ولى به طور متوسّط، طول اضلاع بزرگ 5/7 و طول اضلاع کوچک 5/5 متر مى‏باشد. بخش‏هاى مختلف این بنا، عبارتند از: 1. تالار مربّع به ضلع 60/6 متر در وسط و چهار درگاه در چهار ضلع آن. 2. چهار ایوان، هر یک به پهناى حدود 75/3 و عمق بیش از 5/2 متر در چهار جهت اصلى و طاق‏نماهاى نامنظّم بین آن‌ها، ایوان ضلع غربى فعلاً داراى 35 سانتى‏متر عمق و فاقد درگاه است که احتمالاً انتهاى آن، بعد از اتمام بنا به صورت اتاق مستطیل شکلى مجزّا گردیده است. 3. پلّکان بنا در انتهاى ایوان جنوب غربى منظور شده است.

مزار امامزاده احمد، روى هم رفته به شکل برج مقبره‏اى هشت ضلعى مى‏باشد که شامل پایه ایوان‏هاى هشت‏گانه با قوس‏هاى جناغى است و ارتفاع آن‌ها از کف تا زیر طاق، در جهات اصلى حدود 5/5 متر مى‏باشد. سطح پایه، نزدیک 10 سانتى‏متر از جداره و قوس ایوان‏ها برجسته‏تر است و به این ترتیب، به نظر مى‏رسد که ایوان در یک نغول مستطیل قرار داده شده است. در بالاى نغول‏هاى مزبور و انتهاى پایه‏ها، یک حلقه قرنیز آجرى به ارتفاع 75 سانتى‏متر که نزدیک 10 سانتى‏متر جلوتر آمده، تعبیه گردیده است. گنبد بنا با کمک گوشواره‏ها به بلندى چهار متر استوار مى‏باشد. بلندى
این گنبد تقریباً نوک تیز، نسبت به قسمت اصلى بنا که ارتفاع آن بیش از هفت متر است، کوتاه به نظر مى‏رسد. شاید سازندگان بنا قصد داشته‏اند در فرصت مناسب، گنبد دیگری در بالاى آن قرار دهند.

دیوارهاى داخلى بنا، داراى نقّاشى و طرح‏هاى اسلیمى و یک قرنیز به ارتفاع 40 سانتى‏متر است. بر بالاى این بخش نیز منطقه تغییر حالت مربّع به مدوّر، به ارتفاع حدود 5/2 متر که شامل چهار گوشوار و نقاط بین گوشوارهاست، قرار دارد. مصالح به کار رفته در بنا، ساده مى‏باشد. بناى امامزاده از
آثار دوره صفویّه و مربوط به حدود سال 1051 هـ . ق
است. در کتیبه ورودى بنا، به مرمّت آن در قرن سیزدهم اشاره شده است.

آیینه‏کارى بقعه در سال 1379 هـ . ش انجام گرفته و ضریح نقره‏اى و آب‏طلاى زیارتگاه، در وسط بقعه نصب گردیده که بر روى درِ ورودى آن کتیبه ذیل قلم‏زنى شده است: «با استعانت از برکات سال پیامبر اعظم، ضریح مطهّر امامزاده سلطان احمد بیمرغ از نوادگان امام موسى بن جعفر با همّت هیأت امنا و نظارت اداره اوقاف و امور خیریّه شهرستان گناباد ساخته و نصب گردید. طرّاحى و ساخت حاج بهنام کبیرى سامان».

در شمال صحن، تعداد هشت زایرسرا و دفتر آستانه و همچنین سرویس‏هاى بهداشتى احداث گردیده است. در شرق صحن، تعداد هشت شهید جنگ تحمیلى مدفون مى‏باشند. گنبد بنا اخیراً کاشى‏کارى نره‏اى شده و اسماى جلاله و
ائمّه ‰ در آن به زیبایى هر چه بهتر تزیین گردیده است. زمین زیارتگاه، بیش از دوازده هکتار مى‏باشد که طرح جامع توسعه امامزاده در آن اجرا خواهد شد. امامزاده احمد را فرزند امام موسى بن جعفر ‰ مى‏دانند، امّا این ادّعا صحیح
نیست بلکه وى از نوادگان آن حضرت است که نسب شریفش از قرار ذیل است:

ابوعبداللَّه احمد بن موسى‏ابى‏الحسن الرئیس بن احمد بن محمّدالاعرج بن احمد بن موسى‏المبرقع بن امام جواد ‰ .
وى سیّدى جلیل‏القدر، عظیم‏الشأن و بسیار بزرگوار بود. اکثر پدران او از بزرگان سادات قم و خراسان به شمار مى‏رفتند. ابن‏طباطبا و امام فخررازى از سکونت او در خراسان خبر داده‏اند که با مزار
مورد بحث همخوانى دارد زیرا این مزار به احمد بن موسى مشهور است و شخص مورد نظر نیز احمد بن موسى و نواده امام رضا ‰ است.

این بنا به شماره 3498 و در تاریخ 5/9/1380 به ثبت آثار ملّی و تاریخی رسیده است.

 

دسته‌ها
أماکن مذهبی آخرین خبر اخبارپایگاه اخباربقاع متبرکه معرفی بقاع متبرکه ایران اسلامی حضرت امام موسی کاظم ( ع ) گناباد اخبار استان خراسان رضوی

معرفی امامزاده احمد جوانمرد ـ گناباد

به گزارش بقاع خبر، ساختمان بقعه، بنایى زیبا می‌باشد که همچون بقعه امامزاده احمد بیمرغ ساخته شده و به صورت مربّع و به ابعاد 10×10 متر است. ایوان و مدخل اصلى بقعه، در جانب شمال قرار دارد و در جانبین آن، دو طاق‏نما تعبیه شده است. سه در دیگر، در سه جهت دیگر بقعه قرار دارد که پس از الحاق شبستان بزرگ، از غرب تا شرق، به حرم راه دارد. دیوار، ازاره و کف حرم تا ارتفاع 10/1 ‏متر با سنگ و موزاییک تزیین شده و الباقى گچ اندود است.

در ارتفاع چهار مترى دیوار بقعه، گچ‏برى مختصرى توسّط استاد حیدر دانا در سال 1374 انجام شده است.

چهار زاویه اتاق مرقد را با ایجاد چهار گوشواره و فیلپوش به هشت ضلعى و سپس به دایره تبدیل نموده و گنبد عرقچینى بنا را بر آن سوار کرده‏اند. این گنبد به قطر هشت و ارتفاع چهار متر مى‏باشد که نماى خارجى آن را ایزوگام نموده و در ساقه آن، چهار پنجره جهت نورگیرى قرار دارد. در وسط بقعه، ضریح آهنى کوچکى به ابعاد 2×5/1 متر نصب است و به زودى ضریح نقره‏اى جدید به بقعه منتقل خواهد شد.
درِ حرم، توسّط استاد حسن نجّار اهدا گردیده است که مختصرى منبّت دارد. ضخامت دیوار بقعه، بیش از دو متر مى‏باشد و از این رو، این بنا متعلّق به دوره صفویّه است. خصوصاً، شباهت زیاد بقعه به امامزاده احمد بیمرغ و همچنین خالى بودن از بیوتات،
آن را در ردیف بقاع عصر صفوى ملحق مى‏کند. به پیرامون بقعه، شبستانى ملحق شده که ترکیب بنا را به هم نزدیک کرده است. دو در چوبى توسّط حاج حسین نیک خواه و و به نام شهید رضا نجّار به بقعه اهدا گردیده است.

در ضلع جنوب شرق آستانه، زایرسراى بزرگى توسّط حسین شوراب احداث شده که مراسم مذهبى در طبقه زیرین آن انجام مى‏شود. به اعتقاد اهالى، امامزاده احمد برادر امام رضا ‰ است که یقیناً این دیدگاه منشأ صحیحى ندارد. به نظر مى‏رسد که، با یکى از نوادگان حضرت امام موسى کاظم ‰ اشتباه شده باشد.

در گذشته، زیارت‏نامه‏اى در بقعه وجود داشت که خفته در مزار را با عنوان احمد شجاع، سلام مى‏دادند. امّا امروزه کلمه شجاع به احمد جوانمرد تصحیف شده است. بعید نیست که، شخص مدفون در بقعه، ابوالقاسم احمد الشجاع بن ابراهیم بن احمد شعرانى بن ابراهیم بن محمّد الیمانى بن عبیداللَّه بن امام موسى کاظم ‰ باشد که به صاحب کافور و احمد شجاع ملقّب بود و از سادات بزرگوار موسوى در قرن چهارم هجرى به شمار مى‏رفت. ابوطالب مروزى از سکونت او در خراسان خبر داده و از او ستایش کرده است.

این بنا، به شماره 6666 و در تاریخ 10/10/1381 به ثبت آثار ملّی و تاریخى رسیده است.

 

دسته‌ها
أماکن مذهبی امامزادگان آخرین خبر اخبارپایگاه معرفی بقاع متبرکه ایران اسلامی گناباد اخبار استان خراسان رضوی

معرفی امامزاده محمود ـروستاى خانیک گناباد

به گزارش بقاع خبر، بناى قبلى که از سنگ لاشه و ملاط گل و گچ ساخته شده بود و متعلّق به دوره صفوی بود، در سال 1347 تخریب شد و بر اساس آن، بناى کنونى به صورت مستطیل و به ابعاد 23×14 متر ساخته شد و شامل ایوان، شبستان، حرم و گنبد است. ایوان بقعه در شمال قرار دارد و ابعاد آن 6×4 و ارتفاع آن بیش از 9 متر است. در دو طرف ایوان دو اتاق کوچک به ابعاد 5/3×70/2 متر تعبیه شده و سپس به شبستان بزرگى به ابعاد 6×12 متر راه مى‏یابد و توسط درى به حرم اصلى که اتاق مرقد در آن است متّصل مى‏شود که ابعاد آن 8×8 است. چهار جهت این اتاق درى به داخل دارد. تمام ازاره و کف حرم با سنگ مرمر پوشش داده شده و الباقى دیوار بقعه گچ اندود است.

در وسط بقعه، ضریح آلومینیومى به ابعاد 10/2×50/2 و ارتفاع 20/2 متر است. گنبد بنا از داخل به صورت عرقچینى به قطر 8 و ارتفاع 7 متر است که 4 متر آن را دیوار بقعه تشکیل مى‏دهد و از خارج بر ساقه‏اى چهار ضلعى و سپس مدور قرار گرفته و به شکل شلجمى و به ارتفاع 15 متر مى‏باشد. نماى داخلی گنبد داراى منقوشات ظریفى است و نماى خارجى آن را با کاشى‏هاى نره‏اى در زمینه آبى
تزیین نموده و در چهار جهت آن لا اله الا اللَّه را به صورت بنایى و با خط کوفى زینت داده‌اند که بر شکوه بارگاه افزوده است. تمام کارهاى ساختمانی بقعه توسّط استاد معمار حسین موثّق انجام شده و خود متولى بقعه مى‏باشد. به اعتقاد اهالى، امامزاده سلطان محمود از نوادگان حضرت حضرت امام موسى کاظم ‰ است. اما متأسّفانه تاکنون شجره‌نامه او به دست نیامده است.

این بنا به شماره 5700 و در تاریخ 25/12/1380 به ثبت آثار ملّی و تاریخی رسیده است.

دسته‌ها
أماکن مذهبی امامزادگان آخرین خبر اخبارپایگاه معرفی بقاع متبرکه ایران اسلامی گناباد اخبار استان خراسان رضوی

معرفی امامزاده یحیى ـ محیاباد گناباد

به گزارش بقاع خبر، ساختمان بقعه که از سنگ لاشه و خشت و گل ساخته شده همچون بقعه امامزاده احمد بیمرغ طراحى گشته است. بنا به شکل هشت ضلعى است و هر یک از اضلاع آن قریب به 12 متر مى‏باشد.

ورودى اصلى بقعه از جانب مشرق است که در دو طرف آن دو اتاق تعبیه شده است. پس از عبور از این فضا به یک هشتى مى‏رسیم که از شمال به اتاق مرقد راه دارد و به صورت مربع و به ابعاد 8×8 است. در ارتفاع 5 مترى، چهار زاویه اتاق را با ایجاد چهار گوشواره به هشت ضلعى تبدیل و سپس با طانماهایى آن را به دایره و سرانجام گنبد بنا را بر آن استوار ساخته‏اند. گنبد به قطر 8 و ارتفاع 8 متر و به صورت کلاه خودى است و داراى مقرنس‏هاى کمى است. کف و ازاره دوم با سنگ مرمر پوشش یافته و سقف راهرو آئینه کارى زیبایى در سال 1386 صورت گرفته است.

در وسط اتاق، ضریح مشبک آهنى بر روى سکوى 25 سانتى مترى قرار دارد و ابعاد آن 5/3×2 و ارتفاع آن 20/2 متر است که توسط حاج حسن و مهدى جواهرفرى ساخت و اهداء شده است.

بقعه از جانب شمال راهر به اتاق مرقد دارد و از جنوب نیز در به شبستان کوچک ختم مى‏شود. در گذشته گنبد داراى کاشیکارى زیبایى بوده که بر اثر سرمایى زیاد و رطوبت موجود به ناچار آن را ایزوگام نموده‏اند.

در ساقه گنبد چهار پنجره جهت نورگیرى تعبیه شده است. زمین زیارتگاه بیش از 5 هکتار است و در صحن آن ساختمان مسکونى جهت خادم و 5 واحد زایر سرا ساخته شده است. طرح جامع امامزاده در حال اجراست. به اعتقاد اهالى امامزاده یحیى فرزند بلافصل امام موسى کاظم‏علیه السلام است.

این بنا به شماره 5027 و در تاریخ 25/12/1380 به ثبت آثار ملّى و تاریخى رسیده است.

دسته‌ها
أماکن مذهبی امامزادگان آخرین خبر اخبارپایگاه معرفی بقاع متبرکه ایران اسلامی مشهد اخبار استان خراسان رضوی

معرفی آستان قدس رضوی

به گزارش بقاع خبر، این مجموعه، در مرکز شهر مشهد مقدّس واقع شده و یکى از باشکوه‌ترین و وسیع‌ترین مجموعه‏ هاى آرامگاهى جهان اسلام است

تاریخچه ساختمان: در سال 203 و به قولى 202 هـ . ق، با شهادت امام رضا ‰ ، پیکر مطهّر وى را در بقعه‏اى که بر گور هارون الرشید بنا کرده بودند، به خاک سپردند. این بقعه، در باغ «حمید بن قحطبه» در روستایى به نام «سناباد» نزدیک نوغان در حدود دو تا چهار فرسنگى طوس واقع بود. با توجّه به این روایت، نخستین بناى آرامگاه، همان بقعه هارون الرشید باید باشد که توسّط مأمون عبّاسى بنا گردیده بود.

از این بقعه، هم اکنون دو متر از دیوار چینه‏اى آن باقى است که بقیّه بناى حرم بر روى آن ساخته شده است. از این تاریخ تا روزگار دیلمیان، نشانه‏اى از تجدید یا مرمّت حرم در دست نیست؛ ولى مسلم است که مزارى معروف بوده و جهانگردان و جغرافیانویسانى مانند «ابن حوقل»، «اصطخرى» و «مقدّسى» از آن یاد کرده‏اند. گویا مقدّسى نخستین کسى است که
از آن به عنوان مشهد تعبیر کرده است. ابن حوقل نیز از آن به «مشهد الرضا» نام برده است. به نظر مى‏رسد در عهد دیلمیان، تزییناتى بر این بنا صورت گرفته باشد. سبکتکین (387ـ366 هـ . ق) پادشاه متعصّب غزنوى، حرم مطهّر را ویران و زیارت آن را ممنوع مى‏سازد. پس از آن، «عمیدالدوله فایق» که بیهقى او را «خادم خاصّه» نامیده، دست به تکمیل بقعه و آبادانى مشهد زد.

در سال 400 هـ . ق، ابوبکر شهمرد، سورى بن معتز، مشهور به صاحب دیوان) به دستور سلطان محمود غزنوى، بناى بقعه را بار دیگر بر روى بازمانده دیوارهاى گلین با آجر برپا مى‏سازد و مناره‏اى نیز به آن اضافه مى‏کند. این بنا که هسته اصلى حرم را تشکیل مى‏دهد، بناى چهارگوش بوده که با توجّه به همزمانى آن با بناى سنگ بست (آرامگاه ارسلان جاذب)، به نظر مى‏رسد که قبل از تزیینات و الحاقات بعدى حرم بوده است. با توجّه به سنگ نوشته موزه آستانه، به نظر مى‏رسد که بناى حرم در سال 516 هـ . ق تجدید یا تعمیر شده باشد. متن این سنگ نوشته، بدین شرح است: «امر بعماره مشهد الرضوى على ابن موسى ‰ العبد المذنب الفقیر الى رحمته ابوالقاسم احمد بن على بن احمد العلوى الحسینى تقبل‏اللَّه منه».

بناى بقعه به هنگام حمله غزها به سال 548 هـ . ق دچار آسیب دیدگى شد. در روزگار سلطان سنجر سلجوقى (552ـ511 هـ . ق)، شرف‏الدّین ابوطاهر بن سعد بن على قمّى پس از مرمّت بنا، گنبدى نیز بر آن ساخت. بعد از سال
557 هـ .ق نیز «ترکان زمرد ملک» ـ دختر محمود سلجوقى ـ ازاره حرم را با کاشى‏هاى نفیس شش و هشت ضلعى و ستاره‏اى تزیین کرده که نام وى و تاریخ تزیین، بر کاشى‏ها ثبت است. در دوره خوارزمشاهیان، روضه رضوى مورد توجّه قرار مى‏گیرد و تعمیرات و تزییناتى در آن به عمل مى‏آید. در این دوره و در سال 612 هـ . ق، کتیبه کاشى خشتى بسیار زیبایى به خط ثلث برجسته بر روى دیوار دو طرف در ورودى حرم ـ از جانب رواق دارالحفاظ ـ نصب مى‏گردد که بر روى آن، نام و نسب حضرت رضا ‰ تا حضرت امیرالمؤمنین
على ‰ آمده است و چنین ختم مى‏شود: «من عمل العبد المذنب الراجى الى رحمه ربه مولى الإمام علیه الصلوه و السلام على بن محمّد المقرى غفراللَّه له و اضعف عباداللَّه محمّد بن ابى طاهر بن ابى الحسن بعد ما عمله و صنعه فى تاریخ غره جمادى الاوّلى سنه اثنى عشر و ستمائه (612 هـ . ق) غفراللَّه له و لوالدیه و لجمیع المؤمنین و المؤمنات بمحمّد و عترته الطاهرین». از این تاریخ، چند کتیبه و سه محراب دیگر نیز در مجموعه موجود است.

در سال 618 هـ . ق، به هنگام حمله «تولى»، پسر چنگیز، بقعه رضوى دچار ویرانى شد؛ اما به انهدام کامل نینجامید. از آن تاریخ تا حدود یک قرن بعد، اطّلاع مستندى که حاکى از مرمّت حرم باشد. در دست نیست، تا این‌که نخست غازان خان و سپس سلطان محمّد خدابنده الجایتو، به تعمیر، تزیین و آبادانى روضه رضوى کوشیدند. «ابن بطوطه» که در سال 734 هـ . ق مشهد را دیده است، به عمارت زیبا و کاشی‌کارى و ضریح نقره‏اى مرقد اشاره مى‏کند که احتمالاً از ساخته‏هاى الجایتو بوده و به نظر مى‏رسد بناى کامل گنبد موجود نیز از اوست. در قرن هشتم، آثار آستان قدس عبارت از حرم، مسجد بالا سر ـ که بانى آن ابوالحسن عراقى از دبیران عهد غزنوى بوده ـ و چند بناى کوچک متّصل به ضلع شمالى و یک مدرسه بوده است. در دوره تیمورى، در زمان شاهرخ و همسرش گوهر شاد، آستان قدس توسعه چشمگیرى پیدا مى‏کند. در این دوره، نخستین مسجد جامع شهر مشهد به نام مسجد گوهر شاد در سمت قبله حرم مطهّر به سال 821 هـ . ق برپا مى‏گردد. سپس بناى دارالحفاظ، بین حرم و مسجد، دار السیاده، بزرگترین رواق اطراف حرم واقع در مغرب دارالحفاظ و سرانجام «تحویل خانه» یا خزانه، در مشرق دارالحفاظ بر پا مى‏شود. در پیرامون مجموعه نیز در عهد شاهرخ، سه مدرسه به نام «مدرسه پریزاد»، «مدرسه بالاسر» و «مدرسه دودر» ساخته مى‏شود. در زمان سلطان حسین بایقرا (875ـ912 هـ . ق)، به کوشش امیر على شیرنوایى، صحن کهنه و اساس ایوان طلا به وجود مى‏آید که صحن مزبور در زمان شاه عبّاس اوّل وسعت مى‏یابد و در دوره صفویّه نیز اقدامات ارزنده‏اى صورت گرفته است. شاه طهماسب صفوى، مناره نزدیک گنبد مطهّر را مرمّت و طلا کارى مى‏کند و در سال 932 هـ . ق، خشت‏هاى نفیس کاشى روى گنبد را به خشت‏هاى طلا بدل مى‏سازد. بعد از غارت خشت‏هاى طلاى گنبد در شورش عبدالمؤمن خان ازبک، شاه عبّاس در سال 1010 هـ . ق به تجدید آن دستور مى‏دهد که شرح آن در کتبیه میناکارى گنبد به خط علیرضا عبّاسى نقش بسته است. در زمان پادشاهى همین شخص، صحن کهنه گسترش یافته، ایوان شمالى، اتاق‏ها، غرفه‏ها، سردرها و ایوان‏هاى شرقى و غربى آن احداث مى‏شود. ایجاد رواق «توحید خانه» در شمال حرم، از آثار منسوب به ملا محسن فیض است. رواق «اللَّه وردى خان»، ایوان ضلع غربى دارالضیافه و رواق «حاتم خانى»، از ساخته‏هاى امیران بزرگ صفوى ـ اللَّه وردى خان و حاتم بیک اردوبادى ـ است. شاه عبّاس دوّم، صحن عتیق را تعمیر و کاشی‌کارى کرد و شاه سلیمان نیز گنبد مطهّر را که در اثر زلزله شکاف برداشته بود ـ به تصریح کتیبه‏اى که بر آن نصب شده ـ مرمّت کرد و چندین مدرسه ساخت. در دوره نادر شاه افشار، ایوان طلاى صحن عتیق و مناره بالاى آن، تعمیر و طلا کارى گردید. همچنین بناى مناره، ایوان شمالى و تذهیب آن و سنگاب مرمر یکپارچه سقاخانه اسماعیل طلایى در صحن عتیق، مربوط به همین دوره است. در طول دوره قاجار نیز تحولاتى در این مجموعه صورت گرفته است؛ از جمله ساختمان صحن جدید که در دوره فتحعلى شاه قاجار آغاز و در زمان ناصرالدّین شاه به پایان مى‏رسد و ایوان آن، طلا کارى مى‏شود. ایوان و سردر شمالى صحن عتیق ـ معروف به «ایوان شاه عبّاسى» ـ هم به تصریح کتیبه‏اى که بر آن قرار دارد، در ایّام محمّد شاه مرمّت شده است. «توحید خانه مبارک» نیز در زمان نیابت تولیت عضدالملک در سال 1276 هـ . ق مرمّت گشته است. وی در سال 1275 هـ . ق دستور داد روى نقّاشى‏ها و کاشى‏هاى نفیس حرم را آیینه کارى کنند. ناصرالدّین شاه نیز دستور داد ازاره دیوار تا بالاى ایوان ناصرى و سقف مقرنس آن را با خشت‏هاى طلا بپوشانند و از همین رو، به ایوان ناصرى معروف گردید. در ایّام مظفّرالدّین شاه نیز هر دو صحن جدید و عتیق، تعمیر شدند. در سال 1330
هـ . ق، ارتش روسیه صدمات زیادى به مجموعه وارد ساخت که پس از چندى، توسّط حسین میرزا نیرّالدوله ـ والى خراسان ـ تعمیر گردید.

در سال 1307 هـ . ش، تغییرى اساسى در شبکه پیرامون مجموعه به عمل مى‏آید و فلکه دور حرم به شعاع 180 متر از نوک گنبد و به پهناى 30 متر احداث مى‏شود؛ سپس بناى موزه، کتابخانه و تالار تشریفات صورت مى‏گیرد. مهم‌ترین تغییرات در مجموعه حرم و بافت تاریخى آن که لطمه‏اى شدید بر این مجموعه وارد ساخت، مربوط به سال 1350 هـ . ش است که بخش مهمى از واحدهاى بافت تاریخى این مجموعه ویران و به جاى آن فضاى سبز ایجاد شد. در حال حاضر نیز طرح گسترش مجموعه در دست اجراست.

مجموعه حاضر، شامل حرم، ایون‏ها، صحن‏ها، مدارس، رواق‏ها، گنبد و گلدسته، موزه، کتابخانه و سایر بناهاى مربوط مى‏شود که در اینجا به اختصار به معرفى هر کدام مى‏پردازیم:

1. حرم مطهَر‏: بنایى چهار گوش به طول 90/10 و عرض 40/10 متر است که در هر طرف آن، صفّه‏اى به دهانه سه متر قرار دارد که معبر ورود و خروج از حرم می‌باشد. بناى اصلى این حرم، همچنان که پیشتر گفته شد، مربوط به بقعه هارون الرشید است و از آن‌جا که مرقد امام رضا ‰ در وسط حرم قرار نداشت و طواف بر ضریح آن مشکل بود، در سال 1343 هـ . ش، بدون آن‌که لطمه‏اى بر استوارى گنبد وارد آید، با برپایى یک طاق بزرگ و ایجاد دو پایه، اقدام به برداشتن دیوار حجیم این قسمت واقع میان حرم و مسجد بالاسر گردید. ازاره حرم به ارتفاع 20 سانتى متر، با سنگ مرمر و بالاى آن تا ارتفاع دو مترى با کاشى‏هاى نفیس دوره سلجوقى پوشیده شده است که بر اغلب آن‌ها آیات و احادیث و بر برخى دیگر نقش‏هاى اسلیمى برجسته دیده مى‏شود. بر بالاى این کاشى‏ها، کتیبه‏اى برجسته بر روى کاشى‏هاى چینى نماى نفیس، حاوى آیاتى از سوره فتح به تاریخ 760 هـ . ق نصب شده است. بر بالاى آن، کتیبه دیگرى از مرمر به عرض 32 سانتى متر وجود دارد که برآن قصیده‏اى از دبیرالملک فراهانى به خط نستعلیق نوشته شده است. از این کتیبه تا انتهاى دیوارها، به سال 1275 هـ . ق آیینه کارى شده است. در منتهى الیه چهار دیوار حرم که زیر طاق گنبد واقع است، سوره جمعه به خط ثلث علیرضا عبّاسى نوشته شده است. در بخش فوقانى دیوارها، با احداث گوشواره‏ها، طرح مربّع به هشت ضلعى تبدیل و گنبد داخلى بر آن زده شده است. تمامى سطح زیر گنبد، با آیینه کارى هنرمندانه‏اى به شیوه مقرنس پوشش یافته است. گنبد خارجى حرم بر روى ساقه‏اى به قطر 44/13 متر برپا شده و از کف بام حدود 31 متر ارتفاع دارد. کتیبه زیبا و بزرگ گنبد به خط ثلث علیرضا عبّاسى در چهار ترنج، به عربى نوشته شده است. متن کتیبه، حاکى از زیارت شاه عبّاس از حرم و تزیین حرم به دستور وى به سال 1010ـ1016 هـ . ق است. بر روى این گنبد، کتیبه دیگرى مربوط به شاه سلیمان و به سال 1086 هـ . ق به خط محمّد رضا امامى است که در آن، از وقوع زلزله و شکاف ایجاد شده در گنبد و تزیین و مرمّت مجدّد آن صحبت شده است.

از جمله آثار ارزشمند داخل حرم، سه محراب نفیس قرن هفتم هجرى است که بر روى دو محراب آن، کتیبه‏هایى به خط کوفى، و بر سوّمى، کتیبه‏هایى به خط کوفى و ثلث به رنگ لاجوردى بر زمینه سفید مشتمل بر آیات و احادیثى نوشته شده است. درهاى سه گانه حرم نیز از آثار با ارزش هنرى حرم به شمار مى‏آیند. صندوق و ضریح مرقد کنونى، مربوط به دوره قاجاریّه به بعد است. بر اساس روایت‏هاى تاریخى، اوّلین صندوق به سال 500 هـ . ق و دوّمین آن در سال 600 هـ . ق بر مرقد قرار داده شده که امروزه از آن‌ها اثرى بر جاى نیست؛ اما آن‌چه محقّق است، این‌که شاه طهماسب اوّل به سال 957 هـ . ق صندوقى با تنکه ضخیم طلا بر روى مرقد نصب کرده که سال‏ها بعد، با پوسیده شدن صندوق در زمان شاه عبّاس، صندوق جدید طلا پوشى با کتیبه‏هایى به خط ثلث یا نستعیلق، حاوى آیت الکرسى و صلوات کبیره و اشعار فارسى ساخته و بر روى مرقد نصب مى‏شود. کتیبه تاریخى این صندوق، به این شرح بوده است: «امر بضاعه الاشرف الاقدس تراب اقدام زوّار هذا الحرم عبّاس الحسینى، کتبه عبدالمذنب علیرضا عبّاسى سنه 1011 عمل کلب رضا هست على سنه 1012». این صندوق نیز فرسوده شده و در سال 1311
هـ . ش به موزه انتقال داده مى‏شود. در همین سال، به جاى صندوق مزبور، صندوقى مرکب از یازده قطعه مرمر لیمویى رنگ شاندیزی مى‏سازند و بر روى مرقد قرار مى‏دهند. بر روى صندوق، سه ضریح تودرتو قرار دارد که ضریح کوچکتر، از مفرغ و توسّط شاهرخ ـ از نوادگان نادر شاه ـ به سال 1160 هـ . ق ساخته شده و جواهرنشان است. ضریح دوّم، از فولاد جوهرى است. ضریح سوّم که به جاى ضریح نقره‏اى قبلى در سال 1338 هـ . ش نصب شده، زیر نظر استاد حاجى محمّد تقى ذو فن اصفّهانى ساخته شده است. در ساختن این ضریح، از نقره، طلا، مفرغ، آهن و چوب گردوه استفاده شده و طول و عرض و ارتفاع آن، 60/3×06/3×05/4 متر است.

2. صحن‏هاى مجموعه آستان قدس رضوى: داراى شش صحن: عتیق (انقلاب)، جدید (آزادى)، امام خمینى (موزه)، جمهورى اسلامى و قدس و جامع رضوی است که سه صحن آخر،
نوساز هستند.

صحن عتیق: این صحن، در شمال حرم واقع و در زمان سلطان حسین بایقرا ساخته شده و در زمان شاه عبّاس اوّل گسترش یافته و طول و عرض آن، 52/64×38/104 متر است. در پیرامون صحن، تعدادى حجره در دو طبقه و چهار ایوان در جهات اصلى بنا شده است. ایوان جنوبى یا ایون طلا، از بناهاى امیر على شیرنوایى در قرن نهم هـ . ق است و چون سطح ایوان همچنین در دوره شاه طهماسب صفوى تزیین گردیده است. ازاره ایوان به ارتفاع دو متر از سنگ مرمر رنگارنگ است که احادیثى بر روى آن نوشته شده است. از بالاى ازاره تا سقف، با خشت‏هاى مطلا زینت شده است. این ایوان، داراى چهار در طلایى است که به توحید خانه، کفشدارى بزرگ، راهرویى سقاخانه سابق و از آن‌جا به دارالسیاده و محلّى که سابقاً قرآن خانه بود، باز مى‏شود. در ضلع جنوبى ایوان، طاق محراب مانندى هست که بر روى خشت‏هاى مطلاى آن، قصیده‏اى از «ندیم» به فارسى و به خط نستعلیق محمّد على بن سلیمان رضوى نوشته شده که بیانگر طلا کارى و مرمّت ایوان به دستور نادرشاه است. در پایان قصیده، ماده تاریخ اتمام آن 1145 هـ . ق ذکر شده است. بر بالاى حجره‏هاى فوقانى ایوان، کتیبه‏اى به خط ثلث طلایى بر متن لاجوردى مشتمل بر حدیثى و بر پیرامون سردر خارجى ایوان نیز کتیبه‏اى بر کاشى به خط ثلث سفید رنگ مشتمل بر آیات قرآنى نگاشته شده است.

ایوان شمالى صحن یا ایوان شاه عبّاسى، به طول 8/14، عرض 20/8 و ارتفاع 50/22 متر در زمان شاه عبّاس اوّل ساخته شده و در زمان شاه عبّاس دوّم تزیین گردیده است. کف ایوان با سنگ خلج فرش شده و ازاره آن سنگ تیره است. از ازاره به بالا، تمامى اسپرها با کاشی‌کارى معرّق پوشیده شده و سقف آن با مقرنس زینت یافته است. در این ایوان، کتیبه‏اى به خط ثلث محمّد رضا امامى به تاریخ 1095 هـ . ق مربوط به تزیینات شاه عبّاس دوّم وجود دارد. در سال 1146 هـ . ق به دستور نادر شاه افشار، مناره‌اى طلا کوب به ارتفاع 35 متر بر این ایوان افزوده‏اند.

در غرب صحن، ایوانى به ارتفاع 10/24 و دهانه 9/6 متر قرار دارد که توسّط شاه عبّاس اوّل ساخته و در دوره شاه عبّاس دوّم و ناصرالدّین شاه، مرمّت شده است. کف این ایوان که به ایوان ساعت نیز معروف است، از سنگ خلج و ازاره آن از سنگ تیره و از بالاى ازاره تا سقف، با کاشى‏هاى معرّق پوشیده شده است. طاق ایوان داراى مقرنس بندى کاشى است. در حاشیه داخلى سر در ایوان، کتیبه‏اى به خط ثلث سفید علیرضا عبّاسى بر روى کاشى معرّق وجود دارد که در گلوله باران ارتش روسیه به سال 1330 هـ . ق، آسیب زیادى متحمّل شده است. سردر ورودى ایوان، از سنگ مرمر است و کتیبه روى آن، مربوط به سال 1077 هـ . ق و مرمّت‏هاى شاه عبّاس دوّم است. در سال 1319 هـ . ق به دستور مظفرالدّین شاه، ساعتى بزرگ با صفحه‏اى در چهار جهت بر سر در مزبور نصب کردند؛ اما در سال 1336 هـ . ش، آن را به روى سر در میان صحن نو و موزه منتقل کرده و ساعت الکتریکى جدیدى را به جاى آن قرار دادند.

ایوان نقاره‏خانه با ایوان شرقى به طول 20/18، دهانه 80/7 و ارتفاع 26 متر در جانب شرق صحن عتیق قرار گرفته و از ساخته‏هاى ارزشمند شاه عبّاس اوّل به شمار مى‏آید. کف ایوان، از سنگ خلج و ازاره آن، از سنگ تیره و جدار آن کاشی‌کارى است. بر فراز ایوان، نقاره خانه زیبایى قرار گرفته است. در سال 1327 هـ . ش، کار تعمیر اساسى تزیینات ایوان و از جمله کتیبه‏هاى معرّق آن انجام گرفت و به جاى سنگ‏هاى سیاه ایوان و سردر، سنگ‏هاى مرمر نقش دار نصب گردید. در این ایوان، سنگ مرمر یک‌پارچه نفیسى به عرض دهانه در ورودى با قوس تیزه دار نصب شده که مربوط به سال 1044 هـ . ق ـ زمان شاه صفى ـ است. داخل ایوان بالاى در ورودى حرم، غرفه‏اى است که داخل آن با کاشى‏هاى معرّق پوشیده شده و کتیبه‏اى به خط ثلث سفید رنگ در آن نوشته شده است.

گرداگرد صحن عتیق، 12 صفّه با کتیبه‏هاى تاریخى و تزیینات هنرى است. در میان صحن نیز سقاخانه‏اى زیبا با کتیبه‏اى طلاپوش از نادر شاه افشار وجود دارد که سنگاب مرمر یک‌پارچه میان آن، اثر ارزشمندى است که به دستور نادرشاه از هرات به مشهد انتقال داده شده است. آجرهاى طلایى کتیبه، ساخته استاد اسماعیل نامى است و به همین خاطر، سقاخانه به «اسماعیل طلایى» نیز معروف شده است.

صحن جدید (آزادى): این صحن در شرق حرم قرار دارد و از آثار دوره فتحعلى شاه قاجار است که کاشی‌کارى آن در دوره محمّد شاه صورت گرفته است. طول این صحن، 50/81 و عرض آن، 51 متر است. ازاره صحن به ارتفاع 44/1 متر، از سنگ مرمر تیره و بالاى ازاره، روى تمام دیوارها، پایه‏ها و سردرها، با کاشى رنگارنگ آرایش یافته است. در وسط صحن، به جاى سقاخانه‏اى که برچیده شده، حوض بزرگى بنا گردیده است. پیرامون صحن، در چهار جهت اصلى، چهار ایوان بزرگ و 56 غرفه دو طبقه در طرفین آن‌ها بنا گردیده است. ایوان غربى یا سردر طلاى ناصرى، به طول 30/15 و دهانه 25/7 و ارتفاع 10/20 متر به وسیله درى طلایى و یک راهروى کوچک و یک در طلایى دیگر، به دارالسعاده و از آنجا به حرم مطهّر مى‏پیوندد. کف ایوان و ازاره آن تا ارتفاع دو متر، از سنگ مرمر پوشیده شده است. ایوان داراى چهار غرفه فوقانى است که بدنه آن‌ها از خشت مطلاست. در داخل ایوان، کتیبه‏اى به خط نستعلیق برجسته از منشات سرخوش دیده مى‏شود که از تاریخ مرمّت و طلا کارى و نام متصدیان آن حکایت مى‏کند. پیرامون خارجى سردر، در کتیبه‏اى به خط ثلث زرد رنگ، نام بانى ایوان و رواق مزبور: «آصف الدوله» ـ والى خراسان ـ نوشته شده است.

ایوان شرقى صحن، به طول 80/15، دهانه 10/7 و ارتفاع 10/20 متر، با ازاره سنگى و جداره کاشی‌کارى است. در این ایوان، چهار غرفه و در زیر هر یک، کتیبه‏اى قرآنى موجود است. بر پیشانى ایوان هم کتیبه‏اى به خط ثلث بر کاشى زرد رنگ هست که از سال تزیین و مرمّت آن در زمان محمّد شاه قاجار حکایت دارد.

ایوان شمالى به طول 20/17، دهانه 19/7 و اتفاع 20 متر داراى ازاره سنگى و جدار مقرنس کاشی‌کارى است. این ایوان، کتیبه‏اى در داخل صحن و بر پیشانى سردر به خط ثلث زرد رنگ بر کاشى لاجوردى دارد که تاریخ تزیین و وقف آن، توسّط مؤتمن الملک در روزگار ناصرالدّین شاه درج شده است.

صحن امام خمینى‏: در جنوب صحن جدید و جنوب شرقى حرم، تعدادى دکان کهنه و فرسوده و مدرسه نیمه ویران به نام مدرسه پایین پا یا مدرسه سعدالدّین واقع بود که در سال 1316 هـ . ش به اضافه چند خانه و بناى قدیمى دیگر برچیده شد و به جاى آن، صحنى دیگر و ساختمانى براى موزه و کتابخانه بنا گردید. در سال 1353 هـ . ش، این ساختمان‏هاى نوساز، کاملاً برچیده شد و 1000 متر مربّع زیر بناى آن به محوّطه صحن افزوده گشت و صحن موزه با وسعت 000/10 متر مربّع پدید آمد. این صحن از سوى شمال با سردرى بلند و زیبا که با مقرنس‏هاى با ارزشى پوشیده شده است، به صحن نو مى‏پیوندد. سراسر ضلع شمالى و غربى این صحن، با طاق‌نماهاى کاشی‌کارى دو طبقه تزیین شده است.

صحن جمهورى اسلامى: بناى این صحن در سال 1360
هـ . ش در زمینى به وسعت 000/25 متر مربّع میان
بست بالا و مسجد گوهرشاد آغاز شد. این صحن، از طریق مدرسه بالاسر مبارک به رواق دارالسیاده و از آن‌جا به حرم
متّصل مى‏شود.

صحن قدس: فضاى جلوى صحن امام و مسجد گوهر شاد و ساختمان‏هاى فلکه خارجى و داخلى، روى هم، صحن قدس را تشکیل مى‏دهند.

3. رواق‏ها: در آستان قدس، 15 رواق قدیمی به شرح ذیل وجود دارد:

دارالحفاظ: این بنا، در جنوب حرم واقع و از بناهاى گوهرشاد است. طول رواق 18، عرض آن 65/8 و ارتفاع آن تا زیر سقف 8/12 متر است. این بنا داراى هشت صفّه است که چهار صفّه آن داراى درهایى است که یکى از آن‌ها به حرم مطهّر راه دارد. ازاره بنا به ارتفاع 70/1 متر از سنگ‏هاى منبّت کارى بسیار ظریف و زیبایى پوشیده شده است. از بالاى ازاره، بر روى سنگ، اشعارى از قاآنى کتیبه شده است. از بالاى کتیبه مزبور تا سقف دارالحفاظ، نماى تمام دیوارها و سقف مقرنس، توسّط سلطان مراد میرزاى حسام السلطنه در سال 1269 هـ . ق مرمّت و آیینه کارى شده است.

دارالسیاده: این رواق با شکوه نیز از یادگارهاى گوهرشاد خاتون است و در غرب مسجد بالاسر به طول 86/32 متر و عرض‏هاى مسجد گوهرشاد، راهرویى معروف به سقاخانه و از آن‌جا به ایوان طلاى نادرى و دارالحفاظ باز مى‏شود. در اوایل روزگار صفویان، بر اثر زلزله، بنا دچار آسیب دیدگى شد که به فرمان شاه طهماسب مرمّت گردید. بر بالاى در و میان دارالحفاظ و دارالسیاده، کتیبه‏اى حاکى از تعمیر رواق و تاریخ آن وجود دارد. ازاره این بنا به ارتفاع 80/1 متر از کاشى معرّق پوشیده شده است.

دارالسعاده: در شرق رواق‏هاى آستان قدس، میان ایوان طلاى صحن جدید و رواق حاتم خانى واقع و توسّط اللهیار خان آصف الدوله قاجار ساخته و توسّط على اصغر خان اتابک، آیینه کارى شده است. ازاره رواق به ارتفاع 40/1 متر از سنگ مرمر است و بالاى آن، کتیبه‏اى مشتمل بر قصیده‏اى از صبورى مشهدى به خط نستعلیق قرار دارد و بالاى آن تا سقف آیینه کارى است.

دارالضیافه: در میان صحن جدید و گنبد اللَّه وردى خان قرار دارد.

کف بنا از سنگ مرمر و ازاره آن از سنگ منبّت است. بالاى ازاره، کتیبه‏اى قرآنى به خط ثلث دیده مى‏شود و بالاتر از آن، آیینه‌کارى شده است. این رواق، در سال 1301 هـ . ق بنا گردیده و سالیان دراز، تالار تشریفات آستانه بوده است.

دارالذکر: محل سابق مدرسه علینقى میرزاست که در سال 4ـ1342 هـ . ش نوسازى و مسقف شده و به دارالذکر موسوّم گردیده است. کف بنا از سنگ مرمر سبز رنگ و ازاره‏اش تا ارتفاع 50/1 مترى از مرمر سفید است. از بالاى ازاره تا زیر سقف، آراسته به معرّق و سقف آن، گچبرى و مقرنس کارى است.

دارالسرور: در جنوب دارالسعاده و شمال دارالذکر قرار دارد و سابقاً آبدارخانه و بعداً دفتر امور داخلى آستانه بوده که
در سال‏هاى 8ـ1334 هـ . ش به رواق بزرگى تبدیل شده است. کف و ازاره بنا از سنگ مرمر و جدار داخلى آن
آیینه کارى است.

دارالعزّه: در جنوب دارالسرور قرار گرفته و در سابق، کشیک خانه خادمان بوده که در سال 4ـ1342 هـ . ش، پس از تعمیر و تزیین، به رواق تبدیل شده است. ازاره بنا از سنگ مرمر، دیوارها کاشی‌کارى و سقف آن آیینه کارى است.

دارالسلام: این بنا در اصل ساختمان دو طبقه و از بناهاى گوهرشاد بوده که تحویل خانه نام داشته و از آن به عنوان انبار فرش و آسایشگاه استفاده مى‏شده است. این محل، در سال‌هاى 8ـ1334 هـ . ش پس از تعمیر و تزیین، به رواق (گنبد) اپک میرزا متّصل گردید و سپس در سال 1346 هـ . ش، آن را به راهروى کشیک خانه سابق پیوند داده، رواقى بزرگ‌تر پدید آورند.

دارالشکر: این بنا، پیش از این، قرآن خانه ـ و پیشتر، کتابخانه اسبق ـ آستانه بوده که با پیوستن بخشى از راهروى مسجد بالاسر و بخشى از راهرویى که از این مسجد به توحید خانه مى‏رفته، به یک رواق بزرگ تبدیل گردیده است. کف و ازاره بنا از سنگ مرمر است و از آن به بالا، سراسر آیینه کارى بود که اخیراً به جاى آن‌ها، کاشى نصب کرده‏اند.

دارالفیض: متشکل از رواق‏هاى مسجد ریاض و صفّه شاه طهماسب است که در سال 1347 هـ . ش، پس از تعمیر و تعویض، به دارالفیض موسوّم شد و داراى ازاره سنگى و تزیینات کاشی‌کارى است.

توحید خانه: رواقى در شمال حرم، بین رواق پشت سر و صحن عتیق است. کف رواق و ازاره از سنگ مرمر است و بالاى ازاره، کتیبه و بالاتر از آن، آیینه کارى است.

رواق (گنبد) حاتم خانى: این بنا، ساخته حاتم بیک اردوبادى ـ از امیران صفوى ـ است که در حدود 1010 هـ . ق بنا شده است و در شرق حرم قرار دارد. طول رواق، 50/13؛ عرض آن، 30/7 و ارتفاع آن، 60/11 متر است. کف رواق و ازاره، کتیبه‏اى از سنگ است که بر آن قصیده‏اى حک شده است. از بالاى کتیبه تا سقف با کاشى‏هاى معرّق پوشانده شده است.

رواق (گنبد)اللَّه وردى خان: این اثر از نظر معمارى و تزیینات، شاهکار به شمار مى‏رود و در شرق توحید خانه قرار دارد. طرح بنا هشت ضلعى است. کف و ازاره بنا از سنگ مرمر و جداره داخلى، کاشی‌کارى و مقرنس کارى است. در هشت ضلع بنا، هشت صفّه و بر بالاى هر یک از آن‌ها، صفّه کوچکترى است. بر کتیبه سردر با شکوه آن، نام بانى و تاریخ ساخت 1022
هـ . ق آمده است.

رواق (مسجد) بالاسر: متّصل به حرم است. بانى مسجد، ابوالحسن عراقى ـ دبیر دوره غزنوى ـ است. کف مسجد و ازاره آن، از سنگ مرمر است. بالاى ازاره، به ارتفاع 70/1 متر با کاشى‏هاى معرّق شش و هشت ضلعى تزیین گردیده است. روى دیوارها و سقف، در عهد ناصرى آیینه کارى شده بوده که آن را در سال 1344 هـ . ش با کاشى تعویض کردند.

4. مسجد گوهرشاد: این مسجد، در جنوب حرم مطهّر قرار گرفته و در سال 821 هـ . ق توسّط گوهرشاد ـ زوجه شاهرخ تیمورى ـ و به استادى قوام‏الدّین شیرازى ساخته شده است. این مسجد، با صحن بزرگى در میان، به شیوه مساجد چهار ایوانى ایران ساخته شده و به سبب دارا بودن تزیینات غنى کاشى و کتیبه‏اى، از موقعیّت ممتازى در مجموعه برخوردار است.

خطوط ثلث زیباى این مسجد، به دست بایسنقر میرزا ـ فرزند شاهرخ تیمورى ـ نگاشته شده است. مهم‌ترین قسمت این مسجد، ایوان جنوبى آن است که با مقرنس کارى و کتیبه‏هاى نفیس آذین شده است. دهانه این ایوان، 48/12 متر، ارتفاع آن، 26 متر، عمق آن، 36/35 متر و ارتفاع کلّى آن، 64/42 متر است. در طرفین این ایوان، مناره‏هاى توپرى به ضخامت شش و ارتفاع مساوى ایوان قرار گرفته که از رانش طاق ایوان جلوگیرى مى‏کند. در کتیبه این ایوان، نام گوهرشاد و شاهرخ تیمورى به همراه فرزندشان بایسنقر ثبت شده است. گنبد اصلى مسجد، به دهانه 15 متر، دو پوش بوده که در گلوله باران ارتش روسیه در سال 1330 هـ . ق آسیب دیده و در سال 1339 هـ . ش برچیده شده و گنبد فعلى، از بتون مسلح و با همان اندازه اصلى، جایگزین آن گردیده است. این مسجد، یک بار در دوره صفوى و سال 1052 هـ . ق و یک بار دیگر در دوره قاجاریّه و سال 1276 هـ . ق تعمیر و تزیین گردیده است. در دوره‏هاى اخیر نیز تعمراتى در این مسجد به عمل آمده است.

5. بناهاى وابسته‏: در دوره‏هاى اخیر، بناهاى متعدّدى به آستان مقدّس افزوده شده که از آن میان، مى‏توان به کتابخانه، موزه، دانشگاه علوم اسلامى، مؤسسه بنیاد پژوهش‌های اسلامى، بنیاد فرهنگى رضوى و مؤسسه چاپ و انتشارات اشاره کرد.

آستان قدس رضوى، از قرون گذشته داراى کتابخانه و خزانه‏اى بوده که در آن‌ها کتاب‏هاى خطّى نفیس و اشیاى تاریخى و هنرى نگهدارى مى‏شده است؛ اما بناهاى فعلى، نوساز بوده، مجموعه وسیع‌ترى را در بر مى‏گیرند. از جمله کهن‏ترین نسخه‏هاى دست‌نویس موجود در این کتابخانه، قرآنى است که در سال 393 هـ . ق وقف شده است؛ همچنین جزواتى که واقف آن، ابوالبرکات على بن حسین به سال 421 هـ . ق بوده است. از دیگر بخش‏هاى مهم آستانه، مقابر شخصیّت‏ها و مدارس است. پس از انقلاب اسلامی، و تفویض تولیت آستان قدس به حجه الاسلام واعظ طبسی، تحول عظیمی در این آستان به وجود آمده که شرح کامل آن در مجلدات مربوط به ائمه Œ اشاره خواهد شد.

مجموعه بنای آستان قدس رضوی به شماره 140 و در تاریخ 15/10/1310 به ثبت آثار ملّی و تاریخى رسیده است.

 

دسته‌ها
أماکن مذهبی معارف عرفا امامزادگان آخرین خبر نیشابور اخبارپایگاه معرفی بقاع متبرکه ایران اسلامی اخبار استان خراسان رضوی

آرامگاه ارسلان جاذب کجاست؟

به گزارش بقاع خبر، ارسلان جاذب، از امیران سلطان محمود غزنوى بود که بر ناحیه خراسان، طوس و سنگ‏بست حکمرانى داشته و بنا به روایات تاریخى، آرامگاهى بر مزار فردوسى بنا کرده است. آرامگاه ارسلان جاذب که بین سال‏هاى 419 ـ 389 هـ . ق ساخته شده است، به همراه چند بناى دیگر در 30 کیلومترى مشهد و در مجاورت روستاى سنگ‏بست و سه راهى مشهد، نیشابور و تربت جام قرار دارد. این بنا، بعد از آرامگاه امیر اسماعیل سامانى در بخارا، از بناهاى قرون اوّلیه اسلام در خراسان به شمار مى‏رود و به مقبره ایاز نیز معروف است.

آرامگاه، داراى نقشه‏اى چهار ضلعى در دو طبقه و گنبدى بر فراز آن است که قابل مقایسه با بناهاى عهد ساسانى است. گنبد این آرامگاه، با حدود 40/10 متر قطر دهانه و حدود سه متر ضخامت دیوارهاى گنبد خانه، از نوع دو پوسته است. گوشه‏سازى آن را در ابتدا از چهار ضلعى به هشت ضلعى رسانده‏اند، بعد از هشت گوش، با عژر یا ژغر (به معنى آبشار) به دایره تبدیل کرده‏اند. در این بنا، گوشه سازى به حد اعلاى خود رسیده و این امر نشان مى‏دهد که این فن در ابتداى راه خود نبوده است.

آجرچینى گنبد به شیوه خفته راسته انجام شده است. در نماسازى بنا نیز آجرها به صورت خفته، نقوش بسیار زیبایى ساخته‏اند. در قسمتى نیز به صورت نیمه و کله و راسته تکرار شده و بسیار جالبى به وجود آورده است. در سطح داخلى، کتیبه‏اى آجرى به خط کوفى، تمام زیر گنبد را در بر مى‏گیرد. در کمرپوش گنبد، روزنه‌هایى جهت نورگیرى تعبیه شده است. از دیگر آثار باقیمانده «مجموعه سنگ‏بست، مناره‏اى آجرى با کتیبه‏اى به خط کوفى است که با آجرکارى تزیین شده است. شکل مناره، استوانه‏اى است و 101 پلّه دارد.

این بنا تحت عنوان مجموعه تاریخی سنگ بست به شماره 164 و در تاریخ 15/10/1310 به ثبت آثار ملّی و تاریخی رسیده است.