شهید اول و پرونده سازی حسودان دین فروش
- شناسه خبر: 32217
- تاریخ و زمان ارسال: 22 آذر 1400 ساعت 10:31
- نویسنده: تحریریه بقاع خبر
واکاوی علل شهادت شهید اول
شاید بیشترین اقامت شهید اول نسبت به مناطق دیگر، شهر دمشق باشد؛ شهید ثانى در این باره مى نویسد: «چهار فرزند شهید اول، در شام متولد شدند. ولادت فرزندانش در شام، دلیلى است که مدت زیادى در آنجا اقامت داشته در عین اینکه به زادگاهش، شهرها و کشورهاى اسلامى نیز مسافرت کرده است».
حکومت مصر و شام در آن زمان در دست ممالیک بود. ممالیک با گرایش مذهبی سنی، تلاش فراوانی را برای قدرت گیری مذاهب اهل سنت انجام دادند که این تلاش بیشتر به جهت کسب مشروعیت سیاسی و مذهبی از علما بود. در چنین فضایی کسانی مانند شهید اول نمی توانستند مذهب خود را ابراز دارند و قرائن نشان می دهد که ایشان در دمشق به عنوان فقیهی شافعی معروف بودند.و آنچه از تألیفات در خصوص فقه شیعه داشته اند یا به تربیت شاگرد در این زمینه اهتمام داشته اند، در اختفا و به صورت پنهانی بوده است. خود ایشان در خصوص نگارش کتاب اللمعه الدمشقیه می گوید: «مجلس من در دمشق از دانشمندان اهل سنت به موجب نزدیکی و رابطه ای که با آنها داشتم خالی نبود، ولی وقتی آغاز به نوشتن کتاب لمعه کردم بیم آن داشتم که فردی از متعصبان وارد شود و ببیند، اما از لحظه شروع تا پایان کتاب هیچ یک از آنان بر من وارد نشدند و این از الطاف غیبی الهی بود».
حکومت مصر و شام در زمان شهید اول در دست ممالیک بود، زمانی که «بیدمر» از طرف برقوق (نخستین پادشاه از ممالیک برجی) به عنوان حاکم دمشق منصوب شده بود. بعضى از عوامل نفوذى براى ایجاد اختلاف بین مسلمین امور ناروائى را که بسیار تفرقه انداز بود به شهید نسبت داده و آن را نزد قاضى صیدا به ثبوت رسانیدند. از جمله این افراد نفوذی می توان به وابستگان فرقه منحرف یالوشیه اشاره نمود. سرکرده این فرقه فردی به نام «محمد یالوشى» از علماى کُرد شیعه بود. وی ابتدا جزو شاگردان شهید بود ولى پس از مدتی با وى اختلاف نظر پیدا کرد و عقاید فاسدی را ابراز نمود و جمع زیادی از شیعیان ناآگاه را به دور خود جمع کرد.
گفته شده کتابی در زمینه اصول و قواعد شعبده به دست شهید رسید، وی کتاب مذکور را به یالوش داد تا آن را از بین ببرد، ولی او کتاب را مخفی نموده و به دروغ اعلام کرد کتاب را از بین برده است. او سپس با مطالعه کتاب و فراگیری مطالب آن و اجرای کارهای شعبده، نظر عوام و مردم جاهل را به سوی خود جلب کرد و ادعای پیامبری نمود. شهید اول که وضع را چنین دید وى را تکفیر کرد و حکومت وقت را در جریان فتنه یالوش قرار داد. حکومت وقت به مقابله با شیخ یالوشى پرداخت و وی در کارزار با حکومت کشته شد.
با کشته شدن او کینه طرفدارانش نسبت به شهید اول دوچندان شد. بنابر این به دسیسه شیخ تقى الدین جبلى خیّامى و پس از او یوسف بن یحیی که هر کدام به ترتیب جانشین شیخ یالوشى گردیدند، بسیارى از شیعیان مرتد و پیروان فرقه یالوشیه، نزد قضات بیروت و حلب و دمشق و نیز «بیدمر» حاکم دمشق که دست نشانده برقوق پادشاه مصر بود، از وی بدگویی نمودند و بر ارتداد و کفر وی شهادت دادند. این امر باعث شد که وى را با اتهامات ساختگی دستگیر کرده و به مدت یک سال در قلعه دمشق زندانى نمودند.
با طولانی شدن مدت حبس شهید، اعتراض دوستداران وی بلند شد و این امر باعث نگرانی «بیدمر» حاکم دمشق گردید، وی از بیم شورش مردم و حمله آنان به زندان و آزادی شهید و برای از بین بردن شخصیت شهید در نزد مردم و سپس قتل وی بدون این که اعتراضی متوجه حکومت شود، نقشه ای شوم را طراحی نمود. بر این اساس پیروان فرقه یالوشیه گزارشی بر علیه شهید اول آماده کردند و در آن گفتارهای باطل و نادرستی را به ایشان نسبت دادند و هفتاد نفر از آنان بر درستی آن گزارش شهادت دادند. از طرف دیگر عباد بن جماعه قاضی دمشق هزار نفر از پیروانش را تحریک کرد تا بر صحت آن گزارشات شهادت دادند. گفته شده عباد بن جماعه در دوران جوانی با شهید همدرس بوده است و چون شهید به واسطه هوش سرشار و فضل و کمال بر او و سایر هم دورهای هایش مقدم بوده، وی نسبت به موقعیت شهید حسادت خاصی داشته و در مواقع گوناگون در صدد سعایت و بدگویی از ایشان بوده و هر روز توطئه جدیدی را بر علیه وی طراحی می کرده است.
وقتی گزارش مذکور به دست ابنجماعه قاضی دمشق افتاد، وی آن را برای قاضی برهانالدین مالکی ارسال نمود و از او خواست در این پرونده طبق نظر خود حکم کند و گرنه او را از منصب قضا عزل خواهد کرد. مجلسی ترتیب داده شد که در آن «بیدمر» حاکم دمشق و قضات و جمع زیادی از مردم در آن حضور داشتند. در آن مجلس اتهامات شهید مطرح گردید، ولی وی اتهامات ذکر شده را انکار نمود تا مبادا جرم نسبت داده شده در حق او ثابت گردد. اما آنها از او نپذیرفتند و سرانجام قاضی برهانالدین مالکی حکم به قتل او را صادر کرد.
در مورد چگونگی شهادت او نوشته اند: ابتدا او را گردن زدند، و سپس بدار آویختند و پس از سنگسار بدن او را سوزاندند.۷
شهید اول اولین عالم شیعه نیست که به شهادت رسیده باشد و علت نامگذاری و شهرت شهید اول بدین نام، این است که ایشان از شخصیتهای طراز اول علما بود و تا آن زمان سابقه نداشته که چنین شخصیتهای بزرگ علمی را با آن وضع دلخراش به شهادت برسانند.
- اختصار الجعفر.
- الأربعون حدیث.
- الاربعون مسأله.
- الاعتقادیه.
- الالفیه فی فقه الصلوه، با شرحی که شهید ثانی بر آن مرقوم داشته، تحت نام «المقاصد العلیه» در تهران چاپ سنگی شده است.
- الباقیات الصالحات.
- البیان در فقه (مطبوع).
- التکلیف یا تکلیفیه.
- جامع البین یا الجامع بین شرحی الاخوین که شرح «تهذیب الوصول» علامه حلی است که ما بین دو شرح تهذیب که از سید عمیدالدین و سید ضیاءالدین خواهرزادگان خود علامه حلی می باشد، جمع و تالیف نموده است.
- غایه المراد فی شرح نکت الارشاد، که حاشیه شرح ارشاد علامه حلی می باشد و در ایران چاپ سنگی گردیده است.
- حاشیه قواعد الاحکام علامه حلی.
- خلاصه الاعتبار فی الحج و الاعتمار.
- الدروس الشرعیه فی فقه الامامیه (مطبوع).
- القواعد الکلیه فی الاصول والفروع، که به قواعد شهید معروف است و چاپ سنگی شده است.
- اللمعه الدمشقیه که بارها در ایران چاپ گردیده و جز کتاب های درسی حوزه علمیه اسلامی است.
- مجامیع ثلثه در سه مجلد.
- المزار.
- المسائل، که به مسائل ابن مکی معروف است.
- النفلیه که با الفوائد المکیه که شرح شهید ثانی بر همان کتاب می باشد، در تهران چاپ سنگی شده است.
- الدره الباهره من الاصداف الطاهره از جمله کتب منسوب به شهید اول است.
- ذکرى الشیعه فى احکام الشریعه کتابِ فقهى-استدلالى است که در آن مباحث طهارت و صلات بیان شده است.
راسخون
تبیان
دانشنامه اسلامی









