
روضه شب دوم محرم ــ ورود کاروان عشق به کربلا :
چون خبر حرکت به محمد حنفیه رسید، خود را به کاروان رساند و زمام ناقه امام(ع) را گرفت و گفت: "ای برادر! چه باعث شد که با این شتاب خارج شوی؟" حضرت فرمود: "دیشب رسول خدا به خوابم آمد و گفت: ای حسین! بیرون رو که خدا خواست تو را کشته ببیند".
