دسته‌ها
اجتماعی مناسبت ها مصاحبه ها آخرین خبر اخبارپایگاه اخبار

فرمایشات مقام معظم رهبری و توزیع هزار بسته گوشت قربانی بین نیازمندان

به گزارش بقاع خبر، حجت‌الاسلام احمدرضا کریمی امروز در جمع خبرنگاران اظهار کرد: در راستای فرمایشات مقام معظم رهبری مبنی بر کمک مومنانه و توجه به اقشار آسیب‌پذیر در این ایام، با همکاری موسسات و مراکز قرآنی و هیات‌های مذهبی بیش از یک‌هزار بسته گوشت قربانی بسته‌بندی و بین نیازمندان توزیع شد.

وی تصریح کرد: از اول ذیحجه برنامه‌های مختلفی به مناسبت‌های گوناگون این ایام برگزارشده که می‌توان به برگزاری جشن ازدواج در «خانه قرآنی محمدیه» و برگزاری گفتمان و هویت دینی جوان، کارگاه آموزشی ازدواج موفق و تجلیل از خانواده شهدا به مناسبت سالروز ازدواج حضرت علی (ع) و حضرت زهرا (س) اشاره کرد.

رئیس اداره تبلیغات اسلامی شهرستان گنبدکاووس با اشاره به وجود روحانی شبکه تبلیغ در تمامی مساجد شهرستان خاطرنشان کرد: در شب شهادت امام محمد باقر(ع) نیز ۹ برنامه توسط روحانیون شبکه تبلیغ و ۳۵ برنامه در سطح مساجد شهرستان برگزار شد.

وی ادامه داد: دعای روز عرفه و برنامه‌های مختص این روز در مساجد شهرستان، گلزار شهدای گمنام و با همکاری اداره اوقاف و امور خیریه در امامزاده یحیی بن زید (ع) برگزار شد.

کریمی گفت: در روز عید سعید قربان علاوه بر توزیع گوشت قربانی بین نیازمندان، با ائمه جمعه و جماعات اهل‌سنت دیدار کرده و از مراکز قرآنی سطح شهرستان بازدید به عمل آمد.

وی با اشاره به هفته عفاف و حجاب و برنامه‌های تدوین شده در این ایام بیان کرد: امور بانوان اداره تبلیغات اسلامی شهرستان برنامه‌هایی شامل کرسی آزاداندیشی با موضوع «عفاف و حجاب» در سالن تبلیغات اسلامی، صدای گوهرشاد با سخنرانی دکتر اصلانی استاد دانشگاه امام حسین (ع) در روز چهارشنبه ساعت ۱۰ صبح در فرمانداری، همایش پیاده‌روی بانوان ولایی و تجدید میثاق آنها با شهدای گمنام، گفتمان تحکیم بنیاد خانواده، مسابقه نقاشی و کارگاه آموزشی سواد رسانه‌ای را برگزار می‌کند.

رئیس اداره تبلیغات اسلامی شهرستان گنبدکاووس ابراز کرد: در ایام دهه ولایت و امامت و  عید غدیر ۱۰۰ برنامه در قالب  ۲۰ عنوان برگزار می‌شود که می‌توان به برنامه‌های محفل انس با قرآن با حضور قاری بین‌المللی آقای حسینی در مسجد قائمیه، برنامه متمرکز جشن غدیر در میدان الغدیر، اطعام غدیر با توزیع ظرف غذا با پیش‌بینی حدود ۱۵۰ هزار پرس غذای گرم، برگزاری کاروان غدیر در مناطق محروم برای ارائه خدمات بهداشتی و درمانی، کرسی تلاوت قرآن، گفتمان غدیر، کارگاه غدیر‌شناسی ویژه طلاب و روحانیون، برپایی ایستگاه صلواتی، کارگاه آموزشی سبک زندگی قرآنی، مسابقات قرانی و غیره اشاره کرد.

وی گفت: سومین گردهمایی «من خانواده‌ام را دوست دارم» با موضوع تربیت جنسی کودکان و نوجوانان، با حضور فقط پدران و مادران روز سه‌شنبه ساعت ۱۸ با سخنرانی دکتر احمدی مشاور خانواده در سالن هلال احمر شهرستان گنبدکاووس برگزار می‌شود.

دسته‌ها
دین و اندیشه فرهنگی اجتماعی معارف شهدا مناسبت ها مصاحبه ها آخرین خبر اخبارپایگاه اخبار

مظلوم بودن شهید بهشتی هم در زمان حیات‌شان و هم بعد از شهادت‌شان

به گزارش بقاع خبر، تیرماه، یادآور نام و یاد شخصیتی است که هنوز که هنوز است فریادهایش در دفاع از عدالت و آزادی به گوش می‌رسد و هنوز که هنوز است سخنانش برای نسل جوان جذابیت و گیرایی دارد؛ شهید آیت‌الله سید محمد بهشتی. متاسفانه شهید بهشتی شخصیت مغفول انقلاب ما است، در حالی ‌که بیش از هر زمان دیگری به بازشناسی این شخصیت نیازمندیم.

مدارای او با سلایق گوناگون، اعتقاد راسخش به آزادی و اخلاق نبوی‌اش در برخورد با مخالف، همگی برای تک‌تک اعضای خانواده انقلاب درس و الگویی است که باید نصب‌العین ما قرار بگیرد. از شهید بهشتی گفتن و شنیدن، با همه ملاحت‌ها و شیرینی‌هایش، در قاب یک صفحه و یک خبر نمی‌گنجد و مجال وسیع‌تری می‌خواهد تا حق مطلب ادا شود، لیکن آب دریا را اگر نتوان کشید/ هم به قدر تشنگی باید چشید. خانم «زینت‌السادات بهشتی» خواهر کوچک‌تر شهید بهشتی است، او که اکنون دهه ۷۰ زندگی‌اش را می‌گذراند در گفت‌وگویی با لهجه شیرین اصفهانی خاطرات شهید بهشتی را روایت کرده است؛ از پدری کردن برای خواهر کوچک‌ترش تا پدری کردن برای مخالفانش.

ابتدا تشکر می‌کنیم که وقت خود را در اختیار ما قرار دادید. شما فرزند چندم خانواده بهشتی هستید؟

ما ۲ دختر و یک پسر بودیم. فرزند اول خانواده خواهر بزرگ‌ترم بود که ۲ سال بزرگ‌تر از برادرم بود، فرزند دوم شهید بهشتی بودند و من هم آخرین فرزند هستم.

ارتباط شخصی دکتر بهشتی و رفتارشان با من مانند پدر و فرزند بود. ما با هم ۲۰ سال اختلاف سن داشتیم و ایشان خیلی احساس فرزندی به من داشتند و من هم نسبت به ایشان همین‌طور بودم. یعنی آنقدر رفتار پدرانه، استادانه و مهربانانه‌ای با من داشتند که من وقتی در سن ۱۲ سالگی پدرم را از دست دادم، کمتر احساس فقدان پدر را کردم، چون ایشان خیلی از این نظر مراقب بودند که یک وقتی به من آسیبی نرسد. ارتباط ما با هم خیلی صمیمی و نزدیک بود. خدا برادرم را رحمت کند، من با شهادت ایشان هم برادرم و هم پدرم را از دست دادم.

ممنون می‌شوم برای ما از فضای خانوادگی خودتان بفرمایید. این فضا چگونه بود که شخصیتی با افق شهید بهشتی در آن تربیت شد؟

مادر ما فرزند آیت‌الله خاتون‌آبادی بودند. آیت‌الله خاتون‌آبادی، یکی از مجتهدان تراز اول و از زهاد و عباد بزرگ زمان خودشان بودند. پدرم نیز ‌حجت‌الاسلام سید فضل‌الله حسینی‌بهشتی از روحانیون این شهر و امام جماعت مسجد لومبان اصفهان بودند.

ای کاش می‌توانستم فضای تربیتی حاکم بر خانه پدری‌مان را برای‌تان ترسیم کنم. آقای دکتر بهشتی در یک فضایی پر از محبت و عطوفت رشد کردند. می‌توان گفت عنصر محوری در شیوه تعامل پدر و مادرمان با ما عنصر محبت و رحمت بود. عنصر دیگر استفاده بهینه از سرمایه عمر و زمان بود. اینکه شما می‌بینید و در خاطره‌ها و کتاب‌ها می‌خوانید که دکتر بهشتی آنقدر در کارهای‌شان برنامه‌ریزی و نظم داشتند و از تمام لحظات زندگی‌شان استفاده می‌کردند، به خاطر این بود که مادر عزیزم بسیار بر این مسئله تاکید داشتند. این را می‌خواهم بگویم که ما مدیون این پدر و مادر هستیم که یک فضای خیلی عالی برای رشد بچه‌های خود مهیا کرده بودند.

مادرم حافظ قرآن بودند و علاوه بر علوم قدیم کاملاً به علوم جدید وارد بودند. ایشان روشنفکر و با سواد بودند و در زمان خودشان بسیار پیشرو بودند. ما افتخار می‌کنیم به اینکه در پرورش‌مان چنین مادری داشتیم، چرا که آموزش ‌و ‌پرورش در منزل ما توأمان حاکم بود.

پدرم یکی از روحانیون مبرز اصفهان بودند. ایشان شب‌ها کتبی از ائمه اطهار(ع) می‌آوردند و برای ما می‌خواندند و فردا شب ما باید پاسخ سوالات ایشان را می‌دادیم؛ پدری که همیشه از هر نظر مراقب پرورش فرزندان خود بودند.

مادر عزیزم همیشه یک فضای بسیار لذت‌بخش و دوست‌داشتنی برای ما فراهم می‌کردند. ایشان همیشه خوش‌رو و خوش‌برخورد بودند و با انس و الفت با ما رفتار می‌کردند.

من که آخرین فرزند خانواده بودم، یاد ندارم زمانی پدر و مادرم کوچک‌ترین برخورد بدی با هم داشته باشند. همه اینها در رشد بچه‌ها اثر دارد، همیشه پدرم، مادرم را با عنوان «خانم» صدا می‌کردند و مادرم هم همیشه پدرم را با لفظ آقا صدا می‌کردند. این فضا، فضایی بود که بچه‌ها کوچک‌ترین کمبودی در آن احساس نمی‌کردند. از این جهت ما مدیون جد مادری‌مان نیز هستیم که مادرم در دامن چنین عالم متخلقی پرورش یافتند.

من همیشه در صحبت‌هایم می‌گویم که نگویید بچه‌های‌مان مشکل دارند، اول ببینید که شما برای تربیت آنان چه فضایی را فراهم کردید. من در این زمینه خیلی مدیون پدر و مادر عزیزم هستم.

یک خاطره‌ای هم برای‌تان بگویم. پدربزرگ من سید محمد هاشم بهشتی در شب عروسی مادر ما، بعد از اینکه میهمانان می‌روند، از ایشان می‌خواهد مفاتیح بیاورند و یک دعای کمیل بخوانند. مادرم می‌گویند نیازی به مفاتیح نیست، دختر خانم ۱۴ ساله شروع می‌کند از حفظ دعای کمیل را خواندن و ترجمه کردن. پدربزرگم بسیار از این قضیه شگفت‌زده می‌شود و می‌گوید الحمدالله ما به جای یک عروس، یک عالمه به خانه آورده‌ایم و از ایشان می‌خواهد در مقام استاد به سایر فرزندان ایشان نیز علوم دینی تدریس کند.

باور کنید مادر علاوه بر اینکه احساس مسئولیت به فرزندان خود می‌کردند، نسبت به مسئولیتی که پدربزرگ من به ایشان داده بود نیز احساس وظیفه می‌کردند. ما همیشه یک فضای بسیار عالی داشتیم.

یکی از بخش‌های جذاب شخصیت شهید بهشتی ارتباط ایشان با جوانان و اهمیت به مسئله تربیت و تعلیم جوانان است. ممنون می‌شوم در این باره مشاهدات خود از شهید بهشتی را برای ما روایت کنید.

دکتر بهشتی عجیب به شخصیت جوانان اهمیت می‌دادند. چهارشنبه‌شب‌ها ایشان در منزل‌شان با جوانان به بحث و گفت‌وگو می‌پرداختند. ایشان با انس و الفتی مثال‌زدنی‌ با جوانان برخورد می‌کردند. ایشان از تک‌تک آنها نظر می‌پرسیدند و یادداشت می‌کردند. در این جلسات از دبیرستانی‌ها تا دانشگاهی‌ها حضور داشتند و این رفتار به دلیل این بود که برادرم نشان دهند نظر توی جوان برای من قابل ‌احترام است. در واقع این سبب تشویق می‌شد تا جوان در جلسه بعدی با مطالعه بیشتر وارد جلسه شود.

از طرف دیگر به جوانان منزل هم بسیار اهمیت می‌دادند. من دقیقا یادم هست شبی از اصفهان به تهران عازم بودم، تا اینکه وارد خانه برادرم شدم، برادرم گفتند خواهرم امشب قرار است که ما یک جایی برویم، گفتم نکند که من مزاحم برنامه‌های شما شدم، گفتند نه! اتفاقا ما هم دوست داشتیم شما هم شرکت کنید. آن شب را وعده کرده بودند که بازدید عید فرزندشان آقای علیرضا بهشتی بروند، یعنی به این مقدار برای فرزندان‌شان اهمیت و شخصیت قائل بودند. در آن جلسه که جلسه‌ای رسمی ولی پر از مهر و محبت بود و من اصلا نمی‌توانم آن لحظات را فراموش کنم، دکتر بهشتی به پسرشان گفتند بگو ببینم برنامه‌های شما به چه صورت بوده و چه کارهایی انجام دادید؟ ایشان به همه فرزندان التفات و توجه داشتند به طوری که در همان شب از تک‌تک فرزندان تفقد و از کارها و برنامه‌های‌شان سوال می‌کردند. به طور مثال حتی سر سفره هم به دخترشان می‌گفتند: ملوک‌سادات ترجمه روزنامه جمهوری اسلامی چه شد؟ آقا محمدرضا بگو برنامه‌هایی که برای شما تنظیم کرده بودم، به کجا رسید؟ یعنی حتی آن لحظه‌ای که ایشان سر سفره غذا می‌نشستند، از جوانان‌شان فاصله نداشتند و همین باعث شده بود این حالت زیبا که داشتند به جوانان جامعه هم انتقال دهند و این برای من بسیار جالب بود.

از طرف دیگر رفتار و برخوردشان با پاسداران‌شان هم بسیار جالب بود. یک شب شامی تهیه شده بود و بنا بود برای پاسداران بفرستند، بعد از همسرشان پرسیدند: آیا برای پاسدارها نوشیدنی داریم؟ همسرشان گفتند: نه آقای بهشتی! به اندازه خودمان هست. شهید بهشتی گفتند: تمام این نوشیدنی‌ها را از سر سفره جمع کنید، اگر هست همه می‌خوریم و اگر پاسدارها نخورند من هم به هیچ عنوان نه خودم می‌خورم و نه اجازه می‌دهم بچه‌ها بخورند. ببینید این روحیه امروز چقدر در بین مسئولان ما وجود دارد؟ الان هم الحمدالله همه فرزندان شهید بهشتی در رده‌های علمی و اجتماعی جایگاه ویژه‌ای دارند. آن زمینه پاک و صادقانه و سالمی که آقای دکتر بهشتی در محیط منزل برنامه‌ریزی داشتند، الان در فرزندان‌شان مشهود است.

اگر ما بخواهیم جوانان‌مان رشد کنند و وقتی که برای‌شان می‌گذاریم مثمرثمر قرار بگیرد، باید با جوانان‌مان نزدیک و صمیمی باشیم، باید بدانیم چگونه باید با جوانان برخورد کنیم ولی متأسفانه آنقدر گرفتاری‌های اقتصادی و غیراقتصادی و این فضای مجازی بین خانواده‌ها فاصله ایجاد کرده است که اصلا پدر نمی‌داند بچه‌اش کلاس چندم هست! این وضع واقعا درد بزرگ جامعه ما است.

متأسفانه شهید بهشتی مورد هجمه شدید دشمن و اتهامات ناجوانمردانه گروه‌های مغرض و جوانان ناآگاه بودند. شیوه برخورد ایشان با مخالفان و این جوانان بعضا ناآگاه به چه شکل بود؟

اجازه بدهید در این زمینه به یک خاطره زیبا و قابل تامل اشاره کنم. شخصی تعریف می‌کرد شب هفتم تیرماه یک کسی از کرمان به تهران آمده بود و زمانی که دکتر بهشتی مشغول وضو گرفتن بودند، به آقای بهشتی می‌گوید: آقای بهشتی! من پیامی از جوانان کرمانی برای شما دارم. جوانان کرمانی برای شما پیام دادند و گفتند به دکتر بهشتی بگویید ما را حلال کند و هر طور که هست از ایشان حلالیت بطلبید که ما درباره ایشان خیلی اشتباه فکر می‌کردیم. داداش در پاسخ می‌گویند: آقای عزیز! شما به جوانان بگویید قبل از اینکه شما از من حلالیت بطلبید، من شما را حلال کردم. وقتی برادرم به شهادت رسیدند امام فرمودند مردم وقتی بیدار شدند که دیگر بهشتی در کار نبود! بعد از شهادت برادرم یکسری از این جوانان که اسیر تبلیغات شده و فریب خورده بودند، آمده بودند و سرشان را به دیوار منزل می‌کوبیدند و می‌گفتند چرا ما درباره شهید بهشتی اینگونه فکر می‌کردیم.

آن روز مردم ۲ دسته بودند؛ برخی از آنها «مرگ بر بهشتی» می‌گفتند و جمع دیگری هم «درود بر بهشتی» می‌گفتند. یادم می‌آید آن روز داداش لبخندی به طرف افرادی که مرگ بر بهشتی و درود بر بهشتی می‌گفتند، ‌زده و عنوان کردند مهم نیست. مهم این است آن عزیزانی که می‌گویند مرگ بر بهشتی، به اشتباهات خودشان پی‌ببرند.

شهید بهشتی همیشه می‌گفتند وقتی کسی با بدبینی و توپ پر سراغ شما می‌آید، به جای اینکه با او مقابله کنید و او را با عصبانیت از خود برانید، آغوش خود را برای او باز کنید و خود را جای او بگذارید و ببینید چرا به شما بدبین است. در این صورت است که می‌توانید آتش خشم او را فروبنشانید و او را جذب کنید. صد حیف که دیگر بهشتی در بین ما نیست!

یک موضوعی را هم عرض کنم؛ من مقداری گلایه دارم، به این خاطر که وقتی نزدیک هفتم تیرماه می‌شود، همه یادشان می‌آید چنین شخصیت باعظمتی داشتند و از دست دادند ولی یکی از واحدها و برنامه‌های دانشگاهی را نمی‌گذارند تا روی کتاب‌های شهید بهشتی کار شود و جوانان ما با این اندیشه و منش ایشان آشنا و بر این اساس تربیت شوند. کسی تاکنون این کار را نکرده و این باعث تأسف است. بسیاری از خاطره‌های زندگی شهید بهشتی می‌تواند الگو برای مسئولان ما باشد. خوب به یاد دارم در یکی از برنامه‌ها در یک راهپیمایی قرار بوده برادر صحبت کنند. به ایشان می‌گویند آقای بهشتی بروید بالا و روی این ماشین صحبت کنید. با این حال، ایشان پاسخ داده بود که این مال بیت‌المال و حق‌الناس است و من این کار را نمی‌کنم. بنابراین چند صندوق می‌گذارند و برادرم روی آن صحبت می‌کنند.

متاسفانه به روش شهید بهشتی با جوانان برخورد و تعامل نشده است که این وضع جوانان امروز ما در جامعه است و امروز جوانان ما لج‌بازی می‌کنند، چرا که اینها آغوش بامحبت از کسی ندیدند. روش اصلی دکتر بهشتی این بود که اول فضا را دوست‌داشتنی می‌کردند و بعد به مردم پاسخ می‌دادند و این خیلی فرق دارد با اینکه من اول یک برخورد خشن داشته باشم و بعد هم با همان برخورد خشن بخواهم پاسخ سوال و مشکلی را بدهم. این اصلا درست نیست.

باز هم این سوال را مطرح می‌کنم. آیا در این برهه زمانی هم افراد نسبت به شخصی که مشکل دارد، همان دید را درباره بچه‌های آن خانواده دارند؟ یا آنها را هم به عنوان یک مجرم می‌بینند؟

همین چیزها دردآور است؛ واقعا حیف است وقتی ۷ تیر می‌رسد ابعاد شخصیتی شهید بهشتی بازگو می‌شود اما روی آن کار نمی‌شود.

من خودم یکی از آنهایی بودم که همواره گلایه می‌کردم و به داداش می‌گفتم چرا شما نسبت به این ‌همه توهین‌هایی که منافقین می‌کنند، هیچ عکس‌العملی نشان نمی‌دهید؟ ایشان همیشه در این زمینه می‌گفتند: مهم این است که من راه خودم را ادامه بدهم. من برای رضای خداوند گام برمی‌دارم.

باید بگویم ایشان گوش‌شان بدهکار به این مسائل نبود و همواره می‌گفتند وقتی آدم یک مسیر الهی را برای کاری انتخاب کند پس برایش مهم نیست درباره‌اش چه بگویند و در نهایت هم که ایشان را به شهادت رساندند.

در چند سال اخیر شاهدیم گزیده سخنرانی‌های دکتر بهشتی در فضای مجازی به صورت فزاینده‌ای در حال انتشار و گسترش است. گویی بعد از بیش از ۴۰ سال از شهادت ایشان، جوانان نسل سوم و چهارم انقلاب به سخنان و آرمان‌های شهید بهشتی گرایشی دوباره پیدا کرده‌اند. به نظر شما چرا این اتفاق افتاده است؟

شهید بهشتی هم در زمان حیات‌شان و هم بعد از شهادت‌شان مظلوم بودند، همه به این مسئله واقف هستیم اما توجه به این نکته نیز ضروری است که اندیشه ناب هیچ‌گاه از بین نمی‌رود شاید علت محبوبیت شهید بهشتی و اندیشه‌شان برای جوانان امروز همین مسئله باشد. انسان در ۳ حالت می‌تواند برای خود باقیات صالحات قرار دهد و از این دنیا برود؛ یکی اینکه بتواند فرزندان صالحی تربیت کند و هر چقدر مردم از این فرزندان صالح استفاده کنند و رشد پیدا کنند، این می‌شود صدقه جاری برای آن پدر و مادر. دومین باقیات صالحات سنت نیکو است. سومین باقیات صالحات اثر، کتاب، نوشته‌ها و اندیشه‌ای است که یک انسان از خودش باقی می‌گذارد. به نظر من شهید بهشتی باقیات صالحاتی همچون اندیشه و منش خود را برای جوانان ما به یادگار گذاشتند که اثر آن را امروز در بین جوانان انقلابی و مسلمان مشاهده می‌کنیم.

دسته‌ها
اجتماعی دیگر حوزه ها مصاحبه ها اختصاصی آخرین خبر دیگر حوزه ها اخبارپایگاه اخبار

سیستم مدیریتی در ایران باید متحول شود

به گزارش بقاع خبر، مدیریت در ایران قرنهاست که سیستم سنتی خود را حفظ کرده است و با اینکه انواع و اقسام نامها را تجربه کرده است ولی درکل این سیستم سنتی بر تفکر مدیریتی در ایران حاکم است .
این نوع مدیریت که از ان به عنوان مدیریت خودمحور یاد می شود در دهه های اخیر شکل دیگری به خود گرفته است و این صرفا به دلیل ساختار اجتماعی و تفکر سنتی و همچنین عدم آموزش مدیران با علم روز اتفاق می افتد.
لازم به ذکر است که این نوع مدیریت درگذشته سیستم غالب مدیریتی در جهان بوده است و در طول تاریخ مشاهده می کنیم که سیستمهای مدیریتی که انواع دیگر را تجربه کرده اند به سود جامعه ، کشور و عموم مردم بوده است . به نظر می رسد که بهترین نوع مدیریت، مدیریت ترکیبی است یعنی شما به عنوان مدیر در یک زمان باید خود محور باشید ، در جایی مشورت محور و در جایی دیگر جنگجو یا ستیزه محور باشید و گاه باید سکوت کنید یا بخشنده باشید . در تمام حالت یک سیستم جواب نمی دهد .
اینکه همه جا من درست می گویم ، درست نیست .
اینکه همه جا حق با کارمند است ، درست نیست .
مدیریت باید قدرت مشاجره داشته باشد ، باید قدرت ستیزه جویی داشته باشد ، باید خلاق باشد ، باید ببخشدو گاه باید سکوت کند و قدرت ندید گرفتن داشته باشد .
با مطالعات و تحقیقاتی که در شرکتها و سازمانهای دولتی و بخش خصوصی داشته ام به نظر می رسد عدم نظارت بر سیستمهای مدیریتی و نبود فرآیند سیستماتیک جهت انتخاب مدیران ، سازمانها از این نوع مدیریت ضربه می خورند .
در تحقیق ما مشخص شد بالای ۸۰ درصد از مدیران می دانند هر کاری کنند بازخواستی نخواهند شد ، و معمولا تنبیهات ایشان به طوری است که فرصتهای بهتری برایشان فراهم می کند و برایشان تنوع کاری و مکانی ایجاد می کند .
مدیران ، خواسته یا ناخواسته پدرخوانده سیستمی سازمان و یا شرکتی هستند که مامور به خدمت در آن هستند ، و تفاوتی در تعداد نیرو ندارد .
این یعنی یک مدیر باید مانند یک مدافع و نگهبان و در عین حال ناظر فعالیت نماید ، اگر قرار است که سازمان سودآور باشد.
یک مدیر باید به نیروی کار توجه نماید، عدم توجه،نادیده گرفتن مسایل ،دغدغه ها و مشکلات نیروی کار و حتی عدم تنبیه و تشویق ایشان ، موجب ایجاد سیستمهای مدیریتی کوچکتر در داخل سازمان می شود که این سیستمهای مدیریتی کوچک گاه آنقدر ریشه دار می شوند که مدیران مجموعه را کلافه می کنند و گاه این سیستم باید جراحی شود . و الا پویا نخواهد شد .
در هر صورت مدلهایی مدیریتی در ایران باید به سمت و سویی برود که مدلهای به روزتری را تجربه کند و این تغییر و تحول سیستم مدیریتی ایجاد نمی شود مگر اینکه اساتید و کارشناسان در کارگروهها و گردهماییهای مدیریتی با برنامه ریزی و تفهیم سیستمهای عملی ( در کنار آموزشهای علمی ) مدیریت بهره وری نیروی انسانی در ایران را متحول کنند .
تا شاهد ایجاد انگیزه در کارگران و کارمندان میهن عزیزمان جهت تلاش برای ساخت ایرانی آباد باشیم .

دسته‌ها
فرهنگی اجتماعی دیگر خبرها مصاحبه ها اختصاصی آخرین خبر اخبارپایگاه اخبار ویژه اخبار

یادآوری اهمیت برگزاری نمایشگاه‌ها به متخصصین و عموم مردم

به گزارش اختصاصی بقاع نیوز، به مناسبت فرا رسیدن روز جهانی نمایشگاه گفتگویی داریم با دکتر حجت بقایی مشاور تحقیق و توسعه که سالها به عناوین مختلف در برگزاری نمایشگاههای محلی ، ملی و بین المللی همکاری و همراهی داشته اند .
خبرنگار ، جناب بقایی در آغاز گفتگو مختصری خودتان را معرفی نمایید :
حجت بقایی هستم و به عنوان تکنسین تحقیق و توسعه در خدمت دوستان و اساتید فعال در صنایع مختلف هستم .
حرفه اصلی من پژوهشگری است که بسته به نیاز خبرنگاری و مستندسازی هم انجام می دهم . از حدود 1374 در برگزاری نمایشگاهها و جشنواره های مختلف همکاری داشته و دارم ، از مسابقات جهانی فوتبال و سایر ورزشها گرفته تا جشنواره های فیلم و عکس و برگزاری نمایشگاههای نیروی انتظامی تا برگزاری نمایشگاههای صنایع خصوصا نمایشگاههای صنایع غذایی
خبرنگار ، و اما تعریف شما در مورد نمایشگاه ؟
بقایی ، در آغاز مطلب اگر اجازه دهید کلیاتی را در مورد نمایشگاهها خصوصا نمایشگاههای بین المللی خدمت مخاطبین شما عرض نماییم :
قبل از تعریف نمایشگاه بهتر است اول کمی در مورد تاریخچه نمایشگاه بگوییم : فکر می کنم برگزاری اولین نمایشگاهها از 3500 سال پیش شروع شد و فینیقیها اولین نمایشگاه ها را برگزار کردند. اما نمایشگاه به طوریکه در ذهن ما است ، از قرن نوزدهم متداول شد.
نمایشگاهها در ایران از قرنها پیش شروع شدند و بازارها نقش فوق العاده ای در شکل گیری نمایشگاهها داشتند و در اغلب بنادر و راههای مواصلاتی و همچنین در برخی کاروانسراها برای استفاده تجار و معرفی محصولات نمایشگاهها برپا می شد ، و من فکر می کنم مهمترین رویدادی که نمایشگاههای ایرانی را جهانی کرد جاده ابریشم بود .
بازار اصفهان در دوره صفویان ( که مانند نمایشگاهی بزرگ و فصلی عمل می کرد )
بازارهای روز که در اغلب شهرها و حتی روستاهای ایران برگزار شده و می شود نمونه بارز تاریخ نمایشگاههای صنایع در ایران است .
و از سال 1343 وقتی شرکت سهامی نمایشگاههای بین المللی تاسیس شد برگزاری نمایشگاهها در ایران شکل نوین به خود گرفت .
واما در تعریف کلی نمایشگاه من فکر می کنم : نمایشگاه را می‌توان یک رویداد و گردهمایی سازمان یافته به شمار آورد که در آن سازمان ها و بازدید کنندگان با یکدیگر آشنا می‌شوند و شرکت های مختلف به رقابت می‌پردازند. در تعریف ساده نیز می‌توان گفت نمایشگاه یک محل برای تبلیغات زنده کسب و کار در زمینه های مختلفی ازمثل : خدمات ، تولیدات ، محصولات ، فرهنگ ، تاریخ ، تکنولوژی ، طبیعت ، اطلاعات علمی ، گردشگری و شاخه های بسیار دیگر است،
خبرنگار ، اهداف اصلی از برگزاری نمایشگاهها چیست ؟
بقایی ، همانطور که می دانید برگزاری نمایشگاهها می تواندنقش به سزایی در معرفی محصولات و ارتباط تولید کنندگان و ارائه کنندگان خدمات با مشتریان داشته باشند ، و در نتیجه موجب اعتماد مشتریان ، بهبود بازاریابی و بالا رفتن میزان فروش خواهد شد .اهداف کلی که معمولا در برگزاری اغلب نمایشگاهها دنبال می شود عبارتند از :
اولا معرفی محصولات ازقبیل کالا و خدمات به مشتریان
دوما آشنایی با بازار رقبا و پیشرفت آنان و آماده شدن برای رقابتی دوستانه
سوما سنجش کیفیت محصولات با مطالعه رفتار مشتریان و دیدن محصولات و بازار رقبا
چهارما آشنایی با سایر تولید کنندگان و خدمات دهندگان که موجب فراهم کردن شرایط برای یافتن بازار محصولات اولیه برای ما تولیدکنندگان می شود
و اهداف بسیاری که برگزارکنندگان و شرکت کنندگان برای خود دارند .
خبرنگار ، اهمیت برگزاری نمایشگاههای بین المللی را در چه می بینید ؟
بقایی ، نمایشگاههای بین المللی خصوصا در بخش صنایع به عنوان یک رسانه ، پکیج ، مجموعه تاثیرگذار برای شرکت ها متخصصان و کارشناسان صنعت محسوب می شود، چرا که از طریق شرکت در برنامه های نمایشگاهی می‌توانند نسبت به اشتراک گذاری فناوری های جدید و اطلاعات، اقدام کرده و برای ایجاد روابط تجاری طولانی مدت با سایر فعالان در بازارهای جهانی تلاش نمایند.
از طریق نمایشگاههای بین المللی صنایع امکان بازاریابی محصول در سطح بین المللی، فروش مستقیم کالا و خدمات یا محصولات، تبلیغات در سطح وسیع و همچنین فروش غیر حضوری، خصوصاً برای مشتریان و بازارهای مصرف کننده امکان پذیر خواهد بود.
اگر بخواهیم اهمیت برگزاری نمایشگاههای بین المللی صنایع را در یک جمله بیان کنیم به این صورت می باشد: “در راستای بازارهای جدید و نوظهور صنایع ، نمایشگاههای بین المللی  یک عامل محرک اصلی برای توسعه صنعتی و تجاری، محسوب می شود.“
خبرنگار ، نقش نمایشگاهها در توسعه کسب و کارها و فروش محصولات را چگونه ارزیابی می کنید؟
بقایی ، در حال حاضر یکی از مهمترین مشکلاتی که بسیاری از شرکت ها و فعالان حوزه های مختلف صنعت با آن مواجه هستند این است که فاصله میان تولیدکنندگان و مصرف کنندگان به طرز چشمگیر و نگران‌کننده ای افزایش یافته است. این دو گروه، ارتباطات محدودتری با یکدیگر دارند؛ همین عامل موجب افزایش بی رویه قیمت محصولات و خدمات شده است. نتیجه این کار، جز نارضایتی مشتریان، کاهش فروش و رکود تولید، نخواهد بود!!
نمایشگاههای بین المللی با تأمین یک فضای گسترده ، حرفه ای ، بی واسطه و کاملاً دوستانه، زمینه را به گونه ای فراهم می کند که تولیدکننده و مصرف کننده را در شرایط بازار امروزی در یک مکان منظم و برنامه‌ریزی شده با یکدیگر مرتبط سازد. به طور قطع، ارتباط بدون واسطه میان مصرف کننده یا مشتری با تولید کنندگان کالا و خدمات ، بسیاری از هزینه ها را کاهش داده، رضایتمندی مشتری را افزایش می‌دهد و در نهایت، به نفع تولیدکننده و مشتری خواهد بود.
خبرنگار ، و اما در مورد روز جهانی نمایشگاهها بگویید :
بقایی : من در کمال غرور و افتخار عرض می کنم که این روز بین المللی یک روز کاملا ایرانیزه است ، هفتم ژوِئن، امسال روز 25 خرداد خواهد بود . روز جهانی صنعت نمایشگاهی امسال با شعار، نمایشگاه بی بدیل و غیر قابل جایگزین برگزار خواهد شد. در این راستا مجمع جهانی صنعت نمایشگاهی، از فعالان صنعت نمایشگاهی سراسر جهان خواست تا با بزرگداشت این روز صنعت و نمایشگاه‌ها را به عنوان سکوهای تجاری معرفی کنند. همچنین مجمع جهانی از برگزارکنندگان می‌خواهد، تا در این روز به اهمیت شبکه ارتباط های ایجاده شده در نمایشگاه ها اشاره شود و جایگاه ویژه نمایشگاه در رشد اقتصاد جهانی بر همگان روشن شود.
حرف پایانی
نمایشگاه تأثیر بسزایی در شناساندن محصول به بازدید کننده دارد برخی از شرکت کنندگان در نمایشگاهها مدیران ارشد و مدیران اجرایی بوده و درصد قابل توجهی از شرکت کنندگان نیز دارای قدرت خرید هستند هدف از برگزاری نمایشگاه معرفی و در معرض دید قرار دادن محصول , خدمات و برند مربوطه بوده که در نتیجه موجب فروش بیشتر و سوددهی بهتر شود از دیگر ضروریت های برپایی نمایشگاه ها می توان به ارائه خدمات بهتر به مشتری در غالب غرفه سازی ؛ ایجاد رقابت سالم بین واحد های تولیدی و صنعتی ؛ آزمایش واکنش بازار در رابطه با کالایی جدید ؛ شرح دادن ویژگی صنعتی و اقتصادی کشور ها برای افراد بازدید کننده ؛ کسب نمودن اطلاع و آگاهی ایده و پیشنهاد از مشتری در رابطه با محصولات جدید شرکت ؛ گسترش دادن مبادلات خارجی و بستن قرار داد بازرگانی جدید و در نتیجه گسترش بازارهای صادراتی و فروش داخلی ؛ دسترسی پیدا نمودن به تحقیقات علمی و تکتولوژی روز دنیا برای صاحبان صنایع و برنامه ریزان ؛ آشنایی بازدید کنندگان با کالا و تکنولوژی خارجی و انتخاب برترین آنها از جمله اهمیت و ضروریت برگزاری نمایشگاه ها می باشد .

دسته‌ها
اخبار ویژه اجتماعی مناسبت ها مصاحبه ها اختصاصی اخبار

علت چرایی هجرت امامزادگان به ایران

علت چرایی هجرت امامزادگان به ایران

به گزارش پایگاه بقاع خبر: حجت الاسلام و المسلمین سید محمد رضا علم الهدی استاد سطح عالی حوزه علمیه قم و عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم به مناسبت پنجم ذی القعده روز تجلیل از امامزادگان و بقاع متبرکه در گفتگوی اختصاصی با خبرنگار بقاع خبر با تبریک دهه کرامت گفت: در ایام نورانی ماه ذی القعده و دهه کرامت هستیم که این ماه از آغاز تا پایان آن مخصوص امام هشتم آقا علی بن موس الرضا(ع) است.  اولین روز این ماه، میلاد خواهر بزرگوارشان حضرت معصومه (س) است و در یازدهم این ماه میلاد مسعود امام هشتم(ع) و در بیست و سوم این ماه، روز زیارتی مخصوص امام هشتم(ع) است.

توصیه امام رضا(ع) به تکریم و احترام امامزادگان و سادات

این استاد سطح عالی حوزه علمیه قم در پاسخ به اینکه علت اهمیت تکریم و بزرگداشت امامزادگان چیست، گفت: با توجه به اینکه در ایام ولادت امام هشتم(ع) قرار داریم، پاسخ را با روایتی از امام هشتم(ع) بیان می کنم؛ امام هشتم(ع) در این روایت که شیخ صدوق آن را در جلد دوم کتاب عیون الاخبار الرضا(ع) نقل نموده که حضرت نسبت به اکرام ذریه فاطمه زهرا(س) و امامزادگان توصیه ای بیان نموده اند.

حجت الاسلام و المسلمین علم الهدی بیان کرد: در این روایت امام رضا(ع) فرمودند: «اَلنَّظَرُ إِلَى ذُرِّیَّتِنَا عِبَادَهٌ قُلْتُ اَلنَّظَرُ إِلَى اَلْأَئِمَّهِ مِنْکُمْ أَوِ اَلنَّظَرُ إِلَى ذُرِّیَّهِ اَلنَّبِیِّ صَلَّى اَللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ فَقَالَ بَلِ اَلنَّظَرُ إِلَى جَمِیعِ ذُرِّیَّهِ اَلنَّبِیِّ صَلَّى اَللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ عِبَادَهٌ مَا لَمْ یُفَارِقُوا مِنْهَاجَهُ وَ لَمْ یَتَلَوَّثُوا بِالْمَعَاصِی»؛ امام فرمودند نگاه کردن به ذریه و فرزندان ما عبادت است. بعد به محضر امام عرض شد که آیا فقط نظر به ۱۲ امام معصوم(ع) عبادت است یا نظر به همه ذریه آن‌ها عبادت است؟ که حضرت فرمودند: بله همه فرزندان پیامبر(ص) است وهر سیدی هر کجا باشد و فرزند واقعی حضرت باشد، نگاه کردن به او عبادت است، اما تا زمانی که از مسیر اجداد طاهرینشان جدا نشده و آلوده به معاصی نشده باشند. ذریه هم به معنای نسل رسول خدا(ص) از فاطمه زهرا(س) را ذریه گویند.

وی افزود: بنابراین از این حدیث مردم استفاده نموده و ضمن تکریم امامزادگان و سادات حقیقی، به زیارتگاه‌ها و اماکن مقدس ذریه حضرت زهرا(س) نیز مشرف شوند، هر چند رجوع و تشرف مردم به این اماکن زیارتی از قدیم وجود داشته و روز به روز هم در حال افزایش است.

چرایی علت وجود امامزادگان زیاد در ایران

حجت الاسلام و المسلمین علم الهدی در پاسخ به اینکه علت زیاد بودن امامزادگان در ایران چیست،گفت: ابتدا باید تاریخچه ای از علت آمدن امامزادگان به ایران بیان شود. بعد از شهادت حضرت اباعبدالله الحسین(ع) و فشار‌های سنگینی بر فرزندان امیرالمؤمنین(ع) و خاندان امامت وارد شد و حکومت‌های آن روز به مرور زمان حلقه را برای زندگانی فرزندان فاطمه(س) تنگ کردند. تا آنجا که وقتی بنی عباس به حکومت رسیدند، علویون حق داشتند که قیام کنند و خون به ناحق ریخته شده اباعبدالله(ع) را مطالبه کنند و در آن زمان شعاری به نام: « یا لثارات الحسین (ع) » بود.

سوء استفاده بنی عباس از شعار یا لثارات الحسین(ع) برای رسیدن به حکومت

این استاد سطح عالی حوزه علمیه افزود: حکومت بنی عباس از این شعار سوء استفاده کردند و خود را خانواده امام حسین(ع) و خونخواه حضرت معرفی کردند و عمامه سیاه بر سر بستند و با فرزندان حسن بن علی(ع) که سادات حسنی بودند، به ظاهر دست وحدت دادند تا به حکومت رسیدند. اما پس از به حکومت رسیدن، فرزندان امام حسن(ع) مدت خیلی کوتاه به قدرت رسیدند اما به سرعت بنی عباس آن‌ها را عزل نمود و باب خصومت بین این دو طایفه شدت یافت.

کشتار علویون در دوران حکومت عباسی و مخفی شدن آنها

حجت الاسلام والمسلمین علم الهدی با اشاره به کشتار سادات و علویون در دوران عباسی و هارون الرشید اظهار کرد: مهدی عباسی و هادی عباسی هر کسی را که در مقابل آنها قد علم می‌کرد می‌کشتند و منصور دوانقی سادات بنی فاطمه را در کاخ‌هایی که در بغداد بنا می‌کرد، در میان جداره دیوارها زنده دفن می‌کرد و در زندان‌هایشان سقف را بر سر فرزندان فاطمه(س) خراب می‌کردند.

این مولف و محقق حوزوی افزود: نوبت به هارون الرشید که رسید هارون یک خون ریز سفاک به نام جلودی را بر مدینه مسلط کرد که مانند حجاج بن یوسف بود. جلودی خون فرزندان فاطمه(س) را چنان ریخت که یک مرد در مدینه باقی نماند و دشمنی با آل رسول(ص) و فرزندان فاطمه(س) به قدری آسان و فراوان بود که در زمان هارون الرشید هیچ سیدی در هیچ خانه‌ای آشکار نبود و مخفی زندگی می کردند.

دعوت مردم ایران از علویون جهت مهاجرت به ایران

این استاد سطح عالی حوزه علمیه افزود: مردم با معرفت و با تمدن و با فرهنگ ایران آن روزگار هم پیغمبر(ص) و هم امیرالمؤمنین(ع) را دوست می‌داشتند ولی حکومت‌ها دست خلفا بود اما مردم از خلفا بیزار بودند و عکس العمل این نکبت و بیزاری آن بود که مردم ایران فرزندان آل رسول (ص) را به ایران دعوت کردند که آن‌ها از بغداد و مدینه بگریزند و به ری بیایند.

وی ادامه داد: در این دوران تعداد زیادی از امامزادگان به ایران آمدند و در امنیت مردم ایران بودند. از سرزمین ری تا قزوین و از قزوین تا رشت منطقه‌ی جنگلی پر آب و با صفایی بود که قسمت جنوب آن طالقان و شمال آن دریای قزوین که امروز به نام دریای خزر مشهور است، بود. تمام شمال ایران جنگلی خوش آب و هوا با مردمی مهربان بود که قسمتی از این منطقه شمال ایران در دست قبایل شیعی مثل طبرانی‌ها بود که مردم بسیار با محبت بودند که شیعیان آل رسول(ص) و فرزندان فاطمه(س) را حمایت می‌کردند و علی رغم اینکه حکومت در پی جستجوی سادات و علویون بود اما جنگل پناهگاه بزرگی بود و ری هم نقطه بسیار بزرگ و متمدن و خوش آب و هوا با مردم مهربان بود.

نقشه مأمون جهت کشتار بقیه سادات با طرح ولیعهدی امام رضا(ع)

حجت الاسلام والمسلمین علم الهدی بیان کرد: با خونریزی وسیع هارون سادات در ری و قزوین و بعضی هم در خطه‌های دیگر مثل استان فارس و قم مخفی بودند بعد از هارون، مأمون برای اینکه بقیه امامزادگان را به قتل برساند طرح ولیعهدی امام رضا (ع) را مطرح نمود و این طرح سبب شد که به ولاد نامه بنویسد که همه امامزادگانی که تا کنون در پناهگاه‌ها هستند همه در امان هستند.

وی تصریح کرد: در ادامه مأمون سریع سکه به نام علی بن موسی الرضا(ع) زد و امان نامه را به مردم نشان داد و ادعا کرد که ما حامیان اهل بیت(ع) هستیم و امامزادگان عزیز به عشق زیارت علی بن موسی الرضا(ع) از پناهگاه‌ها بیرون آمدند و گروه گروه به سمت خراسان حرکت کردند.

کشتار امامزادگان در ایران به دستور مأمون

این استاد برجسته حوزوی افزود: دستگاه خلافت عباسی دستور کشتار این سادات پاک و امامزادگان و عموزادگان امام هشتم(ع) را صادر نمود . تا جایی که تنها ۶۰۰ نفر در استان فارس به دام حکومت افتادند و شهید شدند و ۶۰۰ نفر هم در قم به کمند دشمنان افتادند و به شهادت رسیدند و بقیه امامزادگان هم از قزوین تا گیلان و از گیلان تا مازندران و جرجان آن روز هر کجا از پناهگاه‌ها به طرف خراسان حرکت کردند، همه کشته شدند.

وی ادامه داد: نسل‌های آن‌ها هم به ترتیب در همین منطقه‌ها ماندند و همین سبب شد که بیشتر از ۱۵ هزار بقاع متبرکه در ایران داریم که همه هم سند دارند. همه این امامزادگان هم بلا واسطه و هم با واسطه فرزند امام و از ذریه فاطمه زهرا(س) هستند و مظلومانه کشته شدند و مردم قبور آن‌ها را حرم قرار دادند و بقاع متبرکه بر آن‌ها بنا نهادند.

بقاع متبرکه و امامزادگان محل استشفای بیماران/ متولیان نذورات را صرف زوار همان امامزاده کنند

عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم با اشاره به اینکه قبور امامزادگان محل استشفای بیماران است، اظهار کرد: به طور مسلم تمام زیارتگاه‌های معتبره و امامزادگان محل استشفا است و باید مسئولین امر در اهتمام به این مکان‌های مقدس چه از نظر عقیده و چه از نظر فرهنگ و آسایش زائرین همت خود را بگمارند و مبالغی که به این امامزادگان اهدا می‌شود صرف آسایش زوار همان امامزاده شود.

وی خاطر نشان کرد: مناسب است هیئت‌های نظارت و امناء امامزادگان پول‌ها و نذورات آن امامزادگان را خرج آسایش، نظافت، تغذیه و اسکان زوار همان امامزاده کنند تا سبب شود که زوار بیشتری با هزینه کمتری به آنجا رجوع کنند.

حرم امامزادگان قطب فرهنگی نه تفرجگاه افراد لابالی

حجت الاسلام و المسلمین علم الهدی در پایان با تذکر اینکه اماکن زیارتی ذریه حضرت زهرا(س) نباید محل تفرجگاه افراد لابالی شود، گفت: نکته دیگر اینکه حرم امامزادگان نباید محل تفرجگاه و بازی و اشتغال شیاطین شود. نکته مهمی که رهبر معظم انقلاب فرمودند که امامزادگان قطب فرهنگی شوند، منظور آن نیست که اطراف آن پارک و تفرجگاه‌های غیر دینی برای افراد لابالی شود بلکه باید حریم و حرمت امامزادگان حفظ شود و در کنار این حفظ حریم و حرمت امامزادگان، این مکان‌های مقدس، مرکزی برای مطالعه علوم اسلامی و عقاید و قرآن و برگزاری مراسمات دینی و مذهبی در ایام خاص شود نه اینکه این اماکن زیارتی تبدیل به تفرجگاه و مکان گردشگری غیر دینی شود.

وی ادامه داد: برای نمونه عرض میکنم در بعضی از این اماکن زیارتی در کنار امامزادگان قبوری وجود دارد که می‌تواند آثار باستانی هم باشد و فضای مقدس حیاط امامزاده مبدل شده به نقطه‌ای که اداره ارشاد آنجا را گردشگری معرفی می‌کند و از مردم وجه اخذ می‌کند که این خلاف اخلاق اسلامی است. مثل امامزاده عظیم الشان سید محمد  و امامزاده عبدالله در نیشابور که دارای حیاط و صحنی مجلل است که چون قبر خیام بیرون حرم و در قبرستان مسلمانان بوده دیوارش را برداشته و قبر خیام را در حیاط امامزاده قرار داده‌اند و از مردم هم برای رفتن سر قبر خیام وجه دریافت می‌کنند و برخی افراد لابالی که حتی به زیارت امامزاده هم نمی آیند در این مکان تردد می کنند.

منبع: اختصاصی بقاع خبر