آخرین روز اردیبهشت؛ کمترین تحریری از یک زندگانی آب، نان، آواز
- شناسه خبر: 34885
- تاریخ و زمان ارسال: 31 اردیبهشت 1401 ساعت 03:35
- نویسنده: تحریریه بقاع خبر

قلم به دست گرفتیم و از هر چه خشونت و بی فرهنگی بود هراسیدیم، قلم به دست گرفتیم و مغزش را از فکرمان جوهر کردیم، فریاد زدیم آی چوب به دست، چوبت را زمین بگذار و خشمت را، کتاب برگیر و سخن بگوی. خشمت را از نای گلو و زور بازو فرو خور و بیان برگیر… دل خوش کردیم که اگر هر خشم را و اگر هر داد را به گفتمانی معقول بدل کنیم، از این همه عقب ماندگی و جهل پا فراتر خواهیم نهاد و به آرامی گذر به انسانیت و انسان محوری می کنیم. اما چه شد؟! وقتی نان مانده در سفره را نیز تاب دیدن نیاوردند، وقتی خشم فروخفته را بردگی پنداشتند و وقتی که دزدیدند حق این خشم فروخفته را، چه کسی تاب دعوت به گفتمان دارد؟ چگونه می توان از محتاجان نان، خواست که فکر کنند یا اندک تاملی؟! دلمان به رسیدن فکر خوش است و دیو پایه های زیستن را قلع و قمع می کند… اما این نقش سیاه اهریمن را در بودن هر چه امید و هر چه زندگی نباید ندید و باز هم در پس خنده های ددمنشانه اش نباید اسیر دام متعفن ناامیدی شد!
“کمترین تحریری از یک آرزو این است
آدمی را آب و نانی باید و آنگاه آوازی
آنچنان بر ما به نان و آب اینجا تنگسالی گشت
که کسی به فکر آوازی نباشد
اگر آوازی نباشد شوق پروازی نخواهد بود
وز فزونتر باز هم خواهی بگویم باز…”
شفیعی کدکنی








