کدخبر : 32365 |

زندگی پر بار فخرالمحققین محمد حلی


فخرالمحـققین, فخر الدین و فخر الاسلام, هر سه لقب فرزند دانشمند وبرومند علامه حلی مـی باشد نام شریفش محمد است او نیز مانند پدر نابغه ای ازنوابغ ارزنده شیعه است و در تمام کتب فقهی و علمی مورد توجه خاص دانشمندان بزرگ و مجتهدین طراز اول ما قرار گرفته است.

به گزارش بقاع خبر: محمد بن حسن بن يوسف معروف به فخرالمحققين فرزند علامه‏ي حلي، ملقب به فخر الاسلام، فخرالدين و رأس المدقّقين از اعاظم و بزرگان شيعه و داراي جلالت علمي بسياري بود. وي در نوجواني به اجتهاد دست يافت. فخر المحققين مورد تاييد و توجه خاص پدر بزرگوار خود علامه‏ ي حلي بود تا آن جا كه علامه، اتمام مصنفات خود را پس از مرگ به فخر سپرد. ايضاحُ الفَوائد، تَحصيل النّجاة و مَنبَع الاسرار از جمله آثار اوست.

فخرالمحققین, در 682 متولد و در سال 771 درگذشته است علامه حلی در مـقـدمه تذکره الفقها, و در مقدمه کتاب قواعد از فرزندش به تجلیل یاد کرده است و در آخر قـواعد آرزو کرده است که پسر بعد از پدر کارهای ناتمام او را تمام کندفخرالمحققین کتابی دارد به نام ایضاح الفوائد فی شرح مشکلات القواعد آرا او درکتب فقهیه مورد توجه است. (۱)

فخرالمحـققین, فخر الدین و فخر الاسلام, هر سه لقب فرزند دانشمند وبرومند علامه حلی مـی باشد نام شریفش محمد است او نیز مانند پدر نابغه ای ازنوابغ ارزنده شیعه است و در تمام کتب فقهی و علمی مورد توجه خاص دانشمندان بزرگ و مجتهدین طراز اول ما قرار گرفته است.
فـقیه عظیم الشان, شهید اول, که سرآمد شاگردان اوست, در اجازه ای که درزمان حیات وی به شاگردش, شمس الدین بن نجده داده است, از او این گونه یادمی کند: شـیخ امام سلطان العلما و منتهی الفضلا و النبلا, خاتم المجتهدین, فخرالمله و الدین, ابوطالب محمد فرزند شیخ امام سعید جمال الدین بن مطهر که خداوندعمر گرانبهای او را دراز گرداند و از پیشامدهای سؤ زمانه نگه دارد.
فخر المحققین در شب بیستم جمادی الاول سال 682 هجری در شهر حله موطن خویش دیده به دنـیـا گشود علوم مقدماتی و متداول عصر و سپس علوم عالیه معقول ، یعنی فلسفه و کلام و منطق و فقه و اصول و حدیث و غیره را نزد پدرعلامه اش فراگرفت و پـیـش از آنـکـه بـه حـد بلوغ برسد, در انواع آنها ورزیده شد.

استعداد و نبوغ وی

قاضی نوراللّه شوشتری در کتاب مجالس المؤمنین می نویسد:فخرالمحققین محمد در علوم عقلی و نـقـلـی مـحـققی و علو فهم وفطرت بی نظیر بود . یکی از دانـشمندان شافعی نقل می کند که وقتی باپدرش به نزد سلطان محمد خدابنده به سلطانیه قزوین آمـد, دانـشـمـنـدی جـوان,عـالی مقام, مستعد, نیکخوی و پسندیده خصال بود آنگاه می گوید:وی در خدمت پدر بزرگوارش تربیت یافته و در سن ده سالگی نور اجتهاد ازناصیه حال او تافته, چنانکه خود نیز در شرح خطبه کتاب قواعد به آن اشاره فرموده و گفته است چون از تحصیل عـلوم معقول در محضر پدرم علامه فراغت یافتم وبسیاری از کتب علمی علمای شیعه را نزد وی خواندم, از او مسالت نمودم کتابی در فقه تصنیف کند که جامع اسرار آن علم باشد.
سپس به نقل از قاضی نوراللّه برای اثبات اینکه فخرالمحققین هنگام تصنیف کتاب قواعد پدر, مـجـتـهـد بـوده و کـمتر از ده سال داشته است, می نویسد: از ملاحظه تاریخ ولادت او, و تاریخ تـصـنیف کتاب ظاهر می شود که سن او در آن موقع کمتر از ده سال بوده و تعجب شهید ثانی در ایـن بـاب چنانکه در حاشیه قواعد اظهار فرموده,وجهی ندارد بلکه تعجب او عجب است, زیرا که خـود (یـعـنـی شهید ثانی) در شرح درایه اصول حدیث, حال جمعی کثیری را که خدای تعالی در کمتر از آن عمر توفیق کمال داده, ذکر نموده است از جمله آن که روایت کرده از شیخ تقی الدین حسن بن داود که می گفته سید غیاث الدین, عبدالکریم بن طاوس که دوست و مصاحب اوبوده, بـه کـتـاب خـواندن مشغول شد و در چهار سالگی از معلم مستغنی گردید و ازابراهیم بن سعید جـوهـری روایت نموده است که گفت کودکی چهار ساله دیدم که نزدمامون عباسی آوردند و او قرآن را خوانده بود و نظر در رای و اجتهاد کرده بود این قدر بود که هر گاه گرسنه می شد, مانند طـفـلان می گریست و مؤید این داستان, زندگی شیخ ابوعلی سینا است, بر وجهی که در تواریخ مسطور است.
مـؤلـف روضات الجنات, بر قاضی نوراللّه خرده گرفته است و گفته: تاریخ ‌تالیف قواعد بر من روشن نیست تا حکم کنم که فخرالمحققین در آن موقع چند ساله بوده, ولی تعجب شهید ثانی در واقـع و ایـنکه قاضی گفته است به قول حسن بن داود,غیاث الدین بن طاوس در چهار سالگی از مـعلم بی نیاز شد, مقصود این نیست که وی در آن سن کلا از تحصیل بی نیاز گردید, بلکه منظور از معلم, معلم خط بوده است.

تحقیق و بررسی در این مورد

دانشمند گرامی, جناب آقای دوانی گوید: بـا کـمـال تـاسـف بـاید گفت دانشمندان عالی مقام نامبرده, یعنی قاضی نوراللّه ومؤلف کتاب روضـات و فاضل هندی, هر سه موفق به حل موضوع نشده اند و حتی گفته ابهام آمیز و نظریات شگفت انگیز آنان نیز بدون تحقیق و بررسی مورد استفاده واستناد دیگران واقع شده و در کتابهای خود بازگو نموده اند.
مـثـلا مـؤلـف روضـات, فقط استدلال قاضی نوراللّه را مورد ایراد قرار داده و ازتعجب شهید ثانی جـانـبـداری نـمـوده, بدون اینکه قضیه را حل کند و اثبات نماید که هنگام تالیف کتاب قواعد که فخرالمحققین می گوید من از تحصیل تمام علوم متداول فراغت یافتم, چند سال داشته است؟
فاضل هندی نیز استدلال می کند که چون علامه تالیفات خود را در کتاب خلاصه که به سال 692 تـالـیـف نـمـوده آورده اسـت و قـواعـد مورد بحث نیز یکی از آنهابوده است پس می توان گفت فـخـرالـمـحـققین به گفته قاضی نوراللّه در آن موقع ده سال یا کمتر داشته است در صورتی که امـکـان دارد علامه کتاب قواعد را سالها بعد از تالیف خلاصه نوشته باشد (چنانکه همین طور نیز هست) و به طوریکه معمول مؤلفین است, بعد فهرست تالیفات خود را در خلاصه آورده باشد.
در نـامه دانشوران, ضمن شرح حال غیاث عبدالکریم بن طاوس, پس از نقل عبارت حسن بن داود دربـاره نبوغ و هوش سرشاری مانند قاضی نوراللّه, چند نفر راکه در خردسالی به مقام عالی علمی نائل گشته اند نام می برد از جمله علامه حلی را نام برده و می گوید: دیـگـر فرزند آن بزرگوار که فخرالمحققین لقب دارد, چنانکه قاضی نوراللّه شوشتری آورده, از آن پـیش که سن شریفش از ده سال متجاوز گردد, به درجه استنباطاحکام و استخراج فروع فایز گـشـت و بـا اینکه گفته ابن داود را درباره ابن طاوس بدین گونه نقل می کند در چهار سالگی مـعلمی به تربیت وی گماشتند, در مدت چهل روز ازتعلم خط بی نیاز گشت چون سن شریفش به یازده رسید, در اندک زمانی کلام اللّه مجید را حافظ گردید. مـع الـوصـف مـؤلفین نامه دانشوران متوجه اشتباهی که در اینجا برای قاضی نوراللّه و فاضل هندی روی داده, نشده و گفتار هر دو را بدون توضیح نقل کرد

منابع : 

۱- آشنایی با علوم اسلامی, ص 300, چاپ دفتر تبلیغات قم .

۲-eem2018.ir

۳- راسخون

۴- کتاب بدیا

مربوطه به : فرهنگیاجتماعیمعارفدین و اندیشهعلماعرفااخبارآخرین خبراخبارپایگاهاخبار

کلمات کلیدی:

کانال تلگرام بقاع نیوز امامزادگان

RSS

دیدگاه شما :