کدخبر : 32064 |

رحلت عالم كبير آيت ‏اللَّه سيدصدرالدين صدر(1373 ق)


آیت‌الله العظمی سید صدرالدین ابن سید اسماعیل ابن سید صدرالدین (ح 1299 -1373ق): فقیه، اصولی، محدث، رجالی، رئیس حوزه علمیه قم پس از آیت‌الله العظمی حاج‌شیخ عبدالکریم حائری یزدی و از مراجع بزرگ شیعه طی دهه‌های بیست و سی شمسی بود. نامش محمد علی، کنیه اش ابوالرضا و لقبش صدرالدین بود. با این حال به نام لقبش شهرت یافت، تا جایی‌که چون پدر بزرگ نام اصلی‌اش متروک ماند و خود نیز همه جا خویش را «صدرالدین» خواند. او سرسلسله خاندان شریف و پر آوازه صدر در شهر مقدس قم است.

به گزارش بقاع خبر : در سال ۱۳۷۳ هجری قمری مرجع بزرگوار تقليد و عالم كبير آيت ‏اللَّه سيدصدرالدين صدر ، پدر بزرگوار امام موسي صدر، رهبر شيعيان لبنان  دار فانی را وداع گفت  و  در حرم حضرت معصومه به خاک سپرده شد.

نگاهی اجمالی
آيت ‏اللَّه سيد صدرالدين صدر عاملي فرزند سيداسماعيل در سال 1299 ق در خانواده‏اي اصيل و مشهور به فضل، ادب و تقوا در كاظمين به دنيا آمد. ايشان بعد از عزيمت به كربلا، دروس سطح را در خدمت اساتيدي همچون شيخ حسن كربلايى فرا گرفت.
آيت اللَّه صدر در سال 1328 ق راهي نجف اشرف گرديد و از محضر آيات عظام: آخوند خراساني، سيد محمد كاظم يزدي و ميرزاحسين ناييني بهره‏ مند شد. در سال 1339 به ايران سفر نمود و حدود شش سال در مجاورت حرم مطهر حضرت رضا(ع) به تدريس و ارشاد پرداخت.
ايشان بعد از يك سفر به عراق دوباره به مشهد برگشته و به تدريس و اقامه‏ ي نماز در مسجد گوهرشاد پرداخت. آيت ‏اللَّه صدر با پيشنهاد آيت‏ اللَّه العظمي حاج شيخ عبدالكريم حائري يزدي مؤسس حوزه‏ ي علميه‏ي قم، به شهر قم آمده و پس از فوت حاج شيخ، به ياري آيت‏ اللَّه سيدمحمدتقي خوانساري و آيت‏ اللَّه سيدمحمد حجت كوه كمره‏اي، سرپرستي حوزه را به عهده گرفته و به حفظ و توسعه‏ ي آن پرداختند.
اصول دين، حاشيه بر كفايةُ الاصول و خُلاصةُ الفُصول از جمله تأليفات اين مرجع بزرگ ديني است.
آيت اللَّه سيد صدرالدين صدر، پدر بزرگوار امام موسي صدر، رهبر شيعيان لبنان مي‏باشد.
سرانجام اين عالم رباني در 74 سالگي بدرود حيات گفت و در مسجد بالاسرِ روضه‏ي منوره‏ي حضرت معصومه(س) در كنار آيت‏اللَّه حائري يزدي، به خاك سپرده شد . 
رحلت مرجع بزرگوار تقليد و عالم كبير آيت‏اللَّه سيدصدرالدين صدر(1373 ق)

 

تولد و تحصیل در عراق

اوایل ماه رجب سال 1299 قمری در کاظمین به دنیا آمد. مادرش بانو صفیه، دختر آیت‌الله سید هادی صدر بود. دوران کودکی و نوجوانی را کنار پدر و خانواده در سامرا، مقر مرجعیت و تدریس آیت‌الله العظمی میرزا حسن شیرازی، سپری کرد. ریاضیات، ادبیات، منطق و اغلب دروس سطح فقه و اصول را در همان سامرا نزد اساتید برادر بزرگ‌ترش، سید مهدی، فرا گرفت. از مهم‌ترین اساتید مقطع سطح وی آیات عظام میرزا حسین نائینی و شیخ حسن کربلایی را در سطح رسائل و تقریرات شیخ انصاری و آقا ضیاءالدین عراقی را در سطح مکاسب نام برده اند. از آیات عظام حاج‌شیخ عبدالکریم حائری و سید ابوالحسن اصفهانی نیز به عنوان اساتید وی نام برده شده که به نظر می‌رسد مراد مقطع سطح بوده است.

سال‌های حضورش در نجف و کربلا به درستی ثبت و ضبط نشده است. همین اندازه آشکار است که از حدود سال 1314ق تا 1331ق در مجالس درس خارج فقه و اصول بزرگ‌ترین اساطین این دو شهر زانوی تلمذ زده است. از یادداشت‌های پسر خاله اش آیت‌الله العظمی سید عبدالحسین شرف‌الدین چنین بر می‌آید که آقا سید صدرالدین قبل از ترک سامرا توسط پدر در سال 1314ق، به نجف اشرف هجرت کرده و چند سالی را در دروس خارج فقه و اصول آیات عظام آخوند خراسانی، سید محمد کاظم یزدی و همچنین آقا رضا همدانی، شیخ طه نجف و سید محمد بحرالعلوم تلمذ کرد. همچنین محتمل است که حضورش در درس سطح مکاسب آیت‌الله العظمی آقا ضیاءالدین عراقی، در اولین سال همین دوره صورت پذیرفته باشد. چه آن استاد بزرگوار مدتی قبل از درگذشت آیت‌الله العظمی میرزا حبیب‌الله رشتی در سال 1312ق، از سامرا به نجف هجرت کرد تا بتواند محضر علمی وی را درک کند. آقا سید صدرالدین طی سال‌های توقف در نجف که «کوتاه» هم نبود، در مجامع علمی آن شهر به عنوان یکی از مبرزترین فضلا شهرت و نزد اساتید خود جایگاه و حرمتی والا یافت.

وی در ادامه برای تکمیل تحصیلات خارج فقهی و اصولی خود نزد پدر بازگشت که اکنون دیگر در شهر کربلا مستقر شده بود. اگرچه سال هجرت وی به کربلا به درستی معلوم نیست؛ اما با توجه به نامه ای که در سال 1322ق برای آیت‌الله سید محمد صدر در نجف نگاشته است، به نظر می‌رسد که قبل از این تاریخ بوده باشد. آقا سید صدرالدین طی سال‌های اقامت در کربلا که آن نیز «کوتاه» نبود، شب و روز ملازم حوزه درسی پدر بود و ضمن سال‌ها استفاده شایان علمی از آن بزگوار، در همه محافل علمی به عنوان یکی از برجسته ترین فضلای مشاربالبنان شناخته شد. وی همزمان با اشتغالات حوزوی در دبیرستانی در کربلا تدریس می‌کرد و در همین راستا دو کتاب درسی با عناوین «رساله فی الحقوق» و «مختصر تاریخ الاسلام» را به تریب طی سال‌های 1329 و 1330ق نگارش و منتشر کرد.

هجرت به ایران

آقا سید صدرالدین در سال 1331ق بود که عراق را به مقصد ایران ترک کرد. اگرچه درباره انگیزه آن بزرگوار از این مهاجرت سخنی در کتاب‌ها نیامده است، اما بازماندگان وی نقل کرده اند که اولین و مهم‌ترین سبب، انسانی و خانوادگی بوده است. آقا سید صدرالدین در آخرین سال‌های حضور در عراق، یکی از دخترخاله های خود را به همسری برگزیده بود. این بانوی بزرگوار بیمار و متأسفانه فوت گردید. بچه یا بچه هایی نیز که از آن بانو به دنیا آمده بودند، همه در همان ایام نوزادی درگذشته بودند. بستگان آقا سید صدرالدین و خصوصاً خاله و مادر همسر او تقاضا کردند که وی مجددا ازدواج کند. آن بزرگوار نپذیرفت. وقتی اصرارها اوج گرفت، آقا سید صدرالدین ازدواج مجدد را مشروط به ترک شهر و دیار خود و هجرت به سرزمینی دیگر کرد.

این‌گونه بود که وی عازم ایران و مشهد مقدس شد و بنا بر دعوت علما در آن دیار مستقر گردید و ضمن تدریس، به اقامه جماعت، وعظ و ارشاد در مسجد گوهرشاد پرداخت. آیت‌الله العظمی حاج‌آقا حسین قمی نیز در همان سال بود که بنا به پیشنهاد آیت‌الله العظمی میرزا محمد تقی شیرازی عازم مشهد شد و زعامت حوزه علمیه آن دیار را بر عهده گرفت. برخی محققان سال اولین عزیمت آقا سید صدرالدین به مشهد را 1339ق خوانده اند که خطا است. چه آیت‌الله العظمی سید حسن صدر پیش از تتمیم کتاب «تکمله امل الآمال» در سال 1335ق ضمن شرح حال آقا سید صدرالدین آورده است که «وی هم‌اکنون در مشهد اقامت دارد.» آیت‌الله حاج شیخ عباس قمی نیز ضمن شرح حال آقا سید صدرالدین که در زمان حیات آیت‌الله العظمی سید اسماعیل صدر نگاشته، اقامت وی در مشهد را تصریح کرده است.

آقا سید صدرالدین پس از بالغ بر پنج سال اقامت در مشهد، در سال 1337ق و همزمان با اوج‌گیری بیماری پدر به عراق بازگشت و در کاظمین نزد آن بزرگوار مستقر شد. وی چند ماه پس از درگذشت پدر، در سال 1338 یا 1339ق مجددا راهی مشهد شد و برای یک دوره پنج‌ساله دیگر در آن شهر اقامت گزید. آقا سید صدرالدین در این مقطع فعالیت‌های سابق خود، یعنی تدریس، اقامه جماعت، وعظ و ارشاد را ادامه داد و تعداد زیادی از فضلا در حوزه درسی وی پرورش یافتند. گویا در همین مقطع بود که بی‌بی صفیه، دختر آیت‌الله العظمی حاج‌آقا حسین قمی، به همسری وی درآمد. اولین فرزند وی، سید رضا، در سال 1339ق، یعنی در همین مقطع چشم به جهان گشود.

وی در سال 1344ق به نجف بازگشت و متجاوز از دو سال تمام ملازم درس‌های خارج فقه و اصول استاد سابق و دلبند خود، آیت‌الله العظمی میرزا حسین نائینی گردید. برخی محققین از حضور وی در دروس خارج آیت‌الله العظمی سید ابوالحسن اصفهانی نیز سخن گفته اند. آقا سید صدرالدین در سال 1346ق، یعنی قریب شش سال پس از تأسیس حوزه علمیه قم توسط آیت‌الله العظمی حاج‌شیخ عبدالکریم حائری، به ایران بازگشت و به تقاضای آن مرجع بزرگ در شهر قم اقامت گزید. سید موسی سومین فرزند ذکور وی، در سال 1347ق و در همین مقطع به دنیا آمد. آقا سید صدرالدین در قم مجلس درسی برپا کرد و همزمان با آن به اقامه نماز جماعت و وعظ و ارشاد مردم در یکی از مساجد شهر قم پرداخت. آنطور که در کتاب «آینه دانشوران» آمده است، مجلس درس آقا سید صدرالدین، همسنگ مجلس درس آیت‌الله العظمی میر سید علی یثربی، از مجالس مهم درسی آن روزگار قم به حساب می‌آمد و فضلا و طلاب سخت به حضور در آن اشتیاق داشتند. وی همچنین به حضور در دروس خارج فقه و اصول آیت‌الله العظمی حائری پرداخت و سخت مورد توجه آن بزرگوار بود.

آقا سید صدرالدین پس از حدود دو سال اقامت در حوزه تازه تأسیس قم، در سال‌های 1348 یا 1349ق عازم مشهد مقدس گردید و در نتیجه دعوت و اصرار علما و مردم، مجددا در آن شهر رحل اقامت افکند. محل اقامه نماز جماعت وی مسجد گوهرشاد بود و در همانجا نیز به وعظ و ارشاد مردم پرداخت. در شرایطی که آیت‌الله العظمی حاج‌آقا حسین قمی و امثال آیات‌الله میرزا محمد آقازاده خراسانی و میرزا مهدی اصفهانی نیز در مشهد حضور داشتند، در همان محل مسجد گوهرشاد مجلس درسی تشکیل داد که از مهم‌ترین مجالس درس خارج فقه و اصول حوزه علمیه آن شهر شمرده شد و خیل علما و فضلا پای آن گرد آمدند. آیت‌الله العظمی شرف‌الدین در وصف آن مقطع آورده است که «شاید هیچ‌یک از بزرگان مشهد، در علم، تقوی، بیان و اخلاص، همسان آقا سید صدرالدین نبودند.»

برخی محققین نام آقا سید صدرالدین را در زمره شاگردان آیت‌الله میرزا مهدی اصفهانی، مؤسس مکتب تفکیک، آورده اند که به نظر می‌رسد خطا است. چه آقا سید صدرالدین هم به جهت سن و مراحل تحصیلی بر آن بزرگوار مقدم بود، هم در فقه، اصول و دیگر علوم مرتبط با آن، و هم در نوع نگاه به فلسفه و عرفان. آیت‌الله میرزا مهدی اصفهانی از بزرگان مخالف فلسفه و عرفان به شمار می‌رفت، در حالی‌که آقا سید صدرالدین از مشوقان و حامیان اساتید فلسفه و عرفان در حوزه علمیه قم، از جمله آیت‌الله علامه طباطبایی محسوب می‌شد و پسرانش سید رضا و سید موسی، از کوشاترین طلاب دروس فلسفه و عرفان آن اساتید بزرگوار.

برعهده گرفتن ریاست حوزه علمیه قم

آقا سید صدرالدین در سال 1314ش مطابق با 1354ق و در پی دعوت آیت‌الله العظمی حائری به قم بازگشت و برای همیشه در این شهر ماندگار شد. برخی محققان زمان این رویداد را بعد از واقعه مسجد گوهرشاد و تبعید آیت‌الله العظمی قمی به کربلا در سال 1314ش دانسته اند. آیت‌الله العظمی حائری که در مسیر حفظ، اداره و توسعه حوزه تازه تأسیس قم به شدت از سوی رضا شاه تحت فشار قرار گرفته بود، توسط برخی تجار مورد اعتماد، از جمله آقای سید محمد آقازاده، برای آقا سید صدرالدین پیغام فرستاده بود که در صورت امکان حتما به قم باز گردد و وی را در اداره امور حوزه یاری دهد. این پیغام در شرایطی توسط نمایندگان آن بزرگوار به سوی مشهد حمل می‌شد، که هم در خود قم بزرگانی چون آیات عظام شیخ ابوالقاسم کبیر، میرزا محمد فیض قمی، سید محمد حجت و سید محمد تقی خوانساری حضور داشتند، و هم در دیگر شهرهای ایران بزرگانی چون آیات‌ عظام سید حسین بروجردی و یثربی.

آقا سید صدرالدین امر استاد دلبندش را امتثال کرد و پس از بازگشت به قم، خیلی زود در جایگاه مشاور و معاون اول آیت‌الله العظمی حائری قرار گرفت. وی همزمان با حضور در مجلس درس استاد، خود نیز به تدریس خارج فقه و اصول پرداخت. محل برپایی جلسات درس وی ابتدا در منزل و محل اقامه نماز جماعت وی مسجد امام بود که در همانجا به وعظ و ارشاد مردم نیز می‌پرداخت. قریب یک سال از استقرار آقا سید صدرالدین در قم نگذشته بود که آیت‌الله العظمی حائری در پاییز سال 1315ش به واسطه تألمات روحی ناشی از سیاست‌های ضد دینی رضا شاه در بستر بیماری افتاد. وقتی بیماری شدت یافت، آن بزرگوار جای نماز خود را در حرم مطهر حضرت معصومه (س) به آقا سید صدرالدین سپرد و وی را وصی خویش قرار داد. آقا سید صدرالدین اما استاد را متقاعد ساخت تا مسئولیت اول را به آیت‌الله العظمی حجت سپارد و در مسئولیت دوم نیز آن بزرگوار را شریک گرداند.

این‌گونه بود که آیت‌الله العظمی سید صدرالدین صدر پس از درگذشت آیت‌الله العظمی حائری در بهمن‌ماه سال 1315ش، همراه آیات عظام سید محمد حجت و سید محمد تقی خوانساری که از همان وقت به آیات ثلاث شهرت یافتند، مسئولیت ریاست و زعامت حوزه علمیه قم را عهده دار شدند و تدریجا و در پی اصرار مردم، ردای مرجعیت را نیز به تن کردند. این حرکت آن بزرگواران مورد حمایت علما، فضلا، طلاب و مردم قرار گرفت و در این میان بسیاری در قم، تهران، مشهد، شهرهای شمالی، جنوبی و شرقی ایران و نیز عراق، به سید صدرالدین رجوع کردند. آیت‌الله العظمی حاج‌آقا حسین قمی، آقا سید صدرالدین را واجد شروط مرجعیت اعلام کرد و احتیاطات خود را به آن بزرگوار ارجاع داد. جلسات تدریس آقا سید صدرالدین پس از مدتی به سبب استقبال فضلا از منزل به مدرسه فیضیه انتقال یافت و چنان اهمیت و گسترش یافت که سالیان دراز بیش از چهار صد تن، در آن زانوی تلمذ می‌زدند. آقا سید صدرالدین در هفته ده جلسه و روزانه دو درس ارائه می‌کرد: صبح‌ها فقه و بعد از ظهرها اصول.

دوران زعامت آیات ثلاث بر حوزه علمیه قم متجاوز از هشت سال به طول انجامید که آن را به تحقیق می‌توان از سخت‌ترین ادوار زعامت بر آن حوزه مقدس نامید. فشارهای امنیتی رضاخان بر حوزه، روحانیت، دین و مذهب نه تنها ادامه، بلکه گسترش یافت. آغاز جنگ جهانی دوم، اشغال بسیاری از شهرهای ایران و از جمله قم توسط قوای متفقین و متعاقب آن بروز تنگناهای شدید اقتصادی و نهایتاً حتی قحطی نان و ارزاق در سطح عموم، عرصه را بیش از پیش برای علما و طلاب تنگ کرده بود. در همین حال، مرجعیت مطلق آیت‌الله العظمی سید ابوالحسن اصفهانی بر عالم تشیع و زعامت آن بزرگوار بر حوزه هزار ساله نجف نیز عامل دیگری بود که حوزه علمیه قم را در مرتبه دوم اهمیت قرار داده بود. چه آیت‌الله العظمی اصفهانی بر آیات عظام صدر، حجت و خوانساری تقدم طبقاتی داشت و هم‌ردیف اساتید آنان، آیات عظام میرزا حسین نائینی، آقا ضیاء عراقی و شیخ محمد حسین کمپانی شمرده می‌شد. با این همه، آیات عظام صدر، حجت و خوانساری، با تشریک مساعی، تقسیم کار میان خود و دعوت همگان به آرامش و صبر، در برابر همه مشکلات و تنگناها مقاومت کردند و حوزه علمیه قم را نه تنها سرپا و فعال نگاه داشتند، بلکه آن را متناسب با امکانات آن روزگار گسترش دادند.

آن سه بزرگوار از همان ابتدا صندوق مشترکی درست کردند که وجوهات شرعیه به داخل آن واریز و شهریه ماهانه طلاب از آن پرداخت می‌شد. تکفل امور علمی، تدریس و مرجعیت دینی نیز بر عهده هر سه بزرگوار بود؛ با این حال حسن مدیریت، تدبیر، مردم‌داری و اخلاق آقا سید صدرالدین سبب شده بود تا مرجعیت اداری، اجتماعی و سیاسی حوزه، عملا به آن بزرگوار منحصر شود. بزرگان بسیاری سال‌ها و دهه ها بعد تصریح یا تصدیق کردند، که این آیت‌الله العظمی صدر بود که از لحظه درگذشت آیت‌الله العظمی حائری در سال 1315ش تا روز ورود آیت‌الله العظمی بروجردی در سال 1323ش، حوزه نوپای قم را زیر بال و پر خود گرفت، آن را از گزند مخاطرات نجات داد و اجازه نداد تا پاره ای بی‌تدبیری‌ها بدان آسیب زند. از جمله اقدامات مهم عمرانی آن بزرگوار در حوزه علمیه قم آن بود که تمام حوزه و مدرسه ها، از قبیل مدارس خان، رضویه و فیضیه را تعمیر کرد، زیر حجره ها، زیرزمین و رطوبت آنها را مرتفع ساخت و طبقه دوم مدرسه دارالشفا را نیز احداث کرد. از دیگر اقدامات وی آن بود که برخی علما نظیر آیت‌الله شیخ جعفر صبوری کاشانی را به شهرستان‌ها فرستاد تا در برپایی یا توسعه حوزه های علمیه آن نقاط کوشا باشند و افزون بر آن مبلغین ورزیده ای را نیز به مناطق مختلف کشور فرستاد تا به وعظ و ارشاد مردم اقدام کنند.

کناره گیری از ریاست حوزه

با ورود آیت‌الله العظمی بروجردی به قم در دی ماه 1323ش، آقا سید صدرالدین با پیشی گرفتن بر حتی یاران خود، بزرگوارانه از ریاست و زعامت حوزه علمیه قم کناره گرفت و نه تنها همه مسئولیت‌ها، بلکه محل تدریس و نیز محل اقامه نماز جماعت خود را در صحن بزرگ حرم مطهر حضرت معصومه (س) به آن نادره زمان واگذار کرد. سبب هجرت آیت‌الله العظمی بروجردی به قم، دعوت مکرر و مصرانه برخی علما و بزرگان حوزه، از جمله امام خمینی بود. در همین حال برخی آگاهان بر این باور هستند که مشوق اصلی علما و بزرگان حوزه علمیه قم در دعوت از آیت‌الله العظمی بروجردی، خود آیت‌الله العظمی صدر بوده است. از جمله اسباب این باور نقش فعالی است که آیات‌ بزرگوار سلطانی طباطبایی و صدوقی، داماد و مسئول دفتر آیت‌الله العظمی صدر، در ترغیب آیت‌الله العظمی بروجردی به استقرار در قم ایفا کردند. آقا سید صدرالدین پس از کناره گیری از عرصه ریاست و زعامت، دامنه فعالیت خود را طی دهه آخر عمر به تدریس، تحقیق و تألیف محدود کرد و البته تا لحظه رحلت، پُشت و پناه حوزه، طلاب، فضلا، مدرسین و شخص آیت‌الله العظمی بروجردی باقی ماند. پاسخ آن بزرگوار به برخی نیک‌‌اندیشان که کناره گیری و به تبع آن «انزوا»ی او را بر نمی‌تابیدند، این آیه شریفه بود که «تلک الدار الاخره نجعلها للذین لا یریدون علوا فی الارض و لا فسادا و العاقبه للمتقین.»

ذوق ادبی سرشار

آقا سید صدرالدین علاوه بر مقام بلند علمی، در ادبیات ذوقی سرشار داشت و از همان اوان جوانی به داشتن نثری فوق‌العاده و نیز طبع شعری ممتاز شهرت یافت. وی طی سال‌های اقامت در کربلا و نجف، همراه دوست و پسر خاله خود آیت‌الله شیخ مرتضی آل‌یاسین، از طلایه داران نهضت ادبی عراق شمرده می‌شد و یادداشت‌ها و اشعارش زینت‌بخش بهترین روزنامه ها و مجلات آن روزگار عراق بود. از جمله اشعار وی می‌توان به ابیاتی پر سوز و گداز اشاره کرد که در پی انهدام حرم ائمه بزرگوار مدفون در بقیع (ع) توسط وهابی‌ها سرود. این ابیات به سرعت محافل ادبی و مطبوعات معتبر عراق را در نوردید و چنان مورد استقبال و استفاده صدها شاعر و سخنران قرار گرفت، که آتش احساسات مسلمانان علیه این اقدام نابخردانه سعودی‌ها را شعله ور ساخت و نهایتاً دولت عراق از ترس شورش مردم انتشار مجدد آنها را در مطبوعات آن کشور ممنوع کرد:

لعمری ان فاجعه البقیع
یشیب لهولها فود الرضیع
و سوف تکون فاتحه الرزایا
اذا لم نصح من هذا الهجوع
فهل من مسلم لله یرعی
حقوق نبیه الهادی شفیع

قصیده «غدیریه» آقا سید صدرالدین که در کتاب «شعراء الغدیر» علامه امینی ثبت شده و همچنین اشعار زیبا و سوزناک وی در رثای حضرت فاطمه زهرا (ع) و امام موسی کاظم (ع) که همگی از عشق سرشار وی به اهل بیت و ائمه اطهار (ع) حکایت دارد، حتی تا امروز مورد استفاده روحانیت و اصحاب منابر است و همچنین ابیات نغز او در رثای آیت‌الله العظمی حائری مؤسس حوزه علمیه قم با حک شدن بر سنگ قبر آن بزرگوار برای همیشه جاودانه شد:

عبدالکریم آیت‌الله قضی
وانحل من شمل العلوم عقدُه
اجدب ربع العلم بعد خصبه
هدّ ارکان المعالی فقدُه
کوکب سعد سعد العلم به دهرا
و غاب عنه الیوم سعدُه
کان لاهل العلم خیر والد
و بعده امت یتامی ولدُه
بشهر ذی‌العده غاله الردی
بسهمه یا لیت شلّت یدُه
فی حرم الأمه الأطهار فی
شهر حرام کیف حل صیدُه
دعاه مولاه و فقلت مؤرخا
لدی الکریم حلّ ضیفا عبدُه

فعالیت ها و خدمات اجتماعی

آقا سید صدرالدین در کنار عرصه های علمی، حوزوی و ادبی، در عرصه اجتماع نیز حضوری بسیار فعال داشت. او مردم را دوست داشت، در قبال آن ها احساس مسئولیت می‌کرد، پُشت و پناه مستمندان و ستمدیدگان بود و تا حد توان در رفع گرفتاری آنها می‌کوشید. آقا سید صدرالدین طی دوران اقامت در مشهد تأسیسات عام‌المنفعه متعددی را بنا و خدمات اجتماعی فراوانی را به مردم ارائه کرد. او در دومین دوره اقامت در مشهد، وقتی شرایط قحطی آن شهر را فرا گرفت، با اقدامات فراوان، از جمله تشکیل جلسات جمع‌آوری کمک‌های مردمی، بسیاری از مستمندان را از خطر مرگ حتمی نجات داد. اولین باری که مسجد گوهرشاد از نعمت برق و روشنایی بهره مند شد، به همت وی بود. او طی سومین دوره اقامت در مشهد، در کنار جایگاه بلند علمی، محبوبیت بی‌نظیری میان مردم کسب کرد و به لحاظ موقعیت اجتماعی، اولین مقام روحانی شهر محسوب بود.

آقا سید صدرالدین طی دوران اقامت در قم، چاه های آب و آب‌انبارهای متعددی را در نقاط کم‌آب شهر بنا کرد و وقتی شهرداری به بهانه کمبود بودجه از دادن برق به برخی خیابان‌ها و محلات قم امتناع کرد، تأمین مخارج برای انجام این مهم را متکفل گردید. آقا سید صدرالدین در زمان اشغال ایران توسط متفقین که فشارهای معیشتی بر مردم به اوج خود رسید، با جمع‌آوری اعانه از ثروتمندان و تشریک مساعی دیگران، دو مؤسسه خیریه بزرگ و قریب بیست مؤسسه خیریه کوچک برای کمک به مستمندان تأسیس کرد. بارها اتفاق افتاد که به رغم شأن و مقام والای علمی و روحانی خویش، شب‌ها به درب خانه ثروتمندان رفت تا با یادآوری رنج و محنت مستمندان، کمک مؤثر اغنیا را برای نجات فقرا از خطرات گرسنگی و قطحی طلب کند. تعمیرات بخش‌هایی از مسجد امام حسن عسکری (ع) در قم که به هنگام خیابان‌کشی تخریب شده بود و بنای دیواره شمالی آن که نمای زیبایی دارد، از دیگر یادگارهای آقا سید صدرالدین است.

تلاش برای حفظ اتحاد مسلمانان

زندگی آقا سید صدرالدین، به سبب محیطی که در آن پرورش یافت، خصوصاً موقعیت خانواده و بالأخص جایگاه پدر، از همان ابتدای جوانی با سیاست آمیخته بود. سال‌های حضور وی در عرصه سیاست را می‌توان به سه دوره متمایز تقسیم کرد: دوره ای که در کربلا، مشهد و قم، به عنوان مشاور تراز اول آیات عظام سید اسماعیل صدر، حاج‌آقا حسین قمی و حائری یزدی، ایفای نقش کرد (قبل از بهمن 1315ش)؛ دوره ای که ریاست و زعامت حوزه علمیه قم را عهده دار بود (بهمن 1315 تا دی 1323ش)؛ دوره ای که خانه نشین شد و نقش پُشت و پناه آیت‌الله العظمی بروجردی را ایفا کرد (بعد از دی 1323ش).

آقا سید صدرالدین در تمامی این ادوار به چند اصل مهم پایبند بود: وی «اتحاد و انسجام» روحانیت را لازمه اتحاد و انسجام جامعه شیعی می‌دانست و لذا مراقبت از آن را امری واجب. در سال 1329ق وقتی آیت‌الله العظمی سید اسماعیل صدر از کربلا به نجف آمد تا اختلافات میان آیات عظام آخوند خراسانی و سید محمد کاظم یزدی را رفع و جامعه روحانیت عراق را در دفاع از سرزمین ایران برابر حملات روس بسیج کند، آقا سید صدرالدین به عنوان دستیار پدر همراه او بود. او طی سال‌های حضور در مشهد و قم نیز هر بار آتش اختلاف و فتنه می‌رفت تا میان جامعه روحانیت شعله ور شود، در زمره معدود کسانی بود که با دردمندی، احساس مسئولیت و حسن تدبیر، شعله را در نطفه خاموش و اتحاد و انسجام را احیا کردند.

آقا سید صدرالدین بر «حفظ عالم تشیع و جهان اسلام از خطرات استعمار و بیگانگان» غیرت بسیار داشت. او در اجتماع بزرگ محرم سال 1330ق مراجع عراق در کاظمین، همراه آیات عظام سید ابوالحسن اصفهانی و میرزا حسین نائینی، یکی از اعضای هیئت منتخبه سیزده نفره ای بود که اقدامات جامعه روحانیت آن کشور را علیه تجاوز روس‌ها به ایران مدیریت کرد. او همچنین طی دوران اقامت در قم همواره از جمله مراجعی بود که در قبال تعدیات صهیونیسم علیه فلسطین موضع قاطع داشتند. آقا سید صدرالدین از داعیان «تقریب مذاهب اسلامی» بود و برخی کتب ارزشمند وی، از جمله مجموعه دوازده جلدی «لواء الحمد»، که در باره اصول، فروع، حکم، مواعظ، مناقب و فضایلی است که ائمه اطهار (ع) و دیگران از حضرت پیامبر (ص) روایت کرده اند، برای نیل به همین مقصود نگاشته شد.

آقا سید صدرالدین چون استادش، آیت‌الله العظمی حائری بر «استقلال حوزه از حکومت» اصرار داشت و با حسن تدبیر خود موفق شد تمامی تلاش‌های رضاخان را برای به انقیاد در آوردن حوزه ناکام گذارد.

اخلاق، مردم‌داری و زهد

همه کسانی که درباره آقا سید صدرالدین سخن گفتند، او را در اخلاق، مردم‌داری و زهد ستودند و از این نظر بر اقرانش ترجیح دادند. آقا سید صدرالدین بسیار مهربان، متواضع و فروتن بود. با عامه مردم همان‌طور مهربان بود و نشست و برخاست می‌کرد که با بزرگان کشور؛ با بزرگان کشور نیز همان قدر محترمانه رفتار می‌کرد، که با عامه مردم. در سلام کردن سبقت داشت و از سی قدمی با روی باز، خوشامد می‌گفت. هر کس به دیدارش می‌شتافت، شیفته رفتارش می‌شد. در کارهایش بسیار مخلص و از تکبر و خودنمایی بیزار بود.

بعد از درگذشت آیت‌الله العظمی حائری و به رغم تقاضا و اصرار مردم، از صدور فتوا اکراه داشت و انتشار فتاوای خود را تا جایی که توان داشت، چند سال به تأخیر انداخت. حتی‌الامکان چنان به مردم کمک می‌کرد، که نامش آشکار نشود. در میان باقیات صالحات فراوانی که در مشهد و قم از او برجای ماند، کمتر کسی باعث و بانی واقعی آن را شناخت. آیت‌الله العظمی شرف‌الدین در وصف آقا سید صدرالدین آورده است که احدی را نمی‌شناسد که موقعیت خانوادگی، علمی و شخصیت ممتازی چون وی داشته باشد، اما به رهبرداری از امتیازات مزبور را برای طرح خود یا گشایش کارهایش این‌چنین ناپسند شمارد. به کلی با «مَنیّت» بیگانه بود و هرگز دنبال برتری‌جویی و استیلا بر دیگران نبود. بالعکس، بسیار با گذشت بود و همواره دیگران را بر خود ترجیح می‌داد. با اینکه لوازم ریاست همیشه برای او مهیا بود، پیوسته از آن گریزان بود و حتی‌الامکان دیگر افراد واجد صلاحیت را بر خویش مقدم می‌شمرد.

روحیه و اخلاقش بعد از ریاست و مرجعیت همان بود که قبل از آن. هیچ‌کس از قضاوت او نسبت به خود نگران نبود و همه خود را از گزند وی ایمن می‌دانستند. هرگز علیه معاصرین خود زبان به انتقاد نگشود و مردم را نیز همواره توصیه می‌کرد تا با حسن ظن به علما و خود بنگرند. در انجام کارهای نیک، همه طبقات را اعم از علما، طلاب و مردم، بسیار مشوق بود؛ مثلاً طلابی را که به لحاظ علمی شایسته تشویق بودند، با دادن جایزه مالی و غیره دلگرم می‌ساخت. برخی مورخین در وصف اخلاق او آورده اند که «شاید در میان اقرانش، تنها عامِل به گفته جد بزرگوارش پیامبر اکرم (ص) بود که فرمود: «ان لم تسعوا الناس باموالکم، فسعوهم باخلاقکم».

خانواده

آقا سید صدرالدین از همسر خود بی‌بی‌صفیه سه فرزند پسر و هفت فرزند دختر به یادگار گذاشت: 1- آقا سید رضا؛ 2- آقا سید علی؛ 3- آقا سید موسی؛ 4- صدیقه خانم، همسر آیت‌الله العظمی سید محمد باقر سلطانی طباطبایی؛ 5- طاهره خانم، همسر حجت‌الاسلام و المسلمین سید مهدی صدرعاملی؛ 6- بتول خانم، همسر حجت‌الاسلام و المسلمین شیخ هادی عبادی؛ 7- منصوره خانم، همسر حجت‌الاسلام و المسلمین دکتر علی‌اکبر صادقی؛ 8- فاطمه خانم، همسر آیت‌الله العظمی سید محمد باقر صدر؛ 9- زهرا خانم، همسر حاج مصطفی فیروزان؛ 10- ربابه خانم، همسر استاد سید حسین شرف‌الدین.

شاگردان

شمارش شاگردان آقا سید صدرالدین قطعاً کاری بسیار دشوار است؛ چه آنطور که در کتب تراجم آمده است، اغلب فضلای دهه های ده و بیست شمسی حوزه علمیه قم که متجاوز از صدها تن هستند، در دروس خارج وی تلمذ کرده اند. اما برخی معاریف شاگردان وی [علاوه بر فرزندان ذکور او آقایان سید رضا و سید موسی] در قم عبارتند از آیات‌ و حجج اسلام: جعفر صبوری قمی، محمد صدوقی، سید مرتضی مبرقع فقیه، سید محمد علی قاضی طباطبایی، میرزا عطاءالله اشرفی اصفهانی، سید محمد باقر سلطانی طباطبایی، سید حسن مدرس یزدی، سید حسین موسی کرمانی، علی پناه اشتهاردی، مرتضی مطهری، محمد کرمی حویزی، علی سبط‌الشیخ انصاری، سید عزالدین زنجانی، میرزا علی مشکینی، حسینعلی منتظری، شیخ لطف‌الله صافی، سید موسی شبیری زنجانی، شیخ ابراهیم رمضانی فردویی، شیخ مسلم ملکوتی، سید احمد روضاتی، عباس زریاب خویی.

تالیفات

از تأليفات آقا سید صدرالدین افزون بر مواردی که قبلا گفته شد، کتاب‌ها، رسائل و حواشی زیر را در حوزه های فقه، اصول، رجال، حدیث و ادبیات بر شمرده اند:

«المهدی» درباره احوال و اخبار امام زمان (ع)؛ «خلاصه الفصول» در اصول، که تلخیصی از کتاب ارزشمند «الفصول» آیت‌الله شیخ محمد حسین کمپانی اصفهانی است؛ «رساله فی الطلاق»؛ مقدمه ای بر کتاب «المراجعات» آیت‌الله العظمی شرف‌الدین؛ «رساله فی اصول‌الدین» که برای استفاده جوانان و دانش‌آموزان نوشته شده و بسیار مفید است؛ «حاشیه العروه الوثقی»؛ «حاشیه وسیله النجاه»؛ حاشیه بر «انیس المقلدین» و «سفیه النجاه» که درباره فقه و به زبان فارسی است. این موارد به چاپ رسیدند. موارد زیر نیز به زیور چاپ آراسته نشدند: «حاشیه کفایه الاصول»؛ «رساله فی رد شبهات الوهابیه»؛ «رساله فی اثبات عدم تحریف الکتاب»؛ «رساله فی حقوق المرأه فی الاسلام»؛ «منظومه فی الحج»؛ «منظومه فی العلوم»؛ «رساله فی حکم ماء الغساله»؛ «حاشیه علی منتخب المسائل»؛ «رساله فی الحج»؛ «رساله فی مناسک الحج»؛ «منظومه فی الصوم»؛ «رساله فی التقیه»؛ «رساله فی الامر بالمعروف و النهی عن المنکر»؛ «رساله فی النکاح»؛ «مدینه العلم» درباره روایات اهل بیت (ع) در شش جلد؛ «دیوان شعر» و پاره ای موارد از جمله برخی حواشی دیگر بر بعضی رساله های عملیه.

وفات

آقا سید صدرالدین سال‌های آخر عمر را به بیماری قلبی دچار بود. آنطور که از خود وی نقل شده است، ریشه بیماری به دوران رضاخان و فشارهای امنیتی و ضد دینی وی علیه مردم مربوط است. از جمله نقل شده است که روزی زنی از صحن مطهر حرم حضرت معصومه (ع) خارج شد. فرماندار دوید و چادر را چنان از سر زن کشید، که زن بر زمین افتاد. فرماندار در حال پاره کردن چادر زیر پا بود که آقا سید صدرالدین سر رسید و او را با عصبانیت و شدت در انظار مردم توبیخ کرد.

آقا سید صدرالدین در پی تحمل سال‌ها بیماری قلبی، در ساعت شش و سی دقیقه بامداد روز شنبه مورخ پنج دی ماه سال 1332ش مطابق با نوزده ربیع‌الثانی سال 1373ق، در خانه خود در شهر قم درگذشت. پیکر پاک او پس از تشییعی بسیار باشکوه توسط مردم قم و برپایی نماز توسط آیت‌الله العظمی بروجردی، در مسجد بالاسر حرم مطهر حضرت معصومه (س) و در کنار آیات عظام حائری یزدی و سید محمد تقی خوانساری به خاک سپرده شد. مجالس بزرگداشت بی‌شماری در رثای او در قم، تهران، مشهد، نجف، کربلا، کاظمین، برخی دیگر از شهرهای ایران و عراق و همچنین در لبنان، سوریه و بعضی دیگر از کشورهای اسلامی برگزار شد. تنها در شهر قم تعداد این مجالس را بیش از 450 عدد برآورد کردند. اشعار فارسی و عربی فراوانی در رثای او سروده شد که از آن جمله می‌توان به اشعار حجت‌الاسلام و المسلمین شیخ علی دوانی در قم و آیت‌الله سید محمد حسین فضل‌الله در نجف اشاره کرد. حجت‌الاسلام و المسلمین محمد حسن آل‌طالقانی نیز به تقاضای آیت‌الله سید ابوالقاسم کاشانی قطعه شعری در رثای آن بزرگوار سرود که در همان ایام رحلت در مجلس بزرگداشت مسجد شاه تهران قرائت شد.

مآخذ: بغیه الراغبین؛ ریحانه الادب (ج 3)؛ نقباءالبشر (ج 3)؛ الذریعه (ج 2)؛ آثارالحجه (ج 1)؛ گنجینه دانشمندان (ج 1)؛ آینه دانشوران؛ تاریخ علمی و اجتماعی اصفهان (ج 1)؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان (2)؛ تکمله امل‌الآمال؛ منتهی الآمال؛ رجال قم؛ معارف الرجال؛ معجم رجال الفکر و الادب فی النجف (ج 2)؛ مستدرکات اعیان‌الشیعه (ج 1)؛ موسوعه طبقات الفقهاء (ج 14)؛ فهرس التراث (ج 2)؛ یادنامه امام موسی صدر؛ برگ‌‌هایی از تاریخ حوزه علمیه قم؛ تفسیر سوره حجرات؛ مفاخر اسلام (ج 13)؛ گلشن ابرار (ج 1، 2، 3، 5، 6 و 7)؛ تربت پاکان (ج 2)؛ ستارگان حرم (ج 3)؛ نوزده ستاره و یک ماه؛ علماء ثغورالاسلام فی لبنان (ج 2)؛ هفته نامه استوار (ش 650 و1240)؛ روزنامه اطلاعات (ش 3037)؛ مجله حوزه (ش 43 و 44، 50 و 62)؛ مجله نور علم (ش 7)؛ مجله آیینه پژوهش (ش 70، 81، 85، 86 و 96)؛ مجله شاهد یاران (36).

………………………………..

منبع زندگینامه: کتاب صدر دین

مربوطه به : فرهنگیاجتماعیمعارفعلمااخبارآخرین خبراخبارپایگاهاخبار

کلمات کلیدی:

کانال تلگرام بقاع نیوز امامزادگان

RSS

دیدگاه شما :