کدخبر : 31286 |

پیام امام خمینی ( ره ) به مناسبت کشتار 17 شهریور


۱۷ شهریور«جمعه سیاه» شهادت تظاهرکنندگان در میدان ژاله (شهدا) در سال ۱۳۵۷ منجر به حضور یکپارچه مردم در سراسر کشوردر برابرطاغوت و به پیروزی انقلاب ایران در این سال انجامید. مقامات نظامی از ۸۷ کشته و ۲۰۵ زخمی سخن گفتند . انقلابیون و مخالفان شاه شهدار را بیش از چهار هزار نفر و شهدای میدان ژاله را ۵۰۰ نفر اعلام نمودند . امام خمینی(ره) با صدور بیانیه‌ای بازماندگان حادثه ابراز همدردی کردند .

به گزارش بقاع خبر؛ امام خمینی در پیامی به ملت ایران به مناسبت کشتار مردم در میدان شهدای تهران و حکومت نظامی در 12 شهر کشور، محمد رضا پهلوی را مجرم دانست و حکومت نظامی را محکوم کرد.(1357ش)

متن پیام به ملت ایران درباره کشتار وحشیانه 17 شهریور ( جمعۀ خونین )‏

‏‏ بسم الله الرحمن الرحیم‏

‏‏ملت شریف و شجاع ایران‏

‏‏     بار دیگر شاه با دستور حکومت نظامی در تهران و سایر شهرستانهای بزرگ ایران،‏‎ ‎‏ثابت کرد که پایگاهی در میان ملت ندارد. اعلام حکومت نظامی در محیطی آرام ـ به‏‎ ‎‏اقرار رادیو و مطبوعات ایران که راهپیمایی با کمال آرامش در آن انجام می گرفت ـ نه تنها‏‎ ‎‏قانونی نیست بلکه جرم است و دستور دهندۀ آن مجرم. شاه برای به رگبار بستن مردم‏‎ ‎‏بی دفاع و مظلوم هیچ بهانه ای را بهتر از حکومت نظامی ندید. روزهای اخیر، تهران و‏‎ ‎‏سایر شهرستانهای مهم ایران برای اظهار مظلومیت و مخالفت با مجرمی که 35 سال بر‏‎ ‎‏مقدرات آنان سلطه دارد و جنایات و خیانتهای او در کشور و مخالفتهای او با قانون‏‎ ‎‏اساسی واضح است، شاهد راهپیماییهای آرام بود.

اظهار مخالفت با مجرمی که تمام‏‎ ‎‏هستی ملت را به باد داده است، از طرف کسانی بود که در حد عالی شعور سیاسی و دینی‏‎ ‎‏بودند؛ به طوری که حاضر شدند ارتش را گلباران کنند ولی «دولت آشتی ملی»، آنان را به‏‎ ‎‏عنوان شعار برخلاف قانون اساسی، محکوم نمود؛ و حال آنکه شعار آنان بر ضد قانون‏‎ ‎‏اساسی شکن ـ یعنی شاه ـ بود. شعار بر ضد رژیم تحمیلی غیر قانونی بود، اظهار‏‎ ‎‏مظلومیت بود ولی واقعیت این است که شاه می خواهد انتقام خود را از ملت بی دفاع‏‎ ‎‏بگیرد، و با صحنه سازیهای مبتذل، ملت بی دفاع را به مسلسل ببندد و نفسها را به خیال‏‎ ‎‏باطل خودش در سینه خفه گرداند ولی دیگر دیر شده است و ملت مظلوم و بیدار ایران‏‎ ‎‏آگاه گردیده اند.

من هنوز اطلاع دقیقی از کشتگان و مجروحان در سراسر ایران ندارم؛‏‎ ‎‏ولی خبرگزاریها تعداد کشتگان را به صدها نفر گزارش داده اند و خبرهایی از ایران، این‏ ‎‏تعداد را بیش از هزار نفر می گویند. اکنون بر ملت شجاع ایران است که به هر ترتیبی که‏‎ ‎‏ممکن است به مجروحین بیشمار خود، خون، دوا و غذا برساند و از هر گونه کمک مالی‏‎ ‎‏دریغ ننماید.‏

‏‏     چهرۀ ایران امروز گلگون است و دلاوری و نشاط در تمام اماکن به چشم می خورد.‏‎ ‎‏آری این چنین است راه امیر مؤمنان علی و سرور شهیدان امام حسین. ای کاش «خمینی»‏‎ ‎‏در میان شما بود و در کنار شما در جبهۀ دفاع برای خدای تعالی کشته می شد.‏

‏‏     ملت ایران! مطمئن باشید که دیر و یا زود پیروزی از آن شماست. شاه با حکومت‏‎ ‎‏آشتی ملی می خواهد روحانیت شریف ایران و سیاسیون محترم را در کشتار خود سهیم‏‎ ‎‏گرداند ولی فریب او خیلی زود برملا گردید.‏‏ اِنَّ کَیْدَ الشَّیطانِ کانَ ضَعیفاً.‏

‏‏    ‏‏جهان باید بداند که این است فضای باز سیاسی ایران! و این است رژیم دموکراسی‏‎ ‎‏شاه! و این است عمل به دین مبین اسلام در منطق شاه و دولت او! اکنون به بهانه های پوچ‏‎ ‎‏دست به حبس و تبعید تازه زده اند و می زنند. باید علما و روشنفکران ملت در زیر چکمۀ‏‎ ‎‏دژخیمان خُرد شوند تا کسی خیال آزادی به خود راه ندهد. شما ای ملت محترم ایران، که‏‎ ‎‏تصمیم گرفته اید خود را از شرّ رژیم شاه خلاص گردانید و در رفراندمی که در سه و‏‎ ‎‏چهارم شوال‏در برابر ناظران سراسر جهان انجام دادید به دنیا نشان دادید که رژیم شاه‏‎ ‎‏جایی برای خود در ایران ندارد ـ چنانچه در روزنامه های خارجی هم منعکس گردید.‏‎ ‎‏مطمئن باشید که هیچ قدرتی نمی تواند با شما که بیدارید و به پاخاسته اید روبه رو شود.‏

‏‏     ارتش وطنخواه ایران! شما دیدید که ملت با شما دوست و شما را گلباران می کند. و‏‎ ‎‏می دانید که این چپاولگران برای ادامۀ ستمگری، شما را آلت قتل برادران خود قرار‏‎ ‎‏داده اند، به دیگر برادران ارتشی خود که شاه را رها کرده اند و در پشتیبانی مردم، به‏‎ ‎‏دشمن حمله نموده اند بپیوندید، و به پاخیزید و نگذارید ملت شما نابود و برادران و‏‎ ‎‏خواهران شما به خاک و خون کشیده شوند. نام خود را در تاریخ که به سود ملت ایران به‏ ‎‏راه خود ادامه می دهد، هر چه زودتر ثبت کنید و ریشۀ خیانت و ظلم را بکنید.‏

‏‏     شما ای علمای بزرگ اسلام و سیاسیون بزرگ، که از فشار شاه هراسی به دل راه‏‎ ‎‏نمی دهید! نشانۀ اعتماد و قوّت روحیۀ ملت هستید، و در این موقع حساس نه تنها باید‏‎ ‎‏استقامت کنید بلکه روحیۀ عالی مقاومت جامعه را هر چه بیشتر باید تقویت کنید، و هر‏‎ ‎‏چه بیشتر صفوف خود را برای مقابله با دشمن مردم ایران متشکلتر کنید. از خداوند متعال‏

‏‏نصرت اسلام و مسلمین را خواهانم. والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته.‏

‏‏روح الله الموسوی الخمینی‏

مروری بر 17 شهریور ( جمعه خونین )

تنها چند روز پس از واقعه آتش‌سوزی سینما رکس آبادان در ۲۸ مرداد ۱۳۵۷، دولت جمشید آموزگار که با شعار دولت فضای باز سیاسی روی کار آمده‌ بود، مجبور به استعفا شد و در روز چهارم شهریور، محمدرضا پهلوی از جعفر شریف امامی خواست که تا دولتی با شعار آشتی ملی تشکیل دهد.

اندکی بعد و در روز سیزدهم شهریور، راهپیمایی بزرگ عید فطر در تپه‌های قیطریه تهران، تبدیل به تظاهرات بر ضد حکومت شاهنشاهی شد. به دنبال این تظاهرات، ناآرامی‌های دیگری نیز تا روز شانزدهم شهریور به وقوع پیوست.

از اولین ساعات صبح روز جمعه، مردم برای شرکت در راهپیمایی و نماز جمعه راهی میدان ژاله شدند. غافل از آنکه از ساعت ۶ صبح، حکومت نظامی توسط فرماندار تهران ارتشبد غلامعلی اویسی اعلام و درحال اجرا بود و اجتماع بیش از سه نفر هم  ممنوع بود. اعلام دیرهنگام حکومت نظامی (ساعت ۶ صبح همان‌ روز) یکی از ابهامات رژیم در این واقعه بود.

فرماندهان نظامی ابتدا چندبار با بلندگو از مردم خواستند که متفرق شوند و وقتی با اصرار مردم روبه‌رو شدند، به سوی آنان آتش گشودند. گلوله‌باران توسط نظامیان شاه، برای چند دقیقه بیشتر به طول نینجامید و به شهادت افراد زیادی از مردم منجر شد.

17 شهریور از زبان عباس ملکی تنها عکاس واقعه 

عباس ملکی عکاس انقلاب و دفاع مقدس که در سال ۵۷ به عنوان عکاس روزنامه کیهان در روز ۱۷ شهریور در میدان ژاله حضور داشت از روز ۱۷ شهریور و حضور خود در میان مردم این گونه توضیح می دهد: آن روز چون اولین روز حکومت نظامی بود به من ماموریت داده شد تا از وضعیت موجود در سطح تهران گزارش بگیرم. ساعت هفت صبح به سطح شهر رفتم اما خبری نبود. زمانی که به اداره برگشتم به من اطلاع دادند که در میدان ژاله مردم تجمع کرده اند و باید به آنجا بروم.

وی ادامه داد: میدان بهارستان به سمت ژاله شلوغ بود، به طرف میدان حرکت کردم. در گوشه و کنار خیابان صحنه های مختلفی از حضور مردم دیده می شد. عدهای از مردم می گفتند حکومت نظامی است و ممکن است کشته شویم. عده ای دیگر پلاکارد گرفته بودند که روی آن نوشته شده بود: «به میدان می رویم».

ساعت ۹ و نیم وارد میدان شدم، سرگردی با بی سیم تقاضای کمک می کرد و می گفت ما اینجا ۶۰ نفر بیشتر نیستیم اگر این هزار نفر به میدان بیایند ما را محاصره می کنند. وقتی به میدان رسیدم چیزی دیدم که تا به حال در هیچ یک از حکومت نظامی هایی که در اصفهان و یا در ماه مبارک رمضان در قم اجرا شده بود، ندیدم.

دو گروه از مردم و نظامیان روبروی هم سنگر گرفته بودند. نیروهای نظامی روبروی مردم زانو زده و به سمت آنها اسلحه گرفته بودند. مردی را دیدم که پیراهن خود را شکافته بود و به نظامیان می گفت تیراندازی کنید. از میدان ژاله تا میدان خراسان مملو از جمعیت بود.

ملکی به شعارهای مردم در آن روز نیز اشاره کرد و ادامه داد: مردم شعار «مرگ بر شاه» و «استقلال آزادی» سر می دادند. ساعت ۱۰ صبح جمعیت حدود ۱۰۰ هزار نفری از سمت پیروزی به سمت ژاله نزدیک شدند و شعارهای زیادی سر می دادند. سرگردی با حدود ۶۰ نیرو با بی سیم صحبت می کرد. چند دقیقه ای نگذشته بود که چند هلی کوپتر در ساختمان اداره برق نشستند. بالای درختی رفته تا عمق جمعیت را عکس بگیرم. پاسبانی به من اطلاع داد که ممکن است تیراندازی شود برای همین از بالای درخت به وسط جمعیت رفتم .

این عکاس انقلاب گفت:  ساعت ۱۰ تیراندازی شروع شد و بیشتر از سه دقیقه طول نکشید. مدت کمی بود، عده ای شهید و عده ای پراکنده شدند. عکسی از سه جنازه از آن لحظه دارم که از همان اولین تیراندازی گرفته شد. همت مردم بود که طوری شهدا و مجروحان را خارج کردند تا به دست ساواک نیافتند. من هم بخاطر کاری که انجام می دادم مجبور شدم میدان را ترک کنم. آنچه از شهدا و مجروحان دیدم آمارها را مشخص نمی کرد چون مردم سریعاً مجروحان را خارج می کردند.که تیراندازی شروع شد.

وی به صحنه تیراندازی نظامیان به مردم اشاره کرد و افزود: مثل کسی که در رودخانه قرار می گیرد نمی فهمیدم که به کدام سو می روم ولی سعی داشتم وظیفه ام را به خوبی انجام دهم و سه گوشه میدان را کنترل کردم و عکسهای آن روز از ماندگارترین عکسها شد.

ملکی به احساس خود از عکاسی در آن روز اشاره و تصریح کرد: بین نظامی هایی که با خشم و خشونت به مردم تیراندازی می کردند عکس گرفتن سخت بود. جز من پنج عکاس دیگر از کیهان آمده بودند ولی در جمعیت نماندند. در ابتدا کسی از نظامیان متوجه عکاسی من نبود اما بعد از تیراندازی، سرگردی من را دید و به سربازش دستور داد تا من را بگیرند. سرباز که آدم خوبی بود ایست دادن را طولانی کرد تا فرار کنم تا این که با یک تاکسی به کیهان رفتم و عکسها را رساندم.

همان روز وقتی عکسها را به کیهان بردم کسانی که در تحریریه حضور داشتند عکسها را دیده و متاثر شدند حتی تعدادی هم گریه کردند ولی عکس ها اجازه انتشار نداشت و بایگانی شد تا اوایل ۵۸ که رسما منتشر شد و در اختیار نشریات قرار گرفت.

عکاس واقعه ۱۷ شهریور سال ۵۷ ادامه داد: بعد از آن روز من را از کیهان فراری دادند تا دست ساواک نیافتم چون همه جور آدمی در کیهان فعالیت می کردند از ملی میهنی ها گرفته تا گروهک های مختلف. هیچ عکاس و نشریه دیگری از ۱۷ شهریور عکس ندارد و عکسی منتشر نکرده است.

مربوطه به : فرهنگیاجتماعیشهداعلمااخبارآخرین خبراخبارپایگاهاخبار

کلمات کلیدی:

کانال تلگرام بقاع نیوز امامزادگان

RSS

دیدگاه شما :