اهل فلسفه، میرداماد را کمتر شناختهاند
- شناسه خبر: 34595
- تاریخ و زمان ارسال: ۱۷ اردیبهشت ۱۴۰۱ ساعت ۱۲:۵۵
- نویسنده: تحریریه بقاع خبر

به گزارش بقاع خبر، غلامحسین ابراهیمی دینانی، عضو هیئت علمی دانشگاه تهران در پیام صوتی به همایش بینالمللی «میرداماد» که امروز، ۱۷ اردیبهشتماه در دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه اصفهان برگزار شد، اظهار کرد: میرداماد فیلسوفی بزرگ و دارای اندیشههای بلند بود و کتابهای ارزشمندی از خود به یادگار گذاشت، ولی متأسفانه هنوز به خوبی شناخته نشده و آثارش نیز به درستی خوانده نشده است. در واقع، اهل فلسفه کمتر او را میشناسند و دلیل آن این است که وی مغلقنویس بود و با توجه به احاطه عجیبی که به زبان عربی داشت، درک زبان وی قدری دشوار است.
وی افزود: همانطور که نور را از تاریکی میتوان شناخت، شاگرد نیز از استاد قابل شناخت است. بنابراین، برای شناخت میرداماد بهترین راه این است که او را از طریق صدرالمتألهین بشناسیم، چون ملاصدرا بسیار شناخته شده است، از قرن ۱۱ تاکنون نیز آثارش خوانده شده و در میان اهل فلسفه، مشهور به این است که روان مینویسد. علاوه بر این، شاگرد میرداماد بود و فلسفه را از او آموخت. بنابراین، شاگرد میتواند نشاندهنده مقام اندیشه یک استاد باشد. در واقع، میرداماد با وجود اینکه آثار مهمی دارد، ولی با کمال تأسف باید گفت آثارش کمتر خوانده شده است.
عضو هیئت علمی دانشگاه تهران نظریه حدوث دهری را از مشهورترین مطالب میرداماد خواند و گفت: این نظریه قبل از وی مطرح نبود و همه متکلمان، عالم را حادث زمانی میدانستند. دهر به معنای باطن زمان است و همانطور که هر موجودی ظاهر و باطنی دارد، زمان نیز که یک موجود و دارای حرکت است، میتواند باطن داشته باشد و باطن آن، دهر است. میرداماد برای دهر نیز باطن قائل شده که سرمد نام دارد.
وی بیان کرد: صدرالمتألهین قائل به اصالت وجود بود که یکی از شاخصههای فلسفه وی محسوب میشود. البته اصالت وجود قبل از وی نیز بهصورتی مطرح شده بود، ولی صدرالمتألهین براهین محکم برای آن ارائه داد. میرداماد به حسب ظاهر، قائل به اصالت ماهیت بود و این دیدگاه برای کسانی که صدرایی فکر میکنند، مورد پسند نیست. اینکه چرا میرداماد به اصالت ماهیت باور داشت، برای این بود که از ابهام نجات پیدا کند، چون ماهیت به وجود تعین میدهد و تعین وجود در ماهیت ظاهر میشود. با توجه به اینکه هستی ماهیت ندارد، برای انسان ابهام به وجود میآید و میرداماد برای اینکه از ابهام بیرون بیاید و به هستی تعین ببخشد، به اصالت ماهیت قائل شده بود تا در ماهیات، به تعین وجود راه پیدا کند.
ابراهیمی دینانی ادامه داد: میرداماد به حدوث دهری قائل بود و حدوث را به سه دسته تدریجی، دفعی و زمانی تقسیم کرد. مجردات مثل عقول، حادثاند و جز ذات اقدس حقتعالی، هیچ موجودی قدیم بالذات نیست. بنابراین، همه موجودات عالم امکان حادثاند و قدیم بالذات، حقتعالی است. از طرف دیگر، همه حکما حرکت را به دو دسته قطعیه و توسطیه تقسیم کردهاند، ولی میرداماد علاوه بر این دو، از حرکت آنیه نیز صحبت کرده است.
وی تصریح کرد: آثار میرداماد باید از نو خوانده شود و اهل فلسفه باید کوشش کنند تا وی را بشناسند. همانطور که اشاره شد، میرداماد مغلقنویس بود و فهم عباراتش دشوار است. ضمن اینکه وی خود را بسیار باور داشت و ابن سینا را استاد خویش نمیدانست، بلکه خود را همردیف او تلقی میکرد. در واقع، دو ویژگی برجسته میرداماد را میتوان باور به خویشتن و مغلقنویسی ذکر کرد و از دانشجویان و اندیشمندان فلسفه درخواست میکنم تا راجع به آثار میرداماد بیشتر کار کنند.
منبع: ایکنا







