ابراهیم مالک اشتر ، همراه مختار در مجازات قاتلان کربلا
- شناسه خبر: 32259
- تاریخ و زمان ارسال: ۲۸ آذر ۱۴۰۰ ساعت ۱۲:۳۵
- نویسنده: تحریریه بقاع خبر
به گزارش بقاع خبر : در سال ۷۱ هجری قمری ، ابراهیم فرزند مالک اشتر نَخَعی که هنگام قیام مختار برای خونخواهی امامحسین(ع) به او پیوست بود و در سال 67 ق پس از فتح کوفه به سرداری لشکر منصوب شده بود در جنگ با عبدالملک بن مروان، خلیفه اموی به شهادت رسید . [1] و قبر او نزدیک سامراء است که قبهای بر آن ساختهاند. او به «نَخَع» که قبیلهای در یمن که از طائفه مذحج بودند، منسوب است.[۲]
ابراهیم اشتر، فردی جنگجو، شجاع و با شهامت، جلودار در جنگ، دارای همتی والا و شاعری با فصاحت و از دوستان اهل بیت(ع) بود، همانگونه که پدرش با همین صفات از دیگران متمایز بود.[3]
حضور ابراهیم با پدرش مالک در سپاه امام علی(ع) در جنگ صفین
زمانی که مالک اشتر با عمرو عاص به مقابله برخاست، نیزهای مالک به او زد ولی بر او کارگر نیفتاد جوانی از قبیله یَحصُب به کمک او و در حالیکه رجز میخواند به میدان آمد. مالک فرزندش ابراهیم را فرا خواند و به او گفت: پرچم را به دست گیر و با این جوان مقابله نما، جوانی در برابر جوانی! آنگاه ابراهیم در مقابل او قرار گرفت و رجز خواند، سپس با حملهای که کرد او را کُشت، در این هنگام بود که مروان عمرو عاص را مورد شماتت خود قرار داد.[4]
ابراهیم بن اشتر و همراهی او با مختار
اقدامات ابراهیم موجبات پیشرفت هرچه بیشتر مختار را فراهم آورد و موفقیتهای بسیاری را نصیب قیام مختار کرده بود. جنگ نهر خازر، بارزترین عرصه ظهور و بروز قابلیتهای فرماندهی این فرمانده شجاع بود. در این جنگ، سپاه عراق که تعدادشان بسی کمتر از سپاه شام به فرماندهی عبیدالله بن زیاد بود، بر سپاه شام چیره آمد و ابن زیاد نیز در نبردی تن به تن با ابراهیم کشته شد.[5]
ابراهیم بعد از اتمام کار جنگ به عنوان حاکم موصل در آنجا مستقر شد.[6] وی به دستور مختار منطقه را با اختیارات تام اداره میکرد. در زمان جنگ مختار با مصعب در محل مأموریت خود مشغول انجام وظیفه بود. مدرک معتبری نداریم که گفته باشد مختار از او کمک خواسته و او در انجام وظیفه و کمک به مختار سستی کرده باشد.
مختار فرماندهی جنگ با مصعب را به احمر بن شمیط [7] که مرد شجاع و از محبان اهل بیت بود، واگذار کرد و از ابراهیم نخواست که فرماندهی این جنگ را به عهده بگیرد. شاید به جهت حساسیت و اهمیت منطقه موصل بود. شاید هم اشتباه مختار بود که فرماندهی این نبرد مهم را به ابراهیم واگذار نکرد.[8] شاید هم علل دیگری در کار بوده که ما آگاهی نداریم. هیچکدام عهد شکنی نکردند و عهد و پیمانی در کار نبوده و از هر دو در تاریخ به عظمت یاد شده است.
اما اگرچه انتقام از قاتلان امام حسین(ع) نیز در بیعت ابراهیم با مختار نقش داشته است، اما ابراهیم درخواست اِمارت نیز از او کرده است و شاید همین مسئله سبب شد که بعد از مختار با مصعب -قاتل مختار- نیز بیعت نماید.
ابن اثیر در اینباره مینویسد: مختار چون آماده قیام و جنگ شد بعضى از یاران او گفتند: اشراف و اعیان اهل کوفه بر جنگ ما و متابعت ابن مطیع اجماع و اتفاق دارند. اگر ابراهیم بن اشتر دعوت ما را اجابت کند، امیدواریم قدرت و توانایی ما در مقابله با دشمن زیاد گردد؛ زیرا او جوانمرد، رئیس و فرزند مرد شریف و دارای قبیلهای است که از نظر تعداد بسیار و افرادی بزرگوارند. مختار به آنها گفت: او را دعوت کنید. آنها هم به اتفاق شعبى نزد او رفتند و او را از تصمیم خود خبردار نمودند و از او یارى و همکارى خواستند و دوستی پدرش را نسبت به امام على(ع) یادآورى کردند که او (مالک اشتر) هواخواه و دوستدار على(ع) و خاندان او بود. ابراهیم دعوت مختار را به شرطی پذیرفت که او را امیر کند، ولی گفتند اگرچه تو شایسته این کار هستی، اما این شدنی نیست؛ زیرا مختار از طرف محمد بن حنفیه آمده و به ما امر شده که او را اطاعت و متابعت کنیم، ابراهیم سکوت اختیار کرد و به آنها پاسخ نداد. خبر این گفتوگو به مختار داده شد و پس از سه روز با عدهای که شعبى و پدرش نیز در میان آنها بود، نزد ابراهیم رفتند و او از آنها پذیرایی کرد و مختار، نامه محمد بن حنفیه را خواند که در آن نامه از ابراهیم خواسته بود که مختار را یارى کند و به انتصاب مختار به وزیری از طرف او و اینکه منصب زمامداری و فرماندهی لشکر برای او نیز ثابت است، اشاره شده بود.
ابراهیم وقتی از خواندن نامه فراغت یافت گفت: ابن حنفیه پیش از این به من نامه مینوشت و در نامه خود فقط نام خود و پدرش و نام من و پدرم را مینوشت، مختار گفت: آن زمان گذشت و این زمان دیگرى است گفت: چه کسى میداند که این نامه از او است (تا گواهى بدهد). جمعی که در آنجا بودند گواهى دادند که آن نامه خود محمد بن حنفیه است.[9]
ابن اثیر در ادامه به حوادث قیام مختار و نقش ابراهیم در پیروزی او تا کشته شدن ابن زیاد میپردازد.[10]
سرنوشت ابراهیم مالک اشتر پس از شهادت مختار
بعد از شهادت مختار، مصعب بن زبیر از یک سو و عبدالملک مروان از سوی دیگر در ابراهیم طمع کردند تا او را که مدیری دارای نفوذ بود، با خود همراه سازند؛ از اینرو، مصعب نامهای به ابراهیم نوشت، به او وعده داد در صورتی که حکومت ابن زبیر را بپذیرد، امارت مناطق شمالی عراق را به او میسپارد. نامه مشابهی نیز از سوی عبدالملک مروان – خلیفه اموی شام – به دست ابراهیم رسید. ابراهیم با یاران و مشاورانش در این باب به مشورت پرداخت. سرانجام تصمیم گرفت با مصعب بن زبیر همراه شود، پس نامهای به مصعب نوشت و با گروهی از یاران خود از موصل یا نصیبین – مقرّ حکومت خود – حرکت کرد و به کوفه آمد و با مصعب ملاقات کرد.[11]
مورّخان مینویسند: وقتی کار عبد الله بن زبیر استوار شد و همه سرزمینها جز شام تسلیم او شدند، عبد الملک بن مروان برادران و بزرگان خاندان خود را جمع کرد و به آنان گفت: مصعب بن زبیر مختار را کشت و سرزمین عراق و نقاط دیگر تسلیم او شده است. در امان نیستم که به شما در حالىکه در خانههاى خودتان هستید حمله نکند و هر قوم که با آنان در خانهشان جنگ شود خوار و زبون میشوند، عقیده شما چیست؟
بشر بن مروان گفت: چنین مصلحت میبینم که اطراف خود را جمع و سپاهیانت را فراهم آورى و کسانى را که از اینجا دورند فراخوانى و به سوى مصعب حرکت کنى و سواران و پیادگان را پیاپى روانه دارى و پیروزى از جانب خداوند است. دیگران هم گفتند این رأى صحیح است و به همین عمل کن که نیرومندیم و قیام میکنیم.
عبد الملک، فرستادگان خود را به اطراف فرستاد که سپاهیان همگى پیش او جمع شوند. تمام سپاه شام پیش او آمدند و او با سپاهى گران حرکت کرد و هیچ جا توقف نکرد و فرود نیامد.
در این هنگام عبد الملک، براى سران سپاه و بزرگان یاران مصعب نامه نوشت و از آنان دلجویی کرد و پیشنهاد نمود در اطاعت او درآیند و براى آنان اموالى بخشید. براى ابراهیم بن اشتر هم نامه نوشت و ابراهیم آن نامه را همچنان سر به مهر پیش مصعب آورد و گفت اى امیر! این نامه عبد الملک فاسق است. مصعب گفت: چرا آنرا نخواندهاى؟ گفت: مهر این نامه را نمیشکنم و آنرا نمیخوانم، مگر اینکه تو بخوانى، مصعب آنرا گشود و در آن چنین نوشته بود:
«بسم الله الرحمن الرحیم، از بنده خدا عبد الملک به ابراهیم بن اشتر، همانا میدانم که در نیامدن تو به اطاعت من موجبى جز گله و دلتنگى ندارد، اکنون بدان که فرات و هر سرزمینى را که سیراب میکند از تو خواهد بود و همراه کسانى از قوم خود که مطیع تو هستند پیش من بیا و السلام».
مصعب گفت: اى ابو نعمان! چه چیزى ترا از پذیرفتن این پیشنهاد باز میدارد؟ ابراهیم گفت: اگر آنچه را میان خاور و باختر است براى من قرار دهد هرگز بنى امیه را بر ضد فرزندان صفیه [12] یارى نمیدهم، مصعب گفت: اى ابو نعمان! خدایت پاداش نیک دهد.
ابراهیم گفت: اى امیر! هیچ شک ندارم که عبد الملک براى بزرگان اصحاب تو چنین نامهاى نوشته است و آنان به او متمایل شدهاند به من اجازه بده تا هنگام فراغت تو از جنگ ایشان را زندانى کنم اگر پیروز شدى، بر عشایر ایشان با آزاد کردن ایشان منت خواهى گذارد و اگر پیروزى نبود به حزم و احتیاط رفتار شده است، مصعب گفت: در این صورت آنان پیش امیر مؤمنان با من به خصومت میپردازند، ابراهیم گفت: اى امیر! به خدا سوگند! در آن صورت و در آن روز امیر مؤمنانى براى تو وجود نخواهد داشت و چیزى جز مرگ نیست و بزرگوارانه بمیر.
مصعب گفت: اى ابو نعمان! کسى جز من و تو باقى نمانده است و باید اقدام به مرگ کنیم، ابراهیم گفت: من که به خدا سوگند چنین خواهم کرد.
هنگامی که به محل دیر جاثلیق رسیدند شب را آنجا گذراندند و چون صبح شد ابراهیم بن اشتر نگاه کرد و دید همه کسانى را که متهم کرده بود شبانه گریخته و به عبد الملک بن مروان پیوستهاند و به مصعب گفت رأى مرا چگونه دیدى؟ و چون دو لشکر به یکدیگر حمله کردند و جنگ در گرفت قبیله ربیعه از جنگ خود را کنار کشیدند، آنان که بر پهلوى راست لشکر مصعب بودند به مصعب گفتند ما نه با تو خواهیم بود و نه بر ضد تو.
وفاداران مصعب که پیشاپیش آنان ابراهیم بن اشتر بود پایدارى کردند و ابراهیم کشته شد، و چون مصعب چنین دید تن به مرگ داد و از اسب پیاده شد و خواص او هم پیاده شدند و چندان جنگ کردند که کشته شدند و بقیه سپاه گریختند.[13]
گفتگو با بازیگر نقش ابراهیم مالک اشتر (۱۴)
«حسن میرباقری»، یکی از نویسندگان و نیز بازیگر نقش ابراهیم بن مالک اشتر در مجموعه تاریخی «مختارنامه» در گفت و گو با «تابناک»، تجربه حضور در مختارنامه را به چند دلیل بسیار مغتنم دانست و گفت: اولا نگارش در حوزه کارهای کلاسیک با چنین ابعاد وسیعی، در کنار داود میرباقری آمیزه ای بود که ارزان به دست نمیآمد و بسیار با بها بود.

وی افزود: دیگر آن که با مختارنامه فرصتی برایم فراهم شد تا با ایفای نقشی پیچیده و پرفراز و نشیب، بتوانم اندازه های خود را در هنر بازیگری قدر بدانم و در شکلی دیگر، فرصتی بود مغتنم که بنده بار دیگر با دنیای شگفت انگیز و جذاب بازیگری آشناتر بشوم.
بازیگز نقش ابراهیم مالک اشتر، پس از یک دهه حضور و مشارکت در خلق سریال چهل بخشی مختارنامه، درباره این تجربه ویژه نیز گفت: امروز پس از گذشت ده سال، مختارنامه را با وجود نقاط قوت فراوان، برای خود تجربه ای قابل نقد میدانم. در اینکه مختارنامه در شکل و محتوا باب تازه ای را به روی برنامه سازان تلویزیون باز کرد شکی نیست، اما هر حرکت نویی در مسیر راه، چالش هایی را پیش روی مخاطب می گذارد، چرا که آشنایی زدایی همیشه ذهن مخاطب را با پرسش های فراوان رو به رو می کند و مخاطب محق است پاسخ آن را دریابد.
حسن میرباقری با بیان اینکه در جایگاه یک مخاطب، مختارنامه را یک درام دینامیک می داند، ادامه داد: این درام با محوریت شخصیتی ناآرام که روح بی قراری دارد، شکل گرفته که برای رسیدن به قله معرفت، از دهلیزهای پرپیچ و خمی گذشته و در رویارویی با پدیده های پیرامون خود، پوست انداخته، باورهایش را تلطیف کرده و فارغ از هر گونه شعارزدگی قله معرفت را فتح می کند.

نویسنده فیلمنامه سریال مختارنامه همچنین گفت: مجموعه کنونی از این حیث نقد شدنی است که شعارگویی بعضا مخل حرکت منطقی درام و موجب تشویش و دوپارگی در لحن و اغراض شخصیت ها می شود و ما بعضا شخصیت ها را یا سیاه و یا سفید می بینیم که این نوع نگاه با سلیقه بنده هماهنگ نیست.
حسن میرباقری در توضیح بیشتر این انتقاد خود به سریال مختارنامه گفت: در واقع برای اثبات حقانیت مظلوم و ستاندن داد از بیدادگر، درشت کردن بیداد، گاه پاسخ معکوس دارد؛ داد و بیداد باید گاه چنان در هم بغلتند که جدایی بین این دو مخاطب را دچار چالش کند و جایی حقانیت ظهور پیدا کند که بیننده با همه وجود به شور و شعف و شگفتی درآید؛ اما در مقابل، غلو در پرداخت شخصیت ها به صورت سیاه و سفید، تأثیر این ویژگی های درام را کم می کند.
او همچنین درباره نقاطی که باید اصلاح شود و دلایل آن، گفت: داود میرباقری با اتکا به تجربیات بسیار گرانبهایی که دارد، توانسته حق مطلب را ادا کند؛ اما با نگاهی که من دارم و به آن اشاره کردم، آشفتگی در لحن روایت، بعضا نقاط قوت متعدد این مجموعه را تحت الشعاع قرار می دهد و دلیل آن هم پافشاری بر کمیت است، نه کیفیت.

بازیگر نقش ابراهیم، در پاسخ به این که اگر قرار باشد فیلمنامه این سریال را دوباره بنویسید، چگونه خواهید نوشت، گفت: پیش از پاسخ به این پرسش، باید تأکید کنم که داود میرباقری در بسیاری حوزه ها با اتکا به نگاه بسیار عمیقی که به درام و از سوی دیگر تاریخ اسلام دارد، حق مطلب را ادا کرده است؛ افزون بر اینکه در زمینه های طراحی صحنه و لباس، فیلمبرداری، بازیگری، گریم و… هم این مجموعه در ساخت سریال های تلویزیونی و به ویژه با موضوع تاریخ اسلام، چندین گام رو به جلوست؛ اما با ادله ای که پیشتر به آن اشاره کردم و با نگاهی که من به سریال تاریخی مختارنامه دارم، آن را به صورتی شسته رفته و بین 20 تا حداکثر 25 بخش می نوشتم.
او که مدتی است در حال نگارش فیلمنامه سریال تاریخی اسلامی «ابوطالب» است، با تأکید بر اینکه از همه تجربیاتی که در نگارش و بازیگری در سریال مختارنامه به دست آورده، برای هر چه بهتر شدن سریال جدیدی که در دست دارد، بهره می گیرد، اظهار امیدواری کرد، همه این تلاش ها مورد لطف و عنایت پروردگار متعال قرار گیرد.
منابع:
[1]. راسخون
[2]. امین عاملی، سید محسن، اعیان الشیعه، ج 2، ص 200، دار التعارف للمطبوعات، بیروت، 1406ق.
[3]. همان.
[4]. نصر بن مزاحم، وقعه صفین، محقق و مصحح: هارون، عبد السلام محمد، ص 440 – 441، مکتبه آیه الله المرعشی النجفی، قم، چاپ دوم، 1404ق.
[5]. ر.ک: ابن اثیر جزری، علی بن محمد، الکامل، ج 4، ص 261 – 264، دار صادر، بیروت، 1385ق.
[6]. الکامل، ج 4، ص 265.
[7]. الکامل، ج 4، ص 268؛ ابن سعد کاتب واقدی، محمد بن سعد، الطبقات الکبری، تحقیق، سلمى، محمد بن صامل، خامسه 2، ص 83، مکتبه الصدیق، طائف، چاپ اول، 1414ق.
[8]. ماهیت قیام مختار، ص 604 – 605.
[9]. الکامل فی التاریخ، ج 4، ص 215 – 216.
[10]. ر.ک: همان، ص 216 – 259.
[11]. الکامل، ج 4، ص 275.
[12]. صفیه، دختر عبد المطلب و عمه حضرت ختمى مرتبت که مادر زبیر است.
[13]. دینورى، ابو حنیفه احمد بن داود، الأخبار الطوال، ص 309 – 313، منشورات الرضى، قم، 1368ش.
[۱۴] سایت خبری تحلیلی عصر ایران ، ۸ مرداد ۱۳۹۰







