کدخبر : 26224 |

“خروج” حاتمی کیا ، از تولید تا اکران آنلاین


آن ها که در جشن انفعال حاج کاظم ؛ روبان قرمز پاره کردند و با موج مرده رقصیدند، تاب خروج  حاتمی کیا از ارتفاع پست و اوج حقیقی اش با رحمت ها و یحیی ها در خروج را ندارند.  ” خروج ” حاتمی کیا آغاز جنگ پارتیزانی فرزندان انقلاب در کوچه پس کوچه های سینمای ایران برای پس گرفتن سینمای گرانقدرِ ملی از تجزیه طلبان تهران شمالی است و پرچم افراشتنِ حاتمی کیا در این میدان، مژده ای چون حضور چمران در پاوه است.

به گزارش بقاع خبر : روزنامه سازندگی در باره فیلم نوشت: «پاییز سال ۹۷، درست در روز‌هایی که به ‏نظر می‌‏رسید مسائل سیاسی و برجام و ترامپ مهم‏ترین مسئله‏‌ روز مردم و کشور است یکی از اعضای گروه فایلی صوتی را برای حاتمی‏‌کیا فرستاد که او را شوکه کرد. در جایی از ایران، در یک شهر کوچک، اتفاقی افتاده بود که انگار براساس طرح حاتمی‏‌کیا طراحی شده بود. آن دوست در فایل صوتی شرحی از ماجرا را به حاتمی‌‏کیا گفت و حاتمی‏‌کیا همان زمان تصمیم‏اش را گرفت. او باید خودش فیلمنامه‏‌ی این فیلم را می‏‌نوشت .

 

خلاصه داستان :

فیلم قصه زندگی گروهی پنبه‌کار شهرستانی را روایت می‌کنند که محصول‌شان بر اثر بارش شدید باران آب خورده و وعده هایی که به آنها داده شده، عملی نشده است . آنان معتقدند مدیران میانی قادر به حل مشکلات روستای عدل‌آباد نیستند و باید با بالاترین مقام کشور مشکلات این روستا را حل کند ، و لذا تصمیم می‌گیرند برای اعتراض به وضعیت شان نزد هیات دولت در نهاد ریاست جمهوری بروند. خروج با سفر شروع می‌شود و با برخورد تند و عصبانی مشاور رییس‌جمهور به سرانجام نزدیک می‌شود .قهرمان داستان در مقابل برخورد تند مشاور رییس جمهور که اسمش را می‌پرسد ، عصبی ولی آرام اسمش را می‌گوید، با همان صلابتی که امیلیانو زاپاتا اسمش را به رییس جمهور مکزیک گفت.

“خروج” اثری جاده‌ای به شمار می‌رود، «خروج داستان ۸ تا ۱۰ مرد است که از دزفول سفر خود را آغاز کرده و راهی تهران می‌شوند، این افراد دو ماه و نیم در مسیر هستند و در این راه با چالش‌های فراوانی روبرو می‌شوند.

فرامرز قریبیان، پانته آ. پناهی ها، جهانگیر الماسی، مهدی فقیه، محسن صادقی نسب، محمد فیلی، آتش تقی پور، اکبر رحمتی، رامین پور ایمان، حمید ابراهیمی، مسعود رحیم پور، علیرضا مهران و سام قریبیان به همراه کامبیز دیرباز، گیتی قاسمی و محمدرضا شریفی نیا در فیلم سینمایی «خروج» به ایفای نقش پرداختند.

دیگر عوامل «خروج» عبارتند از:

نویسنده و کارگردان: ابراهیم حاتمی کیا، تهیه کننده: حبیب والی نژاد، مجری طرح و مدیر تولید: عبدالله شهباززاده، بازیگردان، برنامه ریز و دستیار کارگردان: علیرضا صالحی، موسیقی: کارن همایونفر، مدیر فیلمبرداری: وحید ابراهیمی، مدیر صدابرداری: امیر نوبخت، صداگذار: آرش قاسمی، چهره پرداز: مهرداد میرکیانی، تدوین: عماد خدابخش، جلوه‌های ویژه بصری: محمد برادران، طراح لباس: مارال جیرانی، طراح صحنه: مجید علی اسلام، تصویربردار هوایی: علی نیک بخت، عکاس و تصویربردار پشت صحنه: سجاد ایمانی.

 

چالش های تولید  

سومین همکاری حاتمی‌کیا با موسسه اوج پس از فیلم‌های بادیگارد و به وقت شام در روزهای گذشته با برخی حواشی نیز همراه بوده است. ابتدای آذرماه بود که روزنامه‌ها خبر از مشکلاتی در روند تولید فیلم دادند. روزنامه فرهیختگان در این مورد نوشت: «موضوعی که در روزهای اخیر نسبت به فیلم جدید حاتمی‌کیا مطرح شده بود اینکه سنگ‌اندازی برخی مدیران دولتی نسبت به فیلمبرداری یک صحنه از فیلم، باعث به تعویق افتادن تولید فیلم در تهران شده است و گروه مجبور می‌شود، فیلمبرداری را جای دیگری انجام دهد.

موضوع دیگری که اخیرا توجه رسانه‌ها را به خود جلب کرد خبر ایفای نقش معاون اول رییس جمهور توسط محمدرضا شریفی‌نیا بود. براساس اخباری که در روزهای اخیر منتشر شده شریفی‌نیا از نظر گریم و بیان شباهت چندانی با اسحاق جهانگیری ندارد اما به شکل کلی‌تر و با توجه به اشارات سیاسی اثر می‌توان شریفی‌نیا را اسحاق جهانگیریِ ‌فیلم حاتمی‌کیا در نظر گرفت.

 

۴۸۰ نما در قاب شیسه ای

فیلم‌برداری خروج از یکی از روستاهای شهرستان گچساران شروع شده و در قم به پایان رسید. ویژگی متمایز مراحل تولید خروج در مقایسه با فیلم‌های دیگر حاتمی‌کیا، در شیوهٔ انتخاب بازیگران است. بازیگران این فیلم از بین افرادی انتخاب شده‌اند که طی سال‌های منتهی به تولید خروج، کمتر روی پرده سینما دیده شده بودند. سن و سال حدود ۱۲ نفر از این بازیگران، حداقل بالای ۶۰ سال بود. از طرفی، یکی از اجزای اصلی این فیلم، تراکتورسواری بود که چالش استفاده از تراکتور در گرمای بالای ۵۰ درجه و رطوبت بالا برای این بازیگران مسن، فیلم سختی به وجود آورد. یکی دیگر از مشکلات ساخت فیلم، عدم اجازهٔ ضبط صحنه‌های مربوط به حرم فاطمه معصومه بود و گروه تولید مجبور به تغییر لوکیشن شد. از نظر صداگذاری، خروج یک فیلم پر از صداست چون در آن تراکتور، کامیون و جاده وجود دارد که فضاهای صوتی زیادی ایجاد می‌کنند بنابراین در فضاسازی‌های فیلم، سکوت‌هایی نیز حاکم می‌شود تا ذهن بیننده، در کل مدت نمایش فیلم، آزار نبیند. خروج دارای ۴۸۰ نما است و بیش از ۵۰ دقیقه از مدت زمان فیلم دارای جلوه‌های بصری است.

 

نمایش خروج در جشنواره فجر

“خروج” ابراهیم حاتمی کیا برای اولین بار در سی و هشتمین جشنواره فیلم فجر نمایش داده شد. اثر ابراهیم حاتمی کیا که براساس گمانه زنی‌ها فیلمی پرسروصدا و چالش برانگیز خواهد بود. این بار حاتمی کیا به سوژه “اعتراض” پرداخته است.

در سال‌هایی که مسئله “اعتراض” در جامعه ایران به شکلی جدی وجود داشته است ومردم در باره مسئله مختلف کشور معترض بوده‌اند، ابراهیم حاتمی کیا نیز که کارگردان باهوشی است و نبض جامعه را می‌شناسد، مسئله”اعتراض” را دستمایه کار تازه خود قرار داده است.

هر چند گفته می‌شود سوژه اولیه فیلم جدید حاتمی کیا متعلق به ۱۰ سال پیش است، اما ظاهرا این سوژه از سال گذشته در ذهن او پخته و کامل شده است.

گفته می‌شود که “خروج” در راستای آثاری هم چون “دعوت” و “گزارش یک جشن” قرار دارد و از آثار اخیر حاتمی کیا یعنی “بادیگارد” و “به وقت شام” کمی فاصله گرفته است.

ظاهرا حاتمی کیا از حدود ۱۰ سال پیش یعنی پس از اتفاقات سال ۸۸ طرحی درباره “اعتراض” در ذهن خود داشته است. تلاش‌هایی هم برای تبدیل این طرح به فیلمنامه انجام داده بود که به نتیجه نرسید.

به این ترتیب “خروج” از پاییز سال ۹۷ کلید زده شد. اما از آن تاریخ تاکنون اتفاقات دیگری در جامعه ایران رخ داده است که برخی گزارش‌ها از این حکایت دارد که به روند فیلم موثر بوده است. اعتراض‌های آبان ماه به قیمت بنزین از آن اتفاقات است. البته هنوز روشن نیست که کیفیت این تاثیر چگونه بوده است

 

گمانه زنی ها در خصوص فیلم / از نفی تا تمجید 

با آغاز جشنوراه فیلم فجر بسیاری از اهالی سینما و علاقمندان به سینمای حاتمی کیا منتظربودند ، اثر تازه او را ببینند. برخی معتقدند که حاتمی کیا این بار نیز مخاطبان را “غافلگیر” خواهد کرد. اینکه این غافلگیری چگونه خواهد بود، روشن نیست. اما گفته می شود که فیلم تازه حاتمی کیا با روند فیلم‌های اخیر او کمی متفاوت باشد.

کانال “خبرنامه سینما انقلاب”، که به وابسته به طیفی از فعالان فرهنگی اصولگراست، در این باره در مطلبی با تیتر “آیا حاتمی کیا با خروج قصد خروج دارد؟! ” نوشته است که ” برخی رخداد‌های سیاسی همچون ماجرای سهمیه بندی بنزین و اعتراض‌های متعاقب آن و نیز وقایع دی ۹۸” روند فیلم خروج را تحت الشعاع قرار داده است.

بنا به نوشته این کانال ظاهرا اندیشه فیلم خروج به فیلم خبرساز “گزارش یک جشن” نزدیک‌تر است.

گزارش یک جشن فیلمی به کارگردانی و نویسندگی ابراهیم حاتمی‌کیا و تهیه‌کنندگی محمد پیرهادی و ساخته سال ۱۳۸۹ است. این فیلم توسط وزارت ارشاد توقیف شده و هیچگاه در سینما‌ها اکران نشد. این فیلم از مسایل ملتهب جامعه سخن به میان می‌آورد و به مسئله جوانان به‌عنوان یکی از بحران‌های امروز جامعه می‌پردازد.

بنا به نوشته خبرنامه سینما انقلاب “نقل قول‌هایی شنیده می‌شود که ظاهرا تعدادی از افراد منتسب به طیف اصولگرا پس از تماشای فیلم اعلام کرده اند ای کاش خروج را حاتمی کیا نساخته بود و‌ای کاش این فیلم از کارنامه حاتمی کیا پاک شود. در نقطه مقابل جریان فکری موسوم به اصلاح طلب نیز از فیلم جدید حاتمی کیا حمایت کرده که بارزترین نشانه آن حمایت محمد قوچانی از این اثر است.”

این کانال هشدار داده است که “ممکن است جماعت اصلاح طلب و حتی اپوزیسیون با حمایت از حاتمی کیا تلاش کنند تا در این جشنواره فیلم او را به نفع خود مصادره کنند.”

البته برخی دیگر از رسانه‌های اصولگرا طور دیگری منتظر غافلگیری “خروج” هستند. خبرگزاری فارس در این باره گزارش منتشر کرده و با بیان اینکه ” ابراهیم حاتمی‌کیا فیلمسازی است که با هر اثرش سینمای ایران را از بُعد تکنیکی یک گام به جلو می‌برد”، نوشت: «حال باید منتظر ماند و دید «خروج» او در سی‌وهشتمین جشنواره فیلم فجر چه شگفتانه‌هایی برای مخاطبان به همراه دارد.

خروج شنبه شب برای اولین بار در جشنواره اکران شد هنوز واکنش های زیادی به آن در دست نیست، اما محمد رضا زائری فعال فرهنگی اصولگرا در توئیتی در این باره نوشته است: «فیلم”خروج” واقعا دیدنی بود! وسط خبر‌های تلخ این روز‌های سخت، تماشای کار جدید حاتمی کیای عزیز خستگی از جانم بدر برد! فقط نگرانم قضاوت بدبینانه برخی تنگ نظران گرفتارش کند! وضوگرفتن کنار سگ یا مچ بند سبز یا حصر و زندان جوانان را بهانه کنند و نشانه‌های سیاسی بدانند و… خدا رحم کند!»

معین احمدیان، دبیرگروه فرهنگی روزنامه «فرهیختگان» امروز در یادداشتی نوشت: “در اولین مواجهه با «خروج» غافلگیر خواهید شد؛ یک حاتمی‌کیای متفاوت و یک فیلم متفاوت در سینمای ایران و البته قهرمانی که در همان دقایق ابتدایی، درگیر تنهایی و چشمان نافذش می‌شوید. اما همه فیلم قرار نیست ما را در نشئه بازی قهرمان در میان لانگ‌شات‌های مزرعه پنبه باقی بگذارد. فیلمساز سراغ یک اعتراض واقعی رفته است.”

 

خروج حاتمی کیا از قاعده اکران در سینما 

با شیوع کرونا ، تعطیلی سینماها و طولانی شدن حضور ویروس کرونا در جامعه و تداوم طولانی شدن تعطیلی سالن‌های سینما حاتمی کیاء و سازمان هنری اوج تصمیم خود را مبنی بر نمایش آنلاین فیلم «خروج» برا اعلام کردند. البته این تصمیم پس از موافقت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و مراجع قانونی نمایش اعلام شد.

سعید خانی، تهیه‌کننده سینما و مدیرعامل شرکت پخش «خانه فیلم» درباره اکران آنلاین فیلم‌های سینمایی با توجه به تعطیلی سینماها، به خبرنگار ایرناپلاس گفت: شخصاً  با این مسئله مخالف هستم. حبیب اسماعیلی یکی دیگر از تهیه‌کنندگان سینما، درباره اکران آنلاین فیلم‌های سینمایی، گفت: اکران فیلم‌ها به‌صورت آنلاین اتفاق بسیار خوبی است. با توجه به اینکه فصل خوب سینما را تقریباً از دست داده‌ایم و فیلم‌ها در ترافیک اکران می‌مانند، فکر می‌کنم خیلی خوب است برخی از فیلم‌ها را که ممکن است با این اتفاق نمایش آنها به تعویق بیفتد و در اکران هم جزو فیلم‌های خیلی موفق  نباشند، به نمایش درآیند. قطعاً به سود تهیه‌کننده هم هست که فیلم را به این طریق نمایش دهند. البته مشروط به اینکه با قیمت مناسب و کمک‌ سازمان سینمایی فیلم خریداری شود.

مرتضی شایسته ، تهیه‌کننده سینما می گوید : به اعتقاد من اتفاق بسیار خوبی است. در حال حاضر چاره‌ای هم نداشتیم. چون بینندگان فیلم‌ها که دیگر نمی‌توانند به سینما بروند، آنلاین می‌توانند این آثار را ببینند. من این کار را خیلی می‌پسندم. ما دو شرکت بزرگ داریم یکی فیلیمو و دیگری نماوا. این دو شرکت می‌توانند این فیلم‌ها را نشان بدهند. یعنی چنین قابلیتی دارند و صاحبان فیلم‌ها می‌توانند به حقشان برسند. این دو شرکت قدرت و توان این را دارند که در حد نت فیلیکس داخلی باشند.
روابط عمومی فیلیمو و نماوا:

 در سومین روز اکران اینترنتی فیلم سینمایی “خروج” به باشگاه میلیاردی‌‌ها پیوست .

پس از گذشت ۳ روز و ۲۱ ساعت از ادامه اکران “خروج” در سینمای آنلاین فیلیمو و نماوا، این فیلم از مرز یک میلیارد فروش در مجموع دو پلتفرم گذشت.

با مجموع آمار هر دو سرویس فیلیمو و نماوا، ۸۴ هزار و چهارصد بلیط در ۳ روز ۲۱ ساعت به فروش رفته که در آمدی  بیش از یک میلیاردی به همراه داشته است. از طرفی طبق معیارهای سنجش تعداد تماشاگر در شبکه نمایش خانگی یعنی در نظر گرفتن حداقل ۲/۵ تماشاگر به ازای یک بلیط، دسترسی ۶ ساعته به محتوا و امکان تماشای خانوادگی، مجموع تعداد تماشاگران فیلم خروج در دو سرویس وی‌او‌دی فیلیمو و نماوا را می‌توان حداقل ۲۱۱ هزار نفر برآورد کرد.

“خروج ” در حالی به باشگاه یک میلیاردی‌‏ها پیوسته است که اولین بار است بعد از شیوع ویروس کرونا سینماها  یک فیلم به صورت اینترنتی اکران می‌شود. این تجربه در اکران فیلم سینمایی داستانی قبلا در کشور وجود نداشته است و با مشکل  نسخه غرقانونی نیز دقایقی بعد از اکران آنلاین روبه‌رو شد.

 

بازدید حاتمی‌کیا از پلتفرم‌‏های پخش آنلاین فیلم

ابراهیم حاتمی کیا کارگردان فیلم سینمایی “خروج” از فیلیمو بازدید کرد تا از نزدیک در جریان وضعیت پخش و فروش آنلاین این فیلم با حضور مدیران ارشد دو سرویس فیلیمو و نماوا قرار گیرد.پس از اعلام فروش یک میلیاردی فیلم “خروج” و برآورد ۲۱۱ هزار نفر تماشاگر با احتساب معیارهای سنجش تعداد تماشاگر در شبکه نمایش خانگی یعنی در نظر گرفتن حداقل ۲/۵ نفر به ازای یک بلیط، ابراهیم حاتمی کیا ظهر روز شنبه ۳۰ فروردین ۹۹ در بازدیدی از پلتفرم فیلیمو از نزدیک در جریان روند فروش این فیلم قرار گرفت.

در این بازدید طرفین به ادامه این حرکت‏ نو و جریان‌ساز در سینما تاکید کردند و این اقدام را مقدمه  راهی دانستند که سینمای جهان مدت‌ها قبل در آن مسیر حرکت کرده است. با توجه به نامعلوم بودن زمان بازگشایی سینما‏ها و ادامه‌دار بودن اکران اینترنتی خروج، طرفین این دیدار طرح “سینمای آنلاین” را اقدامی درست برای مردم و اهالی سینما دانستند تا هم مردم سرگرم باشند و هم هنر-صنعت سینما به رونق و شکوفایی خود ادامه دهد. همچنین فیلم‌سازان می‌توانند طی این طرح دریچه‌های جدیدی برای نمایش فیلم‌‏هایشان را تجربه کنند تا دیگر مجبور نباشند در صف اکران بیاستند.

در جریان این بازدید با تاکید بر اینکه صنعت سینما به خاطر شیوع ویروس کرونا دوران سکون را پشت سر می‌گذارد و سینمادار و فیلم‌ساز هر دو با هم متضرر هستند، متولیان “سینمای آنلاین” ادامه این اقدام را نیازمند قانون‏گذاری درست در زمینه “کپی رایت” و “مالکیت معنوی” دانستند. امری که باعث می‌شود تا مسیر برای فیلمسازها و صاحبان سرمایه هموار باشد و حقوق مولفان و صاحبان آثار به دلیل نبود کپی رایت تضعیف نگردد و بدین‌ترتیب مابقی اهالی سینما به این طرح اعتماد کنند و چراغ “اکران آنلاین” روشن بماند.

در پایان این بازدید ابراهیم حاتمی‌کیا روند و نحوه فروش فیلم سینمایی “خروج” را در دو سرویس فیلیمو و نماوا از نزدیک مورد بررسی قرار داد.

 

شورایعالی تهیه‌کنندگان سینمای ایران

نمایش فیلم سینمایی “خروج” در “سینما آنلاین” بدون آن که هنوز رنگ سالن‌های سینما را دیده باشد، ثابت کرد که کار “نشد” ندارد.

شورایعالی تهیه‌کنندگان سینمای ایران درپی نمایش اولین فیلم به‌صورت آنلاین، اطلاعیه‌ای صادر کرد. در این اطلاعیه آمده است: معتقدیم سینمای ایران در شرایطی که ویروس کرونا تحمیل کرده، چاره‌ای جز آنلاین شدن ندارد. این چرخش همزمان با نمایش در سالن‌های سینما به مسیر نمایش در فضای مجازی در قالب وی او دی  یک چرخش تمدنی است که پیش از این در کشورهای ‌پیشرفته به طور موفق تجربه شده و حالا با زیرساخت‌های اینترنتی موجود، امکان تحقق آن در کشورمان وجود دارد. متولیان دولتی سینما، باید در این بزنگاه تاریخی، دوره‌ی کرونایی را مغتنم دانسته و سینمای ایران را در این چالش جدید، از رکود به بالندگی و رونق اقتصادی برسانند. این یک توفیق اجباری است که پیش از این به دلیل نبود عزم جزم مسوولان، اعتماد به نفس دست اندرکاران و به خطر افتادن منافع گروهی اندک، امکان تحققش کم بود. اما حالا با به کار گرفتن قدرت تخریبی هرکولی به نام کرونا، می‌شود کاری کرد کارستان!

نمایش فیلم سینمایی “خروج” آخرین ساخته ابراهیم حاتمی‌کیا در “سینما آنلاین” بدون آن که هنوز رنگ سالنهای سینما را دیده باشد، ثابت کرد که کار “نشد” ندارد. فقط کافی است متولیان امور، فرصتی را فراهم کنند که کل ظرفیت “وی او دی” کشور به خدمت گرفته شود. و از طرف دیگر جلوگیری از دانلود غیرقانونی بطور بسیار جدی در دستور کار قرار گیرد، یا اگر امکان فنی آن فراهم نیست، از نظر اقتصادی ساز و کاری را تدارک ببینند که عملا استفاده از مال دزدی و قاچاق، برای سوءاستفاده کنندگان مقرون به صرفه نباشد. در این میان کم کاری سازمان صدا و سیما در تبلیغ “سینما آنلاین” غیرقابل اغماض است. واضح است که این سازمان نباید این نوع نمایش را رقیب خود بداند، بلکه باید چون گذشته با همراهی و مساعدت خود از طریق تبلیغات گسترده، به ایجاد فرهنگ فیلم دیدن قانونی ، مردم را در گذر به این دوره‌ی جدید تمدنی، مشایعت کند.

در چنین حالتی، شورای عالی تهیه کنندگان سینما اطمینان دارد تماشاگران سینمای ایران در حمایت از سینمای محبوب و نجیبشان پای کارند و این سینما را حتی در سخت‌ترین شرایط تنها نمی‌گذارند.

ما معتقدیم با استحکام سینما آنلاین، تولیدات سینمایی در دوران پسا کرونا رونق خواهد گرفت و از این رونق، سالن‌های سینما نیز به موازات صنعت “وی او دی” بهره‌ها خواهند برد و مگر نه این که به فرموده رهبر انقلاب سال ۱۳۹۹ باید سال “جهش تولید” باشد.

 

فریدون جیرانی روزنامه‌نگار و سینماگر پیشکوست :

حاتمی کیا، طبیعی‌ترین و روشن‌ترین شخصیت این سینما است که نقاب بر چهره ندارد و “خروج” تندترین، سیاسی‌ترین و تلخ‌ترین فیلم اوست.

رحمت روستایی روستای عدل‌آباد خروج می‌کند. او روستاییان را فرا می‌خواند تا با تراکتورهایشان با هم به تهران دفتر رییس جمهور بروند. رحمت معتقد است، مدیران میانی قادر به حل مشکلات روستای عدل‌آباد نیستند و باید با بالاترین مقام کشور مشکلات این روستا را حل کند. خروج با سفر شروع می‌شود و با برخورد تند و عصبانی مشاور رییس‌جمهور به سرانجام نزدیک می‌شود و… و سرانجام فیلم تمام می‌شود.

این پایان باز، فیلم خروج را از دیگر آثار حاتمی‌کیا جدا می‌کند. تفاوت خروج با دیگر آثار حاتمی‌کیا به قهرمانش برمی‌گردد. قهرمانی که درگیری‌های عاطفی حاج کاظم و حیدر ذبیحی را ندارد. قهرمانی که عصبانی نمی‌شود و در مقابل برخورد تند مشاور رییس جمهور که اسمش را می‌پرسد، عصبی ولی آرام اسمش را می‌گوید، با همان صلابتی که امیلیانو زاپاتا اسمش را به رییس جمهور مکزیک گفت.

قهرمان خروج نه دوستی دارد، نه خانواده‌ای، او تنهاست. او قهرمانی است خشک، جدی و مصمم. انگار این شخصیت وظیفه‌ای بر دوشش گذاشته تا در جست‌وجوی عدالتی فراموش‌شده و به زمین نشسته اعتراض آرام فرودستان را رهبری کند. و چقدر قریبیان نقش این رهبر فقیر فرودستان را باورپذیر و جذاب درآورده است.

قریبیان و این شخصیت، خروج را متفاوت کرده است. اما متاسفانه روابط کهنه‌ی پیرمردهای روستایی در طول سفر و تشتت داستان در میانه و نبودن شخصیت‌هایی نظیر ( عباس) و (سلحشور) و خالی بودن سفر از کشمکش، لطمه‌ی فراوان به سینمای اثر زده است. در آژانس شیشه‌ای عباس و سلحشور (حاج کاظم) را کامل می‌کردند.

اینجا برعکس روستاییان کنار رحمت نه تنها او را کامل نمی‌کنند، مانعی هستند برای ارتباط بیننده با قهرمان و اعتراض آرام. خوشبختانه پرده اول که شروعی خوب برای معرفی قهرمان طراحی شده و پرده‌ی سوم، سرانجام اعتراض، پایان مردد فیلم، تصویر نمادین آخر باعث شده خروج به سرنوشت گزارش یک جشن دچار نشود و سرپا بماند.

در گزارش یک جشن سرگردانی فکری حاتمی‌کیا در مقابل وقایع ۸۸ فیلم را آشفته کرد. اینجا برعکس تاثیر وقایع آبان روی حاتمی‌کیا به نزدیکی بیشتر او به طبقه‌ی فرودست انجامیده است.

حاتمی‌کیا در خروج سعی کرده به اعتراض آرام فرودستان مشروعیت ببخشد. یادمان باشد که حاتمی‌کیا از دل انقلاب و جنگ می‌آید، با آرمان نسل اول انقلاب (عدالت اجتماعی) اما معنای حرف من این نیست که حاتمی کیا در تاریخی از نظر فکری باقی مانده است . حاتمی‌کیا اینقدر باهوش است که پنجره‌های خانه‌اش را باز کند تا هوای تازه به داخل خانه اش بیاید. او می‌داند تا در این هوای تازه نفس نکشد، تغییرات جامعه‌اش را درک نخواهد کرد و اگر درک نکند از نسل امروز عقب خواهد ماند و نمی‌خواهد عقب بماند.

به اعتراضاتی که می‌کند و حرف‌هایی که می زند، به زیاده خواهی‌اش و طلبکاری همیشگی‌اش از سینما توجه نکنید. او طبیعی‌ترین و روشن‌ترین شخصیت این سینما است که نقاب بر چهره ندارد. به همین دلیل است که یک فیلمش می‌شود “به رنگ ارغوان” ـ که من عاشق آن فیلم هستم ـ فیلم دیگرش می‌شود “دعوت” که حرکت در وادی‌ای است که نمی‌شناخته است. و حالا فیلمش شده است “خروج”. فیلمی که می‌خواهد در آن از دغدغه‌ همیشگی‌اش عدالت اجتماعی بگوید، آن هم در شرایطی که بین فرودستان و دولت فاصله افتاده است. خروج تندترین، سیاسی‌ترین و تلخ‌ترین فیلم حاتمی‌کیاست.

 

وحید جلیلی : ورود حاتمی کیا به زوستا به عنوان منطقه ممنوعه و خط قرمز

سینما و تلویزیونِ ایران، اگر هم گاهی از سرِ ترحّم یا تنوّع، نگاهی به این سو بیندازند؛ روستا و دهقان و برزگر را نوعاً به عنوان مزّه و شوخی، یا خس و خاشاکِ صحنه استفاده می‌کنند و کم‌تر سالی است که حتی ۵ درصد فیلم ها، دوربین‌شان به سمت ماجراها و قهرمان‌های ۷۰ درصد ایران(روستاها و شهرهای کوچک) بچرخد.

“ توی دِه راهش نمی‌دادند سراغ خانه کدخدا را می‌گرفت” این ضرب المثل دهاتی، حالا در فیلم حاتمی کیا صورتی شهری و مدرن پیدا کرده است: “طرف را توی سینما راه نمی‌دادند، سراغ دفتر رئیس جمهور را می گرفت. “

“مزرعه”، یک لوکیشن کاملا آشنای هالیوودی و از پرتکرارترین مناظر در سینمای آمریکا است؛ اما در سینمایِ آمریکا فیل‌ها (و البته آمریکا الاغ‌ها)ی ایران، مزرعه و روستا؛ معمولا منطقه ممنوعه و خط قرمز محسوب می شود.

سرمایه داریِ رانتیِ لیبرالِ ایران،  تنها در صورتی حاضر است صندوق ذخیره فرهنگیان و بانک ها و دیگر منابع عمومی را برای سینمای تهران شمالی،  تاراج کند که قبلا قول گرفته باشد داهاتی‌ها و جوات موات‌ها را از ذهن جامعه بفراموشانند!

در طول بیش از دو دهه، در سینمای اِشغالی ایران، سهم چندانی به حدود ۳۰ درصد ایرانی ها که در روستاها زندگی می کنند و بیش از ۷۰ درصد ایرانی ها که در شهرهای بزرگ زندگی نمی کنند؛ نرسیده است.

 

اگر هزار فیلم سینمایی در لوکیشن های بین شهرک غرب و کامرانیه ساخته شود آیا امیدی هست  در کنار آن؛ دردها و حماسه ها و نیازها و ظرفیت ها و قهرمان ها و ماجراهای دراماتیکِ عیسی آباد فارسان، جلایر ساوه، شگیم بلوچستان، گوار اراک،کوتاه دره نهاوند، افین قائنات، وامنان آزاد شهر، کَزَج اردبیل، بلبل آباد بشاگرد، رکن آباد یزد، صدخرو سبزوار، سیروان ایلام، خانوک زرند، عمری نیک شهر،کرفس همدان، فلارد لردگان، قره داغ بوکان، غنی آباد بشرویه، چاش قائم شهر، سرتنگ لیراب کهگیلویه ، تخته جان درمیان و بیش از “شصت هزار” روستای دیگر؛ در حد تهران یا نصف آن یا یک پنجم آن یا یک دهم آن در سینمای ایران منعکس شود؟

****

حتی آنها که در تهران و دیگر شهرهای بزرگ، زندگی می کنند نیز فقط در دو حالت امکان بازنمایی در قاب سینمای اِشغالی ایران را دارند: یا جزو طبقه مرفهِ بی هویتِ غربزده (که برای رد گم کردن و بی هیچ معیاری،  طبقه “متوسط” نامیده می‌شوند!) باشند و یا  جز نکبت و فلاکت و سیاهی و تباهی و ناامیدی و اندوه را تداعی نکنند.

بخش مهمی از این قواره قناس و کج و معوج؛ نتیجه  فروکاستن “نقد سینما” به “نقد فیلم” است.کار صنعت مفرّح نقد فیلم در ایران، که هواداران زیادی از نوجوانان دبیرستانی تا ژورنالیست های ذوق زده دارد؛ انکار سینما به مثابه یک کلیت و یک امر ملی؛ و تعمیق این بی ریختی  در فیلمسازی بی قواره کشور است.

****

هالیوودی‌ها “گاوچران” (COWBOY) را به یکی از قهرمانان اصلی سینما در جهان تبدیل کردند و بسیاری از هنرپیشه های تراز اول سینمای غرب را در لباس کشاورز و مزرعه دار و گاوچران دیده ایم؛ اما سینما و تلویزیونِ “طبقه متوسط!” ایران، اگر هم گاهی از سرِ ترحّم یا تنوّع، نگاهی به این سو بیاندازند؛ روستا و دهقان و برزگر را  نوعا به عنوان مزّه و شوخی، یا خس و خاشاکِ صحنه استفاده می کنند و کمتر سالیست که حتی ۵ درصد فیلم ها، دوربینشان به سمت ماجراها و قهرمان‌های ِ۷۰ درصد ایران (روستاها و شهرهای کوچک) بچرخد. در چنین سینمایی حاتمی کیا در بیستمین فیلمش به زیارت مزرعه داران ِروستای شهید پرور عدل آباد رفته است.

****

پرسش حاتمی کیا از اساس پرسش غلط و غیرمنصفانه ای است و رئیس جمهور محترم و محبوب را -که در انتخابش، رای  سلبریتی ها و از جمله خود حاتمی کیا را داشته – بی خود نشانه رفته است.

دهاتی ها را در این دوره به کجا راه می‌دهند که حالا یقه رئیس جمهور را بگیریم که چرا به پاستور راهشان نمی دهی؟!

****

حاتمی کیا خوب می داند آن مرد که برای رحمت و نه برای قضای حاجت، هلی کوپترش در روستا می‌نشست؛ رفته است؛ و گزارش جشن خداحافظی‌اش را،  رفقای فیلمساز با شوق زایدالوصفی در بوق کردند.کسانی که بیشتر از  نقاط ضعفِ مهم و خسارت بارِ او با نقاط قوتش مشکل داشتند و از جمله این که برای یحیی‌ها بیش از بچه سوسول‌های سعادت آباد، برای رحمت‌ها بیش از سلبریتی‌ها و برای عدل آباد بیش از پاستور، ارزش قائل بود.

و امروز تراکتور رحمت، هر کجای تهران که بایستد (از جمله خانه سینما یا هر کدام از دفاتر فیلمسازی) همان قدر غریبه و وصله ناجور است که جلوی ریاست جمهوری.

این ریاست جمهوری یک شبه از مریخ نازل نشده بلکه سال‌ها در زمین مساعد یک عقبه فرهنگی – اجتماعی – رسانه ای – سینمایی- تلویزیونی بالیده و به چنین قامت موزونی رسیده است.

****

۳۰ سال است نزدیک به ۷۰ درصد مردم ایران از جمله حدود ۳۰ درصدی که در روستاها زندگی می کنند، اجازه ورود به هیچکدام از ایالات متحده تهران شمالی (از جمله سینما) را ندارند.

اخذ ویزا برای ورود روستاییان به سینمای ایران  تنها در صورتی ممکن است که قبلا دعوت‌نامه‌ای از کن و برلین و ونیز و… برای نمایشِ “تباهی شان” داشته باشی و نه “انگیزه و تحرک و حماسه وفرهنگ و تلاش و آرمان و امیدشان”.

****

تجزیه‌طلبان سالهاست تلاش کرده‌اند تا کشور خودشان را در  قلب جمهوری اسلامی، تاسیس کنند و به خودمختاری هم قانع نیستند چرا که ایالت‌های خودمختار در حوزه دفاعی و سیاست خارجی تابع حکومت مرکزی‌اند و تجزیه‌طلبانِ تهران شمالی، پیش از هر چیز با سیاست خارجی و قدرت دفاعی جمهوری اسلامی مخالفند.

قدرت دفاعی ای که اصلی ترین پشتوانه اش به گواهی دقیقِ حاتمی کیا، همچنان؛ عباس ها و رحمت ها و یحیی ها و نرگس ها هستند که با برجام یک و دو و سه و… هم نمی توان خنثایش کرد.

****

درهای “صنعتِ تخدیرِ تهران شمالی” که دوست دارند “سینمای ایران!” بنامندش، فقط به روی روستاییان ایران بسته نیست؛  در طی ۳۰ سال گذشته به ندرت یک سردار ایرانی از همت و باکری و خرازی گرفته تا زین‌الدین و صیاد و احمد کاظمی و قاسم سلیمانی اجازه ورود به قاب دراماتیک سینما و تلویزیون  ایران را داشته اند.

درهای قلعه سینمای تهران شمالی، عمدتا بر روی قهرمانان ایران بسته بوده است و هزاران کماندار قلم به دست و غیور،  بر باروهای فجازی کشیک می‌کشند، مبادا قلعه به روی مردمانی که آرمانشهرشان غرب نیست، گشوده شود. یکی دو صحنه اش را  در واکنش رسانه “ملی” جمهوری اسلامی به “به وقت شام” و نشست خبری “خروج” در جشنواره “فجر” دیدیم.

هزاران  دانشمند و پژوهشگر و متخصص و مخترعی که ایران را در نانو تکنولوژی، بیوتکنولوژی، هوافضا، انرژی هسته‌ای، صنایع نظامی و غیره به رده‌های اول تا هشتم جهان رسانده‌اند؛ اجازه ندارند در کنار تصویر پر تکرار قاچاقچی ها و معتادها و دزدها وعرق خورها و لات ها و و فاحشه‌های مدرن  و… حتی یک فریم، حتی یک پلان در این سینما و تلویزیون دیده شوند.

سلبریتی‌هایی ‌که حتی از حضورشان در حلقه‌های چند ده نفری، سلفی منتشر می‌کنند و لایک می‌گیرند و “ما بیشماریم” هشتگ می کنند، در انقلابِ دهها میلیونی ایرانی‌ها؛ در پاسداشت حاج قاسم از اهواز تا تبریز و از مشهد تا اصفهان و از تهران تا کرمان، غایب‌اند و چه بسا خشمگین از موج اقیانوسی که حاج قاسم را چونان کشتیِ نجات، بر دست و دیده نشانده بود.

****

حالا اما “صنعت تخدیر تهران شمالی”که با شناسنامه جعلی “سینمای ایران” میشناسیمش شگفت زده و خشمگین است.

حاتمی‌کیا خروج کرده است و با تراکتور از روی همه قواعد سینمای تهران شمالی – سینمایی که خود، دیرزمانی گروگانش بود – رد شده است.

“خروج”؛ورود مصمّم به خط درگیری است.

تهران شمالی، سال ها کوشیده است سینمایش را با شاسی بلندهای چشم پرکن و دخترکان بزک کرده و تیکه های سیاسی و شوخی های جنسی غالب کند.

تراکتور دربرابر سانتافه؛

پیرمردان و پیرزنان در برابر تین‌ایجرهای عشوه‌گر،

فریاد صریح سیاسی در برابر آروغ های آنارشیستی نئوکان‌های وطنی،

و منطق نجیب و محکم ایرانی در برابر پرده دری غربزده های سخیف؛

سینمای دگراندیش انقلاب را دوباره سرافراز کرده است.

خروج اگر چه فرصت اکران بر پرده نقره ای را نیافت اما جنس داستان و تصویرش از “سینما”یی‌ترین‌های این سال‌هاست.

****

رحمتِ بخشی همان عباس حیدریِ آژانس شیشه ای است که روی زمین کار می کرد با تراکتور – و بعد از جنگ، بی تراکتور- و حتی دفترچه بیمه هم نداشت و حالا پس از ۲۲ سال بازگشته است تا از حاج کاظم که روزی در ابتدای دوم خرداد، اسلحه سینما را به دست گرفته بود تا از حق او دفاع کند؛ بپرسد در تمام این سال ها کجا بوده است؟

و شاید بگوید:”می دونی دسته بره نفر برگرده؛ همون نفر هم بره و برنگرده یعنی چی؟”

و آیا مطالباتش در این همه سال، به اندازه  سوالاتِ پوچ گلشیفته فراهانی که “چرا در مقابل متجاوزی مثل صدام از خودتان دفاع کردید!” ارزش طرح در سینما نداشته است؟

عباس – این بار با موی سپید و چهره شکسته- آمده است تا بپرسد در تمام این سال ها که ده‌ها بلکه صدها فیلم در دفاع از دغدغه  بچه سوسول های سعادت آباد و شهرک غرب ساخته شد؛ حاج کاظم‌هایی که مشفقانه دل به دل “طبقه متوسط بی هویت پرافاده” داده بودند چرا حتی یک بار، سراغی از رحمت و یحیی  نگرفتند؟

حاتمی کیا- شاید به دعای مادرانی که سربند “کلنا عباسک” فرزندانشان را در سجاده دارند – دوباره به عباس برگشته است و فهمیده است که آنان که در تمرّد از توصیه آوینی؛ سال‌ها یاسین به گوششان می خواند؛ وقتش را هدر کرده اند و نجات در همان کلمات ملکوتی سید شهیدان اهل قلم است که گفت: “جز برای شقایق ها مخوان”!

و “خروج” شاید بیش از آن که دیالوگ رحمت و رئیس جمهور باشد؛ گفت‌و‌گوی عاشقانه حاج کاظم و عباس است که از پس سال ها نه در خیابان شلوغ توسعه، که در کوچه تنگ سینما دوباره هم را یافته اند.عباس اما –گویی از بهشت- پاسخ تمام دغدغه ها و پرسش های سالیان حاتمی کیا را با خود آورده است.

****

حالا دیگر حاتمی کیا می بیند که یحیی‌ها نه تنها با پدر گلاویز نمی‌شوند که چرا به جنگ متجاوز رفتی بلکه به پشتوانه نرگس هایشان محکم تر از پدر؛ روانه دفاع از میهن با شکوه شهیدپرور خویش اند.

این یحیی ها و نرگس ها، درست در همان سال هایی برآمدند و بالیدند که رفقای لیبرال حاتمی کیا داشتند او را مجاب می کردند: “دهه ت گذشته مربی”؛ انقلاب سترون شده و جوان ایرانی، سمبلی جز دخترکان عاشق استریپ تیز در استودیوهای پاریس ندارد!

در تمام سال هایی که گندمزارها در حال تبدیل به مناطق آزاد تجاری بود؛ صاحبان آن مناطق آزاد در تهران شمالی، قلم به دست هایی داشتند که حاتمی‌کیاها را به تردید در حقانیت عباس ها و دل دادن به وسوسه خناس ها فرا می‌خواندند.

اما حججی ها و صدرزاده‌ها و حریری‌ها و بیضایی ها و کوچکی ها و جاودانی ها و… و “یحیی”‌ها نشان دادند که “دهه‌ت گذشته مربی”؛ برای لیبرال های بی وطن، رویای شیرینی بود که به کابوسی تلخ  بدل شد.

امروز حاتمی کیا در آستانه رهایی کامل از لیبرال هاییست که سال ها تلاش کردند او را در دفاع از آرمانخواهی “به تعارف بیاندازند”،او حتی بر خلاف حاج کاظم که تحمل دود موتورسیکلت های معترض به لیبرالیسم فرهنگی، را نداشت، با دود تراکتورهایِ دشمنِ لیبرالیسم تجاری، صفا می‌کند و قلبا به آرامش می رسد اگرچه برای ریه هایش که سال‌ها آماج بمب های شیمیایی روشنفکرها بوده و نفسش را تنگ کرده،  ضرر داشته باشد.

حاج کاظم به وضوح می بیند آنها که دغدغه شان متهم کردن دفاع و مقاومت بود از صف کشیدن جلوی سفارت خرس نقره ای به  استریپ تیز در استودیوهای پاریس رسیده اند؛ از اول هم غیر از این یوتوپیا و آرزویی نداشتند ولی آروغ های روشنفکری‌شان را همچون بمب شیمیایی بر سر حاج کاظم ها می ریختند تا زمین گیرشان کنند  و از خواندن برای شقایق ها و مطالبه حق عباس ها و رحمت ها وروایت زیباییِ یحیی ها و نرگس ها، بازشان دارند.

****

حاج کاظم در تمام این سال ها بین احمد کوهی و سلحشور در تردّد بوده است.

غرب زده ها و لیبرالها همان سلحشورِ توجیه‌گر و مکّارِ “آژانس شیشه‌ای”اند که حاج کاظم را هم بازی داد و به وعده های پوچ،  تلاشش را هدر کرد.

سینمای حاتمی کیا در سال هایی که گروگان مکرِ سلحشور بود؛ ماشینی بود خوش رنگ و لعاب که سوئیچ نداشت و حرکت نمی کرد و نمی توانست هیچ عباس حیدری و رحمت بخشی ای را نجات بدهد.

آن ها که در جشن انفعال حاج کاظم؛ روبان قرمز پاره کردند و با موج مرده رقصیدند، تاب خروج او از ارتفاع پست و اوج حقیقی اش  با رحمت ها و یحیی ها را ندارند.

و “اوج” همان احمد کوهیِ مریدِ مربّی است که با هلی‌کوپتر می رسد.

در روزگاری که هلی کوپترها بر زمین مزرعه ای نمی‌نشینند جز به اجبارِ مزاج بی قرارِ کارگزارانی که شوقِ گفت و گویشان با  کدخدای قاسم‌کُش است و نه با کشاورزهای یحیی پرور.

****

خبر نداریم که بالاخره آرزومندِ “کدخدای مودب و باهوش”، میز گفت و گو با  رحمت داغدار یحیی را هم به رسمیت شناخت یا نه؛ و اگر چیزی بینشان گذشت ثمری داشت یا خیر.

خروج، پاسخی به این سوال‌ها نمی‌دهد و چه بهتر؛ بگذار بلاتکلیفی مطالبه گری ـ آن‌چنان که در واقع هم هست ـ اذیتمان کند و شاید به چاره جویی برانگیزانَدِمان؛ اما “خروج”؛ یک نوید با خود دارد :

جنگ پارتیزانی فرزندان انقلاب در کوچه پس کوچه های سینمای ایران برای پس گرفتن سینمای گرانقدرِ ملی از تجزیه طلبان تهران شمالی، در جریان است. و پرچم افراشتنِ حاتمی کیا در میدان، مژده ای چون حضور چمران در پاوه است.

 

برچسب ها :

سینما ، سینمای ایران ، تهران ، ایران ، فیلم سینمایی ، ابراهیم حاتمی‌کیا ، کارگردان ، فیلم ، فریدون جیرانی ، روستا ، شبکه نمایش خانگی

 

مربوطه به : فرهنگیهنرمنداناجتماعیسینما و تلویزیوناخبارپایگاهاخبارآخرین عناوین

کلمات کلیدی: , , , , , , , , , ,

کانال تلگرام بقاع نیوز امامزادگان

RSS

دیدگاه شما :