کدخبر : 24816 |

نگاه رسانه ها،منتقدان به پایتخت ۶


سریال پایتخت از مرحله نگارش تا پخش زیر نظر مستقیم بخش‌های مختلف صداوسیما تولید می‌شود. آیا باید پذیرفت همه این بخش‌ها در نادیده گرفتن مشکلات متعدد پایتخت اشتباه کرده‌اند؟!

به گزارش بقاع نیوز: آغاز فصل ششم سریال پایتخت با انتقادات منتقدان همراه بود و پخش قسمت پانزدهم آن دستور رئیس صدا و سیما جهت بررسی را در پی داشت . شامگاه ۱۸ فروردین نشست بررسی سریال پایتخت ۶ با حضور کارگردان ، مشاور سریال ، دو تن از منتقدان برگزار شد .

نگاهی نقدهای منتشره و گزارشی از نشست بررسی سریال پایتخت ۶ در شبکه ۱ سیما ما را با زوایای نگاه منتقدان و کارگردان آشنا می کند .

سریالی که محبوب شد اما مخالف هم زیاد داشت

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، سریال «پایتخت ۵» امسال از همان ابتدای پخشش تا زمانی که قسمت‌های پایانی روی آنتن رفت، موافقان و مخالفان زیادی داشت و موضع‌گیری‌های مختلفی هم درباره آن می‌شد. خاشیه‌های زیادی نیز از ابتدا همراه این سریال بود که در فضای مجازی، سایت‌ها و خبرگزاری‌ها منعکس می‌شد که هرازگاهی سازندگان این سریال هم در پی پاسخ بر می‌آمدند و جوابی به این حواشی می‌دادند.

این سریال که در نظرخواهی خبرآنلاین از نظر کاربران به عنوان برترین مجموعه نوروزی امسال  شناخته شد از نگاه برخی نسبت به فصل‌های قبلی موفق‌تر بود و نظر عده‌ای دیگر از مخاطبان و کاربران را هم نتوانست آن‌طور که باید و شاید جلب کند.

نظر کاربری به نام هومن که در ادامه می‌آید، گواه این ادعاست: «تو کشورهای پیشرفته اگه قراره یک سریال در چند فصل و در سال‌های متمادی ساخته بشه معمولا از همون اول فیلمنامه کل فصول نوشته شده و یا حداقل خط مشی کلی داستان مشخصه و بر همین مبنا با بازیگران اصلی قراردادهای بلندمدت منعقد میشه اما اینجا از اونجایی که همه چیز الهی به امید تو پیش میره یک سریال ساخته میشه بعد که با اقبال عمومی مواجه شد فصل‌های بعدی بدون هیچ هدف مشخصی و صرفا برای کسب درآمد بیشتر ساخته میشه و همین میشه که یکی از بازیگرا تو یه فصل میره ماموریت و تو فصل بعدی که از اومدنش قطع امید میکنن اونو میکشن … واقعا جای تاسف داره.»

اما شاید جالب باشد که کاربر دیگری با نام حسودی ممنوع دقیقا نظری متفاوت با هومن داشته و نوشته است: « خسته نباشید عرض میکنم به آقای سیروس مقدم و همه کسانی که در این سریال دست داشتند. و آقایان بجای حسودی تلاش کنند برای مردم برنامه‌های خوبی تهیه کنند. مثل کار آقای سیروس مقدم سریال پایتخت.»

اما شاید اصلی‌ترین انتقادی که کاربران خبرآنلاین به این سریال وارد دانسته بودند، باز شدن پای داعش و فضای خشن جنگی به قصه کمدی و این مجموعه بود.

برای مثال کاربری به نام مهدی که ظاهرا فصل پنجم این سریال انتظاراتش را برآورده نکرده، در کامنتی نوشته است: تمام خاطرات خوبی که با این سریال داشتم خراب شد.. پایتخت ۵ سفارشی‌ترین سریال تاریخ شد.. از ژانر طنز رسید به ارزشی حماسی و…»

یا کاربر دیگری به نام سعادت در همین باره نوشته بود: «جناب آقای تنابنده من همیشه سریال پایتخت را دنبال کرده‌ام و مشتاقانه در انتظار سری پنجم آن بوده‌ام که حقیقتا شگفت‌زده شدم که در روزهای عید که شاید تنها دلخوشی کوچک ایرانی‌هاست چنین سناریوی غم‌انگیز و ترسناکی را انتخاب کردید. باید به عرض برسانم در اوج صحنه‌های خشن و ترسناک و غم‌انگیز سریال حتی اگر موقعیت طنز ایجاد شود کسی توان خندیدن به آن را ندارد. در خیلی از صحنه‌ها من مجبور شدم دخترم را که عاشق سریال پایتخت هم هست به زور از پای تلویزیون بلند کنم چون از ترس زبانش بند آمده بود. به‌هرحال خسته نباشید اصلا منکر زحمات شما نیستم. ولی واقعا این فیلمنامه مناسب عید نوروز نبود.»

مخاطب دیگر خبرآنلاین به نام علی نیز نظرش را این‌طور با ما در میان گذاشته بود: «پایتخت ساده وشادی آفرین و فضا و شخصیت‌ها صمیمی ودوست داشتنی بودند. لزومی نداشت پایتخت به داعش آلوده شود وب ه جای آرامبخشی اعصاب مردم را با خشونت داعشی خط خطی کند.»

در واقع بسیاری از مخاطبانی که حتی از قسمت‌های اول این سریال بیننده و پیگیر آن بودند با رفتن قصه این سریال به سمت ماجرای داعش موافق نبودند و خیلی‌ها نیز آن را مناسب ایام نوروز ندانسته بودند.

البته از طرف دیگر خیلی از مخاطبان نیز صحنه‌های جنگی و مبارزه با داعش و حس و حالی را که این صحنه‌ها به مخاطب القا می‌کرد، به شدت طبیعی و قابل باور توصیف کرده بودند و از این سکانس‌ها فارغ از خشونت بار بودن آنها به عنوان نقطه قوت این فصل از سریال یاد کرده بودند.

نکته دیگری که تعداد دیگری از کاربران خبرآنلاین در نظرات متعددشان به آن اشاره کرده بودند، سفارشی بودن این مجموعه و انتقاد به حمایت سازمان اوج از آن بود. بسیاری بر این عقیده بودند اسپانسر شدن اوج باعث شد تا فصل پنجم «پایتخت» به سمت موضوعی سفارشی برود و همین نیز آن را درگیر داعش کرد.

برای مثال کاربری که نامش را ذکر نکرده بود نوشت: «معلوم نبود این سریال طنز، جنگی، ارزشیه، چیه؟ از شما بعید بود آقای تنابنده، کجای این شب تیره بیاویزم قبای ژنده خود را؟»

با همه این تفاسیر می‌توان نتیجه گرفت مخاطبان «پایتخت» امسال به دو دسته تقسیم می‌شدند. طرفداران پر و پاقرص سریال «پایتخت» که از فصل اول این مجموعه را دنبال می‌کردند، موافق پیش رفتن قصه این سریال کمدی به سمت ماجرای داعش نبودند و دسته دیگر که از قسمت‌های ابتدایی لذت برده بودند، از به تصویر کشیده شدن فداکاری‌های مدافعان حرم نیز احساس رضایت می‌کردند و حتی این روند داستانی را نقطه قوت این مجموعه دانستند

همه تقصیرها با نویسنده سریال پایتخت است؟

روزنامه جوان نوشت: سریال پایتخت از مرحله نگارش تا زمانی که از آنتن تلویزیون به خانه‌های مردم برده می‌شود، زیر نظر مستقیم بخش‌های مختلف صداوسیما تولید می‌شود. آیا باید پذیرفت همه این بخش‌ها در نادیده گرفتن مشکلات متعدد پایتخت اشتباه کرده‌اند؟! آیا ممکن است نتیجه بررسی همه‌جانبه صداوسیما در گزارشی که به رئیس خواهند داد، این باشد که همه چیز سهوی بوده است؟!

شبکه «من و تو» ظهر جمعه گذشته فیلم سینمایی «همسفر» را پخش می‌کند، همان شب هم در شبکه اول سیما، قسمت آخر سریال پایتخت با ارجاع به این فیلم سینمایی و البته فیلم دیگری به نام «ممل امریکایی» به کار خود پایان می‌دهد، آیا این تقارن زمانی سهوی بوده است؟!

چطور یک شبکه لندنی ضدانقلاب تا این حد می‌تواند با محتوای یک سریال تلویزیونی در صداوسیما هماهنگ عمل کند؟ آیا نباید کمی شک کرد که همه چیز می‌تواند غیر از آن چیزی باشد که رئیس صداوسیما می‌فکر می‌کند؛ اتفاقی یا سهوی بوده است؟!

یکی از سکانس‌های بحث‌برانگیز پایتخت با بازی مهران احمدی، تکرار حرکت زشت این بازیگر در نشست خبری فیلمش در جشنواره فجر بود، آیا این هم سهوی است؟

آیا رسانه ملی حاضر خواهد بود نتیجه پیگیری دستور را رسانه‌ای کند و اگر همه کاسه و کوزه‌ها بر سر یک نفر شکست، آیا رئیس رسانه ملی آن را به اطلاع عموم خواهد رساند؟ تصور او درباره پاسخ جامعه چه خواهد بود؟ آیا خواهد پنداشت که افکار عمومی این پاسخ را از وی قبول می‌کند؟ مسلم است که چنین ساده‌انگاری از سوی جامعه، نه تنها مورد قبول واقع نمی‌شود، بلکه به عنوان روشی برای پاک کردن صورت مسئله تقبیح می‌شود.

در فرض دوم؛ اگر نتیجه بررسی معاون سیما نشان داد که صداوسیما آنچنانکه خود علی‌عسکری احتمال داده، دچار یک عملیات مرموز و دشمن فرهنگی شده، آیا باز هم رئیس صداوسیما خواهد گفت که جریان نفوذ چگونه به این سازمان راه پیدا کرده و تا این حد به توانایی رسیده‌اند که اینگونه عمل کنند؟!

یکی از اولین درس‌ها در سینما، موضوعی به نام «میزانسن» است. میزانسن که می‌توان در مفهوم کلی از آن با عنوان صحنه‌آرایی نام برد، به این معناست که بیننده قرار است چه چیزی را در فیلم یا نمایش به تماشا بنشیند. اجرای صحنه چیست، آن‌ها چه ارتباطی با یکدیگر دارند و در نهایت ترکیب آن‌ها چه مجموعه‌ای را در پیش چشم مخاطب قرار می‌دهد. پس در همین ابتدا تصور اینکه فکر کنیم آنچه در فصل ششم سریال پایتخت رخ داده، صرفاً یک سهو و اشتباه فردی بوده، باطل است. مگر اینکه صداوسیما بخواهد مخاطبان خود را تحمیق کند و این باور را جلوه دهد که همه نقایص و مشکلات این سریال که زمانی الگوی سریال‌سازی در تلویزیون نامیده می‌شد و اکنون در فصل ششم به حضیض ابتذال کشیده شده، به خطای چند فرد خلاصه شده است. هر عقل سلیمی می‌تواند عامدانه بودن آنچه در پایتخت ۶ گذشت را درک کند.

ظاهراً قرار نیست پذیرفته شود که مشکلات سریال «پایتخت ۶» در یک کلیت معنا پیدا می‌کند؛ برای همین آن را به قسمت پایانی سریال خلاصه کرده‌اند. قسمتی که در آن براساس دو فیلم مشهور پیش از انقلاب، سکانس و دیالوگ غیراخلاقی بازسازی شد تا بر نکته مستهجن آن تأکید کند. این بازسازی آنقدر عامدانه است که محسن تنابنده در اینستاگرامش با انتشار آن عکس به نام فیلم اصلی اشاره کرد تا احتمالاً کسانی که پیگیر فضای فیلمفارسی هم نبودند، بدانند که بخشی از قسمت پایانی پایتخت بازسازی از فیلم «همسفر» بوده است.

اکنون با دستور رئیس صداوسیما قرار است چه اتفاقی رخ دهد؟ آیا مدیران سیما قرار است مانند افرادی که ناگهان از خواب پریده‌اند به دنبال یک مقصر ناپیدا باشند و درآخر مثلاً نویسنده فصل ششم را به عنوان مسئول همه سهوها معرفی کنند؟!

آنچه در سریال پایتخت رخ داده، حاصل یک فرآیند چند ساله است. فرآیندی که در آن به لطف دیده شدن سریال در تلویزیون، مدیران صداوسیما خطوط قرمزی را که برای دیگر سریال‌ها در نظر می‌گیرند، برای زیاده‌خواهی عوامل تولید «پایتخت» یکی‌یکی کمرنگ و محو کردند. سریالی که فصل ابتدایی آن پر از المان‌های مذهبی و فرهنگ ایرانی و اسلامی بود، در فصل ششم خود به جایی رسید که تک‌تک شخصیت‌های آن به نمادی از بدآموزی تبدیل شدند. مفهوم ستون پنجم فرهنگی را باید در این فرآیند جست‌وجو کرد، چرا کار رسانه جمهوری اسلامی به جایی رسیده که سلبریتی‌ها برای آن راه و روش ترسیم و حتی تهدید می‌کنند که در صورت اجرا نشدن خواسته‌های زیاده‌خواهانه‌شان قهر می‌کنند!

مگر بعد از حوادث دی‌ماه سال گذشته نبود که تنابنده در ژستی اپوزیسیون مانند اعلام کرد «پایتخت ۶» آخرین کارش با صداوسیما خواهد بود؟! آن زمان افکارعمومی این بازی را به سخره گرفت و اینکه تنابنده با دهان پر از لقمه صداوسیما صحبت از برخاستن از سر سفره رسانه ملی می‌کند را ادابازی دانست، اما در داخل صداوسیما چه اتفاقی افتاد؟ حتی یکی از مدیران میانی این سازمان عریض و طویل جرئت نکرد یا نخواست از جایگاه رسانه‌ای که نان سلبریتی‌ها را می‌دهد به بی‌حرمتی صورت گرفته واکنش نشان دهد.

 

جمع‌بندی پایتخت ۶ ؛ حرکت در امتداد شب یا همسفر با ممل امریکایی؟

عجیب‌ترین اتفاق سریال پایتخت تا به امروز همین چند صحنه کوتاه است که از ماه عسل رحمت و همسرش پخش شد!

پایگاه خبری عصر ایران نوشت : پایتخت ۶ از آن انسجام و جذابیت فصل‌های قبل برخوردار نبود و اگرچه هنوز این فصل تمام نشده و ۲ قسمت از آن باقی مانده است . علی رغم تبلیغات رسمی تلویزیون اما در کل مخاطبان ناراضی به نظر می‌رسند.

در پایتخت ۶ ایده های جذابی وجود داشت مانند: آزادی ارسطو از زندان و تبعات این زندانی بودن بر زندگی او، راننده نماینده مجلس شدن نقی، اهدا اعضا بدن بابا پنجعلی بعد از مرگ مغزی او، تغییرات بهتاش و دروازبانی برای تیم نساجی، گوینده اخبار شدن هما، ازدواج رحمت و فهیمه، زنده بودن و بازگشت بهبود بعد از ۵ سال و…

همه این اتفاقات بر روی کاغذ و به عنوان ایده‌های فیلمنامه برای فصل جدید این مجموعه چشمگیر و خواندنی هستند، اتفاق ناخوشایند این است که اگرچه همه آنها در فصل جدید مطرح شدند اما به شکلی پرورش نیافته و خام دستانه از آنها استفاده شد. هیچ کدام از آنها یک موقعیت جذاب نمایشی (دراماتیک) بوجود نیاورد و بیشتر به یک موقعیت صرفا متکی بر کلام انجامید.

انصافا یک سوم ابتدایی (۵ قسمت اول) فصل ۶ بهتر از ادامه آن بود و از زمان برگشتن بهبود به بعد دیگر روند شلختگی و پاره پاره شدن داستان کاملا مشهود شد و به قولی سقوط پایتخت ۶ رقم خورد تا جایی که در قسمت ۱۵ در واقع تمام حدود ۷۰ دقیقه این قسمت به ۳ موقعیت حرف زدن بهبود و نقی/ حرف زدن دلال فوتبالی با بهتاش و ارسطو و حرف زدن نقی و هما در ماشین خلاصه شده است!

مخاطبان هم در فضای مجازی هر کدام به نوعی به این مشکلات سریال اشاره کردند، علی الخصوص اتفاقی که از همان ابتدا با سیلی از انتقاد همراه بود عوض شدن شکل مناسبات خانواده و رعایت نکردن بزرگتر، کوچکتر در این فصل جدید بود که بیشتر به شکل برخوردهای بهتاش با نقی و دیگر اعضای خانواده برمی‌گشت که گفته می‌شد نمایش چنین رفتارهایی در یک سریال پربیننده بدآموزی دارد.

از دیگر نکات قابل نقد طولانی شدن صحنه‌ها و بحث‌های کش‌دار و زمانبر درباره اتفاقاتی بود که می‌توانست خیلی سریعتر خاتمه یابد ولی همچنان حرف و حرف و حرف و عاقبت هم هیچ. همان مطلب یا نکته‌ای که قرار بود در ۱ دقیقه مطرح شود را ۵ برابر یا بیشتر طول می‌دادند.

شاید نبود مرحوم خشایار الوند در نگارش فیلمنامه پایتخت ۶ دلیل اصلی چنین اتفاقاتی باشد ولی بهرحال از محسن تنابنده به عنوان ایده پرداز اصلی پایتخت بعد از ۶ فصل چنین اشتباهاتی بعید است.

در کل پایتخت ۶ ارجاعاتی به شرایط‌های مختلف اجتماعی از گرانی و مشکلات معیشتی گرفته تا نمایندگان مجلس و فضای اطراف آنها، اهدا اعضا، دلالی در فوتبال و … را با خود داشت که از نکات جذاب آن بود.

سریال پایتخت یکی از نقاط قوتش جلو رفتن بر مدار اتفاقات روز جامعه بوده و هست و در همین فصل هم بحث روزی مانند کرونا را وارد داستان کردند و بهبود را به آن ارتباط دادند.
در قسمت پانزدهم و نشان دادن رحمت و همسرش سواربر موتور در ماه عسل یکی دیگر از عجایب فصل ششم است.

همان چند پلان از رحمت و همسرش سوار بر موتور در جاده، با قایق وسط دریاچه و حرف زدن از روشن بودن لامپ موتور، فورا ذهن را درگیر سه فیلم قبل از انقلاب کرد: «همسفر» ، «ممل آمریکایی» و «در امتداد شب». ۳ فیلم که همیشه در ادبیات صدا و سیما و طیف فکری نزدیک به آنها سمبل فیلمفارسی وحتی فساد و فحشا در سینمای قبل از انقلاب بوده است، حال ارجاعات نوستالژیک به آنها در تلویزیون پخش می‌شود! با فضای موسیقی یادآور همان فیلم‌ها!

معلوم نیست سازندگان پایتخت چه موقعیتی را پیش روی خود و مخاطب می‌بینند؟ یک نوع از سرگردانی دیده می‌شود.
آیا برای جذابیت داستان به چنین تمهیدی روی آورده‌اند؟ مصالح داستانی کم آمده است؟ خواسته‌اند شوخی با آن فیلم‌ها بکنند؟ یا صرفا خواسته اند یک کار بامزه انجام دهند؟

بهرحال هر چه باشد عجیب‌ترین اتفاق سریال پایتخت تا به امروز همین چند صحنه کوتاه است که ماه عسل رحمت و همسرش پخش شد!

پایتخت ۶ یک نوع افول از استانداردهای خود سریال پایتخت است و چه حیف است که چنین سرمایه‌ای با چنین موقعیتی مواجه شود، برخی از منتقدان نوشته‌اند که هنرمندان ما خداحافظی در اوج را باید یاد بگیرند، نه وقتی که افول اتفاق افتاد خداحافظی آنها به اقتضای شرایط رقم بخورد.

اعتقاد دارم مجموعه پایتخت هنوز پتانسیل بازگشت و ادامه بسیار بهتر دارد اما به شرطی که از عجله، شلختگی و دست کم گرفتن مخاطب دوری کنند.

 

سیروس الوند : ضدانقلاب‌ها در زمان ساخت پایتخت عوامل ما را تهدید علنی کردند .

در خبرگزاری میزان آمده است : سیروس مقدم درباره پایان سریال پایتخت گفت: با توجه به موفقیت شخصیت بهتاش در فوتبال و حضورش در تیم‌های پایتخت، همچنین مشخص شدن داستان نقی معمولی و ارسطو این خانواده راهی تهران می‌شوند. منتها به مراتب به دلیل شیوع کرونا همه چیز برای ما ناممکن شد و نتوانستیم ادامه فیلمبرداری را در شهر تهران ادامه دهیم.

وی در همین راستا ادامه داد: در ادامه این سریال دو قسمت هشتاد دقیقه‌ای دیگر خواهد داشت که در پخش به چهار قسمت تقسیم می‌شود، پس در ادامه و برای پایان این سریال چهار قسمت دیگر را تقدیم مخاطبان خواهد کرد.

مقدم درباره داستان اصلی فصل ششم پایتخت اذعان کرد: ما در سریال پایتخت همه گونه استایل داستان گویی را تجربه کرده بودیم، در این قسمت پایتخت خواستیم تمرکز را بر التهابات داخلی یک خانواده قرار دهیم، در قسمت‌های قبلی تمام اتفاقات براساس رویداد‌های بیرونی پیش می‌رفت. پایتخت ۶ خانوادگی‌ترین پایتخت است، زیرا ما خودمان را از التهابات بیرونی خلاص کردیم و خواستیم به درونیات خانواده بپردازیم.

وی در همین رابطه تصریح کرد: ما باید بپذیریم که خانواده نقی معمولی ربات نیست و همزمان رشد جامعه رشد خواهد کرد، این خانواده همراه با جامعه و خانواده ایرانی پیش می‌رود.

مقدم درباره برخی چالشهای خانوادگی خانواده معمولی ادامه داد: از نظر من شاید چون قصه تمام نشده برخی از نقدها کامل نباشند، به نظر من باید ساختارگرا به اثر نگاه کنیم، پایتخت شش روایت کلاسیک خاص خود را دارد، یعنی آدمهایی که به هیچ وجه انتظار اتصال آنها وجود ندارد به یکدیگر نزدیک می شوند و در لحظه آخر با آمدن شخصیتی که قبلا بوده همه روابط تغییر می کند.

وی ادامه داد: من نمیخواستم از شخصیت های پایتخت قدیس بسازم، این شخصیتها نمونه ای از خوبی و بدی هستند، همه تماشاگران به رحمت، فهمیه و بهبود پایتخت حق میدهند. این شخصیت وقتی قابل قبول می شوند که خوب و بد داشته باشند.

مقدم در پاسخ به سوال محمود گبرلو پیرامون نظر برخی منتقدین مبنی بر نبود قصه در پایتخت شش تصریح کرد: در ابتدا بگویم اهمیت زنده یاد خشایار الوند در پایتخت انکارناشدنی است، الوند یکی از مهمترین ارکان این سریال بود. البته این را بگویم نطفه اصلی پایتخت با محسن تنابنده بوده است و بعد از آن نویسندگان اضافه شدند، به عنوان مثال در فصل دوم اصلا زنده یاد الوند حضور نداشت. یا در پایتخت پنج از سفر به ترکیه وی به کار اضافه شد.

وی در همین رابطه افزود: الوند بعد از سالها حضور در کنار کار به لحن و لهجه و قصه آشنا بود، وی مدیوم تلویزیون را به خوبی می شناخت، مثلا میدانست بعد از دو سکانس پردیالوگ باید فضاسازی انجام دهد. ما شاید در پایتخت شش با این نقیصه روبرو بودیم اما این را بگویم که تمامیت فیلمنامه با محسن تنابنده بود.

الوند درباره دلیل گوینده بودن شخصیت هما اضافه کرد: اگر این شخصیت به عنوان گوینده انتخاب شده به این دلیل بود که بعد از حضور بهبود احسان علیخانی بتواند از وی برای حضور در مجموعه ماه عسل دعوت کند. من معتقدم پایتخت شش دارای یک قصه اصلی بود و خرده روایت ها به آن قصه اصلی کمک می کنند.

وی افزود: قصه بهبود بخش مهم این سریال است، این قصه از همان ابتدای سریال داستانش کاشته شده است، بعد از بازگشت بهبود تازه چالش‌های قصه آغاز می شود، پس به همین دلیل اشاره به کلاسیک بودن داستان پایتخت شش دارم. این مهمترین خط داستانی موجود در این فصل پایتخت است. خط داستانی پایتخت شش از همان ابتدا به آرامی اوج می گیرد.

الوند در اخبار متعدد پیرامون سریال پایتخت تاکید کرد: به نظر من باید زاویه و دریچه نگاه در اثری همچون پایتخت باید دریچه طنز و کمدی باشد، اگر از دریچه طنازی و شوخی به برخی اتفاقات نگاه کنیم در یک اثر کمدی می توانیم برخی الهامات داشته باشیم. مثلا در پایتخت یک در بخشی از سریال صحنه ها برداشتی از جیمز باند بود، این به دلیل فضای کمدی اثر بود و دلیلی بر کپی برداری از آنها نیست، مثلا در صحنه بهتاش از موسیقی راکی استفاده کردیم، این دلیل نمی شود که ما سیلوستر استالونه را دوست داشته باشیم.

وی درباره حواشی اخیر پیرامون سریال پایتخت افزود: نظرات زیادی از سوی ضدانقلاب آن سمت آبها که ما را در زمان ساخت پایتخت تهدید علنی کردند مطرح شد، چطور می‌شود که نظرات دوستانی در داخل که شاهد تلاش ده ساله و دلسوزانه تیم پایتخت هستند با ضدانقلاب یکی می‌شود؟ این چیزی است که حال من را خراب می‌کند ما فکر می کردیم به خاطر اینکه در ایام کرونا جانمان را کف دستمان گذاشته و برای مردم اثری را آماده کرده ایم تقدیر می شویم، اما انگار همه می خواهند که این گروه به جای تقدیر توبیخ شوند. من حالم خراب شده چون ما تماما میخواهیم خدمت کنیم اما برخی آن را خیانت تلقی می کنند.

الوند در پایان برنامه گفت: هر اثر هنری قطعا نقص‌هایی دارد زیرا ما آدمهای کاملی نیستیم و کاملا نقص ها را می پذیریم اما در هیچ جای دنیا اثری کامل وجود ندارد. ما همواره پذیرای نقدهای اصولی پیرامون پایتخت هستیم، منتها باید صبر کرد و تا پایان این سریال را دید تا بسیاری از داستان ها به پایان برسند و تکلیف منتقد با اثر روشن شود.

اشتباه و بی‌توجهی است یا فتنه‌انگیزی ستون پنجم دشمن 

دستور ویژه رئیس صداوسیما برای بررسی حواشی قسمت آخر پایتخت۶

با تشکر و تقدیر از زحمات گسترده معاون سیما، مدیران شبکه‌ها و همکاران تلویزیون در تولید و پخش برنامه‌های متنوع و جذاب نوروزی و کسب نصاب بالا در میزان جذب مخاطبان آغاز شده است، تصریح کرده است: از آنجا که برخی از موارد ( از قبیل قسمت پایانی سریال پایتخت) نسبت به ضوابط و چارچوب‌های رسانه ملی دقت لازم را نداشته‌اند و تلاش‌های شبانه‌روزی صورت گرفته در بخش‌های مختلف سازمان صدا وسیما را تحت‌الشعاع حاشیه‌سازی‌هایی قرار داده‌اند لازم است این موضوع بررسی دقیق و همه جانبه شود.

رئیس سازمان صدا وسیما در پایان خطاب به میرباقری تاکید کرده است: انتظار دارد ضمن برخورد مناسب، برنامه‌ریزی لازم برای پیشگیری از تکرار چنین مواردی صورت گیرد.

 

 

مربوطه به : فرهنگیهنرمنداناجتماعیسینما و تلویزیوناخبار ویژهاخبارپایگاهاخبار

کانال تلگرام بقاع نیوز امامزادگان

RSS

دیدگاه شما :