fuck google fuck google fuck google
کدخبر : 20620 |

متن فیلمنامه مردان آنجلس در تلفیق  سه عنصرتاریخ، پیام دینی، زندگی روزانه موفق نبوده


مردان آنجلس از دیالوگ قوی و جذّابی  برخوردار نیست

یاران غار شماری خداپرست بودند که اندکی پس از میلاد مسیح و پیش از گسترش مسیحیت در زمان فرمانروایی یکی از پادشاهان روم باستان با نام دقیانوس در سرزمین فیلادلفیا زندگی می‌کردند و همگی جز یکی از آنان که چوپان بود از بلندپایگان (اشراف) و درباریان بودند و ایمان خود را پنهان نگاه می‌داشتند.

نام اینان به کاملترین شرح این‌گونه است: تملیخا – مکسینا_مرطوس – نیرویس – کسطومس – دنیموس – ریطوفس – قالوس – محسلمینا، که به «یاران غار» (اصحاب کهف) آوازه دارند. دسیوس آنها را فراخواند و از آئینشان پرسید که پاسخ دادند ما مسیحی هستیم.

دسیوس آنها را به زندان انداخت و یک شب زمان داد تا در باور خویش بازنگری کنند و از مسیحیت دست بکشند. چون شب فرارسید «یاران غار» از زندان دسیوس گریختند و در بیرون شهر به کوه بیجلوس پناه بردند. نزدیک کوه شبانی بود به نام دنیموس که گوسفندان را نگاهبانی می‌کرد. «یاران غار» دین و آئین تازه را بر شبان نمایاندند و از او پناه خواستند دنیموس شبان دین ایشان پذیرفت و گوسفندان را به حال خود گذاشته با آنها در یکی از شکافها و غارهای سخت‌گذر کوه که دور از نگاه گذرکنندگان بود پنهان شد. به همراه شبان سگی بود بنام قطمیر که هرچند آن سگ را می‌زد بازنمی‌گشت و با هفت تن «یاران غار» به درون غار رفت.

چون آنها بخفتند قطمیر دستها پیش دراز کرد و چنان‌که عادت سگ باشد دهان به سر دست نهاده در خواب ژرفی فرورفت. پس به خواب رفتند و پس از ۳۰۹ سال بیدار شدند.

چون آفتاب نیمروز دیدند پنداشتند که شب گذشته سپیده‌دم در غار شده بخفتند و اکنون بیدار گشتند. یکی از آنان به نام تملیخا چند درم به مهر و سکهٔ دسیوس بازار برد تا آذوقه خریداری کند. خانه‌ها و بازارهای شهر در دید تملیخا شگفت آمد. نزدیک نانوا شد و درم و سکهٔ زمان دسیوس نشان داد و نان خواست. نانوا گفت این سکه از کجا آوردی؟ تملیخا گفت روز پیش از شهر بیرون بردم مگر مهر دسیوس را نمی‌بینی؟ نانوا که مردی عامی بود دسیوس را نشناخت و نان نداد. نانوا و تملیخا سرگرم گفتگو بودند که یکی از سرهنگان در رسید و تملیخا را نزد فرماندار شهر برد. فرماندار شهر چون سکه دسیوس بدید گفت که او در شمار «یاران» و از زمان دسیوس است زیرا افسانهٔ ایشان را در انجیل خوانده بود. پس روحانیون ترسایی را فراخواند تا داستان را خود از زبان تملیخا بشنود تملیخا در پاسخ روحانیون گفت: من و یارانم از ترس دسیوس دیروز از این شهر بیرون رفتیم و در کوه بیجلوس بغاری پنهان گشتیم. امروز از خواب برخاستیم و من به شهر آمدم تا با این پولها نان و آذوقه خریداری کنم و امشب از اینجا برویم.

فرماندار شهر به تملیخا گفت: از زمان دسیوس تا این ساعت مدت ۳۰۹ سال می‌گذرد. کسی به نام عیسی آمد و افسانهٔ شما را در انجیل خود آورده است. ما مسیحی هستیم و از روش عیسی پیروی می‌کنیم. یاران تو کجایند؟

از مهمترین سؤالات و در عین حال جالب توجه ترین آنها در میان نسل جوان آن است که قرآن کریم چگونه می تواند به نیازهای مختلف روحی آنها در دنیای امروز جواب مناسب دهد؟ ین گروه وقتی تأکید عده ی بر لزوم گریش و اعتقاد به قرآن را می بیند از خود می پرسند: بود و نبود قرآن چه تأثیر ملموس و محسوسی در زندگی من دارد؟ وقتی در یکی از برنامه هی سیما، دست اندرکاران سریال تلویزیونی «مردان آنجلس» را دیدم که از چگونگی ارتباط بین پیام قصّه داستان اصحاب کهف و نسل جوان امروز، سخن می گفتند، این سؤال بطور جدّی بریم مطرح شد که یا ین سریال در جواب به آن سئوال اساسی موفّق بوده است یا نه؟ گرچه جای سپاس و تقدیر است که دست اندرکاران، در تهیه این مجموعه عظیم و پرهزینه، وجهه همّت خود را متوجه به تصویر کشیدن پیامی کرده اند که ما در منابعمان، بجز قرآن منبع دیگری بری آن نمی یابیم، ولی به دو دلیل من چندان توفیقی در تحقق آن هدف «یعنی ارتباط بین یک پیام قرآنی و بخشی از مشکلات نسل جدید» نمی بینم.

۱ـ آنچه می تواند یک پیام را به نحو شیسته به مخاطب انتقال دهد، دیالوگ و گفتگوی قوی، منسجم و ادیبانه ی است تا پیام در مغز و روح بیننده اثر کند و بر جان و دلش بنشیند. اگر ین پیام، یک پیام دینی باشد که از یک واقعه تاریخی نیز الهام گرفته باشد، نیاز به ین مهم، دوچندان و اگر پیام کتاب مقدسی باشد که خود در اوج فصاحت و بلاغت است، ین نیاز چند برابر است. در واقع، نویسنده باید با توجه به سه نکته مهم، پیام را به شکل روز در آورد: تاریخ، پیام دینی، زندگی روزانه مخاطب.

فکر می کنم، متن فیلمنامه در تلفیق ین سه عنصر موفق نبوده است. علی القاعده ریختن ینچنین موضوعاتی، در قالب یک رمان تاریخی با الهام از رمان روانی، می تواند هدف فوق را تأمین کند. در یک رمان روانی لازم است نویسنده به حالت هی مختلف شخصیت داستان خود توجّه کند و آنها را بیان نمید.او بید بتواند در نوشتاری روان، انگیزه کردارها و گفتارها را با توصیف دقیق حرکات و اعمال افراد داستان ترسیم کند، تا تعریف رمان روانی «یعنی تفسیر زندگی نامریی انسان» محقق شود بری نمونه، در کتاب جنگ و صلح «تولستوی» نویسنده به تحلیل روانی بازیگران صحنه پرداخته و آنچنان به حالات دست، پا، چشم، ابرو، لب و حتی طرز لباس پوشیدن، راه رفتن، خندیدن، حرف زدن توجه کرده که خواننده با خواندن چند سطر از کتاب، وارد صحنه می شود و متأسفانه بید گفت: متن فیلمنامه از ین جهت بسیار ضعیف است. از نظر تاریخی و نمیش موارد عینی دو جبهه حق و باطل با تمام توان و قدرت خود وارد صحنه نمی شوند و چندان موارد عینی و خارجی از دو جبهه به نمیش گذاشته نمی شود متن نیز داری دیالوگ قوی و جذّابی نیست که دو فرهنگ در حال جنگ بتوانند اندیشه خود را با جملاتی ادیبانه و برخوردار از فصاحت و بلاغت کافی در ذهن بیننده تابلو کنند. چنانکه در سریال امام علی(ع) ین نکته کاملاً مشهود و ملموس بود. به هر حال فقدان توجه به ین امور سریال را به طرفی سوق داده است که گویا بیننده هیچ حرفی بری زمان خود در آن نمی یابد یعنی نه مشکل ذهنی و سؤال بری مخاطب درست می کند و نه به دنبال حل کردن مشکلی از مشکلات مخاطب امروز خود است و در نتیجه قرآنی که بید در فتنه ها بدان پناه برد از ین جهت به یک منبع تاریخی و تقریباً غیر قابل مصرف یا کم مصرف تبدیل می شود و ی کاش تهیه کنندگان ین سریال درصدی از خرج دکور و لباس و… را صرف تهیه محتویی جذّابتر می کردند. البته چه بسا قدری از ین عدم توفیق وابسته به بازیگران و نوع نقش آنها باشد که ین مقوله ی دیگر که به آن نمی پردازیم.

۲ـ همچنانکه در تفاسیر مختلف آمده است در مورد نوع دین و مذهب اصحاب کهف اختلاف است. بعضی از آنها یشان را مسیحی و بعضی یهودی و بعضی دیگر مجوسی می دانند. لذا بعضی از مفسرین صرف نظر از ین موضوع به تفسیر یات پرداخته اند! گویا خود قرآن کریم نیز به عدم ذکر ین نکته عنیت داشته و چه بسا اصلاً پیرو دین خاصی نیز نبوده اند ولو از نظر تحقیقات تاریخی حدود یکصد سال بعد از میلاد مسیح(ع) ین قضیه اتفاق افتاده باشد و اولین نقل قول ها از طریق مسیحیان باشد به هر حال آنچه قرآن کریم بدان پرداخته و دنبال رساندن آن است مقابله دو نوع نگرش به دنیا و مبدأ هستی است مقابله بین خداپرستان و بت پرستان. و جالب تر آنکه آنچه در ین داستان بسیار مهم است توجه به توحید فطری و پیامبر درونی است یعنی یک خودباوری و خداباوری درونی «اذ قاموا و قالوا…». پس یکی از نقاط ثقل داستان همین امرمی باشد ولی در سریال مردان آنجلس آنچه اتفاق می افتد روییی مسیحیان با حاکمان بت پرست و مدعیان خداوندی است و افراد با موعظه و رفتار واعظ مسیحی منقلب می شوند و مؤمن. البته ین حالت بری ماکسی میلیان کمتر است. عدم توجه به ین نکته آنجیی بیشتر مورد تعجب واقع می شود که در ین سریال یهودیان آزادند و کسی با آنها کاری ندارد و حتی جاسوس ژولیوس یک نفر یهودی است و ین امر حالت مقابله بین کفر و یمان را از بین می برد و در مجموع توافق بین یهودیان و بت پرستان و مقابله با مسیحیان را نشان می دهد و ین کاملاً مخالف روح حاکم بر همه یاتی که در سوره کهف آورده آمده است. سریال از جهات دیگر تطبیقش با قرآن قابل تأمل است که نقد آنها را به فرصت هی بعد موکول می کنیم.

منبع : پایگاه اگلاع رسانی حوزه

مربوطه به : فرهنگیسینما و تلویزیوناخبارپایگاهاخبار

کانال تلگرام بقاع نیوز امامزادگان

RSS

دیدگاه شما :